نورثریج، لس آنجلس (KABC) — سه مرد به اتهام قتل در ارتباط با تیراندازی به ماریا دی لا رزا، خوانندهٔ جوان لاتین ۲۲ سالهای که در حملهای کمینوار در نورثریج کشته شد، توسط دادستانها روز چهارشنبه تأیید شد.
این تیراندازی کمی پیش از ساعت ۱:۲۵ صبح روز شنبه، در نزدیکی خیابان برایانت و خیابان تامپا رخ داد؛ به گفته دفتر دادستان کل شهرستان لس آنجلس، متهمان به نزدیک شدن به یک خودرو پارک شده، از سه نفر داخل آن پول طلب کردند و سپس به شلیک پرداختند. هر سه نفر داخل خودرو مصدوم شدند.
“این یک حملهٔ بیرحمانه و هدفمند بود که زندگی یک زن جوان و هنرمند را بهدست گرفت و صدمهٔ عمیق و مادامالعمر به خانوادهٔ او و دو بازماندهٔ او وارد کرد”، ناتان هوچمن، دادستان شهرستان لس آنجلس در بیانیهای گفت. “دفتر من این پرونده را بهشدت پیگیری خواهد کرد تا اطمینان حاصل شود مسئولان این خشونت بیمعنی و کشنده بهطور کامل پاسخگو باشند.”
دی لا رزا، که بهصورت حرفهای با نام DELAROSA شناخته میشود، بهطور مرگبار توسط گلولهها کشته شد. دو نفر دیگر از قربانیان آسیبهای جدی دریافت کردند.
دی لا رزا به بیمارستان منتقل شد که پس از آن بهعنوان کشته تشخیص داده شد. در زمان تیراندازی، دی لا رزا در صندلی مسافر خودرو نشسته بود.
فرانسسکو اوتیلیو گایتن و بنی لیکونگومِز، هر دو ۲۷ ساله، و ادواردو لوپز، ۲۱ ساله، که همگی ساکن نورثریج هستند، روز سهشنبه به اتهام قتل و دو حساب سرقت درجه دوم بهصورت کوشش که از تیراندازی ناشی میشود، متهم شدند.
گایتن روز شنبه بازداشت شد و بهجای وثیقهٔ ۲٫۱۸ میلیون دلاری در بازداشت نگهداشته میشود. لیکونگومز که روز یکشنبه بازداشت شد، با وثیقهٔ ۲٫۲۸ میلیون دلاری در بازداشت نگهداشته میشود. لوپز همچنان در فرار است.
زنی که در یک قتل کمینوار در نورثریج شلیک شد و کشته شد، یک خوانندهٔ ۲۲‑سالهٔ مشتاق بود.
لیکونگومز قرار بود روز چهارشنبه در دادگاه سان فرناندو حاضر شود، اما جلسه تا ۷ ژانویه موکول شد؛ همان روز که گایتن نیز برای حضور در دادگاه برنامهریزی شده است.
دِیانیرا دی لا رزا، مادر قربانی، به ایویدنس نیوز گفت که به دنبال یافتن پاسخها درباره مرگ دخترش است. خانواده میگویند جهان نه تنها یک انسان مهربان و زیبا را از دست داده است، بلکه یک ستارهٔ موسیقی نوظهور را نیز از دست داده است.
«او آنقدر جوان بود… آنها زندگیاش را دزدیدند»، مادر گفت.
این رپر و کمدین به خاطر بازی در سریال FX به نام «دیو» شناخته میشود.
دیو بردآستین هارگراو
لیل دیکی آماده است تا همه چیز بهصورت انیمیشن درآید.
دیو برْد، ستارهٔ دیو که با نام هنری لیل دیکی شناخته میشود، در حال مذاکره برای فروش یک طرح فیلم انیمیشن اصلی به DreamWorks Animation است؛ این خبر منحصراً توسط The Hollywood Reporter منتشر شده است. جزئیات داستان هنوز فاش نشدهاند؛ این پروژه پس از یک رقابت شدید توسط استودیو بهدست آمده است.
برْد یک رپر چندپلاتین، کمدین و بازیگر است. او در سریال کمدی FX به نام دیو بازی کرد که بر پایهٔ زندگی واقعیاش ساخته شده بود و به عنوان همآفرین، تولیدکنندهٔ اجرایی و نویسنده مشارکت داشت. براد پیت، ریچل مکآدامز و دریک از میان نامهای برجستهای بودند که بهعنوان مهمان در این سریال حضور یافتند؛ این سریال امتیاز ۹۰ درصدی تأیید انتقادی در Rotten Tomatoes دارد.
دیو پایان فصل سوم در ماه می ۲۰۲۳ پخش شد، و THR در سال بعد گزارش داد که برْد قصد دارد از این برنامه کنارهگیری کرده و به پروژههای دیگر بپردازد. در آن زمان، بیانیهای از FX اعلام کرد که این اطلاعیه «امکان انجام کاری در آینده را مستثنی نمیکند».
برْد در سال ۲۰۲۴ آخرین آلبوم خود به نام Penith (The Dave Soundtrack) منتشر کرد که هم دومین آلبوم استودیویی او و هم موزیکنامهٔ رسمی سریال تلویزیونی است. این آلبوم شامل قطعاتی از سه فصل دیو میباشد.
آلبوم اول او به نام Professional Rapper با رتبه هفتم در نمودار Billboard 200 عرضه شد و شامل همکاری با سنوپ داگ، فتتی واپ و تی‑پین بود. در سال ۲۰۱۹، او پروژهٔ Earth را راهاندازی کرد؛ ابتکاری موسیقیمحور برای جلب توجه به تغییرات آبوهوایی.
فیلمهای منتشر شده توسط DreamWorks Animation در سال ۲۰۲۵ شامل Dog Man، The Bad Guys 2 و Gabby’s Dollhouse: The Movie بودند. یونیورسال پیکچرز نسخهٔ زندهاکشن بازسازیشدهٔ How to Train Your Dragon را منتشر کرد.
در مصاحبهٔ روی جلد سال ۲۰۲۳، برْد به THR گفت که آرزوهای بالایی برای پروژههای آیندهاش دارد. «میخواهم در کارهایی شرکت کنم که برای جایزه بهترین فیلم مطرح میشوند، یا میخواهم کمدی یا درام انقلابی خودم را بسازم»، او در آن زمان بیان کرد. «من نام شرکت تولیدیام Gr8 Films را انتخاب کردم چون میخواهم هممعنی بالاترین سطح هنر باشم.»
فصل ۵ «استرانجر تینگز» پیش از انتشار قسمتهای جدید، هماکنون سری را به یک رکورد بیسابقه در تعداد بازدیدکنندگان رسانده است.
همزمان با اینکه طرفداران دوباره این سری علمی‑تخیلی را میبینند یا برای اولین بار با آن آشنا میشوند، پیش از اکران قسمت نهایی آن در ۲۶ نوامبر، هریک از چهار فصل قبلی این سریال در فهرست ۱۰ برتر نتفلیکس قرار گرفتند. این نخستین بار است که یک سریال نتفلیکس توانسته است چهار فصل را بهصورت همزمان در جدول داشته باشد.
در هفتهٔ ۱۷ تا ۲۳ نوامبر، فصل 1 «استرانجر تینگز» بهعنوان سومین سریال انگلیسی‑زبانی پرتماشاگر با ۴٫۱ میلیون بازدید در رتبهٔ سوم قرار گرفت؛ در جایگاه پنجم، فصل 4 با ۳٫۳ میلیون بازدید ظاهر شد. فصل 2 در ردهٔ هفتم و فصل 3 در ردهٔ نهم بودند، در حالیکه این دو فصل (بههمراه عنوان هشتم «خانه عروسک گبی») تقریباً ۳٫۱ میلیون بازدید داشتند.
خبرهای مرتبط
آنشومان ژا و دیواشیش ماکیا در تیم ساخت تریلر نوآر جنایی (انحصاری)
استودیوی مارلو، مرکز یک میلیارد دلاری با حمایت جیمز کامرون در بریتانیا، تأیید دولت را دریافت کرد
بدیهی است که میتوان انتظار داشت فصل 5 «استرانجر تینگز» هنگام ورودش به فهرست 10 برتر نتفلیکس در هفته آینده، رکوردهای بازدید خود را تنظیم کند؛ چرا که این سریال یکی از مهمترین عناوین نتفلیکس به حساب میآید و مدت زمان طولانیای است که طرفداران برای یک فصل جدید صبر کردهاند. فصل 4 که در سال 2022 منتشر شد، همچنان سومین سریال انگلیسی‑زبانی پرطرفدار تاریخ نتفلیکس با 140٫7 میلیون بازدید در 91 روز اول پخش خود است و فصل 3 سال 2019 تا چند ماه پیش در رتبه 10 این فهرست باقی میماند تا توسط فصل 2 «Wednesday» جابجا شود. (این سریال در سال 2016 بهصورت اولین فصل معرفی شد و فصل 2 در سال 2017 منتشر شد.)
محبوب در Variety
بهعنوان نخستین سریال نتفلیکس، فصل 5 «استرانجر تینگز» قصد دارد در گیشه نیز سودآوری داشته باشد. پس از انتشار قسمت 1 فصل 5 در 16 نوامبر و قسمت 2 در روز کریسمس، نتفلیکس قسمت نهایی این سریال را بهصورت همزمان در سرویس استریمینگ و همچنین در سینماها در شبسال نو منتشر خواهد کرد.
تنها برنامههایی که توانستند فصل 1 «استرانجر تینگز» را در فهرست 10 برتر نتفلیکس در هفتهٔ 17 تا 23 نوامبر پشت سر بگذارند، «The Beast in Me» بود که در هفتهٔ دوم خود با 14٫1 میلیون بازدید در صدر جدول قرار گرفت و فصل 1 «Absentia»، سریال آمازون پرایم ویدئویی که بهتازگی به نتفلیکس پیوسته بود. در هفتهٔ دوم حضور خود در این پلتفرم، فصل 1 با 8٫2 میلیون بازدید در رتبهٔ دوم قرار گرفت. فصل 2 «Absentia» بین فصلهای 1 و 4 «استرانجر تینگز» قرار گرفت و با 4 میلیون بازدید در رتبهٔ چهارم بود؛ در حالی که فصل 3 «Absentia» در رتبهٔ دهم فهرست با 2٫3 میلیون بازدید ظاهر شد.
همچنین در فهرست 10 برتر نتفلیکس برای دورهٔ 17 تا 23 نوامبر، فیلم «Champagne Problems» بهعنوان پربازدیدترین عنوان با 20٫5 میلیون بازدید معرفی شد.
در ادامه میتوانید فهرست 10 برتر نتفلیکس برای دورهٔ 17 تا 23 نوامبر را مشاهده کنید؛ ابتدا برنامهها و فیلمهای انگلیسیزبان و سپس برنامهها و فیلمهای غیر انگلیسیزبان قرار دارند.
برخی از فیلمهای ورزشی جایزه اسکار میبرند، برخی تبدیل به آثار کلاسیکِ پرطرفدار میشوند و برخی دیگر صرفاً به عنوان فیلمی آرامشبخش برای تماشا در لحظهای کوتاه تبدیل میشوند.
بر اساس نظرسنجی ورزشی دانشگاه ستون هال، یک عنوان بهعنوان فیلم ورزشی معینکننده این قرن بر جلب توجه قرار گرفت.
در طول ۲۵ سال گذشته، فیلم «The Blind Side» بهعنوان فیلم ورزشی مورد علاقهترین آمریکاییها بود که با فاصلهای کوچک، فیلم دیگر برجسته فوتبالی «Remember the Titans» را از صدر فهرست کنار زد.
«ما همیشه درباره اینکه ورزش چگونه فرهنگ را شکل میدهد صحبت میکنیم»، دانیل لادیک، استاد بازاریابی در مدرسهٔ بازرگانی استیلمن دانشگاه ستون هال و روششناس این نظرسنجی، اضافه کرد. «در اینجا دو فیلم از محبوبترین ورزش آمریکا را میبینیم که با چالشهای نژادیای که بازیکنان و مربیان بهدلیل زمان و مکان خود با آن مواجه شدند، ترکیب میکنند. و چه کسی میتواند فراموش کند که این فیلمها اجراهای مهربانانهای نیز دارند که یکی از آنها برنده جایزه اسکار است.»
بهترین فیلمهای ورزشی از سال ۲۰۰۰ به بعد
عنوان
جمعیت عمومی
هواداران ورزش
غیر هواداران
هواداران دلداده
هواداران عادی
مرد
زن
۱۸- ۳۴
۳۵- ۵۴
۵۵+
The Blind Side
30%
36%
20%
35%
37%
23%
36%
20%
29%
22%
Remember the Titans
26%
34%
14%
35%
33%
26%
25%
18%
31%
27%
Talladega Nights
22%
27%
14%
29%
26%
25%
19%
15%
27%
18%
Happy Gilmore 2
21%
26%
15%
29%
25%
23%
20%
21%
22%
21%
Dodgeball
21%
25%
16%
28%
23%
27%
16%
21%
28%
20%
Million Dollar Baby
20%
24%
14%
22%
25%
18%
21%
13%
22%
23%
Creed
20%
27%
9%
33%
25%
24%
16%
21%
25%
15%
Friday Night Lights
18%
26%
7%
30%
24%
19%
17%
13%
22%
19%
Moneyball
17%
23%
7%
30%
20%
22%
11%
14%
18%
17%
Secretariat
15%
19%
8%
16%
20%
14%
15%
7%
10%
11%
Love & Basketball
13%
17%
7%
24%
14%
11%
15%
11%
21%
12%
Bend it Like Beckham
12%
16%
7%
17%
16%
11%
14%
13%
14%
10%
Ali
12%
16%
6%
22%
13%
15%
9%
7%
16%
10%
The Wrestler
11%
14%
6%
19%
12%
15%
7%
7%
14%
11%
Miracle
10%
15%
2%
16%
11%
9%
8%
10%
10%
10%
I, Tonya
10%
13%
6%
16%
11%
9%
11%
12%
11%
7%
F1: The Movie
9%
15%
2%
24%
10%
11%
7%
17%
11%
3%
The Fighter
8%
11%
3%
14%
10%
10%
6%
9%
9%
6%
The Iron Claw
8%
11%
3%
14%
9%
9%
6%
10%
9%
8%
42
7%
11%
1%
13%
10%
9%
5%
6%
8%
5%
King Richard
7%
9%
3%
10%
9%
7%
6%
5%
7%
4%
Invictus
6%
9%
3%
12%
7%
8%
5%
7%
7%
6%
Hustle
6%
8%
2%
11%
7%
6%
6%
7%
8%
5%
Challengers
6%
8%
2%
11%
7%
5%
6%
14%
4%
2%
Sugar
3%
5%
0%
6%
5%
3%
3%
4%
4%
2%
Senna
2%
4%
1%
5%
3%
3%
2%
4%
2%
2%
Murderball
2%
4%
1%
7%
2%
4%
1%
4%
4%
1%
Offside
2%
3%
0%
4%
2%
3%
1%
3%
2%
2%
The Damned United
2%
4%
0%
5%
3%
3%
1%
4%
2%
1%
Other
4%
5%
2%
5%
4%
4%
3%
4%
5%
4%
بدونپاسخ
21%
8%
41%
6%
8%
19%
23%
25%
16%
22%
نظرسنجی که در تاریخهای ۳ تا ۶ اکتبر انجام شد، ۱,۵۱۹ بزرگسال آمریکایی را مورد بررسی قرار داد و از آنها خواست تا فیلم ورزشی محبوب خود را که حدوداً در یکچهارم قرن گذشته منتشر شده است، انتخاب کنند. ستونها درصد پاسخدهندگانی را نشان میدهند که هر فیلم را برگزیدهاند. از آنجا که به پاسخدهندگان اجازه داده شد بیش از یک گزینه را انتخاب کنند، درصدها مجموعاً بیش از ۱۰۰٪ میشود.
«The Blind Side» با ۳۰٪ جمعیت عمومی را رهبری کرد و پس از آن «Remember the Titans» با ۲۶٪ قرار گرفت. «Talladega Nights» (۲۲٪)، «Happy Gilmore 2» (۲۱٪) و «Dodgeball» (۲۱٪) نیز در ردهٔ بالایی حضور داشتند؛ همراه با «Million Dollar Baby»، «Creed» و «Friday Night Lights».
در ادامه مهمترین نکات استخراجشده از نظرسنجی آورده شدهاند.
«The Blind Side» بهعنوان بهترین فیلم ورزشی از سال ۲۰۰۰ شناخته شد، بر پایه نظرسنجی دانشگاه Seton Hall. Ralph Nelson/Warner Bros./بهنمایندگی Everett Collection
فوتبال صحنه را در دست دارد
«The Blind Side» و «Remember the Titans» به ترتیب شمارهٔ ۱ و ۲ بودند و بیش از نیمی از تمام پاسخها را تشکیل میدادند (۳۰٪ و ۲۶٪). «Friday Night Lights» (۱۸٪) نیز به جمع ده فیلم برتر پیوست و داستانهای مرتبط با فوتبال در بخشهای پایینتر لیست نیز حضور داشتند.
این الگو در میان افرادی که خود را طرفدار ورزش میدانستند، حتی قویتر است. در این گروه، «The Blind Side» به ۳۶٪ و «Remember the Titans» به ۳۴٪ ارتقا یافت. همچنین «Friday Night Lights» (۲۶٪) بهویژه از طرف هواداران پرشور مورد توجه ویژه قرار گرفت. این ستونهای احساسی در صدر، نشانگر این است که لیگهای NFL و فوتبال دانشگاهی در تقویم واقعی ورزشی حاکم هستند.
برای بسیاری از آمریکاییها، واژه «فیلم ورزشی» فوراً ذهن را به کلاهخودی، پدال و سخنرانیهای بزرگ روی میدان گریدیرون میکشاند.
ویل فرل در «Talladega Nights» یک انتخاب محبوب در میان کمدیهای ورزشی است. Sony Pictures/بهنمایندگی Everett Collection
هواداران و غیرهواداران بهاندازهای که فکر میکنید، فاصله ندارند
یکی از جالبترین جداسازیهای نظرسنجی، میزان کوچک فاصله بین هواداران ورزشی و غیرهواداران بود.
در میان غیرهواداران، «The Blind Side» همچنان با ۲۰٪ در صدر بود و پس از آن «Dodgeball» (۱۶٪)، «Happy Gilmore 2» (۱۵٪)، «Remember the Titans» (۱۴٪) و «Talladega Nights» (۱۴٪) قرار گرفتند. این اعداد نسبت به مقادیر هواداران کمتر بودند، اما عناوین تقریباً یکسان هستند. حتی افرادی که بهدقت ورزش را دنبال نمیکنند، به همان ترکیب فیلمهای خوشروح فوتبال و کمدیهای سبک دست مییابند.
در میان هواداران ورزشی بهطور کلی، همین فیلمها با قطعههای بزرگتری از سهم کل، در ردهٔ بالا قرار دارند. هواداران پرشور «Creed» (۳۳٪)، «Friday Night Lights» (۳۰٪) و «F1: The Movie» (۲۴٪) را بالا بردند؛ در حالی که «The Fighter» (۱۴٪)، «The Iron Claw» (۱۴٪) و «42» (۱۳٪) نیز پذیرش بیشتری یافتند.
نتیجهگیری: برای گریه کردن بهدلیل داستان یک تیم کوچک یا خندیدن به یک توپ که به صورت کسی پرتاب میشود، نیازی به دانستن نحوهٔ خواندن دفاع ندارید.
«Million Dollar Baby» یکی از فیلمهای برنده اسکار در فهرست محبوبترین فیلمهای ورزشی از سال ۲۰۰۰ بهبعد است. Warner Brothers/بهنمایندگی Everett Collection
تماشای راحت بر فیلمهای پرآوازه ارج مینشیند
اگر اسکارها بر اساس این نظرسنجی جوایزشان را اعطا میکردند، شب اسکار بسیار متفاوت بهنظر میآمد.
برندگان اسکار و درامهای پرآوازه در میان میانهٔ نتایج پراکنده بودند. «Million Dollar Baby» (۲۰٪) و «I, Tonya» (۱۰٪) حضور یافتند، همچون «The Fighter» (۸٪)، «King Richard» (۷٪) و «Invictus» (۶٪). اما این فیلمها بهمراتب عقبتر از فیلمهایی بودند که مردم برای آرامش خود به آنها میچسبیدند.
فیلمهایی که مردم میگویند بارها و بارها تماشا میکنند، آنهاست که آسان میتوان به آنها ارجاع داد، بهراحتی دنبال میشوند و بهصورت احساسی سادهاند. وقتی در هر روزی بهدنبال گزینههای استریم میگردید، اگر داستان مایکل اوهر ظاهر شود، یا رقصی در سالن قفلروغن T.C. Williams High School به تصویر کشیده شود یا ویل فرل در حال انجام هر عملی ورزشی بهنظر برسد، بینندگان جذب میشوند.
نظرسنجی نشان میدهد که برای اکثر تماشاگران، «بهترین» فیلم ورزشی آن فیلمی نیست که منتقدان را تحت تأثیر قرار داده باشد، بلکه آن فیلمی است که بهقدری آشناست که میتوان آن را در پسزمینه روشن کرده و در حین بررسی نتایج ورزشی ادامه داد.
از چپ، «Happy Gilmore 2» در گروه سنی ۱۸-۳۴ محبوب است، در حالی که «Love & Basketball» و «Remember the Titans» توسط افراد ۳۵-۵۴ گرمدلانه بهخاطر سپرده میشوند. از چپ: اسکات یامانو/نتفلیکس/بهنمایندگی Everett Collection؛ New Line Cinema/بهنمایندگی Everett Collection؛ Getty Images
تقسیم نسلی
دستههای سنی کاملاً متفاوت نبودند، اما تمایزهای ظریفی در آنچه که بهنظر میرسد وجود داشت.
انتخابهای سردبیر
کدام فیلمهای ورزشی بیشترین جستجو را در تمام دوران داشتهاند؟Alex Kennedy
دالوین کوک با لابیک ویلیامز ملاقات میکند؟ چگونه تایریک ویتزرز شخصیت کامرون کد را بهحیات آورد؟Brianna Williams
بهترین مبارز فیلمی تاریخ چه کسی است؟ متخصصان MMA نظر میدهندRyan Hockensmith
۱۸-۳۴: بزرگسالان جوان توجه قابلتوجهی به کمدیها و عناوین جدید نشان دادند. «Happy Gilmore 2»، «Dodgeball» و پروژههای «F1: The Movie» همگی عملکرد خوبی داشتند و «Challengers» در این گروه بهترین نگاه خود را داشت. «Creed» نیز قوی بازی کرد.
۳۵-۵۴: این گروه نقطهٔ عطف بسیاری از این فیلمهاست. «Remember the Titans» در اینجا ۳۱٪ میشود و «Love & Basketball» به ۲۱٪ میرسد. اکثر افراد در این رده سنی بهانداز کافی از زمان گذشته این فیلمها را بهعنوان تجربهٔ سینمایی بهخاطر میسپارند و به اندازه کافی جوان هستند تا آنها را دوباره روی استریم یا کابل تماشا کنند.
۵۵+: پاسخدهندگان مسنتر تمایل به درامهای کلاسیک داشتند. «Remember the Titans» و «Million Dollar Baby» همچنان قوی باقی ماندهاند، در حالی که کمدیها و فیلمهای جدید کمتر مورد توجه قرار گرفتند.
نسلها بهطور کامل توافق نداشتند — «The Blind Side» و «Remember the Titans» در تمام دستهها ثابت بودند. اما ردهٔ دوم بر اساس زمان اولین مشاهدهٔ فیلمها توسط پاسخدهندگان تغییر کرد.
۲۱٪ میگویند: «هیچکدام از موارد بالا»
پرصداترین آمار شاید همان آماری باشد که بهنظر بیاهمیت میآید: ۲۱٪ از پاسخدهندگان در جمعیت عمومی «بدونپاسخ» را انتخاب کردند. در میان غیرهواداران این رقم به ۴۱٪ ارتقاء یافت و برای هواداران ورزشی به ۳۶٪ افزایش یافت.
بهعبارت دیگر، تقریباً یک نفر از پنج نفر فیلم ورزشی مورد پسند خود را از ۲۵ سال گذشته نداشتند — یا حداقل بهحدی قوی احساس نکردند که یکی را از لیست انتخاب کنند. این به این معنا نیست که آنها ورزش یا فیلم تماشا نمیکنند؛ ممکن است روایتگری ورزشی آنها از سریالها یا مستند‑سریالها باشد که در این نظرسنجی گنجانده نشدهاند.
این هم یک چالش و هم فرصتی برای سازندگان فیلمهای ورزشی است، چرا که دادهها نشان میدهند مخاطبی بزرگ و نامحدود و بیتعیین وجود دارد. برای افرادی که در دستهٔ «بدونپاسخ» هستند و بهدنبال راهی برای ورود میگردند، این نظرسنجی میتواند بهعنوان راهنمای برنامهریزی عمل کند.
«Friday Night Lights» یکی از فیلمهای محبوب فوتبال در ۲۵ سال گذشته است. Universal/بهنمایندگی Everett Collection
خواندن میانخطها: رتبهبندی فیلمها شباهت زیادی به زندگی واقعی دارد
دادهها نشانگر سلسلهمراتبی هستند که بازتابی از فضای ورزشی است. عناوین فوتبالی در صدر مینشینند و ترکیبی از احساسات و نمایشها را تقویت میکنند. درست پس از آن کمدیها قرار دارند که بهعنوان سروصدای پسزمینه برای پخشهای شبانه و بازدیدهای گروهی تبدیل شدهاند. عناوین پرآوازه در فاصلههای میانی حضور دارند — مورد احترام ولی همیشه بازدید نشده.
هواداران ورزشی و غیرهواداران نزدیکتر از آنچه انتظار میرفتند هستند و بهسوی بسیاری از فیلمهای یکسان کشیده میشوند، در حالی که بزرگترین شکاف در درصد افرادی است که بهطور کامل سؤال را رد میکنند. این بخش «هیچکدام از موارد بالا» نشانگر تغییر عادات و روشهای متفاوت مصرف داستانهای ورزشی است.
این فهرست صرفاً رتبهبندی فیلمها نیست: تقاطعی از احساس، روتین و فرهنگ ورزشی را ترسیم میکند و نشان میدهد کدام داستانها هنوز وزن خود را دارند یا به پسزمینه کشیده شدهاند و چقدر فضا برای فیلم ورزشی نوپدید باقی مانده است.
اما نتایج نظرسنجی نباید بهجای شما تصمیمگیری کنند. خودتان ۲۵ فیلم برتر را رتبهبندی کنید، عناوین را به ترتیب دلخواه خود بکشید و ببینید لیست شما نسبت به دیگران چگونه میآید.
یادداشت سردبیر: فهرست فیلمهای استفادهشده در این نظرسنجی از طریق یک فرایند چندمرحلهای انتخاب شده است. نظرسنجی ورزشی ستون هال با رتبهبندی ۲۰۲۰ The Athletic از ۱۰۰ فیلم ورزشی برتر آغاز شد، سپس مجموعه را به فیلمهای منتشر شده از سال ۲۰۰۰ به بعد محدود کرد و فهرست را به ۳۰ عنوان محدود کرد. نامزدهای اضافی از هفت فهرست «بهترین فیلمهای ورزشی» از The Hollywood Reporter، Rotten Tomatoes، IndieWire، Vulture، Forbes، Time Out و Time Magazine، با ورودی ESPN استخراج شد. برای اینکه فیلمی وارد شود، باید در حداقل سه تا از هشت فهرست بررسیشده ظاهر شود، و چند عنوان نهایی بر پایه بازبینی داخلی ویژغی حذف شدند.
نظرسنجی ورزشی ستون هال از تاریخ ۳ تا ۶ اکتبر بر اساس نمونهای نماینده از ۱,۵۱۹ بزرگسال در آمریکا انجام شد. این نظرسنجی که توسط مؤسسهٔ Sharkey در دانشکدهٔ بازرگانی استیلمن دانشگاه ستون هال حمایت شد، نمونهای ملی از YouGov plc. بهدست آورد و بر اساس معیارهای سرشماری ایالات متحده برای سن، جنسیت، نژاد، تحصیلات، درآمد و جغرافیا وزندار شد و دارای حاشیه خطای +/-۲.۵ درصد است.
کتاب جایزهدار دنیس جانسون همواره دشوار برای اقتباس بود.
نوشتهٔ ریبکا آنین
نتفلیکس
رمان کوتاه جایزهدار دنیس جانسون، رویای قطار—منبع یک فیلم جدید نتفلیکس که پیش از این در جشنواره فیلم ساندنس به اکران رسیده بود—در سال ۲۰۰۲ نخست در مجله Paris Review منتشر شد و سپس در سال ۲۰۱۱ بهصورت کتاب در دسترس قرار گرفت. میتوانید آن را در حدود ۷۰ تا ۹۰ دقیقه بخوانید، اما به طرز عجیبی این بازه کوتاه زمان، گویی بیپایان بهنظر میرسد. پیش از اینکه متوجه شوید، خود را در دل جنگل مییابید، همانند رابرت گرینیر، مرد قرن 20th که جانسون بهعنوان موضوع خود انتخاب کرده است.
گرینیر، یتیمی که در سن شش یا هفت سالگی با قطار به آیداهو فرستاده شد و مقصدش روی کت او نشاندار بود، آدمی عادی است — کارگری که از ساختن راهآهن، پیوستن به تیمهای فصلی چوببرداری، و در سالهای بعد با گاری حمل بار، معاش خود را بهدست میآورد. «او یک معشوق داشت — همسرش، گلدیس — که یک هکتار زمین، دو اسب و یک گاری در مالکیت خود داشت»، جانسون در نزدیکی پایان رمان، زندگی گرینیر را در فهرستی خلاصه میکند که او را بهعنوان موجودی از زمان، طبقه و مکان خود مینگارد: «او هرگز مست نبود. هیچگاه اسلحهای خرید یا با تلفن صحبت نکرد. بهطور منظم سوار قطار بود، بارها با خودرو سفر کرد و یکبار نیز در هواپیما… او هرگز نمیدانست والدینش چه کسانی بودهاند و وارثی نیز برای او باقی نگذاشت.»
گرینیر نامی برجسته نیست، اما جادوی این رمان کوتاه در این است که زندگی او را برای خواننده عظیم جلوه میدهد. شخصیت اصلی جانسون مردی ملایم، سختکوش، با باورهای خرافی و قابل اطمینان است؛ کسی که بهندرت تحصیلات رسمی دیده و ذهنش همواره در جستجوی درک معنا و هدف زندگی است. برداشت این مرد از شهر کوچکاش، تیمهای چوببرداری که در آن کار میکند و جایگاه او در تاریخ، برای خواننده اهمیت عمیقی پیدا میکند. هنگامی که رمان در یک توالی تصویری به پایان میرسد و فریاد «پسری گرگماهی» که گرینیر در نمایش عجیب سیرک میبیند، با صداهای دیگر زمان مقایسه میشود — سوت قطار، آوازهای اپرا، بوقهای مهپوش و نیهای بگپایپ — خواننده کاملاً درک میکند که جانسون قصد دارد چه حس و تفکری را منتقل کند.
نسخهٔ فیلمی این رمان کوتاه به کارگردانی کلینت بنتلی میخواهد مخاطبان همانگونه که دوستداران رمان به گرینیر اهمیت میدهند، به او دلبستگی نشان دهند. جوئل ادگرتون نقش گرینیر را به عهده دارد، فیلیسی جوزس نقش گلدیس و ویلیام اچ. میسی نقش یک همکار چوببر باتجربه را ایفا میکند. نگاه صریح ادگرتون و غم خشنودیاش، فضای جنگلی فیلم (در ایالت واشنگتن فیلمبرداری شده) و روایت ویل پاتون که شامل جملاتی است که مستقیماً از رمان جانسون اقتباس شدهاند، ترکیب میشود تا همان حس شگفتانگیز را درباره طرح بزرگ جهان، کوچکبودن زندگی انسان و عظمت زمان و فضا که در رمان به آن پرداخته میشود، منتقل کند.
اما برای طرفداران منبع اصلی، فیلمسازیِ ضروری رویای قطار ممکن است حس کند که چیزی در آن کم است. رمان کوتاه جانسون از «دستههایی از مطالب بهنظر نامرتبط» تشکیل شده بود که در این یک ظرف کوچک جا میگیرند، همانطور که آنتونی دور در بررسی کتابنامه نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۱ نوشت: «تبهای پراکنده، حکایات حاشیهای، تبعید چینی، کودک بزرگی با قلب ضعیف». در رویای قطار، اتفاقاتی میافتد، حتی تا چند صفحهٔ آخر، که بهنظر میرسد بههم میپیوندند و نوعی پایانبندی ارائه میدهند، اما هرگز بهنهایت نرسیده نمیشود. هنگام خواندن، حس میکنید که در کنار بستر مرگ گرینیر نشستهاید، همانگاه که او اولین داستانهایی را که به ذهنش میآیند بازگو میکند — افراد، تعاملها و موقعیتهایی که بزرگترین تأثیر را بر او گذاشتهاند، مهم نیست که آیا او توانست معنای آنها را کشف کند یا نه.
بنتلی و همنویسندهاش گرگ کوئدَر در نسخهٔ فیلمی خود بیشتر بر بخشهای متعارف داستان تمرکز میکنند. واضحترین این بخش، ازدواج کوتاهمدت گرینیر در سنی حدود سیسالگی با گلدیس است که در یک آتشسوزی جنگل، هنگام کار در تیم چوببرداری، بههمراه دختر نوزادش کیت میمیرد. این صحنه در فیلم بهعنوان رویداد اصلی — تقریباً تنها — محرک زندگی گرینیر محسوب میشود. ما بسیاری از بازگشتهای خاطرهای به زمان او با گلدیس و کیت میبینیم؛ کیت در فیلم بهصورت دو ساله (سنی مناسب برای راه رفتن و حرف زدن خوشطبع) نشان داده میشود، در حالیکه در رمان جانسون چهار ماهه بود. این تغییر اساسی باعث میشود دوران کوتاه زندگی خانگی گرینیر در فیلم وزن بیشتری پیدا کند. در ابتدا، همانطور که جانسون مینویسد، گرینیر «بهخاطر کیت کوچیک دلسوز فکر میکند و دوباره با صدای بلند با خودش میگوید: «او هرگز حتی رشد نکرد تا یک سبزه شود.»» سپس، با تسکین اندکی غم، گرینیر بیشتر به گلدیس فکر میکند تا به دخترش: «گاهی به کیت، کودک زیبا، فکر میکند، اما نه زیاد. داستان او آنقدر غمانگیز نیست. او بهندرت بیدار میشد، چه برسد به زنده بودن.» اما در فیلم دختر، که پر از شیرینی کودکی است، توسط گرینیر و همسرش «کتی» نامیده میشود.
بهوضوح، مرگهای کیت و گلدیس در رمان تأثیر عمیقی بر گرینیر میگذارند، اما نه بهصورت خودانتقادپذیر، بازگشتهای مداوم «باید آنجا بود برای آنها» که در فیلم دیده میشود. گرینیر کتابی در دنیایی زندگی میکند که اتفاقات وحشتناکی دیگر نیز رخ میدهد و اثراتشان گاهی مبهم یا ناشناخته میمانند. دو روایت مستقل که بهصورت کوتاه شده یا حذف شدهاند، زندگی گرینیر را در رمان نشانهدار میکنند. یکی از این روایتها، ملاقات گرینیر جوان با راندهکن (که «بومر» مینامند) است که در جنگل در وضعیت وحشتناکی دراز کشیده بود. این مرد به گرینیر میگوید که توسط راندهکن دیگری سرقت شده؛ او «سیم زانو» او را قطع کرده و او را برای مردن به گانگرن رها کرده است. سپس اعتراف میکند: این بومر قبلاً خواهرزادهاش را مورد تجاوز جنسی قرار داده بود؛ او باردار شد، توسط پدرش (بهمنظور «دفع آنجان ضعیف از شکم») ضرب و شتم شد و مرد. این همان رویدادی بود که این بومر را بر ریلها راهاندازی کرد: «از آن زمان بهبعد، من هرگز صد یاردی از این مسیرهای قطاری دور نشدهام.»
دومین روایت، داستان «کوتنای باب»، همسایۀ بومیامریکایی گرینیر است که در فیلم به شخصیت دوستداشتنی و همکار مغازهدار ایگناتیوس جک (ناتانیل آرکاند) تبدیل شده است. «کوتنای باب مردی ثابتقلب بود که همیشه از الکل خودداری میکرد و اغلب در مشاغل شهر کار میکرد، همانند گرینیر، و سالها با یکدیگر آشنا بودند»، جانسون مینویسد. ما او را فقط معرفی میکنیم، سپس چند صفحهٔ بعد، جانسون درباره مرگ او مینویسد. باب شاندی — ترکیبی از لیموناد و آبجو — را از دو کارگر کانادایی میگیرد و به آنها باور میکند وقتی میگویند «او میتواند این را بدون عواقب بنوشد، زیرا عصاره لیمو اثر الکل را خنثی میکند». برای اولین بار، باب مست میشود و روی ریلهای مسیر میافتد، جایی که «توسط یک سلسلهٔ قطارها رانده میشود». تا عصر بعد، «کوتنای باب برای یکچهارم مایل در امتداد مسیر ریلها بهصورت پراکنده بود»، مینویسد جانسون.
مواجهه با راندهکن، گرینیر جوان را که هدفنگرش نداشت، بهسوی مسیر درست هدایت میکند. داستان باب کوتنای شاید بهدلیل اینکه ناگهان تراژدی از هیچجا میآید — همانند آتشسوزی که خانوادهاش تجربه کردند — در زندگی گرینیر اهمیت داشته باشد. اما فیلم بهدنبال معانی آسانفهم برای این برخوردها است و با حذف داستان بومر و سرنوشت باب کوتنای، و بهجای آن افزودن صحنهای که مردی سیاهپوست با تفنگ بهیک کارگر در اردوگاه چوببرداری میگوید که برادرش را «بهدلیل رنگ پوستش» کشته است، این هدف را محقق میکند.
همه چیز از زمانی آغاز شد که ویدئوی قدیمیای از خروج پریانکا چوپرا از فرودگاه در شبکههای اجتماعی ظاهر شد و همان دو هوادار دو بار پشت سر او دویدند.
بازیگر پریانکا چوپرا به تازگی خود را در مرکز انتقادات شتابزای شبکههای اجتماعی یافت؛ پس از اینکه یک ویدئوی قدیمی منتشر شد و بسیاری ادعا کردند او هوادارانی را برای دریافت امضا در فرودگاه استخدام کرده است. اکنون بازیگر هالیوودی بلا ثورن برای دفاع از او قدم برداشته و گفته است که او بهطور کامل باور ندارد پریانکا این لحظه را صنیعهای ساخته باشد.
بلا ثورن یک پست دربارهٔ حادثه پریانکا چوپرا را مشاهده کرد (اینستاگرام)
بلا ثورن از پریانکا حمایت میکند
همه چیز زمانی آغاز شد که ویدئوی قدیمیای از خروج پریانکا چوپرا از فرودگاه در شبکههای اجتماعی منتشر شد. در این ویدیو، همان دو هوادار در عرض چند دقیقه دو بار پشت سر پریانکا میدویدند: ابتدا در ورودی فرودگاه و سپس در مقابل رسانهها، درخواست امضای او را داشتند.
پریانکا در هر دو بار درخواست آنها را پذیرفت. حضور مکرر همان دو هوادار در دو مکان مختلف، ادعایی را برانگیخت که تمام این لحظه توسط تیم روابط عمومی او برای ایجاد هیجان حول خروجش از فرودگاه برنامهریزی شده باشد.
با گسترش سر و صدا در شبکههای اجتماعی، بلا به یکی از پستهای بحثبرانگیز دربارهٔ این حادثه برخورد؛ در کپشن آن نوشته شده بود: «این نمایشی بهنظر میرسید کاملاً صنیعهسازی شده باشد، سؤالاتی دربارهٔ اصالت به وجود میآورد و باعث انتقادات آنلاین میشود. هواداران و ناظران آن را «حرکت تقلبی روابط عمومی» نامیدند، با انتقاد از درام رسانهای غیرضروری به پریانکا یک امتیاز منفی بزرگ دادند. این حادثه بحثهای فراوانی دربارهٔ لحظات ساختگی هواداری و تاکتیکهای تبلیغاتی سلبریتیها ایجاد کرده است.»
این پست را در اینستاگرام مشاهده کنید
پستی به اشتراک گذاشته شده توسط Timesapplaud Buzz (@timesapplaudbuzz)
بلا در واکنش به نظرات برای دفاع از پریانکا نوشت: «نه، من فکر نمیکنم این یک شوک روابط عمومی باشد. آنها فقط وقتی در ترمینال هستید، شما را در همه جا دنبال میکنند و همچنین این صفحات را به صورت آنلاین میفروشند.»
«به همین دلیل است که این روی یک برگ خالی است. آنها میتوانند امضای شما را بگیرند و با فتوشاپ هرچیزی که میخواهند اضافه کنند و بهنظر برسد که شما امضا کردهاید. به هر حال، بهشدت شک دارم که او این صحنه را صنیعهسازی کرده باشد. او فقط مهربان است و دوباره امضا میکند چون آنها او را رها نمیکنند و بهدنبال او در ترمینال میگردند.» بلا افزود.
بلا برای دفاع از پریانکا در واکنش به نظرات اقدام کرد.
پروژهٔ بعدی پریانکا
پس از فیلمهایی چون مری کام، دلدهاکندو، باجیراؤ ماستانی و جای گانگاژال، پریانکا پس از سالها آمادهٔ بازگشت به سینمای هندی میشود؛ او در فیلم تلگویی اس.اس. راجامولی به نام واراناسی که همچنین مَاهش بابو و پریتویراک سوکوماران در آن ایفای نقش میکنند، حضور دارد. این فیلم برای جشن سانکرانتی ۲۰۲۷ در سینماها به اکران خواهد رسید. در این فیلم مَاهش بابو نقش رودرا، پریانکا نقش مانداکینی و پریتویراک نقش کومبه را بازی میکند.
پریانکا در فیلم The Bluff ظاهر خواهد شد که در آن نقش یک دزد کارائیبی قرن نوزدهم را بازی میکند. او همچنین در حال کار بر روی فصل دوم سریال وب Citadel است. پریانکا اخیراً در فیلم Heads of State به همراه ادریس البا و جان سنا بهتصویر کشیده شد. این اثر به کارگردانی ایلیا نایشولر در پلتفرم Prime Video منتشر شد.
اسپیریت به کارگردانی ساندیپ ردی وانگا و با حضور پرا بهاس، رسماً از تاریخ ۲۳ نوامبر امروز در صحنه رفت. تیم تولید مراسم محورت را برای علامتگذاری آغاز فیلمبرداری برگزار کرد که در آن تریپتی دیمر، تهیهکننده بوشان کومار، پرنای ردی وانگا، شیو چانا و ستارهٔ بزرگ چیرانجیوی بهعنوان مهمان ویژه حضور یافتند. اگرچه پرا بهاس برای مراسم حضور داشت، اما در عکسهایی که تیم تولید منتشر کرد، دیده نشد.
پرا بهاس — ساندیپ ردی وانگا: آغاز فیلمبرداری «اسپیریت»؛ مراسم محورت در حیدرآباد با حضور چیرانجیوی بهعنوان مهمان ویژه
این فیلم اولین همکاری وانگا با پرا بهاس را نشان میدهد و از اکتبر بهتدریج انتظارها در حال افزایش بوده است، زمانی که کارگردان برای تولد این بازیگر سورپرایزی ویژه منتشر کرد. در ۲۴ اکتبر، وانگا آنچه را «داستان صوتی» نامید، یک تیزر صوتیمحور که لحن فیلم اسپیریت را تعیین میکند، رونمایی کرد.
در این تیزر، پسزمینهای از یک زندان باز میشود و یک تبادل گفتوگوی تنشبرانگیز بین سرکوبگر و تیم او را نشان میدهد که برای اداره یک افسر پلیس پیشین که به زندانی تبدیل شده آماده میشوند. جذابترین لحظه زمانی بروز میکند که صدای پرا بهاس میشنویم که میگوید: «آقا، از کودکی یک عادت بد دارم»، که به شخصیت پر شدت او اشاره دارد.
این اثر که توسط T-Series و Bhadrakali Pictures تولید شده، اسپیریت بهعنوان یک درام اکشن با مقیاس جهانی و بزرگ معرفی میشود؛ در این فیلم پرا بهاس نقش یک پلیس سفتوسخت و بیپایان را ایفا میکند. تریپتی دیمر نیز در نقش کلیدی به او پیوسته و شور و هیجان فیلم را افزوده است.
«داستان صوتی» که به زبانهای تلگو، هندی، تامیل، کانادا و مالایالامی منتشر شده، پیشاکنون تعامل آنلاین چشمگیری برانگیخته است. با انتشار این تیزر در روز تولد پرا بهاس، سازندگان نگاهی ابتدایی به پروژهای ارائه دادند که ساندیپ ردی وانگا آن را بهعنوان یکی از بلندپروژهترین کارهای خود توصیف میکند.
اکنون که فیلمبرداری آغاز شده، اسپیریت به فاز بعدی تولید پیش میرود و جزئیات بیشتری در ماههای آینده پیشبینی میشود.
همچنین بخوانید: ساندیپ ردی وانگا و پرا بهاس؛ «اسپیریت» با بخش بیشتری از صحنههای برهنگی
آیشواریا رای بچان به مناسبت سالگرد تولد پدر مرحوم خود، کریشناراج رای، تجلیل ویژهای کرد. او تصاویر دلنشینی از دخترش آرادیا بچان به همراه پدربزرگش به اشتراک گذاشت. این تصاویر سه نسل را در بر میگرفت. آیشواریا همچنین عکسهای جدیدی از دعاهای تولد چهاردهمین سالگی آرادیا منتشر کرد. او عشق جاودان و سپاسگذاری خود را از برکات پدرش ابراز کرد.
آیشواریا رای بچان با سبکی دلنشین، به پدر مرحوم خود کریشناراج رای به مناسبت سالگرد تولدش ادای احترام کرد. این بازیگر در حساب کاربری خود پیامی شخصی و عمیق از عشق به پدر مرحوم به اشتراک گذاشت و به همین منظور مجموعهای از عکسهای «قبل و بعد» با حضور آرادیا بچان منتشر کرد. این تصاویر نه تنها به طرفداران نگاهی به پیوند میان آنها میداد، بلکه سه نسل را در یک قاب به تصویر کشیدند. آیشواریا رای بچان پاهای نخستوزیر نارندرا مودی را لمس کرد و دلها را با سخنرانی دلانگیز خود بهدست آورد.
۳ نسل در یک قاب
بازیگر تصاویری پیش از این ندیده از آرادیا که در آغوش پدربزرگ مهربان خود میچسبید، منتشر کرد. در این تصاویر، کودک کوچک نیز دست دراز کرد تا بوسهای به گونههای پدربزرگ بزند.
یادداشت صمیمانه آیشواریا
به همراه این تصاویر، آیشواریا یادداشت صمیمانهای نوشت که حضور پایدار پدرشان را در زندگیشان جشن میگیرد. او نوشت: «تولد مبارک پدر عزیزم آججا؛ فرشتهٔ نگهبان ما؛ تو را تا ابد دوست دارم. از تمام عشق بیپایان و برکات تو که آرادیا را به چهاردهمین سالگی رساند، نهایت سپاس را دارم.»
درباره وفات کریشناراج
پس از درگذشت پدرش در سال ۲۰۱۷، آیشواریا سنتیای به وجود آورد که سالگرد تولد او را با صرف زمان در منزل و کمک به افراد نیازمند گرامی میدارد. در سال ۲۰۱۸، پدر آیشواریا، کریشناراج رای، در تاریخ ۱۸ مارس ۲۰۱۷ در یک بیمارستان بمبئی درگذشت.
سخنرانی تأثیرگذار آیشواریا
پست این بازیگر بالیوود تنها یک روز پس از آن است که بهخاطر سخنرانی الهامبخش خود در جشن صدمینسالگی تولد سری ساتیا سائی بابا در پوتاپارتی تحسین شد. او گفت که تعالیم سری ساتیا سائی بابا همچنان در دل میلیونها نفر طنینانداز است و مردم را به تجدید تعهد به پیام الهی بابا درباره «عشق به همه، خدمت به همه» دعوت کرد. او افزود: «در حالی که ما صدمینسالگی حضور مبارک سری ساتیا سائی بابا را جشن میگیریم، بیایید همه ما تجدید تعهد به پیام الهی او — عشق به همه، خدمت به همه — کنیم. تنها یکقابلیت وجود دارد — قبیلهٔ بشریت. تنها یک دین وجود دارد — دین عشق. تنها یک زبان وجود دارد — زبان دل، و تنها یک خداست که در همه جا حاضر است.» این سخن را در حضور مخاطبان بیان کرد.
«Wicked» بار دیگر جادوی خود را بر گیشه سینما میپراکند.
دنباله موزیکال یونیورسال «Wicked: For Good» در پیشنمایشها ۳۰٫۸ میلیون دلار درآمد کسب کرد، که بزرگترین جمعآوری پیش‑افتتاحی سال را نشان میدهد. اما این رکورد با یک نکته همراه است. معمولاً درآمد پیشنمایشها فقط از اکرانهای روز پنجشنبه به دست میآید، اما یونیورسال فیلم را چند روز زودتر به نمایش گذاشت. اکرانهای طرفداران روز دوشنبه که توسط آمازون پرایم حمایت شد، ۶٫۱ میلیون دلار بهدست آورد، در حالی که اکرانهای روز چهارشنبه ۶٫۵ میلیون دلار جمع کردند. پیشنمایشهای روز پنجشنبه که شامل دو جلسه از «Wicked» و «For Good» بود، ۱۸٫۲ میلیون دلار درآمد داشتهاند.
رکورد پیشین سال متعلق به «سوپرمَن» تولید وانر برازرز بود که در پیشنمایشهای پنجشنبه ۲۲٫۵ میلیون دلار درآمد داشته و سپس در آخر هفته افتتاحیهاش ۱۲۵ میلیون دلار جمعآوری کرد.
«Wicked: For Good»، ادامهدار بسیار منتظر شدهی حس صورتی‑سبز سال گذشته، در مسیر کسب بین ۱۵۰ تا ۱۸۰ میلیون دلار این آخر هفته است. این فیلم میتواند اولین فروش گیشه بزرگترین رقم سال را بهدست آورد. در حال حاضر، رکورد متعلق به «A Minecraft Movie» اقتباس بازی ویدئویی تولید وانر برازرز است که در پیشنمایشهای پنجشنبه ۱۰٫۶ میلیون دلار کسب کرد و به سمت اکران ۱۶۲ میلیون دلاری پیش رفت. یونیورسال با احتیاط پیشبینی میکند که این آخر هفته ۱۲۵ میلیون دلار افتتاحیه داشته باشد، اما هیجان طرفداران پس از ظاهر شدن گلیندا توسط آرینا گراند و الفابا توسط سینیثیا اِریو در پاییز گذشته بهعنوان نمادهای فرهنگ پاپ، بسیار بالاست.
سال گذشته، فیلم اصلی «Wicked» به کارگردانی جون ام. چو در پیشنمایشها ۱۹٫۲ میلیون دلار کسب کرد و در همان آخر هفته پیشقبل از عید شکرگزاری به ۱۱۲٫۵ میلیون دلار گسترش یافت. یک سال بعد، گروه بازیگری شامل جانی بایلی، ایتن اسلیتر، جف گلدبام، میشل یو، بوون یانگ و دیگران، داستان پیشدرآمد «جادوگر اوز» را به پایان میرسانند. «Wicked» اول به تقویت گیشه عید شکرگزاری سال گذشته به رقم رکورد ۴۲۰ میلیون دلار همراه با «Gladiator II» و «Moana 2» کمک کرد. «Zootopia 2» دوستانه برای خانوادهٔ دیزنی، هفتهٔ آینده اکران میشود و دنبالهٔ انیمیشن و «Wicked: For Good» در تعطیلات سعی خواهند کرد تا به ارتفاعات مشابه گیشهای دست یابند.
همچنین در این آخر هفته، دنبالهٔ اکشن سونی «Sisu: Road to Revenge» با پیشبینی ۳ میلیون دلار فروش اولیه میرسد و در پیشنمایشهای پنجشنبه ۵۷۵٬۰۰۰ دلار کسب کرد. همچنین فیلم «Rental Family» تولید سرچلایت، به کارگردانی برندان فریزر، اکران میشود — که پیشبینی میشود فروش اولیهاش در رقمهای یکرقمی پایین باشد.
پالش موچال یک روز پس از بستری شدن پدر اسمتری ماندهانا به بیمارستان منتقل شد. برای اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
پالش موچال، آهنگساز هندی و برادر خواننده پالاک موچال، در میانهٔ جشنهای عروسیاش با ستاره کرکت هندی اسمتری ماندهانا بستری شده است. پیشتر، پدر او علائم مشابه سکته قلبی نشان داد و به بیمارستان محلی منتقل شد. پس از این، بازیکن کرکت تصمیم گرفت عروسی را به تعویق بیندازد چون نمیخواست بدون حضور پدرش جشنها را ادامه دهد. اکنون پالش نیز به دلیل بیماری بستری شده و مراسم عروسی بهصورت نامحدود به تعویق افتاده است.
طبق گزارش NDTV، آهنگساز پس از ابتلا به عفونت ویروسی و اسیدیته زیاد، به یک بیمارستان خصوصی منتقل شد تا درمان گردد. با این حال، مشکل جدی نیست و او پیش از این از بیمارستان خارج شده است.
در همین حال، دکتر نامان شاه، پزشک خانواده اسمتری ماندهانا، به PTI بروزرسانیای درباره وضعیت سلامت پدر او داد و گفت: “حدود ساعت ۱:۳۰ بعدازظهر، آقای سرینواس ماندهانا درد سینه سمت چپ داشت که در اصطلاح پزشکی «آنجینا» نامیده میشود. همانطور که این علائم ظاهر شد، پسر او با من تماس گرفت؛ ما آمبولانس فرستادیم، او به بیمارستان منتقل شد. با بررسی ECG و سایر گزارشها، متوجه شدیم که آنزیمهای قلبی افزایش یافتهاند و بنابراین باید او را تحت نظارت نگه داریم. فشار خون نیز بالا است؛ در تلاش برای کاهش آن. کل تیم در حال مانیتورینگ است. اگر وضعیت بدتر شود، نیاز به انجام آنژیوگرافی خواهیم داشت. اسمتری و خانوادهاش در تماس با ما هستند.”
اسمتری و پالش پیش از این جشنهای عروسی خود را با مراسم هلدی و مهندی آغاز کرده بودند. همتیمیهای بازیکن کرکت نیز در شب سنگیت یک اجرای صمیمی ارائه دادند.
خواهر پالش، خواننده پالاک موچال، تصویری زیبا از مراسم مهندی به اشتراک گذاشت؛ او در کنار عروس و داماد و همسر آهنگساز خود میثون، عکسی گرفت. عروس آینده در ساری با رنگهای تدریجی بنفش و لاواندر درخشید و پالش او را با پوشش سنتی عاجی شیک تکمیل کرد. ویدئویی دیگر که به سرعت در فضای مجازی ویروسی شده است، اسمتری و پالش را نشان میدهد که به آهنگ «Tenu Leke Main Jawanga» از «Salam‑E‑Ishq» میرقصند.
این زوج هنوز تاریخ جدید عروسی خود را اعلام نکردهاند.
همچنین بخوانید: جزئیات عروسی پالش موچال & اسمتری ماندهانا با تصاویر صادقانه و لحظات احساسی شاهدین