اس. اس. راجامولی اخیراً باهوبالی: حماسه را اکران کرد؛ فیلمی که نسخهای ترکیبی از باهوبالی: آغاز (۲۰۱۵) و باهوبالی ۲: پایان (۲۰۱۷) به شمار میرود. آبانماه فرا رسیده و تمام تمرکز او بر فیلم جاهطلبانه بعدیاش است؛ اثری با بازی ماهش بابو، پرییانکا چوپرا و پریتیویراج سوکوماران. گزارشهایی حاکی از آن است که نام این فیلم – که با کد اساسامبی۲۹ شناخته میشود – گلوبتروتر است. اما چند گزارش دیگر فاش کردهاند که عنوان نهایی فیلم واراناسی شده است.
بالیوود هونگاما مطلع شده که تیم فیلم بالاخره عنوانی را نهایی کرده است. منبعی به ما گفت: «نام فیلم واقعاً واراناسی است. گفته میشود حقوق این عنوان در اختیار کسی بود، اما تیم اس. اس. راجامولی پیگیری کرد و حقوق را به دست آورد.»
این منبع افزود: «این عنوان کاملاً با داستان فیلم همخوانی دارد. به همین دلیل، آنها بسیار مشتاق بودند تا فیلمشان را واراناسی بنامند.»
گزارشها از برگزاری رویداد باشکوهی برای اعلام رسمی در ۱۵ آبانماه در شهر فیلم راموجی رائو در حیدرآباد خبر میدهند. علاوه بر اس. اس. راجامولی، ماهش بابو، پرییانکا چوپرا و پریتیویراج سوکوماران، دیگر اعضای تیم فیلم نیز انتظار میرود حضور یابند؛ از جمله آهنگساز برنده اسکار، ام. ام. کیریوانی. ظاهراً طرفداران هم فرصتی برای شرکت در این رویداد راهاندازی خواهند داشت و مراسم به صورت زنده از طریق جیوهاتاستار پخش میشود.
واراناسی پروژه بعدی فوری اس. اس. راجامولی پس از بلاکباستر جهانی آر.آر.آر. (۲۰۲۲) است. این فیلم با بازی رام چاران و جونیور ان.تی.آر. به پدیدهای جهانی بدل شد؛ همه به لطف داستانسرایی پرهیجان، بازیهای درخشان و به ویژه آهنگهایش. آهنگ «ناتو ناتو» حتی موفق شد جایزه بهترین موسیقی (آهنگ اصلی) را در نود و پنجمین دوره جوایز آکادمی از آن خود کند. نتیجهاش هم این است که هیجان برای واراناسی به اوج رسیده؛ فیلمی که نه تنها در هند و میان دیاسپورای جنوب شرقی آسیا در خارج از کشور، بلکه برای مخاطبان جهانی به طور گسترده شانس موفقیت بالایی دارد.
فکر میکردید نینتندو متروید پرایم ۴: بییاند را فراموش کرده؟ اشتباه کردید! انتشار بزرگ دسامبر تازه یک تریلر کاملاً جدید به نام «بقا» دریافت کرده و همانطور که انتظار میرفت، هنوز هم فوقالعاده به نظر میرسد.
حالا، خود تریلر فقط کمی بیشتر از یک دقیقه طول میکشد و شما بسیاری از تصاویرش را قبلاً دیدهاید، اما هنوز چند قطعه کوتاه جدید برای کسانی وجود دارد که هر افشاگری قبلی را با دقت موشکافانه بررسی کردهاند.
ما نگاهی اجمالی به برخی پلتفرمهای روانشناختی جذاب، وسایل نقلیه مرموز جنگلی، نبردهای هوایی در کاتسینها و بیشتر از آن منطقه بیابانی باز میبینیم که میدانیم با وی-او-لا در آن سرعت خواهیم گرفت. همچنین نگاهی کمی متفاوت به مبارزه با گلهای از گرگها، مکانهای دراماتیک فراوان و ساموس که دوباره یک آکیرا اسلاید انجام میدهد — چون هرگز از آن سیر نمیشویم.
به طور خلاصه، چیزها هنوز هم کاملاً محرمانه نگه داشته میشوند — هی، انگار بازی یک ماه دیگر از امروز عرضه نمیشود یا چیزی… آنچه میدانیم این است که ماجراجویی مورد انتظار طولانی به نظر عالی میرسد. بیایید فقط انگشتانمان را برایش ضربدری کنیم تا انتظارات را برآورده کند.
نظرتان درباره این تریلر جدید چیست؟ در کامنتها به ما بگویید.
مالتی چاهار، شرکتکنندهی وایلدکارد، در برنامه «بیگ باس ۱۹» جزئیات تکاندهندهای دربارهی رابطهاش با خواننده و آهنگساز، امال مالیک، فاش کرد. او ادعای امال مبنی بر اینکه فقط یک بار او را ملاقات کرده است رد کرد و گفت که آنها چندین بار تلفنی صحبت کرده و بارها یکدیگر را دیدهاند. مالتی حتی تهدید کرد که برای اثبات حرفهایش میتواند چتهایشان را نشان دهد، که در نهایت باعث شد امال اظهارات او را تأیید کند.
در آخرین قسمت «بیگ باس ۱۹»، شرکتکننده وایلدکارد، مالتی چاهار، افشاگریهای تکاندهندهای درباره رابطهاش با امال مالیک داشت. اگرچه این خواننده و آهنگساز همیشه پذیرفته بود که مالتی را از دنیای بیرون میشناسد، اما در این قسمت مالتی جزئیاتی از رابطهشان را فاش کرد که باعث شگفتی نیلم گیری و شهباز بادشاه شد.
این گفتگو زمانی آغاز شد که نیلم گیری، امال را علیه مالتی تحریک کرد و گفت که او پشت سرش بدگویی میکند. امال از مالتی درباره صحبتش با مریدول و نیلم پرسید و او را متهم کرد که سعی دارد او را احمق جلوه دهد. مالتی این اتهامات را رد کرد و از او خواست که کل گفتگو را در نظر بگیرد. او همچنین به حرف سلمان خان در برنامه «آخر هفته» اشاره کرد که امال را «ساده و زودباور» خوانده بود. اما امال حاضر به شنیدن حرفهای مالتی نبود و به او گفت که هرچه سلمان به او میگوید، به خودشان دو نفر مربوط است.
پس از رفتن امال، شهباز، نیلم و تانیا به مالتی گفتند که امال اغلب میگوید او را فقط یک بار به مدت پنج دقیقه در یک مهمانی ملاقات کرده است. مالتی با پوزخند پاسخ داد که بهتر است از امال بخواهند این ادعاها را جلوی خود او تکرار کند. مالتی میگوید: «چنین چیزی نیست. من یک نفر را یک بار، برای یک ساعت و نیم دیدهام و ۵-۶ بار هم تلفنی صحبت کردهایم.» شهباز حرف او را قطع میکند و او را به دروغگویی متهم میکند. مالتی اضافه میکند: «من با امال ۴-۵ بار تلفنی صحبت کردهام، ما پیامک هم رد و بدل میکردیم، خیلی حرفها زدهایم، همدیگر را هم دیدهایم، برای نیم ساعت. او چهار آهنگ برایم خواند. چطور میتواند جلوی دوربین دروغ بگوید؟ حالا دیگر نمیخواهم بگویم چه صحبتهایی بین ما رد و بدل شده است.»
مالتی همچنین فاش میکند که میداند امال در خانه این داستان را ساخته که بیرون از برنامه یک معشوقه سابق دارد و نمیخواهد جزئیاتی درباره او فاش کند.
مالتی با امال روبرو میشود و وقتی او همچنان اصرار میکند که آنها در یک مهمانی همدیگر را ملاقات کردهاند، مالتی عصبانی میشود و میگوید: «واقعاً میخواهی همه چیز را بگویم؟ دوستانم، پدرم هم میدانند که ما چند بار همدیگر را دیدهایم. پس دیگر دروغ نگو. ضمناً، ما هرگز در مهمانی همدیگر را ندیدیم؛ این داستانی بود که خودمان ساختیم و با هم هماهنگ کرده بودیم. چطور میتوانی جلوی دوربین دربارهاش دروغ بگویی؟ من میتوانم همه چیز را در ۲ دقیقه ثابت کنم. تمام چتها را در گوشیام دارم.»
وقتی امال، مالتی را به بیاحترامی متهم میکند، او به صراحت پاسخ میدهد که این امال است که با ساختن این داستانها به او توهین میکند. سرانجام، امال تأیید کرد که حرفهای مالتی درست بوده و به این گفتگوی پرتنش تا حدودی پایان داد. مالتی در ادامه گفت که در یکی از ملاقاتهای قبلیشان، امال چهار-پنج آهنگ برای او خوانده بود. مالتی همچنان از امال میخواست که دروغ نگوید و امال پاسخ داد: «اسم من را نیاور و سعی نکن آن را خراب کنی. من با تو چنین کاری نمیکنم.»
مالتی به او میگوید که او در حال دروغ گفتن دربارهی او به همخانهایهاست و تمام بحث نیز بر سر همین موضوع است.
درست به موقع برای «روز زندگی»، لوت-کت بدخلق اما دوستداشتنی خود را از فروشگاه دیزنی و پارکهای دیزنی به خانه بیاورید.
مورلی، لوت-کتی که سابین رِن سرپرستیاش را بر عهده گرفته، ثابت کرده که بسته به حال و هوایش میتواند هم مهربان باشد و هم سرکش. اگر شما هم همیشه به این فکر کردهاید که شنیدن صدای خرخر آرام (یا غرش) یک لوت-کت دوستداشتنی در خانهتان چه حسی دارد، دیگر لازم نیست زیاد منتظر بمانید.
وبسایت StarWars.com اولین تصاویر از یک اسباببازی کلکسیونی جدید از لوت-کت را منتشر کرده است که از ۱۷ نوامبر ۲۰۲۵، مصادف با «روز زندگی»، به عنوان بخشی از مجموعه «هدیه کهکشان» در وبسایت DisneyStore.com و پارکهای دیزنی عرضه خواهد شد. این لوت-کت که با الهام از اخم همیشگی، خز قهوهای خالدار و چشمان mischievous مورلی در فصل اول سریال جنگ ستارگان: آسوکا (که اکنون از دیزنی پلاس پخش میشود) ساخته شده، کاملاً مشابه نمونهی داخل سریال است و در جعبهای از سری «بایگانی کهکشانی جنگ ستارگان» عرضه میشود که شبیه به یک لانه فضایی طراحی شده است.
این عروسک پولیشی دارای پاهای متحرک و افکتهای صوتی است که با لمس فعال میشوند. الکس وایلد، طراح این اسباببازی کلکسیونی جدید میگوید: «فعالسازی لمسی تنها با نوازش کردن پشت یا سر لوت-کت انجام میشود. به عنوان یک طراح محصول در شرکت محصولات مصرفی دیزنی، به تصویر کشیدن تمام جزئیات—آن چشمان نافذ، روحیه بازیگوش و در عین حال دمدمیمزاج، و آن جذابیت نرم و بغلکردنی با الهام از مورلی—لذتی واقعی بود.»
وایلد و تیمش با دقت ویژهای تلاش کردند تا طبیعت دمدمیمزاج لوت-کت را به تصویر بکشند. «بسته به حالتی که لوت-کت در آن قرار دارد—نشسته یا ایستاده—واکنشهای متفاوتی دریافت خواهید کرد. اگر در حالت خوابیده آن را نوازش کنید، خرخر میکند و اگر در حالت ایستاده نوازشش کنید، غرش میکند.»
وایلد و تیمش برای صداگذاری این لوت-کت از فایلهای صوتی هر دو سریال جنگ ستارگان: شورشیان، که این گونه برای اولین بار در سال ۲۰۱۴ در سیاره لوتال، زادگاه ازرا بریجر، معرفی شد، و سریال آسوکا استفاده کردند. در مورد قابلیت حرکت، وایلد و تیمش میدانستند که میخواهند از گربههای واقعی تقلید کنند. وایلد به StarWars.com میگوید: «برای قابلیت حرکت، دامنه حرکتی وسیعی برای پاها، مفاصل مچ پای قالبگیری شده، حرکت کامل سر و دهان باز شونده در نظر گرفتهایم. شاخکهای روی سر و دم نیز متحرک هستند.»
برای وایلد و تیمش، کار روی این حیوان خانگی که کاملاً مشابه نسخه سینمایی است، هیجانانگیز بود. وایلد میگوید: «ساختن لوت-کت سریال آسوکا به عنوان یک محصول، تجربهای فوقالعاده هیجانانگیز بود که عشق من به جنگ ستارگان و جادوی ساخت اسباببازیهای نوآورانه برای طرفداران را با هم ترکیب کرد. اینکه میدانستیم شور و خلاقیتی که تیم توسعه ما برای جان بخشیدن به این محصول به کار برده، لبخند و ارتباطی عمیق برای طرفداران ایجاد خواهد کرد، باعث شد هر لحظه از این فرآیند مانند جشنی برای خلاقیت و داستانسرایی باشد.»
لوت-کت که با همکاری لوکاسفیلم ساخته شده، ششمین و جدیدترین محصول اضافه شده به سری «بایگانی کهکشانی جنگ ستارگان» است؛ یک مجموعه انحصاری که آیتمهای کلکسیونی از آرشیو لوکاسفیلم را با جزئیات دقیق و باکیفیت و ویژگیهای قابل بازی پیشرفته به واقعیت تبدیل میکند. محصولات قبلی این سری شامل بازی رومیزی الکترونیکی دجاریک، سر الکترونیکی سیتریپیاو (تریپیو) با نور و صدا، و یک دروید موشی (MSE-6) کنترلی و موارد دیگر بوده است.
لوت-کت در تاریخ ۱۷ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۸ صبح به وقت اقیانوس آرام، در وبسایت DisneyStore.com و همچنین در دیزنیلند و والت دیزنی ورلد عرضه خواهد شد.
سلینا جایتلی، بازیگر هندی، پس از آنکه دادگاه عالی دهلی در ارتباط با پرونده برادرش، سرگرد (بازنشسته) ویکرانت کومار جیتلی که از سال ۲۰۲۴ در امارات بازداشت شده، اخطاریهای به وزارت امور خارجه صادر کرد، مراتب قدردانی عمیق خود را ابراز نمود. سلینا اکنون با درخواستی احساسی از دولت هند خواسته است تا به بازگرداندن برادرش به خانه کمک کند.
سلینا جایتلی، بازیگر سینما، پس از مداخله دادگاه عالی دهلی در پرونده برادرش، سرگرد (بازنشسته) ویکرانت کومار جیتلی که از سپتامبر ۲۰۲۴ در امارات بازداشت شده است، بارقهای از امید را پس از انتظاری طولانی یافته است. این بازیگر پس از ۱۴ ماه تلاش طاقتفرسا، از اینکه دادگاه اخطاریهای به وزارت امور خارجه صادر کرده و خواستار ارائه گزارش وضعیت و تعیین یک افسر رابط برای تضمین دسترسی برادرش به کمکهای مؤثر حقوقی و پزشکی شده، عمیقاً قدردانی کرده است. سلینا اکنون با درخواستی قدرتمند و احساسی از دولت هند، از ملت خواسته است تا از این سرباز نسل چهارم حمایت کرده و به بازگشت امن او به خانه کمک کنند.
«این تاریکترین دوران زندگی من بوده است»
سلینا با لحنی احساسی در گفتگو با «ریپابلیک ورلد»، برادرش را «یک میهنپرست مادرزاد» و «افسر نسل چهارم نیروهای مسلح» توصیف کرد. او با یادآوری تعهد برادرش به ملت گفت:
«او یک میهنپرست است، یک میهنپرست مادرزاد. با وجود اینکه در دانشکده نظامی مهندسی فنی (MCTE) پذیرفته شده بود، تصمیم گرفت رسته خود را تغییر دهد و یک چترباز شود. بدن برادرم به خاطر مأموریتهای بسیار، آسیبهای زیادی دیده است. او در قسمتهایی از بدنش دچار شکستگیهایی است که مردم از آن بیخبرند؛ همه اینها به خاطر مأموریتهایی است که انجام داده.»
جایتلی در ادامه از رنج و عذاب ۱۴ ماه گذشته گفت: «بهعنوان یک خواهر، این یکی از تاریکترین دوران زندگی من بوده است… اگر بدتر از از دست دادن والدین و پسرم نباشد، با آن برابری میکند. سؤالات زیادی داشتم—چرا این اتفاق افتاد، او هنگام ربوده شدن کجا بود—اما حالا فقط میخواهم او برگردد. من به شدت نگران سلامت روان او هستم. او هشت ماه ربوده شده بود و من نمیدانم چه بر سر او آوردهاند.»
سلینا جایتلی فاش کرد که به تازگی شماره بازداشتی او را به دست آورده و اطلاعات کمی در مورد اتهامات یا تحقیقات مربوط به بازداشت او دارد.
او گفت: «من نمیدانم آنها مشغول تحقیق درباره چه چیزی هستند. حدس میزنم در حال تحقیق روی موضوعی هستند. آقا، من هیچ جوابی ندارم. من فقط یک شماره بازداشتی دارم که آن هم چند ماه پیش، پس از انتقال او به این بازداشتگاه، از آن مطلع شدیم.»
جایتلی افزود: «من فقط میتوانم از دولت خودم درخواست کنم. من در حال حاضر سلینا جایتلی نیستم. من فقط خواهر یک سربازم. او با افتخار به ملت ما خدمت کرده و میدانم که دولت از او حمایت خواهد کرد. لطفاً سربازم را به من بازگردانید. او تمام دارایی من است.»
مداخله دادگاه عالی دهلی
سلینا پیش از این به دادگاه عالی دهلی مراجعه کرده و از مقامات هندی برای برادرش درخواست کمکهای حقوقی و پزشکی کرده بود. دادگاه عالی در پاسخ به درخواست او، اخطاریهای به دولت مرکزی صادر کرد و به آن دستور داد تا ظرف چهار هفته گزارش وضعیت را ارائه دهد.
دادگاه همچنین دستور داد تا یک افسر رابط برای پیگیری وضعیت سرگرد جایتلی و تسهیل ارتباط بین او و خانوادهاش تعیین شود. جلسه بعدی رسیدگی به این پرونده برای ۴ دسامبر تعیین شده است.
وکلایی به نامهای راگاو کاکر و مدهاو آگاروال به نمایندگی از سلینا در دادگاه حاضر شدند. در دادخواست این بازیگر ادعا شده است که برادرش در ابوظبی ربوده و بازداشت شده و بیش از ۱۴ ماه است که بدون دسترسی به کمکهای حقوقی یا پزشکی مناسب در حبس به سر میبرد.
«این اقدامات به تقویت روابط هند و امارات کمک شایانی خواهد کرد»
راگاو کاکر، وکیل، در گفتگو با خبرگزاری ANI گفت: «یک افسر رابط برای کمک به موکل و برادرش جهت برقراری ارتباط، ارائه کمکهای حقوقی مؤثر و مطلع نگه داشتن ما از وضعیت پرونده منصوب شده است. این اقدامات به تقویت روابط بین امارات و هند کمک شایانی خواهد کرد. او یک افسر نیروهای ویژه بود و دولت قرار است گزارش وضعیتی را صادر کند که در آن اقدامات لازم تشریح خواهد شد.»
وی افزود که جزئیات مربوط به بازداشت سرگرد جایتلی هنوز نامشخص است و تیم حقوقی منتظر بهروزرسانیهای رسمی از سوی مقامات هستند.
در مورد فعالیتهای حرفهای سلینا، او آخرین بار در فیلم «تبریک فصلها» (Seasons Greeting) در نقش رومیتا دیده شد.
برندن فریزر و ریچل وایس قرار است در یک ماجراجویی دیگر از مجموعه فیلمهای «مومیایی» دوباره همبازی شوند.
کارگردانی قسمت چهارم این فرنچایز اکشن قدیمی بر عهدهی مت بتینلی-اولپین و تایلر ژیلت، فیلمسازانی که با نام گروهی «رادیو سایلنس» (Radio Silence) شناخته میشوند، خواهد بود. این دو بیشتر برای ساخت فیلم «آمادهای یا نه» (Ready or Not) در سال ۲۰۱۹ و احیای موفق فرنچایز «جیغ» (Scream) برای کمپانی پارامونت در سال ۲۰۲۲ شهرت دارند.
استودیو یونیورسال که سازندهی فیلمهای هیولایی اصلی بوده، در این باره اظهار نظری نکرده است.
فریزر در بازسازی فیلم «مومیایی» در سال ۱۹۹۹ نقش اصلی را ایفا کرد. این فیلم با همبازی شدن وایس به یک موفقیت بزرگ در گیشه تبدیل شد. این فیلم پرفروش که داستان یک جویندهی گنج را دنبال میکند که به طور تصادفی یک کاهن مصری نفرینشده با قدرتهای فراطبیعی را بیدار میکند، جایگاه فریزر را به عنوان یک قهرمان اکشن پولساز تثبیت کرد. او برای دو دنبالهی دیگر، «بازگشت مومیایی» در سال ۲۰۰۱ و «مومیایی: مقبره امپراتور اژدها» در سال ۲۰۰۸ بازگشت، هرچند وایس تنها در فیلم اول حضور داشت. یونیورسال در سال ۲۰۱۷ تلاش کرد تا «مومیایی» را با تام کروز احیا کند، اما این تلاش بینتیجه ماند. این فیلم یک شکست تجاری بود و نتوانست دنیای موسوم به «دنیای تاریک» (Dark Universe) را برای این استودیو آغاز کند؛ پروژهای که قرار بود از کاتالوگ هیولاهای کلاسیک یونیورسال برای ساخت مجموعهای از ماجراهای به هم پیوسته استفاده کند.
فریزر پس از کنارهگیری از هالیوود به دلیل مسائل شخصی، مشکلات سلامتی و اتهام آزاری که علیه رئیس سابق انجمن مطبوعات خارجی هالیوود مطرح کرد، با فیلم «نهنگ» (The Whale) در سال ۲۰۲۲ بازگشتی شکوهمند به دنیای سینما داشت و برای آن جایزهی اسکار بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد. فریزر در جریان تبلیغات فیلم «نهنگ» به ورایتی گفته بود که برای بازگشت به محبوبترین نقشش، یعنی ماجراجویی به نام ریک اوکانل، در یک دنبالهی دیگر از «مومیایی» آماده است.
او در آن زمان گفته بود: «نمیدانم چگونه ممکن است، اما اگر کسی با یک ایدهی درست و مناسب پیشقدم شود، من آمادهام.»
فریزر حداقل ایدهای در مورد آنچه جواب نمیدهد دارد. او در سال ۲۰۲۲ تحلیل کرده بود که چرا نسخهی تام کروز از «مومیایی» نتوانست با مخاطبان ارتباط برقرار کند.
فریزر گفته بود: «ساختن آن فیلم کار سختی است. عنصری که «مومیایی» ما داشت و من در نسخهی جدید آن را ندیدم، «سرگرمی» بود. این همان چیزی بود که در آن نسخه وجود نداشت. آن فیلم بیش از حد یک فیلم ترسناک جدی بود. «مومیایی» باید یک سواری هیجانانگیز باشد، نه اینکه وحشتناک و ترسآور باشد.»
استودیوی «Lost in Time» یک انیمیشن سهبعدی جذاب ساخته است که به چندین اختراع فوقالعاده هوشمندانه لئوناردو داوینچی جان میبخشد. این اختراعات شامل نسخههای بسیار اولیه از یک هلیکوپتر، چتر نجات، لباس غواصی، کمان زنبورکی، تانک نظامی و یک ربات مکانیکی است.
من انیمیشنهای سهبعدی از تأثیرگذارترین اختراعات لئوناردو داوینچی ساخته و آنها را در این ویدیو برای شما جمعآوری کردهام. ما همه چیز را از «پیچ هوایی» او (که به عنوان اولین طرحهای هلیکوپتر شناخته میشود) تا شوالیه مکانیکیاش بررسی میکنیم. باورنکردنی است که این مرد در آن دوران دور، در عصر رنسانس، چه چیزهایی را میتوانسته تصور کند.
داوینچی همچنین مخترع منجنیق، آسیاب بادی، نمایی به سبک ماهوارهای از شهر ایمولا در ایتالیا و بسیاری موارد دیگر بود.
فیلم بیپرده و صریح کلمانس داویگو، صدای سه بازمانده از یک کانون اصلاح و تربیت فرانسوی و مسیر دشوار آنها بهسوی التیام است.
در این مستند تکاندهنده فرانسوی، سه مصاحبهشونده اصلی شجاعت جسمی و روحی فوقالعادهای از خود نشان میدهند. آندره، میشل و دانیل، دانشآموزان سابق کانون اصلاح و تربیت «بل اتوال» هستند؛ مدرسهای که توسط کلیسا در شهر مرکوری در ساووا اداره میشد. آنها که اکنون در دهه شصت و هفتاد زندگی خود به سر میبرند، سیلی از آزارهای بیوقفه به دست «ابوت گارین» و همدستانش را بازگو میکنند: ضرب و شتمهایی که آسیبهای دائمی به همراه داشت، بیخوابی اجباری، حمام آب سرد، گرسنگی و آزار و اذیتهای جنسی شبانه.
همانطور که کلمانس داویگو، کارگردان فیلم، در جلسات طولانی خاطرهگویی آنها حضور دارد، عمق فاجعه آشکار میشود. میشل با یادآوری تحقیرهایش اشک میریزد؛ آندره که از یک آموزش و پرورش سالم محروم مانده بود، به یک مجرم حرفهای تبدیل شد و دههها را در زندان گذراند؛ دانیلِ هوشیار که مورد آزار جنسی قرار گرفته و در «جهنم» گرفتار شده بود، از فلج عاطفی خود در سالهای بعد میگوید، چنانکه قادر نبود به کسی بگوید دوستش دارد. میشل و دانیل، که به ترتیب یک آشپز خستگیناپذیر و یک دونده هستند، فعالیتهای جایگزینی یافتهاند تا ذهن خود را از وحشت آن دوران خالی کنند.
اما این سه نفر از نوع دیگری از خالی شدن نیز صحبت میکنند: رها شدن از این بار سنگین و تلاش برای جبران خسارت. در نیمه دوم فیلم، توجه داویگو به این موضوع معطوف میشود که آیا چنین چیزی ممکن است و اگر هست، به چه شکلی. آندره و میشل بر سر اینکه آیا کلیسای کاتولیک بهعنوان یک نهاد مقصر است یا صرفاً افراد خاصی در «بل اتوال» (آنطور که میشل معتقد است)، اختلاف نظر دارند. دو مشاوری که از سوی اسقفنشین با آنها ملاقات میکنند، نشان میدهند که کلیسا با تمایل به پذیرش اشتباهات گذشته، متأسف است. اما وقتی سرانجام با فیلیپ بالو، اسقف اعظم، دیدار میکنند، به نظر میرسد او در اقدام عملی تعلل میکند.
داویگو با دستی استوار و نگاهی تیزبین، سکان کارگردانی را در دست دارد و با سکوتهای بهجای خود، به استعارهها اجازه میدهد تا به طور طبیعی پدیدار شوند. برای مثال، دانیل به آرامی از کوهی در همان نزدیکی بالا میرود، همچون سنجاقکی که پوست قدیمی خود را میاندازد. این فیلم یک تحقیق نظاممند درباره سوءاستفاده نهادینه، لاپوشانیها و امکانپذیری اصلاحات نیست؛ مسائلی که قطعاً پس از رسواییهایی مانند ماجرای «آبه پیر» در فرانسه بسیار مطرح هستند. بلکه فیلم با فراهم کردن بستری برای این مردان تا حقیقت خود را بازگو کنند، صمیمانه در فرایند التیام آنها مشارکت میکند و به همین دلیل بسیار ارزشمند است.
فیلم «پسران گمشده مرکوری» از ۷ نوامبر در «ترو استوری» نمایش داده میشود.
جنیفر لارنس در صحنهای از فیلم «عشقم، بمیر». عکس: کیمبرلی فرنچ/آسوشیتدپرس
عشقم، بمیر (Die My Love)
کارگردان: لین رمزی
نویسندگان: لین رمزی، اندا والش و آلیس برچ، بر اساس رمانی از آریانا هارویچ
بازیگران: جنیفر لارنس، رابرت پتینسون و سیسی اسپیسک
ردهبندی: ندارد؛ ۱۱۸ دقیقه
اکران در سینماهای منتخب از ۷ نوامبر
«اوه-اوه… موش پیدا کردیم.»
تنها چند ثانیه از درام روانشناختی جدید و عذابآور «عشقم، بمیر» گذشته است که کارگردان، لین رمزی، آنچه را که میتوانست صحنهای روستایی و دلانگیز باشد – زوجی جوان که خانه روستایی خود را با چشمانداز دشتهای وسیع و آفتابی در پسزمینه نظاره میکنند – با تیغ زنگزدهای از تهدید، از هم میدرد.
این موشها را جکسون (رابرت پتینسون) پیدا میکند؛ جوانی خوشمشرب اما ژولیده که عشقش، گریس (جنیفر لارنس)، را برای شروع زندگی مشترکشان به ناکجاآبادی در مونتانا آورده است. و موشها کوچکترین مشکل آنها – یا رمزی – هستند.
این زوج عاشق به خانهای کشاورزی و مخروبه نقل مکان میکنند؛ تصمیمی که هم دلایل عملی دارد (والدین جکسون، با بازی سیسی اسپیسک و نیک نولتی، در همان نزدیکی زندگی میکنند) و هم متوهمانه (شاید این فضای باز به گریس آزادی لازم برای نوشتن رمانش را بدهد). اما آنها به سرعت در گردابی از افسردگی خشونتبار فرو میروند.
اینکه جکسون یک بازنده بهشدت خودخواه است نیز کمکی نمیکند؛ او به محض به دنیا آمدن پسرشان، گریس را عملاً رها میکند و آنقدر نسبت به روابط خارج از ازدواجش بیقید است که بستههای کاندوم را همچون خردهنان در اطراف پخش میکند.
البته نوزاد و نیاز مداومش به مراقبت و توجه نیز حال روحی گریس را بهتر نمیکند، اما با پیش رفتن فیلم، مشخص میشود که رمزی تنها به ترسیم تصویری از افسردگی پس از زایمان علاقهمند نیست (حتی اگر این موضوع، محور اصلی منبع اقتباس فیلم، یعنی رمان اسپانیایی آریانا هارویچ در سال ۲۰۱۲ باشد).
چیزی فاسدتر و لاعلاجتر در مورد گریس و رابطهاش با دنیای بیرون وجود دارد – برخوردی ناخوشایند از خودشیفتگی و خودخواهی، شکنندگی و بیتوجهی – که دیدگاه رمزی را هدایت کرده و در نهایت آن را تیره و تار میکند. فیلمساز که قادر به رسیدن به هیچ چشمانداز روایی یا زیباییشناختی روشنی نیست، به ارائه تجربهای پر سر و صدا و خفهکننده متوسل میشود.
به گفته توزیعکننده، «عشقم، بمیر» نسبت به نسخهای که بهار گذشته در جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد، دوباره تدوین شده است. اما هر تغییری که اعمال شده، بسیار جزئی به نظر میرسد، زیرا فیلم همچنان مانند یک کابوس تکراری و کلیشهای است. گرچه رمزی هرگز فیلمساز ظریفی نبوده، اما تاریکی باشکوهی که پیش از این در تمام آثارش از «مورورن کالار» تا «تو هرگز واقعاً اینجا نبودی» به تصویر کشیده بود، صادقانه و فراگیر به نظر میرسید – گردابهایی که از افتادن در آنها لذت میبردید.
اینجا اما همه چیز تصنعی است؛ از خانه روستایی که جلوی چشمانمان در حال فروپاشی است گرفته تا صدای وزوز مگسها در طراحی صدای آزاردهنده و تصاویر آتشسوزی در جنگل که ابتدا و انتهای سفر گریس را قاب میگیرند.
لارنس (چپ) و رابرت پتینسون در صحنهای از فیلم «عشقم، بمیر». عکس: کیمبرلی فرنچ/آسوشیتدپرس
در فیلمی کنترلشدهتر و کمتر عذابآور، بازی عمیقاً متعهدانه لارنس میتوانست بحث داغ سال باشد. اما او در اینجا خود را به میان گرگها انداخته و کارگردانش هیچ حمایت یا پوششی برای او فراهم نکرده است. اگر نتیجه اینقدر پراکنده، اینقدر بیپایان و اینقدر مضحک است، این همه عریان و وحشی شدن چه فایدهای دارد؟ این بازیگری مصداق بارز داستان «لباس جدید پادشاه» است؛ تلاشی پوچ و عریان شدن برای خود عریانی. و در این میان هیچکس، به جز اسپیسک که با مهارت از پس دیالوگهای مضحکی که به او داده شده برمیآید، سربلند بیرون نمیآید.
فیلم رمزی از جهات بسیاری یادآور نقطه ابهام دیگری در کارنامه لارنس است: فیلم «مادر!» ساخته دارن آرونوفسکی. اما در حالی که هر دو فیلم در ستاره اصلی، مضامین، لوکیشن خانه روستایی و لحظات بهخصوص آسیبزای مربوط به سینک ظرفشویی مشترک هستند، آرونوفسکی دستکم برای جنونش منطقی داشت.
برای شنیدن صدای موشهای فراوان این فیلم نیازی نیست گوش خود را به دیوار بچسبانید؛ صدای خشخش آنها کرکننده است و خدا میداند برای چه هدفی. بهتر است این خانه را به آتش کشید و از آن دور شد.
«بالیوود هانگاما» همواره در انتشار اخبار هیجانانگیز و اختصاصی درباره فیلم «نبرد گالوان»، یکی از مورد انتظارترین آثار سال ۲۰۲۶، پیشگام بوده است. در این فیلم، سلمان خان در نقشی کاملاً متفاوت و بیسابقه ظاهر میشود، موضوعی که از اولین تصاویر منتشر شده از او نیز مشهود است. روز گذشته، این بازیگر با انتشار دو تصویر بدون پیراهن از خود، طرفدارانش را به دلیل آمادگی جسمانی بالا و ظاهر جذابش شگفتزده کرد. در فضای مجازی گمانهزنیهای فراوانی درباره تاریخ اکران این فیلم وجود دارد و در این مقاله، «بالیوود هانگاما» بر اساس اطلاعات به دست آمده از منابع موثق، به این موضوع میپردازد.
یک منبع آگاه به ما گفت: «فیلمبرداری از ماه سپتامبر در لاداخ آغاز شده و بخش عمدهای از فیلم ضبط شده است. تیم تولید تاکنون سکانسهای کلیدی، چالشبرانگیز و اکشن را فیلمبرداری کرده است. کار فیلمبرداری در ماه دسامبر به پایان میرسد و پس از آن، کارگردان آپوروا لاکیا به طور کامل بر روی مراحل پس از تولید متمرکز خواهد شد.»
در ماه ژوئیه، «بالیوود هانگاما» گزارش داده بود که سازندگان «نبرد گالوان» قصد دارند فیلم را در ژانویه یا ژوئن ۲۰۲۶ اکران کنند. این منبع در این باره گفت: «اکران در ژانویه که اکنون مشخصاً ممکن نخواهد بود. اما ژوئن به طور جدی در دست بررسی است، هرچند تیم تولید در حال ارزیابی این موضوع است که آیا تاریخ اکران ایدهآل دیگری در ماههای ژوئیه و اوت سال آینده وجود دارد یا خیر.»
اخیراً طرفداران شاهرخ خان با رونمایی از تیزر هیجانانگیز فیلم بعدی او، «پادشاه»، در روز تولد ۶۰ سالگیاش در ۲ نوامبر، غافلگیر شدند. این اتفاق، امیدواری طرفداران سلمان خان را افزایش داده که انتظار دارند یک ویدئوی معرفی یا تیزر از فیلم «نبرد گالوان» در تولد ۶۰ سالگی ستاره محبوبشان در ۲۷ دسامبر منتشر شود. با این حال، منابع ما اطلاعی از اینکه آیا برنامهای مرتبط با این فیلم جنگی برای تاریخ ۲۷ دسامبر در نظر گرفته شده است یا خیر، نداشتند.
علاوه بر سلمان خان، چیترانگدا سینگ نیز در فیلم «نبرد گالوان» به ایفای نقش میپردازد. سلمان خان در این فیلم نقش سرهنگ بیکومالا سانتوش بابو را بازی میکند که بر اساس فصلی از کتاب «نترسترینهای هند ۳» (۲۰۲۲) نوشته شیو آرور و راهول سینگ ساخته شده است. پیشتر گزارشهایی مبنی بر حضور افتخاری آمیتاب باچان در این فیلم منتشر شده بود، اما آپوروا لاکیا اخیراً این گزارشها را تکذیب کرد.