در حال برقراری اتصال امن هستیم.
این وبسایت از یک سرویس امنیتی برای محافظت در برابر حملات آنلاین استفاده میکند. ما مرورگر شما را بررسی میکنیم تا یک اتصال امن برقرار کنیم و شما را ایمن نگه داریم.
…
این وبسایت از یک سرویس امنیتی برای محافظت در برابر حملات آنلاین استفاده میکند. ما مرورگر شما را بررسی میکنیم تا یک اتصال امن برقرار کنیم و شما را ایمن نگه داریم.
…
دیزنی هزاران شرکت هوش مصنوعی را پیش از انتخاب شرکتی که به انیماتورها امکان کنترل خروجی را میدهد، بررسی کرد.

عصر پاییزی گرم در استودیوی والت دیزنی در بوربانک، کالیفرنیا، و نسیم ملایمی از میان درختان منظم که مسیرهای پیادهروی را احاطه کردهاند میوزد. در یک انتهای مجموعه، پرتو نوری از خورشید به ساختمان مشهور تیم دیزنی میتابد، جایی که حجاریهای سنگی به ارتفاع ۱۹ فوت از هفت کوتولهی فیلم سفید برفی سقف را نگه میدارند.
معماری مشهور سفال این بنا به فیلمی اشاره دارد که به شکلگیری امپراتوری دیزنی کمک کرد. و درست در آنسوی محوطه، داخل سینما Main Street دیزنی، این غول سرگرمی به دنبال راههایی برای حفظ این میراث با کمک فناوری، از جمله هوش مصنوعی، است.
چهار استارتاپ در تئاتر جمع شدهاند تا فناوری خود را به جمعی از مدیران و حاضرین رسانهای معرفی کنند. یکی از این استارتاپها، Animaj، نشان میدهد که چگونه با استفاده از هوش مصنوعی فرآیند انیمیشنسازی را تسریع میکند.
شکلهای رنگارنگ و بامزه بر صفحهای وسیع پیش رویم میپرند؛ شخصیتهای یک سری یوتیوب کودکانه به نام پکوئو. Animaj — که توسط دیزنی بهعنوان یکی از استارتاپهای گروه ۲۰۲۵ برای تأمین مالی، بستر و مشاوره از طریق برنامه شتابدهنده دیزنی انتخاب شد — اکنون از ترکیب هنرمندان انسانی و هوش مصنوعی برای تولید این ویدیوهای کوتاه استفاده میکند، که امکان نمایش سری را بهسرعت بر صفحهنمایشها میدهد.
«بهدلیل این ابزار، تولید یک قسمت پنج دقیقهای کمتر از پنج هفته زمان میبرد؛ در حالیکه پیش از این پنج ماه زمان میبرد»، سیکسته دو واپلن، مدیرعامل و همبنیانگذار Animaj، پس از ارائه و در مقابل فضای دمو شرکت، اینگونه برایم توضیح داد.
این تسریع چشمگیر در یک فرآیند سنتی که زمانبر بود، مستقیماً از پیشرفتهای سریع هوش مصنوعی مولد در چند سال اخیر ناشی میشود. این پیشرفتها فقط برای حرفهایها نیستند: ابزارهای تولید ویدیوهای مبتنی بر هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۵ بهسرعت به جریان اصلی وارد شدند. نسخههای Veo 3 از گوگل و Sora 2 از OpenAI اکنون بههر کسی اجازه میدهند که از طریق تلفنهمراه خود، بدون نیاز به تجربه طراحی یا حتی تمایل هنری، انیمیشن کارتونی خلق کند. استفاده از هوش مصنوعی مولد امری است که هالیوود برای جلوگیری از آن میجنگد تا شغلهای هنرمندان انسانی را از دست ندهد.
اما Animaj میگوید فناوری آن جایگزین انیماتورها نمیشود — فقط کارهای آنها را کمتر خستهکننده میکند. یک انیماتور همچنان هر یک از ژستهای اصلی را ترسیم میکند؛ هوش مصنوعی برای پر کردن تمام حرکات میانی شخصیت که آن را از نقطهٔ A به نقطهٔ Z میبرد، بهکار گرفته میشود. حتی در اینصورت، شرکت میگوید، انیماتور کنترل تنظیم این حرکات تولید شده توسط هوش مصنوعی را در دست دارد.
این یک دیدگاه جالب است وقتی به ساختمانی که مستقیماً مقابل من قرار دارد و صدها انیماتور دیزنی را در خود جای داده است، فکر میکنم. آیا آنها هوش مصنوعی را بههمین شکل میبینند؟
دیزنی به من اطلاع داد که بهزودی مشارکت خود با Animaj را معرفی خواهد کرد و دو شرکت در حال بحث دربارهٔ چگونگی استفادهٔ احتمالی از این سیستم هوش مصنوعی در انیمیشن برای Disney Branded Television و Disney Television Studios هستند.
«برنامه این است که در ماههای آینده خبری اعلام کنیم»، میگوید دیوید مین، معاون نوآوری دیزنی.

انیماتورها ویژگی هوش مصنوعی را بهعنوان بخشی دیگر از جعبهابزار دیجیتالی خود کنترل میکنند، به گفته دو واپلن. فرآیند ستوریبورد همانطور که با تصویرسازی رایانهای سنتی انجام میشود، بدون تغییر میماند — ابزار هوش مصنوعی فقط «ایده را بسیار سریعتر به زندگی میآورد».
«هنرمند در کنترل است. برای ما این نکته بسیار مهم است زیرا میدانیم که هوش مصنوعی میتواند بهعنوان تهدیدی برای هنرمند تلقی شود»، دو واپلن میگوید. «ما میخواهیم نشان دهیم که راه دیگری برای بهکارگیری هوش مصنوعی بهصورت بسیار اخلاقی وجود دارد.»
من برای دریافت نظر با انجمن انیمیشن تماس گرفتم و هنوز منتظر پاسخ هستم. اما در اواخر سال گذشته، پس از چهار ماه مذاکره، اتحادیهای که انیماتورها را نمایندگی میکرد نتوانست بسیاری از مفاد ایمنی هوش مصنوعی را در قرارداد خود بگنجاند؛ بهعنوان مثال، در صورتی که شغلشان نیاز به ابزارهای هوش مصنوعی داشته باشد، نمیتوانند از استفاده از آنها جلوگیری کنند یا از استفاده از آثارشان برای آموزش این ابزارها امتناع کنند.
اما بیان هنری تاریخچهٔ طولانیای از تکامل همراه با فناوری دارد.
انیماتورها از طرحهای دستی آبرنگی که برای انیمیشنسازی فیلمهای «سفید برفی» و هفت کوتوله و «زیبای خفته» در دهههای ۱۹۳۰ و ۵۰ استفاده میشد، به CGI برای فیلمهایی مانند «پری دریایی» و «علاءالدین» در دهههای ۸۰ و ۹۰ میلادی روی آوردند. سپس این مسیر با انتشار «Tangled» و «Frozen» در دههٔ ۲۰۱۰ به CGI سهبعدی تبدیل شد. هر نوآوری فناوری باعث تسریع فرآیند انیمیشن شد. پس آیا هوش مصنوعی صرفاً ابزار دیگری در جعبهابزار مدرن CGI است، بهویژه اگر عناصر کلیدی جریان کار انیماتور را حفظ کند؟
برای حفظ رویکرد «خالق‑محوری» که جایگاه هنرمندان انسانی را در مرکز قرار میدهد — که نشانگر همکاری والی و روی دیزنی در قرن گذشته بود — مین میگوید دیزنی تقریباً تمام شرکتهای هوش مصنوعی را بررسی کرد.
«ما هزاران شرکت، بزرگ و کوچک، را بررسی کردیم و آنچه Animaj بهخوبی انجام میدهد این است که هنرمند واقعا رهبری فرآیند را در دست دارد», او میگوید و افزود که این ویژگی در برنامههای تولید ویدیو مبتنی بر هوش مصنوعی مانند Sora و Veo که متون شما را میخوانند و معمولاً ویدیوهای نامفهومی تولید میکنند، مشاهده نمیشود.
«این همان هنرمندی است که فریمهای کلیدی را از نقطهٔ A تا Z میکشد و سپس فضاهای میانی را پر میکند. به همین دلیل ما Animaj را انتخاب کردیم.»

ابزار هوش مصنوعی Animaj برای تسریع فرآیند انیمیشن بهکار گرفته میشود. این ابزار، که تنها بر پایه تصاویری از برنامه موردنظر آموزش دیده و در چارچوب طرحهای زمانواقعی انیماتور عمل میکند، حرکات بعدی شخصیت را پیشبینی میکند — و انیماتور در صورت اشتباه، آن را اصلاح میکند. این میتواند زمان زیادی را صرفهجویی کند: ساعتها، هفتهها، ماهها، بسته به نوع انیمیشن و برنامهای که در حال کار بر روی آن است.
مین میگوید ساخت یک سری انیمیشندار زمان بیشتری میبرد نسبت به آنچه بسیاری از مردم تصور میکنند.
«ممکن است یک سال طول بکشد تا حتی بتوانید یک نسخه آزمایشی برای امتحان داشته باشید. با Animaj، آنها میتوانند این کار را در ۳۰٪ زمان انجام دهند», میگوید مین. ما در مقابل ساختمان Stage 1 دیزنی ایستادهایم، در میان جمعیتی از اعضای بازیگران دیزنی، نمایندگان استارتاپها و سایر مدیران فناوری و علاقهمندان. «آینده انیمیشن یک بیانیه بزرگ و گسترده است، اما قطعا این همان مسیری است که آینده انیمیشن در آن پیش میرود و تمایل دارد.»
مانند بسیاری از شرکتهای رسانهای در عصر پخش آنلاین، دیزنی نیاز دارد محتواهای با کیفیت بالا را با سرعت بیشتری تولید کند تا با تقاضای مخاطبان همگام باشد. Animaj همچنین از هوش مصنوعی برای جمعآوری دادهها و درک موضوعات مورد توجه یا مورد استقبال مخاطبان آنلاین استفاده میکند و سپس بهسرعت قسمتها را انیمیشنسازی میکند تا با این علایق هماهنگ شود در حالیکه تازه و محبوب هستند.
بهدلیل سرعت بالای فرآیند انیمیشن، به گفته مین، Animaj میتواند ایدههای جدید را نیز بسیار سریعتر آزمون کند.
«نه تنها آنها ابزار هوش مصنوعی برای تولید محتوا دارند که بهواقع به ساخت کوتاههای انیمیشنی سریعتر کمک میکند», میگوید مین, «بلکه آنها از هوش مصنوعی برای تجزیه و تحلیل دادههای مربوط به بازدیدهای ویدیوها نیز استفاده میکنند که میتواند بهبهبود روایت داستان کمک کند.»
در فضای باز، زیر سایهٔ یک درخت در آفتاب کالیفرنیا، یک انیماتور پکوئو در صفحهای شخصیت را طرحریزی میکند، همانطور که مدل سهبعدی در کنار صفحه ظاهر میشود. من تماشا میکنم که او با استفاده از استایلوس، تنظیمات جزئی در حرکات بازو و پا که توسط مدل هوش مصنوعی تولید شدهاند، اعمال میکند.
«ابزار انیمیشن اختصاصی ما به هنرمند، جو که اینجا نشسته، امکان میدهد تنها با کشیدن یک طرح، انیمیشن را کنترل کند», آنتوان لهرمیت، مدیر فناوری (CTO) Animaj، در حالی که ما شاهد کار هنرمند بودیم, میگوید. او افزود: این ابزار صرفهجویی بزرگی در زمان است.

پستهای وبلاگی Animaj جزئیات نحوه استفاده از هوش مصنوعی برای زندهکردن طرحهای دستی در قالب انیمیشن را بیان میکند، در حالی که سبک هنری منحصر بهفرد انیمیشن حفظ میشود.
شرکت از چهار فصل پکوئو برای ساخت پایگاه دادهای شامل بیش از ۳۰۰٬۰۰۰ ژست استفاده کرد، بهطوری که هم طرحهای دستی و هم موقعیتهای سهبعدی متناظر هر شخصیت را برای آموزش مدل هوش مصنوعی بهکار برد. از هنرمندان نیز درخواست شد تا طرحهای بیشتری از شخصیتها برای فصل بعدی تولید کنند.
هنرمندان میتوانند موقعیتهای مختلف شخصیت را در یک برنامه مدلسازی ژست سهبعدی وارد کنند — مثلاً ایستادن و سپس نشستن. سپس مدل هوش مصنوعی فواصل میان این دو وضعیت را پر میکند؛ امری که Animaj آن را «دینامیک میانی» مینامد.
در کار با مدل هوش مصنوعی, هنرمند اصلاحات لازم را بر روی هر یک از انیمیشنهای تولید شده توسط هوش مصنوعی اعمال میکند, مانند جابهجایی بازو یا پای موردنظر به مکان صحیح.
صرفهجویی در زمان بهدلیل نیازی نبودن به کشیدن دستی هر ژست جداگانه در حرکات شخصیت, به انیماتورها این امکان را میدهد تا «بیشتر بر اصلاح سبک و جریان صحنهها تمرکز کنند تا اینکه از ابتدا برای هر ژست جدید شروع کنند», Animaj میگوید.
در نتیجه, هنرمندان از وظایف تکراری رهایی مییابند و زمان بیشتری برای جنبهٔ خلاقانه صرف میکنند. همزمان, این ابزار هوش مصنوعی با سبک کاری آنها همراستا شده و نه بهصورت یک ابزار مبتنی بر متن که نتایج نامنظم و ضعیف تولید میکند — همانطور که انیمیشنهای وحشتناکی که در یوتیوب یا شبکههای اجتماعی فراوانند، در هر فریم ویژگیهای شخصیتها تغییر میکند یا شخصیتها سه دم و هفده انگشت دارند.
«ما میدانیم که استفاده از مدلهای هوش مصنوعی شخص ثالث میتواند چقدر ناامیدکننده باشد؛ وقتی چیزی را درخواست میکنید, خروجی کاملاً متفاوت از تصور شماست», دو واپلن میگوید. «در اینجا, ابزار چیزی تولید میکند که میتوانید بهراحتی تنظیم کنید… چیزی که کاملاً با DNA (هویت) برند سازگار است.»
حفظ DNA دیزنی برای این غول سرگرمی که در تلاش است میراث صدسالهاش را حفظ کند و با فناوری مدرن همگام باشد، حیاتی است. همانطور که هفت کوتوله در فیلم کلاسیک ۱۹۳۷ «سفید برفی» که دیزنی را بهعنوان یک قدرت انیمیشن معرفی کرد میخوانند: «هِی، هو! هِی، هو! بهسوی کار میرویم». برای انیماتورهای آینده, بهسوی کار با کمک هوش مصنوعی میرویم.
توسط ریتیکا کومار
تقریباً ۲۵ سال پس از اینکه «کچ کچ هوٹا های» (KKHH) تبدیل به یک پدیدهٔ فرهنگی شد، کاران جوهر فهرست بازیگرانی را که امروز اگر بخواهد این رمانس نمادین را بازآفرینی کند، به ایفای نقش میسپارد، فاش کرده است. شایانذکر است که ستارههای برجستهای چون رانبیرا کاپور، دیپیکا پادوکون و کیارا آدونی در این فهرست حضور ندارند.

در گفتوگوی اخیرش با سانیا میرزای برای برنامهٔ «گلم استریم» مِینترا، کاران پیشنهاد داد الیا بهت نقش آنجالی مدرن، رانویر سینگ نقش راهول و آنانیا پاندی نقش تینا را بازی کنند. او همچنین اشاره کرد که نقش تینا میتواند به جانوی کاپور یا سارا علی خان واگذار شود و با شوخی نسل جدید فرزندان مشهور سینما را «نپوبیهای جوان» نامید.
در طول گفتوگو، کاران به پرسشهای مرتبط با نپوتیسم پاسخ داد و تأکید کرد که هرگز کسی را بهمطلب درخواست والدینش استخدام نکرده است. او گفت: «میدانم که آنها نپوبی هستند؛ من رشدشان را پیش چشم خود دیدهام. اما هیچیک از والدینشان هرگز به من زنگ نزدهاند. همیشه من بودم که تماس میگیرم»، و افزود که حتی برخی بازیگران نیز پیشنهادهای او را رد کردهاند.
این پست را در اینستاگرام ببینید؛ پست بهاشتراکگذاشته شده توسط IVM Podcasts (@ivmpodcasts)
کاران همچنین به سیر تحول دارما پراوداکشنز نگاهی انداخت؛ از فیلم اولین «دستانا» در سال ۱۹۸۰ تحت پرچم یاش جوهر، تا دوران دشواریهای استودیو با موفقیتهایی چون «دونیایا» و «آگنیپات»، و بهویژه موفقیت بزرگ نخستین کارگردانیاش — «کچ کچ هوٹا های» در سال ۱۹۹۸. این فیلم با حضور شاهرخخان، کاجول و رانی مککرجی، استودیو را احیا کرد، مسیر «کبھی خوشی کبھی غم» را هموار ساخت و دارما پراوداکشنز را به یک قدرت عظیم بالیوود تبدیل کرد که امروز ارزش آن به ۲٬۰۰۰ کرور روپیه میرسد.
اگرچه کاران تاکنون هیچیک از بازیگران نسل جدید را در نقشهای طولانی به کار نگرفته است، آنانیا، جانوی و سارا در فیلم اخیر او «راکی اور رانی کی پرِم کاهانی» بهطور مختصر در صحنهٔ آهنگ «هارتثروب» ظاهر شدند و به هواداران نمایی از اینکه بازسازی مدرن «کچ کچ هوٹا های» چگونه میتواند باشد، دادند.
کاران جوهر برای مجموعهای متنوع از پروژهها تحت پرچم دارما پراوداکشنز آماده میشود، که نشاندهندهٔ قصد او برای کاوش در ژانرهای نو و معرفی استعدادهای تازه است. یکی از این پروژهها «تو مِری مَین تُرا مَین تُرا تو مِری» است؛ یک درام عاشقانه با بازی کارتیک آریان و آنانیا پاندی که انتشار آن در اوایل سال ۲۰۲۶ برنامهریزی شده است. او همچنین فانتزی‑کمدی پرمفهوم «ناغزیلا» (با کارتیک در نقش اصلی) را تولید میکند که برای آگوست ۲۰۲۶ زمانبندی شده است.
در طولانیمدت دربارهٔ این که اسکیتبرد یک کار هنری همهجانبه است، بحث شده است. عکاسی، نقاشی، نوشتن، موسیقی و فیلمسازی همگی نقش مساوی در به تصویر کشیدن آنچه اسکیتبرد را اسکیتبرد میکند، ایفا میکنند. اما جنبهای که به ندرت به آن پرداخته میشود، استفاده از انیمیشن است.
یک رسانهٔ مناسب برای به تصویر کشیدن جامعهٔ منحصر به فردمان، انیمیشنها میتوانند شخصیتهای عجیب و غریب اسکتبردِهای محبوبمان را به تصویر بکشند و آنها را در موقعیتهایی قرار دهند که واقعیت را به گونهای گسترش میدهند که یک VX یا HPX نمیتواند.
از دههٔ ۸۰، انیمیشن در ویدیوهای اسکت نقش داشته است؛ با پیشرفت فناوری و دسترسی آسانتر، کاربرد آن گسترش یافت. چه انیمیشن دو‑بعدی، سه‑بعدی، استاپ موشن، یا حضور کوتاه در قالب کلایمیشن، همه در مقطعی مورد استفاده قرار گرفتهاند.
بیپرده، این فهرست برتر لحظات انیمیشنی در اسکیتبرد است؛ از گربههای پرشور در دههٔ ۹۰، «سوپر باب» در سالهای ۰۰، تا تجار شیطانی تنها چند سال پیش.



بدون شک، این همان چیزی است که تمام این ماجرا را آغاز کرد. تا به امروز، یکی از شناختهشدهترین تصاویر در دنیای اسکتبرد است. ۳۸ سال لعنتی میگذرد و هنوز هم احتمالاً آن را در هر فروشگاه اسکت محلی میتوانید ببینید. صادقانه بگویم، مطمئن نیستم که این چیز خوب است یا بد.
طراحی شده توسط V.C. Johnson، نماد اسکلت تهدیدآمیز Powell بیشتر شبیه به یک تصویر ترسناک از اسکتبرد است، که برای گروهی که در آن زمان شبیه به رقصندگان پسزمینه یک نوار تمرینی جین فوندا بهنظر میآمد، یک کنایهٔ جالب است.

«Memory Screen» از Alien Workshop یک فیلم هنری است که تظاهر میکند یک ویدیو اسکت باشد… یا شاید برعکس؟ نمایشگاهی ویرایششده از کلیپهای یافته شده به شکل کلاژ، «Chrome Ball Incident #31» در انتهای ویدیو جای میگیرد.
با سبک بیشتر آماتورانه و تصویری ۲‑بعدی خشن، این نقاشی کتابچه مارپیچی انرژی DIYی ویدیوهای اسکت آن زمان را به تصویر میکشد. نماد و نام آن بعدها توسط وبلاگ طولانیمدت اریک سویشر، The Chrome Ball Incident، نیز به کار رفت.

بهدستادار اد تمپلتون، تصویرگر و هنرمند شین کلیور، با دانش سطحی خود از انیمیشن، توانست مقدمهٔ انیمیشنی بسازد که به محبوبیت اسکلت تهدیدآمیز Powell رسید.
با خندهای شیطانی و عمیق، هیولای شین کلیور به تعریف استتیک Toy Machine کمک کرد و این اولین مورد از یک سلسله طولانی انیمیشن بود که در آن موجودات وحشی و اشکال شبیه‑بیگانگان، در حمامهای خون رنگارنگ، میپرند، بازی میکنند و یکدیگر را میکَنند. برای درک کامل، به «Jump Off A Building» سال ۱۹۹۸ مراجعه کنید.

«Let the Horns Blow» و «۵ طعم» پایهٔ پرطرفدار دههٔ ۹۰ ماد سیرکل را تشکیل میدهند و هر دو با انیمیشن ساده ولی مؤثری، شخصیتهای متنوع اسکتبردرهایشان را ارائه میدهند. در «۵ طعم»، تصاویری سفت و زنگزده از شخصیتهای سادهشدهٔ پونتوس آلف، بابی پولئو، راب ولش، کارل واتسون و اسکات جانستون در اعتبارنامهٔ آغازین مشاهده میکنیم.
این شخصیتها در صفحه میپرند، چکش میزنند و ترفندهای جادویی اجرا میکنند. بهطرز عجیبی، در مصاحبهای بعدی، جاستین جیراردی و کارل واتسون اشاره کردند که یکی از دلایل انحطاط زودهنگام ماد سیرکل، اجتناب از تمرکز بر محصولات مبتنی بر کارتون بود که میتوانست به از دست رفتن کنترل خلاقانه منجر شود.

در این انیمیشن میتوانید گربه سیاه را ببینید که زنان را میبرد، مهمانی میکند و با سگها میجنگد؛ نگاه دقیقتری به دوران آزاد و غیرقابلانتشار اسکیتبرد دههٔ ۹۰ که تقریباً از بین رفته است، ارائه میدهد.
طنزآمیز و پرمزاحمت، راهنمای گربه ای «گربه سیاه» ادامهدهندهٔ مسیر فریتس دِ کت (Fritz the Cat) ۱۹۷۲ است. هیچچیز مقدس نیست. هیچچیزی ایمن نیست. فراموش نکنید که گربههای خود را عقیم کنید.

Flip تاریخچهای طولانی از انیمیشنها دارد که از «بسیار متاسف» در سال ۲۰۰۲ آغاز شد، زمانی که روایت پس از اسلایم بدون سانسور آرٹو ارائه شد. اما اثر برجستهٔ آن در سال ۲۰۰۹ ظاهر شد، بهدستآوردن مقدار زیادی خاک رس و حتی صبر بیشتر.
اگرچه این ویدیو پس از انتشار نظرات متفاوتی دریافت کرد، نمیتوان انکار کرد که انیمیشنها، از جمله تیپی دودکشدار تام پنی، طرح خندهدار علی بولالا، «سوپر باب» خودبازی باب برنکویست و سایر موارد، از نظر کیفیت بینظیر هستند.

هروئین و نمکهای حمام. چه جستجویی که کسی نمیخواهد دیگران آن را پیدا کنند! اگر نام این ویدیو چیزی را نشان دهد، آن است که این انیمیشن یکی از عجیبترین موارد در این فهرست خواهد بود.
تماشاگران با داستان موجودی سبز که از یک کلاب استریپ اخراج میشود و به مصرف نمکهای حمام روی میآورد، مواجه میشوند. سپس یک کالیدوسکوپ دیوانهوار از خشونت، سکس و پرشهای عریان از آسمان به تصویر کشیده میشود. بله، درست خواندید؛ فراموش کنید سقوط به سوراخ موشموش؛ این یک شیرجهٔ سرسخت به مقعد آن است.

با سبکی از انیمیشن که شبیه ساخته شده با یک کامپیوتر ویندوز ۹۸ بههمپیوستهگی چسبٔ کرازی و خردهریزهای کراکر بهنظر میرسد، سبک بلوکی و ناهنجار برونز 56K رهبری نسل جدید اسکتبرد نیویورک و فراتر را به عهده گرفت.
ویدیو با مردی بیسر که تلفن را پاسخ میدهد و سپس به تلویزیونی میپرند، ما را به دنیای تکهتکه و «سوتچ» شدهٔ برونز میبرد. بگو هر چه میخواهی، بازاستفاده از فیلمهای مسابقهٔ نیل بِلندر یک «اِستِر اِگ» است که هر بار لذت میبریم.

ما همه با ویدیوهای WKND بخاطر تعهدشان به شوخی آشنا و دوستدار شدهایم. اما در دوران پرستارهٔ الیسی سابلون، برند به ما لحظات انیمیشن شگفتانگیزی را نیز ارائه داد؛ یکی از برجستهترینها «سر پالمر» است.
در زیر داستان سازهٔ ایكو پارك، ما یک مجموعهٔ سریعالپرداز از انیمیشنهای دو‑بعدی دریافت میکنیم که در آن مارهای متغیر شکل و موشهای بزرگجثه به سر میبرند و بازی میکنند. افسانه میگوید هنوز میتوانید صدای لئونارد کوئین را که از زیر پایههای ترکخوردهٔ ساختمان به صدا در میآید، بشنوید.

نسخهٔ نیویورکی سُورا از Kingdom Hearts همرزمان دیزنیاش را رها میکند تا در این انیمیشن به سبک انیمهٔ دههٔ ۹۰، برای تیم ملودی مبارزه کند.
مانند یک رویای تبدار دانشجوی فیلم، قهرمان ما بهدنبال مبارزه با تجار شیطانی دیوانه و رهبر شیطانی آنها میدود؛ همه اینها در قالب تصاویری از تاس و عیسی قرار گرفتهاند. آیا این میتواند نماد نبرد بین یک برند جوان و مناظر شرورانه و طمعگرانهٔ دنیای شرکتها باشد؟ شاید، اما کی میداند.

بهعنوان یک انتخاب بونوس، ما این بخش کوتاه انیمیشنوار دیوین فلیک را داریم که در ابتدا بهعنوان مقدمه ریان اسمیت برای بخش خود در «ویدیو DC» در نظر گرفته شده بود. این اثر تنها چند روز پیش از اکران نهایی تکمیل شد، اما بهدلیل «مشکلات تداوم» حذف شد.
آرتورک دو‑بعدی آن روشن و پرشور است؛ از مارهای دریایی که اسکتبردرها را میقلبند تا دمهای اژدها در نماهای ورت، همه چیز حضور دارد. نکتهٔ مهم این است که رُب دایرِک (پیش از برنامهٔ «وايلد گريندرز») بهصورت کارتونوار با زنجیرها، ساعت ارتباطی و فراخوانی کریستوفر «بیگ بلاک» بویین برای خوردن امنیت مداخلهگر نمایش داده میشود.
امروزه، این انیمیشن بهعنوان یک افزوده در نسخهٔ دیالالکس دیویدی موجود است. اگر بتوانید آن را پیدا کنید، پیشنهاد میکنم آن را تماشا کنید؛ چنین کار سخت و لذتبخشی نباید بیقدرت بماند.
متن توسط: چاک هارپ و بن کومینز
نقاشی سرصفحه توسط: ویلسون لوکاس
این را بهصورت دو‑بعدی در فیسبوک به اشتراک بگذارید
در اینستاگرام و توییتر زندگیتان را اسکرول کنید

کارگردان «RRR» اس. اس. راجمولی اولین نمای پریانکا چوپرا جوناس بهعنوان منداکینی را در فیلم ماجراجویی جهانگردی پیشرو خود به نمایش گذاشت.
این فیلم بهعنوان یک حماسهٔ اکشن‑ماجراجویی اصیل توصیف میشود که قهرمانان را در سلسلهای از مأموریتهای خطرناک در سراسر جهان دنبال میکند.
از آنرو که «RRR» موفق به کسب اسکار بهترین آهنگ اصلی شد و چشماندازهای جهانی سینمای هندی را بازتعریف کرد، راجمولی هدفهای بالاتری را در پیش گرفته است. این فیلم کارگردان را با سوپرستار سینمای تلوگو ماهش بابو متحد میکند و در کنار آن، ستارهٔ بینالمللی پریانکا چوپرا جوناس و چهرهٔ برجستهٔ مالاباری پریتویراج ساکومار به جمع میپیوندند.
بازیگر دربارهٔ شکست کارگردان جاش ترنک در سال ۲۰۱۵ صریح شد.

ده سال از شکست فانتستیک فور میگذرد، اما این شکست گیشهای هنوز برای ستاره مایلز تلر دردناک است.
بازیگر تاپ گان: مِوِریک نقش اصلی رید ریچاردز/مستر فنتستیک را در پروژهٔ مارول/20th Century Fox ایفا کرد.
در گفتوگو با اندی کوهن در برنامهٔ رادیو اندی سیرِیوس ایکسام، تلر تحسین فراوانی از بازیگران و تیم تولید فیلم داشته است… بهاستثنای یک نفر.
«فکر میکنم این مسأله تأسفبار است چون افراد زیادی بهشدت روی این فیلم کار کردهاند و صادقانه بگویم شاید یک نفر کلیدی وجود داشته باشد که همهچیز را خراب کرده باشد»، او گفت. «بهویژه بهعنوان یک بازیگر جوان در آن زمان، حس میکرد: اگر میخواهی بهعنوان یک قهرمان اصلی جدی گرفته شوی، باید سوار قطار ابرقهرمانها شوی». این همان فرصت ما بود. من فکر میکردم انتخاب بازیگران فوقالعاده بود. من تمام آن بازیگران را دوست دارم. (از بازیگران همستارهٔ فیلم میتوان به مایکل بی. جردن، جیمی بل، کیت مارا و تیم بلیک نلسون اشاره کرد.)
تلر ادامه داد: «اما وقتی برای اولین بار فیلم را دیدم، به یاد دارم که با یکی از رؤسای استودیو صحبت کردم و گفتم: فکر میکنم ما در دردسر هستیم».
تلر مشخص نکرد که منظور چه کسی است. اما این فیلم باعث بهوجود آمدن بازی سرزنشپذیری پشتصحنه شد که هالیوود ریپورتر در آن زمان گزارش داد. پیش از اکران فیلم، کارگردان جاش ترنک ایمیلی به برخی از اعضای بازیگری و تیم تولید ارسال کرد و اعلام کرد که به این فیلم افتخار میکند؛ او نوشت که این فیلم «بهتر از ۹۹ درصد فیلمهای کتاب‑کمیک ساختهشده تا به حال» است. یک عضو ناشناس بازیگری به این ایمیل پاسخ داد و نوشت: «فکر نمیکنم».
بر اساس منابع مرتبط با فیلم، کارگردان «مواردی تولید نکرد که مسیر یک فیلم قابل نجات را باز کند». برخی ادعا کردند ترنک از کمک جلوگیری میکرد. «او در یک چادر پناه گرفت و خود را از همه جدا کرد»، گفته شد. بین صحنهها، منبعی گفت: «[ترنک] به تریلر خود میرفت و با هیچکس تعامل نداشت».
ترنک همچنین در توییتی اعلام کرد که نسخهٔ «فانتستیک»ی از فیلم ساخته است که مخاطبان «احتمالاً هرگز نمیبینند»، سپس این پیام را بهسرعت حذف کرد.
ترنک پس از آن دربارهٔ فیلم در واریتی گفت: «از نظر میزان مسئولیت من در تبدیل فیلم به یک فاجعه و عدم موفقیت، من کاملاً مسئول بودم. اما همهٔ دیگران نیز همینطور بودند. وقتی در میانهٔ این وضعیت بودم، واضح بود که همه کار اشتباری میکردند… شما تمام این بزرگسالان حرفهای که بر روی تعداد زیادی فیلم کار کردهاند و این افراد داخلی صنعت که سالها این نوع فیلمها را ساختهاند، و این کارگردان جوان و نسبتاً کمتجربه که بهنظر میرسد بیش از حد توان خود است، میبینید. آنها می گفتند من با افراد ارتباط برقرار نمیکنم و نمیخواهم قوانین را رعایت کنم… چیزی که بهخاطر دارم این بود که من بیش از حد ارتباطی بودم. مشکل این بود که من ایدههایی را منتقل میکردم که با دیگران همساز نبود. این تقصیر آنها نیست و تقصیر من هم نیست. ترکیب نادرست افراد بود که برای خلق چیزی خلاقانه دور هم جمع شدند».
این پست را در اینستاگرام ببینید
مارول، البته، بهتازگی تلاش کرد نسخهٔ جدیدی از فانتستیک فور را با فیلم تابستانی نسبتاً موفق First Steps ارائه دهد؛ پدرو پاسکال نقش مستر فنتستیک را بر عهده گرفت.
در حالی که تلر در فیلم رمانتیک‑کمدی فانتزی آیندهٔ ابد بازی میکند، جایی که مردگان تازهفوتشده یک هفته زمان دارند تا تصمیم بگیرند باقیماندهٔ زندگی نامی خود را کجا بگذرانند.
جایا باچان روز چهارشنبه به همراه دخترش شوتا باچان در یک مراسم در بمبئی شرکت کرد. ورود او به محل توسط عکاسان پشتکار ضبط شد. وقتی این عکاسان برای گرفتن عکسهایش به سرعت اطراف او میچرخیدند، جایا عصبانی به نظر رسید و به آنها واکنش نشان داد.

جایا هنگام ورود به مراسم، با لباس سفید و ماسکی بر چهره دیده شد. در مسیر قدم زدن به سمت مکان برگزاری، چندین عکاس دور او جمع شدند و برای گرفتن عکسهایش شلوغی ایجاد کردند. جایا پیش رفت، اما بهنظر میرسید از سر و صدای مداوم اطرافش اذیت شده باشد. او متوقف شد و برای چند ثانیه نگاهی جدی به سمت راست خود انداخت. دخترش شوتا این صحنه را دید و دست جایا را گرفت تا او را دوباره راهنمایی کند. این ویدیو در اینستاگرام در حال گردش است.
در ویدئوی دیگری، او گفت: «شماها عکس بگیرید، بدتمیزی نکنید. ساکت باشید، دهانتان را ببندید و عکس بگیرید… تمام. از بالا هم نظراتتان را ادامه میدهید».
پست به اشتراک گذاشته شده توسط سنهکومار ظالا (@sneyhzala)
جایا که بارها دربارهٔ بیراحتیاش از عکاسی عکاسان پشتکار در مراسم مختلف صحبت کرده است. در طول سالها، موارد متعددی پیش آمده که او در مراسم و گردهماییها خبرنگاران را نقد کرده و به آنها درس داده است. پیشتر، او در آخرین قسمت برنامه Limelight & Lemons از پادکست خود What The Hell Navya همراه نوهدخترش ناویا ناویلی ناندا حضور یافت و گفت که ویدئوهای ضبطشده از سلبریتیها ویرایش میشوند و سپس بر روی پلتفرمهای مختلف منتشر میگردند. «آنچه آنها میگیرند و آنچه منتشر میکنند دو چیز متفاوت هستند. پس شما آزادی دارید که این کار را انجام دهید، آزادی من چه شد؟»
او همچنین گفت: «میدانم برخی افراد برای جلب واکنش، نظری میگذارند؛ سپس بحثی شکل میگیرد و جنجالی به وجود میآید. پس برخی سلبریتیها از این گونه موارد سود میبرند.»
جایا آخرین بار در فیلم «Rocky Aur Rani Ki Prem Kahani» (۲۰۲۳) به کارگردانی کارن جوهر حضور یافت. این فیلم با رانویر سینگ و آلیا بات در نقشهای اصلی به نمایش میرسد.

یک تریلر جدید از فیلم «عشق و تندباد» به کارگردانی امِرالد فنیل منتشر شد که به بینندگان نگاهی نزدیکتر به داستان عاشقانهٔ سرنوشتساز بین کتی (مارگو رابینی) و هیثکلیف (جاکوب الوردی) میدهد.
در صحنههای جدید، که توسط آهنگی تازه از آلبوم مفهومی شارلی ایکسسی برای فیلم به نام «زنجیرهای عشق» همراه شده است، شخصیتهای مارگو رابینی و جاکوب الوردی از کودکی یکدیگر را میبینند و سپس با رشدشان به تفاوتهای مختلفی برخورد میکنند. کتی (مارگو رابینی) از هیثکلیف (جاکوب الوردی) میپرسد: «اگر ثروتمند بودی، چه کاری میکردی، هیثکلیف؟» او پاسخ میدهد: «فکر میکنم همان کاری را میکنم که تمام مردان ثروتمند میکنند؛ در یک خانهٔ بزرگ زندگی کنم، به خدمهام ستم ببرم و یک همسر بگیرم.»
پس از اینکه کتی اعلام میکند برای حفظ جایگاه اجتماعیاش باید با ادگار لیتن ثروتمند (شازاد لاتف) ازدواج کند، هیثکلیف دچار افسردگی میشود و تمام عمرش را به تخریب خانوادههایشان اختصاص میدهد. اما کتی برای مبارزه با احساساتش نسبت به هیثکلیف تلاش میکند؛ در طول تریلر، این دو چندین بار در باران میجنگند و میبوسند. «پس مرا ببوس، بگذار هر دو نفر ملعون شویم»، هیثکلیف (الوردی) به کتی (رابینی) میگوید هنگامی که کلیپ به پایان میرسد.
کارگردان فیلمهای «سالتبرن» و «زن جوان وعدهدار»، امِرالد فنیل، نوشت، کارگردانی و تهیهکنندهٔ اقتباس خود از رمان گوتیک ۱۸۴۷ امیلی برونته است. در کنار مارگو رابینی و جاکوب الوردی، هانگ چا نقش نیلی دین و الیسون اولیور نقش ایزابل لیتن را ایفا میکند. اوون کوپر (از «نوجوانی») و شارلوت ملتون (از «ماتیلدا موزیکال») نقشهای جوانتر کتی و هیثکلیف را بازی میکنند.
«عشق و تندباد» در تاریخ ۱۳ فوریه توسط Warner Bros. در سینماها به نمایش درمیآید.
تریلر جدید «عشق و تندباد» را در زیر مشاهده کنید.
بازیگر در نقش آدمی عادی که در آینده نزدیک اما دیستوپیِ آشنایی از آمریکا میجنگد، در نسخهٔ جدید کارگردان ادگار رایت از رمان استفن کینگ ایفای نقش میکند.

در این هیجانسری دیستوپی «The Running Man» حس پرشدار و پرانرژی واضح است؛ ریتمی شاداب و تند. زمان داستان آینده نزدیک و مکان، آمریکای فاشیستی است که در آن ثروتمندان در یک واقعیت جایگزین و بسیار مستحکم زندگی میکنند. در سوی دیگر این تقسیمبندی، فقرای مستضعف در میان ویرانهها میجنگند. برای افرادی مانند بن ریچاردز — که توسط گلن پاول، بازیگر جذاب و سرساز به تصویر کشیده میشود — زندگی سخت و بیرحمانه است؛ مملو از فقر، نورپردازی تاریک، مشاغل خطرناک و صفحهنمایشهای فراوان. دلیل این همه، این است که قدرت حاکم یک شرکت به نام «Network» است که عملاً کشور را به برنامهٔ تلویزیونی واقعگرایانهای تبدیل کرده است.
اگرچه شاید این توضیح کمی به روزنامهنگاری شبیه باشد، اما این فیلم بر پایهٔ رمانی سال ۱۹۸۲ با همین عنوان از استفن کینگ ساخته شده است؛ این رمان که در سال ۲۰۲۵ (آه) اتفاق میافتد، طرحی شگفتانگیز و هیجانانگیز دارد: «Network» بخشی از کنترل خود را از طریق برنامههای «نان و سیرک» بهعلاوهٔ بازی مردهساز «The Running Man» حفظ میکند. این رمان تحت نام مستعار ریشارد باخمن منتشر شد و سپس در سال ۱۹۸۷ بهصورت فیلمی نسبتاً خشن اما قابلقبول با حضور آرنولد شوارتزنگر به کارگردانی پل مایکل گلایزر تبدیل گشت؛ در این فیلم از پارچههای اسپندکس، برشهای کاغذی برای شخصیتها، جلوههای ویژه ابتدایی و صحنههای اکشن سست استفاده شده است. (گلایزر در سریال دههٔ هفتاد «Starsky & Hutch» نقش استاراسکی، یک مأمور پلیس با ظاهری خشک و سوئیت سفید کمربنددار را ایفا کرد.)
کارگردان ادگار رایت («Baby Driver») در این نسخهٔ جدید «The Running Man» بهدقت بیشتری به متن اصلی کینگ وفادار است. این فیلم که توسط رایت و مایکل باسال نوشته شده، خانوادهٔ بن را احیا میکند؛ او بهعنوان شوهر مهربانی برای همسری دلسوز (جیمی لوسون) و پدر یک کودک خطرناکگونه بیمار به تصویر کشیده میشود. کودک به دارویی نیاز دارد که خانواده توان پرداخت آن را ندارند؛ این باعث میشود بن از خانهاش بیرون رود و به ناحیهٔ مرفهها برود، و این همزمان درست بهموقع است، چرا که صحنههای خانوادگی ناآرام و بیاحساس هستند. وضعیت زمانی بهبود مییابد که بن به سمت بخش تاریک میرود و به مرکز قدرت استبدادی در برجی میرسد که بالای آن حرف «N» سرخ سوزان قرار دارد؛ لوگویی که بهآسانی ذهن مخاطب را به نتفلیکس میآورد.
رایت جز استفاده از این جزئیات شوخطبعانه برای افزودن به داستان پرسرعت و پرانرژی کاری نمیکند؛ پس از تعیین مرزهای مانویستی داستان و برقراری معرفیهای ضروری، روایت همانند یک شلیک پرسرعت به پرواز میافتد. بن، که وارد برج شبکه میشود به امید کسب جوایز بزرگ در یکی از برنامهها، بهسرعت برای همان برنامهای که به همسرش قول داده بود از آن دوری کند، انتخاب میشود. این برای او بد و برای او نیز ترسناک است. اما برای مخاطب خوشایند است، چرا که رایت، همانند بسیاری از فیلمسازان، به ضدقهرمانان خود علاقه دارد و بهظاهر از تصور و پر کردن قلمرو استبدادی لذت میبرد؛ با آتشبازیها، رنگهای پویا، دستیاران خشن، زیباییهای تزئینی و دو میهمان مطمئن و هماهنگ: جوش برولین و کولمان دومینگو.
برو لین نقش دان کیلین، فرمانروای شبکه، را ایفا میکند؛ مردی که مردم را با دندانهای بزرگ و لبخند بیپایان میبلعد؛ دومینگو نیز نقش بابی تی، مجری پرشور و سرزندهٔ «The Running Man» را با شکوه به عهده میگیرد. آنها گاهبهگاه در طول بازی ظاهر میشوند، میان فلاشبکها، دو و ترفندها و دیگر شخصیتها. خود بازی بهعنوان یک چالش مرگبار حاکم است. در سی روز، سه شرکتکننده سعی میکنند از مرگ فرار کنند؛ نه تنها از تیمی بهنام «شکارچیان» بلکه از افراد عادی مشتاق و بیاحتیاط. واضح است که بن پیشتاز است؛ این بهدلیل مقام برجستهٔ گلن پاول بهعنوان آدم عادی واضح است، هرچند که عضلات او نشان میدهد زمان بیشتری در باشگاه صرف میکند تا در کارخانه. به هر حال! بن برای پیروزی ساخته شده است و رایت، فیلمساز مشتاق خوشایند کردن مخاطب، با تمرکز بر بدن برهنهٔ ستارهاش این نکته را برجسته میکند.
اگرچه شاید چشمنوازیای نیست که نیازی به نگاه داشته باشد، اما گلن پاول با طبیعیگری دلنشینی در ایفای نقش خود میدرخشد؛ وزنی سبک از بدن و روح که باعث میشود او را به سادگی دوست داشته و از شخصیتهایش حمایت کنیم. او در «Hit Man»، کمدی رمانتیک خونآلود ریکارد لینکلتایر، نقش جذاب عنوان را بهخوبی ایفا کرد. با این حال، در «The Running Man» اگرچه نگاه کردن به گلن پاول سرگرمکننده است، اما نقش مرد سختگیرانهای که او به عهده میگیرد، همانقدر تقلبی بهنظر میرسد که سبیل بن هنگام فرار بهعنوان نقاب پوشیده است. رایت او را در مسیرهای فیلم اکشن قرار میدهد — بن هنگام دویدن و مبارزه کالریهای زیادی میسوزاند — اما بهترین اجراهای او زمانی میآید که در صحنههای آرامتر، به احساسات شخصیت دست مییابد.
بهعنوان نماد سرمایهداری در بیشترین ستمگریاش، این بازی بهوضوح نمایانگر آن است. همانطور که لئونارد کوهِن میگوید: «همه میدانند که تاسها سنگیناند». با اینحال، رایت بهعنوان یک فیلمساز، دوست دارد مخاطب را سرگرم کند و نمیتواند از تزئین هر جزئی منصرف شود؛ به این معنا که او همه چیز را شاداب میچرخاند، حتی در میان گاهی اظهارات درستکاری. هیچچیزی در تمایل رایت به خوشایند ساختن یا در احساس درستکاری او اشتباه نیست؛ گاهی حس خشم خفیفی از صفحهنمایش میآید، با اینکه رایت و گلن پاول بهنظر میرسد که لحظات خوشی را میگذراند. نکتهٔ مهم این است که از همان لحظهای که «The Running Man» بر بدیهای خاکستری و بیرحم دنیای بن گشوده میشود — جایی که مردم تنها به یک نخ پارهٔ آخر چسبیدهاند و موشها زیر تختههای زمین میدورند — رایت نمیتواند صبر کند تا از آنجا خارج شده و بازی کند.
مرد دوان
دارای رده سنی R بهدلیل خشونتهای اکشن هیجانانگیز. مدت زمان: ۲ ساعت و ۱۳ دقیقه. در سینماها.
لس آنجلس (AP) — در قرن دوم، هنگامی که انجیلهای کتاب مقدس در سرتاسر امپراطوری روم رونوشت و منتشر میشدند، متن دیگری دربارهٔ زندگی عیسی به طور همزمان در حال گسترش بود. اگرچه انجیل تولد توماس در کتاب مقدس جدید گنجانده نشد، اما برای قرنها در میان مسیحیان محبوب ماند.
هنگامی که کارگردان لاتفی ناتن توسط پدر خود که علاقهمند به تاریخ بود، با متن حاشیهای دربارهٔ کودکی عیسی آشنا شد، بلافاصله به دقت آن را بررسی کرد تا زمینهای برای فیلمی که سرانجام به «پسر نجار» تبدیل شد، یک تریلر ماورائی به بازی نیکلاس کیس که جمعه در سینماها به اکران میرسد، باشد.
«این فکر مرا لرزاند»، نویسنده و کارگردان که در کلیسای ارتدکس قبطی بزرگ شد، یادآور شد. «نواوری این است که بهنوعی داستان تولد اولیهای است که پیش از این روایت نشده بود.»
فیلمی که به همراه نیکلاس کیس، فکا تویگز و نوح جیوپ را به تصویر میکشد، عیسی را به عنوان پسری جوان نشان میدهد که توسط شیطان وسوسه میشود تا علیه پدرش، یوسف (نیکلاس کیس) شورش کند. منبع اصلی فیلم با کارت عنوان ابتدایی اعلام میشود: «براساس انجیل تولد توماس». اما ناتن اعتراف میکند که نمیتوانست تنها به متن تکیه کند و مجبور شد خلاهای داستانی را پر کند، از جمله داستانی دربارهٔ شیطان.
«به شکل یک فهرست طولانی از رویدادها نوشته شده است؛ بهعبارت دیگر قوس داستانی واقعی ندارد»، او دربارهٔ روایت حاشیهای از زندگی عیسی در بازهٔ سنی ۵ تا ۱۲ سال گفت. «قبل از نوشتن اولین پیشنویس، یک تاریخدان تحقیقات فراوانی برایم انجام داد.»
گزارشگر کریستای فوریا تحصیلات تکمیلی خود را در حوزهٔ دین به پایان رسانده بود و یکبار سکهای رومی باستانی را در یک حفاری باستانشناسی کشف کرد. پس از چندین سال فعالیت در حوزهٔ سرگرمی برای خبرگزاری Associated Press، اکنون به راحتی توسط نیکلاس کیس شناخته میشود.
همانطور که سرنوشت میخواهد، نیکلاس کیس سالها پیش انجیل تولد توماس را خوانده بود، در دورهای از زندگیاش که پر از کنجکاوی فلسفی و تأمل عمیق بود. وقتی ناتن فیلمنامه را به برنده اسکار نشان داد، کیس گفت که نخی واضح بهسوی نوعی داستان میبیند که مدتها به آن جذب شده است.
«درامهای خانوادگی، بدون شک، یکی از موضوعات یا ژانرهای مورد علاقه من است. من نمیتوانستم دینامیک خانوادگی جذابتری از تولد مسیح پیدا کنم»، کیس به خبرگزاری Associated Press گفت. «هنگامی که آن را میخواندم و در مورد آن فکر میکردم، هرگز آن را به عنوان یک فیلم ترسناک تصور نکردم؛ آن را به عنوان یک درام خانوادگی دربارهٔ بحران وجودی میدیدم.»
انجیل تولد توماس ممکن است برای برخی از مخاطبان معاصر جدید و مرموز بهنظری برسد، اما تاریخ نشان میدهد که این متن هم محبوبیت و هم ماندگاری داشته است، به گفتهٔ تونی برک، استادیار دانشگاه یورک تورنتو که به مطالعهٔ اپوکریفاهای اولیهٔ مسیحیت میپردازد.
داستانهای موجود در این متن در اساطیر، هنر و حتی برخی نمایشهای قرون وسطی مسیحی نفوذ داشت. یکی از روایتها که عیسی به پرندگان سفالی حیات میبخشید، حتی در قرآن نیز نقل شده است.
این متن همچنین به عنوان پایدیکا شناخته میشود — اشارهای به عنوان یونانی اصلی آن «پایدیکای عیسی» که به معنای «کارهای کودکی عیسی» است — انجیل تولد توماس اغلب خوانندگان مدرن را شگفتزده میکند.
«این عیسیای نیست که انتظار دارند — عیسیای که پسری را در بازار میکشد یا معلمش را تنبیه میکند»، برک گفت، هرچند او ادعا میکند که مخاطبان مسیحی آن زمان از این توصیف ناراحت نمیشدند. «در جهان باستان، داستانهایی از مردان مقدس که هم برکت میدهند و هم نفرین میکنند، رایج بود.»

کیس در صحنهای از «پسر نجار». (Magnolia Pictures از طریق AP)
امروزه بسیاری از مسیحیان اعتبار این متن را رد میکنند و میگویند که با عیسی کتاب مقدس در تضاد است.
پایدیکا یکی از دو انجیل نوزادی اصلی آن زمان است — دیگری انجیل نوزادی یعقوب — که در میان مسیحیان اولیه محبوب بودند. «آنها هرگز به طور دقیق به عنوان کتاب مقدس رسمی شناخته نشدند، اما همیشه به عنوان متونی در حاشیه باقی ماندند»، برک گفت.
اگرچه فیلمهای عیسی بهندرت بهعنوان فیلمهای ترسناک یا تریلرهای ماورایی توصیف میشوند، متنی از قرن دوم که «پسر نجار» بر پایهٔ آن ساخته شده است، «به طور قابل توجهی نگرانکننده» است، به گفتهٔ جوی این تیلور، استاد مسیحیت اولیه در کالج کینگز لندن. او اخیراً کتابی به نام «عیسی کودک: رشد در یهودیه در زمانهای ناآرام» منتشر کرده است.
«عیسی به عنوان فردی با این تواناییها به تصویر کشیده میشود، اما در واقع جهتگیری اخلاقی برای نحوه استفاده از این تواناییها ندارد، یا حداقل جهتگیری اخلاقی که از کتابی مانند انجیل لوقا انتظار میرود»، او دربارهٔ پایدیکا گفت. «شما کودکی دارید که این تواناییهای فراطبیعی را دارد و کسانی را که در مسیر او میآیند، تنبیه میکند.»
«پسر نجار» تنها فیلم تازهای نیست که انجیل حاشیهای را بازخوانی میکند. درام ۲۰۱۶ «مسیح جوان»، که بر پایهٔ رمان آنی ریس «مسیح، خداوند: خروج از مصر» ساخته شده است، نیز از پایدیکا بهره میگیرد.
هر دو فیلم برخی از جنبههای متن را که ظاهراً با عیسی کتابهای مقدس متناقض هستند، بازتفسیر میکنند. به عنوان مثال، در «مسیح جوان»، شیطان پسری را در بازار میکشد و سپس عیسی را مقصـر میکند. این صحنه در «پسر نجار» کاملاً حذف شده است.

کیس در صحنهای از «پسر نجار». (Magnolia Pictures از طریق AP)
با وجود محبوبیتشان، روایت هرگونه داستان دربارهٔ عیسی بر پردهٔ سینما کاری دشوار است، بهویژه زمانی که کارگردانان به حوزهای خارج از کتابهای مقدس میپردازند.
کیس به یاد میآورد که «آخرین وسوسهٔ مسیح»، درام جنجالی مارتین اسکورسیزی در سال ۱۹۸۸ با ویلِم دافو در نقش عیسی، را هنگام اکران اولیه در سینماها دیده بود.
«در صف خرید بلیت قرار داشتم و به یادم میآید که اعتراضکنندگان حضور داشتند و عصبانی بودند. گفتم: «خب، فیلم را دیدهاید؟» آنها گفتند نه»، کیس به یاد میآورد. «فکر نمیکنید قبل از اظهار نظر یا قضاوت دربارهاش، آن را ببینید؟»
همچنان، او به این واقعیت واقف است که هر فیلمی که به موضوعات مقدس مردم میپردازد، در معرض انتقاد قرار میگیرد. انجمن خانوادهٔ آمریکایی، یک گروه محافظهکار مسیحی، فیلم را محکوم کرده و مردم را به امضای دادخواستی برای مسدود کردن انتشار آن فراخوانده است.
«هیچکس نمیخواست در ساخت این فیلم کسی را آزار دهد»، کیس با تأکید گفت. «اگر کسی این فیلم را ببیند، خواهد دید که همه با عشق با آن رفتار کردهاند و نه با هر گونه تمسخر یا تحقیر. هدف همهاش عشق بود.»
___
پوشش دینی خبرگزاری Associated Press با همکاری The Conversation US و با حمایت مالی از Lilly Endowment Inc. انجام میشود. محتوا به طور کامل توسط AP مسئولیت میشود.