بلاگ

  • برادران دافر دربارهٔ این‌که ‘Game of Thrones’ به آن‌ها چطور یاد داد تا بودجه‌های بزرگ‌تری از نتفلیکس بگیرند و چرا پیر شدن بازیگران ‘Stranger Things’ به‌نظر نمی‌آید به‌اندازهٔ که مردم فکر می‌کنند، درام‌ناک باشد

    نوشته: آدم ب. واری، کیت اورتور

    لس آنجلس، کالیفرنیا - ۷ آگوست: (چپ به راست) راس دافر، فین ولفهارد و مت دافر در مراسم Power Of Young Hollywood از Variety که توسط Sandisk در هتل Four Seasons لس آنجلس در بورلی هیلز در ۷ آگوست ۲۰۲۵ در لس آنجلس، کالیفرنیا حضور داشتند. (عکس: استیفانی کینان/Variety از طریق Getty Images)
    استیفانی کینان/Variety از طریق Getty Images

    برای مقالهٔ جلد ۱۵ اکتبر Variety دربارهٔ فصل پنجم و نهایی «Stranger Things»، خالقان برنامه، برادران دوقلو مت و راس دافر، در ژوئیه و سپتامبر تقریباً چهار ساعت مصاحبه کردند؛ هر دو بار در دفاتر پس‌تولیدشان در هالیوود. اگرچه خود را افراد درون‌گرا می‌نامند، دافرها با این وجود به‌طور شگفت‌انگیزی صادق و باز دربارهٔ خود و اینکه چقدر تغییر کرده‌اند — و هنوز همان‌طور که بودند — از زمان پخش اولین قسمت برنامه در نتفلیکس در سال ۲۰۱۶، صحبت کردند.

    در پیش‌روی پخش اولین چهار قسمت فصل ۵ در تاریخ ۲۶ نوامبر بر روی نتفلیکس، اینجا یک گزیدهٔ ویرایش‌شده از گفت‌وگوهای ما با آن‌هاست که در آن همچنین دربارهٔ این موضوع بحث می‌کنند که چرا فین ولفهارد و شخصیت او مایک ویلر بیشترین شباهت را به آن‌ها دارد، چه چیزی از ‘Game of Thrones’ دربارهٔ مذاکره با نتفلیکس آموختند، لحظات مورد علاقه‌شان از برنامه، چرا نگران پیر شدن بازیگران‌شان نیستند و چرا بر این باورند موفقیت برنامه تا حدی به ناکامی‌شان در ترسناک شدن به‌اندازۀ دلخواهشان باز می‌گردد.

    شن لِوی، که در ابتدا با شرکت تولیدی ۲۱ Laps خود به‌طور جدی برنامه را حمایت کرد، به ما گفت که وقتی برای اولین بار روی «Stranger Things» کار را آغاز کردید، تنها با یکدیگر در آنچه او «حباب دوقلویگی» می‌نامید، راحت بودید. اما اکنون در کار با سرپرست‌های بخش‌ها و استودیو بسیار ماهرتری می‌شوید. آیا با این ارزیابی موافقید؟

    Ross Duffer: می‌خواهید من بر عهده‌اش بگیرم؟

    Matt Duffer: البته.

    Ross Duffer: مطمئنم این درست است. تا به‌حال پروژه‌ای در این مقیاس انجام نداده بودیم و افراد درون‌گرایییم. این یکی از بزرگ‌ترین درس‌ها بود؛ فقط یادگیری نحوه رهبری و چگونگی انتقال واضح دیدگاه‌مان.

    و با بازیگران؟

    Matt Duffer: یکسان برای بازیگران. همیشه می‌گویم با بازیگران کودک، این‌گونه نیست که ما اجراهایشان را از درونشان استخراج می‌کنیم؛ ما تنها راهنمایی‌های بسیار کمی می‌دادیم. بیشترین تأثیر را می‌توانید از طریق انتخاب بازیگر (کستینگ) داشته باشید؛ این تقریباً ۹۹٪ کار است. اگر شروع کنید که بسیار «دست‑به‑کار» باشید، به این معناست که تصمیم نامناسبی برای جذب افراد گرفته‌اید؛ این چیزی است که معمولاً متوجه شده‌ام.

    راستی، شن به ما گفت که لقب پیام گروهی‌اش «Warlock» است و از ما خواست بپرسیم منظورش چیست؟

    Matt Duffer: در واقع به یاد ندارم چه زمانی شروع کردیم او را «Warlock» صدا کنیم؛ می‌توان گفت خیلی زود بود. شن سال‌ها در سیستم استودیو کار کرده بود. راس و من تقریباً هیچ تجربه‌ای نداشتیم. بنابراین نه تنها در محل فیلم‌برداری تازه‌کار بودیم، بلکه در زمینهٔ اداره و گشت‌وگذار در سیاست‌های استودیویی آگاهی سیاسی نداشتیم. شن در این زمینه استاد است. پس وقتی چیزی خراب می‌شد، به شن مراجعه می‌کردیم؛ او را در یک مقطع «Warlock» می‌نامیدیم، صرفاً به این دلیل که نوعی جادوی تاریک داشت که در زمان ضرورت می‌توانست به کار بگیرد. نمی‌خواهید «Warlock» را بیش از حد رها کنید، اما وقتی به کارش نیاز باشد، هر وضعیت سختی را حل می‌کند.

    آیا حس می‌کنید که در طول فصل‌ها کمتر به توانایی‌های «Warlock» مراجعه می‌کردید؟

    Ross Duffer: در ابتدا، برای مشاوره و راهنمایی در زمینهٔ تولید در این مقیاس بیشتر به او تکیه می‌کردیم. اما هر فصل پیچیده‌تر می‌شود؛ مشکلات بیشتری بروز می‌کند. بنابراین هر زمان که نیاز به «Warlock» داشته‌ایم، از او استفاده کرده‌ایم. اما فکر می‌کنم بله، اکنون بیشتر از گذشته می‌دانیم.

    زندگی‌های شما، ببخشید، وارونه شد وقتی که برنامه در سال ۲۰۱۶ به‌صورت ناگهانی رونمایی شد. آیا شخصی بود که مسیر شغلی مشابهی داشته باشد و فکر کنید «چیزهایی را انجام دادند که می‌خواهم از آن‌ها الگوبرداری کنم» یا «چیزهایی را انجام دادند که می‌خواهم از آن‌ها دوری کنم»؟

    Matt Duffer: ام. نایت شایامالان تأثیر بزرگی بر ما داشت. همانند ما، او فیلمی کاملاً ناکام داشت و سپس «حس ششم» را ساخت که تبدیل به یک پدیدهٔ عظیم شد. بله، او همچنان نسخه‌ای از «چرخش» (twist) را ادامه داد، اما به نظرم خطرهای هیجان‌انگیزی می‌پذیرفت. او به‌ساخت فیلم‌های اصیل ادامه داد. نمی‌دانم پس از «Stranger Things» آیا به‌صورت آگاهانه به او فکر کرده‌ام یا نه، اما او بخشی بزرگ از زندگی‌مان بوده و مطمئناً در اینجا حضور دارد. [به راس] آیا کسی دیگری به ذهنت می‌آید؟

    Ross Duffer: خب، نکتهٔ جالب مسیر ما این است که به‌مدت ۱۰ سال روی این برنامه کار کرده‌ایم، پس در وضعیتی بسیار خاص قرار داریم. یافتن معادل دقیق دشوار است.

    کدام بخش‌های برنامه برای شما بیشترین خودزندگی‌نگاری را دارد — و به کدام شخصیت‌ها بیشترین شباهت را احساس می‌کنید؟

    Ross Duffer: دوستی تمام شخصیت‌های جوان برای ما بیشترین ویژگی خودزندگی‌نگاری را دارد. ما گروه کوچکی از دوستان بسیار نزدیک داشتیم؛ با هم Magic: The Gathering و بازی‌های ویدئویی می‌کردیم، فیلم می‌ساختیم و در جنگل‌ها ماجراجویی می‌کردیم. بنابراین سال‌های اولیه به‌ویژه، تلاش برای به‑یاد‑آوری این حس و دوباره دسترسی به آن احساس بود.

    آیا برخی از دوست‌های دوران کودکی‌تان می‌گویند «من Dustin هستم؟ من Will هستم؟»

    Matt Duffer: دقیقاً نه، چون معادل یک‑به‑یک وجود ندارد. بیشتر سعی می‌کنیم روح همان حس را که با آن افراد وقت می‌گذرانیم، به تصویر بکشیم. منظور این است که مایک نزدیک‌ترین شخصیت به دوپلِنگِر ماست. فین در زندگی واقعی شبیه‌ترین به ماست، که احتمالاً دلیل انتخاب او برای نقش بود. فصل ۴ بیشترین خودزندگی‌نگاری را دربارهٔ سختی‌های خاص دورهٔ دبیرستان برای ما داشت. هیچ شخصیت خاصی یک‑به‑یک نبود، اما مسیر داستانی مکس طریقی برای انتقال احساسات بسیاری از ما از دورهٔ دبیرستان بود؛ همان‌طور که برای پسرها نیز صادق است.

    از تاریکی دورهٔ نوجوانی، به‌ویژه در مسیر داستان مکس در فصل ۴، فرار نمی‌کنید. آیا در آن زمان برای شما هم این‌قدر تاریک بود؟ آیا این برنامه را به‌عنوان راهی برای دفع آن می‌دیدید؟

    Matt Duffer: بله، دوران دبیرستان واقعاً بسیار چالش‌برانگیز بود، اما در آن زمان آگاهی از سلامت روان کم بود. این موضوعی نبود که کسی درباره‌اش صحبت می‌کرد. حالا که به‌عقب نگاه می‌کنم، می‌فهمم چه می‌گذشت. اما ترسناک‌تر است وقتی که نمی‌دونی چه اتفاقی در درونت می‌افتد؛ فقط حس می‌کنی که مشکلی وجود دارد. بهترین اتفاقی که برایم با این برنامه رخ داده این است که وقتی کودکان یا نوجوانان (برخی از آن‌ها حالا بزرگ‌تر شده‌اند) به من نزدیک می‌شوند و می‌گویند این برنامه به آن‌ها کمک کرده تا از این دوره عبور کنند.

    اما سپس Eddie را کشته‌اید.

    Matt Duffer: بله، این درست است. اما همیشه از برنامه‌ای مثل «My So‑Called Life» الهام گرفته‌ام. احتمالاً این اولین برنامه‌ای بود که به‌صورت مستقیم به این مسائل می‌پرداخت و واقع‌گرایانه و صادقانه دربارهٔ تجربهٔ دبیرستان یا جوان بودن صحبت می‌کرد. انتشار چنین محتواهایی مهم است چون در زمان رشد ما این‌چنین مواردی کم بود و این کمبود می‌توانست حس انزوا را تقویت کند. همچنین این کاری نیست که مردم با قهرمانان جوان انجام می‌دهند. به همین دلیل در صحنهٔ اول شخصیت‌ها را به فحش می‌اندازیم تا فوراً نشان دهیم این برنامه برنامهٔ کودکان نیست، اگرچه ستاره‌های آن کودکان هستند.

    مت دافر، راس دافر و شون لوی در صحنه، در رویدادی برای «Stranger Things» نتفلیکس در گیلد کارگردانان در ۱۷ آگوست ۲۰۱۷ سخنرانی می‌کردند.Kevin Winter/Getty Images
    مکلاؤگلین، ماتارازو، ولفهارد و نوح شنپ در افتتاحیهٔ سریال «Stranger Things»، فیلمبرداری‌شده در ۲۰۱۵؛ در زیر: مکلاوگلین، شنپ، ماتارازو و ولفهارد در صحنهٔ فصل ۵، عکاسی‌شده در ۲۰۲۴.Netflix/Courtesy Everett Collection; Atsushi Nishijima/Netflix
    تا چه میزانی نمایش «The First Shadow»، که در سال ۱۹۵۹ تنظیم شده و پیش‌زمینهٔ هِنری کریل را معرفی می‌کند، در فصل ۵ تأثیر خواهد گذاشت؟

    Ross Duffer: در فصل ۵ مواردی وجود دارد که مستقیماً به این نمایش ارجاع می‌دهند. حتی به نمایش‌نامهٔ که جویس اجرا کرده — ما یک ارجاع کوچک به آن داریم و نگاهی کوتاه به آن می‌اندازیم. یک پیوند مستقیم وجود دارد.

    Matt Duffer: اما تمام اطلاعاتی که باید بدانید و درک کنید، در خود برنامه است. فکر می‌کنم نمایش‌نامه خود می‌تواند برخی جنبه‌ها را بیشتر برای شما روشن کند.

    T.R. Knight، لوئیس مک‌کارتی و روزی بنتون در «Stranger Things: The First Shadow» روی برادویMatthew Murphy and Evan Zimmerman/Netflix
    شما گفته‌اید که می‌خواهید برنامه همراه با مخاطبانش رشد کند. فصل ۵ در این مسیر چه نقشی دارد؟

    Ross Duffer: فکر می‌کنم فصل ۴ بیش‌ترین خشونت و تاریکی را دارد. در فصل ۳ گاهی صحنه‌های خشن داشتیم، اما به‌صورت سرگرم‌کننده. در فصل ۴ واقعاً می‌خواستیم ترس را ارتقا بدهیم. در فصل ۵ دربارهٔ این موضوع کمتر صحبت شد؛ اما مسلماً نمی‌خواستیم عقب‌نشینی کنیم، می‌توانم بگویم.

    Matt Duffer: به نظر من کلید موفقیت این برنامه این است که راس و من همیشه در تلاشیم تا همه چیز را تا حد ممکن ترسناک کنیم. اما به هر دلیلی می‌توانیم فقط تا حدی ترسناک باشیم. بخشی از موفقیت برنامه ناشی از این است که نتوانستیم به‌اندازۀ دلخواهمان ترسناک باشیم. من واقعاً به این باور دارم.

    می‌خواهید ترسناک باشد، اما …

    Matt Duffer: ما جیمز وان نیستیم؛ نمی‌توانیم. مخصوصاً در فصل ۱ می‌خواستم آن را ترسناک‌تر از آنچه در نهایت شد، داشته باشم. این برنامه دسترس‌پذیرتر از آنچه واقعاً می‌خواستیم شد، که به موفقیت برنامه کمک کرد!

    آیا این کشفی بود دربارهٔ سلیقه‌های خود که متوجه شدید دسترس‌پذیرتر از آنچه فکر می‌کردید هستید؟

    Ross Duffer: فکر می‌کنم بله. بخشی از این به این دلیل است که برنامه در طول ساختن به همان‌جایی که شد، تبدیل شد. اما معتقدم این درست است که سلیقه‌های ما فقط تا این اندازه در زمینهٔ تاریکی و ترس می‌روند.

    از افتتاحیهٔ سریال در فصل ۱ تا افتتاحیهٔ فصل ۵، چه مقدار زمان گذشته است؟

    Ross Duffer: راستش باید بررسی کنم. به یادم نمی‌آید که اولین فصل — آیا در سال ۸۳ بود؟ شاید پنج سال.

    Matt Duffer: پس شاید چهار سال کمتر از واقعیت باشد یا چیزی شبیه به این.

    به‌دلیل تعطیلی به‌دلیل کووید.

    Ross Duffer: اگر دقت کنید، می‌توانید آن را ببینید.

    Matt Duffer: اما نکتهٔ من این است که هیچ‌کس تا به‌حال به آن توجه نکرده است. هر‌چه بزرگ‌تر می‌شوند، اختلاف دراماتیک کمتر می‌شود. حداقل، مجبور شدیم نوشتار را به‌سرعت تنظیم کنیم، زیرا شخصیت‌ها را بیش از حد جوان می‌نویسیدیم. این هنوز یک چالش است.

    Matt Duffer: ما هنوز با این مشکل سر و کار داریم. در حال ضبط صدای بازیگر جیک کونلی هستیم که امسال نقش جدیدی را ایفا می‌کند و صدای او از زمان ضبط اولیه تا کنون به‌طور قابل‌توجهی کم‌رنگ شده است. خوشبختانه فناوری EQ موجود است. امروز فقط صدای او را گوش دادیم؛ همه‌چیز خوب است. برای یک لحظه نگران شدیم، اما مشکلی نیست.

    پس هر چند وقت یکبار شما دو نفر از هم دور می‌شوید؟

    Matt Duffer: از نظر کاری، هرگز از هم جدا نیستیم، مگر وقتی که از طریق کامپیوترهای شخصی‌مان کار می‌کنیم. پس این چقدر فاصله است؟ پنج فوت؟ مواردی بوده که به دلیل اضطراری خانوادگی یا پزشکی راس حضور نداشت. این برای من اضطراب زیادی ایجاد می‌کند.

    طولانی‌ترین زمانی که از هم جدا بوده‌اید، در زندگی، چقدر بوده است؟

    Ross Duffer: شاید وقتی پس از فصل ۴ استراحت کردیم. برای سه هفته یکدیگر را ندیدیم.

    Matt Duffer: احتمالاً پس از اتمام فصل ۵ طولانی‌ترین استراحتی که تا به‌حال داشته‌ایم را خواهیم داشت… احتمالاً حدود سه و نیم هفته، چون قصد دارم با فرزندانم باشم. به‌هر حال این تعطیلات زیادی نیست.

    پس چه فکر می‌کنید که زندگی‌تان در اول ژانویهٔ ۲۰۲۶ چگونه خواهد بود؟ فکر می‌کنید چه کاری انجام خواهید داد؟

    Matt Duffer: فکر می‌کنم دو هفته برای بهبودی داشته باشیم. متوجه شدم که پس از انتشار برنامه فوراً به تعطیلات نرویم؛ چون سر و صدای زیادی و محتوای آنلاین وجود دارد و نمی‌توانید لذت ببرید. بنابراین تصمیم گرفتم دو هفته زمان بدهیم تا همه چیز در جای خود بنشیند. به‌ویژه که این آخرین فصل است؛ پس فقط باید با واکنش‌ها کنار بیاییم. در ده سال گذشته احتمالاً کمتر از سه ماه تعطیلات داشتیم.

    Ross Duffer: اما ما هیجان‌زده هستیم. تقریباً ده سال است که روی پروژهٔ کاملاً جدیدی کار نکرده‌ایم. این پرسش‌وپاسخ از دو مصاحبه ویرایش و خلاصه شده است.

  • خیر، دکتر، رز و سولجر بوی به «انتقام‌جویان: روز رستاخیز» نپیوسته‌اند

    موج اخیر «تصاویر لو رفته» ساخته‌شده با هوش مصنوعی بر روی پل مک‌گان و بیلی پایپر از سریال «دکتر هو»، جنسن اکلس از «The Boys: Vought Rising» و «انتقام‌جویان: روز رستاخیز» متمرکز بوده است.

    این خبر را اولین بار از Bleeding Cool می‌شنوید، یک گزارش اختصاصی! در حالی که تولید فیلم انتقام‌جویان: روز رستاخیز در استودیوهای مارول ادامه دارد، ما شواهد تصویری در دست داریم که نشان می‌دهد دکتر با بازی پل مک‌گان و رز تایلر/دکتر با بازی بیلی پایپر از سریال دکتر هو، و سولجر بوی با بازی جنسن اکلس از سریال The Boys پرایم ویدیو و سریال آینده‌ی The Boys: Vought Rising، به دکتر دووم با بازی رابرت داونی جونیور می‌پیوندند – این هم مدرک پشت صحنه‌ی ما… حالا وقتشه که یک میلیون بازدید بگیریم!!!

    سولجر بوی
    تصویر: پرایم ویدیو؛ بی‌بی‌سی؛ اسکرین‌شات یوتیوب Attractions Magazine؛ Shutterstock.com/Bro Crock

    اگر در چند روز گذشته در شبکه‌های اجتماعی فعال بوده و مانند ما از خوره‌های تشنه‌ی خبر باشید، احتمالاً با این موج عجیب و ناگهانی از تصاویر لو رفته از «پشت صحنه» و «سر صحنه‌ی فیلم‌برداری» مواجه شده‌اید. ما به «دکتر هو»، «Vought Rising» و «روز رستاخیز» اشاره کردیم، چون این‌ها سه نمونه‌ی برتری هستند که در چند روز اخیر دیده‌ایم، اما موارد دیگری هم وجود داشته است. خبر خوب؟ این‌ها هنوز هم چرت‌وپرت‌های هوش مصنوعی هستند. برای مثال، تصویر اکلس در نقش سولجر بوی نتوانسته بود در نمایش نماد «وات» (Vought) ثبات داشته باشد، و تعداد سگک‌های روی لباس سولجر بوی از تعداد کیف‌های کمری شخصیت «کیبل» در کمیک‌های مارول در دهه‌ی ۹۰ میلادی هم بیشتر بود. به‌علاوه، هرچه تعداد شخصیت‌ها در تصویر بیشتر می‌شد، ظاهرشان کمتر به واقعیت شباهت داشت و بیشتر شبیه شخصیت‌های موزیک‌ویدیوی «Black Hole Sun» از گروه ساندگاردن می‌شدند.

    خبر بد؟ این چرت‌وپرت‌های هوش مصنوعی روزبه‌روز بهتر می‌شوند – که این موضوع کار ما را بسیار دشوارتر می‌کند و تشخیص واقعیت از طعمه‌های کلیکی (clickbait) را برای جامعه‌ی طرفداران آسان‌تر نمی‌کند. بیایید این واقعیت را کنار بگذاریم که هوش مصنوعی مولد اساساً در حال سرقت آثار دیگران و تبدیل آن‌ها به یک هیولای فرانکنشتاینی است که عده‌ای می‌خواهند آن را به‌عنوان هنر اصیل جا بزنند. چون واقعیت همین است. این را یک مداخله‌ی میانی در سرمقاله در نظر بگیرید. باز هم، با نادیده گرفتن سابقه‌ی بدی که هوش مصنوعی از قبل دارد، چرا باید با نشان دادن اینکه هوش مصنوعی چقدر راحت می‌تواند لذتی مانند طرفدار بودن را خراب کند، این سابقه را بدتر کرد؟ فقط برای چند کلیک ارزان؟

    ما مدام از طرفداران می‌شنویم که چقدر از پوشش خبری فیلم‌ها، سریال‌ها، کمیک‌ها، بازی‌های ویدیویی و غیره از دیدگاه یک منبع سوم (سایت‌هایی مانند Bleeding Cool) قدردانی می‌کنند و اینکه مجبور نیستند تنها به بیانیه‌های مطبوعاتی استودیوها و سرویس‌های استریم تکیه کنند. وقتی یکی دو سایت شروع به ترویج خیال‌پردازی‌های طرفدارانه تولیدشده با هوش مصنوعی کنند و آن را به‌عنوان حقیقت (یا شاید حقیقت احتمالی، تا وقتی همه چیز خراب شد راه فراری داشته باشند) به خورد مخاطب بدهند، طولی نمی‌کشد که اثر دومینویی آن آغاز شود. و وقتی این اتفاق بیفتد، هیچ‌کس برنده نخواهد بود. بنابراین، دفعه‌ی بعد که تصویری آنلاین از کریستوفر اکلستون و راسل تی. دیویس دیدید که در حال «بزن قدش» با ویلیام شاتنر در پشت صحنه‌ی ویژه‌برنامه‌ی کریسمس ۲۰۲۶ سریال دکتر هو هستند، شاید بهتر باشد لحظه‌ای مکث کرده و نظر دومی را هم جویا شوید.

  • دنوش: «چهره یک مرد دل‌شکسته را دارم»؛ او همچنین فاش کرد که ارتباط برقرار کردن با نقشش در فیلم «Tere Ishk Mein» بسیار آسان است

    دنوش در فیلم «Tere Ishk Mein» به کارگردانی آناند ال رای، نقش شانکار را بازی می‌کند. کریتی سانون نیز در این فیلم حضور دارد.

    دنوش برای اکران فیلم «Tere Ishk Mein» که در آن نقش اصلی را بر عهده دارد، آماده می‌شود. این بازیگر به همراه هم‌بازی خود، کریتی سانون و کارگردان، آناند ال رای، مشغول تبلیغ این فیلم است. او روز شنبه در دهلی حضور داشت و در آنجا درباره شخصیت شانکار و اینکه این نقش هیچ ارتباطی با «پرخاشگری» ندارد، صحبت کرد. (همچنین بخوانید: نه رولکس و نه امگا، این ساعت کمتر از ۱ دلاری محبوب‌ترین ساعت در کلکسیون ستاره تامیلی، دنوش، است)

    دنوش در حال تبلیغ فیلم «Tere Ishk Mein» در PVR Plaza، کانات پِلیس، در دهلی نو. (عکس از PTI) (PTI11_22_2025_000411B)(PTI)
    دنوش در حال تبلیغ فیلم «Tere Ishk Mein» در PVR Plaza، کانات پِلیس، در دهلی نو. (عکس از PTI) (PTI11_22_2025_000411B)(PTI)

    صحبت‌های دنوش

    دنوش در گفتگو با خبرگزاری ANI گفت که آناند ال رای و هم‌بازی‌اش، کریتی سانون، یک بار به او گفته بودند که «چهره یک مرد دل‌شکسته» را دارد. دنوش ادامه داد که او این گفته را به عنوان یک تعریف پذیرفته و موافقت کرد: «من چهره‌ای عالی برای شکست عشقی دارم… چهره یک مرد دل‌شکسته.»

    دنوش درباره فیلم «Tere Ishk Mein» و ایفای نقش شانکار توضیح داد: «ارتباط برقرار کردن با شانکار بسیار آسان است، اما او چالش‌های خاص خودش را دارد که فعلاً نمی‌توانم زیاد درباره‌شان صحبت کنم. وقتی فیلم را ببینید، متوجه خواهید شد که او برای ایفای این نقش، باید با این چالش‌ها روبرو می‌شد. وقتی یک بازیگر فیلم‌نامه را می‌خواند و با چنین چالش‌هایی مواجه می‌شود، با هیجان آن را می‌پذیرد و با خود می‌گوید: بله، این همان چیزی است که منتظرش بودم. حالا می‌توانم کار متفاوتی انجام دهم. دیگر لازم نیست فقط دیالوگ‌ها را حفظ کنم، جلوی دوربین بروم، آن‌ها را بگویم و برگردم. باید روی آن کار کنم… این نقش هیچ ارتباطی با پرخاشگری یا موارد مشابه ندارد. فقط یک نقش خوب و بسیار چالش‌برانگیز است.»

    دنوش به‌عنوان بازیگر، کارگردان و تهیه‌کننده سال پرکاری را پشت سر گذاشت. امسال، او در فیلم «کوبرا» به کارگردانی شکار کامولا که به زبان‌های تامیلی و تلوگو اکران شد، ایفای نقش کرد. او همچنین نویسندگی، کارگردانی، تهیه‌کنندگی و بازیگری در فیلم «ایدلی کادای» را بر عهده داشت. دنوش همچنین برادرزاده‌اش، پاویش، را در فیلم «Nilavaku En Mel Ennadi Kobam» که کارگردانی و تهیه‌کنندگی آن را نیز خود انجام داده بود، معرفی کرد. «Tere Ishk Mein» آخرین فیلم او در سال جاری است که در تاریخ ۲۸ نوامبر (۸ آذر) روی پرده سینماها می‌رود.

  • تولیدکنندهٔ «Chhota Bheem»، تیم کارگردان «Ultramarines» دربارهٔ هم‌تولید هندی‑بریتانیایی «قاتل» (انحصاری)

    قاتل
    انیمیشن گرین گولد / انیمیشن رد کایت

    غول انیمیشن هندی، انیمیشن گرین گولد، استودیویی که پشت‌صحنهٔ فرنچایز محبوب کودکان «چوتا بهیم» را دارد، و انیمیشن رد کایت مستقر در بریتانیا، برای ساخت «قاتل»، یک اثر انیمیشنی برای بزرگسالان، که نقطه عطفی در همکاری تولیدی هندی‑بریتانیایی به شمار می‌آید، به‌هم پیوستند.

    این پروژه در بازار فیلم WAVES، بخش بازاریابی جشنواره بین‌المللی فیلم هند در گوا، توسط راجیف چیلاکا، موسس و مدیرعامل انیمیشن گرین گولد، و کن اندرسون، موسس و مدیرعامل انیمیشن رد کایت، رونمایی شد.

    «قاتل» توسط مارتین پیک نگاشته و کارگردانی شده است؛ پیش از این وی کارگردانی فیلم انیمیشن اکشن CGI «الترامارینز: فیلم وارهمر ۴۰٬۰۰۰» (۲۰۱۰) را به عهده داشته است. مارثا مک‌دیارمید که به خاطر کارش در «نسسی جونیور» شناخته می‌شود، به عنوان ویراستار فیلمنامه مشغول است و همکاری خلاقانه‌اش با رد کایت را ادامه می‌دهد.

    فیلم در یک کلان‌شهر نزدیک به آینده، که به‌دلیل یک فاجعه صنعتی ویرانگر به تکه‌تکه درآمده، می‌گذرد و داستان یک مرد جوان عادی را دنبال می‌کند که پس از این فاجعه به نقطهٔ شکستن می‌رسد. در حالی که قدرت‌های شرکتی دست‌هایشان را بر شهر سفت‌تر می‌کنند، جستجوی او برای عدالت او را به تبدیل‌پذیری خطرناک می‌کشاند و رویدادهایی را بر می‌انگیزد که از درون به نظام چالش می‌زنند.

    ««قاتل» فیلم اکشن فوق‌سینمایی است که با به کارگیری تصاویر جسورانهٔ قرن ۲۱، تجربهٔ احساسی عمیقی از سفر جسمی و روانی قهرمان به مخاطب ارائه می‌دهد. برای من این نقطهٔ اوج کارنامه‌ای است که انیمیشن و فیلم زنده را برای بیشینهٔ توان بیان ترکیب کرده‌ام؛ در چارچوب نیروی دینامیک ژانر و روایت تجاری. رد کایت بینش عالی، چه از لحاظ تجاری و چه از لحاظ خلاقانه، دربارهٔ انیمیشن و فیلم به عنوان روایت و به عنوان یک رسانهٔ بصری دارد. گرین گولد مهارت هنری برجسته و درک عمیق را با یک خط تولید قدرتمند ترکیب می‌کند. آنها شریکان ایده‌آلی برای به حقیقت رساندن چشم‌انداز بی‌نظیر «قاتل» هستند»، پیک گفت.

    توسعهٔ بصری تحت رهبری پیک و به‌هم‌کاری تیم طراحی مستقر در حیدرآباد از انیمیشن گرین گولد انجام می‌شود؛ آثار مفهومی و اکتشافات حال‌وحال آن‌ها پایهٔ سبک‌شناسی برای این اثر انیمیشنی جاه‌طلبانه را می‌سازند.

    این همکاری گامی خلاقانه برای انیمیشن گرین گولد است که پیش از این شهرت خود را بر پایهٔ محتوای مناسب برای خانواده، به‌ویژه فرنچایز «چوتا بهیم»، ساخته بود. این مشارکت نشان‌دهندهٔ گسترش استودیوی به سمت انیمیشن‌های بزرگسالانه و مشارکت‌های جهانی در زمینهٔ هم‌تولید است.

    هدف فیلم این است که تحت پیمان هم‌تولیدی هند‑بریتانیایی مجوز دریافت کند؛ تولید آن در حیدرآباد و بریتانیا برنامه‌ریزی شده است. استراتژی مالی شامل اعتبار مالیاتی فیلم‌های مستقل بریتانیا می‌شود و هر دو استودیوی مشارکت‌کننده به‌عنوان شرکای برابر در تمام مراحل توسعه، تولید و توزیع حضور دارند.

    ««این همکاری نماد هم‌راستایی قدرتمند بین آرزو و انرژی خلاقانه است»، اندرسون گفت. ««قاتل» به قلمرو جدید و جسورانه‌ای در زمینهٔ انیمیشن بزرگسالان می‌پردازد و همکاری با راجیف و هنرمندان برجستهٔ انیمیشن گرین گولد به فیلم هویت بصری گسترده‌ای از همان ابتدا می‌بخشد.»

    چیلکا افزود: «انیمیشن گرین گولد همواره ایده‌های اصیل و روایت‌های بصری متمایز را ترویج داده است. همکاری با رد کایت در این اثر هندی‑بریتانیایی تعهد ما به همکاری جهانی و خلق سینمای انیمیشنی پیش‌برنده مرزها را تقویت می‌کند.»

    این پروژه ترکیبی از فیلم‌برداری لحظه‌ای (guerrilla) زنده، روتوسکوپی و تکنیک‌های انیمیشن پیشرفته است. در حال حاضر فیلم در مرحلهٔ توسعه فعال است و برنامه‌ریزی مالی و تولید در دست انجام می‌باشد.

  • شروع ساخت فیلم «اوته‌لو» اویلویو و بروکلی

    Paramount+

    شرکت EON Productions به رهبری باربارا بروکلی، که پیش از خرید توسط آمازون، کنترل‌کنندهٔ پیشین مجموعه جیمز باند بود، با کمیتهٔ فیلم قطر برای اقتباس فیلمی جدید از نمایشنامهٔ ویلیام شکسپیر «اوته‌لو» همکاری می‌کند.

    این نخستین پروژهٔ بروکلی پس از فروش حقوق باند به آمازون ایم‌جی‌ام است؛ این فیلم اقتباسی از تولیدی است که به کارگردانی سام گولد و برای اولین بار در سال ۲۰۱۶ در کارگاه تئاتر نیویورک اجرا شد.

    در آن نسخه، متن کلاسیک در صحرای مدرن و جنگ‌زده‌ای در خاورمیانه بازآفرینی می‌شود. دیوید اویلویو هم به عنوان کارگردان و هم نقش اصلی اوته‌لو را در این فیلم ایفا می‌کند.

    در کنار آن‌ها، ریچل بروسنان نقش دسدمونا و سینتیا اریوو به عنوان همسر ایاغو، امیلیا، به ایفای نقش می‌پردازند. هنوز مشخص نیست چه کسی نقش کلیدی ایاغو را خواهد بازی کرد؛ اگرچه دنیل کریگ این نقش را در نسخهٔ صحنه‌ای ۲۰۱۶ همراه با اویلویو و بروسنان ایفا کرد. گزارش Showbiz 411 می‌گوید کریگ هنوز در این پروژه مشارکت دارد.

    این پروژه قرار است در پاییز آینده در دوحه فیلمبرداری شود. اویلویو در بیانیه‌ای می‌گوید:

    «نسخهٔ سینمایی «اوته‌لو» ما به‌طور تند و تیز مدرن و بی‌باکانهٔ بلندپروازی است. برای رسیدن به این هدف، نیاز به بازیگرانی بی‌باک دارید. سینتیا نه تنها استعدادی نسل‌ساز است، بلکه دوستی عزیز که همیشه مشتاق همکاری با او هستم. ریچل نیز رویای بازی در کنار او در تولید صحنه‌ای اولیه‌مان بود و برای ما ستون الهام‌بخشی بوده است تا نسخهٔ تازهٔ این داستان افسانه‌ای را بسازیم.»

    تولید این فیلم از مشوق جدید تولیدات صفحهٔ قطر (Qatar Screen Production Incentive) استفاده خواهد کرد که تا ۵۰٪ بازپرداخت نقدی ارائه می‌دهد. بروکلی به همراه نیکی بنتهم و اویلویو، تهیه‌کنندهٔ این فیلم خواهد بود.

    انتخاب بازیگرهای دیگر برای نقش‌های کلیدی مانند ایاغو، کاسیو، بیانکا، برابانتیو و رودریگو در زمان دیگری اعلام خواهد شد.

    منبع: Screen

  • وکیل پریا ساشدف در بحبوحه دعوای حقوقی بر سر ارث سانجی کاپور، با ارائه رسید در دادگاه اعلام کرد: «۹۵ لک روپیه برای هر ترم دختر کاریشما کاپور پرداخت شده است»

    وکیل پریا ساشدف در بحبوحه دعوای حقوقی بر سر ارث سانجی کاپور، با ارائه رسید در دادگاه اعلام کرد: «۹۵ لک روپیه برای هر ترم دختر کاریشما کاپور پرداخت شده است»

    در سومین روز از نبرد حقوقی بر سر وصیت‌نامه صنعتگر فقید، سانجی کاپور، دادگاه عالی دهلی به دفاعیات دقیق تیم حقوقی پریا کاپور در برابر اتهامات مطرح‌شده از سوی کاریشما کاپور گوش داد. برای آن دسته از مخاطبانی که در جریان نیستند، باید گفت که فرزندان کاریشما و همسر بیوه سانجی کاپور بر سر ارثیه ۳۰ هزار کرور روپیه‌ای او درگیر یک کشمکش حقوقی هستند. فرزندان کاریشما دادخواستی ارائه کرده و مدعی شده‌اند که پریا وصیت‌نامه او را جعل کرده است. در جلسه پیشین، دختر کاریشما ادعا کرده بود که شهریه دو ماه دانشگاهش پرداخت نشده است؛ موضوعی که دادگاه را بر آن داشت تا به هر دو طرف یادآوری کند که از ایجاد صحنه‌های ملودراماتیک خودداری کنند.

    با این حال، شایل ترهان، وکیل پریا، اسناد و مدارک گسترده‌ای را برای رد ادعای پیشین مبنی بر عدم پرداخت شهریه دانشگاه فرزندان ارائه کرد. او رسیدی به مبلغ ۹۵ لک روپیه برای هر ترم را نشان داد که تأیید می‌کرد پرداخت قبلاً انجام شده و روشن ساخت که قسط بعدی برای ترم دوم، در ماه دسامبر سررسید می‌شود.

    این موضوع مستقیماً با جلسه قبلی در تضاد بود که طی آن وکیل دختر کاریشما ادعا کرده بود شهریه دو ماه پرداخت نشده است. پس از حل مسئله شهریه، دادگاه به موضوع اصلی، یعنی صحت وصیت‌نامه سانجی که کاریشما و فرزندانش آن را زیر سؤال برده‌اند، بازگشت. سپس تیم دفاع، کل روند شکل‌گیری وصیت‌نامه را برای دادگاه تشریح کرد.

    آنها توضیح دادند که پیش‌نویس اولیه روی لپ‌تاپ نیتین شارما، وکیلی که مسئول این سند بود، تهیه شده است. سوگندنامه او با ارائه اسکرین‌شات‌ها، تاریخچه فایل‌ها و فراداده‌ها (metadata) از این ادعا پشتیبانی می‌کرد. شارما حتی لپ‌تاپ خود را در دادگاه حاضر کرد و به هیئت قضات این فرصت را داد تا جزئیات را شخصاً تأیید کنند.

    سپس تیم دفاع، جدول زمانی ویرایش‌ها را شرح داد: سانجی پیش‌نویس را در ۱۰ مارس ۲۰۲۵ بررسی کرد، نظرات خود را طی چند روز بعد ارسال نمود و نسخه نهایی در ۱۷ مارس ۲۰۲۵ تکمیل شد. این برچسب زمانی کاملاً با اقرار خود شاکیان مبنی بر اینکه سانجی در همان روز به دهلی رسیده بود، مطابقت داشت. سوابق سفر ارائه‌شده در دادگاه نیز با فراداده‌ها همخوانی داشت و یک گاه‌شمار یکپارچه دیجیتال و فیزیکی را ایجاد می‌کرد.

    زنجیره نگهداری سند نیز به‌طور کامل تشریح شد؛ از ایجاد فایل ورد تا تبدیل آن به یک فایل PDF امضاشده، از رد و بدل ایمیل‌ها بین شارما و حسابدار، دینش آگاروال، تا تغییر نام، ارسال و لحظه‌ای که سانجی در ساعت ۵:۰۱ بعدازظهر وصیت‌نامه را در گروه واتس‌اپ «دفتر خانواده» مشاهده کرد. همه این مراحل با گزارش‌ها، اسکرین‌شات‌ها و اظهارات سوگندخورده پشتیبانی می‌شد.

    ادعای جدید شاکیان – مبنی بر اینکه ممکن است امضای روی وصیت‌نامه جعلی باشد – قاطعانه رد شد. تیم دفاع تأکید کرد که همین امضا توسط کاریشما و فرزندان برای کسب منافعی به ارزش ۲ هزار کرور روپیه از «تراست خانوادگی آر.کی» استفاده شده بود. آنها هرگز صحت آن را تا زمان بروز اختلاف بر سر وصیت‌نامه که تنها به دارایی‌های شخصی باقی‌مانده سانجی، از جمله ۶.۵٪ سهام او در شرکت AIPL و برخی املاک بین‌المللی مربوط می‌شود، زیر سؤال نبرده بودند.

    هر دو شاهد تصدیق‌کننده، شارما و آگاروال، در سوگندنامه‌های خود مجدداً تأیید کردند که امضا معتبر بوده و به‌درستی گواهی شده است. ایمیل‌های ارائه‌شده در دادگاه همچنین نشان داد که پس از مرگ سانجی، آگاروال بلافاصله با مجری وصیت‌نامه تماس گرفته است. مجری، وصیت‌نامه اصلی را در ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵ دریافت کرد؛ تحویلی که خود شاکیان به‌صورت کتبی آن را تأیید کرده‌اند. برای چندین هفته پس از درگذشت سانجی، شاکیان درخواستی برای وصیت‌نامه نداشتند و در عوض بر روی اوراق تراست تمرکز کرده بودند که این امر ادعای آنها مبنی بر پنهان‌کاری را تضعیف می‌کند.

    ادعای دیگر – مبنی بر اینکه وصیت‌نامه به دلیل عدم ثبت رسمی، مشکوک به نظر می‌رسد – نیز رد شد. تیم دفاع روشن ساخت که ثبت وصیت‌نامه طبق قوانین هند الزامی نیست و در دهلی نیازی به تأیید دادگاهی (probate) ندارد. علاوه بر این، از آنجا که بخش بزرگی از اموال غیرمنقول سانجی در خارج از کشور قرار دارد، در هر صورت نیازی به تأیید دادگاهی نبوده است. رویه‌های قضایی مرتبط نیز برای تقویت این استدلال‌ها ارائه شد.

    پیش از پایان جلسه، تیم دفاع بر رفتار پریا کاپور از زمان درگذشت سانجی کاپور تأکید کرد و خاطرنشان ساخت که او بیش از ۱ کرور روپیه برای تحصیل، مراقبت‌های بهداشتی و رفاه کلی فرزندان هزینه کرده است که کاملاً مطابق با الزامات تراست و وصیت‌نامه بوده است. در همین حال، راجیو نایار، وکیل ارشد پریا، به دادگاه گفت که این یک «سنت پسندیده» است که یک شوهر دارایی‌های خود را برای همسرش به ارث بگذارد. او با اشاره به وصیت‌نامه پدر سانجی گفت: «اینکه شوهری تمام دارایی‌های خود را به همسرش بدهد، هیچ‌چیز مشکوکی ندارد. همان‌طور که در وصیت‌نامه پدر همسرم نیز چنین بود و همه چیز به همسرش واگذار شد. این یک سنت پسندیده است که شاید حفظ شده باشد.»

    در میان این نبرد حقوقی پر سر و صدا، گزارش شده است که این بازیگر قرارداد اجاره آپارتمان مسکونی خود را در منطقه باندرا وست بمبئی تمدید کرده است. طبق اسناد بررسی‌شده توسط «اسکوئر یاردز»، بازیگر فیلم «دل دیوانه است» قرارداد یک‌ساله جدیدی به ارزش ۶۶.۱۲ لک روپیه برای خانه لوکس خود امضا کرده است.

    در همین حال، در مصاحبه‌ای اخیر، از آرمان جین، پسرعموی کاریشما، درباره نحوه کنار آمدن خانواده کاپور با برخی حوادث اخیر از جمله درگذشت سانجی کاپور و حمله به سیف علی خان سؤال شد. جین فاش کرد که آنها مانند یک ارتش در کنار هم ایستاده‌اند و بازگشت قدرتمندانه در خون کاپورهاست.

  • اگر دنبال راهی برای کاهش هزینه‌های سئو هستید…

    اگر دغدغه کاهش هزینه‌های سئو سایت خود را دارید، صدرنشین دقیقاً برای شماست. ما در صدرنشین امکانی ویژه به نام «سیستم سفارشی‌سازی پلن رپورتاژ» داریم که مشابه آن در هیچ جای دیگری (حداقل فعلاً🧐) وجود ندارد. با استفاده از این سیستم، شما می‌توانید به جای انتخاب از میان پلن‌های آماده [و بعضاً گران‌قیمت] رسانه‌ها، هنگام ثبت سفارش رپورتاژ آگهی، هر آنچه را نیاز دارید انتخاب کنید و فقط به همان اندازه هزینه بپردازید!

    کاربران ما با این سیستم توانسته‌اند تا ۵۰ درصد در هزینه‌های سئو سایت خود صرفه‌جویی کنند! پس پیشنهاد می‌کنیم شما هم به جمع کاربران ما بپیوندید تا از مزایای این سیستم بهره‌مند شوید.

    تصویر گرافیکی نمایش‌دهنده سیستم سفارشی‌سازی رپورتاژ در صدرنشینتصویر گرافیکی برای تاکید بر صرفه‌جویی در هزینه‌های سئو

    مسیر صدرنشینی را در کنار هم طی می‌کنیم!

    صدرنشین به‌عنوان یک پلتفرم تخصصی سئو و دیجیتال مارکتینگ، در خدمت شماست تا تمام مراحل بهبود سئو سایت را به راحت‌ترین شکل ممکن برایتان فراهم کند. تمام تلاش ما در صدرنشین، ارائه خدمات باکیفیتی است که بتوانیم در مسیر رسیدن به خواسته‌ها و اهداف‌تان، در کنار شما باشیم. برای رسیدن به این هدف، امکانات و ویژگی‌هایی منحصربه‌فرد را ارائه کرده‌ایم تا پاسخگوی دغدغه‌ها و چالش‌های شما باشد.

    همچنین مشاوران و کارشناسان ما در هر مرحله از فرایندهای سئو و دیجیتال مارکتینگ کسب‌وکارتان، آماده پاسخگویی به درخواست‌های شما هستند.

    خدمات صدرنشین

    بهبود سئو داخلی

    بهینه‌سازی سئو داخلی سایت با آنالیز محتوا، لینک‌سازی داخلی و لندینگ پیج‌ها

    خرید رپورتاژ آگهی

    انتشار اخبار کسب‌وکار شما در رسانه‌های معتبر

    تولید محتوا

    تولید محتوای حرفه‌ای در راستای اهداف شما

    افزایش فروش کسب‌وکار

    افزایش فروش کسب‌وکار اینترنتی شما با تکنیک‌های نوین دیجیتال مارکتینگ

    جلسات مشاوره

    جلسات مشاوره با کارشناسان خبره سئو و دیجیتال مارکتینگ

    صاحب رسانه هستید؟

    با صدرنشین کسب درآمد کنید!

    اگر رسانه معتبری دارید، صدرنشین آماده همکاری با شماست. کافی است با استفاده از دکمه زیر، فرم درخواست را تکمیل کنید تا پس از بررسی و تأیید، سفارشات رپورتاژ آگهی را برای شما ارسال کنیم!

    پشتیبانی ۲۴ ساعته صدرنشین

    پشتیبانی مشتریان

    علاوه بر سیستم پشتیبانی داخل پنل کاربری، می‌توانید مستقیماً با اکانت تلگرام زیر در هر ساعت از شبانه‌روز، درخواست خود را مطرح نمایید.

    پشتیبانی رسانه‌ها

    صاحبان رسانه‌های عزیز می‌توانند برای تسهیل و تسریع در فرایند پاسخگویی، از طریق اکانت تلگرام زیر، با واحد پشتیبانی ناشران در تماس باشند.

  • هیو جکمن درباره بازگشت به دنیای سینمایی مارول (MCU) به‌عنوان ولورین برای ترکیب با انتقام‌جویان: «من دیگر هرگز نگویم ‘هرگز’»

    هیو جکمن در نقش ولورین در حالت خمیده برای حمله

    اگرچه در ابتدا این شخصیت را از صحنه کنار گذاشت، بازگشت هیو جکمن به‌عنوان لاگان/ولورین به یک موفقیت رکوردشکن تبدیل شد. ۲۴ سال پس از اولین حضورش در ایکس‌من، او در کنار رایان رینولدز در ددپول & ولورین بازی کرد که تا به‌حال پرفروش‌ترین تجربهٔ او به عنوان این ابرقهرمان بود.

    از آن زمان به‌بعد، گمانه‌زنی‌ها به‌شدت حول این سؤال می‌چرخند که جکمن تا چه مدت دیگر ولورین را بازی خواهد کرد. خود فیلم حتی این شایعات را با گفتن ددپول توسط رینولدز تشدید کرد که “تا وقتی که ۹۰ ساله می‌شوم.” این نقش را دوباره ایفا می‌کند. شایعات پس از این که مارول تأیید کرد ستارگان اصلی ایکس‌من در انتقام‌جویان: روز قیامت ظاهر خواهند شد، بیشتر شد.

    به‌تازگی، جکمن دربارهٔ این‌که آیا برای روز قیامت یا دنباله‌اش، انتقام‌جویان: جنگ‌های مخفی. به MCU باز می‌گردد یا نه، اظهار نظر کرد. به گزارش Digital Spy، ستارهٔ Song Sung Blue گفت “من دیگر هرگز نخواهم گفت «هرگز».

    من این را تا روزی که نظرم را تغییر دادم منظور داشتم“, او ادامه داد. “من این را برای چندین سال منظور داشتم. من تا به‌حال ده فیلم انجام داده‌ام، پس فکر می‌کنم برای یک نسخهٔ هوش مصنوعی از من کافی است!”

    دِدپول و ولورین استودیو مارول - تصویر بندانگشتی که نمی‌توانید فراموشش کنید

    بهار امسال، او هنگام مواجهه با سؤال این‌که آیا او یک مخفیانهٔ روز قیامت حضور. من واقعاً نمی‌توانم زیاد بگویم، جز وقتی که می‌گویید ‘ظاهر شدن’، در واقع شبیه تسلط و نابود کردن تمام شخصیت‌های دیگر است—دارم شوخی می‌کنم“, جکمن شوخی کرد. “من واقعاً چیزی برای افزودن ندارم، و اگر داشتم، راهی خیلی خنک پیدا می‌کردم تا آن را نگوییم، اما در واقع چیزی برای افزودن ندارم.

    علیرغم ابهام جکمن و عدم تأیید حضور او در روز قیامت یا جنگ‌های مخفی، احتمال حضورش همچنان زیاد به نظر می‌رسد. رئیس استودیوهای مارول، کوین فیگی، پیش از این گفته بود: “برنامه‌ها با ددپول و ولورین همیشه یکسان است: ما همیشه می‌پرسیم که کجا می‌توانیم آن‌ها را جا بدهیم و با چه سرعتی.

    با این حال، آیندهٔ جکمن و رینولدز در دنیای سینمایی مارول به شدت به روایت چندجهانی جاری وابسته است، که روز قیامت و جنگ‌های مخفی را به‌عنوان فیلم‌های محتمل‌ترین برای حضورشان معرفی می‌کند. مگر اینکه مارول تصمیم به سرمایه‌گذاری در یک اسپین‑آف بگیرد. به همین ترتیب، به نظر می‌رسد MCU در مسیر جدیدی با فرانچایز ایکس‌من حرکت می‌کند، چرا که کارگردان Thunderbolts* جیک شریر قرار است بازسازی‌ای را به عهده گیرد.

    این، همراه با این‌که ددپول و ولورین در دنیایی متفاوت از MCU اصلی حضور دارند، دوام طولانی آن‌ها را به‌عنوان بخشی از این فرانچایز بزرگ‌ساز کوتاه می‌کند. صرف‌نظر از اینکه جکمن به عنوان ولورین بازگردد یا نه، انتقام‌جویان: روز قیامت برای اکران در سینماها در تاریخ ۱۸ دسامبر ۲۰۲۶ برنامه‌ریزی شده است.

  • قرارداد ۶۰ میلیون دلاری صداپیشگان «یخ‌زده» آنقدرها هم عجیب نیست: چگونه دستمزد ستاره‌های انیمیشن سر به فلک کشید | تحلیل

    قراردادهای مالی کریستن بل، جاش گد و ایدینا منزل برای بازگشت به این مجموعه شاید هنگفت به نظر برسد، اما ماجرا پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.

    پوستر انیمیشن یخ‌زده

    دستمزد باورنکردنی ۶۰ میلیون دلاری که کریستن بل، ایدینا منزل و جاش گد برای صداپیشگی شخصیت‌هایشان در دنباله‌های آینده انیمیشن دیزنی، یعنی «یخ‌زده ۳» و «یخ‌زده ۴»، دریافت می‌کنند، ممکن است برای برخی مبلغی سرسام‌آور برای کاری به نظر برسد که می‌توان آن را با لباس راحتی در خانه انجام داد.

    اما این اتفاق بیش از آنکه ناگهانی باشد، یک روند طبیعی و تدریجی است.

    وب‌سایت TheWrap روز چهارشنبه به طور اختصاصی گزارش داد که سه بازیگر اصلی «یخ‌زده» به توافقی دست یافته‌اند که ارزش آن برای هر کدام بیش از ۶۰ میلیون دلار است. این قرارداد در صورت تولید و موفقیت هر دو فیلم، می‌تواند آن‌ها را به پردرآمدترین بازیگران تاریخ انیمیشن تبدیل کند. «یخ‌زده» در حال حاضر مسلماً سودآورترین فرنچایز در امپراتوری دیزنی است؛ دو فیلم این مجموعه هر کدام بیش از ۱ میلیارد دلار فروش داشته‌اند و جاذبه‌های پارک‌های موضوعی و فروش محصولات جانبی آن سالانه میلیاردها دلار درآمدزایی می‌کند.

    البته همه از این موضوع خوشحال نیستند.

    یکی از کارگردانان انیمیشن که نخواست نامش فاش شود به TheWrap گفت: «برای من دیوانه‌کننده است که بودجه دستمزد سه ستاره، تقریباً به اندازه هزینه ساخت خود فیلم است؛ ستاره‌هایی که از درآمدهای جانبی نیز پول‌های هنگفتی به جیب می‌زنند، در حالی که کارگردانان و هنرمندانی که سال‌ها از عمر خود را صرف ساخت آن فیلم‌ها می‌کنند، در مقایسه دستمزدی ناچیز می‌گیرند و حتی یک ریال هم از حق امتیاز شخصیت‌هایی که میلیاردها دلار درآمدزایی می‌کنند، به دست نمی‌آورند.» او اضافه کرد که بیل شواب شخصیت اولاف را طراحی کرده، اما دستمزدش کسری از مبلغی است که جاش گد دریافت می‌کند.

    این کارگردان افزود: «من با پرداخت دستمزد به صداپیشگان مشکلی ندارم. مسئله من این عدم توازن است.»

    اما ریشه این عدم توازن به گذشته‌های دور بازمی‌گردد.

    اگرچه دستمزدهای کلان بل، منزل و گد ارزش این بازیگران را برای این فرنچایز طلایی نشان می‌دهد، اما این ارقام در واقع چندان هم منحصربه‌فرد نیستند. در حقیقت، ریشه این موضوع را می‌توان در یک لحظه بسیار مهم در تاریخ انیمیشن و صداپیشگی جستجو کرد.

    شخصیت جینی در انیمیشن علاءالدین

    یک مرد و یک تابلو نقاشی

    در قراردادی که توسط ایجنت بزرگ، مایکل اویتز، تنظیم شد و در حالی که فیلم با سرعت به سمت اکران برنامه‌ریزی‌شده خود در سال ۱۹۹۲ پیش می‌رفت، رابین ویلیامز برای ایفای نقش «جینی» در انیمیشن «علاءالدین» والت دیزنی قرارداد امضا کرد. این اتفاق غیرمعمول بود؛ چرا که آثار موفقی مانند «دیو و دلبر» و «پری دریایی کوچولو» بر صداپیشگان باتجربه‌ای تکیه داشتند که نامشان برای عموم مردم چندان شناخته‌شده نبود. اما این ریسک نتیجه داد و در نهایت، تاریخ سینما را تغییر داد.

    ویلیامز پیش از این هم عضوی از خانواده دیزنی بود. او در سال ۱۹۸۰ در فیلم «پاپای» به کارگردانی رابرت آلتمن، که تولید مشترکی با پارامونت پیکچرز بود، بازی کرده بود. سپس در سال ۱۹۸۷ در فیلم «صبح بخیر، ویتنام» که پس از دوره ترک اعتیاد علنی او به کوکائین ساخته شد، ایفای نقش کرد (در آن زمان ویلیامز به شوخی می‌گفت که دیزنی بازیگرانش را از دم در کلینیک بتی فورد انتخاب می‌کند). و پس از آن در سال ۱۹۸۹ در فیلم «انجمن شاعران مرده» بازی کرد که برایش نامزدی اسکار بهترین بازیگر مرد را به ارمغان آورد. ویلیامز همچنین در فیلم کوتاه «بازگشت به ناکجاآباد» که بخشی از جاذبه «جادوی انیمیشن والت دیزنی» در استودیوی تازه تأسیس دیزنی-ام‌جی‌ام بود، حضور داشت.

    به گفته جیمز بی. استوارت در کتاب «جنگ دیزنی»، این بازیگر ظاهراً به خاطر جهشی که «انجمن شاعران مرده» در حرفه‌اش ایجاد کرده بود، قدردان بود و موافقت کرد که در «علاءالدین» با «دستمزدی حداقلی، کمتر از ۵۰۰ دلار در روز» کار کند؛ مبلغی که با دستمزد ۸ میلیون دلاری او در آن زمان فاصله زیادی داشت. اویتز در کتاب خاطراتش می‌گوید که قرار بود ویلیامز برای کل فیلم «علاءالدین» سه روز کار صداپیشگی انجام دهد، اما «بداهه‌پردازی‌های او آنقدر خنده‌دار و پربار بود که مایکل آیزنر فیلمنامه را کنار گذاشت و فیلم را حول محور رابین بازسازی کرد – بدون آنکه دستمزد او را تغییر دهد.»

    رابین ویلیامز و باب ایگر
    رابین ویلیامز به همراه باب ایگر در سال ۲۰۰۹ (Adam Larkey/Getty Images)

    این فیلم در سراسر جهان بیش از ۵۰۲ میلیون دلار فروش کرد و دو جایزه اسکار برای بهترین ترانه و بهترین موسیقی متن، و همچنین پنج جایزه گرمی دریافت کرد. بخش بزرگی از این موفقیت مدیون اجرای ویلیامز بود که اغلب در نقدها مورد تحسین قرار می‌گرفت و حتی زمزمه‌هایی برای نامزدی اسکار به راه انداخت (اگر ویلیامز نامزد می‌شد، اولین اجرای صداپیشگی بود که به این افتخار دست می‌یافت). به همین دلیل، دیزنی فیلم را با تکیه بر اجرای ویلیامز تبلیغ کرد، تصمیمی که باعث ناراحتی این بازیگر شد. این اولین فیلم انیمیشن دیزنی بود که با حضور یک ستاره بزرگ سینما به موفقیت چشمگیر تجاری و انتقادی دست یافت.

    اویتز نقل می‌کند که به آیزنر گفته بود ویلیامز «پول بیشتری نمی‌خواهد، اما شایسته قدردانی ویژه‌ای برای کاری است که برای دیزنی انجام داده است.» آیزنر موافقت کرد که یک تابلو نقاشی به ویلیامز هدیه دهد. اویتز در خاطراتش ادعا می‌کند که خودش آن تابلوی پیکاسو را از گالری پِیس انتخاب کرده بود، نقاشی‌ای به ارزش حدود ۴ میلیون دلار. وقتی آیزنر سعی کرد بگوید که دیزنی مالک تابلو است و آن را به ویلیامز «امانت» می‌دهد، اویتز با قاطعیت پاسخ داد: «اگر مشتری‌ای به خوبی رابین نداشتم، ۱۵ میلیون دلار طلب می‌کردم.»

    نیازی به گفتن نیست که ویلیامز آن تابلوی پیکاسو را گرفت.

    دهه‌ها طول کشید تا یک صداپیشه بتواند همان ۱۵ میلیون دلاری را که اویتز تهدید کرده بود برای یک انیمیشن بلند دریافت کند، اما تجربه ویلیامز در «علاءالدین» الگویی برای قراردادهای مشابه شد، به خصوص در دنیای پرسود دنباله‌ها.

    ویلیامز که ناراضی بود، سال‌ها از همکاری با این شرکت خودداری کرد، اما بعدها برای صداپیشگی جینی در «علاءالدین و شاه دزدان»، یک دنباله کم‌هزینه‌تر که مستقیماً برای عرضه در شبکه نمایش خانگی در سال ۱۹۹۶ ساخته شد، بازگشت. این بار به او ۱ میلیون دلار پرداخت شد. این فیلم بیش از ۱۰ میلیون نسخه فروخت و ششمین نوار VHS پرفروش سال شد.

    یک تغییر پارادایم

    تا پیش از «علاءالدین» که تحت رهبری آیزنر و رئیس استودیوی جسورش، جفری کتزنبرگ، ساخته شد، فیلم‌های انیمیشن دیزنی ترکیبی از ستاره‌های واقعی (مانند باب نیوهارت و اوا گابور در «امدادگران» محصول ۱۹۷۷ و دنباله آن در ۱۹۹۰) و هنرمندانی که بیشتر برای کارهای صوتی‌شان شناخته می‌شدند (مانند فیل هریس بی‌نظیر که صداپیشه فیلم‌های «کتاب جنگل» در ۱۹۶۷، «گربه‌های اشرافی» در ۱۹۷۰ و «رابین هود» در ۱۹۷۳ بود) را به کار می‌گرفتند.

    آنچه با «علاءالدین» تغییر کرد این بود که این فیلم به عنوان اثری ستاره‌محور ساخته و بازاریابی شد.

    دیزنی همچنان بر اساس سیاست دیرینه خود بازیگران را انتخاب می‌کرد: صدای مناسب برای نقش، نه لزوماً مشهورترین یا شناخته‌شده‌ترین ستاره. اگرچه انتخاب دمی مور برای نقش اسمرالدای اغواگر در «گوژپشت نتردام» محصول ۱۹۹۷، که در همان تابستانی اکران شد که فیلم جنجالی‌اش «استریپ‌تیز» به نمایش درآمد، بحث‌برانگیز بود، اما احتمالاً تأثیری در افزایش فروش گیشه نداشت.

    اما اوضاع زمانی تغییر کرد که کتزنبرگ در سال ۱۹۹۴ استودیو را ترک کرد و به همراه استیون اسپیلبرگ و دیوید گفن، شرکت دریم‌ورکس SKG را تأسیس کرد. کتزنبرگ به عنوان رئیس استودیوی انیمیشن دریم‌ورکس، تصمیم گرفت با انتخاب بزرگترین ستاره‌ها در فیلم‌های انیمیشن خود، جادوی «علاءالدین» را تکرار کند.

    دو فیلم اول این استودیو که هر دو در سال ۱۹۹۸ اکران شدند، مملو از بازیگران سرشناس بودند: «مورچه‌ای به نام زی» با حضور وودی آلن، جین هکمن، جنیفر لوپز، شارون استون و سیلوستر استالونه. «شاهزاده مصر» نیز وال کیلمر، رالف فاینز، میشل فایفر، جف گلدبلوم، هلن میرن، استیو مارتین و مارتین شورت را در فهرست بازیگران خود داشت.

    "شرک" (دریم‌ورکس پیکچرز)
    ادی مورفی و مایک مایرز صداپیشگی قهرمانان غیرمنتظره «شرک» را بر عهده داشتند. (دریم‌ورکس انیمیشن)

    گاهی اوقات ریسک کتزنبرگ نتیجه می‌داد، مانند «شرک» با صداپیشگی مایک مایرز، ادی مورفی و کامرون دیاز که نزدیک به نیم میلیارد دلار فروش کرد و یک فرنچایز محبوب را به وجود آورد. اما گاهی هم به شکلی فاجعه‌بار شکست می‌خورد، که بارزترین نمونه آن «سندباد: افسانه هفت دریا» محصول ۲۰۰۳ با بازی برد پیت و کاترین زتاجونز بود که یک شکست تجاری بزرگ محسوب می‌شود.

    یکی از کارگردانان با تجربه در هر دو حوزه لایو-اکشن و انیمیشن می‌گوید: «صداپیشه هرگز باعث فروش گیشه نمی‌شود.» این باور رایج در آن زمان بود، و با این حال ستاره‌ها همچنان انتخاب می‌شدند و دستمزدهایشان روز به روز بیشتر می‌شد.

    قراردادهای بزرگتر، به صورت مداوم‌تر

    برای اولین قسمت «شرک»، بازیگران اصلی – مایرز، مورفی و دیاز – دستمزد اولیه خود را به تعویق انداختند و هر کدام بیش از ۳ میلیون دلار از سهم فروش داخلی فیلم به دست آوردند. برای دنباله سال ۲۰۰۴، به هر کدام ۱۰ میلیون دلار پرداخت شد. برای فیلم‌های سوم و چهارم، این رقم طبق گزارش‌ها به حدود ۱۵ میلیون دلار افزایش یافت. با توجه به اکران «شرک ۵» در سال ۲۰۲۷ و با در نظر گرفتن افزایش دستمزدها در دنباله‌های قبلی، این احتمال وجود دارد که هر یک از آنها برای بازگشت، ۲۰ میلیون دلار دریافت کنند.

    این رقم چندان با حدود ۳۰ میلیون دلاری که منزل، بل و گد برای هر یک از دو دنباله «یخ‌زده» دریافت خواهند کرد، فاصله ندارد. گفته می‌شود این مبلغ شامل حدود ۲۰ میلیون دلار دستمزد اولیه و مابقی به عنوان پاداش وابسته به عملکرد گیشه است.

    اما گاهی این دستمزدهای کلان می‌تواند به اصطکاک‌های داخلی منجر شود.

    سال گذشته گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه دلیل امتناع میندی کالینگ و بیل هیدر از تکرار نقش‌های صوتی خود در «درون و بیرون ۲» این بود که دیزنی/پیکسار درخواست‌های افزایش دستمزد آنها را رد کرد. در همین حال، دستمزد ایمی پولر برای این دنباله که در نهایت ۱.۷ میلیارد دلار فروش کرد، به ۱۰ میلیون دلار افزایش یافت.

    برای انیمیشن «موآنا ۲» از استودیوی انیمیشن والت دیزنی که آن هم سال گذشته اکران شد، طبق گزارش‌ها دواین جانسون حدود ۲۰ میلیون دلار برای تکرار نقش مائویی، نیمه‌خدای بازیگوش، دریافت کرد. باز هم: تفاوت چندانی با دستمزد منزل، بل و گد ندارد.

    و دنباله‌های انیمیشنی عملکرد خوبی دارند. زمانی که تیم آلن و تام هنکس در اولین «داستان اسباب‌بازی» در سال ۱۹۹۷ بازی کردند، هر کدام کمتر از ۵۰ هزار دلار دستمزد گرفتند. تا زمان «داستان اسباب‌بازی ۲» در سال ۱۹۹۹، آنها ۵ میلیون دلار به عنوان دستمزد اولیه و سهمی از فروش ویدئوهای خانگی فیلم (بله، آن زمان سال ۱۹۹۹ بود) دریافت کردند. این فیلم ۵۰۰ میلیون دلار فروش کرد. برای فیلم سوم که ۱ میلیارد دلار فروخت، آنها هر کدام حدود ۱۵ میلیون دلار درآمد کسب کردند. در حالی که مشخص نیست برای «داستان اسباب‌بازی ۴» محصول ۲۰۱۹ (که آن هم ۱ میلیارد دلار فروش کرد) و «داستان اسباب‌بازی ۵» (که تابستان آینده اکران می‌شود) چه مبلغی دریافت کرده‌اند، بعید است که دستمزدشان کاهش یافته باشد.

    دیزنی بدون شک نگران تأثیری است که دستمزدهای صداپیشگان اصلی «یخ‌زده» بر کسب‌وکار خود و کل صنعت خواهد گذاشت. برای مثال، سه بازیگر و خواننده اصلی انیمیشن «شکارچیان اهریمن کی‌پاپ» پس از اینکه فیلم اول به پربیننده‌ترین فیلم تاریخ نتفلیکس تبدیل شده، برای بازگشت در دنباله آن چقدر دستمزد خواهند گرفت؟

    اما در فضایی که با کوچک‌سازی، ادغام و کاهش تعداد فیلم‌های موفق تضمین‌شده در گیشه مواجه است، پرداخت این مبالغ به ستاره‌های «یخ‌زده» فقط سهیم کردن آنها در یکی از بزرگترین منابع درآمدی استودیو نیست. این یک بیمه برای تضمین این است که قطار پول‌ساز «یخ‌زده» برای سال‌های آینده به حرکت خود ادامه خواهد داد.

  • اسکار: آکادمی فهرست کامل آثار واجد شرایط در بخش‌های مستند، بین‌المللی و انیمیشن بلند را اعلام کرد

    اعضای آکادمی از میان ۲۰۱ فیلم مستند بلند، ۸۶ فیلم بلند بین‌المللی و ۳۵ انیمیشن بلند دست به انتخاب خواهند زد.

    تصاویری از انیمیشن «شیطان‌کش: کیمتسو نو یایبا قلعه بی‌نهایت»، فیلم «نخست‌وزیر» و «بِلِن»
    «شیطان‌کش: کیمتسو نو یایبا قلعه بی‌نهایت»، «نخست‌وزیر» و «بِلِن» – Koyoharu Gotoge SHUEISHA Aniplex ufotable/Sony Pictures; Magnolia Pictures/Courtesy Everett Collection; Amazon

    آکادمی علوم و هنرهای سینمایی روز جمعه اعلام کرد که در این فصل جوایز، در مجموع ۲۰۱ فیلم مستند بلند، ۸۶ فیلم بلند بین‌المللی و ۳۵ انیمیشن بلند به ترتیب برای کسب جایزه اسکار در بخش‌های بهترین فیلم مستند بلند، بهترین فیلم بلند بین‌المللی و بهترین انیمیشن بلند واجد شرایط هستند.

    پیش از این، تنها یک بار تعداد بیشتری مستند (۲۳۸ اثر) برای رقابت واجد شرایط شناخته شده بودند. این اتفاق در سالی رخ داد که همه‌گیری کرونا باعث شد بازه زمانی واجد شرایط بودن آثار از ۱۲ به ۱۴ ماه (۱ ژانویه ۲۰۲۰ تا ۲۸ فوریه ۲۰۲۱) افزایش یابد و مستندهایی که اکران سینمایی نداشتند نیز در نظر گرفته شوند.

    فهرست امسال فیلم‌های مستند واجد شرایط، شامل عناوینی است که در جوایز پیش‌درآمد جامعه مستندسازان موفق بوده‌اند؛ از جمله «همسایه بی‌نقص» (The Perfect Neighbor) و «آخرالزمان در مناطق استوایی» (Apocalypse in the Tropics) از نتفلیکس، «بیا مرا در روشنایی ببین» (Come See Me in the Good Light) از اپل و «اورول: ۲+۲=۵» (Orwell: 2+2=5) از شرکت نئون. این فهرست همچنین شامل دو فیلم تحسین‌شده است که توسط چهره‌های مشهور درباره والدین معروفشان ساخته شده‌اند: «مادر من جین» (My Mom Jayne) از اچ‌بی‌او و «استیلر و میرا: هیچ‌چیز از دست نرفته است» (Stiller & Meara: Nothing Is Lost) از اپل که به ترتیب توسط ماریسکا هارگیتی و بن استیلر کارگردانی شده‌اند. علاوه بر این، چندین اثر مرتبط با ناآرامی‌های اخیر در خاورمیانه نیز در این فهرست حضور دارند، از جمله «درهم‌تنیده: جنگ پوسترهای اسرائیل-فلسطین در خیابان‌های نیویورک» (Torn: The Israel-Palestine Poster War on New York City Streets) از هِمدِیل/متالوکس و آثار توزیع‌شده به صورت مستقل مانند «همزیستی، مزخرفه!» (Coexistence, My Ass!)، «نگه‌داشتن لیات» (Holding Liat) و «روحت را کف دستت بگذار و راه برو» (Put Your Soul on Your Hand and Walk).

    مهم‌ترین غایب این فهرست، «چشمان غنا» (The Eyes of Ghana)، مستندی به کارگردانی بن پراودفوت، مستندساز دو بار برنده اسکار، است که هنوز به دنبال شرکت پخش‌کننده می‌گردد. هالیوود ریپورتر تأیید کرده است که در آخرین لحظات تصمیم گرفته شد این فیلم برای فصل جوایز بعدی نگه داشته شود. دیگر مستندهای مطرحی که انتظار می‌رفت در فهرست باشند اما به دلیل عدم ارسال یا عدم احراز شرایط لازم حضور ندارند، عبارتند از: «مارک به روایت سوفیا» (Marc by Sofia) از شرکت A24، پرتره‌ای از مارک جیکوبز به کارگردانی سوفیا کوپولا، برنده اسکار، و فیلم «اسلای زنده است! (یا بار نبوغ سیاه‌پوستان)» (Sly Lives! (aka the Burden of Black Genius)) از هولو به کارگردانی کوئست‌لاو، دیگر برنده اسکار.

    فهرست فیلم‌های بین‌المللی واجد شرایط شامل پنج فیلم بسیار تحسین‌شده است که توسط شرکت نئون، پخش‌کننده فیلم «انگل» (Parasite)، در آمریکا توزیع می‌شوند و این احتمال وجود دارد که همگی نامزد اسکار شوند: «ارزش عاطفی» (Sentimental Value) از نروژ، «مأمور مخفی» (The Secret Agent) از برزیل، «هیچ انتخاب دیگری نیست» (No Other Choice) از کره جنوبی، «صراط» (Sirât) از اسپانیا و «فقط یک تصادف بود» (It Was Just an Accident) از فرانسه. فیلم «فقط یک تصادف بود» که برنده نخل طلای جشنواره کن شد، توسط جعفر پناهی، فیلم‌ساز ایرانی، کارگردانی شده است اما تصویر مثبتی از ایران ارائه نمی‌دهد؛ به همین دلیل، ایران فیلم بسیار کمترشناخته‌شده «علت مرگ: نامعلوم» (Cause of Death: Unknown) را معرفی کرد، در حالی که فرانسه به دلیل تأمین بخش عمده‌ای از بودجه فیلم، «فقط یک تصادف بود» را به اسکار فرستاد.

    کشورهای دیگری نیز آثار جالبی را معرفی کرده‌اند، از جمله ژاپن با فیلم «کوکوهو» (Kokuho) از شرکت GKIDS که درباره اجراکنندگان کابوکی است و اکنون پرفروش‌ترین فیلم غیرانیمیشنی تاریخ این کشور محسوب می‌شود؛ عراق با فیلم «کیک رئیس‌جمهور» (The President’s Cake) از سونی کلاسیکس که دو جایزه از جشنواره کن دریافت کرد؛ بلژیک با فیلم «مادران جوان» (Young Mothers) از موزیک باکس که می‌تواند اولین نامزدی اسکار را برای برادران ژان-پیر داردن و لوک داردن در کارنامه درخشانشان به ارمغان آورد؛ و تایوان با فیلم «دختر چپ‌دست» (Left-Handed Girl) از نتفلیکس که شان بیکر، برنده اسکار برای فیلم «آنورا»، یکی از نویسندگان آن است.

    در همین حال، دست‌کم سه کشور مستندهای تحسین‌شده‌ای را برای رقابت در بخش بهترین فیلم بین‌المللی معرفی کرده‌اند: اوکراین با «۲۰۰۰ متر تا آندریئیوکا» (2000 Meters to Andriivka) از PBS، مستندی درباره مبارزه یک جوخه اوکراینی برای بازپس‌گیری شهری از اشغالگران روس که توسط مستیسلاو چرنوف کارگردانی شده است، کسی که دو سال پیش اسکار بهترین مستند بلند را از آن خود کرد؛ مقدونیه شمالی با «افسانه سیلیان» (The Tale of Silyan) از نشنال جئوگرافیک، ساخته تامارا کوتفسکا که فیلم سال ۲۰۱۹ او، «سرزمین عسل» (Honeyland)، نامزد اسکار بهترین فیلم بین‌المللی و بهترین مستند بلند شده بود؛ و دانمارک با «آقای هیچ‌کس علیه پوتین» (Mr. Nobody Against Putin)، فیلمی درباره تلاش‌های تبلیغاتی ولادیمیر پوتین که هنوز به دنبال شرکت پخش‌کننده در آمریکا است.

    فهرست انیمیشن‌های بلند نیز شامل آثار پرفروش عظیمی مانند «شیطان‌کش: کیمتسو نو یایبا قلعه بی‌نهایت» (Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba Infinity Castle) از کرانچی‌رول است که اکنون پرفروش‌ترین فیلم ژاپنی تمام دوران و پرفروش‌ترین فیلم بین‌المللی در تاریخ آمریکا و همچنین پنجمین فیلم پرفروش سال ۲۰۲۵ به شمار می‌رود. آثار موفق سرویس‌های استریم مانند «شکارچیان اهریمن کی‌پاپ» (KPop Demon Hunters) از نتفلیکس که اکنون پربیننده‌ترین فیلم این پلتفرم است؛ آثار مستقل تحسین‌شده‌ای چون «آرکو» (Arco) از شرکت نئون، یک فیلم فرانسوی‌زبان محبوب منتقدان که ناتالی پورتمن از تهیه‌کنندگان آن است؛ و عناوین موردانتظاری مانند «زوتوپیا ۲» (Zootopia 2) از دیزنی نیز در این فهرست حضور دارند.

    در میان انیمیشن‌هایی که انتظار می‌رفت در رقابت حضور داشته باشند اما در فهرست آثار واجد شرایط قرار ندارند، چه به دلیل عدم ارسال و چه به دلیل عدم احراز شرایط لازم، می‌توان به «نژا ۲» (Ne Zha 2) از A24، «پدینگتون در پرو» (Paddington in Peru) از سونی و «اسمورف‌ها» (Smurfs) از پارامونت اشاره کرد.

    در بخش‌های مستند بلند و فیلم بین‌المللی، پیش از اعلام نامزدهای نهایی، یک فهرست کوتاه منتشر می‌شود، در حالی که در بخش انیمیشن بلند، نامزدها مستقیماً انتخاب می‌شوند. رأی‌گیری برای فهرست کوتاه از ۸ تا ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵ (۱۸ تا ۲۲ آذر ۱۴۰۴) انجام می‌شود و این فهرست در تاریخ ۱۶ دسامبر (۲۶ آذر) اعلام خواهد شد. رأی‌گیری برای نامزدهای نهایی در تمام بخش‌ها از ۱۲ تا ۱۶ ژانویه ۲۰۲۶ (۲۳ تا ۲۷ دی ۱۴۰۴) صورت می‌گیرد و نامزدها در تاریخ ۲۲ ژانویه ۲۰۲۶ (۳ بهمن ۱۴۰۴) معرفی خواهند شد.

    در ادامه، فهرست کامل انیمیشن‌ها، مستندها و فیلم‌های بین‌المللی واجد شرایط ارائه می‌شود.

    انیمیشن‌های بلند واجد شرایط

    سی و پنج انیمیشن بلند برای رقابت در بخش بهترین انیمیشن بلند در نود و هشتمین دوره جوایز اسکار واجد شرایط هستند. برخی از این فیلم‌ها هنوز اکران لازم برای احراز صلاحیت را نداشته‌اند و باید این شرط و سایر قوانین این بخش را برای راهیابی به مرحله رأی‌گیری برآورده کنند.

    برای انتخاب پنج نامزد نهایی، اعضای شاخه انیمیشن به طور خودکار واجد شرایط رأی‌دهی در این بخش هستند. اعضای آکادمی خارج از شاخه انیمیشن نیز می‌توانند برای شرکت در این رأی‌گیری ثبت‌نام کنند، اما باید حداقل تعداد مشخصی از فیلم‌ها را تماشا کرده باشند تا واجد شرایط رأی‌دهی شوند. فیلم‌هایی که در بخش انیمیشن بلند ارائه شده‌اند، ممکن است در بخش‌های دیگر جوایز اسکار، از جمله بهترین فیلم، نیز واجد شرایط باشند. انیمیشن‌های بلندی که به عنوان نماینده رسمی کشورشان در بخش فیلم بلند بین‌المللی معرفی شده‌اند، در این بخش نیز واجد شرایط هستند.

    “All Operators Are Currently Unavailable”

    “Arco”

    “The Bad Guys 2”

    “Black Butterflies”

    “Boys Go to Jupiter”

    “Chainsaw Man – The Movie: Reze Arc”

    “ChaO”

    “Colorful Stage! The Movie: A Miku Who Can’t Sing”

    “David”

    “Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba Infinity Castle”

    “Dog Man”

    “Dog of God”

    “Dragon Heart – Adventures Beyond This World”

    “Elio”

    “Endless Cookie”

    “Fixed”

    “Gabby’s Dollhouse: The Movie”

    “In Your Dreams”

    “KPop Demon Hunters”

    “The Legend of Hei 2”

    “Light of the World”

    “Little Amélie or the Character of Rain”

    “Lost in Starlight”

    “A Magnificent Life”

    “Mahavatar Narsimha”

    “Night of the Zoopocalypse”

    “Olivia & las Nubes”

    “100 Meters”

    “Out of the Nest”

    “Scarlet””Slide”

    “The SpongeBob Movie: Search for SquarePants”

    “Stitch Head”

    “The Twits”

    “Zootopia 2”

    فیلم‌های مستند بلند واجد شرایط

    دویست و یک فیلم بلند برای رقابت در بخش فیلم مستند بلند در نود و هشتمین دوره جوایز اسکار واجد شرایط هستند. برخی از این فیلم‌ها هنوز اکران لازم برای احراز صلاحیت را نداشته‌اند و باید این شرط و سایر قوانین این بخش را برای راهیابی به مرحله رأی‌گیری برآورده کنند. فیلم‌های مستند بلندی که جایزه یکی از جشنواره‌های مورد تأیید را کسب کرده‌اند یا به عنوان نماینده رسمی کشورشان در بخش فیلم بلند بین‌المللی معرفی شده‌اند، در این بخش نیز واجد شرایط هستند. فیلم‌هایی که در بخش فیلم مستند بلند ارائه شده‌اند، ممکن است در بخش‌های دیگر جوایز اسکار، از جمله بهترین فیلم، نیز واجد شرایط باشند. اعضای شاخه مستند برای انتخاب فهرست کوتاه و نامزدها رأی می‌دهند. فهرست کوتاه ۱۵ فیلمی در روز سه‌شنبه، ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵ (۲۶ آذر ۱۴۰۴)، اعلام خواهد شد.

    “Abby’s List, A Dogumentary”

    “Ada – My Mother the Architect”

    “Afternoons of Solitude”

    “The Age of Disclosure”

    “Ai Weiwei’s Turandot”

    “The Alabama Solution”

    “All God’s Children”

    “The Altar Boy, the Priest and the Gardener”

    “Always”

    “Amakki”

    “American Sons”

    “Among Neighbors”

    “animal.”

    “Antidote”

    “Apocalypse in the Tropics”

    “Architecton”

    “Are We Good?”

    “Art for Everybody”

    “Art Spiegelman: Disaster Is My Muse”

    “The Art Whisperer”

    “Artfully United”

    “Assembly”

    “BTS ARMY: Forever We Are Young”

    “Becoming Led Zeppelin”

    “Being Eddie”

    “Below the Clouds”

    “Benita”

    “Between the Mountain and the Sky”

    “Beyond the Gaze: Jule Campbell’s Swimsuit Issue”

    “Billy Idol Should Be Dead””BLKNWS: Terms & Conditions”

    “Blum: Masters of Their Own Destiny”

    “Bodyguard of Lies”

    “Brothers after War”

    “Can’t Look Away: The Case against Social Media”

    “Caterpillar”

    “Champions of the Golden Valley”

    “Checkpoint Zoo”

    “Cheech & Chong’s Last Movie”

    “Child of Dust”

    “Chronicles of Disney”

    “Coexistence, My Ass!”

    “Come See Me in the Good Light”

    “Complicated”

    “Cover-Up”

    “Cracking the Code: Phil Sharp and the Biotech Revolution”

    “Cutting through Rocks”

    “Dalit Subbaiah”

    “The Dating Game”

    “Deaf President Now!”

    “Democracy Noir”

    “Diane Warren: Relentless”

    “Dog Warriors”

    “Drop Dead City”

    “The Duel We Missed”

    “El Canto de las Manos”

    “Elie Wiesel: Soul on Fire”

    “The Encampments”

    “Endless Cookie”

    “Europe’s New Faces”

    “Facing War”

    “Fatherless No More”

    “Fiume o Morte!”

    “Folktales”

    “Food Delivery: Fresh from the West Philippine Sea”

    “For the Living”

    “14 Short Films about Opera”

    “From Island to Island”

    “Ghost Boy”

    “Girl Climber”

    “Go to the People”

    “Goodbye Horses: The Many Lives of Q Lazzarus””Grand Theft Hamlet”

    “Heaven. Poste Restente”

    “Heightened Scrutiny”

    “Holding Liat”

    “I Know Catherine, the Log Lady”

    “I, Poppy”

    “I Was Born This Way”

    “If You Tell Anyone”

    “I’m Not Everything I Want to Be”

    “I’m Only Blind”

    “Imago”

    “In Limbo”

    “In Waves and War”

    “In Whose Name?”

    “Israel Palestine on Swedish TV 1958 -1989”

    “It’s Never Over, Jeff Buckley”

    “Janis Ian: Breaking Silence”

    “The King of Color”

    “The Last Class”

    “The Last Holocaust Secret”

    “The Last Philadelphia”

    “The Last Twins”

    “Li Cham (I Died)”

    “The Librarians”

    “Life After”

    “Lilith Fair: Building a Mystery – The Untold Story”

    “Liza: A Truly Terrific Absolutely True Story”

    “Love+War”

    “Mahamantra – The Great Chant”

    “The Man Who Saves the World?”

    “A Man with Sole: The Impact of Kenneth Cole”

    “Marlee Matlin: Not Alone Anymore”

    “Meanwhile”

    “Men of War”

    “Mighty Indeed”

    “Mr. Nobody against Putin”

    “Mistress Dispeller”

    “Monk in Pieces”

    “My Armenian Phantoms”

    “My Mom Jayne: A Film by Mariska Hargitay”

    “My Undesirable Friends: Part I – Last Air in Moscow”

    “Natchez””The New Yorker at 100”

    “Night in West Texas”

    “1985: Heroes among Ruins – The Triumph of the People”

    “Norita”

    “Of Mud and Blood”

    “One to One: John and Yoko”

    “Orwell 2+2=5”

    “Our Time Will Come”

    “Out of Plain Sight”

    “Paint Me a Road Out of Here”

    “Paparazzi”

    “The Parish of Bishop John”

    “Pavements”

    “The Perfect Neighbor”

    “The Pool”

    “Predators”

    “Prime Minister”

    “The Prince of Nanawa”

    “Put Your Soul on Your Hand and Walk”

    “Rebel with a Clause”

    “Remaining Native”

    “Riefenstahl”

    “Rise Up! 14 Short Films about Alliance for Positive Change”

    “River of Grass”

    “The Road between Us: The Ultimate Rescue”

    “The Rose: Come Back to Me”

    “Row of Life”

    “Sanatorium”

    “A Savage Art”

    “Schindler Space Architect”

    “Secret Mall Apartment”

    “Seeds”

    “Selena y Los Dinos”

    “Sensory Overload”

    “76 Days Adrift”

    “Shari & Lamb Chop”

    “The Shepherd and the Bear”

    “Shoot the People”

    “Shuffle”

    “The Six Billion Dollar Man”

    “67 Bombs to Enid”

    “Slumlord Millionaire””Songs from the Hole”

    “Soul of a Nation”

    “Speak.”

    “Stans”

    “Steve Schapiro: Being Everywhere”

    “Stiller & Meara: Nothing Is Lost”

    “Stop the Insanity: Finding Susan Powter”

    “Story of My Village”

    “Strange Journey: The Story of Rocky Horror”

    “The Stringer”

    “Suburban Fury”

    “Sudan, Remember Us”

    “Supercar Saints”

    “Swamp Dogg Gets His Pool Painted”

    “The Tale of Silyan”

    “Thank You Very Much”

    “There Was, There Was Not”

    “Third Act”

    “This Ordinary Thing”

    “Through the Fire (The Eaton Fire: The Aftermath)”

    “Torn: The Israel -Palestine Poster War on New York City Streets”

    “Trade Secret”

    “Trains”

    “Twin Towers: Legacy”

    “2000 Meters to Andriivka”

    “Unbanked”

    “UnBroken”

    “Under the Flags, the Sun”

    “Unseen Innocence”

    “Viktor”

    “Viva Verdi!”

    “WTO/99”

    “Walk with Me”

    “Walls – Akinni Inuk”

    “We Were Here – The Untold History of Black Africans in Renaissance Europe”

    “Welded Together”

    “The White House Effect”

    “Who in the Hell Is Regina Jones?”

    “Wisdom of Happiness”

    “The Wolves Always Come at Night”

    “Worth the Fight”

    “Writing Hawa”

    “Yalla Parkour”

    “Yanuni”

    “Zodiac Killer Project”

    فیلم‌های بلند بین‌المللی واجد شرایط

    هشتاد و شش کشور یا منطقه فیلم‌هایی را ارائه کرده‌اند که برای رقابت در بخش فیلم بلند بین‌المللی در نود و هشتمین دوره جوایز اسکار واجد شرایط هستند.

    فیلم بلند بین‌المللی به یک فیلم سینمایی (با مدت زمان بیش از ۴۰ دقیقه) گفته می‌شود که خارج از ایالات متحده تولید شده و دیالوگ‌های آن عمدتاً (بیش از ۵۰ درصد) غیرانگلیسی باشد.

    اعضای آکادمی از تمام شاخه‌ها می‌توانند برای شرکت در مرحله مقدماتی رأی‌گیری ثبت‌نام کنند و باید حداقل تعداد مشخصی از فیلم‌ها را تماشا کرده باشند تا واجد شرایط رأی‌دهی در این بخش شوند. فهرست کوتاه ۱۵ فیلمی در روز سه‌شنبه، ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵ (۲۶ آذر ۱۴۰۴)، اعلام خواهد شد.

    آلبانی، “Luna Park”

    آرژانتین، “Belén”

    ارمنستان، “My Armenian Phantoms”

    استرالیا، “The Wolves Always Come at Night”

    اتریش، “Peacock”

    آذربایجان، “Taghiyev: Oil”

    بنگلادش، “A House Named Shahana”

    بلژیک، “Young Mothers”

    بوتان، “I, the Song”

    بولیوی، “The Southern House”

    بوسنی و هرزگوین، “Blum: Masters of Their Own Destiny”

    برزیل، “The Secret Agent”

    بلغارستان، “Tarika”

    کانادا، “The Things You Kill”

    شیلی، “The Mysterious Gaze of the Flamingo”

    چین، “Dead to Rights”

    کلمبیا، “A Poet”

    کاستاریکا، “The Altar Boy, the Priest and the Gardener”

    کرواسی، “Fiume o Morte!”

    جمهوری چک، “I’m Not Everything I Want to Be”

    دانمارک، “Mr. Nobody against Putin”

    جمهوری دومینیکن، “Pepe”

    اکوادور، “Chuzalongo”

    مصر، “Happy Birthday”

    استونی، “Rolling Papers”

    فنلاند، “100 Liters of Gold”

    فرانسه، “It Was Just an Accident”

    گرجستان، “Panopticon”

    آلمان، “Sound of Falling”

    یونان، “Arcadia”

    گرینلند، “Walls – Akinni Inuk”

    هائیتی، “Kidnapping Inc.”

    هنگ کنگ، “The Last Dance”

    مجارستان، “Orphan”

    ایسلند، “The Love That Remains”

    هند، “Homebound”

    اندونزی، “Sore: A Wife from the Future”

    ایران، “Cause of Death: Unknown”

    عراق، “The President’s Cake”

    ایرلند، “Sanatorium”

    اسرائیل، “The Sea”

    ایتالیا، “Familia”

    ژاپن، “Kokuho”

    اردن، “All That’s Left of You”

    قرقیزستان، “Black Red Yellow”

    لتونی، “Dog of God”

    لبنان، “A Sad and Beautiful World”

    لیتوانی، “The Southern Chronicles”

    لوکزامبورگ، “Breathing Underwater”

    ماداگاسکار، “Disco Afrika: A Malagasy Story”

    مالزی، “Pavane for an Infant”

    مکزیک، “We Shall Not Be Moved”

    مغولستان، “Silent City Driver”

    مونته‌نگرو، “The Tower of Strength”

    مراکش، “Calle Malaga”

    نپال، “Anjila”

    هلند، “Reedland”

    مقدونیه شمالی، “The Tale of Silyan”

    نروژ، “Sentimental Value”

    فلسطین، “Palestine 36”

    پاناما، “Beloved Tropic”

    پاراگوئه، “Under the Flags, the Sun”

    پرو، “Kinra”

    فیلیپین، “Magellan”

    لهستان، “Franz”

    پرتغال، “Banzo”

    رومانی، “Traffic”

    عربستان سعودی، “Hijra”

    صربستان، “Sun Never Again”

    سنگاپور، “Stranger Eyes”

    اسلواکی، “Father”

    اسلوونی، “Little Trouble Girls”

    آفریقای جنوبی، “The Heart Is a Muscle”

    کره جنوبی، “No Other Choice”

    اسپانیا، “Sirât”

    سوئد، “Eagles of the Republic”

    سوئیس، “Late Shift”

    تایوان، “Left -Handed Girl”

    تونس، “The Voice of Hind Rajab”

    ترکیه، “One of Those Days When Hemme Dies”

    اوگاندا، “Kimote”

    اوکراین، “2000 Meters to Andriivka”

    بریتانیا، “My Father’s Shadow”

    اروگوئه، “Don’t You Let Me Go”

    ونزوئلا، “Alí Primera”

    ویتنام، “Red Rain”