بلاگ

  • شرکت رد چیلیز شاهرخ خان در دادگاه به سمیر وانکه‌د واکنش نشان داد؛ اعلام کرد نمایش آریان خان «داستان کشتی‌گردان کوردلیا» نیست

    در روز چهارشنبه، رد چیلیز انتنمنت درخواست سمیر وانکه‌د مبنی بر صدور حکم موقت برای منع پخش سریال The Ba***ds of Bollywood را در دادگاه عالی دهلی رد کرد.

    شرکت رد چیلیز انتنمنت، متعلق به ستارهٔ بزرگ سینمای هندی، شاهرخ خان، در پرونده توهین‌پروژه‌ای که توسط افسر IRS، سمیر وانکه‌د، به‌واسطهٔ سریال وبی «The Ba***ds of Bollywood» مطرح شد، از خود دفاع کرد. وکیل این شرکت استدلال کرد که اگرچه این برنامه از افسران پرشور الهام می‌گیرد، اما به‌طور مستقیم به پروندهٔ کشتی‌گردان کوردلیا اشاره یا توصیف نمی‌کند.

    سمیر وانکه‌د به‌دلیل نمایش The Ba***ds of Bollywood از آریان خان شکایت کرده بود.
    سمیر وانکه‌د به‌دلیل نمایش The Ba***ds of Bollywood از آریان خان شکایت کرده بود.

    شرکت رد چیلیز به سمیر وانکه‌د واکنش نشان داد

    در روز چهارشنبه، رد چیلیز انتنمنت تحت مالکیت شاهرخ خان، در دادگاه عالی دهلی درخواست افسر IRS، سمیر وانکه‌د، مبنی بر صدور حکم موقت منع پخش سریال The Ba***ds of Bollywood را رد کرد.

    در طول برگزاری جلسه، وکیل ارشد نیرج کیشان کول که نمایندهٔ رد چیلیز بود، به قاضی پوروشایندرا کمار کوراوا گفت که می‌توان طنز انتقادی و روایت‌ داستانی را هم‌زمان به‌وجود آورد.

    آیا می‌توان طنز انتقادی و روایت‌ داستانی را هم‌زیست کرد؟ هیچ قانونی وجود ندارد که مانع این باشد. ممکن است تا حدی از افراد و روایت‌های واقعی الهام گرفته باشم، اما می‌توانیم با اعلان‌های رفع مسئولیت (disclaimer) این کار را انجام دهیم؛ هیچ مشکلی برای هم‌وجودی آن‌ها نیست. نیت خبیث یا بدقصدی کجاست؟ این موضوع دربارهٔ یک داستان موفقیت در جشن‌واره‌ای هندی است، کول به نمایندگی از موکل خود گفت.

    ما به دنبال افرادی نیستیم که حساسیت داشته باشند؛ آسیب کردن دلیل برای بدقصدی نیست. آیا می‌توانید یک مثال تصادفی یا یک بخش کوتاه را اینجا یا آنجا انتخاب کنید؟ این سریال به حدود ۲۰ موضوع مختلف می‌پردازد. ما سندی مستند دربارهٔ حادثهٔ کشتی‌گردان کوردلیا نشان نمی‌دهیم. من از افسران پرشور الهام می‌گیرم؛ این به این معنا نیست که این داستان دربارهٔ کشتی‌گردان کوردلیا باشد.

    در اکتبر ۲۰۲۱، آرین به دلیل حضور نام او در یک پروندهٔ مخدرات با جدیت بالا، که پس از حملهٔ سازمان کنترل مواد مخدر (NCB) به یک مهمانی رِیِو روی کشتی‌گردان Cordelia Empress به مقصد گوا در سواحل بمبئی رخ داد، به چشم آمد. آرین توسط تیم NCB به‌رهبری افسر سابق منطقه، سمیر وانکه‌د، در اکتبر ۲۰۲۱ بازداشت شد. پس از گذشت بیش از سه هفته در زندان، آزاد شد. پس از آن، آرین در پروندهٔ مواد مخدر تبرئه شد.

    در حمله‌ای به وانکه‌د، کول ادعا کرد که وانکه‌د علاقه‌مند به دادن مصاحبه‌های رسانه‌ای است و پس از انتشار سریال نتفلیکس به خوشحالی دربارهٔ موضوعات صحبت می‌کند.

    نمی‌توانید بگویید شخصی که مشکلات هندی‌وود را نشان می‌دهد، نمی‌تواند افسران پرشور را نشان دهد. من نمی‌توانم مسئول گفتار دیگران باشم… حق کامل دارم که مسائلی را که هندی‌وود را تحت فشار قرار می‌دهد نشان دهم. حتی اگر بخواهم شخصی را به تصویر بکشم، یک مقام عمومی نمی‌تواند این‌قدر حساس باشد، کول به نمایندگی از رد چیلیز گفت.

    در استدلالات نهایی‌اش، کول تأکید کرد: «اگرچه ممکن است شما را به‌نادرستی به تصویر بکشم، این هنوز یک پرونده نیست. هر صحنهٔ این برنامه اغراق‌آمیز است. من او یا نماد او را مسخره نمی‌کنم. من دربارهٔ مقامات با ایده‌های بلندپروا صحبت می‌کنم.»

    دادگاه روز پنجشنبه استدلال‌های مربوط به نتفلیکس را خواهد شنید.

    چه چیزهایی دربارهٔ این پرونده می‌دانیم

    در ماه سپتامبر، سمیر دعوی توهین‌آمیز علیه آرین و پدر ستاره‌دار او در دادگاه عالی دهلی ثبت کرد و درخواست دریافت احکام شامل «حکم منع دائم و اجباری، اعلامیه و جبران خسارت» علیه شرکت رد چیلیز انتنمنت خصوصی، متعلق به شاهرخ خان و گاوری خان، به همراه نتفلیکس داشت.

    در درخواست خود، سمیر ادعا می‌کند که یک صحنهٔ خاص در این سریال او را به تمسخر می‌گیرد و افزود که این صحنه «حاوی مطالب نادرست، بدخواهانه و توهین‌آمیز به‌منظور خدشه‌دار کردن شهرت او» است.

  • این انیمیشن زیبا شبیه اوریگامی در حرکت است

    توسط جو فولی

    سبک کاغذی‌مانند شگفت‌انگیز است.

    سبک‌های انیمیشن می‌توانند اشکال متنوعی داشته باشند؛ کاغذ در انیمیشن برش‌دار سنتی در آثاری مانند «سیرک پروازی مونتی پایتون» (۱۹۶۹‑۱۹۷۴) و فیلم‌پیلوت «ساوت‌پارک» به کار رفته است، اما یک انیماتور در حال حاضر با انیمیشن مدرن شبیه‌کاغذ در سه‌بعدی، طرفداران بسیاری به دست آورده است.

    صحنه‌های او، همانند انیمیشن اسبی که در زیر می‌بینید، شبیه اوریگامی در حال حرکت هستند، اما این‌ها در مایا ساخته شده‌اند؛ نرم‌افزاری که ما به‌عنوان بهترین نرم‌افزار انیمیشن سه‌بعدی انتخاب کرده‌ایم.

    پست به‌اشتراک‌گذاری شده توسط ماروین بوت (@marvinbuete)

    عکس منتشر شده توسط

    آثار جدید ماروین بوت، متخصص سه‌بعدی، از آهنگ «Run Run Run» گروه Yeah But No الهام گرفته است. اسبی در انیمیشن از میان جنگل‌ها و بر روی شن‌ها می‌دود، به‌گونه‌ای که گویا کاغذ زنده شده است. درختان و اسب شبیه برش‌های دو‌بعدی هستند که در صحنه‌ای با عمق سه‌بعدی قرار گرفته‌اند.

    ماروین می‌گوید می‌خواست بررسی کند چگونه می‌تواند با ساختارهای مسطح کاغذی برش‌دار، شرایط جوی فصلی را به‌دست آورد. در یک ویدئوی ساخت در وب‌سایتش، او توضیح می‌دهد که هر وضعیت از چرخه دویدن اسب را به‌صورت یک مش جداگانه ایجاد کرده و با استفاده از MASH بین آن‌ها جابجا می‌شود. این صحنه یک مجموعه قابل حلقه‌زدن است و تقریباً تمام اشیاء سطح‌های مسطحی هستند، ماروین می‌افتیند.

    یکی دیگر از انیمیشن‌های ماروین در همان سبک، خرسی را نشان می‌دهد که قزل‌آلاها را هنگام پریدن از آبشار شبیه‌به‌کاغذ می‌گیرد؛ برای این کار او از Bifrost، محیط برنامه‌نویسی بصری در مایا شرکت Autodesk برای ایجاد افکت‌های دستوری استفاده کرده است.

    پست به‌اشتراک‌گذاری شده توسط ماروین بوت (@marvinbuete)

    عکس منتشر شده توسط

    می‌توانید کارهای بیشتر ماروین را در اینستاگرام ببینید.

    اگر برانگیخته شده‌اید، راهنمای ما برای بهترین لپ‌تاپ‌های انیمیشن را ببینید. برای اخبار بیشتر دربارهٔ انیمیشن، آگهی کریسمس دلپذیر دونکین را بررسی کنید.

  • ۷ کتاب باغبانی برای هدیه دادن به عاشق گیاهان در زندگی‌تان

    من خود را یک خواننده حرفه‌ای می‌دانم. در اکثر روزها می‌توانید مرا ببینید که بین کتاب‌ها، مجلات، کاتالوگ‌ها و انواع مختلفی از مطالب چاپی که به موضوع همیشه جذاب باغبانی می‌پردازند، محاصره شده‌ام. طبیعتاً راهنمای‌های عملی و آگاهانهٔ «چگونه بکاریم» ضروری‌اند، اما کتاب‌هایی که نکات خاص، افکار و اشتیاق باغبانان را آشکار می‌سازند، دل‌نشین‌ترین گزینه‌های من هستند و در فصلی آرام سال، خواندنی الهام‌بخش ارائه می‌دهند.

    در ادامه چند انتخاب برای الهام‌بخشی به شما یا باغبانان زندگی‌تان آورده شده است.

    «زندگی با گل‌ها: الهام و درس‌ها از باغ،» توسط فرنسیس پالمر (Artisan Press, 2025). برای سفالگر معروف فرنسیس پالمر، پرورش گل‌ها و ساخت سفالینه‌های ظریف به یکدیگر گره خورده‌اند. عنوان جدید او، همراهی زیبا برای کار پیشینش، «زندگی در استودیو» است. هر دو کتاب یک سال از زندگی یک باغبان/هنرمند/آشپز را بررسی می‌کنند و نشان می‌دهند چگونه رابطهٔ پالمر با گیاهان، روزهای او را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

    «جمع‌کنندگان درخت: حکایات وسواس درختی،» توسط ایمی استوارت (Random House, 2024). نویسندهٔ پرفروش نیویورک تایمز ایمی استوارت با ۵۰ باغبانی که به درخت‌ها وسواس دارند، مصاحبه می‌کند؛ آن‌ها «جمع‌آوری» را به شیوه‌های پرشور و گاهی شگفت‌آور دنبال می‌کنند. از طریق داستان‌هایشان، استوارت نشان می‌دهد چگونه درخت‌ها، ریه‌های سیارهٔ ما، می‌توانند تاریخ را زنده کنند، اکوسیستمی آسیب‌دیده را شفا دهند، ارتباط بین نسلی را بیان کنند و به عنوان یک واسطهٔ هنری برای خلق به کار روند. نقاشی‌های رنگ‌آبی زندهٔ استوارت که در کنار هر پروفایل قرار دارد، شادی و تعهد هر دوست‌دار درخت را به اشتیاقشان منتقل می‌کند.

    «نامهٔ عاشقانه به یک باغ،» توسط دیبی میلمن با دستورهای آشپزی از رکسین گِی (Timber Press, 2025). دیبی میلمن، طراح برجسته و میزبان پادکست برنده جوایز Design Matters است. در این سرود محبت‌آمیز به کاشت، میلمن قلب خود را به باغی نو می‌سپارد، شگفتی‌های کاهوها، خیارها و گوجه‌فرنگی‌ها را می‌ستاید، و همچنین به شکست‌ها و بخشش هر فصل جدید رشد اشاره می‌کند. نیویورکی همیشگی، میلمن برای عبور از دوران پاندمی به کالیفرنیا رفت، همراه با نامزد خود که اکنون همسرش، رکسین گِی، است. تصاوير رنگارنگ نویسنده، خوشنویسی دستی و حس طراحی دقیق، به‌همراه دستورهای گِی مبتنی بر باغ برای «غذای زیبا»، داستانی صمیمی از امید و استقامت را روایت می‌کند.

    «توت سرو: فراوانی و تعامل در دنیای طبیعی،» توسط رابین وال کیمرر (Scribner, 2024). نویسندهٔ پرفروش، دانشمند، مادر و عضو ثبت‌شدهٔ ملتی سیتیزن پوتاواتومی، رابین وال کیمرر، سر و ذهن خود را به این مفهوم می‌کشاند که «تمام شکوفایی‌ها متقابل است». در تضاد واضح با اقتصادی استخراج‌محور که بر پایهٔ رقابت و کمبود استوار است، کیمرر نمونه‌هایی از جهان طبیعی ارائه می‌دهد که نشان می‌دهد چگونه احترام و تبادل پایهٔ یک زندگی متعادل است که به همه سود می‌رساند.

  • پیش‌نمایش گیشه فیلم Tere Ishk Mein: گیشه با داستان عاشقانه موزیکال در Ishk به‌سوی رونق پیش می‌رود

    فیلم موزیکال به بازی دانوش و کریتی سانون، پیش‌فروش‌های خوبی دارد که مسیرش را به سمت روزی دو رقمی هموار می‌کند

    تصویر Tere Ishk Mein

    تصویر ثابت Tere Ishk Mein (با تشکر از T Series)

    صنعت سینما پس از چند جمعه ضعیف، سرانجام یک جمعه مثبت را تجربه می‌کند و فیلم Tere Ishk Mein برای شروعی قوی آماده است. فیلم موزیکال به بازی دانوش و کریتی سانون پیش‌فروش‌های خوبی دارد که مسیر آن را به سمت روز افتتاحیه‌ای دو رقمی می‌برد. با توجه به افزایش فروش در آخرین روزها و جریان فعلی، ممکن است به حدود ۱۵ کرور روپیه نیز نزدیک شود. این فیلم نسخه دوبله‌گی به زبان تامیل نیز دارد که بازیگر اصلی آن در سطح محلی یک ستاره است؛ اما پیش‌فروش‌ها در این بازار کم‌سرعت هستند، هرچند ممکن است در روز اکران افزایش قابل‌توجهی مشاهده شود.

    این دوگانه بازیگر‑کارگردان در سال ۲۰۱۳ فیلم موفق «رانجهانا» را عرضه کردند که هم فیلم و هم موسیقی آن با تحسین گسترده‌ای مواجه شد. جالب است که Tere Ishk Mein در ابتدا به‌عنوان دنباله‌ای مفهومی از رانجهانا در نظر گرفته شد، اما این ایده به دلیل محدودیت‌های حقوقی کنار گذاشته شد. اگر این ارتباط دنباله‌ای حفظ می‌شد، می‌توانست افتتاحیه‌ای حتی قوی‌تر داشته باشد. اگرچه این فیلم به‌صورت رسمی دنباله‌ای از آن اثر نیست، ممکن است هنوز در ذهن مخاطبان پیوندی ذهنی باقی مانده باشد که به گیشه کمک می‌کند.

    فقط با نگاه به گیشه‌ی روز اول، این فیلم می‌تواند یک موفقیت بزرگ باشد. سبک کارگردان در روایت داستان‌های عاشقانه غیرمتعارف و محلی است؛ او در یک دهه اخیر سه موفقیت قابل توجه به نام‌های مختلف ارائه داد، اما پس از آن چند شکست نیز داشته، از جمله شکست بزرگ «Zero». به همین دلیل، این فیلم برای کسب تأیید مخاطبان و تبدیل شدن به یک هیت، به حمایت آن‌ها وابسته است.

    امسال سه موفقیت غیرمنتظره دیده شد که یکی از آن‌ها یک موفقیت بزرگ در ژانر داستان عاشقانه موزیکال است. هیچ‌یک از این فیلم‌ها از حضور چهره‌های برجسته بهره‌مند نبودند، اما کاملاً توسط موسیقی موفق‌شان پیش می‌رفتند. اگرچه این فیلم دو چهره شناخته‌شده در نقش اصلی دارد، اما آن‌ها به‌عنوان ستاره‌های برتر شناخته نمی‌شوند؛ بنابراین همچنان موسیقی نقش اصلی را ایفا می‌کند. اهمیت موسیقی در سینمای هندی را نمی‌توان بیش از حد تأکید کرد. رکود در کسب‌وکار سینما در دهه اخیر تا حدی ناشی از کاهش کیفیت موسیقی بوده است. مناسب است که در این زمان‌های دشوار، موسیقی به‌عنوان نیرو محرک برای احیای صنعت عمل کند و فرصتی برای یادگیری و بازتنظیم فراهم آورد.

    همچنین بخوانید: پینکویلا پیش‌بینی می‌کند: پیش‌بینی گیشه روز اول فیلم Avatar Fire and Ash، به‌روزرسانی نهایی برای Tere Ishk Mein

  • سلمان و ابیشک در مراسم دعای یادگار به دارمندرا ادای احترام می‌کنند

    سلمان و ابیشک در مراسم دعای یادگار به دارمندرا ادای احترام می‌کنند

    ممبئی؛ احساسات به اوج رسید؛ دوستان و همکاران نزدیک، از جمله سلمان خان، ابیشک باچن، کارن جوهر و ریکا، برای بزرگداشت بازیگر پیشکسوت دارمندرا، در مراسم دعای یادگار او در روز پنجشنبه گرد هم آمدند.

    سلمان و ابیشک در مراسم دعای یادگار به دارمندرا ادای احترام می‌کنند
    سلمان و ابیشک در مراسم دعای یادگار به دارمندرا ادای احترام می‌کنند

    که به‌محبت به‌عنوان «هی‑من» سینمای هندی شناخته می‌شود، این بازیگر افسانه‌ای روز دوشنبه در سن ۸۹ سالگی درگذشت.

    خانواده دیول که پس از درگذشت دارمندرا به‌طور عمده سکوت می‌کرد، مراسم دعای یادگار با عنوان «جشن زندگی» را بر روی چمنزارهای آرام هتل تاج لندز اند در حومه باندرا برگزار کرد. حضور داشتند دارمندرا و پسران همسر اولش پراکاش کور؛ سنی و بابی دیول، دختران آجی‌تا و ویجتا، نوه‌های کارن و راجویر دیول و همچنین برادرزاده ابهایی دیول.

    با این حال، همسر دوم دارمندرا، هیما مالینی، و دخترانشان اِشا و آهانه دیول در این مراسم حضور نیافتند.

    این تجمع همچنین با حضور آیشواریا رای باچن، مادهوری دیکسیت، ویدیا بالان، شبانه عظمی، جکی شرف، سیدارت مالوترا، سنیل شتی، آمیشا پاتِل، فاردین خان، نیمرات کور، سونو سود، انو مالیک، سوبهش گای، عباس‑ماستان و انیل شرما (از جمله دیگر افراد) همراه بود؛ که همگی برای ادای آخرین احترام به مردی که نماد روح سینمای هندی بود، گردهم آمدند.

    خانواده دیول، به‌ویژه سنی و بابی دیول، در طول مراسم دعایی که ساعت ۵:۳۰ عصر آغاز شد و حدود ساعت ۸ شب پایان یافت، به‌وضوح تحت تأثیر احساسات شد.

    محوطه چمن‌زار سرسبز با ترکیبی از آرایش‌های گل‌دار تزئین شده بود و بیش از نصف دوجین صفحه‌نمایش بزرگ نصب شد که صحنه‌های متعددی از سینه‌نامه گسترده دارمندرا را به تصویر می‌کشید، از جمله آثار محبوب «مرا گائون مرا دِش»، «بتوارا»، «شولای» و «آپنه» و دیگر آثار.

    صفحه‌نمایش‌ها همچنین تصاویری صادقانه از شبکه‌های اجتماعی این بازیگر پیشکسوت را به نمایش گذاشتند که حس شخصی‌تری به ادای احترام افزود.

    یک پرتره بزرگ از دارمندرا روی صحنه نصب شد که بسیاری از خوانندگان برای گرامیداشت این ستاره با اجرای آهنگ‌های محبوب او، احترام خود را نشان دادند. صفحه‌نمایش عظیم بر روی صحنه پیام «دلتنگت می‌شویم» را نشان داد.

    خواننده پخش صدا سونو نیگام چندین قطعه از آهنگ‌های فیلم‌های دارمندرا مانند «Main Kahi Kavi Na Ban Jau»، «Pal Pal Dil Ke Paas»، «Apne Toh Apne Hote Hai»، «Ro Lene De»، «Yeh Dosti Hum Nahi Todenge» و بسیاری دیگر را اجرا کرد.

    در مکان برگزاری امنیت شدیداً تقویت شد و پرسنل نگهبانی در تمام ورودی‌ها و خروجی‌ها مستقر بودند تا جریان بازدیدکنندگان به‌صورت روان پیش برود.

    دارمندرا که به نام درام سینگ دیول در سال ۱۹۳۵ در پنجاب به دنیا آمد، در طول شش دهه کاری در بیش از ۳۰۰ فیلم نقش‌آفرینی کرده است.

    این بازیگر به‌خاطر توانایی‌های چندوجهی‌اش در ژانرهای اکشن، رمانس و کمدی به‌وسیله آثار کلاسیک‌اش نظیر «شولای»، «چوپکه چوپکه»، «ساتیاکام»، «آنوپا ما»، «سی‌تا اور گیتا» و بسیاری دیگر شناخته شد.

    این مقاله از طریق فید خودکار یک خبرگزاری تولید شده است و بدون تغییرات در متن منتشر شده است.

  • ۱۱ فیلم شگفت‌انگیز سال 2025 برای تماشای این فصل تعطیلات

    بهترین فیلم‌های 2025 برای استریم در روز شکرگزاری
    © 20th Century Studios، Warner Bros. و Disney

    برای دیدن ۱۱ فیلم برتر سال 2025 نیازی به ترک خانه ندارید.

    در خانه همراه با دوستان یا خانواده‌تان هستید. بوقلمون تمام شده، مسابقه فوتبال به پایان رسیده و گفتگوها کم‌رنگ شده‌اند. همه چه کاری می‌توانند انجام دهند تا روحیهٔ تعطیلات زنده بماند؟ خوب، سال 2025 برای سینما سالی فوق‌العاده بود و بسیاری از بهترین فیلم‌های این سال هم‌اکنون به‌صورت استریم در اختیار شماست. شاید بهتر باشد یکی از این فیلم‌ها را ببینید.

    پس کدام را انتخاب کنیم؟ در ادامه ۱۱ پیشنهاد از فیلم‌های علمی‑تخیلی، ترسناک یا فانتزی که امسال اکران شده‌اند و ما دوست داریم و شاید شما از دست داده‌اید، آماده کرده‌ایم. برخی شاید قبلاً دیده‌اید، اما فرض می‌کنیم همه همهٔ این آثار را ندیده‌اند؛ بنابراین حتی اگر شما فیلمی را دیده باشید، ممکن است برادر یا خواهر شما هنوز ندیده باشد. این‌ها به ترتیب حروف الفبا هستند.

    Bugonia (قابل اجاره یا خرید)

    امستون و جسی پلمن‌س در آخرین فیلم کارگردان یورگوس لانثیموس نقش‌آفرینی می‌کنند؛ داستان دربارهٔ دو مرد است که یک مدیرعامل را که معتقدند موجودی بیگانه است، ربایت می‌کنند. این فیلم زمان‌مند، بسیار رمزآلود و به‌طراز شگفت‌انگیزی خنده‌دار است. بررسی ما را اینجا بخوانید.

    Elio (در Disney+)

    اگرچه در گیشه موفقیتی نداشت، آخرین فیلم پیکسار دربارهٔ پسری که صدای تمام سیاره را به خود می‌گیرد، به‌طرز شگفت‌انگیزی هیجان‌انگیز و دل‌نشین است. صد در صد به انتظارات پیکسار می‌پردازد. بررسی ما را اینجا بخوانید.

    Final Destination Bloodlines (در HBO Max)

    شاید بهتر باشد این فیلم را به مادربزرگ و پدربزرگ نشان ندهید، اما جدیدترین فیلم این سریال پرتنش، طنزآلود و خونین دربارهٔ ناپذیری مرگ، به‌راحتی بهترین فیلم مجموعه است. یک جشن کامل. بررسی ما را اینجا بخوانید.

    Frankenstein (در Netflix)

    اگرچه «فرانکنشتین» بهترین فیلم گیلرمو دل تورو نیست، اما تمام طول زندگی‌اش را برای ساخت این اثر صرف کرده است. این بازگوئی مجلل، احساسی و به‌یادماندنی از داستان کلاسیک است که در آن اجراهای فوق‌العاده‌ای به چشم می‌خورد. بررسی ما را اینجا بخوانید.

    How to Train Your Dragon (در Peacock)

    نسخهٔ انیمیشنی اصلی «چگونه اژدها را پرورش دهیم» یکی از بهترین فیلم‌های انیمیشنی تاریخ است. بنابراین بازسازی زندهٔ‌اش که همین‌قدر خوب باشد، تعجبی نیست. این همان فیلم است، فقط با ظاهری کاملاً نو. بررسی ما را اینجا بخوانید.

    The Life of Chuck (قابل اجاره یا خرید)

    ما این فیلم را عاشقانه تحسین می‌کنیم. برای همه مناسب نیست و به‌سرعت به سمت عجیبی‌های فراوان می‌رود، اما وقتی مفهوم آن برای شما واضح می‌شود و چراغ ایده در سرتان روشن می‌سوزد، هرگز فراموش نخواهید کرد. مایک فلناگان به‌عنوان استاد اقتباس‌های استیفن کینگ شناخته شده است و این اقتباس شاد و دلپذیر کاملاً متفاوت از دیگران است. بررسی ما را اینجا بخوانید و برای اطلاع از برخی اسپویل‌ها اینجا کلیک کنید.

    The Long Walk (قابل اجاره یا خرید)

    گروهی از جوانان در یک رویداد تحول‌آفرین به رقابت می‌پردازند؛ آنها باید تا زمانی که تنها یک نفر باقی بماند، راهپیمایی کنند. این فیلم بر پایهٔ رمان استیفن کینگ ساخته شده است؛ اقتباس فیلمی به‌طراز شگفت‌انگیزی خشن است، اما به‌دلیل اجراهای دلخراش، ارزش تماشا را دارد. بررسی ما را اینجا بخوانید.

    Predator: Killer of Killers (در Hulu)

    آیا فیلم شگفت‌انگیز «پریداتور: بدلندز» که هم‌اکنون در سینماها نمایش داده می‌شود را دیده یا دربارهٔ آن شنیده‌اید؟ خوب، کارگردان آن، دن تراشتنبرگ، در اوایل امسال فیلم دیگری از پریداتور را منتشر کرده که شاید حتی بهتر باشد. این یک مجموعهٔ انیمیشنی است که شکارچیان فضایی را در مقابل انسان‌ها در طول تاریخ نشان می‌دهد. فوق‌العاده است. بررسی ما را اینجا بخوانید.

    Sinners (در HBO Max)

    نیمه‌ای از آن یک شاهکار موسیقی‌محور است و نیمه‌ای دیگر یک داستان ترسناک؛ «سینرز» چیزی شبیه به آنچه پیش از این دیده‌اید نیست. اما ما از تیم کارگردان راین کوگلر و بازیگر مایکل بی. جوردن این‌چنین کیفیت و اصالتی را انتظار داریم. بررسی ما را اینجا بخوانید.

    Superman (در HBO Max)

    در طول سال‌ها نسخه‌های فراوانی از سوپرمن ساخته شده‌اند؛ می‌توانستید فکر کنید فیلم جدید جیمز گن همان قالب تکراری است. اما این‌طور نیست. فیلم گن سرشار از شادی ملموس است؛ خوش‌بینی و هیجانی که بسیاری از فیلم‌های ابرقهرمانی این روزها فاقد آن هستند. این فیلم را می‌خواهید بارها و بارها ببینید. بررسی ما را اینجا بخوانید.

    Weapons (در HBO Max)

    دوباره شاید این فیلم برای کسانی که به‌سختی می‌ترند یا از صحنه‌های ناخوشایند می‌نیرند مناسب نباشد، اما برای بقیه «ویپنز» یک فیلم غیرقابل از دست دادن است. داستان ترسناک و معمایی دربارهٔ شهری که یک کلاس کامل از کودکان را از دست می‌دهد، کاملاً سرگرم‌کننده و به‌یادماندنی است؛ ترکیبی از آشفتگی، ترس و شگفتی. بررسی ما را اینجا بخوانید.

    همچنین…

    اگر می‌خواهید به سینما بروید، فیلم‌های خوبی برای تماشا وجود دارد. بله، شاید همه در حال دیدن «Wicked: For Good» باشند و می‌توانید همین کار را کنید، اما ما پیشنهاد می‌کنیم به‌جای آن «Predator: Badlands»، «Wake Up Dead Man: A Knives Out Mystery»، «The Running Man» یا «Zootopia 2» را ببینید.

    در نهایت، نمی‌خواستیم این فهرست بیش از حد طولانی باشد؛ بنابراین اگر چیزی از آن‌ها برای شما جذاب نبود، چند گزینهٔ دیگر وجود دارد که نتوانستند در فهرست جای بگیرند: Pee Wee as Himself (در HBO Max)، Jaws @ 50 (در Hulu یا Disney+)، 28 Years Later (در Netflix) یا Black Phone 2 (قابل‌اجاره یا خرید).

  • نقد همنت: درام شکسپیر نامزد اسکار، تأثیرگذار اما «تحریک‌آمیز»

    Universal Pictures؛ جسی باکلی به‌عنوان آگنس شکسپیر و پل مسکل به‌عنوان ویلیام شکسپیر در دل جنگل در فیلم همنت (اعتبار: Universal Pictures)
    Universal Pictures

    درام شکسپیر با بازی پل مسکل و جسی باکلی دارای بازیگران درخشان است اما «سود‌آور» است و فاقد ظرافت است – «قلب‌ها را می‌کشد و مسیرهای اشک را با بی‌رحمی مطلق هدف می‌گیرد».

    بدون شک، برای بسیاری از مردم همنت یکی از فیلم‌های سال خواهد بود. به‌همراه موجی از نقدهای پرستشی، مطمئناً در ده‌ها فهرست «بهترین‌های ۲۰۲۵» ظاهر می‌شود و در هزارها برگهٔ رأی اسکار حضور خواهد یافت. این مسأله اصلاً شگفت‌انگیز نیست.

    این فیلم از رمان شاعرانهٔ مگی اوفرل اقتباس شده است؛ یکی از پرفروش‌ترین و پرستایش‌پذیرترین کتاب‌های قرن بیست و یکم. شخصیت کلیدی دیگر پشت صحنه کارگردان و هم‌نویسنده است: چلوئه ژائو (اوفرل نیز به‌عنوان هم‌نویسنده مشارکت داشته) که فیلم برنده اسکار Nomadland را ساخته است. در جلوی دوربین، این اثر دو بازیگر جوان و جذاب ایرلندی، جسی باکلی و پل مسکل، را به نمایش می‌گذارد. و نابغهٔ خلاق دیگر، ویلیام شکسپیر، نیز در این کار حضور دارد. مفهوم رمان و فیلم این است که مرگ تراژیک پسر یازده‌سالهٔ شکسپیر – همنت که عنوان فیلم از او گرفته شده – به‌عنوان منبع الهام برای نوشتن بزرگ‌ترین نمایشنامهٔ زبان انگلیسی، هملت، عمل کرده است. در انگلستان الیزابتی، یک سرفصل ابتدایی به ما اطلاع می‌دهد که نام‌های همنت و هملت می‌توانستند به‌جای هم استفاده شوند.

    اما آیا همنت به وعدهٔ ستاره‌های درخشانی که پشت آن قرار دارند می‌رسد؟ این سؤال است. درست است که بسیاری از بینندگان تحت تأثیر آن قرار گرفته‌اند، اما چلوئه ژائو و مگی اوفرل بخش‌های زیادی از جادوی رمان را حذف کرده‌اند — ساختار سفر در زمان، ریتم‌های جذاب متن، مونولوگ‌های درونی و جزئیات ریز و ملموس — به‌طوری که آنچه باقی مانده است، عمیق یا اصیل‌تری نسبت به هر درام تاریخی دیگری نیست که در زمان‌های گذشته صحنه‌سازی می‌شود.

    صحنه‌های اولیهٔ این فیلم چندان از Shakespeare in Love (۱۹۹۸) فاصله ندارند. جسی باکلی نقش دختری کشاورز به نام آنی هاثاوِی یا آگنس که خانواده‌اش او را به این نام صدا می‌کنند، بازی می‌کند و پل مسکل نقش پسر سازندهٔ دستکش و معلم لاتین پاره‌کار به نام ویل را ایفا می‌کند. شایعه‌ای وجود دارد که آگنس دختر یک جادوگر جنگل باشد؛ او سعی نمی‌کند این شایعه را رد کند: نیمهٔ وقتش را در دل جنگل می‌گذراند، همراه با یک شاهین خانگی، در حال جمع‌آوری گیاهان دارویی و قارچ‌ها برای تهیهٔ مرهم و معجون. برای تأکید بر این‌که او یکی است با طبیعت، یک صحنه را می‌بینیم که دوربین از بالا به آسمان از طریق شاخه‌های در حال صدا زدن نگاه می‌کند؛ تصویری که در سال‌های اخیر تبدیل به نماد شده است. همزمان، ویل در زیر شیروانی‌اش پیش‌نویس اولیهٔ رمان رومئو و جولیت را می‌نویسد؛ از صحنه‌های نخستین واضح است که همنت فیلمی صریح و ساده نخواهد بود.

    باکلی بازی‌ای بسیار به‌سبک خودش ارائه می‌دهد. همانند بسیاری از شخصیت‌های او، آگنس یک شورشی سرسخت، زمین‌دار و صادق‌تر از هر‌کس در اطرافش است. طبیعتاً، ویل که مردی مضطرب است به‌زودی دلبسته می‌شود و می‌گوید: «آرزو دارم که به تو متعهد شوم». این رمانس گرم و شیرین است، اما چندان قابل باور به‌نظر نمی‌رسد. شکسپیرهای تازه‌عروسی زندگی‌ای ایده‌آل و همانند کارت‌پستال با دخترشان سوزانا و دوقلوهای دوست‌داشتنی‌شان، همنت (جاکوبی جیوپ) و جودیت (اولیویا لینز) می‌گذرانند. (یکی از نکات داستانی این است که دوقلوها به‌طرز عجیبی شبیه هم هستند؛ بنابراین تأسف است که بازیگرها اصلاً به‌هم شبیه نیستند.) استراتفورد‑آپون‑آون به‌طرز عجیبی خالی از خانه‌ها و مردم است. مکالمات ساختگی پر از نقل‌قول‌هایی از نمایشنامه‌های شکسپیر و توضیحاتی است که همهٔ حاضرین در صحنه قبلاً می‌دانستند. پدر زورگوِ ویل او را دو بار «بی‌فایده» می‌نامد (و در بار دوم ویل او را از گلو می‌گیرد و به دیوار می‌کوبد، دقیقاً همان‌طور که شخصیت مسکل در فیلم Normal People به برادر دوست‌دخترش ضربه می‌زد، اما با صدای بلندتر).

    ممکن است سخت‌گیرانه باشد که یک درام تاریخی را به‌دلیل پیروی از قالب‌های این ژانر سرزنش کنیم، اما این قالب‌ها در فیلمی به کارگردانی چلوئه ژائو به‌شدت ناهمخوان به‌نظر می‌رسند. ما در مورد پروژهٔ ناکام مارول او، Eternals، صحبت نمی‌کنیم، اما Nomadland و فیلم پیشین او، The Rider، به‌دلیل طبیعت‌گرایی‌شان مسحورکننده بودند. تماشای آن‌ها همانند گوش‌دادن به افراد واقعی در محیط‌های واقعی بود. همنت، با اجراهای پرسر، ارجاع‌های مطالعه‌شده و لحن جدی‌آمیز خود، بیشتر شبیه بایوپیک‌های موسیقی است که شخصی می‌گوید: «هی، جان، می‌خواهیم از پنی‌لین به استروبری فیلدز برویم تا الینور ریگبی را ببینیم؟»

    پس چرا این‌قدر از آن تحت تأثیر قرار گرفته‌اند؟ پاسخ ساده این است که فیلم بر دل‌ها می‌کشد و مسیرهای اشک را با بی‌رحمیتی مطلق هدف می‌گیرد. وقتی ویل با بلاک نویسندگی مواجه می‌شود، در میان شب فریاد می‌زند و مشت‌هایش را بر روی میز می‌کوبد؛ این صحنه می‌تواند نامزدی اسکار برای مسکل را تضمین کند. و وقتی جودیت و سپس همنت به‌شدت به طاعون مبتلا می‌شوند، آگنس با فریادهای پرسر و ناشنیده از ته دل می‌پرید که قطعاً نامزدی اسکار برای باکلی را تضمین می‌کند. این صحنه‌ها طبیعتاً ناراحت‌کننده‌اند. چگونه می‌توانند نباشند، وقتی پسری کوچک در درد و رنج فراوان فریاد می‌زند و مادرش با زاری پرشور فریاد می‌کند؟ اما چون ما می‌دانیم از دست دادن یک کودک چه‌قدر دلخراش است، این صحنه‌ها به‌نظر می‌رسد بیشتر تحریک‌کننده (سئول) هستند تا بینش عمیق.

    فیلم همچنین در صحنه‌ای که پس از مرگ همنت، آگنس برای دیدن اولین اجرای هملت در تئاتر گلوب می‌رود، همان‌طور که رفتارهای تحریک‌آمیز نشان می‌دهد. ویل هنگام ارائهٔ دیالوگ‌های خود به‌ناراحتی می‌گریزد؛ تمام تماشاگران سالن به‌صورت جمعی به‌حالت هیپنوتیزم می‌افتند و سمفونی‌های ماکس ریچتر در قطعهٔ «On the Nature of Daylight» (که در Arrival نیز به کار رفته و در بسیاری از فیلم‌ها شنیده می‌شود) برای چند دقیقه فضا را پر می‌کند. اگر صحنه‌های ابتدایی همنت برای‌تان جذاب بود، پایان غیرقابل باور ممکن است شما را به‌سیلاب اشک بکشاند. اما چون چلوئه ژائو به‌شدت سعی می‌کند این اثر را القا کند، بینندگان دیگر ممکن است به‌یاد خطی از مکبث دربارهٔ قصه‌ای که پر از سر و صدا و خشم است اما به‌هیچ چیز اشاره نمی‌کند، بیفتند.

    این بینندگان همچنین دربارهٔ ادعای مرکزی فیلم که شکسپیر هملت را در واکنش به سوگ خود نگاشته است، تردید دارند. این فرضیت کاملاً قابل‌قبول است؛ چرا که نمایش به‌موضوع سوگواری، پدران و پسران می‌پردازد، اما چلوئه ژائو برای یافتن ارتباطات روشن‌تر دیگری دچار مشکل می‌شود. یکی از مثال‌های پیوند همنت/هملت این است که پس‌زمینهٔ صحنهٔ نمایش با یک جنگل عمیق‌سبز رنگ‌آمیزی شده که بینندگان را به جنگلی که ویل و آگنس ملاقات کردند، یادآور می‌شود. ولی هملت در جنگل تنظیم نشده است؛ بنابراین استفادهٔ طراحان صحنهٔ گلوب از این پس‌زمینه منطقی به‌نظر نمی‌رسد.

    یک پیوند ظاهری دیگر این است که در نمایش صحنه‌ای از مبارزهٔ شمشیر وجود دارد و همنت و ویل در باغ تمرین‌های نمایش شمشیری می‌کردند. باز هم، این ممکن است برای بینندگان فیلم احساسی‌زا باشد چون صحنهٔ مبارزهٔ شمشیری را یک ساعت پیش مشاهده کرده‌اند. اما آیا این بازتاب چیزی روشن‌کننده دربارهٔ تبدیل زندگی به هنر می‌گوید؟ یا صرفاً ما را به‌حالت غم‌انگیز می‌کشاند؟

    آگنس در ادامهٔ نمایش سؤال دیگری می‌پرسد: «این همه چه‌ارتباطی با پسرم دارد؟». رمان پاسخ‌های جذابی برای این سؤال می‌دهد، اما فیلم به‌اندازهٔ کافی ظرافت ندارد تا همان‌ند را ارائه دهد.

    ★★☆☆☆

  • دیدار دعایی دارمندرا: بابی دیول، پسرش، به‌وضوح احساسی می‌نماید؛ رخا، جکی شروف، سیدارت مالوترا و دیگران برای ادای احترام می‌آیند

    دارمندرا محبوب بالیوود در تاریخ ۲۷ نوامبر، پس از درگذشتش در ۲۴ نوامبر ۲۰۲۵، با یک «جشن زندگی» گرامی‌داشت شد. خانواده، از جمله بابی دیول و سانی دیول، به همراه ستارگان صنعت سینما نظیر سیدارت مالوترا و جکی شروف، در تاج لندز اند جمع شدند. سونو نیگام آهنگ‌های مشهور خود را اجرا کرد که روح شادی‌جوی دارمندرا را بازتاب می‌داد. هما مالینی ادای احترام صمیمانه‌ای انجام داد و به یاد میراث پایدار او اشاره کرد.

    دیدار دعایی دارمندرا: بابی دیول، پسرش، به‌وضوح احساسی می‌نماید؛ رخا، جکی شروف، سیدارت مالوترا و دیگران برای ادای احترام می‌آیند

    افسانه بالیوود دارمندرا در تاریخ ۲۴ نوامبر ۲۰۲۵ درگذشت. برای تجلیل از زندگی او، خانواده‌اش یک اجتماع ویژه در روز پنجشنبه، ۲۷ نوامبر، در تاج لندز اند باندره برگزار کرد. این مراسم به نام «جشن زندگی» شناخته می‌شود. طرفداران و اعضای صنعت سینما برای ادای احترام به این بازیگر مستند حضور یافتند.

    بابی دیول احساسی می‌نماید

    در میان نخستین افرادی که رسیدند، خانواده دارمندرا، پسر بابی و پسر سانی دیول به نام کارن دیول، و برادرزاده آبهی دیول بودند. بابی دیول هنگام ورود به‌وسیله خودروی خود به‌وضوح احساسی می‌نماید. کارن و آبهی دیول نیز پیوستند و حمایت آرام خود را نشان دادند.

    سلبریتی‌های بالیوود برای ادای احترام به ستاره می‌آیند

    چندین سلبریتی بالیوود برای ادای آخرین احترام به این بازیگر پیشین حضور یافتند. بازیگر باتجربه رخا، سیدارت مالوترا، ارهان خان، آمریتا آرورا، شارمان جوسی، سنیل شتی و جکی شروف در محل مشاهده شدند. انتظار می‌رود با پیشرفت شب، ستارگان بیشتری به جمع بپیوندند.

  • «مادر به‌طرز عمیق زخمی شد، اما ما ادامه دادیم»: فرحان اختر درباره عدم دریافت اعتبار نویسندگی هانی ایرانی برای «DDLJ»

    «مادر به‌طرز عمیق زخمی شد، اما ما ادامه دادیم»: فرحان اختر درباره عدم دریافت اعتبار نویسندگی هانی ایرانی برای «DDLJ»
    در یک افشاگری صادقانه، فرحان اختر درباره جراحات عاطفی که مادرش، هانی ایرانی، پس از این‌که برای فیلم نمادین «دل‌والے دلہنیا لے جاؤ» اعتبار نویسندگی دریافت نکرد، گفت. این قصور، روابطش با خانواده چوپرا را تحت فشار قرار داد و پیوندهای عزیز دوران کودکی را دچار شکاف کرد.

    در یک افشاگری صادقانه، فرحان اختر درباره جراحات عاطفی که مادرش، هانی ایرانی، پس از این‌که برای فیلم نمادین «دل‌والے دلہنیا لے جاؤ» اعتبار نویسندگی دریافت نکرد، گفت. این قصور، روابطش با خانواده چوپرا را تحت فشار قرار داد و پیوندهای عزیز دوران کودکی را دچار شکاف کرد.

    فیلم کلاسیک نمادین به کارگردانی شاهرخ خان و کاجول «دل‌والے دلہنیا لے جاؤ» برای کسی قابل فراموشی نیست؛ دلایل آن بسیاری است، از بازی‌های شگفت‌انگیز، ترانه‌ها، تا فیلمنامه‌ی برجسته آن. در حال حاضر، بازیگر‑کارگردان فرحان اختر درباره درد مادرش، هانی ایرانی، که به‌دلیل عدم دریافت اعتبار نویسندگی برای این فیلم عاشقانه زخم‌خورده بود، در میان گذاشت.

    در حالی که آدیتیا چوپرا به‌مدت طولانی به‌عنوان تنها نویسنده این فیلم شناخته می‌شود، گزارش‌های فراوان نشان می‌دهند که هانی ایرانی، که به‌طور عمیق در مرحلهٔ نوشتن فیلمنامه مشارکت داشته، هرگز اعتبار شایسته‌ای که معتقد بود سزاوارش است، دریافت نکرد. به‌نظر می‌رسد این موضوع باعث شد او تصمیم بگیرد دیگر هرگز با یاش چوپرا یا آدیتیا همکاری نکند.

    راشی خانا جادوی پشت‌صحنه را با فرحان اختر در «120 Bahadur» به اشتراک می‌گذارد.

    فرحان اختر درباره رنج خانوادگی و پیوندهای شکسته سخن می‌گوید

    در حین تبلیغ فیلم «120 Bahadur»، فرحان اختر به مِید‑دی گفت که این جنجال برای خانواده‌اش به‌صورت عمیق زخمی‌کننده بوده است، به‌دلیل رابطهٔ نزدیک شخصی آنها با خانواده چوپرا. او این وضعیت را «دل‌خراش» توصیف کرد؛ نه تنها از لحاظ حرفه‌ای، بلکه از لحاظ شخصی، چون هانی ایرانی و خانواده چوپرا تقریباً همانند یک خانواده بزرگ بودند. فرحان به یاد آورد که همراه با آدیتیا و اودای چوپرا بزرگ شده بود و این شکاف او را عاطفیً لرزان کرد. «این برایم بسیار آزاردهنده بود، چون این افراد را تمام طول زندگی‌ام می‌شناختم،» او بیان کرد. این ماجرا دوستی‌های کودکی را تحت فشار قرار داد و فاصلهٔ عاطفی‌ای ایجاد کرد که به سال‌ها زمان برای بهبود نیاز داشت.

    رها شدن پس از دهه‌ها سکوت و رنج

    چند سال پس از آن، فرحان می‌گوید که صلح را بر سرزنش ترجیح داده است. به گفتهٔ او، تمام طرف‌های درگیر به‌نحوی باشکوه پیش‌رویی کرده و گذشته را پذیرفته‌اند، به‌گونه‌ای که خاطرات تلخی جای خود را به احترام می‌دهند. او گفت: «در میان افرادی که یکدیگر را دوست دارند، اتفاقات رخ می‌دهد؛ در زمان مناسب باید ببخشید و فراموش کنید»، و این نکته را تأکید کرد که روابط حتی در چارچوب خانواده نیز می‌توانند دچار چالش شوند.

    با وجود این غم، فرحان تأکید کرد که فرآیند بهبود ابتدا قرار گرفته و پیوند میان هر دو خانواده همچنان برای او اهمیت عمیقی دارد.

    در زمینهٔ کاری نیز، فیلم «120 Bahadur» به کارگردانی فرحان اختر نظرات بسیار مثبتی دریافت کرده است.

  • تبلیغات فیلم نیلوفر فواد خان و ماهیرا خان، یک کلاس استادی در بازاریابی

    تبلیغات فیلم نیلوفر فواد خان و ماهیرا خان، یک کلاس استادی در بازاریابی

    بقیه صنعت باید این نکات را جدی بگیرد!

    وقتی دو ستارهٔ پردرآمد پاکستان، فواد خان و ماهیرا خان، برای ترویج فیلم آیندهٔ خود نیلوفر به هم پیوستند، این کمپین کمتر شبیه تبلیغات معمولی فیلم و بیشتر شبیه کتابچهٔ راهنمای بازاریابی چندلایه و دقیق‌الپوش شد.

    گذشته از رونمایی معمولی تریلر، بازدیدهای مراکز خرید و حضورهای بین‌المللی، تبلیغات نیلوفر شمول‌پذیر و جامع بودند. تیم ترکیبی از روایت احساسی، تبلیغات فراگیر و دسترسی مستقیم به هواداران پایه‌ای را با ارتباطات دیاسپورا ترکیب کرد؛ روشی که برای بازار پاکستانی برای نخستین بار به کار رفت.

    دلیل اینکه تبلیغات نیلوفر این‌قدر متفاوت بودند، در این است.

    سرودی به لاھور از طریق تور اتوبوس لاھور

    یکی از اقدامات پر سر و صدای این کمپین، بردن تبلیغات نیلوفر به یک تور اتوبوس‌گردی لاھور به همراه گروهی از اینفلوئنسرها بود. تصور کنید که در یک اتوبوس عمومی با بزرگ‌ترین ستاره‌های پاکستان ملاقات کنید!

    فراتر از مفهوم نوآورانه تبلیغات در اتوبوس، فهرست مهمانان نیز جالب بود — این افراد اینفلوئنسرهای معمول زندگی‌سبک نبودند که در یک تبلیغ فیلم می‌بینید. از سازندگان محتوای طنز مانند عبدالرحمان و انسار تا افراد کم‌نورتر، این تور اتوبوس سرودی به لاھور بود که بر اساس گفتهٔ فواد، خود فیلم نیز همان‌گونه است.

    ویدئوهایی که از این تور اتوبوس به دست آمدند، شاد، هوشمندانه و از همه مهم‌تر ویروسی بودند. این ویروسی شدن باعث جلب توجه رسانه‌های اصلی شد و دسترسی را فراتر از مخاطبان معمول سینماگرا گسترش داد.

    ملاقات با نسل Z در جایی که هستند — در دانشگاه!

    تبلیغات نیلوفر در دانشگاه‌ها، مانند LUMS و UCP در لاھور، گامی هوشمندانه و نوآورانه بود چرا که دقیقاً نسل Z را در جایی که حضور دارند — در دانشگاه‌ها، در محیط‌های اجتماعی خود، و در فضایی فرهنگی که به آن اعتماد دارند — ملاقات کرد. با این‌که بسیاری از جوانان پاکستانی احساس قطع ارتباط با سینمای محلی اصلی می‌کردند، حضور مستقیم فواد و ماهیرا در دانشگاه‌ها به بازتنظیم این رابطه کمک کرد.

    این امر باعث شد تبلیغات فیلم به یک تجربه بدل شود نه فقط یک آگهی؛ دانشجویان به نزدیک‌ترین ارتباط با ستاره‌ها دست یافتند، گفت‌وگوی ارگانیک شکل گرفت و لحظات قابل‌اشتراک‌گذاری به وجود آمد که حس می‌کردند مخصوص نسلشان طراحی شده‌اند. با برخورداری از مخاطبان دانشگاهی به‌عنوان یک بخش اصلی نه‌چیزی پس از فکر، تیم نیلوفر به قدرت تقویت اجتماعی به‌رهبری جوانان دست یافت و سینمای پاکستان را به گروه جمعیتی که به‌طور فزاینده‌ای روندهای آنلاین را می‌سازد — و می‌تواند شتاب‌گیری فروش بلیط را تقویت کند، معرفی کرد.

    همچنین، بزرگ فکر کنید — یک فضا و یک جمعیت عظیم که محتوای تولیدشده توسط کاربران را بهتر از هر بخش دیگری تولید می‌کند.

    اصالت احساسی، نه فقط روابط عمومی صیقلی

    شاید اینجاست که ستارگان شایستگی بیشتری نسبت به آژانس بازاریابی خود دارند. در طول تبلیغات، ماهیرا و فواد هر دو احساسات خود را نشان دادند — چه هنگامی که ماهیرا دربارهٔ کراچی صحبت می‌کرد و صدایش مملو از نوستالژی بود و چه فواد دربارهٔ حمایت‌ها و دوستانش در زمان‌های دشوار سخن می‌گفت.

    برای ماهیرا، این شاید به‌طور طبیعی‌تری باشد، اما آنچه برای مخاطبان تعجب‌برانگیز بود، باز شدن فواد بود؛ چرا که او معمولاً فردی بسیار محتاط است. این لحظات صریح و باز، حس کسب‌وکار طبیعی داشتند نه ساختگی؛ و باعث پوشش رسانه‌ای گسترده و گفت‌وگوی اجتماعی بیشتری شدند که فیلم را به‌جای صرفاً تبلیغی، به‌عنوان اثر فرهنگی مرتبط به‌نظر می‌آورد.

    مخاطبان امروزی اصالت را دوست دارند و به آن پاداش می‌دهند. وقتی تبلیغات افراد مشهور شامل آسیب‌پذیری می‌شود، از تردیدها عبور می‌کند و دهان‌به‌دهن قوی‌تری ایجاد می‌کند.

    فواد همچنین به‌خوبی برای تبلیغات فیلم باز شد — برای مثال وقتی تیم یک نشریه را برای صرف قهوه به منزل خود دعوت کرد و برایشان یک فنجان قهوه دم کرد! مخاطبان هوشمند هستند — آن‌ها هنگامیکه ستارگان فراتر از انتظار عمل می‌کنند، قدردان می‌شوند.

    بردن تبلیغات به جاده — به معنای واقعی کلمه

    چه کسی تصور می‌کرد که تبلیغات فیلم‌های پاکستانی روزی با یک پلتفرم بازاریابی خودرو مانند Pak Wheels و مؤسس آن سونیل منج درگیر شود؟ اما این همان چیزی بود که تبلیغات را جالب و منحصر به‌فرد کرد — آن‌ها فضاهای پربازده را تحلیل کردند و به‌کار گرفتند.

    منج به‌خاطر نقدهای خودرویی‌اش شناخته شده است — گاهی با صاحبین همان خودروها که رانندگی می‌کردند یا در صندلی مسافر می‌نشستند. در ویدیویی که فواد و ماهیرا در آن حضور داشتند، او مرسدس کلاسیک موجود در فیلم را رانندگی کرد در حالی که ماهیرا و فواد همراه او بودند و کمی دربارهٔ خودرو، کمی دربارهٔ فیلم و خودشان صحبت کردند.

    بدون شک این روش جالبی برای تبلیغ یک فیلم بود، اما با توجه به این‌که خودرو ظاهراً نقش مهمی در نیلوفر ایفا می‌کند، معنایی داشت.

    جلوه، جلوه و بیشتر جلوه

    در انتها، اگرچه کمتر نباید فراموش شود، انتشار آخرین رقص، یک عکاسی بسیار شیک برای Mashion بود که ماهیرا و فواد را در شیک‌ترین ظاهرهایشان به تصویر کشید.

    درسی بزرگ‌تر برای بازاریابی فیلم‌های پاکستانی

    راهنمای تبلیغاتی نیلوفر آموزنده است زیرا اصول بازاریابی مدرن را با دانش فرهنگی بومی ترکیب می‌کند: از قدرت ستاره‌ها بهره ببرید اما ستاره‌ها را به‌طور گسترده به اشتراک بگذارید؛ لحظات اصیل ایجاد کنید، اما آن‌ها را به‌گونه‌ای ساختار دهید که محتوای قابل تکرار تولید شود؛ و فراتر از پیش‌سوارهای کراچی/لاهور به نقاط تماس منطقه‌ای و بین‌المللی فکر کنید. نتیجه یک کمپین است که هم صمیمی و هم مقیاس‌دار به‌نظر می‌رسد. این ترکیب در اکوسیستم هنوز در حال رشد تبلیغات فیلم در پاکستان نادر است.

    «ما به‌طور دقیق هدف‌گذاری کردیم تا کمپینی بسازیم که با روح داستان هم‌خوانی داشته باشد»، شیرین رحمان، طراح اصلی تبلیغات نیلوفر به Images گفت. «این فیلم چیزی نیست که پاکستان معمولاً به صفحه سینما می‌آورد. تازه، متفاوت است و جذابیت دنیای قدیمی را دارد که هنوز برای تمام نسل‌ها — از نسل Z تا میلنیال‌ها و نسل X — قابل‌ارتباط است»، او توضیح داد.

    او افزود که چون این اولین بار بود که فواد به‌طور کامل وارد یک چرخه تبلیغاتی شد، آن‌ها استراتژی دقیقی از پایه طراحی کردند — به دانشجویان، مراکز خرید، برندها و هر جایی که مخاطبان به‌صورت واقعی جمع می‌شوند دست یافتند. «ما نمی‌خواستیم فقط به یک طبقه یا یک بخش صحبت کنیم؛ ایده این بود که کل کشور احساس شمول داشته باشد. به همین دلیل کمپین از لحظات عمومی و بازار گسترده تا یک راه‌اندازی فرهنگی با ریشه در موسیقی گسترش یافت.»

    حسان خالد، مدیر اجرایی فیلم، نظرات شیرین رحمان را تأیید کرد و گفت که استراتژی تبلیغاتی بر پایهٔ مشارکت‌های با تأثیر بالا و تعامل هدفمند با مصرف‌کنندگان استوار است. «با هم، ابتکارات مختلف یک برنامهٔ متمرکز و چند کاناله را شکل می‌دهند که هدف آن حداکثر رساندن دسترسی، افزایش تبدیل‌ها و جایگذاری نیلوفر به‌عنوان یکی از پرانتظارترین نشرهای سال است»، او افزود.

    تصویر جلد توسط حسین ماندویلا