بلاگ

  • شین اونوی لنن مستند «جان و یوکو» و خاطرات خانوادگی را به اشتراک می‌گذارد

    مصاحبه‌های سینمایی

    آیلسا چانگ از NPR با شین اونوی لنن دربارهٔ آنچه مادرش به او آموخته است، و مستند جدید دربارهٔ والدین مشهورش، یک به یک: جان و یوکو. گفتگو می‌کند.

    آیلسا چانگ، میزبان: تنها نمایش کامل‌مدتی که جان لنن پس از جدایی بیتلز اجرا کرد، در سال ۱۹۷۲، کنسرت‌های «یک به یک» در مادیسن اسکوئیر گاردن نیویورک بود. این اجراها نور به شرایط بسیار نامناسب یک مرکز برای کودکان معلول انداختند. جان لنن و همسرش، یوکو او نو، به‌تازگی به ایالات متحده نقل مکان کرده بودند و یک مستند جدید به نام «یک به یک: جان و یوکو» به ۱۸ ماهی که در یک آپارتمان گرینویچ ویلیج زندگی می‌کردند و به فعالیت‌های سیاسی اختصاص دادند، می‌پردازد. این مستند هم‌اکنون در HBO به‌صورت استریم در دسترس است و پسرشان، شین اونوی لنن، تهیه‌کننده اجرایی فیلم بود. او می‌گوید اصل راهنمایی که پشت فعالیت‌های سیاسی والدینش بود، ساده بود.

    شین اونوی لنن: می‌دونی، صلح و عشق پاسخ هستند. در یک نقل قول معروف پدرم می‌گوید که نمی‌توان با خشونت با کسی مبارزه کرد، چون خشونت زبانی است که «قدرت‌ها» می‌فهمند. اما چیزی که آن‌ها نمی‌توانند تحمل کنند، عشق و شوخ‌طبعی است. به نظرم این دقیقاً تمام ماجرا را خلاصه می‌کند.

    چانگ: به‌نظر می‌رسید والدینش در فعالیت‌های سیاسی جدانشدنی بودند. منظورم این است که ترکیب اسم‌های جان و یوکو به‌تنهایی یک موجودیت مستقل داشت. بنابراین از شین پرسیدم که چقدر سخت بود برای مادرش هویتی جدا و متمایز از پدرش بسازد؟

    س. لنن: این یک داستان پیوسته بود که در تمام طول زندگی‌ام ادامه داشت و فکر می‌کنم یک پایان خوش دارد؛ چرا که در حدود یک دههٔ اخیر، روشن شد که جهان به تقدیر مادرم برای آنچه که اوست، رسیده است. اما می‌خواهم این نکته را کمی متفاوت بیان کنم؛ او نیازی به ساختن هویت نداشت، چون او یکی از قوی‌ترین و متمایزترین هویت‌ها را دارد که تا به حال در کسی ندیده‌ام.

    چانگ: (خنده).

    س. لنن: اما بیشتر این است که جهان باید به‌سوی شناخت او به‌عنوان همان‌که هست، پیش می‌رفت…

    چانگ: بله.

    س. لنن: …یا همان‌که او هست.

    چانگ: بله. برای کسانی که هنوز نمی‌دانند، یوکو او نو پیش از آشنایی با پدرتان یک کارنامه هنری بزرگ و پرجنب‌وجوش داشته است. در واقع، او همچنان این کارنامه بزرگ و پرشور را ادامه می‌دهد. به‌نظر می‌رسد که دید عموم نسبت به یوکو او نو بازنشانی واقعی پیدا کرده است؛ از زنی که به‌گمان باعث جدایی بیتلز شد تا زنی که همیشه چشم‌انداز هنری و صدای منحصر به‌فردی داشته و هنوز هم دارد، همان‌طور که اشاره کردید…

    س. لنن: خب، یک نکته‌ای که مادرم همیشه می‌گفت این بود که تمام انرژی منفی، همان‌طور که می‌دانید، نفرتی که به‌سوی یوکو وجود دارد، را می‌گیرد و می‌گوید این انرژی فقط انرژی است؛ می‌توان آن را به هر چیزی که می‌خواهید تبدیل کرد. او همیشه می‌گفت که این انرژی منفی را به چیزی مولد و خلاق تبدیل می‌کند. من او را در این کار می‌دیدم؛ هرگز این انرژی او را پایین نگرفت و هرگز مانع خلق و ارائهٔ خود او نشد. واقعا فکر می‌کنم این کار به او پاداش داده است. در نهایت، این باعث شد که احساس خوبی نسبت به زندگی‌ام داشته باشم، چون هرگز نمی‌دانید مردم چه زمانی به‌خوبی قدر شما را درک می‌کنند، اگر فقط ادامه دهید و تسلیم نشوید.

    چانگ: به نظرت هنوز بیشترین سوءتفاهم در مورد یوکو او نو چیست؟

    س. لنن: خوب، بیشترین سوءتفاهم این است که مردم فکر می‌کنند او نمی‌تواند آواز بخواند.

    (خنده)

    س. لنن: چون می‌خواهم بگویم…

    چانگ: شما باید این مستند را ببینید، دوستان…

    س. لنن: بله.

    چانگ: …چون بله، من با شما موافقم.

    س. لنن: راستی، می‌فهمم. من مردم را برای عدم قدردانی از سبک خاصی از صداهای آزمایشی مادرم سرزنش نمی‌کنم. اما نکتهٔ ناخوشایندی که به‌نظر من وجود دارد این است که این نوع پیشرو و صدای فریادآمیز او، به‌طور قابل‌توجهی زیبایی آهنگ‌های سنتی و زیبایی که او نیز می‌سراید، زیرساخت می‌کند.

    چانگ: بله.

    س. لنن: تقریباً هیچ‌کس این‌ها را نمی‌شنود چون به آن‌ها توجهی نمی‌شود. اما من فکر می‌کنم او به‌خوبی می‌خواند و می‌نویسد و جنبه‌های متعددی در واژگان موسیقی‌اش دارد.

    چانگ: می‌دانید، من تمام عمرم طرفدار بزرگ بیتلز بوده‌ام، اما تا وقتی این مستند را تماشا نکردم، هرگز صحنه‌ای از پدرتان که آهنگ «مادر» را می‌خواند، ندیده بودم. این آهنگ دربارهٔ احساس پدر شما نسبت به از دست دادن هر دو والدینش است، یک نوع فقدان متفاوت. تماشای چهرهٔ پدرتان در حین خواندن «مادر» برای من بسیار تأثیرگذار بود و من را به فکر دربارهٔ شما انداخت. احساس شما هنگام دیدن این اجرا که پدرتان به‌دنبال سوگ از فقدان والدینش می‌خواند، چطور بود؟ چون به‌وضوح، شما نیز باید از فقدان یکی از والدین‌تان سوگواری کنید. نظر شما دربارهٔ این موضوع چیست، چه چیزی را با پدرتان در مورد از دست دادن حداقل یک والدین به اشتراک گذاشتید؟

    س. لنن: خب، می‌دانید، باید بگویم این اجرا سنگین است، رفیق. این یک اجرای سنگین بود، به‌خصوص همان‌که به‌آن اشاره کردید. اما چیزی که بیشتر به یاد دارم این است که لحظه‌ای او کلید اشتباهی را روی وُرلِیتزر می‌زند و یک لبخند شیطنت‌آمیز می‌دهد…

    چانگ: (خنده).

    س. لنن: …و به‌نوعی به مخاطبان لبخند می‌زند، گویی این اشتباه را می‌پذیرد. این برای من خلاصهٔ پدرم است.

    چانگ: بله.

    س. لنن: حتی در جدی‌ترین لحظات، او همیشه می‌توانست شوخی کند یا شما را به خنده ‌بیندازد.

    چانگ: عشق و شوخ‌طبعی.

    س. لنن: بله، دقیقاً. بنابراین فکر می‌کنم این جوهرهٔ زیبایی مورد علاقه‌ام دربارهٔ جان و یوکو این است که آن‌ها دربارهٔ مسائل جدی صحبت می‌کنند، اما با شوخ‌طبعی و سرگرمی فراوان این کار را انجام می‌دهند. منظورم این است که به «پروتست در تخت» نگاه کنید، می‌دانید؟ خیلی خنده‌دار است. آن‌ها به‌طور واقعی…

    چانگ: (خنده) در تخت.

    س. لنن: آن‌ها در تخت بودند و همه به آن‌ها می‌خندیدند. حتی امروزه می‌بینم مردم دربارهٔ «پروتست در تخت» صحبت می‌کنند، می‌گویند آن‌ها خدمتکار داشتند و در حال اعتراض بودند. می‌پرسند چرا خودشان تخت‌ خود را نمی‌ساختند؟ من می‌گویم شما فقط به این کار افتادید…

    چانگ: درست.

    س. لنن: …چون تمام این کار برای جلب توجه به جنبش صلح بود. خنده‌دار بود و آن‌ها می‌دانستند که خنده‌دار است.

    چانگ: خب، تو و پدرت به‌طرز مشهور تاریخ تولد مشترکی یعنی ۹ اکتبر دارید؛ که به‌طور اتفاقی، شین، تاریخ تولد پدر من نیز ۹ اکتبر است.

    س. لنن: واقعاً؟

    چانگ: بله.

    س. لنن: جالب است.

    چانگ: بله. تو…

    س. لنن: آیا حس می‌کنید ویژگی‌های شخصیتی مشترکی میان شما وجود دارد؟

    چانگ: اوه خدای من! پدرم طرفدار بزرگ پدرت است. بله، پدرم می‌تواند به‌طور کامل در سنگین‌ترین لحظات جدی بخندد، حتی وقتی همه‌مان احساس سنگینی می‌کنیم (خنده).

    س. لنن: بله. بله.

    چانگ: پس یک ارتباط وجود دارد.

    س. لنن: بله.

    چانگ: اما می‌خواستم از تو بپرسم – تو اکنون ۵۰ ساله‌ای. تو یک دهه از سنی که پدرت در زمان مرگش داشت، بزرگ‌تر هستی.

    س. لنن: بله.

    چانگ: چقدر به این موضوع فکر می‌کنی، درباره این‌که چقدر طولانی‌تر از پدرت زندگی کرده‌ای؟

    س. لنن: کمی عجیب است. احساس می‌کنم – این یک چالش وجودی است چون او را که در اواخر سی‌سالگی‌اش بود می‌بینم و او را بزرگ‌تر از من می‌بینم. نمی‌توانم جلوی این را بگیرم. نمی‌دانم آیا این …

    چانگ: چون او پدرت است.

    س. لنن: …آیا این تغییر می‌کند؟ بله، دقیقاً. یا همان‌طور که می‌دانید، این شبیه به روشی است که مادرم به من نگاه می‌کند و هنوز من را کودک می‌بیند.

    چانگ: بله.

    س. لنن: …و این احساس به‌نظر می‌رسد هرگز تمام نمی‌شود. پس کمی دیس‌پوزیشن شناختی وجود دارد، بگویم. برایم سخت است باور کنم که من بزرگ‌تر از او بوده‌ام. ولی همچنین، به دلایلی، شاید ژن‌های ژاپنی‌ام یا هرچیز دیگری، احساس می‌کنم که شاید همچنان از او جوان‌تر به‌نظر می‌آیم.

    چانگ: آسیایی‌ها پیر نمی‌شوند.

    س. لنن: بله، دقیقاً. من می‌گویم «زردها پیر نمی‌شوند».

    چانگ: (خنده) این قافیه بهتر است.

    (خنده) بله، اما نمی‌دانم آیا این از نظر سیاسی صحیح است یا نه.

    چانگ: (خنده).

    (بخش صوتی آهنگ «مادر»)

    جان لنن: (می‌خواند) خداحافظ، خداحافظ.

    چانگ: شین اونوی لنن تهیه‌کننده اجرایی مستند جدید «یک به یک: جان و یوکو» است. خیلی خوشحالم که با تو صحبت کردم، شین. واقعاً همین‌طور بود.

    س. لنن: ممنون.

    (بخش صوتی آهنگ «مادر»)

    جان لنن: (می‌خواند) پدر، تو من را ترک کردی. اما من هرگز تو را ترک نکردم.

  • مدیر KISS درباره مستند تور وداعی آینده: 'شما یک سمت کاملاً متفاوت از KISS می‌بینید که تا به‌حال می‌دیدیم نیست'

    در یک پنل گفتگو که در تاریخ ۱۵ نوامبر در برنامهٔ “KISS Kruise: Landlocked In Vegas” در مجموعهٔ هتل و کازینو Virgin Hotels در لاس‌وگاس برگزار شد، مدیر طولانی‌مدت KISS Doc McGhee دربارهٔ وضعیت مستند تمام‌طولانیِ آینده که به تور وداعی پنج ساله و شامل ۲۵۰ تاریخ «End Of The Road» می‌پردازد، صحبت کرد؛ این تور در دسامبر ۲۰۲۳ با دو نمایش نمادین در Madison Square Garden نیویورک به پایان رسید.

    «ما همیشه سعی کرده‌ایم آنچه انجام می‌دهیم را به‌دقت به تصویر بکشیم»، McGhee گفت (به‌دست Clay Marshall برای BLABBERMOUTH.NET). «باید روش «پرنده‌ بر روی دیوار» (fly‑on‑the‑wall) را به کار می‌گرفتیم، زیرا اگر این کار را نکنیم، همه تبدیل به بازیگر می‌شوند و کار خسته‌کننده می‌شود. واقعاً باید راه‌حلی پیدا می‌کردیم و تنها راه این است که افرادی را داشته باشیم که به آن‌ها اعتماد کنیم تا تمام روز در کنار ما بنشینند و فیلم‌برداری کنند. ما این کار را به‌مدت پنج سال انجام دادیم — از سال ۱۹ آغاز کردیم — بنابراین برای ما مهم بود که از قالب معمول KISS/WWE دور بمانیم. KISS به نحوی شبیه WWE است — همیشه «روشن»‌اند و این‌چنین. می‌خواستیم تمام لحظات الهام‌بخش را به‌دست آوریم تا قلب KISS را ببینید. این کار زمان‌بر بود و ما هزاران ساعت از این مواد داریم. ما این‌ها را به‌مدت دو سال تدوین می‌کنیم تا چیز مناسب را پیدا کنیم و فکر می‌کنم ترکیبی عالی به‌دست آورده‌ایم. فکر می‌کنم وقتی آن را می‌بینید، سمت کاملاً متفاوتی از KISS می‌بینید که تا به‌حال به آن عادت نداریم. این پیوند را می‌بینید. فکر می‌کنم این تجربه فوق‌العاده‌ای خواهد بود که سپس ما را به بایوپیک (فیلم بلند پیش رو ‘Shout It Out Loud’) می‌برد و سپس به نمایش آواتار. در حال حاضر ستون‌های اصلی را برای آینده آماده کرده‌ایم.»

    مستند هنوز تاریخ انتشار تعیین نکرده است. McGhee توضیح داد: «یکی از چیزهایی که همیشه سعی می‌کنیم انجام دهیم این است که تا زمانی که آماده نباشیم، هیچ‌چیزی را منتشر نمی‌کنیم. چه نمایش آواتار باشد یا هر چیز دیگری، اگر طولانی‌تر شود، طولانی‌تر می‌شود. اگر این پروژه طولانی‌تر شود، طولانی‌تر می‌شود. اگر فیلم طولانی‌تر شود… ما این فیلم را هفت سال است که در حال ساخت آنیم. نیازی به ساخت یک فیلم نداریم و نیازی به ساخت یک مستند نداریم. ما باید یک مستند فوق‌العاده، یک نمایش آفاتار فوق‌العاده و بهترین فیلم موجود را بسازیم و فکر می‌کنم بهترین تیم را برای این کار داریم.»

    اگرچه این گروه دیگر به‌صورت فعال به تورهای زنده نمی‌پردازد، McGhee می‌گوید که پروژه‌هایی مانند مستند، نمایش آواتار و بایوپیک نشان می‌دهند که «پایان واقعی مسیر» برای KISS هنوز در چشم‌انداز نیست. «در دنیای امروز، فناوری‌ای که در اختیار داریم و تیم افرادی که جمع‌آوری کرده‌ایم، در واقع، جایی که فکر می‌کردم سرعت کارم کم می‌شود، من فقط سخت‌تر کار می‌کنم»، او با خنده گفت. «من بر این باورم که آنچه در دسترس داریم تا به جهان ارائه دهیم، به‌خصوص در زمینهٔ KISS، فراتر از همه ما ادامه خواهد یافت.»

    KISS سفر وداعی خود را در ژانویهٔ ۲۰۱۹ آغاز کرد ولی به‌دلیل همه‌گیری کووید‑۱۹ در سال ۲۰۲۰ مجبور به تعلیق شد.

    “End Of The Road” در ابتدا برای پایان در ۱۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۱ در شهر نیویورک برنامه‌ریزی شده بود. این تور پس از اجراى KISS از آهنگ کلاسیک “Detroit Rock City” در برنامهٔ “America’s Got Talent” در سپتامبر ۲۰۱۸ اعلام شد.

    McGhee از سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۱ BON JOVI را مدیریت کرد؛ دوره‌ای که آن‌ها با آلبوم‌های “Slippery When Wet” و «New Jersey» به بزرگ‌ترین موفقیت‌های تجاری خود رسیدند. او همچنین در طول دههٔ ۱۹۸۰ MÖTLEY CRÜE را مدیریت کرد و به ایجاد Moscow Music Peace Festival در سال ۱۹۸۹ کمک کرد؛ این جشنواره ۱۰۰٬۰۰۰ نفر را جذب کرد و در ۵۹ کشور پخش شد.

    در سال ۱۹۹۵، McGhee مدیریت KISS را آغاز کرد و نظارت بر تجدید دیدار گروه با Ace Frehley و Peter Criss را بر عهده گرفت؛ این تجدید دیدار باعث شد که تور پربازدهٔ ۱۹۹۶ به‌دست آید. سال ۲۰۲۵ نشانگر سی‌امین سال فعالیت او به‌عنوان مدیر این گروه است.

    KISS آخرین اجرا در Madison Square Garden را همراه با خبری که چهار عضو گروه قصد دارند پس از جدایی به‌عنوان آواتارهای دیجیتال ادامه یابند، به‌تمام رساند. گروه در انتهای نمایش اعلام شگفت‌انگیزی کرد؛ خواننده/گیتاریست Paul Stanley به طرفداران گفت: «عشق و قدرت شما ما را جاودانه کرد. اکنون عصر جدید KISS آغاز می‌شود.» این کنسرت ۲۳ آهنگی همچنین به‌صورت زنده از طریق PPV.COM پخش شد.

    KISS بیش از ۲۵ سال پیش یک «تور وداعی» دیگر برگزار کرده بود. پس از یک وقفهٔ کوتاه، گروه از سال ۲۰۰۳ به‌صورت متناوب به تورپردازی ادامه داد.

    “KISS Kruise: Landlocked In Vegas” در تاریخ‌های ۱۴ تا ۱۶ نوامبر در Virgin Hotels لاس‌وگاس برگزار می‌شود.

    این رویداد ویژهٔ طرفداران KISS Army، که به‌صورت مشترک توسط Pophouse، Topeka و Vibee تولید می‌شود، به‌سیماى پنج‌دههٔ کاری گروه و پنجاهمین سالگرد KISS Army می‌پردازد. علاوه بر اجراهای «بدون نقاب» KISS، این هفته‌­‌آخر شامل حضور QUIET RIOT، Stephen Pearcy و Warren DeMartini برای اجرای موسیقی RATT، Bruce Kulick، Sebastian Bach، BLACK ‘N BLUE، KUARANTINE، School Of Rock و دیگران است.

    KISS پیش‌تر یک برنامهٔ مقیم ۱۲ برنامه‌ای در Planet Hollywood لاس‌وگاس در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ تنظیم کرده بود، اما در نهایت تمام تاریخ‌ها لغو شد.

    KISS باس/خواننده Gene Simmons به Rolling Stone در مصاحبه‌ای در نوامبر ۲۰۲۳ گفت که کنسرت دوم Madison Square Garden از «End Of The Road» نشاندهنده «آخرین حضور KISS در میکاپ» خواهد بود.

  • کتاب کیوین گوتز، مدیر Screen Engine، «چگونه در هالیوود موفق شویم» به قفسه‌ها رسید

    کیوین گوتز و کتاب او «چگونه در هالیوود موفق شویم»
    کیوین گوتز و کتاب او «چگونه در هالیوود موفق شویم» – با تشکر

    کیوین گوتز، بنیان‌گذار و مدیرعامل Screen Engine، کتاب جدیدی با عنوان چگونه در هالیوود موفق شویم: رازهای موفقیت در صنعت سینما از انتشارات Simon & Schuster تحت شاخه Simon Element منتشر کرده است.

    با ترکیب داستان‌های داخلی، دهه‌ها تجربه و نکات عملی، کارشناس تحقیقات سینمایی نشان می‌دهد که چگونه حس خلاقانه و تصمیمات مبتنی بر داده‌ها دست در دست هم می‌سازند تا فیلم‌های پرطرفدار شکل بگیرند — و چگونه هر فیلمی می‌تواند سودآور باشد، اگر به‌درستی ساخته و بازاریابی شود و قیمت مناسب داشته باشد.

    این کتاب به بررسی استراتژی‌های اغلب پنهان پشت فیلم‌هایی می‌پردازد که عمیق‌ترین ارتباط را با مخاطبان و سرمایه‌گذاران برقرار می‌کنند. از بین نکات کلیدی گوتز می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    • چگونه یک ایده بزرگ را شناسایی کرده و به‌دقت توسعه دهیم تا پایهٔ موفقیت را بنا کنیم.
    • چگونه دلیل وجود یک فیلم را تعریف کنیم — و چه ارزش منحصربه‌فردی به بازار می‌آورد.
    • چگونه فیلم‌ها را با در نظر گرفتن مخاطب خاصی بسازیم و بودجهٔ تولید و بازاریابی را متناسب با پتانسیل تنظیم کنیم.
    • چگونه پلتفرم‌های دیجیتال عادات تماشا و استراتژی‌های انتشار را دگرگون کرده‌اند.
    • چگونه فیلم‌های ترکیبی ژانری «ماهی پرپَر» را با وضوح و اطمینان مدیریت کنیم.
    • چگونه آزمون مخاطب می‌تواند فیلمسازان را به سمت بهترین نسخهٔ فیلم هدایت کند.

    یونون کریز، رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت Mattel، Inc. که پشت فیلم باربی، پرفروش‌ترین فیلم تاریخ Warner Bros، با ۱٫۴۴ میلیارد دلار در سطح جهان، می‌گوید: «کیوین دهه‌ها حکمت را در راهنمایی قدرتمند متمرکز می‌کند که آرمان هنری را با استراتژی تجاری ترکیب می‌نماید.»

    مشاهده در Deadline

    هر آخر هفته، خروجی‌های مخاطبان PostTrak از Screen Engine، به‌عنوان شریان اصلی صنعت سینما عمل می‌کند و شامل داده‌های عمیق دربارهٔ برداشت‌های مختلف گروه‌های دموگرافیک نسبت به انتشار یک ویژگی جدید و بازاریابی آن است. یکی از معیارهای ارزشمند در هر گزارش PostTrak برای مدیران فیلم‌سازی، توصیهٔ قطعی PostTrak است؛ هر چه درصد این توصیه به‌طور قابل‌توجهی بالاتر از ۵۵٪ باشد، به‌طور معمول طول عمر فیلم بیشتر می‌شود.

  • جوایز SAG نام خود را به جوایز هنرپیشه تغییر می‌دهد

    در هالیوود، همه می‌دانند که SAG مخفف انجمن بازیگران صفحه نمایش است که هم‌اکنون به نام SAG‑AFTRA شناخته می‌شود، اما در سایر نقاط جهان برنامه‌ای به نام جوایز SAG سؤال‌هایی را برانگیخت.

    لوگو جدید جوایز هنرپیشه.
    لوگو جدید جوایز هنرپیشه.

    در پیش‌روی نسخهٔ سی‌دوم آن که در ۱ مارس ۲۰۲۶ برگزار می‌شود، جوایز SAG — که توسط SAG‑AFTRA، بزرگ‌ترین اتحادیهٔ بازیگری جهان، اجراهای فیلم و تلویزیون را جشن می‌گیرد — نام جدیدی می‌گیرد: جوایز هنرپیشه.

    جان بروکت، کارگردان و تولید‌کنندهٔ اجرایی پخش این برنامهٔ جوایز، و جوبث ویلیامز، بازیگر و رئیس کمیتهٔ جوایز SAG‑AFTRA، این خبر را در جمعه اعلام کردند و در بیانیه‌ای مشترک آن را «گام بعدی کامل در تکامل این برنامه» توصیف کردند.

    در هالیوود، همه می‌دانند که SAG مخفف انجمن بازیگران صفحه نمایش است، اما در دیگر نقاط جهان برنامه‌ای به نام جوایز SAG پرسش‌هایی را برانگیخت. این برنامه که سال‌ها بر روی کابل پایه پخش می‌شد، پیش از نسخهٔ ۳۰ خود به‌صورت استریم در نت‌فلیکس در دسترس شد و از آن زمان برگزارکنندگان آن مشغول به‌روزرسانی قالب برنامه برای جذاب‌تر شدن در سطح جهانی بوده‌اند. این تغییر نام نیز به این هدف می‌افزاید.

    بروکت و ویلیامز، پیش‌بینی کنجکاوی نسبت به این تغییر، برای رسانه‌ها مجموعه‌ای از سؤالات و پاسخ‌ها را ارائه دادند.

    چرا نام جوایز SAG را تغییر می‌دهید؟
    از زمان آغاز برنامه بیش از سی سال پیش، تندیس نمادین ما همواره به‌نام «هنرپیشه» شناخته می‌شده است و تغییر نام برنامه به‌نحوی که با نام جایزه مطابقت داشته باشد، امری واضح بود. ما می‌خواستیم برای مخاطبان داخلی و جهانی، شناخت واضح‌تری از هدف برنامه ارائه دهیم — ما به بازیگران سینما و تلویزیون ادای احترام می‌کنیم. تمرکز دقیق بر این دو حوزه، واضح‌ترین مسیر برای این فصل جدید برنامه شد.

    اولین‌بار این موضوع کی مطرح شد؟ چرا اکنون؟
    این تحول مدت‌ها در راه بود. از زمان تاسیس برنامه، تندیس به‌نام «هنرپیشه» شناخته می‌شد و هم‌زمان با گسترش مخاطبان جهانی برنامه از طریق نت‌فلیکس، زمان مناسب برای رسمی‌سازی این هم‌راستایی و قدمی مطمئن به دورهٔ جدید برنامه احساس شد.

    دقیقا چه چیزی تغییر می‌کند و چه چیزی ثابت می‌ماند؟
    نام برنامه هم‌اکنون به «جوایز هنرپیشه» ارائه‌شده توسط SAG‑AFTRA تغییر یافت، اما پایهٔ برنامه همان است: بازیگران به‌بازیگران دیگر احترام می‌گذارند. تندیس همواره به‌نام «هنرپیشه» شناخته می‌شده و ما صرفاً عنوان برنامه را با نام خود جایزه و اتحادیهٔ پشت‌صحنه هماهنگ می‌کنیم.

    این تغییر چه تأثیری بر میراث و اعتبار جوایز SAG دارد؟
    میراث و اعتبار دقیقاً همانند قبل باقی می‌ماند. ما خوشحالیم که عنوان را توسعه می‌دهیم تا هویت‌مان و رشد آیندهٔ برنامه را بیشتر تقویت کنیم.

    آیا مخاطبان هنوز این برنامه را به‌عنوان جوایز SAG می‌شناسند؟
    بله. روح و هدف برنامه همانند قبل باقی می‌ماند — هنوز بازیگران به‌بازیگران دیگر احترام می‌گذارند — فقط نام برنامه در حال تغییر است. نام تازه‌شده به معرفی برنامه به مخاطبان جدید در سطح جهانی کمک خواهد کرد.

    آیا این تغییر برای رأی‌دهندگان، ارسال آثار یا شروط واجدیت تغییری ایجاد می‌کند؟
    خیر، همه چیز در خصوص رأی‌گیری، ارسال آثار و شرایط واجدیت همانند قبلی باقی می‌ماند. تنها نام برنامه در حال تغییر است.

    این تغییر بر کمپین‌های FYC، اسکرینرها و تبلیغات تجاری چه تاثیری دارد؟
    به‌منظور تسهیل انتقال برای نمایندگان استودیو و شبکه‌ها، مواد کمپین FYC تا پایان دورهٔ رأی‌گیری پیش‌نامزدی این فصل که در ۵ ژانویه ۲۰۲۶ به‌پایان می‌رسد، با اصطلاح «جایزه‌های انجمن بازیگران صفحه نمایش» ادامه خواهد یافت. پس از نامزدی‌ها، ما به‌همه‌جان توصیه می‌کنیم که از «جوایز هنرپیشه» استفاده کنند.

    چگونه باید به جوایز قبلی ارجاع داد؟
    ما می‌دانیم دوره‌ای از انتقال وجود خواهد داشت که افراد — شامل برندگان پیشین و مخاطبان — هنوز جایزه و برنامه را به‌عنوان «جوایز SAG» می‌نامند؛ این امر طبیعی است. می‌دانیم که زمان می‌برد تا به این تغییر عادت شود.

    آیا SAG‑AFTRA در مشارکت یا مالکیت این برنامه تغییری ایجاد می‌کند؟
    به‌هیچ‌وجه. برنامه با افتخار توسط SAG‑AFTRA ادامه می‌یابد.

    آیا این به دلیل ادغام SAG‑AFTRA است؟
    پس از ادغام بین SAG و AFTRA، ما همچنان به برنامه به‌عنوان «جوایز SAG» ارجاع می‌دادیم. اکنون، با نام جدید برنامه — «جوایز هنرپیشه» ارائه‌شده توسط SAG‑AFTRA — در نهایت می‌توانیم این ادغام را به‌طور کامل به رسمیت شناخته و آن را با نام تندیس خود، «هنرپیشه»، تطبیق دهیم.

    آیا اعضای عادی مشاوره دریافت کردند؟
    با بیش از ۱۶۰٬۰۰۰ عضو، امکان مشارکت مستقیم همه وجود نداشت، اما کمیتهٔ جوایز، متشکل از اعضا، در تمام مراحل به‌طور عمیق درگیر بود. این تصمیم توسط کمیتهٔ جوایز هدایت شد که نمایندهٔ عضویت و رهبری SAG‑AFTRA است. هدف ما، که همواره بوده است، ارائه وضوح بیشتر و دیده شدن جهانی برای هر بازیگری است که اتحادیه نمایندگی می‌کند، و ما اطمینان داریم که نام جدید دقیقاً این هدف را محقق می‌سازد.

  • فیلم‌سری تقلبی Malice یک «manny» از جهنم را بدون هیچ‌گونه ظرافتی به نمایش می‌گذارد

    جک وایت‌هال و دیوید دوچوونی در سری جدید بازی‌های ذهنی Prime Video به صحنه می‌آیند

    فیلم‌سری تقلبی Malice یک "manny" از جهنم را تقریباً بدون ظرافت به نمایش می‌گذارد

    هر برنامه‌ای که در آن دیوید دوچوونی نقش یک میلیاردر پر خودپسندی و خودسازگاری بیش از حد را ایفا می‌کند، حداقل شایستۀ نگاه است، نه؟ این بازیگر جذابیت طبیعی‌اش را از روزهای The X-Files به‌ارث برده و همان‌طور که تمام هواداران The Larry Sanders Show می‌دانند، می‌تواند بسیار شوخ‌طبع باشد. وقتی ظاهر و نحوهٔ ارائهٔ او را به آن اضافه می‌کنیم، این بازیگر باتجربه به‌خوبی برای پرداختن به شخصیتی مناسب است که عبارات بسیار نامناسب و توهین‌آمیز می‌گوید و آن را با جذابیتی مثل “من همان‌چیزی‌ام که هستم” به‌ظاهر می‌پوشاند؛ چیزی که به‌نظر می‌رسد (بر طبق زبان بدنش) همیشه کشنده است. “من نمی‌خواهم دختر زیبا و ۱۶ ساله‌ام در یک چادر توسط یک پسر صورت‌پیمپلیک، که بوی کتامین می‌گیرد و از ایتون می‌آید، به‌طریقی نامناسب لمس شود”، شخصیت او در Malice در یک صحنه‌ای در مقابل همان دختر، به بزرگسالان می‌گوید. “این در واقع یک بار نیم‌پرده‌ای بود”، او به‌ساده‌گی به یک افسر پلیس در حضور همسرش، نات (Game Of Thrones‘ Carice van Houten) توضیح می‌دهد. “نات و من قانونی داریم: ساکس خیانت نیست — حداقل این قانون من است”، او مستی‌وار با لبخندی به «مَنِی» جدیدی (واژهٔ او) به نام آدام (جک وایت‌هال، کمدین و خالق Bad Education) در همان کلاب استریپی که پیش‌تر ذکر شد، می‌گوید. او همچنین به‌طور مکرר به‌کوچکترش می‌گوید “ساکت شو”. متوجه می‌شوید.

    از همان دو دقیقهٔ اولیه می‌توانید درک کنید که دنیای جیمی، سرمایه‌گذار خطری که به‌نظر می‌رسد با آهنگ “Sweet Thing” میک جگر (در بین تمام آهنگ‌های ۱۹۹۳، چه‌کس، حتی خوانندهٔ استونز، این قطعه را این‌قدر دوست دارد؟) تکان می‌خورد، سرانجام فرو می‌ریزد؛ این امر Malice را به‌طرز تسکینی جذاب‌تر می‌کند. ما این‌را می‌دانیم چون این سریال از نویسنده جیمز وود (آداپتاسیون BBC One از رمان ایوِلین واو با عنوان Decline And Fall که جک وایت‌هال نیز در آن نقش داشت) به‌طرز واضحی می‌نویسد، با نشان دادن یک مار واقعی در علف‌های جزیرهٔ یونانی جیمی، جایی که خانواده‌اش با آدام ملاقات می‌کند و به‌سرعت تحت تأثیر او قرار می‌گیرد. اگر این تمثیل برای روشن شدن ما کافی نبوده باشد، می‌بینیم آدام هر بار که یکی از کارفرمایان جدیدش به او پشت می‌کند، نقش خود را رها می‌کند. (این صحنه به‌معنی «سگ چشم‌نگری» نیست—وایت‌هال در این زمینه به‌خوبی می‌آید—اما حتی بدون اینکه طرح‌های خود را به‌صوت بلند بگوید، نیت‌هایش به‌وضوح نمایان می‌شود.) افزون بر این، او یک مار دیگر هم دارد که به آن می‌گوید “برو و آشوبی ایجاد کن” با نگاهی تهدیدآمیز.

    می‌بینید، آدم قانع شده است که جیمی به نحوی به او صدمه زده است (دلیل دقیق آن تا زمان بسیار دیرتر این شش‌قسمت طولانی آشکار نمی‌شود) و برای نابود کردن او، به‌صورت مخفیانه نفوذ می‌کند و در زندگی او و عزیزانش، از جمله دوستان نزدیک (با بازیکریستین آدامز و رزا جافری)، و نیز همسر و فرزندانش دست‌کاری می‌کند. به‌زودی، آدم برای این کار از سم، یک چوب کریکت، مواد مخدر، مشروبات الکلی و عکس‌های مخرب استفاده می‌کند و خود نیز هنگامی که دیوارها به‌تدریج به او فشار می‌آورند، دچار اضطراب می‌شود. در نگاه اولیه، این ترکیب می‌تواند یادآور یک دنباله‌ داستانی دربارهٔ کلاهبردار مخفی‌شده در طبقهٔ بالا جامعه باشد، مشابه Ripley. اما حتی با داشتن منازل ساحلی دلنشین در Malice و زندگی‌گرایانهٔ طبقهٔ یک‌درصدی آدم، این احساس می‌شود که بیش از حد اغراق شده و نامناسب است. مینیسریال استیون زایلین بیشتر شبیه به یک مطالعهٔ صبورانه و هنرمندانهٔ شخصیت بود. و مقایسهٔ Malice با کمدی‌های تقلبی مانند The Cable Guy (یا فیلم‌های انتقام‌جو مانند Clifford که از ناامیدی‌های دههٔ ۹۰ هستند) صرفاً به‌دلیل اشتراک در خط داستانی مشابه، مشابه‌سازی بی‌معنی می‌شود. این برنامه بیشتر یک نمایش پر از نقطهٔ تعلیق است، به‌گونه‌ای اعتیادآور که شاید بخواهید تمام آن را در طول یک پرواز طولانی بپزید، اما پس از اتمام شاید نیازی به بحث دربارهٔ آنچه دیده‌اید با همراه سفرتان نداشته باشید.

    البته هیچ مشکلی در این یا هر برنامهٔ دیگری که برای پیشبرد سریع داستان متکی باشد وجود ندارد، و چندین پیچ‌وخم در Malice دوباره شما را جذب می‌کند. اما برخی از دیالوگ‌های چشم‌مریزونی و واضح این سریال سخت‌گیرانه‌اند. به‌عنوان مثال، دیالوگی بین شخصیت‌های وایت‌هال و آدامز را در نظر بگیرید که یک گروه از دوستان ثروتمند در حال جذب توسط این معلم خوش‌مشرب هستند:

    “درست است، پس زئوس در ناكسوس بزرگ شد. و همان‌جا است که، طبق اسطوره‌ها، در نقش یک قو، او Nemesis را فریب داده و به او تجاوز کرده است”

    “Nemesis، همان … الههٔ انتقام”

    “انتقام و قصور، بله. او فقط به تنبیه و خشونت محدود نبود. هدفش تعادل بود”

    Malice در تاریخ ۱۴ نوامبر روی Prime Video به‌ نمایش می‌رسد

  • فیلم لابوبو در دست‌ساخت سونی (انحصاری)

    استودیوی فیلم‌سازی این هفته قراردادی بسته تا پدیده اسباب‌بازی را به‌عنوان یک فیلم تمام‌طول توسعه دهد.

    یک مهمان کت چرمی روشن به رنگ زیتونی پوشیده که مچ‌سرپنبه‌اش طرح مار سبز دارد و از آستین بیرون می‌آید، یک حلقه نقره‌ای رنگ و مانیکور براق قرمز نوک‌تیز دارد؛ در عین حال کیف مینی با دسته بالای بوم منوگرام لوئی‌وی‌تون به رنگ قهوه‌ای، با دستگیره‌های موچیده از چرم واهتا طوسی، برچسب‌های چرمی، زیپ طلایی و قفل طلا، و طرح کدوی زرد‑نارنجی حمل می‌شود؛ دو نماد عروسکی لابوبو به کیف وصل شده‌اند — یکی یک عروسک کرمی با لباس نخی صورتی و کمان هماهنگ، دیگری عروسکی خاکستری‑آبی با گوش‌های خرگوش در لباس قهوه‌ای منوگرام گوچی GG که با نشان دو G سیاه و جزئیات طلایی تکمیل شده است. صحنه‌ای بیرون از Rotate، در هفتهٔ مد کپنهاگ، در تاریخ ۷ آگوست ۲۰۲۵ در کپنهاگ، دانمارک.
    دو نماد عروسکی لابوبوEdward Berthelot/Getty Images

    لابوبو، خط اسباب‌بازی‌های عروسکی از موجودات کمی نامرتب اما بامزه، می‌تواند به پردهٔ بزرگ سینما راه یابد.

    سونی پیکچرز، خانهٔ فیلم‌های Jumanji و از طریق بخش انیمیشن خود KPop Demon Hunters، حقوق تصویری این برند چینی عروسکی را به دست آورده تا فیلمی بسازد و در صورت موفقیت، یک فرنچایز راه‌اندازی کند.

    در این مرحله هیچ تهیه‌کننده یا فیلمساز به پروژه متصل نشده است، چرا که قرارداد تازه این هفته امضا شد. همچنین هنوز زود است بگوییم که فیلم پیشنهادی به‌صورت فیلم زنده یا انیمیشن خواهد بود.

    سونی نظری نداده است.

    طراحی توسط Kasing Lung، هنرمند هانگ‌کنگی‌زاد که در اروپا مستقر است، انجام شد و در ابتدا توسط How2 Work به‌عنوان بخشی از یک مجموعه فیگورهای هیولا ساخته شد. لابوبو پس از این که خرده‌فروشی چینی Pop Mart در سال ۲۰۱۹ تولید و توزیع آن را به‌عهده گرفت، سریعاً به محبوبیت رسید.

    چند سال طول کشید، اما لابوبو اخیراً به‌دلیل دو عامل اصلی به‌سرعت محبوب شد. اولین عامل این است که Pop Mart از فروش آن‌ها در «باکس‌های کور» (blind boxes) استفاده می‌کند؛ به این معنا که خریدار تا زمان باز کردن بسته نمی‌داند چه عروسکی به‌دست می‌آورد، که همین امر تقاضا را تحریک می‌کند. این رویکرد همچنین بازاری ثانویهٔ بسیار گرم ایجاد می‌کند؛ کلکسیونرها برای به‌دست آوردن عروسک‌های دلخواه هزینه‌های گزاف می‌پردازند، چه از طریق خرید آنلاین، فروش‌های پاپ‑آپ یا در فروشگاه‌های فیزیکی سنتی. نسخه‌های محدود و حراجی‌ها برخی اقلام را به قیمت شش‌رقمی رسانده‌اند.

    عامل دوم، پذیرش این اسباب‌بازی‌ها توسط برخی سلبریتی‌ها بود؛ به‌ویژهً لیسا، عضوی از گروه K‑pop بلک‌پینک، که در سال ۲۰۲۴ از آن‌ها به‌عنوان اکسسوری استفاده کرد.

    این اسباب‌بازی‌ها ابتدا در بازارهای جنوب‑شرق آسیا به‌عنوان یک حس‌پدیده شناخته شدند و سپس به‌سرعت در سرتاسر جهان گسترش یافتند. بنا بر گزارش‌ها، سود Pop Mart در اوایل امسال با افزایشی ۳۵۰ درصدی مواجه شد. لابوبو نام عروسک اصلی این خط است که همراه با شخصیت‌هایی چون رهبر Zimomo، همراه Mokoko و دوست‌پسر Tycoco از دیگر شخصیت‌ها تشکیل می‌شود.

    هنوز زود است بگوییم که لابوبو به‌مانند Beanie Babies از موج‌های مد گذرا عبور کند یا به‌مانند Hello Kitty ماندگار بماند.

    در حالی که پیش‌تر پروژه‌های هالیوودی الهام‌بخش اسباب‌بازی‌ها بودند، در دههٔ اخیر روند معکوسی رخ داد و اسباب‌بازی‌ها اکنون به‌سود تولید فیلم‌ها الهام می‌دهند. The Lego Movie که در سال ۲۰۱۴ به‌دست آمد، شاید یکی از نخستین برندهایی باشد که بدون داشتن داستان یا شخصیت‌های پیش‌ساخته، موفق به تولید یک اثر بزرگ توسط استودیوی معتبر شد و بازخوردهای مثبت منتقدان و موفقیت تجاری را به‌دست آورد. اخیراً Barbie نیز چنین الگویی را دنبال کرد؛ این فیلم بیش از یک میلیارد دلار درآمد جهانی کسب کرد و هشت نامزدی اسکار دریافت کرد. این هفته سونی و Mattel Films اعلام کردند که در حال توسعهٔ فیلمی بر پایهٔ View Master هستند.

  • کلتو اسکوبدو سوم توسط هم‌دست خود در برنامه «جیمی کیل لایو!» یاد شد: «هر نُت هدف و روح داشت»

    در یک ادای احترام احساسی، کیبوردیست برنامهٔ جیمی کیل لایو!، جف بابکو، به زندگی، میراث و روزهای آخر دوستش می‌نگرد.

    جیمی کیل لایو - "Jimmy Kimmel Live" هر شب کاریز (از ساعت ۱۲:۰۵ تا ۱:۰۵ بامداد به وقت ET)، پس از "Nightline"، با حضور مهمانان متنوعی شامل سلبریتی‌ها، ورزشکاران، گروه‌های موسیقی، کمدین‌ها و موضوعات انسانی ... کلتو اسکوبدو جونیور
    کلتو اسکوبدو سوم در یک ضبط برنامهٔ «جیمی کیل لایو!» در سال ۲۰۱۰ Mitch Haddad/Disney General Entertainment/Getty Images

    برنامهٔ جیمی کیل لایو! این هفته به‌دست یک تراژدی خورد؛ رهبر باند کلتو اسکوبدو سوم به‌دلیل بیماری نامشخص درگذشت. کیمل در بیانیه‌ای گفت: «برای گفتن این‌که دل‌مان شکسته است، کم‌ارزش است». او افزود: «کلتو و من از وقتی که من نه ساله بودم جدانشدنی بوده‌ایم. این‌که هر روز بتوانیم با هم کار کنیم، رویایی بود که هیچ‌یک از ما هرگز تصور نمی‌کردیم به‌حقیقت برسد». (سخنرانی ۲۲‑دقیقه‌ای کیمل را اینجا ببینید.) این کار همچنین یک رؤیا برای کیبوردیست‑تنظیم‌کنندهٔ موسیقی جیمی کیل لایو!، جف بابکو، که بیش از ۳۰ سال کنار اسکوبدو کار کرده و او را یکی از نزدیک‌ترین دوستان خود می‌دانست، بود. بابکو برای مرور خاطراتشان، تماس تلفنی با رولینگ استون برقرار کرد.

    فکر نمی‌کنم تا به‌حال تلویزیونی شبیه مونولوگ جیمی که دیشب پخش شد، دیده‌ام. واقعاً متفاوت بود. همه‌مان احساسات شدیدی داشتیم و به‌نظر می‌رسد این نشان داد چه نوع خانواده‌ای جیمی در آنجا ساخته است. اگر خانوادهٔ خونی نیست، حداقل یک قدم دورتر است. عمیق است. و با رفتن کلتو، این همه‌اش به‌شدت تاثیر می‌گذارد. این رویدادها — چه خوب‌ها و چه بدها — خانوادهٔ کوچک برنامه‌مان را در نزدیک‌ترین حالتش نشان می‌دهند. این کار آسان نیست.

    در سال ۱۹۹۴ با کلتو آشنا شدم. تازه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده بودم و در اولین تورم با جولیو ایگلیاس حضور داشتم. ما سالانه چند بار در کاخ سزارها، در سالن قدیمی سرکِس ماکسیموس، که آخرین سالن باقی‌ماندهٔ وگاس بود، اجرا می‌کردیم. پدر کلتو درب‌ساز (واکتر) و بادل پشت صحنه بود. سامی دیویس جونیور سال‌ها پیش آن شغل را برای او فراهم کرده بود و جولیو به‌طور کامل او را دوست داشت. آقای کلتو پدر به زبان اسپانیایی صحبت می‌کرد و جولیو را به‌روش‌هایی می‌فهمید که اکثر افراد نمی‌فهمیدند — نیازها و شخصیت او. او بلافاصله خود را معرفی کرد؛ آدمی بسیار دوستانه، و با احترام عمیقی به ما موسیقیدانان رفتار می‌کرد، در حالی که اکثر افراد ما را مانند خدمت‌کار می‌دیدند. بعدها فهمیدم که او خود نیز یک موسیقیدان بوده است که همه چیز را توضیح می‌داد.

    هر بار که پشت صحنه می‌بودم، آقای کلتو پدر می‌گفت: «باید پسرم را ملاقات کنی. او در لس‌آنجلس است؛ تازه به شهر آمده است. تو همان آدم لس‌آنجلسی هستی». سپس به خانه برگشتم و شروع به دنبال کردن این باند کردم، سسیلیا نوئل و وایلد کلیمز. «وایلد» یک توهین کم‌ارزش بود. ترکیبی از لاتین، موسیقی فانکی لس‌آنجلس، نمایش شبیه‌سازی شدهٔ سکس، و دیوانگی کامل. شب‌های دوشنبه و پنجشنبه — هر فرصتی که می‌توانستم آنجا بودم. سسیلیا در نهایت از من خواست که بپیوندم؛ نیازی به تمرین نداشتم. تمام نمایش را فقط با حضور در اتاق به خاطر سپرده بودم.

    جف بابکو و کلتو اسکوبدو سوم Courtesy of Jeff Babko

    کلتو جونیور نیز در آن باند حضور داشت؛ می‌خواند و ساکسفون می‌نواخت. ما واقعاً در آنجا پیوندی قوی ایجاد کردیم. یک شب پس از یک اجرا، همه‌مان به Jerry’s Famous Deli در Studio City رفتیم. کلتو با خوانندگان پشتیبان به‌خورد، داستان‌های وحشتناک دربارهٔ دختر سابقش را بازگو می‌کرد؛ پرانرژی، آزاد و خنده‌دار. و به یاد می‌آورم که فکر می‌کردم، چطور می‌توانم این آدم را نداشته باشم؟ او از نحوه نواختن من خوشش می‌آمد، مخصوصاً پدال «وا‑وا» که بر کیبوردها استفاده می‌کردم. ما تقریباً بلافاصله یکدیگر را یافتیم — کلیک فوری. از همان لحظه در Jerry’s Deli، جدانشدنی شدیم.

    ما زندگی روزمره‌مان را با هم آغاز کردیم — آزمون‌های تبلیغاتی «Cotton» که تمام باند ۱۳ نفره را در یک دفترگری casting کوچک می‌گذاشت (باند موفق به گرفتن نقش نشد، اما ترومبون‌نواز سنگین‌وزن آن را گرفت که برایمان خنده‌دار بود). ما همگی پول کمی داشتیم. اگر یکی از ما به ۱۰۰ دلار برای عبور از آخر هفته نیاز داشت، هر که آن را داشته بود، آن را قرض می‌داد. نهایتاً در همان ساختمان آپارتمانی ساکن شدیم — او در طبقه پایین، من در طبقه بالا. به‌طور مستمر با هم می‌وقت‌گذراندیم. ما یک برنامهٔ کوچک در Café Cordiale در بلوار Ventura در Sherman Oaks داشتیم؛ دو بار در ماه برای شش سال اجرا می‌کردیم. او آنقدر فروتن بود که در صحنه احمق می‌شد، و من هیچ مشکلی نداشتم که برای هر دو‌مان این کار را انجام دهم. آن باند کوچک به هستهٔ کلی‌تون‌ها تبدیل شد.

    تا اوایل سال‌های ۲۰۰۰، نمایش در Café Cordiale به‌نوعی حس شوق در دره (Valley) تبدیل شد — ترکیبی از مکان میانی برای میانسال‌ها، نقطهٔ تجمع موزیسین‌ها و کاملاً پر شلوغ. شایعه این بود که جیمی کیل پس از پایان شو مردان برنامهٔ خود را خواهد داشت. یک شب جیمی به‌همراه [اجرایی] لوید بران از ABC آمد. ما برنامه‌مان را اجرا کردیم — R&B، استیوی واندر، رافوس، و برخی شوخی‌های عجیب‌وغریب «Borscht Belt» در سبک راک اند رول. لوید برای سه آهنگ باقی ماند، خندید و رفت. سپس ناگهان متوجه شدیم یک نمایش برایمان آماده شد. این اتفاق در اواخر سال ۲۰۰۲ بود.

    در آن زمان کلتو با مارک آنتونی در حال حضور بود و من در حال مدیریت تورهای توتو و کار بر روی نمایش مارتین شورت بودم. اما تماس رسید: کمک به ساختن برنامه و تنظیم موسیقی آن. ما می‌دانستیم اکثر برنامه‌ها برای ماندگار شدن ساخته نمی‌شوند — فقط سه هفته و تمام. اما می‌دانستیم که جیمی را دوست داریم و کلتو را هم. ما همه به‌دل و جان در کار بودیم.

    روزهای اولیهٔ جیمی کیل هرج و مرج بود. یک مهمانی تمام عیار. اتاق سبز هم همان‌ند. برنامه سعی داشت همان‌طور که شب‌زندهٔ «Late Night» در هالیوود واقعاً بود، کاری کند، اما این وضعیت دوام‌پذیر نیست. ما برنامه‌های سه‌هفته‌ای، شش‌هفته‌ای و نه‌هفته‌ای داشتیم. بوی پیتزا در تمرین نشان‌دهندهٔ جشن بود: بار دیگر تجدید شدیم. اینگونه زندگی می‌کردیم. پس از دو سال، حس می‌شد شاید بتوانیم بمانیم.

    کلتو تجربه‌ای به‌عنوان رهبر باند نداشت. هیچ. اگر از او بپرسید، می‌گفت: «فقط بدترین آدم‌های که می‌شناسم را استخدام کردم و امیدوار به بهترین‌ها بودم.» و دقیقاً همین کار را کرد. خوشبختانه توشی (یاناجی) و من در نمایش مارتین شورت، نمایش وین بریادی و چند پروژهٔ آزمایشی کار کرده بودیم — ترفندهای تلویزیونی کافی داشتیم تا قطار را روی ریل نگه داریم. کلتو به ما اعتماد کامل داشت. همیشه. او افرادی را استخدام می‌کرد که می‌دانستند بیشتر از او می‌دانند؛ این باعث شد او بهترین نوع رهبر باشد.

    تماشای او با پدرش چیزیه که با کلمات نمی‌شود توصیف کرد. پدرش برای داشتن شغلی ثابت و تأمین خانواده، ساکن ویولن خود را رها کرده بود. رویاهایش را کنار گذاشته بود. پس وقتی دوباره آن ویولن را برداشت — چون پسرش صحنه‌ای که شایسته‌اش بود را برایش فراهم می‌کرد — لحظه‌ای قدرتمند بود. موسیقی آن‌چنان کاری انجام داد که کلمات قادر به بیان آن نبودند. این انتقالی از روح به روح بود. همگی ما — من، توشی و جونیور — تنها فرزند بودیم. این پیوند با یک والد عمیق است. آن سه‌نفر مثل یک مثلث جادویی بودند. وقتی پدر بزرگ (Senior) با جونیور می‌نواخت، حس می‌شد انگار کسی به زندگی‌ای که سرنوشتش بود باز می‌گشت.

    از نظر موسیقی، کلتو عاشق گروو بود. او استیوی واندر، رافوس، دانی هات‌اوی، Tower of Power و استینگ را دوست داشت. او به حقیقت علاقه‌مند بود. نواختن او روح‌انگیز و اصیل بود — بدون ریتمیک پیچیده، بدون الگوهای ثابت، بدون نشان‌دهی ذهنی. فقط هدف و روح. هر نت معنایی داشت.

    ما به‌صورت عمیق در ابتدای شب‌زنده با دیوید لترمن (با حضور پل شافر، استیو جردن، هی‌رام بولک) ارتباط برقرار کردیم. اگر DNA اصلی لترمن را داشته باشید، فوراً حس شوخی، زمان‌بندی و دیدگاه یک‑دیگر را می‌فهمید. لترمن برای ما پیوندی اساسی بود؛ او به‌سرعت مرا به دنیای خود و به‌راستی به دنیای جیمی وصل کرد.

    کیمل و اسکوبدو در سال ۲۰۱۲ Richard Cartwright/Disney General Entertainment/Getty Images

    همزمان با تکامل برنامه، موسیقی‌مان نیز پیش‌رفت. اوایل سعی می‌کردیم فهرست پخش KROQ را دزدیده (مانند Queens of the Stone Age، Foo Fighters) به صورت نسخه‌های بی‌کلامی که انرژی جوانانه‌اش را حفظ می‌کرد. اما با بالارفتن برنامه، به آنچه دو ساکسوفون باید ارائه دهد، توجه کردیم؛ کمی شیک‌تر، کمی جازتر. و کلتو همیشه به من اعتماد داشت تا موسیقی بنویسم که نقاط قوتمان را برجسته کند. او برایمان آزادی می‌داد. اگر نیاز داشتم برای ضبط موسیقی فیلم یک نمایش را از دست بدهم، بر من اصرار می‌کرد بروم. «هیچ‌وقت نمی‌دانی برنامه تا کی ادامه پیدا خواهد کرد»، او می‌گفت. او هرگز تهدیدی حس نمی‌کرد؛ فقط می‌خواست افرادش بدرخشند.

    و اکنون — حالا که او رفته — تصور بازگشت بدون او سخت است. برای دهه‌ها، توشی، کلتو و من می‌توانستیم تمام یک گفت‌وگو را تنها با یک نگاه منتقل کنیم. هرچند تضادهای فرهنگی داشتیم، ولی یک خانوادهٔ تنها‑فرزندی بودیم. اکنون یکی از ما گم شده است.

    پایان آن به‌سختی بود. او بیمار شد؛ جزئیات را ذکر نمی‌کنم، اما هرگز ندیده‌ام که پزشکان و پرستاران یک بیمار را به‌همان‌طور که به او عشق ورزیدند، دوست داشته باشند. او هر پرستار، تکنسین و پزشکی را می‌شناخت. حتی وقتی نتوانست ارتباط برقرار کند، آن‌ها کلتو را از طریق ما احساس می‌کردند. روح او را می‌دیدند. هرگز ندیده‌ام که متخصصان پزشکی این‌چنان شکسته شوند. این گواه بر مهربانی و نور او بود.

    جیمی تقریباً همه چیز را در آن مونولوگ درست انجام داد؛ جز یک نکته: آن یک تفنگ BB بود، نه شات‌گان که بادبادک‌ها را می‌زد. کلتو این داستان را هشت بار اصلاح کرد. اما جیمی تصویر را ترسیم کرد. کلتو فروتن بود. او می‌خواست احترام بگیرد، اما از توجه بیزار بود. زندگی در چنین مکانی دشوار است. کسانی که می‌دانستند، می‌دانستند. و او نیز گل‌هایش را دریافت کرد.

  • بررسی: تور برادوی «آب برای فیل‌ها» در مرکز بروارد به‌خوبی می‌رسد

    تور ملی برادوی «آب برای فیل‌ها» در مرکز هنرهای نمایشی بروارد در فورت لودردیل، ۱۱ تا ۲۳ نوامبر اجرا می‌شود. (Matt Murphy برای MurphyMade/مجوز)
    Matt Murphy برای MurphyMade تور ملی برادوی «آب برای فیل‌ها» در مرکز هنرهای نمایشی بروارد در فورت لودردیل، ۱۱ تا ۲۳ نوامبر اجرا می‌شود. (Matt Murphy برای MurphyMade/مجوز)

    گزارشگر سرگرمی Sun Sentinel – Rod Stafford Hagwood.

    نوشته راد استافورد هگ‌وود | South Florida Sun Sentinel

    کی هستید وقتی همه چیز را از دست می‌دهید؟

    به گفتهٔ کارگردان جسیکا استون، این نکته در قلب نسخهٔ موزیکال صحنه‌ای «آب برای فیل‌ها» قرار دارد. به‌نظر می‌آید که یک روایت بسیار غم‌انگیز باشد، این‌طور نیست؟

    خب، این‌طور نیست.

    تور ملی برادوی که هم‌اکنون تا ۲۳ نوامبر در مرکز هنرهای نمایشی بروارد در فورت لودردیل اجرا می‌شود، به‌طرز شگفت‌انگیزی توانسته است با لبخندی روشن شوخی‌های تلخ بزند، در حالی که غم خود را در آغوشی گرم می‌پوشاند.

    مبتنی بر کتابی از سارا گروین منتشر شده در سال ۲۰۰۶ که در سال ۲۰۱۱ به‌فیلمی با بازی ریس ویترسپون، رابرت پاتینسون، کریستوف والتز و هال هولبروک تبدیل شد، این برنامه سال گذشته در خیابان سفید بزرگ به اجرا درآمد و نامزد هفت جایزهٔ تونی شد.

    در دورهٔ رکود اقتصادی، داستان به‌صورت بازگشت به گذشته روایت می‌شود. جیکوب یانکوفسکی (با بازی زاچاری کلر در نقش جوان و رابرت تاللی در نقش پیر) از غم از دست دادن والدینش در یک تصادف رانندگی فرار می‌کند. بدون پول و بدون امید به تکمیل تحصیلات دامپزشکی‌اش، سوار قطاری می‌شود که به‌نقشی شگفت‌انگیز متوجه می‌شود یک سیرک مسافری سرگردان دارد.

    در اینجا است که «آب برای فیل‌ها» به‌خوبی فرود می‌آید.

    زاچاری کلر و بازیگران «آب برای فیل‌ها». تور ملی موزیکال برادوی در مرکز هنرهای نمایشی بروارد در فورت لودردیل، ۱۱ تا ۲۳ نوامبر اجرا می‌شود. (Matt Murphy برای MurphyMade/مجوز)
    Matt Murphy برای MurphyMade زاچاری کلر و بازیگران «آب برای فیل‌ها». (Matt Murphy برای MurphyMade/مجوز)

    تولید بصری این نمایش پیروزی‌آمیز است؛ رقص‌ و حرکت‌هایش با آکروباتیک‌های هوایی، تعادل‌پذیری‌ها و ترفندهای رقص براق زینت یافته است. اگرچه موسیقی اصلی به‌خوبی در یاد ماندنی نیست، اما قطعاتی دارد که می‌توانند پاها را تکان دهند، و به‌نظر می‌رسد شبیه یک آلبوم مفهومی است. تصور کنید «سیرک دو سولیل» را به‌صورت موسیقی فولک می‌شنوید.

    همچنین انتقال‌های بین صحنه‌ها همانند فیلم، یکپارچه و بی‌نقص هستند و نمایش را برای بیش از دو ساعت با یک استراحت ۲۰ دقیقه‌ای در حرکت نگه می‌دارند.

    این ضرورت دارد، چرا که روایت به دنبال برخوردهای یانکوفسکی با صاحب سیرک پرخاشگر/مدیر حلقه، آگوست (کنور سالیوان) و — که لایهٔ دیگری از حس اضطراب «آه نه!» به داستان می‌افزاید — عشقی که در حال شکوفایی با همسر آگوست و ستارهٔ سیرک، مارلنا (هلن کرشینسکی) است.

    بنابراین این عنوان از کجا می‌آید؟ بله، یک فیل وجود دارد که به‌صورت زیبا و خلاقانه از طریق عروسک‌سازی و … ام … عروسک‌سازی مینیاتوری (muppetry) به صحنه آورده شده است، همانند تمام حیوانات سیرک. توانایی حمل آب کافی برای فیل تا بنوشد کاری ناامیدکننده است؛ این یک استعاره برای فشارهای سنگینی است که همهٔ شخصیت‌ها در اوج دوران رکود اقتصادی با آن مواجه می‌شوند، دوره‌ای که کاملاً مملو از حس شکست‌پذیری است.

    زاچاری کلر، کنور سالیوان، هلن کرشینسکی و بازیگران تور ملی موزیکال «آب برای فیل‌ها». (Matt Murphy برای MurphyMade/مجوز)
    Matt Murphy برای MurphyMade زاچاری کلر، کنور سالیوان، هلن کرشینسکی و بازیگران تور ملی موزیکال «آب برای فیل‌ها» در مرکز هنرهای نمایشی بروارد در فورت لودردیل. (Matt Murphy برای MurphyMade/مجوز)

    باز هم، به‌نظر می‌آید که داستانی بسیار غم‌انگیز باشد، این‌طور نیست؟

    این بازیگران (غیر‌عضو اتحادیهٔ بازیگری، هرچند که شما هرگز متوجه این موضوع نمی‌شوید) بر طناب باریک می‌رقصند، با شجاعت اجرا می‌کنند، با دقت کریستالی آواز می‌سرایند و صدای طوفانی به وجود می‌آورند — به‌گونه‌ای که تمام این غم‌های فراگیر را از طریق حضور جذاب خود، از شدت آن کم می‌کنند؛ اضطراب و ستم را به اندازه‌ای تنظیم می‌کنند که تیز، مرز و جذاب‌مانده‌اند.

    در نهایت، چیزی که می‌ماند یک موزیکال قدرتمند است که قلبتان را لمس می‌کند، دلتان را می‌لرزاند، صورت‌تان را نوازش می‌دهد، چشمان‌تان را مسحور می‌کند و سپس به‌نرمش و با زیبایی، شما را به دنیای خودتان برمی‌گرداند.

    اگر می‌روید

    چه: «آب برای فیل‌ها»

    چه‌وقت: تا یکشنبه، ۲۳ نوامبر

    کجا: مرکز هنرهای نمایشی بروارد، 201 SW Fifth Ave., فورت لودردیل

    هزینه: $48.68‑$172.58

    اطلاعات: 954‑462‑0222 (press 1); browardcenter.org

  • فیلم رجنیکانت با کامال حسان به مانع جدی برخورد؛ کارگردان سوندار سی پس از اعلان، از پروژه کناره‌گیری کرد

    نوشته سانتانو داس

    Thalaivar 173: اوایل این ماه، کامال حسان به‌صورت رسمی اعلام کرد که فیلمی با حضور رجنیکانت خواهد ساخت و تمامی جزئیات آن را منتشر کرد.

    هواداران با شور و شادمانی فراوان واکنش نشان دادند که خبر رسمی دربارهٔ همپیوستگی رجنیکانت و کامال حسان پس از دهه‌ها منتشر شد. اما اکنون فیلم، پیش از شروع حتی تولید، با مانع جدی روبرو شده است. کارگردان سوندار سی که پیش‌تر به این پروژه متصل بود، تصمیم به کنار رفتن از فیلم گرفته است. همسر کارگردان، خوشبو سوندار، بیانیه رسمی را در حساب شبکه‌اجتماعی خود منتشر کرد و چند دقیقه پس از آن آن را حذف کرد.

    سوندار سی چند روز پیش به‌عنوان کارگردان فیلم اعلام شد.
    سوندار سی چند روز پیش به‌عنوان کارگردان فیلم اعلام شد.

    سوندار سی با اشاره به «شرایط غیرقابل اجتناب» از فیلم کناره‌گیری کرد

    بیانیهٔ رسمی سوندار سی اکنون توسط چندین کاربر در پلتفرم X به اشتراک گذاشته شده است. در این بیانیه نوشته شده: «با قلبی سنگین به اطلاع شما می‌رسانم که به‌دلیل شرایط پیش‌بینی‌نشده و غیرقابل اجتناب، تصمیم سختی گرفته‌ام تا از پروژه معتبر Thalaivar 173 کناره‌گیری کنم.»

    همچنین ادامه داد: «در زندگی، لحظاتی می‌آید که باید مسیر از پیش تعیین‌شده را طی کنیم، حتی اگر از آرزوهای‌مان فاصله داشته باشد. ارتباط من با این دو نماد برایم از دیرباز برقرار بوده و همیشه آن‌ها را در بالاترین احترام نگه می‌دارم. لحظات ویژه‌ای که در چند روز گذشته به‌اشتراک گذاشتیم، برایم برای همیشه گرامی خواهد ماند. آن‌ها به من درس‌های باارزشی آموخته‌اند و من همچنان به دنبال الهام و حکمت آن‌ها در مسیر پیشرفت خود خواهم بود.»

    «لطفاً عذرخواهی صادقانه من را بپذیرید»

    فیلمساز به رجنیکانت و کامال حسان عذرخواهی کرد و افزود: «اگرچه از این فرصت کنار می‌روم، همچنان به دنبال راهنمایی‌های تخصصی آن‌ها هستم. از صمیم قلب از هر دو برای در نظر گرفتن من برای این اثر بزرگ سپاسگزارم. لطفاً عذرخواهی صادقانه من را بپذیرید اگر این خبر برای کسانی که مشتاقانه منتظر این پروژه بودند، ناامیدکننده بوده است. من متعهد هستم که این کمبود را جبران کنم و وعده می‌دهم که همچنان سرگرمی‌هایی ارائه دهم که روحیهٔ شما را بالا نگه دارد.»

    سوندار سی در پایان نوشت: «از حمایت بی‌وقفه و درک شما صمیمانه سپاسگزارم. این برای من جهان معنا دارد و مشتاقم لحظات بیشتری را با هم بسازیم.»

    هر دو رجنیکانت و کامال از پیش از انتشار فیلم «کولی» به‌طرز چشمک‌زن همکاری خود را نشان می‌دهند. کامال آخرین بار در اثر «Thug Life» به کارگردانی مانی رتناّم حضور یافت و هم‌اکنون در حال فیلمبرداری برای پروژه‌ای است که هنوز اعلام نشده. هنوز هیچ‌اطلاع‌رسانی رسمی دربارهٔ کارگردان این فیلم صورت نگرفته است.

  • فیلم هیولایی «لبوبو» بر پایه اسباب‌بازی پرطرفدار در حال ساخت توسط سونی

    یکی از بزرگ‌ترین پدیده‌های ویروسی سال ۲۰۲۵، عروسک‌های هیولایی و دلنشین پاپ‌مارت به نام لبوبو قرار است فیلم اختصاصی خود را در سونی داشته باشند؛ به گزارش رپورتر هالیوود این خبر امروز منتشر شد.

    به نقل از رپورتر هالیوود: «سونی پیکچرز حقوق تصویری این برند چینی را برای ساخت فیلم خریداری کرده و در صورت موفقیت، یک فرنچایز راه‌اندازی خواهد کرد.» گزارش ادامه می‌دهد…

    «در این مرحله هنوز هیچ تهیه‌کننده یا کارگردانی منصوب نشده است، چرا که قرارداد تنها این هفته امضا شده است. همچنین هنوز زود است تا مشخص شود فیلم احتمالی به صورت زنده (Live‑action) باشد یا انیمیشن.»

    هنرمند کاسینگ لانگ در ابتدا عروسک لبوبو را خلق کرد؛ این عروسک پس از ورود پاپ‌مارت به فروشگاه‌های ایالات متحده و ارائه جعبه‌های ناشناس (blind‑box) به سرعت به محبوبیت گسترده‌ای دست یافت.

    ویکی‌پدیا توضیح می‌دهد: «این سری شامل الف‌های زومورفیک با حالات چهره اغراق‌شده است که شخصیت اصلی آن لبوبو، هیولایی با دندان‌های تیز، گوش‌های بزرگ و ظاهری خشن‌مانند است.» این عروسک‌ها با استیچ دیزنی از مجموعه Lilo & Stitch و همچنین گیزمو از فیلم Gremlins مقایسه شده‌اند؛ دو موجود کوچک و دلپذیر در فرهنگ پاپ.

    چهره‌های شناخته شده‌ای همچون ریحانا، کیم کارداشیان، لیزا از گروه BLACKPINK و ستاره WWE ریا ریپلی، با ایجاد هیاهوی ویروسی به تبدیل عروسک لبوبو به یک کالای کلکسیونی ضروری کمک کردند.

    چندین هنرمند حتی عروسک‌های سفارشی لبوبو خود را بر پایه نمادهای ترسناک همچون فری‌دی کروگر و آرت دِ کلاون ساخته‌اند؛ این آثار را می‌توانید با جستجوی سریع در Etsy پیدا کنید.

    برای دریافت بروزرسانی‌های بیشتر دربارهٔ فیلم عروسک لبوبو سونی، همراه ما باشید.

    عروسک سفارشی لبوبو به سبک آرت دِ کلاون از @RnRcreations