همانطور که اکثر علاقمندان به هارر میدانند، این ژانر میتواند به تعداد متعددی زیرژانر تقسیم شود و به این ترتیب تقریباً برای هر سلیقهای چیزی دارد. نمونهای کوچک از این زیرژانرها شامل فیلمهای اسلشر، معمایی روانشناختی، ترسهای ماورایی (مانند ارواح)، کمدی هارر و یک دستهبندی برای تقریباً تمام موجودات اساطیری (مانند خونآشامها، گرگوارسها و غیره) است. بدونشک، میان این زیرژانرها میتواند همپوشانی قابلتوجهی وجود داشته باشد. با این حال، اکثر فیلمها معمولاً یک زیرژانر را بر دیگران ترجیح میدهند، چرا که یکی از جذابیتهای ذاتی ساخت فیلمهای ترسناک، استفاده از قالب پیشین و سپس تغییر، انحراف یا گسترش آن است. علاوه بر این، بیشتر کارگردانان هارر سعی میکنند در هر فیلم خود تنوعی جدید داشته باشند.
در اوایل دوران کارگردانیاش، اوسوگد پرکینز قصههای متنوعی را به شیوهای بسیار خاص روایت کرد. فیلمهای «The Blackcoat’s Daughter»، «I Am the Pretty Thing That Lives in the House» و «Gretel & Hansel» همگی حامل حس امضای پرکینز از سیر آرامسیر و اضطرابآمیز هستند؛ اگرچه یکی به موضوعات ماورایی میپردازد، دیگری داستانی دربارهٔ ارواح دارد و سومین آن قصهای از نوع افسانهای است. فیلم موفقیتآور پرکینز، «Longlegs»، بهنظر میرسد تجمیعی از این سبک خاص باشد. پس از این موفقیت، بهنظر میرسد پرکینز قصد دارد خلاقیت خود را تا حد ممکن گسترش دهد. «The Monkey» امسال یک تغییر ناگهانی و وحشیانه بود؛ اقتباسی از استیون کینگ که با حس «Final Destination» ترکیب شده بود. «Keeper» این هفته نیز یک چرخش دیگر است؛ هرچند بهراحتی میتوان آن را فیلمی پرکینزی شناخت، اما به مجموعهای گسترده از زیرژانرهای هارر میپردازد. من این فرصت را داشتم که فیلم را پیش از اکران ببینم و معتقدم که بهدلیل یک دلیل مهم، علاقهمندانی که به هارر میپردازند را سرخوش خواهد کرد: تنوعی که در آن بهوجود میآید، مخاطب را در حالت حدس و گمان نگه میدارد.
‘Keeper’ یک کاسهٔ بزرگ از ترکیبهای فیلمهای ترسناک است
تا بهحال حجم زیادی از حدسوگمانها دربارهٔ معنای دقیق «Keeper» وجود داشته است، چرا که این فیلم از زمان فیلمبرداریاش در تابستان ۲۰۲۴، بهصورت کاملاً مخفی و پوشیده نگهداشته شده است. در مواجهه با چنین وضعیتی، بعضی افراد بدترین سناریو را تصور میکنند، در حالی که دیگران انتظاری برای پیچیدگیها یا شگفتیهای بزرگ دارند. اما این وضعیت برای «Keeper» صادق نیست؛ این فیلم شبیه آثار ام. نایت شایمالن که سعی در فریب دادن مخاطب دارند، نیست. در عوض، پرکینز یک «کاسهٔ بزرگ» ترکیبی از ژانرهای ترسناک ساخته است؛ فیلمی که در طول زمان پخشاش بهصورت مستمر تغییر و تحول میکند اما در پایان حس یکپارچگی دارد.
از این نقطه، «Keeper» مجموعه زیرژانرهای خود را گسترش میدهد. به ژانر هیجانانگیز «زن تنها با ترسها یا تهدیدی» که رومن پولانسکی از طریق فیلمهایی چون «Repulsion» و «Rosemary’s Baby» به عرصه معرفی کرد، پرداخته میشود. سپس بهآرامی عناصر هارر فولکلوریک، هارر قصههای عامیانه، تعقیبگرهای قاتل سریالی، موجودات عجیب، و حتی (بهطرز غیرمستقیم) اسطورهٔ خونآشام را نیز در بر میگیرد. در تمام این مدت، پرکینز توانسته حس یکپارچه بودن فیلم را حفظ کند. بدون شک، «Keeper» شبیه عروسکی ماتریوشکاست؛ مجموعهای از لایههای متفاوت که هر کدام بهصورت یک واحد در کنار هم قرار گرفتهاند.
‘Keeper’ ادامهدهندهٔ سنت فیلمهای دونقشهای هارر است
علیرغم تنوع بیشمار زیرژانرها و تأثیرات موجود در این فیلم، «Keeper» یک زیرژانر اصلی هارر دارد: هیجانانگیز دونقشهای. «دونقشهای» یک زیرژانر است که در فیلمهای عمومی دیده میشود، اما زمانی که این ساختار در هارر بهکار رود، ویژگی خاصی بهدست میآید. سازمان ساده و زیبا آن — بهطوری که فیلم حول دو شخصیت اصلی میچرخد — بهکارگیری مؤثر هارر از رقصهای حرکتی، زمانبندی دقیق و غیره را تقویت میکند. همگی فیلمهایی مانند «Deathtrap»، «Misery»، «Red Eye» و «Creep» در این دسته قرار میگیرند که نشان میدهد این چارچوب میتواند با زیرژانرهای مختلف هارر ترکیب شود.
اگرچه پرکینز و نویسندهٔ سناریو نیک لپارد هنوز تأثیرات شخصی خود را در ساخت «Keeper» فاش نکردهاند، من احساس میکنم این فیلم بهخصوص به دو نمونه نزدیک است. اولین نمونه «Scare Me» اثر جاش روبن (۲۰۲۰) است که در آن یک نویسندهٔ ناامید (روبن) و یک نویسندهٔ هارر شناختهشده (آیا کش) سعی میکنند یکدیگر را در یک شب طوفانی در کلبهای گیرانداخته، ترسانند؛ اما کدورتهای نهفتهشان به اقداماتی بالقوهٔ مرگبار تبدیل میشود. همانند «Keeper»، این فیلم از نظر روحیهٔ آنتولوژی عمل میکند اما از نظر ساختار؛ داستانها تنوعی از زیرژانرها را فراهم میآورند. نمونهٔ دیگر «The Caller» سال ۱۹۸۷ است؛ جواهری کمتر دیدهشده از کارگردان آرتور آلن سایدلمان و نویسندهٔ مایکل اسلون، با بازی مادلین اسمیت و مالکوم مکدول بهعنوان زوجی که بهطور ناخواسته در کلبهای دوردست در جنگل ملاقات میکنند. این فیلم، همانند «Keeper»، جایی است که هیچچیزی بهظاهر آنچه به نظر میرسد نیست و روایت آن همچون لایههای پیاز بهتدریج باز میشود. اگرچه هنوز مشخص نیست که مخاطبان عمومی چه نظری دربارهٔ آزمایش جدید پرکینز خواهند داشت، اما حس میکنم که علاقهمندان به هارر حداقل بهدلیل جسارت و تنوع آن، قدردانی خواهند کرد.
«Keeper» از تاریخ ۱۴ نوامبر ۲۰۲۵ در تمام سالنهای سینما به نمایش میرسد.
لوگان کاپلان، بنیانگذار شرکت Republic Studs، به برنامهٔ ‘Fox & Friends’ میپیوندد تا بگوید چگونه یک سرگرمی را به کسبوکاری تبدیل کرد که تیمی از انیماتورها را برای تولید ویدیوهای انیمیشندار با لگو به کار میگیرد.
لکی علی به خاطر زندگی به دلخواه خودش معروف است. اخیراً، خوانندهٔ O Sanam دربارهٔ زندگی، ازدواجها و دلسردیاش صحبت کرد.
خوانندهای که به خاطر صدای دلنشین و آهنگهای بیزمان مانند O Sanam و Na Tum Jano Na Hum شناخته میشود، اخیراً دربارهٔ تصمیم خود برای فاصلهگیری از بالیوود صحبت کرد. (تصویر: اینستاگرام)
او گفت که با او بدرفتاری شد اما ترک صنعت بهدلیل سمی بودن آن نبود؛ فقط بهدلیل خستگی این کار را کرد. (تصویر: اینستاگرام)
در گفتوگویی با Navbharat Times، او اظهار کرد که پس از مرگ پدر، هیچ دوستی ندارد و احساس تنهایی میکند. (تصویر: اینستاگرام)
او گفت: «در میان راه، فیلمسازی میکردم و آهنگ میخواندم، اما زمانی رسید که نمیدانستم گام بعدی چیست. میخواستم به شیوهٔ خودم بخوانم. O Sanam نتیجهٔ این جستجوی آزادی بود. در سال ۲۰۱۵، از صنعت فاصله گرفتم. بله، با من بدرفتاری شد، اما از سمی بودن صنعت فرار نکردم؛ صرفاً خسته شدم.» (تصویر: اینستاگرام)
لکی علی با آلبوم نمادین Sunoh وارد عرصه شد و در جایزهٔ Best Pop Male Vocalist در مراسم Screen Awards سال 1996 و جایزهٔ Channel V Viewers’ Choice سال 1997 برنده شد. سپس با Sifar، Aks و Kabhi Aisa Lagta Hai ادامه داد و تأثیر ماندگاری بر پاپ هندی گذاشت. بهدلیل صدای دلنشینش، او همچنین آهنگهای موفق بالیوود مانند Ek Pal Ka Jeena، Na Tum Jaano Na Hum، Aa Bhi Jaa و Anjaani Raahon Mein را اجرا کرد و با آهنگسازانی نظیر A.R. Rahman، Vishal–Shekhar و Mikey McCleary همکاری کرد. (تصویر: اینستاگرام)
در مورد زندگی و ازدواجها، خواننده گفت: «من سه بار ازدواج کردم، هر بار در یک کشور متفاوت، و هر وضعیت منحصر بهفرد بود. حتی پدرم در خارج از هند ازدواج کرد؛ بنابراین خانهمان همیشه بسیار جهانی بود. هیچیک از ازدواجهایم موفق نشد، اما تمام روابطم همچنان زندهاند. ما با هم زندگی نمیکنیم، اما همیشه برای یکدیگر حاضریم.» (تصویر: اینستاگرام)
لکی اولین بار با Meaghan Jane McCleary ازدواج کرد و دو فرزند به نامهای Ta’awwuz و Tasmiyah دارد. دومین ازدواج او با اینایا، یک زن ایرانی، بود و دو فرزند سارا و رایان بهاشتراک گذاشتند. در سال ۲۰۱۰، او با مدل بریتانیایی و ملکه پیشین زیبایی Kate Elizabeth Hallam ازدواج کرد؛ آنها پدر و مادر پسری به نام Dani Maqsood Ali هستند. (تصویر: اینستاگرام)
ناصرالدین شاه به واکنش فرهان اکتار که اظهارات او را «نامطلوب» خواند، پاسخ داد؛ او با این که تأیید کرد فرهان حق دارد ناراحت باشد، اما افزود که بیانیهاش «بزرگنمایی شده» است.
نقش ناصرالدین شاه در واکنش به اظهارات فرهان اکتار. (عکس: آرشیو Express، فرهان/اینستاگرام)
بهتازگی، فرهان اکتار به اظهارات قدیمی ناصرالدین شاه که عملکرد او را در فیلم ۲۰۱۳ «Bhaag Milkha Bhaag» نقد کرده بود، اشاره کرد. این بازیگر‑کارگردان اذعان کرد که نظرات ناصرالدین برای او «نامطلوب» بود و غیرضروری. اکنون ناصرالدین شاه به بیانیه فرهان واکنش نشان داده و تأیید کرده که فرهان حق دارد ناراحت باشد، اما همچنین روشن کرده که نقلقول او «بزرگنمایی شده» است.
در گفتوگو با HT City، شاه گفت: «او حق دارد، اما به نظرم بیان من کمی بزرگنمایی شده است». وقتی دربارهٔ بخشهای بزرگنماییشده پرسیده شد، این ۷۵‑ساله اظهار کرد: «فکر نمیکنم برای درک این نکته نیاز به نبوغ داشته باشید! هر دو بیانیه را بخوانید.»
نظرات ناصرالدین شاه چه بود
در سال ۲۰۱۳ ناصر، بهصورت علنی عملکرد فرهان را در «Bhaag Milkha Bhaag» انتقاد کرد. وی به روزنامه The Times of India گفت: «من به فرهان اکتار اهمیتی نمیدهم و فیلمهای او را تماشا نمیکنم. اولین فیلم او، Dil Chahta Hai را دوست داشتم. او شخصی فوقالعاده است و جنبههای زیادی دارد. فردا تعجب نخواهم کرد اگر بشنوم که او یک شام دهدورهای را بهسزا تمام پخت. او میخواند، بازی میکند، فیلمساز است و مینویسد. فکر میکنم عالی است که او هر کاری که میتواند میکند. من طرفدار خاصی از بازیگری یا فیلمهای او نیستم، اما به او احترام میزارم.»
در مصاحبهای دیگر با IANS، ناصر شاه «Bhaag Milkha Bhaag» را «فیلمی کاملاً ساختگی» نامید و نقش فرهان در تجسیم ملکھا سینگ را نقد کرد. او گفت: «بدون شک فرهان سخت کار کرده، اما ساختن عضله و رشد موی سر دقیقاً نشانگر سختکوشی در بازیگری نیست. حداقل باید سعی میکرد شبیه ملکھا باشد. ملکھا از او خوشنود است و او تصور میکند که این زندگیش بوده؛ تصور میکند که او به این شکل بوده. آیا عکسهای خودش از المپیکهای دههٔ ۶۰ را ندارد؟»
فرهان چه گفت؟
در گفتوگویی اخیر با India TV، فرهان به اظهارات قدیمی ناصرالدین شاه واکنش نشان داد و انتقاد عمومی او را «نامطلوب» نامید. او گفت: «من سالهاست او را میشناسم؛ در فیلم «Zindagi Na Milegi Dobara» با هم کار کردیم. او از زمان کودکی مرا میشناسد. او یک اجراگر عالی و بازیگر بزرگ است، اما چیزی که من دوست نداشتم این بود که اگر میخواهید من در کارم پیشرفت کنم، راهی برای بیان این موضوع وجود دارد.»
فرهان افزود: «من تلفنی را برداشتم و شخص را دعوت میکردم که به خانه بیاید. فیلم شما را تماشا کردم و نکات کمبود آن را پیدا کردم؛ اگر به بازیگری علاقهمند هستید، باید روی این موارد کار کنید. این یک روش برای ارتباط است. اما رفتن به رسانهها و گفتن این … برایم نامطلوب بود. بهجز این، اگر او از آن خوشنود نیست، این نظر اوست و من نمیتوانم آن را تغییر دهم — او حق دارد نظراتش را داشته باشد.»
دیزنی قبل از انتخاب شرکتی که به انیماتورها امکان کنترل خروجی را میدهد، هزاران شرکت هوش مصنوعی را بررسی کرد.
ساختمان تیم دیزنی در استودیوهای والت دیزنی، برانک. کورین رایشرت/سینت
در یک بعد از ظهر گرم و پاییزی در استودیوهای والت دیزنی در برانک، کالیفرنیا، نسیم ملایمی در میان درختان بهدقت طراحیشده که مسیرهای عبوری را احاطه کردهاند میوزد. در یک طرف محوطه، پرتوهای خورشید به ساختمان معروف تیم دیزنی میتابند، جایی که مجسمههای سنگی ۱۹ فوتی هفت کوتوله (از فیلم «سفیدبرفی») سقف آن را نگه میدارند.
این معماری مجسمهای معروف ارجاعی است به فیلمی که در ساخت امپراتوری دیزنی نقش اساسی ایفا کرد. و درست در سمت مقابل، داخل سالن اصلی استریت دیزنی، این غول سرگرمی در حال بررسی روشهایی برای حفظ این میراث با کمک فناوریهایی نظیر هوش مصنوعی است.
چهار استارتاپ در این سالن گرد هم آمدهاند تا فناوری خود را به جمعی از مدیران و حضورکنندگان رسانهای ارائه دهند. یکی از این استارتاپها، Animaj، نشان میدهد چگونه با استفاده از هوش مصنوعی فرآیند انیمیشنسازی را شتاب میدهد.
شکلهای رنگارنگ و چسبناک بر روی صفحهی عریضی جلوی من میدرخشیدند؛ شخصیتهایی از یک سری یوتیوب کودکانه به نام پوکویو. Animaj — که توسط دیزنی بهعنوان یکی از استارتآپهای گروه ۲۰۲۵ خود برای تأمین مالی، بستر و مشاوره از طریق برنامه شتابدهنده دیزنی انتخاب شد — هماکنون از ترکیب هنرمندان انسانی و هوش مصنوعی برای تولید این کلیپهای کوتاه استفاده میکند تا سریال را بهسرعت به صفحهها برساند.
«بهدلیل این ابزار، تولید یک قسمت پنج دقیقهای کمتر از پنج هفته زمان میبرد، در حالی که پیشتر پنج ماه میگرفت»، سیکست دو واپلن، مدیر عامل و همبنیانگذار Animaj، پس از ارائه در فضای نمایشی شرکت در حضور من میگوید.
این سرعت چشمگیر در یک فرآیند سنتی که معمولاً زمانبر و دشوار بود، مستقیماً ناشی از پیشرفتهای شتابدار هوش مصنوعی ژنراتیو در سالهای اخیر است. این پیشرفتها فقط برای حرفهایها نیستند: ابزارهای تولید ویدئو با هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۵ به جریان اصلی پیوستند. Veo 3 گوگل و Sora 2 اوپنایآی هماکنون به هر کسی این امکان را میدهند تا از آرامش گوشی هوشمند خود، بدون نیاز به تجربهٔ رسم یا حتی تمایل به هنر، کاریکاتورهای انیمیشنی بسازد. استفاده از هوش مصنوعی ژنراتیو مسألهای است که هالیوود برای جلوگیری از آن میجنگد، تا از از دست رفتن مشاغل هنرمندان انسانی جلوگیری کند.
اما Animaj میگوید فناوری آن جایگزین انیماتورها نمیشود — بلکه کار آنها را کمتر خستهکننده میکند. یک انیماتور همچنان هر یک از حالتهای اصلی را رسم میکند؛ هوش مصنوعی برای پر کردن تمام حرکات میانی شخصیت که او را از A به Z میبرد، به کار گرفته میشود. و حتی در این مرحله، شرکت میگوید که انیماتور کنترل تنظیم این حرکات تولیدشده توسط هوش مصنوعی را در دست دارد.
این یک دیدگاه جالب است وقتی به ساختمانی که درست روبروی من قرار دارد و صدها انیماتور دیزنی در آن کار میکنند فکر میکنم. آیا آنها هوش مصنوعی را به همان شکل میبینند؟
دیزنی به من تأیید کرد که بهزودی مشارکت خود با Animaj را معرفی خواهد کرد؛ دو شرکت در حال بحث درباره چگونگی استفادهٔ احتمالی از این سیستم هوش مصنوعی در انیمیشنهای Disney Branded Television و Disney Television Studios هستند.
«برنامهمان این است که در ماههای آینده خبری اعلام کنیم»، میگوید دیوید مین، معاون نوآوری دیزنی.
حفظ نقش مرکزی هنرمندان با ابزارهای هوش مصنوعی
طرحهای دستی به صورت آنی به انیمیشنهای سهبعدی تبدیل میشوند. Animaj
انیماتورها ویژگی هوش مصنوعی را بهعنوان بخشی دیگر از جعبهابزار دیجیتال خود کنترل میکنند، به گفته دو واپلن. فرآیند استوریبوردینگ همانطور که با استفاده از تصویرسازی رایانهای سنتی انجام میشود، ادامه دارد — ابزار هوش مصنوعی فقط «ایده را بسیار سریعتر به واقعیت میآورد».
«هنرمند کنترلکننده است. برای ما این بسیار مهم است، زیرا میدانیم هوش مصنوعی میتواند بهعنوان تهدیدی برای هنرمند درک شود»، میگوید دو واپلن. «ما میخواهیم نشان دهیم که راه دیگری برای استفاده اخلاقی از هوش مصنوعی وجود دارد.»
من برای دریافت نظر با انجمن انیمیشن تماس گرفتم و همچنان در انتظار پاسخ هستم. اما در اواخر سال گذشته، پس از چهار ماه مذاکرات، اتحادیهای که نماینده انیماتورها بود، نتوانست مفاد متعددی درباره ایمنی هوش مصنوعی را در قرارداد خود بگنجاند؛ برای مثال، نمیتوانند از استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در صورتی که شغلی این کار را طلب کند، اجتناب کنند یا از استفاده از کارهای خود برای آموزش این ابزارها صرفنظر کنند.
اما بیان هنری تاریخچهای طولانی از تکامل همراه با فناوری دارد.
انیماتورها از طرحهای دستی با آبرنگ — که برای انیمیشن «سفیدبرفی و هفت کوتوله» و «زیبای خفته» در دهههای ۱۹۳۰ و ۵۰ استفاده میشد — به CGI برای فیلمهایی چون «پری دریایی کوچک» و «علاءالدین» در دهههای ۱۹۸۰ و ۹۰ انتقال یافتند. این انتقال به CGI سهبعدی با انتشار «قفلگشوده» و «یخبندان» در دههٔ ۲۰۱۰ انجام شد. هر نوآوری فناوری، فرآیند انیمیشنسازی را تسریع کرده است. پس آیا هوش مصنوعی صرفاً ابزار دیگری در جعبهابزار مدرن CGI است، بهویژه اگر عناصر کلیدی جریان کاری انیماتور را حفظ کند؟
برای حفظ «رویکرد خالق‑محور» که هنرآفرینان انسانی را در مرکز میگذارد — ویژگی برجستهٔ همکاری وولت و روی دیزنی در قرن پیش — مین میگوید دیزنی تقریباً تمام شرکتهای هوش مصنوعی را بررسی کرده است.
«ما هزاران شرکت را بررسی کردیم، چه بزرگ و چه کوچک، و آنچه Animaj بهخوبی انجام میدهد این است که هنرمند واقعاً فرآیند را هدایت میکند»، او میگوید و اضافه میکند که در اپلیکیشنهای تولید ویدیو با هوش مصنوعی مثل Sora و Veo، که فقط متن شما را میخوانند و ویدیوهای (معمولاً بیمعنی) تولید میکنند، این ویژگی را نمیبینید.
«این همان هنرمند است که فریمهای کلیدی را از A تا Z میکشد و سپس اجازه میدهد فواصل بین آنها پر شود. به همین دلیل ما Animaj را انتخاب کردیم.»
تسریع فرآیند انیمیشن
«پر کردن میانفریمهای حرکت» از Animaj که به هنرمندان امکان میدهد موقعیتهای اصلی شخصیت را وارد کنند، در حالی که مدل هوش مصنوعی فواصل بین ایستادن و نشستن شخصیت را پر میکند. Animaj
ابزار هوش مصنوعی Animaj برای تسریع فرآیند انیمیشن به کار میرود. این ابزار تنها بر پایهٔ تصاویر مربوط به برنامهٔ موردنظر آموزش دیده و در چارچوب طرحهای زمانواقعی انیماتور عمل میکند؛ حرکات بعدی شخصیت را پیشبینی میکند — و انیماتور در صورت خطا آن را اصلاح مینماید. این کار میتواند زمان زیادی را صرفهجویی کند: ساعتها، هفتهها یا ماهها، بسته به نوع انیمیشن و برنامهای که در حال کار بر روی آن است.
مین میگوید ساخت یک سری انیمیشنی نسبت به آنچه بسیاری تصور میکنند زمانبرتر است.
«ممکن است یک سال طول بکشد تا حتی یک نمونه اولیه را برای آزمایش داشته باشید. اما با Animaj میتوانند این کار را در حدود ۳۰٪ از زمان انجام دهند»، مین میگوید. ما در مقابل ساختمان Stage 1 دیزنی ایستادهایم، در میان جمعی از اعضای بازیگران دیزنی، نمایندگان استارتآپها و دیگر مدیران فناوری و علاقهمندان. «آینده انیمیشن یک بیانیهٔ بزرگ و گسترده است، اما بدون شک اینجا جایی است که آینده انیمیشن به سوی آن میرود و روند آن همین است.»
همانند بسیاری از شرکتهای رسانهای در عصر پخش آنلاین، دیزنی نیاز دارد محتواهای با کیفیت بالا را با سرعت بیشتری تولید کند تا به تقاضای مخاطبان پاسخ دهد. Animaj همچنین از هوش مصنوعی برای جمعآوری دادهها استفاده میکند تا بفهمد چه موضوعاتی در بین مخاطبان آنلاین بهروز و محبوب هستند و سپس بهسرعت اپیزودها را انیمیشنسازی میکند تا این علایق را در زمان مناسب پوشش دهد.
بهدلیل سرعت بالای فرآیند انیمیشنسازی، مین میگوید که Animaj میتواند ایدههای جدید را نیز بسیار سریعتر آزمایش کند.
«نه تنها آنها دارای هوش مصنوعی تولید محتوا هستند که واقعاً به ساخت کوتاه انیمیشنها با سرعت بیشتر کمک میکند»، میگوید مین، «بلکه آنها همچنین از هوش مصنوعی برای خواندن تجزیه و تحلیلهای مربوط به مشاهده ویدئوها استفاده میکنند تا این اطلاعات به بهبود روایت داستان نیز کمک کند.»
پر کردن فواصل یا ‘پر کردن میانفریمهای حرکت’: انیمیشن هوش مصنوعی چگونه کار میکند؟
در بیرون، زیر سایه درختی در آفتاب کالیفرنیا، یک انیماتور پوکویو روی صفحهای شخصیت را طرحریزی میکند و مدل سهبعدی آن در کنار صفحه ظاهر میشود. من میبینم که او با قلماستایلوس، تنظیمات جزئی در حرکات دست و پای شخصیت، که توسط مدل هوش مصنوعی تولید شدهاند، انجام میدهد.
«ابزار انیمیشن اختصاصی ما به هنرمند، در اینجا جو، اجازه میدهد با کشیدن یک طرح، انیمیشن را تنها بر پایهٔ همان طرح کنترل کند»، آنتوان لرمیته، مدیر فناوری (CTO) Animaj، در حالی که ما شاهد کار هنرمند بودیم میگوید. او اضافه میکند: «این یک صرفکنندهٔ زمان بزرگ است.»
یک انیماتور شخصیتهای پوکویو را طرحریزی کرد و مدل هوش مصنوعی بلافاصله این طرحها را به نسخههای سهبعدی تبدیل کرد. کورین رایشرت/سینت
پستهای وبلاگی که توسط Animaj منتشر شدهاند، جزئیات استفاده از هوش مصنوعی برای تبدیل طرحها به زندگی انیمیشنی را توضیح میدهند.
این شرکت از چهار فصل از سری پوکویو استفاده کرد تا پایگاه دادهای شامل بیش از ۳۰۰٬۰۰۰ وضعیت ایجاد کند؛ این دادهها شامل هر دو، طرحهای دستی و وضعیتهای سهبعدی متناظر برای هر شخصیت بود که مدل هوش مصنوعی از آنها یاد میگیرد. از هنرمندان نیز خواسته شد تا طرحهای بیشتری از شخصیتها برای فصل بعدی تهیه کنند.
هنرمندان میتوانند در یک برنامهٔ مدلسازی وضعیتهای سهبعدی، موقعیتهای مختلف شخصیت را وارد کنند — مثلاً ایستادن و سپس نشستن. سپس مدل هوش مصنوعی فواصل بین این دو وضعیت را پر میکند؛ امری که Animaj آن را «پر کردن میانفریمهای حرکت» مینامد.
هنرمند با کار کردن با مدل هوش مصنوعی، اصلاحات لازم را بر روی هر یک از انیمیشنهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی انجام میدهد، مانند جابهجایی دست یا پای شخصیت به موقعیت صحیح.
صرفهجویی زمانی که نیازی به رسم دستی هر وضعیت از حرکات شخصیت نیست، به این معناست که انیماتورها میتوانند «بیشتر روی بهبود سبک و جریان صحنهها تمرکز کنند تا اینکه از صفر برای هر وضعیت جدید شروع کنند»، ادعای Animaj است.
در نتیجه، هنرمندان از کارهای تکراری رها میشوند و زمان بیشتری برای جنبهٔ خلاقانه صرف میکنند. همزمان، این ابزار هوش مصنوعی به گونهای طراحی شده که با سبک کاری آنها همخوانی دارد و نه ابزارهای مبتنی بر متن که خروجیهای «دستورات نوشتاری» را تولید میکند — همانگونه که انیمیشنهای نالهگرانهای که در یوتیوب یا شبکههای اجتماعی میبارند و ویژگیهای شخصیتها در هر فریم تغییر میکنند یا سهدمها و هفدهانگشتی دارند.
«میدانیم استفاده از مدلهای هوش مصنوعی شخص ثالث و دادن دستورات میتواند تا حدی ناامیدکننده باشد، زیرا خروجیها اغلب متفاوت از چیزی که در ذهن دارید، است»، میگوید دو واپلن. «در اینجا، چیزی تولید میشود که بهراحتی میتوان آن را تنظیم کرد … چیزی که کاملاً با DNA برند سازگار است.»
حفظ DNA دیزنی امری حیاتی است، زیرا این غول سرگرمی سعی دارد میراث صدساله خود را حفظ کند و همزمان با فناوری مدرن هماهنگ بماند. همانطور که هفت کوتوله در فیلم کلاسیک ۱۹۳۷ «سفیدبرفی» که دیزنی را بهعنوان یک قدرت انیمیشنسازی تثبیت کرد میخوانند: «های هو، های هو، به کار میرویم». برای انیماتورهای فردا، این مسیر با کمک هوش مصنوعی ادامه دارد.
آماده باشید: اولین تیزر «شیطان لباس پرادا ۲» منتشر شده است.
در این کلیپ کوتاه ۵۲ ثانیهای، میراندا پریستلی (با بازی مریل استریپ) در راهروهای مجله رانوی با کفشهای پاشنهبلند قرمز قدم میزند؛ سپس در آسانسور توسط دستیار پیشینش، اندی ساکس (با بازی آنی هاثاور) همراه میشود.
«خیلی طول کشید» میراندا با صدای رزمگونه میگوید؛ در حالی که اندی با لبخندی رضایتمندانه، عینکهای سیاه بر چشمانش مینشاند.
دنبالهٔ دوستداشتنی فیلم ۲۰۰۶، «شیطان لباس پرادا ۲»، دنبال میکند میراندا پریستلی، سردبیر ارشد مجله رانوی، که سعی دارد در جهانی که روزنامهنگاری چاپی در حال افول است، مسیر حرفهایاش را پیدا کند. میراندا بهزودی با امیلی چارلتون (امیلی بلانت)، دستیار جونیور پیشینش که اکنون بهعنوان مدیر ارشد یک گروه لوکس با بودجهٔ تبلیغاتی عظیم، که پریستلی به شدت به آن نیاز دارد، مواجه میشود.
فیلم اصلی «شیطان لباس پرادا» روایتگر فارغالتحصیل تازهکار اندی ساکس است که مشتاق بهدست آوردن شغلی در حوزهٔ روزنامهنگاری است. اندی بهزودی در مجله رانوی به عنوان دستیار جونیور برای پریستلی مشغول میشود؛ جایی که او مجبور میشود بین مسیر حرفهایاش و از دست دادن روابط شخصیاش تعادل برقرار کند، بهویژه که هرچه به شغل رویاییاش نزدیکتر میشود، این تصمیم سختتر میشود. این فیلم که هم از نظر منتقدان و هم از نظر تجاری موفق بود، در فروش جهانی بیش از ۳۲۶ میلیون دلار درآمد کسب کرد.
استریپ، هاثاور، بلانت، استنلی توچی، تریسی تامس و تیبور فلدمن در «شیطان لباس پرادا ۲» نقشهای خود را دوباره ایفا میکنند. کنت برانا همسر پریستلی را در دنباله نقشآفرینی میکند، در حالی که سیمون اشلی در نقش نامعلومی حضور دارد. Variety بهصورت انحصاری گزارش داد که لوسی لیو، بیجی نوواک، جستین ترو و پائولین شالامِت بهعنوان بازیگران جدید به فیلم میپیوندند. در عین حال، پاتریک برامال نقش معشوق جدید اندی را به عهده میگیرد و ریچل بلوم نقش ناشناختهای در فیلم ایفا میکند. پیشتر تأیید شد که آدریان گرنیه، که نقش نیت را در فیلم اول بازی کرد، در دنباله حضور نخواهد داشت.
پیشنمایش «شیطان لباس پرادا ۲» را در ادامه مشاهده کنید.
کلتو اسکوبیدو سوم، که گروه موسیقی جیمی کیل را رهبری میکرد، در ۵۹ سالگی درگذشت.
اسکوبیدو از زمان آغاز برنامه در سال ۲۰۰۳ تا کنون گروه موسیقی جیمی کیل را هدایت میکرد. این موسیقیدان و کمدین، در لاس وگاس از دوران کودکی دوستی داشتند.
آگهیهای وفات
راندی هولمز/دیزنی از طریق گتی ایمیجز
در دوران کودکی در لاس وگاس، کلتو اسکوبیدو و بهترین دوستش از اجرای شوخیهای دست‑به‑دست لذت میبردند.
او در مصاحبهای شفاهی بهموقع سال ۲۰۲۲ با دانشگاه تگزاس تک، گفت: «ما تقریباً حس شوخطبعی یکسانی داشتیم». «ما در خیابانهای استریپ به مردم شوخی میکردیم و اگر باران میآمد، شاید وقتی نوجوان بودم، در ماشینم به مردم آبپاشی میکردیم.»
آنها همچنین خیلی به کمدی علاقه داشتند. او گفت: «ما وقتی بچه بودیم، از طرفداران بزرگ دیوید لِترمن بودیم».
همانند الگوی خود، دوستشان جیمی کیل نیز بزرگ شد و میزبانی یک برنامه تلویزیونی شبانه را بر عهده گرفت. کیل در شب سهشنبه یک مونولوگ صمیمانه ارائه داد و به اسکوبیدو ادای احترام کرد.
کیِل گفت: «دیرشب دیروز و اوایل امروز، ما شخص بسیار خاصی را از دست دادیم که هنوز خیلی جوان بود تا برود»، با احساسی نزدیک به گریه. او دلایل مرگ اسکوبیدو را آشکار نکرد، اما از پزشکان و پرستاران مرکز پزشکی UCLA بابت مراقبت از دوستش تشکر کرد.
کیِل گفت: «کلتو از سنین بسیار جوانی، نوازندۀ ساکسوفونی شگفتانگیزی بود». «او یک نبوغ کودک بود. در دبیرستان، اگر تصور کنید، برای او تشویقهای ایستاده میدادند.»
اسکوبیدو در یک خانهٔ پر از موسیقی بزرگ شد. پدرش سالها نوازندۀ حرفهای بود و اسکوبیدو جوان برای اولین بار در کلاس ششم ساکسوفون را درس گرفت، چون پدرش قبلاً یک ساز در خانه داشت. او در دانشگاه نوادا، لاس وگاس ثبتنام کرد و در گروههای بار، «هر چیزی از موسیقی کانتری تا فیلیپ کالینز»، نواخت — همانطور که گفت — و در سال ۱۹۹۰ با موفقیت برای تور با سوپراستار پائولا عبد آزمون داد.
او گفت: «از طریق او، یک قرارداد ضبط با ویرجین رکوردز دریافت کردم». «این یک آلبوم ترکیبی از لاتین، پاپ و آر اند بی بود. شبیه به آلبوم انفجار لاتین بود اما کمی زودتر. برخی از قطعات را به اسپانگلیش تهیه کردم، اما بیشتر شبیه موسیقی پاپ و فانکی بود.»
اگرچه این آلبوم به یک کار فردی منجر نشد، اسکوبیدو بهطور مستمر کار کرد و با موسیقیدانانی چون لوئیس میگوئل و مارک آنثونی همکاری کرد. کیِل گروه اسکوبیدو با نام «کلتو و کلتونها» را استخدام کرد تا در زمان راهاندازی برنامهٔ ABC به نام Jimmy Kimmel Live! در سال ۲۰۰۳، همراهی او باشد. این گروه شامل پدر اسکوبیدو نیز میشد و به گفتهٔ کیِل، آنها بهویژه مفتخر بودند که تنها تیم پدر‑پسر را تشکیل میدادند که در تلویزیون شبانه بهصورت مشترک اجرا میکردند.
کیِل گفت: «همه به کلتو علاقه دارند». «همه ما در این برنامه از این اتفاق شاکی شدهایم. این اصلاً عادلانه نیست. او مهربانترین، متواضعترین، با مهربانی و همیشه شوخ و بامزهترین فرد بود.»
کیِل همدردی خود را نسبت به اعضای خانوادهٔ اسکوبیدو که زنده ماندهاند، از جمله والدین، همسر و دو فرزندش ابراز کرد. او این برنامه را با جملهٔ «دوستان خود را گرامی داشته باشید» به پایان رسانید.
سیدنی سوینی از شروع ضعیف فروش بلیتهای فیلم «کریستی»، یک درام بیوگرافی که در آن نقش بوکسور پیشگام کریستی مارتین را ایفا میکند، عبور میکند. این فیلم با ردهبندی R، تنها ۱٫۳ میلیون دلار جمعآوری کرد و بهعنوان یکی از بدترین آغازهای تاریخ برای فیلمی که در بیش از ۲٬۰۰۰ سینما در آمریکای شمالی اکران شد، شناخته میشود.
«ما همیشه هنر را فقط بهدلیل اعداد نمیسازیم؛ ما آن را برای تأثیر میسازیم»، سوینی در کپشن یک پست طولانی در اینستاگرام نوشت. «و کریستی مهمترین پروژهای بوده است که تا به حال در زندگیام داشتهام.»
به کارگردانی دیوید میچود و با حضور بن فاستر، مریت ویور و کیتی اوبرین، فیلم «کریستی» مسیر صعود کریستی مارتین به شهرت در رینگ را به تصویر میکشد، همچنین تلاش همسرش که پیش از آن مربیاش بود، برای قتل او را نشان میدهد. در مجله Variety، اوون گلیبرمن، سرنقد فیلم، عملکرد تحولآفرین سوینی را تحسین کرد و «کریستی» را «یک تصویر دردناک از سوءاستفاده، تسهیل، گازلایتینگ و این که خشونت خانگی تا چه حد میتواند پیش برود» توصیف کرد.
این پست را در اینستاگرام ببینید
«این فیلم نماد بقا، شجاعت و امید است. از طریق کارزارهای ما، آگاهی بسیاری از افراد تحت تأثیر خشونت خانگی را افزایش دادیم. همه ما با این باور که داستان کریستی میتواند زندگیها را نجات دهد، در این فیلم مشارکت کردیم»، سوینی در پست اینستاگرام خود گفت. «از همه کسانی که این داستان را دیدند، احساس کردند و باور کردند و در سالهای آینده نیز باور خواهند کرد، سپاسگزاریم. اگر کریستی حتی به یک زن شجاعت قدم نخست به سوی امنیت را بدهد، ما موفق شدهایم.»
«کریستی» اولین انتشار سینمایی شرکت Black Bear Pictures بود که این فیلم را با بودجهای برابر ۱۵ میلیون دلار تولید کرده است. این شرکت مستقل حق پخش فیلم را در چندین سرزمین خارجی به فروش رسانده است که کمکی به جبران خسارات اکران میکند. «کریستی» به گروه نامطلوب چندین فیلم پرطرفدار اخیر جشنوارهها میپیوندد — درام روانشناختی جنیفر لارنس و رابرٹ پتینسون به نام «Die My Love»، «Springsteen: Deliver Me From Nowhere» و «The Smashing Machine» — که نتوانستند در فروش بلیت موفق شوند.
مارک پلات، تهیهکنندهٔ «Wicked»، شرکت Alloy Entertainment و لورین اسکافاریا، که درامای جرممحور جنیفر لوپز به نام «Hustlers» در سال ۲۰۱۹ را ساختهاند، نیز جزئی از این «چایسفری» هستند.
ستاره بزرگ صابرینا کارپنتر قرار است در نقش بازیگری و تهیهگری یک موزیکال سینمایی بدون عنوان بر پایهٔ رمان آلیس در سرزمین عجایب اثر لوئیس کارول برای یونیورسال پیکچرز حضور یابد.
لورین اسکافاریا، که شاید بیشتر به خاطر نوشتن و کارگردانی فیلم جنایی با حضور جنیفر لوپز به نام Hustlers شناخته میشود، مسئول نوشتن و کارگردانی این اثر خواهد بود.
مارک پلات، تهیهکنندهٔ عاشق موزیکال که هر دو نسخهٔ برادوی و سینمایی Wicked را به دست داشتهاند، این پروژه را تولید خواهد کرد. همچنین لزلی مورگنستین و الیسا کوپلویتز داتن از شرکت Alloy Entertainment، که پشت برنامههایی نظیر Gossip Girl و Pretty Little Liars هستند، در نقش تهیهکنندگان حضور دارند.
داستان کارول در دورهٔ ویکتوریا دربارهٔ دختری به نام آلیس، که به داخل سوراخ خرگوش میافتد (و در دومین رمان از طریق آینه میگذرد) و در دنیایی خیالی، بیمنطق و پر از حیوانات سخنگو و شبهانسانی به سر میبرد، نقل میشود. این روایت به طرز مشهور در سال ۱۹۵۱ بهصورت انیمیشن دیزنی و در سال ۲۰۱۰ بهصورت نسخهٔ سینمایی زندهاکشن با بودجهٔ میلیارد دلاری به کارگردانی تیم برتون، که جانی دپ نقش «عینکدار دیوانه» را ایفا کرد، تبدیل شد.
مشخص نیست که کارپنتر دقیقاً چه نقشی ایفا میکند، اما منابع میگویند این پروژه برای ستارهٔ پاپ جهانی، پروژهای دلنشین است. بهنظر میرسد کارپنتر حدود یک سال پیش با ایدههای مشخص و یک کتاب تصویری به استودیو مراجعه کرده است. با پیشرفت مفهوم، تولیدکنندگان و در نهایت اسکافاریا به این «چایسفری» افزوده شدند.
مدیر ارشد توسعهٔ تولید راین جونز و کارگردان توسعهٔ تولید جاکلین گارِل، این پروژه را برای استودیو نظارت میکنند. کیتی مکنیکول، پروژه را برای مارک پلات پروداکشنز هدایت میکند.
پلات، که کارنامهٔ گستردهای از فیلمهای Legally Blonde تا La La Land دارد، Wicked: For Good را، دومین بخش اقتباس سینمایی Wicked، که در ۲۱ نوامبر در سینماها اکران میشود، در دست دارد.
کارپنتر بهتازگی شش نامزدی برای شصتو هشتمین Grammy Awards دریافت کرده است، از جمله آلبوم سال و بهترین آلبوم پاپ وکال برای «Man’s Best Friend» و آهنگ سال، رکورد سال، بهترین اجرای تکپاپ و بهترین موزیکویدئو برای «Manchild». از میان سوابق بازیگری او میتوان به فیلمهای The Hate U Give و Emergency و سریال دههٔ ۲۰۱۰ Girl Meets World اشاره کرد.
اسکافاریا کارگردانی قسمتپایلوت و چندین قسمت دیگر از I Love LA، سریال کمدی HBO که توسط ریچل سِنوت ساخته شده و در ۲ نوامبر به نمایش درآمد، را بر عهده داشته است. او همچنین بهعنوان تهیهکننده اجرایی در این برنامه فعالیت میکند. علاوه بر این، او کارگردانی قسمتهایی از درام مطرح HBO به نام Succession را انجام داده و حرفهٔ خود را بهعنوان فیلمنامهنویس آغاز کرد و فیلمهایی مانند Nick and Norah’s Infinite Playlist را نوشت. «Hustlers» که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد، توسط بسیاری از انجمنهای نقاد مورد تحسین قرار گرفت و باعث شد اسکافاریا نامزدی بهترین کارگردانی را از جانب جشنوارهٔ جوایز Independent Spirit دریافت کند.