بلاگ

  • کریتی سانون واکنش نشان می‌دهد وقتی یک طرفدار عملکرد «بهترین در کارنامهٔ حرفه‌ای» او را در فیلم «Tere Ishk Mein» تحسین می‌کند: «چالش‌زدن هیجان‌انگیز است»

    کریتی سانون در کنار دنانوش در فیلم «Tere Ishk Mein» بازی می‌کند. کارگردان این فیلم آناند ال رای است.

    بازیگر کریتی سانون در کامیابی آخرین اثرش، «Tere Ishk Mein»، غرق می‌شود. این درام رمانتیک که برای نخستین‌بار او را با دنانوش هم‌پیشه می‌کند، جمعه گذشته به نمایش درآمد. اگرچه نقدهای متنوعی دریافت کرد، اما هر دو بازی دنانوش و کریتی مورد تحسین طرفداران و بینندگان قرار گرفت. بسیاری از طرفداران این‌نظر را داشتند که شاید این نقش تا به امروز بهترین نقش کریتی باشد و به تنوع توانایی‌های او در چند سال اخیر افزوده است. کریتی اکنون به این نظرات واکنش نشان داده است.

    کریتی سانون تحسین یکدست برای کارش در فیلم «Tere Ishk Mein» دریافت می‌کند. (عکس ANI)(سنیل خاندار)
    کریتی سانون تحسین یکدست برای کارش در فیلم «Tere Ishk Mein» دریافت می‌کند. (عکس ANI)(سنیل خاندار)

    نظرات کریتی دربارهٔ کارش

    کریتی واکنش‌ها و نقدهای مثبت بسیاری از طرفداران دربارهٔ فیلم را در حساب X خود بازنشر کرد. یکی از طرفداران نوشت: «بعد از #MIMI، مردم گفتند: «این بهترین اجرای #KritiSanon در کارنامهٔ حرفه‌ای است.» • بعد از #DoPatti، مردم همان را گفتند. • و حالا، بعد از #TereIshqMein، مردم نیز همین را می‌گویند. اگر «بهترین کارنامهٔ حرفه‌ای» شما هر سال بهتر شود، کار درستی انجام می‌دهید @kritisanon.»

    این نظر توجه کریتی را جلب کرد و او با این پاسخ گفت: «از تشکر شما سپاسگزارم 🙏 به‌نظرم… اگر پیشرفت نکنید و رشد نکنید، زندگی خوبی ندارید، فقط از زندگی عبور می‌کنید… چالش‌زدن خود هیجان‌انگیز است… آتش را روشن می‌دارد…»

    نقد HT

    کریتی نقش مکتی را در «Tere Ishk Mein» ایفا می‌کند. این فیلم رابطهٔ پرآشوب و چنددهه‌ای او با شانکار (شخصیت دنانوش) را به تصویر می‌کشد که به شکست دل و پیامدهای آشوب‌بار منجر می‌شود. بخشی از نقد Hindustan Times دربارهٔ فیلم چنین می‌گوید: «شیمی بین دنانوش و کریتی سانون به‌ خوبی کار می‌کند. من او را در «Do Patti» دوست داشتم و این بار هم دوباره صفحه را روشن می‌کند. او برای چشم دلپذیر است، بله، اما مهم‌تر از همه این است که به شخصیتی که ساده نیست وزن می‌بخشد.»

    کریتی بازیگری خود را با فیلم «Heropanti» در سال ۲۰۱۴ آغاز کرد. از آن زمان در فیلم‌هایی همچون «Dilwale»، «Bareilly Ki Barfi»، «Luka Chuppi» و «Crew» حضور داشته است. این بازیگر به‌ خاطر کارش در فیلم «Mimi» جایزهٔ ملی بهترین بازیگر زن را دریافت کرد.

    • دنانوش
    • کریتی سانون
  • اُرمِیلا ماتوندکار دربارهٔ بازسازی Rangeela می‌گوید: «فیلم دیگر متعلق به شما نیست»

    Rangeela به‌صورت نسخه‌ی بازسازی‌شده 4K HD در تاریخ ۲۸ نوامبر ۲۰۲۵ دوباره در سالن‌های سینما اکران شد

    اُرمِیلا ماتوندکار دربارهٔ بازسازی <i>Rangeela</i> می‌گوید: "فیلم دیگر متعلق به شما نیست"

    اُرمِیلا ماتوندکار در فیلم رنگیلا

    دهلی نو: فیلم Rangeela با بازی عامر خان و اُرمِیلا ماتوندکار، در تاریخ ۲۸ نوامبر ۲۰۲۵ به‌صورت نسخه‌ی بازسازی‌شده 4K HD دوباره در سالن‌های سینما اکران شد. در مصاحبه‌ای اخیر، اُرمِیلا دربارهٔ بازسازی فیلم سال ۱۹۹۵ اظهار کرد که اگر کسی تمایل به این کار داشته باشد، می‌تواند پیش برود.

    چه خبر

    • اُرمِیلا ماتوندکار تأکید کرد که سینما هیچ‌گاه متعلق به کسی نبوده است، وقتی دربارهٔ بازسازی Rangeela پرسیده شد.
    • اُرمِیلا ماتوندکار به Hindustan Times گفت: “هر کس به سلیقهٔ خود. سینما هیچ‌گاه متعلق به کسی نبوده است. در واقع، هیچ‌چیز متعلق به کسی نیست. فیلم دیگر متعلق به شما نیست. در طی سال‌ها دریافت کرده‌ام که این فیلم به همان اندازه برای هر کسی که آن را دیده است، همانند برای من است. به محض این‌که آن را ساخته‌ام و بر روی سلولوئید گذاشته‌ام، شخصی متفاوت شدم نسبت به دختری که بر روی پرده می‌بینند.”
    • او ادامه داد: “در حقیقت فکر کردن وسواسی دربارهٔ نقش‌های خود یا هر کاری که قبلاً انجام داده‌اید، کمی احمقانه و کودکانه است. اگر کسی می‌خواهد این کار را انجام دهد، چرا نه؟ هر چه بیشتر بهتر؛ اما قضاوت دربارهٔ کیفیت انجام آن به عهدهٔ مردم است. این کاملاً خوش‌آمد است.”

    پیش‌زمینه

    Rangeela در تاریخ ۸ سپتامبر ۱۹۹۵ به‌پخش رسید و به کارگردانی رام گوپال وارما بود. این فیلم با حضور ماتوندکار در کنار عامر خان به نمایش درآمد.

    Rangeela حول شخصیت میلی (نقش ماتوندکار) می‌چرخید؛ دختری که آرزو داشت یک بازیگر مشهور شود. اما زندگی‌اش هنگامی که رَج کامیال (جکی شروف)، یک بازیگر برجسته، و مُنّا (عامر خان)، دوست دوران کودکی‌اش، هر دو به او دل باخته و عاشقش شدند، تغییر مسیر یافت.

    این فیلم نیز به‌خاطر آهنگ‌های محبوبش به یاد می‌آید، از جمله Kya Kare, Tanha Tanha, Hai Rama, Mangta Hai Kya, و Pyaar Yeh Jaane Kaise که همگی به‌عنوان هیت‌های جاودانه شناخته می‌شوند.

    موسیقی این فیلم توسط آهنگساز مشهور آ.آر. رحمان ساخته شد.

    این فیلم به‌عنوان یک بلاک‌باستر در گیشه شد و به‌عنوان چهارمین فیلم پرفروش سال در هند شناخته شد.

    همچنین بخوانید | 30 سال Rangeela: اُرمِیلا ماتوندکار به آهنگ افسانه‌ای Rangeela Re می‌رقصید و آن را «جشن بزرگ زندگی» می‌نامد

  • تبلیغ بیگ باس ۱۹: آشنور کاور به‌دلیل خشونت نسبت به تانیای میتال در چالش «بلیط به فینال» از برنامه حذف شد؟

    هفته‌آخر بیگ باس ۱۹ که به‌زودی می‌آید، پس از اینکه مجری سلمان خان، آشنور کاور را به‌خاطر صدمه‌زدن فیزیکی به تانیای میتال در یک مأموریت سرزنش می‌کند، حذف تکان‌دهنده‌ای را به نمایش می‌گذارد. خان ادعا کرد که کاور عمداً تختهٔ چوبی را با تمام نیرو به میتال برخورد داده است که منجر به تنش شدید و اضطراب عاطفی کاور شد.

    تبلیغ بیگ باس ۱۹: حذف آشنور کاور به‌دلیل خشونت نسبت به تانیای میتال در چالش بلیت به فینال؟

    بیگ باس ۱۹ این هفته آخرین قسمت‌های «هفته‌آخر» را به نمایش می‌گذارد، چرا که برنامهٔ واقع‌گرایانه تنها یک هفته تا فینال بزرگ فاصله دارد. این قسمت‌ها با حضور ستارگان مشهوری چون مدهری دیکسی، ماهی ویج، پارث سامثان، ریشیتا کوثاری و آشیش چانچلانی پرستاره خواهد بود. با این حال، پیش از این مراسم، به‌نظر می‌رسد برنامه شاهد حذف شگفت‌انگیزی باشد. سازندگان یک پیش‌نمایش از قسمت بعدی «هفته‌آخر» منتشر کردند که در آن مجری سلمان خان، آشنور کاور را به‌خاطر آسیب‌زدن فیزیکی به تانیای میتال در یک مأموریت سرزنش می‌کند.

    در این پیش‌نمایش، سلمان به بازیگر سومان ایندوری می‌گوید: «آشنور، دست‌زدن به کسی یا صدمه‌زدن به او در خانهٔ بیگ باس خنک نیست.»

    باسیر علی، سلمان خان و تیم تولید برنامهٔ بیگ باس ۱۹ را به رفتار ناعادلانه متهم می‌کند.

    آشنور بلافاصله از رفتار خود عذرخواهی می‌کند. اما سلمان ادامه می‌دهد: «خشونت او به این حد بود که آگاهانه تختهٔ چوبی را با تمام نیروی خود چرخاند. واضح بود که این کار عمدی و بر پایه خشم بود.»

    آشنور اعلام می‌کند که قصد ضربه یا صدمه به تانیای را نداشته و این اتفاق به‌صورت تصادفی رخ داده است. سلمان وارد می‌شود و می‌گوید: «این شد، شد یا نه؟» سپس تمام صحنه‌ای را که آشنور در حین مأموریت به تانیای ضربه زده را بازگو می‌کند. او می‌گوید: «شما این‌گونه عمل کردید و این‌گونه ضربه زدید.» سپس توضیح می‌دهد که قوانین خاصی وجود دارد که باید رعایت شود و بقیهٔ هم‌خانه‌ها را به‌طور کامل شگفت‌زده می‌کند. پیش‌نمایش در همین لحظه قطع می‌شود و با صحنه‌ای که آشنور نزدیک به گریه است، به پایان می‌رسد. آیا این پایان مسیر آشنور در برنامه خواهد بود؟

    برای کسانی که با جزئیات آشنا نیستند، در طول چالش بلیت به فینال، آشنور در میانهٔ آزمون خود بود که باید تختهٔ چوبی را بر روی شانه‌هایش تعادل می‌داد، در حالی که دو کاسهٔ آب از هر انتهای آن آویزان بود. در حین انجام این کار، تانیای تصمیم گرفت کاسه‌ها را خالی کند. تانیایی که نمی‌خواست آشنور این چالش را بگیرد، از فرصت استفاده کرد و آب را خالی کرد. این کار باعث خشم آشنور شد که تختهٔ چوبی را به سمت او پرتاب کرد و به شانهٔ تانیای برخورد کرد. این «تاثیرگذار روحانی» ادعا کرد که از این رفتار شکایت دارد، اما دیگر هم‌خانه‌ها او را جدی نپذیرفتند. وقتی او با آشنور مواجه شد، به‌جای عذرخواهی، به‌جای آن با او دعوا کرد.

  • پیش‌بینی اسکار ۲۰۲۶: مستندهای بلند و فیلم‌های بین‌المللی (نوامبر)

    با انتشار فهرست‌های رسمی صلاحیت برای دسته‌ مستند و فیلم‌های بین‌المللی، و بدون هیچ‌گونه نقص واضحی در پیش‌بینی‌های اولیه‌ام، می‌توانیم حداقل یک قطعه دیگر از پازل را حذف کنیم.

    همچنین برنده مستند Critics Choice (همسایه‌ی کامل) و نامزدهای انجمن مستندهای بین‌المللی را برای افزودن به جدول تقدیرهای این ماه داریم. IDA همچنین بخش «ذکر ویژه» را به جایزه برتر خود اضافه کرده و شش عنوان را در آن گنجانده است.

    ۲۰۱ مستند برای بررسی در دسته‌ مستندهای بلند اسکار ۹۸ صلاحیت دارند. برخی از این فیلم‌ها هنوز انتشار معتبر مورد نیاز خود را نداشته‌اند و باید این شرط را برآورده کرده و تمام قوانین دیگر صلاحیت این دسته را رعایت کنند تا در فرآیند رأی‌گیری پیشرفت کنند.

    مستندهایی که جایزه‌ی معتبر یک جشنواره فیلم را به‌دست آورده‌اند یا به‌عنوان انتخاب رسمی کشورشان در دسته‌ فیلم‌های بین‌المللی ارسال شده‌اند، نیز در این دسته صلاحیت دارند. فیلم‌های ارسال‌شده در دسته‌ مستندهای بلند می‌توانند برای اسکارهای دیگر از جمله جایزه‌ی بهترین فیلم نیز صلاحیت داشته باشند. اعضای بخش مستندها برای تعیین فهرست کوتاه و نامزدها رأی می‌دهند. فهرست کوتاه ۱۵ فیلم در روز سه‌شنبه، ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵ اعلام خواهد شد.

    در ادامه پیش‌بینی‌های من برای نامزدهای اسکار ۲۰۲۶ در دسته‌ مستندهای بلند و فیلم‌های بین‌المللی در ماه نوامبر آمده است.

    مستندهای بلند (فهرست کوتاه ۱۵ فیلم)

    1. 2000 Meters to Andriivka (Frontline Features / The Associated Press / PBS Distribution) ↑ CCA, CEH, Gotham
    2. Cover-Up (Netflix) ↓ CCA, CEH, IDA Special Mention
    3. Apocalypse in the Tropics (Netflix) CCA, IDA
    4. Put Your Soul on Your Hand and Walk (Kino Lorber) ↑ CEH, Gotham
    5. Mr. Nobody Against Putin (ZDF/Arte)
    6. The Perfect Neighbor (Netflix) ↓ CCA, CEH, Gotham
    7. Seeds (TBD) ↑ CEH, IDA
    8. Come See Me in the Good Light (Apple Original Films) ↑ IDA Special Mention
    9. The Tale of Silyan (National Geographic) CCA, IDA
    10. Orwell: 2+2=5 (NEON) ↓ CCA
    11. The Eyes of Ghana (Higher Ground Productions) ↓
    12. Cutting Through Rocks (TBD) ↑
    13. The Alabama Solution (HBO Max) CCA
    14. Afternoons of Solitude (TBD) ↑ CEH, EFA
    15. Riefenstahl (Kino Lorber) CCA, EFA

    نامزدهای دیگر: BLKNWS: Terms & Conditions (Rich Spirit) – Gotham NEW, The Encampments, Fiume o Morte!, Grand Theft Hamlet, My Mom Jayne: A Film by Mariska Hargitay (HBO Max) ↓, One to One: John & Yoko, Predators (MTV Documentary Films / Paramount+) ↓, Prime Minister, Songs of Slow Burning Earth – IDA

    ۸۶ کشور یا منطقه فیلم‌هایی را برای بررسی در دسته‌ فیلم‌های بین‌المللی اسکار ۹۸ ارسال کرده‌اند.

    فیلم بین‌المللی به‌عنوان یک فیلم سینمایی (بیش از ۴۰ دقیقه) تعریف می‌شود که خارج از ایالات متحده ساخته شده و دیالوگ‌های آن بیش از ۵۰٪ به زبان غیر انگلیسی هستند.

    اعضای آکادمی از تمام شاخه‌ها دعوت می‌شوند تا برای شرکت در دور ابتدایی رأی‌گیری ثبت‌نام کنند و برای صلاحیت رای‌دادن در این دسته باید حداقل تعداد تماشا را برآورده کنند. فهرست کوتاه ۱۵ فیلم در روز سه‌شنبه، ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵ اعلام می‌شود.

    همچنان انتظار دارم که برندگان برتر کن Cannes در فهرست کوتاه جایگاهی پیدا کنند؛ فیلم اسپانیا Sirāt این ماه برای من در حال صعود است. دو فیلمی که دقت می‌کنم، The Love That Remains ایسلند، «داستان سیلیان» از مقدونیهٔ شمالی و Kokuhô ژاپن هستند. فکر می‌کنم هر یک از اینها می‌توانند وارد فهرست شوند.

    فیلم‌های بین‌المللی (فهرست کوتاه ۱۵ فیلم)

    1. France — It Was Just an Accident (NEON) Cannes Palme d’Or
    2. Norway — Sentimental Value (NEON) Cannes Grand Prize
    3. Tunisia — The Voice of Hind Rajab (WILLA) Venice Grand Jury Prize
    4. Brazil — The Secret Agent (NEON) (Cannes Best Director, Best Actor)
    5. Taiwan — Left-Handed Girl (Netflix)
    6. Spain — Sirāt (NEON) ↑ Cannes Jury Prize
    7. South Korea — No Other Choice (NEON) TIFF People’s Choice International Award
    8. Iraq — The President’s Cake (Sony Pictures Classics) ↓ Cannes Camera d’Or, Directors Fortnight Audience Award
    9. Germany — Sound of Falling (MUBI) Cannes Jury Prize
    10. Denmark — Mr. Nobody Against Putin (TBD)
    11. Ukraine — 2000 Meters to Andriivka (Frontline Features/The Associated Press/PBS Distribution)
    12. Slovenia — Little Trouble Girls (Kino Lorber) Berlin FIPRESCI Prize – Perspectives
    13. Argentina — Belén (Amazon MGM)
    14. Switzerland — Late Shift (Music Box Films)
    15. Colombia — A Poet (1-2 Special) Cannes Un Certain Regard Jury Prize, San Sebastián International Film Festival Horizons Award

    در ادامه: بلژیک — Young Mothers (Music Box Films) – Cannes Best Screenplay، کانادا — The Things You Kill (Cineverse)، ایسلند — The Love That Remains (Janus Films)، هند — Homebound (TBD)، ژاپن — Kokuhô (GKids)، اردن — All That’s Left of You (Watermelon Pictures/Visibility Films)، مقدونیهٔ شمالی — The Tale of Silyan (National Geographic)، بریتانیا — My Father’s Shadow (MUBI)

    نامزدهای دیگر: شیلی — The Mysterious Gaze of the Flamingo (Altered Innocence)، مجارستان — Orphan (TBD)، ایتالیا — Family (TBD)، مکزیک — We Shall Not Be Moved (TBD)، فلسطین — Palestine 36 (Watermelon Pictures)، فیلیپین — Magellan (Janus Films)، لهستان — Franz (Cohen Media Group)

  • جمع‌آوری گیشهٔ فیلم Tere Ishk Mein در روز اول: فیلم با بازی دنانوش و کریتی سانن به ۱۶ کرور روپیه آغاز کرد و Jolly LLB 3 را پشت سر گذاشت

    جمع‌آوری گیشهٔ فیلم Tere Ishk Mein در روز اول: این سومین همکاری دنانوش و کارگردان آنند ال‌ رای پس از «Raanjhanaa» و «Atrangi Re» است.

    جمع‌آوری گیشهٔ فیلم Tere Ishk Mein در روز اول: انتظارات از «Tere Ishk Mein»، درام رمانتیک به‌کارگیری دنانوش و کریتی سانن در نقش‌های اصلی، بسیار بالا بود. تریلر پرهیجان، هیاهوی خاصی در بین طرفداران برانگیخت و بر پایهٔ واکنش‌های روز اول انتشار، کارگردانی آنند ال‑ رای اکنون آمادهٔ یک شروع درخشان در گیشه است.

    جمع‌آوری گیشهٔ فیلم Tere Ishk Mein در روز اول: داستان عشق دنانوش و کریتی سانن تحسین بینندگان را برانگیخت.
    جمع‌آوری گیشهٔ فیلم Tere Ishk Mein در روز اول: داستان عشق دنانوش و کریتی سانن تحسین بینندگان را برانگیخت.

    گیشهٔ روز اول فیلم Tere Ishk Mein

    بر اساس تازه‌ترین به‌روزرسانی در Sacnilk، فیلم Tere Ishk Mein در روز اول ۱۶٫۵۰ کرور روپیه درآمد کسب کرد. این اعداد روز افتتاحیه باعث شد این فیلم دومین بزرگ‌ترین افتتاحیه یک فیلم رمانتیک در سال جاری باشد. «Saiyaara» هنوز بزرگ‌ترین افتتاحیه را با ۲۱٫۵ کرور روپیه دارد.

    این پست را در اینستاگرام مشاهده کنید

    پستی که توسط tseriesfilms (@tseriesfilms) به اشتراک گذاشته شد

    فیلم Tere Ishk Mein توانست برخی از بزرگ‌نمایی‌های بولی‌وود سال ۲۰۲۵ را پشت سر بگذارد، از جمله Jolly LLB 3 (۱۲ کرور روپیه) و Sitaare Zameen Par (۱۰٫۷۰ کرور روپیه). این فیلم همچنین بزرگ‌ترین افتتاحیه در کارنامهٔ بولی‌وود دنانوش محسوب می‌شود. Tere Ishk Mein نشانگر بازگشت دنانوش به سینمای هندی پس از سال‌هاست. او اولین فیلم هندی‌اش، Raanjhanaa، را بیش از یک دهه پیش زیر کارگردانی آنند ال‑ رای ساخته بود که ۵٫۶۰ کرور روپیه خالص در اکران کسب کرد. در عین حال، Atrangi Re، دومین فیلم او با کارگردان، در سال ۲۰۲۱ به‌صورت OTT منتشر شد.

    دربارهٔ فیلم Tere Ishk Mein

    فیلم Tere Ishk Mein داستان مرد جوانی خشمگین و پرخشونت که دنانوش آن را به تصویر می‌کشد و عاشق مکتی به‌دست کریتی می‌شود، روایت می‌کند. رمانس آنها در دوران دانشگاه شکوفا می‌شود، اما او به‌سرعت تصمیم خود را تغییر داده و مردی دیگر را برای ازدواج انتخاب می‌کند. آ.ر. رحمان آهنگ‌های فیلم را ساخته است. این فیلم توسط آنند ال‑ رای، هیمانشو شارما، بوشان کمار و کریشان کمار به‌صورت مشترک تحت پرچم‌های گُلشن کمار، تی‑سریز و Colour Yellow Productions تولید شده است.

    • دنانوش
    • کریتی سانن
  • نقد «هَم‌نت»: اثر یک استاد (و منظورم شکسپیر نیست)

    «بودن یا نبودن؟» – ویلیام شکسپیر در «هَم‌نت»
    جسی باکلی نقش آگنس و جو آلوین نقش بارتولومئو را در فیلم HAMNET به کارگردانی کلوی زائو، محصول Focus Features ایفا می‌کنند.
    جسی باکلی نقش آگنس و جو آلوین نقش بارتولومئو را در فیلم HAMNET به کارگردانی کلوی زائو، محصول Focus Features ایفا می‌کنند. (Agata Grzybowska)

    نوشته توسط هانتر وی نوریس

    PHOENIX (AZFamily)هشداری دربارهٔ اسپویلرهای پیش‌رو برای هَم‌نت. فقط بگویم اگر می‌خواهید یکی از بهترین فیلم‌های سال ۲۰۲۵ را ببینید، این فیلم را از دست ندهید.

    خلاصه

    هَم‌نت زندگی زناشویی نمایش‌نامه‌نویس ویلیام شکسپیر (پول مسکال) و همسرش آگنس (جسی باکلی) را به تصویر می‌کشد. پس از مرگ پسر جوانشان هَم‌نت (جاکوبی جیوپ)، آگنس و ویلیام به شیوه‌های مختلفی غم‌نوش می‌شوند که باعث می‌شود آنها از نظر عاطفی از یکدیگر فاصله بگیرند و این امر الهام‌بخش ویلیام برای نوشتن نمایشنامهٔ هملت می‌شود.

    نظرات من

    چه در مدرسه از خواندن آثار او خسته شده باشید و چه نه، ویلیام شکسپیر یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان تمام‌عصر است. این واقعیت که هنوز پس از قرن‌ها به اجرا، اقتباس و بحث دربارهٔ آثار او می‌پردازیم، گواهی کافی بر توانایی‌های اوست. آنچه آثار او را قادر می‌سازد تا از نسل‌ها و رسانه‌های هنری عبور کند، این است که داستان‌ها، شخصیت‌ها و تم‌هایش جهانی و بی‌زمان هستند. بررسی وضعیت انسان از طریق تراژدی و کمدی تئاتری، این داستان‌ها را قادر ساخت تا آزمون زمان را بگذرانند.

    قبل از آنکه نظریه‌پردازان توطئه‌ای ادبی به من حمله کنند تا درباره این که شکسپیر واقعاً این همه چیز را ننوشته یا وجود نداشته یا … حرف بزنند، باید بگویم که من در این باره به‌صورت علمی زیاد تسلط ندارم. آشنایی من با شکسپیر صرفاً به کلاس‌های دبیرستان و اقتباسات سینمایی مختلفی که در طول سال‌ها دیده‌ام محدود می‌شود. از برخی آثار او لذت بردم (مکبث مورد علاقه‌ام است) اما خودم را طرفدار صریح نمی‌دانم. آنچه که من طرفدار آن هستم، فیلم‌های عالی است و هَم‌نت یکی از بزرگ‌ترین فیلم‌هایی است که تا به امروز در زندگی‌ام دیده‌ام.

    چلو زائو به اوج بازگشت

    هَم‌نت نباید تعجب کرد که این‌قدر عالی باشد، چرا که توسط کلوی زائو نوشته و کارگردانی شده است. او در مراسم اسکار 93ام در سال 2021 برای فیلم نومادلند جایزهٔ بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را به دست آورد و این موفقیت او را به‌عنوان یک فیلمساز مستقل برجسته پس از دو اثر کم‌بودجهٔ اولیه‌اش، آهنگ‌های که برادرم به من آموخت و سوار تثبیت کرد. به‌عنوان یک مهاجر چینی که به‌طور اختصاصی داستان‌هایی دربارهٔ مرزهای روستایی آمریکا روایت می‌کند، صدای کارگردانی قدرتمندی با دیدگاهی منحصربه‌فرد به‌دست آورد.

    همان‌طور که برای بسیاری از فیلمسازان مستقل امروز اتفاق می‌افتد، پس از آن‌که زائو سر و صدا کرد، دیزنی به او دسترسی داد تا یکی از پروژه‌های خود در دنیای سینمایی مارول را به‌عنوان کارگردان هدایت کند. او ابتدا در مسابقه کارگردانی بلک ویدو حضور داشت، اما به‌جای آن با ارائهٔ طرح خود برای ابدی‌ها نظر کوین فی‌گی، سرپرست دنیای سینمایی مارول، را جلب کرد. فیلم ابدی‌ها به‌عنوان یکی از جسورانه‌ترین فیلم‌های دنیای سینمایی مارول شناخته شد، اما در نهایت بسیار ضعیف بود. من صددرصد مسئولیت این عدم موفقیت را به زائو نمی‌سپارم و صریحاً حتی آن را یک فیلم واقعی در کارنامهٔ او نمی‌دانم.

    پذیرش ضعیف ابدی‌ها و برخی افراد که فکر می‌کردند نومادلند خسته‌کننده است و “بخوراندن اسکار” (اصطلاحی که من دوست ندارم) باعث شد به‌نظر برسد زائو به‌ناحق توسط مخاطبان کنار گذاشته شده است. خوشبختانه همچنان فیلمسازانی مانند استیون اسپیلبرگ و سام مندس حضور دارند که هنر فیلمسازی را ارج می‌نهند، و به‌عنوان تهیه‌کنندگان هَم‌نت، هر دو می‌دانستند کلوی زائو بهترین گزینه برای اقتباس رمان 2020 مگی اوفارل برای پردهٔ بزرگ است.

    اگرچه زائو از فیلمسازان افسانه‌ای و کیف پول‌های پر رونق آن‌ها حمایت مالی این پروژه را داشته، اما هَم‌نت کاملاً اثر اوست. در حالی که او از محیط مدرن و روستایی آمریکا به سرزمین‌های کشاورزی انگلستان قرن ۱۶ام منتقل شده، همچنان در حوزهٔ درام و شخصیت‌محور خود راحت است که به او امکان می‌دهد داستان‌های صادقانه را از طریق لنزی زیبا و حساس به تصویر بکشد.

    صحنه‌سازی سینمایی

    هَم‌نت ابتدا این احساس را می‌دهد که فیلمی بیوپیک از ویلیام و آگنس شکسپیر (نکته جالب: نام واقعی او آنه هاته‌وی) باشد که زندگی‌شان را در زمان صعود ویلیام به شهرت روایت می‌کند. ما روزی را می‌بینیم که آن‌ها ملاقات می‌کنند؛ ویلیام به آگنس دل می‌بازد و به‌سرعت عاشق می‌شوند، و آگنس باردار اولین فرزندشان سوزانا (بودی ریه بریثناچ) می‌شود. خانوادهٔ آگنس او را تبعید می‌کند و خانواده شکسپیر او را می‌پذیرند و به‌سرعت پس از آن ازدواج می‌کنند.

    دوازده سال اول زندگی مشترک ویلیام و آگنس از طریق کارگردانی، نگارش و تدوین مؤثر به تصویر کشیده می‌شود. زائو فقط بر لحظات مهم رابطه آن‌ها تمرکز می‌کند و با زبان و نشانه‌های بصری به‌دقت مکان و زمان وقوع در زندگی این شخصیت‌ها را نشان می‌دهد. در یک صحنه، آگنس باردار سوزانا است؛ در صحنهٔ بعد سوزانا متولد می‌شود؛ سپس به کودک‌دختری که در حال رشد است و آگنس با شکمی باردار جدید که دوقلوهای هَم‌نت و جودیت را درآورده، برش می‌خورد.

    داستان‌سرایی بصری ماهر در هَم‌نت همیشه به‌ظهر می‌آید؛ زائو به‌طور کامل به مخاطب اعتماد می‌کند. او این اتفاقات را در زندگی خانواده شکسپیر به‌صورت نمایشی شبیه به یک نمایشنامه صحنه‌ساز می‌کند، با فضاهای ساده و برداشت‌های طولانی و گسترده. او و هم‌دستیار تدوین‌اش، افونسو گونسالویز، فیلم را گویی روی صحنه نمایش است تدوین می‌کنند و با استفاده از بریدگی‌های تند یا محو شدن به‌سیا̀ه برای نشان دادن تغییرات صحنه بهره می‌گیرند.

    زائو هرگز غرایز سینمایی خود را فراموش نمی‌کند؛ همیشه زمان مناسب برای نزدیک‌کردن دوربین و ضبط نکات ظریف بازیگران که اجراهای استادانه‌ای ارائه می‌دهند، می‌داند. ترکیب‌های تصویری زائو و نورپردازی خیره‌کنندهٔ Łukasz Żal در هَم‌نت جوی ملانتیک و سرکوبگر به فیلم می‌بخشد که به‌خوبی زندان ذهنی شخصیت‌ها را نشان می‌دهد. نور طبیعی و منابع آتش مانند شمع‌ها و شومینه‌ها احساس گرمایی را که از پشت صفحه به مخاطب می‌رسد، القا می‌کند.

    تراژدی و کمدی

    به‌اندازهٔ اینکه هَم‌نت دربارهٔ عشق است، در عین حال دربارهٔ دلشکستگی نیز می‌باشد. نمی‌توان یکی را بدون دیگری داشت و طبیعتاً تراژدی نهایی اگر پیش‌زمینهٔ خوش‌گذران نباشد، تأثیر کمتری دارد. به‌جز مشکلاتی که مردم آن زمان معمولاً با آن مواجه بودند، زندگی‌شان در کل نسبتاً خوب به‌نظر می‌رسید. زائو حتی طنز واقعی‌تری را به داستان می‌افزاید. ویلیام و آگنس خانواده‌ای سالم دارند و همه چیز با پیشرفت فزایندهٔ وی به‌عنوان نمایش‌نامه‌نویس در لندن، به‌نظر می‌رسد در مسیر صعود است. او قادر است امکانات بیشتری فراهم کند و آن‌ها را به خانه‌های بهتری منتقل کند، اما خوشی‌ها نمی‌توانند برای همیشه ادامه یابند.

    تمام اطلاعاتی که قبل از دیدن هَم‌نت داشته‌ام این بود که فیلم دربارهٔ مرگ پسر شکسپیر است که او را برانگیخت تا نمایشنامهٔ هملت را بنویسد. بنابراین منتظر لحظهٔ سقوط „کفش“ بودم و چون از سن دقیق مرگ هَم‌نت آگاه نبودم، تصور می‌کردم این لحظه زمانی است که آگنس او و جودیت را به دنیا می‌آورد. اما در واقع هَم‌نت بدون عوارض به دنیا می‌آید و جودیت که در ابتدا به‌نظر می‌رسد ممی است، پس از محبت خالص مادرش نجات می‌یابد.

    حتی اگر این صحنه به‌گونه‌ای خوش‌نتیجه باشد که هَم‌نت و جودیت دو نوزاد سالم باشند، همه چیز پیش از آن به‌طرز دردناکی سرایت می‌کند. فریادهای وحشیانهٔ جسی باکلی هنگام زایمان، برای بیننده اضطراب‌آور است، همان‌گونه که او جودیت را زنده می‌کند، احساس یأس خالص و تسکین واضحی را به‌وجود می‌آورد. همه این‌ها به‌قدری واقعی است که ذهن شما می‌خواهد واکنش «جنگ یا گریز» نشان دهد و حس می‌کنید در حال تماشا کردن اتفاقی هستید که نباید ببینید.

    ما فرصتی می‌یابیم تا کمی زمان را با هَم‌نت و جودیت (اولیویا لاینز) در کودکی‌شان سپری کنیم پیش از این‌که همه‌چیز به‌سختی فرو بریزد؛ این لحظات بالاترین اوج‌هایی است که داستان تا انتها می‌تواند ارائه دهد. جاکوبی جیوپ و اولیویا لاینز هر دو با شیمی طبیعی خواهر و برادر دوقلو، حضور می‌دارند که صحنه ابتلا به طاعون را حتی دردناک‌تر می‌کند. مهم نیست فقط مرگ هَم‌نت، بلکه نحوهٔ مرگ او که فکر می‌کند برای خواهر دوقلوش فداکاری می‌کند، نیز جنبهٔ تراژیک دیگری دارد.

    شکسپیر در غم

    وقتی هَم‌نت در آغوش آگنس می‌میرد، او فریاد اولیهٔ دردناک و پر از غم می‌زند که از آن شب‌نامه‌ها ساخته می‌شود. ویلیام هنگام اولین باری که بدن هَم‌نت را می‌بیند، واکنش محتاطانه‌ای دارد و نمی‌داند چگونه تمام این را پردازش کند. این همان لحظه‌ای است که جسی باکلی و پل مسکال فرصتی برای نمایش استعدادی بزرگ خود دارند.

    جسی باکلی تنها بهترین اجرا در حرفهٔ خود را ارائه نمی‌دهد، بلکه اجرایی برای تمام عمر است؛ اجرایی که در تاریخ سینما به‌خاطر خواهد ماند. او تمام طیف احساساتی را که می‌توانید تصور کنید، به‌عنوان آگنس از مراحل غم عبور می‌کند، به‌طور بی‌نظیری به تصویر می‌کشد.

    پل مسکال در نیمهٔ دوم روایت نقش پس‌زمینه بیشتری ایفا می‌کند؛ زمانی که بیشتر در لندن به‌سراغ هملت مشغول است. او به‌گونه‌ای به‌نظر می‌رسد که می‌خواهد از درد خالص در چشمانش به‌سختی فرو بریزد، وجود خود را می‌اندیشد و حتی به خودکشی می‌اندیشد. بی‌تردید، «بودن یا نبودن» است.

    ویلیام هَم‌نت را در یک برزخی تصور می‌کند که به‌صورت صحنه‌ای با پرده‌های ساخته‌شده و تنها یک درب که به تاریکی مطلق می‌برد، نمایش داده می‌شود. جاکوبی جیوپ در این صحنه‌ها دلسوز است، چون کودکی ترسیده و کاملاً تنهاست و به‌نظر می‌رسد هنوز نمی‌فهمد که جان خود را از دست داده است. این تفکر هولناک برای هر والدینی است که پس از یک تراژدی چنین چیزی را تصور می‌کند.

    سوگ کردن یا نه

    با اولین سه فیلم خود، زائو توانست اجراهای فوق‌العاده‌ای از بازیگرانش به‌دست آورد، بسیاری از آن‌ها پیش از این به‌طور جدی بازیگری نکرده بودند. نومادلند با بازی فرانس مَک‌دورمَند و دیوید استراتیرن نیز همراه بود اما علاوه بر آن شامل ده‌ها فرد واقعی مسافرهای ون بود که تقریباً خودشان نقش خود را ایفا می‌کردند. فرانس مَک‌دورمَند برای نومادلند اسکار دریافت کرد، اما بیایید واقعیت را بپذیریم، او همیشه برتر است، ولی این نشان داد که زائو توانست اجراهای عالی از هر کسی که جلوی دوربین می‌ایستد استخراج کند، چه تجربه‌دار باشد چه نه.

    آگاه که آگنس شخصیت اصلی است و همه چیز از دید او روایت می‌شود، ویلیام به‌نظر می‌رسد تنها یک همسر فاصله‌دار است که نمی‌خواهد دردهای همسرش را تحمل کند. او به‌طور مداوم در کار خود غرق می‌شود و بیشتر وقتش را در لندن، دور از آگنس و خانواده‌اش می‌گذراند. هرگاه آگنس سعی می‌کند او را به گفت‌وگو دعوت کند، او بیشتر عقب‌نشینی می‌کند و به‌نظر سخط‌آمیزتر می‌شود.

    هرکس روش خاص خود را برای سوگواری دارد؛ اعتبار چگونگی مدیریت این غم بحثی کاملاً جداگانه است، اما حقیقت این است که غم‌گذاری یک اندازه‌گیری یکسان نیست. زائو نمی‌توانست این را بهتر از صحنهٔ آخر فیلم نشان دهد، زمانی که آگنس اجرای اولین نمایش هملت را مشاهده می‌کند. او تماشا می‌کند که نمایش به‌طور اساسی داستان تراژیک پسر خودش را بازگو می‌کند و در نهایت می‌فهمد: ویلیام تمام این مدت در حال غم‌گساریدن است.

    برادر بزرگتر جاکوبی جیوپ، نوآ جیوپ، در اجرای نمایش در انتهای فیلم نقش هملت را به عهده می‌گیرد؛ این انتخاب بازیگری نابغه‌آمیز است. برای آگنس، دیدن مردی که دقیقاً شبیه پسرش شده است، نه تنها مرزهای واقعیت و تخیل را درهم می‌ریزد، بلکه به‌صورت غیرمستقیم او را قادر می‌سازد تا پسرش را دوباره زنده ببیند. این نشان می‌دهد که اگرچه هیچ‌چیز نمی‌تواند قلب کسی را پس از از دست دادن فرزند به‌طور کامل درمان کند، شاید هنر بهترین دارو باشد که می‌توان یافت.

    قلب خود را باز نگه دارید

    بسیاری از مردم دیالوگ‌های شعری شکسپیر را خسته‌کننده می‌دانند، به‌ویژه وقتی

  • تبلیغات نیلوفر فواد خان و مهیرا خان، یک کلاس برتر در بازاریابی است

    تبلیغات نیلوفر فواد خان و مهیرا خان، یک کلاس برتر در بازاریابی است

    وقتی دو تن از پرستاره‌ترین چهره‌های پاکستانی، فواد خان و مهیرا خان، برای تبلیغ فیلم آیندهٔ خود نیلوفر دوباره دور هم جمع شدند، این کمپین کمتر شبیه تبلیغات معمولی فیلم‌ها و بیشتر شبیه یک کتابچهٔ بازاریابی دقیق و چند لایه بود.

    فراتر از رونمایی استاندارد تریلر، بازدیدهای مراکز خرید و حضورهای بین‌المللی، تبلیغات نیلوفر جامع و همگانی بود. تیم ترکیبی از روایت‌های احساسی، تبلیغات فراگیر و دسترسی به هواداران پایه‌ای را با ارتباط با دیاسپورا ترکیب کرد؛ امری که برای اولین بار در بازار پاکستانی رخ داد.

    دلیل این‌که تبلیغات نیلوفر این‌چنین متفاوت بودند، در ادامه توضیح داده می‌شود.

    سرودی به لاهور از طریق تور اتوبوس‌گردی لاهور

    یکی از حرکت‌های پربحث کمپین این بود که تبلیغات نیلوفر را به یک تور اتوبوسی در لاهور بردند، به همراه گروهی از اینفلوئنسرها. تصور کنید که در یک اتوبوس عمومی با بزرگ‌ترین ستارگان پاکستان ملاقات کنید!

    علاوه بر مفهوم نوآورانهٔ تبلیغات در یک اتوبوس، فهرست میهمانان نیز جالب بود — این افراد، اینفلوئنسرهای سبک‌زندگی معمولی که معمولاً در تبلیغات فیلم می‌بینیم، نبودند. از سازندگان محتوای طنز مانند عبدالرحمان و انصار تا افراد کم‌قلم‌تر، این تور اتوبوس به‌نوعی سرودی به لاهور بود؛ که طبق گفتهٔ فواد، فیلم نیز همین‌گونه است.

    ویدیوهایی که از این تور اتوبوس به‌دست آمدند، سرگرم‌کننده، نکته‌سنج و بالاتر از همه ویروسی بودند. این ویروسی شدن باعث شد توجه رسانه‌های اصلی جلب شود و دسترسی به مخاطبان فراتر از تماشاگران عادی سینما افزایش یابد.

    دیدار با نسل زد در جایی که هستند — در دانشگاه!

    تبلیغات نیلوفر در دانشگاه‌ها، مانند لامس و UCP در لاهور، یک گام هوشمندانه و نوآورانه بود، زیرا دقیقاً در مکان حضور نسل زد — یعنی در پردیس‌ها، در محیط‌های اجتماعی خودشان و در فضایی فرهنگی که مورد اعتمادشان است — انجام شد. با این که بسیاری از جوانان پاکستانی احساس جدایی از سینمای محلی اصلی می‌کردند، حضور فواد و مهیرا مستقیماً در دانشگاه‌ها به بازنگری این رابطه کمک کرد.

    این کار باعث شد تبلیغات فیلم به‌جای یک تبلیغ ساده، به یک تجربه تبدیل شود؛ دانشجویان نزدیک‌ترین ارتباط با ستارگان، گفتگوهای طبیعی و لحظات قابل اشتراک‌گذاری را تجربه کردند که به‌گونه‌ای به‌دنبال نیازهای نسلشان تنظیم شده بود. با در نظر گرفتن مخاطبان دانشگاهی به‌عنوان بخش اصلی نه یک پس‌زمینه، تیم نیلوفر به قدرت گسترش اجتماعی توسط جوانان دست یافت و سینمای پاکستان را به جمعیتی که به‌تدریج روندهای آنلاین را شکل می‌دهد، بازمعرفی کرد — جمعیتی که می‌تواند به‌سودی رشد فروش بلیط‌ها منجر شود.

    به‌علاوه، بزرگ فکر کنید — یک فضا و یک جمعیت عظیم که محتوای تولیدشده توسط کاربر را بهتر از هر بخش دیگری تولید می‌کند.

    اصالت احساسی، نه صرفاً روابط عمومی صیقلی

    شاید اینجاست که ستارگان شایستهٔ تشویق بیشتری نسبت به آژانس بازاریابی خود هستند. در طول تبلیغات، مهیرا و فواد هر دو احساسات خود را نشان دادند — چه مهیرا که دربارهٔ کراچی صحبت می‌کرد، صدایی پر از نوستالژی داشت، و چه فواد که دربارهٔ حمایت و دوستانش در دوران دشوار سخن می‌گفت.

    برای مهیرا، این شاید به‌طور طبیعی‌تری باشد، اما آنچه بینندگان را شگفت‌زده کرد، باز شدن فواد بود؛ چرا که او معمولاً فردی بسیار خجالتی است. این لحظات صادقانه و باز، به‌نظر می‌رسیدند طبیعی و به‌دست آمده‌اند نه ساختگی، و منجر به پوشش رسانه‌ای گسترده و گفتگوهای اجتماعی شد و باعث شد فیلم از نظر فرهنگی مرتبط‌تر به نظر برسد نه صرفاً پر سر و صدا.

    تماشاگران امروزی اصالت را دوست داشته و به آن پاداش می‌دهند. وقتی تبلیغات ستارگان شامل آسیب‌پذیری می‌شود، این باعث می‌شود از تردیدها عبور کند و از دهان‌به‌دهن قوی‌تری ایجاد کند.

    فواد نیز کاملاً باز شد برای تبلیغات فیلم — به‌عنوان مثال وقتی تیم یک نشریه را به خانه‌اش دعوت کرد تا برایشان قهوه دم کند! مخاطبان هوشمند هستند — آن‌ها از این که ستارگان فراتر از انتظار عمل می‌کنند قدردانی می‌کنند.

    بردن تبلیغات به جاده — به‌صورت تحت‌اللفظی

    کی می‌توانست فکر کند که تبلیغات فیلم‌های پاکستانی روزی به پلتفرم بازاریابی خودرو مانند Pak Wheels و بنیان‌گذار آن سونیل منج نیاز خواهد داشت؟ اما این همان چیزی بود که تبلیغات را جالب و منحصر به‌فرد کرد — آن‌ها فضاهای با تأثیر بزرگ را تحلیل کردند و از آن‌ها بهره بردند.

    منج به‌خاطر نقدهای خودرویی شناخته شده است — گاهی با صاحب خودروها که رانندگی می‌کنند یا در صندلی سرنشین می‌نشینند. در ویدیو همراه با فواد و مهیرا، او مرسدس کلاسیک موجود در فیلم را رانندگی کرد در حالی که مهیرا و فواد همراه او سوار شدند و کمی دربارهٔ خودرو، کمی دربارهٔ فیلم و خودشان صحبت کردند.

    بی‌شک این روش جالبی برای تبلیغ یک فیلم بود، اما منطقی نیز بود با توجه به اینکه به‌نظر می‌رسد خودرو نقش مهمی در نیلوفر ایفا می‌کند.

    شیک، شیک و بیشتر شیک

    درنهایت اما نه کم‌اهمیت، انتشار The Last Dance، یک عکسبرداری بسیار شیک برای Mashion است که مهیرا و فواد را با زیباترین ظاهرهایشان نمایش داد.

    درس بزرگتر برای بازاریابی فیلم‌های پاکستانی

    کتابچهٔ تبلیغاتی نیلوفر آموزنده است زیرا اصول بازاریابی مدرن را با دانش فرهنگی بومی ترکیب می‌کند: از قدرت ستارگان استفاده می‌کند اما آن‌ها را به‌طور گسترده به اشتراک می‌گذارد؛ لحظات اصیل ایجاد می‌کند، اما آن‌ها را ساختاربندی می‌کند تا محتوای قابل تکرار تولید شود؛ و فراتر از پرمینه‌های کراچی/لاهور به نقاط تماس منطقه‌ای و بین‌المللی می‌اندیشد. نتیجه یک کمپین است که هم صمیمی و هم در مقیاس بزرگ احساس می‌شود. این ترکیب نادر در اکوسیستمی که هنوز در حال رشد برای تبلیغات فیلم در پاکستان است، به شمار می‌آید.

    «ما بسیار عمداً سعی کردیم کمپینی بسازیم که با روح داستان هم‌خوانی داشته باشد»، شیرین رحمان، ذهن‌پشت تبلیغات نیلوفر به Images گفت. «این فیلم چیزی نیست که پاکستان به‌طور معمول روی پرده می‌گذارد. تازه، متفاوت است و جذابیتی قدیمی دارد که همچنان برای تمام نسل‌ها، از نسل زد تا میلنیال‌ها و نسل ایکس، قابل ارتباط است»، او توضیح داد.

    او اضافه کرد که به‌دلیل این‌که این اولین باری بود که فواد به‌طور کامل وارد یک دورهٔ تبلیغاتی شد، آن‌ها استراتژی دقیق را از صفر ساختند — به دانشجویان، مراکز خرید، برندها و هر مکانی که مخاطبان به‌راستی گرد هم می‌آیند، دست یافتند. «ما نمی‌خواستیم فقط با یک طبقه یا یک بخش صحبت کنیم؛ ایده این بود که کل کشور احساس شمول داشته باشد. به همین دلیل کمپین از لحظات عمومی، بازار گسترده تا یک پرتاب فرهنگی که ریشه در موسیقی دارد، گسترده شد.»

    حسان خالد، مدیر اجرایی فیلم، نظرات رحمان را تأیید کرد و گفت که استراتژی تبلیغاتی بر پایهٔ همکاری‌های پراثر و مشارکت هدفمند با مصرف‌کنندگان استوار است. «با هم، ابتکارات مختلف به‌صورت یک برنامهٔ متمرکز و چند‌کاناله شکل می‌گیرند که برای حداکثر رساندن دسترسی، افزایش تبدیل و موقعیت‌یابی نیلوفر به‌عنوان یکی از پُرانتظارترین فیلم‌های سال طراحی شده‌اند»، او افزود.

    تصویر پوشش توسط حسین مندویلا

  • پروژه مقدماتی IMAX اُدیسه که شایعه می‌شود پیش از فیلم‌های «گناهکاران» و «یک نبرد پس از دیگری» به نمایش درآید

    نولان اُدیسه

    فیلم حماسی بعدی کریستوفر نولان تا تابستان آینده به‌سینما نمی‌آید، اما اگر شایعه‌ای که مطرح است تأیید شود، مخاطبان ممکن است اوایل دسامبر نگاهی کوتاه به اثر مورد انتظار این کارگردان داشته باشند. بر اساس گزارش‌های متعدد، مقدمه‌ای برای اُدیسه می‌تواند در سینماهای IMAX پیش از دو فیلم برتر امسال — گناهکاران و یک نبرد پس از دیگری — به نمایش درآید.

    مدت زمان مقدمه شایعه شده چقدر است؟

    طبق این شایعه، یک مقدمه به مدت ۵ دقیقه و ۴۷ ثانیه از فیلم اُدیسهٔ کریستوفر نولان به نمایش‌های هر دو فیلم افزوده می‌شود که از در ۱۱ دسامبر آغاز می‌شود. علاوه بر این، تریلر جدیدی از اُدیسه پیش از نمایش‌های آواتار: آتش و خاکستر که در در ۱۹ دسامبر به سینماها می‌رسد، پخش خواهد شد.

    اگرچه هنوز هیچ‌چیزی تأیید نشده است، ممکن است صحنه‌ای که مجله Empire در مقالهٔ روی‌جلد اخیرش توصیف کرد، همان باشد؛ اسبی چوبی عظیم که به وسیلهٔ طناب‌ها به سمت دروازه‌های تروا کشیده می‌شود. بله، همان اسب. پس از نفوذ اسب به پایگاه، هرج و مرج به‌وجود می‌آید چرا که حقه آشکار می‌شود. شاید در انتهای مقدمه نیز یک سیکلوپس حضور داشته باشد. تا وقتی که خودمان آن را ببینیم، نمی‌توانیم مطمئن باشیم.

    چه چیزی الهام‌بخش «اُدیسه» اثر کریستوفر نولان بود؟

    اُدیسه شعر حماسی یونانی باستانی اثر هومر است که داستان اودیسه، پادشاه ایثاکا، و سفر بازگشت او پس از جنگ تروا که ده‌سال به طول انجامید را روایت می‌کند. این سفر پر از خطر بود و شامل مواجهه با سیکلوپ پولیفموس، سیرن‌ها و جادوگر سیریک می‌شد. در خانه، اودیسه به‌عنوان مرده در نظر گرفته می‌شود و همسرش پنلوپه و پسرش تلماخوس باید با گروه‌های بی‌نظم از طلبکارانی که هر یک برای به دست گرفتن پادشاهی تقاضای دست پنلوپه را دارند، مقابله کنند.

    چه بازیگرانی در «اُدیسه» حضور دارند؟

    طبعاً، ترکیب بازیگران فیلم اُدیسه به‌انداز شعر منبع از همان حماسی است و شامل چارلیز ترون، جون برنتال، مت دیتن، آنی هاتاوی، تام هالند، رابرت پتینسون، میا گات، زندایا، الیوت پیج، جان لجویزامو، سامانتا مورتون، ریان هورست، لوگان مارشال‑گرین، لوپیتا نیونگو، جاش استیورت، بنی سفدی، کوری هاکینز و الیس گابل می‌شود.

    چرا ممکن است «اُدیسه» بزرگ‌ترین فیلم حماسی نولان باشد؟

    چگونه می‌دانیم که اُدیسه می‌تواند یکی از حماسی‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما باشد؟ به‌نظر می‌رسد برخی از صاحبان سالن‌های سینما با نصب تجهیزات ویژه، اطمینان از تجربه کامل از فیلم نولان را فراهم کرده‌اند. این بخصوص در مورد همکاری IMAX و Cinemark است که برای عرضهٔ نزدیکۀ کریستوفر نولان اُدیسه برنامه‌ریزی شده‌اند.

    طبق گزارش‌ها، IMAX و Cinemark به توافقی رسیده‌اند تا تجهیزات جدیدی نصب یا ارتقاءهای چشمگیری در ۱۷ سینما در ایالات متحده و آمریکای جنوبی اعمال کنند. این همکاری هنگامی صورت می‌گیرد که سینماها می‌خواهند به مخاطبان خود ارزش بیشتری ارائه دهند؛ با فیلم‌هایی مانند انتقام‌جویان: روز قیامت، مرد عنکبوتی: روز نوین و نولان اُدیسه که همه برای سال ۲۰۲۶ برنامه‌ریزی شده‌اند. همچنین قابل ذکر است که اُدیسه اولین فیلمی است که به‌صورت کامل در قالب IMAX ساخته شده؛ پس حتماً بلیت‌های خود را بر این اساس خریداری کنید.

  • ‘Stranger Things 5’: سادی سینک دربارهٔ «نکته کلیدی» برای داستان ماکس‑وکنّا در فصل 5

    STRANGER THINGS: SEASON 5. (چپ به راست) کالب مکلافین به‌عنوان لوکاس سینکلر و سادی سینک به‌عنوان ماکس میفیلد در Stranger Things: SEASON 5. عک. به‌سخن نتفلیکس © 2025
    به‌سخن نتفلیکس © 2025

    هشدار اسپویلر: این داستان شامل افشاهای فصل ۵، جلد ۱ از «Stranger Things» است.

    خبر خوش برای هواداران «Stranger Things» با انتشار اولین مجموعه اپیزودهای فصل ۵ این است که ماکس میفیلد، که در کما است و توسط سادی سینک ایجب می‌شود، هنوز می‌تواند صحبت کند، بدود و حتی با دیگر شخصیت‌ها تعامل داشته باشد. خبر بد این است که او تمام این کارها را از داخل ذهن وکنّا انجام می‌دهد؛ جایی که بیش از یک سال در نسخه‌ای از هاوکینز دههٔ ۱۹۵۰ به دام افتاده است، در حالی که بدن فیزیکی‌اش هنوز در بیمارستان در حالت کما باقی مانده است.

    ماکس به‌طور مؤثر در نبرد برای هاوکینز در قسمت ۴ بازمی‌گردد، زمانی که به هولی ویلر (نل فیشر) می‌گوید در طول زمانی که ذهن‌اش در دنیای رویایی وکنّا/هنری کریل (جیمی کمپبل باور) گرفتار شده، چه کارهایی انجام داده است. هولی نیز اکنون حضور دارد و ماکس تمام توان خود را می‌گذارد تا آن‌ها را از این مکان که هولی آن را «سرزمین خیالی کامازوتز» از «A Wrinkle in Time» می‌نامد، بیرون بکشد. اما این کار آسان‌تر از گفته‌اش است، با توجه به تلاش‌های قبلی ماکس که تاکنون با شکست مواجه شده‌اند.

    سادی سینک و کالب مکلافین به‌سخن نتفلیکس
    فیلم‌برداری از داستان فعلی ماکس در فصل ۵ که در ذهن وکنّا/هنری کریل رخ می‌دهد، چه حسی داشت؟ آیا ابتدا نگران بودید که به دلیل کما بودن ماکس در این فصل نقش زیادی نداشته باشید؟

    ناراحت نبودم، فقط کنجکاو بودم که برنامه‌ آن‌ها برای ماکس چیست، با توجه به اینکه داستان را در فصل ۴ این‌گونه تمام کردیم. اما می‌دانستم اگر او را نگه داشته‌اند، دلیلش حتماً موجود است؛ اگر بی‌فایده می‌بود، بلافاصله می‌کشیدند. پس می‌دانستم برای او برنامه‌ای وجود دارد. خیلی خوشم آمد که او را در آن محیط می‌بینم که کاملاً متفاوت از همه چیزهایی است که پیش از این دیده‌ایم. و واقعاً احساس می‌کردم: دوستانم را از دست داده‌ام، ولی کار کردن با نل و جیمی همچنان برایم لذت‌بخش بود.

    تا به‌حال، زمان زیادی را این فصل با نل فیشر، بازیگر جدیدی که نقش هولی ویلر را می‌گیرد، می‌گذرانید، در حالی که هولی و ماکس هر دو در دنیای رویایی وکنّا به دام افتاده‌اند. رابطهٔ آن‌ها در اپیزودهای باقیمانده به کجا می‌رسد، به‌خصوص وقتی یکی از عناوین آن «فرار از کامازوتز» است؟

    این یک دینامیک واقعاً جالب است که ما می‌توانیم در این فصل به‌طور عمیق کاوش کنیم، و من مشتاقم همه ببینند. نل فیشر یک بازیگر جوان و شگفت‌انگیز است، همان‌طور که تا الآن دیده‌اید، بنابراین از او چیزهای زیادی یاد گرفتم. فکر می‌کنم دینامیک او و ماکس در طول بقیهٔ اپیزودها تکامل یابد و آن‌ها از یکدیگر بیاموزند. و خواهید دید این خط داستانی «کامازوتز» به کجا می‌رود. اما این داستان برای من در این سال واقعاً دلگرم‌کننده بود.

    فیلم‌برداری صحنه‌ای که ماکس تقریباً از حالت کما فرار می‌کرد در حالی که لوکاس برای او «Running Up That Hill» می‌نواخت، اما نوار تمام شد و او هنوز در ذهن وکنّا گیر کرده بود، چطور بود؟

    در قسمت ۴، تمام این توالی از فلاش‌بک‌ها و همه چیز، طولانی‌ترین بخش برای فیلم‌برداری بود. ما تمام زمان فصل ۵ را به‌صورت مستمر در حال کار بر روی این صحنه داشتیم. به‌همین دلیل این توالی تا ماه آخر فیلم‌برداری‌مان تکمیل نشد و همین‌طور اولین صحنه‌ای بود که در این فصل می‌زدیم. بنابراین می‌توان گفت این کار برایم کمی سرگیجه‌آور بود.

    در این مقطع از «Running Up That Hill» خسته شده‌اید؟

    صادقانه بگویم، نه. این موضوع نشان می‌دهد که این آهنگ چقدر بی‌زمان است و من از آن خسته نشده‌ام. حتی پس از میلیون‌بار گوش دادن، هنوز تمام احساسات را در من برمی‌انگیزد.

    در زمان بازی در برادوی در نمایش «John Proctor Is the Villain» و در همین زمان نمایش پیش‌درآمد «Stranger Things: The First Shadow» در تئاتری درست روبروی خیابان اجرا می‌شد. آیا فرصتی یافتید تا این نمایش را ببینید و متوجه شوید جزئیات وکنّا/هنری کریل چگونه به فصل ۵ ارتباط می‌یابند؟

    بله، من این کار را انجام دادم. توانستم آن را در لندن ببینم و سپس در نیویورک نیز، وقتی همسایه آنها بودم. دیدن آن در لندن پیش از فیلم‌برداری فصل ۵ جذاب بود، زیرا همان‌طور که می‌بینید، چندین ایست‌egg کوچک وجود دارد. بنابراین داشتن این اطلاعات جالب بود و علاوه بر این، عجیب بود که ما در مقابل هم بودیم.

    تجربهٔ بازی نقش ماکس در این نسخهٔ دههٔ ۱۹۵۰های هاوکینز چگونه بود؟ او در حال حاضر در نسخهٔ هاوکینز داخل ذهن وکنّا به دام افتاده است، در حالی که در حالت کما به‌صورت رویایی در این زمان قدم می‌زند و با این دوره زمان سازگار می‌شود.

    واقعاً فوق‌العاده بود. منظورم این است که «Stranger Things» در زمینهٔ کارگردانی هنری، لباس‌ها، مو و آرایش فوق‌العاده است. آن‌ها دههٔ ۸۰ را به‌دقت بازسازی کرده‌اند. البته من در دههٔ ۸۰ زندگی نکرده‌ام، اما از آنچه شنیده‌ام، بسیار دقیق است. دیدن آن‌ها در بازسازیٔ دههٔ ۵۰ نیز بسیار جذاب بود و فکر می‌کنم کارشان در این زمینه واقعاً شگفت‌انگیز بود. من نمی‌توانستم از فکر کردن به ارتباط این موارد با نمایش، دست بردارم؛ این ایدهٔ خلاقانه بود. همچنین این همان هفتۀ نهایی فیلم‌برداری بود که صحنه‌های راهروهای دبیرستان دههٔ ۵۰های هاوکینز را می‌زدیم.

    می‌توانید درباره اینکه چرا ماکس ناگهان از وکنّا در امان می‌شود وقتی به دره‌ای در میان سنگ‌ها می‌رود بگویید؟ به‌نظر می‌رسد چیزی وجود دارد که وکنّا را از این مکان ترسانده، و بنابراین او می‌تواند به داخل رفته، کمپ خود را بسازد و تمام این مدت زنده بماند.

    خب، شاید بعداً متوجه شویم! این سؤال بزرگ می‌شود — اما بله، نکتهٔ مهم و کلیدی این فصل است. چه می‌داند که چرا.

    آیا در حین فیلم‌برداری صحنه‌های کمای ماکس تا به حال به‌خواب رفتید؟

    بله، بله، من این کار را انجام دادم، چون تمام صحنه‌های کما را در یک روز می‌زدیم. بنابراین همه اطرافم حرکت می‌کردند همان‌طور که در تمام صحنه‌های بیمارستان معمولاً هست. بازیگرهای مختلف وارد می‌شدند و با من یا جلوی من صحبت می‌کردند. من زیاد لازم نداشتم حرکت کنم، پس چندین بار به‌خواب رفته‌ام.

    به‌نظر می‌رسد چشم‌های ماکس در این مقطع، حداقل از بیرون، بهبود یافته‌اند — آیا پیش از فیلم‌برداری توضیحی دریافت کردید که آیا او هنوز نابینا است یا هم‌زمان با کما بینایی‌اش را بازپس گرفته است؟

    بله، پیش از آن توضیحی دریافت کردم.

    این مصاحبه ویرایش و خلاصه شده است.

  • مرونال تاکور با ابراز عشق به پست جدید دهنوش، دوباره شایعات عاشقانه را برانگیخت: «چه سفری زیبا»

    به‌همین‌که فیلم جدید دهنوش با عنوان «Tere Ishk Mein» به همراه کریتی سانون امروز سرانجام در سینماها به‌پخش رسید، او یک پست احساسی نوشت و دربارهٔ سفرش از «کاندان» در «Raanjhanaa» تا این فیلم گفت. سازندگان قبلاً

    مرونال تاکور با ابراز عشق به پست جدید دهنوش، دوباره شایعات عاشقانه را برانگیخت: «چه سفری زیبا»

    فیلم دهنوش و کریتی سانون با نام «Tere Ishk Mein» امروز سرانجام به سینماها رسید. این فیلم دهنوش را در کنار کریتی سانون به تصویر می‌کشد. درست در آستانهٔ انتشار، دهنوش مجموعه‌ای از عکس‌های سفر اخیرش به بنارس را به اشتراک گذاشت و بر این نکته تأکید کرد که این شهر نقطهٔ شروع سفر او به‌عنوان «کاندان» در فیلم «Raanjhanaa» اثر آناند ال. رایی بود. پست او به‌سرعت توجه‌ها را به خود جلب کرد، به‌ویژه چون مرونال تاکور با یک نظر صمیمانه واکنش نشان داد، در میانهٔ شایعات عاشقانهٔ آن‌ها.

    “سفر در مسیر خاطراتی که همه چیز از آنجا شروع شد. کاندان. شخصیتی که حتی پس از بیش از یک دهه، هنوز از من جدا نمی‌شود. نام کاندان همچنان در کوچه‌های باریک بناراس طنین می‌اندازد؛ مردم نامم را می‌خوانند و من هنوز می‌چرخم و می‌خندم. اکنون که دوباره در همان کوچه‌ها قدم می‌زنم، پیش‌درِ همان خانه می‌نشینم، از همان چایخانه چای می‌نوشم و در کنار سواحل مقدس گنگاس قدم می‌گذارم، همراه با مردی که کاندان را به من داد، حس می‌کنم که یک حلقهٔ کامل به پایان رسیده است. حال زمان شنگار رسیده است. Tere Ishk Mein … از طرف تام. Har Har Mahadev.”

    دهنوش پس از کامنت اینستاگرامی‌اش، موج تازه‌ای از شایعات عاشقانه با مرونال تاکور ایجاد کرد!

    در پاسخ به پست، مرونال تاکور با پیامی پرشور او را تشویق کرد. او نوشت: «@dhanushkraja جناب… چه سفری زیبا! بلاک‌باستر!! کلت!! میراث!!» و یک ایموجی دست‌دادنی اضافه کرد. دهنوش نیز با اموجی‌های لبخند و قلب سفید به آن واکنش نشان داد.

    نظری-مرونال-تاکور-2025-11-c6527efab72c8d2b21414469cfb448a6

    این گفت‌وگو سوزن‌های شایعاتی دربارهٔ رابطهٔ آن‌ها را تقویت کرد. شایعاتی که دهنوش و مرونال را به هم پیوند می‌داد، ابتدا در اوت پس از مشاهدهٔ آن‌ها در نمایش ویژهٔ «Son Of Sardaar 2» به گوش آمد. حضور او در جشن پایان‌برداری «Tere Ishk Mein» و همین‌طور اقدام اخیر او برای دنبال کردن خواهران دهنوش در اینستاگرام، کنجکاوی را بیشتر تحریک کرد، هرچند هر دو تصمیم گرفته‌اند دربارهٔ زندگی شخصی‌شان ساکت بمانند.