دوران پیکسار ۳۰ سال پیش با انتشار اولین قسمت از این فرنچایز محبوب آغاز شد. این دوران برای ما شمار زیادی از موفقیتها به ارمغان آورد، اما در عین حال چیزی نیز از دست رفته است.
به این مقاله گوش دهید · ۵:۰۲ دقیقه – بیشتر بخوانید
«داستان اسباببازی» چشمانداز فیلمهای انیمیشنی را تغییر داد. منبع: دیزنی/پیکسار، از مجموعهٔ اورِت
راههای بسیاری برای اندازهگیری موفقیت «داستان اسباببازی» وجود دارد که میتوانید از میان آنها انتخاب کنید. اعداد فروش گیشه، که در زمان خود — و هنوز هم — بهطور شگفتانگیزی ۴۰۰ میلیون دلار بود. جایزهٔ نادر دستاورد ویژهٔ آکادمی که دریافت کرد (از آن زمان فقط یک بار دیگر این جایزه اعطا شده است). این نه تنها آغاز یک فرنچایز موفق، بلکه پایهگذاری یک استودیوی تحولساز (پیکسار) است که با فیلمهای پرفروش خود بهطور منظم مخاطبان چندنسلی را به اشک وادار میکند.
اما مهمترین تأثیر پایدار «داستان اسباببازی»، که همین آخر هفته سهدهه پیش منتشر شد، مربوط به انیمیشن آن است.
میتوان عصر سرگرمی دیجیتال خود را بهصورت پیش و پس از وودی و باز لایتیار — آن اسباببازیهایی که توسط تام هنکس و تیم آلن صدا میشوند و وقتی صاحبشان، اندی ششساله، حضور نداشت، به زندگی میآیند — در نظر گرفت. پیش از «داستان اسباببازی»، سینمای انیمیشن بهصورت دستکشیده بود و از زمان تولید فیلم کلاسیک ۱۹۳۷ «سفیدهپوست و هفت کوتوله» توسط دیزنی، تحت سلطهٔ این شرکت قرار داشت.
در واقع، «داستان اسباببازی» دقیقاً در میانهٔ یک دوران طلایی دیگر دیزنی ظاهر شد، زمانی که این استودیو آثار کلاسیکی مانند «علاءالدین»، «شیرشاه» و «پوکاهنتس» را ارائه میداد. اگرچه تصویرسازی رایانهای از سالهای ۱۹۷۰ در فیلمها استفاده میشد، عمدتاً برای جلوههای ویژه به کار میرفت و نه بهعنوان کل اثر. وقتی «داستان اسباببازی» پیش از عید شکرگزاری در سال ۱۹۹۵ در سینماها اکران شد، اولین فیلم تمام طولانی کاملاً با انیمیشن رایانهای بود و موجی از فیلمهای CGI را بهوجود آورد که بهسرعت به قانون بدل شدند و نه استثنا. امروزه، پس از ۳۰ سال و چندین دنبالهٔ «داستان اسباببازی» — از جمله پنجمین دنباله که برای ژوئن آینده در راه است — انیمیشن رایانهای برتری دارد و انیمیشن دستکشیده به یک نادری تبدیل شده است.
اگرچه «داستان اسباببازی» تنها ۸۱ دقیقه زمان دارد، میزان کاری که برای این محصول نهایی صرف شد، شگفتانگیز بود. شخصیتها ابتدا از طریق قالبهای خاکی فیزیکی ساخته شدند و سپس اسکن شدند تا به طرحهای انیمیشن کامپیوتری تبدیل شوند. صدها کنترل حرکتی اضافه شد تا شخصیتها بهصورت واقعگرایانه حرکت کنند. پیکسار نرمافزار رندرینگ خود را طراحی کرد که انیماتورها برای آن ۱۱۷ دستگاه کامپیوتر را بهصورت ۲۴ ساعته در دسترس داشتند. یک فریم میتوانست از حدود یک ساعت تا سی ساعت زمان برای پردازش بگیرد و بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ فریم در فیلم وجود داشت.
دختر میلیاردر مقیم ایالات متحده، راما رجو مانتنا، نترا مانتنا، قرار است در جشن بزرگ سهروزهای با وامیسی گادیراجو عقد بستن.
نترا مانتنا و وامیسی گادیراجو قصد دارند در اوداپور عقد بستن. (عکس: Wedding Sutra، Wizcraft Weddings/ اینستاگرام)
پس از عروسی بزرگ آنت آمبانی که سال گذشته برگزار شد، عروسی دیگری با پروفایل بالا آماده است تا موجی در اینترنت ایجاد کند. سلبریتیهای هندی و بینالمللی برای جشنهای سهروزه ازدواج دختر تاجر ساکن ایالات متحده، راما رجو مانتنا، یعنی نترا مانتنا و وامیسی گادیراجو، به اوداپور میآیند که قرار است از ۲۱ نوامبر آغاز و در ۲۳ نوامبر پایان یابد. دونالد ترامپ جونیور، جاستین بیبر، جنیفر لوپز، و چندین شخصیت مهم بینالمللی دیگر انتظار میرود در این مراسم در راجستان حضور داشته باشند. از بولیوود، هریتیک رشان، رانور سینگ و بسیاری دیگر نیز پیشبینی میشود که در جشنها شرکت کنند.
همه چیزهایی که درباره عروسی باید بدانید
دختر راما رجو مانتنا، نترا مانتنا، قرار است در یک جشن بزرگ سهروزه با وامیسی گادیراجو عقد بستن. مراسم عروسی در چندین محل لوکس اوداپور برگزار میشود، از جمله هتل «Leela Palace»، «Zenana Mahal» و قصر جزیرهای روی دریاچه پچولا.
یک شب پرستاره موسیقی برای جمعه برنامهریزی شده است که در آن اجراهای جاستین بیبر، جنیفر لوپز، تیستو، بلک کافی، سیرک دو سولیل و دیجی آمان ناگپال ارائه میشود.
سلبریتیهای بولیوود که انتظار میرود در عروسی حضور داشته باشند شامل هریتیک رشان، رانور سینگ، نورا فاتحهای، شِهید کاپور، کارن جوهر، وارون داهوان، جانهووی کاپور، کریتی سانون، جاکلین فرناندز، دیا میرزا، آمیره دستور، سوفی چودری و مادوری دیکسیت ننه میباشند.
عروسی توسط شرکت برگزاری مراسم عروسی ویزکرفت (Wizcraft Wedding Event Managers) برنامهریزی میشود، بهطوریکه برخی از برترین طراحان دکور کشور برای این مراسم که بهعنوان «عروسی سال» شناخته میشود، جذب شدهاند. جشنها بر پایهی فرهنگ غنی هندی تأکید خواهند کرد، شامل اجراهای خوشآمدگویی توسط هنرمندان فولکلور و گروههای رقص سنتی، منوی هندی منتخب، و مراسم عروسی الهامگرفته از آداب مِوار.
راما رجو مانتنا کیست؟
راما رجو مانتنا، یک میلیاردر، رئیس و مدیرعامل شرکت Ingenious Pharmaceuticals است که دفتر مرکزی آن در اورلاندو قرار دارد.
انحصاری: برای رویهای نوین از فیلم پیشرو اِکسورسیست، بلومهاوس‑اتامیک مونستر جدی عمل میکند؛ همانطور که Deadline گزارش داد، اسکارلت جانسون، نامزد دو بار اسکار، مقرر شده است که در قسمت بعدی این فرانچایز شناختهشدهی ترسناک، به قلم و کارگردانی مایک فلاناگان، نقشآفرینی کند.
«اسکارلت یک بازیگر درخشان است که اجراهای مسحورکنندهاش همیشه حس واقعگرایی و اصالت دارند؛ از فیلمهای ژانری تا بلاکباسترهای تابستانی، و من نمیتوانستم خوشحالتر از این باشم که او به این فیلم اِکسورسیست میپیوندد»، فلاناگان گفت.
حضور جانسون نشان واضحی است بر این که استودیوی تولیدکننده بهطور جدی به نسخهٔ جدید این فرانچایز میاندیشد، پس از اینکه فیلم قبلی، اِکسورسیست: بلیفور (2023)، عملکرد ضعیفی با ۶۵٫۵ میلیون دلار در ایالات متحده/کانادا و ۱۳۶٫۲ میلیون دلار در سرتاسر جهان داشت. این پس از آن است که NBCUni، Peacock و بلومهاوس حقوق این اثر را از مورگان کریک به ارزش ۴۰۰ میلیون دلار در ژوئیهٔ ۲۰۲۱ خریدند. دیوید گوردن گرین، کارگردان آن فیلم، از ادامهٔ پروژه کنار رفت.
استودیوی تولیدکننده با تعدادی از استعدادهای برتر جلسات برگزار میکرد. اما پس از اینکه جانسون در بازراهاندازی فرانچایز دنیای ژوراسیک در تابستان گذشته با فیلم دنیای ژوراسیک: تولد دوباره که حدود ۸۶۹ میلیون دلار فروش جهانی داشت، نقشآفرینی ایدهآلی به نظر میرسید. پس از جلسهای با تهیهکنندگان و فلاناگان، جانسون تصمیم گرفت رهبری بازراهاندازی یک فرانچایز دیگر را بر عهده گیرد. افراد داخلی به Deadline اطلاع دادند که زمانبندی با چند پروژهٔ پیشرو باید تنظیم شود، اما این فیلم احتمالاً بعدیترین پروژهٔ او برای فیلمبرداری خواهد بود. این پروژه همچنین اولین فیلم ترسناک واقعی را برای جانسون در طول دوران طولانی و موفقش به ارمغان میآورد.
این فیلم داستانی کاملاً نو در دنیای اِکسورسیست روایت میکند و دنبالهٔ اِکسورسیست: بلیفور نیست. این فیلم توسط بلومهاوس‑اتامیک مونستر، مورگان کریک انتِرْتینمنت و فلاناگان — که علاوه بر نوشتن و کارگردانی نیز مسئول تولید است — تحت پرچم شرکت Red Room Pictures به تولید میرسد. الکساندرا مگیسترو نیز بهعنوان تهیهکننده اجرایی برای Red Room Pictures فعالیت میکند. دیوید رابینسون برای مورگان کریک انتِرْتینمنت تهیه میکند. جیسن بلوم و رایان تورک به ترتیب بهعنوان تهیهکننده و تهیهکننده اجرایی برای بلومهاوس‑اتامیک مونستر ایفای نقش میکنند.
جانسون اخیراً کارگردانی خود را با درامای ایلنور بزرگ تولید سونی پیکچرز کلاسیکس آغاز کرد، که بهطور جهانی در جشنوارهٔ فیلم کن به نمایش درآمد.در ادامه میتوان او را در فیلم جیمز گری ببر کاغذی، کناری میلس تلر و آدم درایور یافت. او جایزهٔ تونی را برای بهترین عملکرد بازیگری یک بازیگر برجسته در نمایش برای نمایشنامهٔ ۲۰۱۰ نگاهی از پل دریافت کرد. جانسون همچنین جایزهٔ بهترین بازیگر زن بفتا را در سال ۲۰۰۴ برای فیلم گمشده در ترجمه اثر سوفیا کوپول بهدست آورد. او در سال ۲۰۱۹ به دلیل ایفای نقشهایش در داستان ازدواج نوح بامباچ و جو جو خرگوش تائیکا وایتی، برای نقش اصلی و نقش مکمل دو بار نامزدی اسکار شد و به این ترتیب دوازدهمین بازیگری شد که در یک سال دو بار نامزد اسکار میشود.
جانسون توسط CAA و Yorn Levine LLC نمایندگی میشود.
پیشنهادهای بازگشت کریستین بل، جوش گاد و ایدینا منزل ممکن است پرزرقزرق بهنظر برسند، اما داستانی فراتر از این وجود دارد
دستمزدهای چشمگیر ۶۰ میلیون دلاری که کریستین بل، ایدینا منزل و جوش گاد برای صداگذاری شخصیتهایشان در دنبالههای پیشروِ انیمیشن دیزنی «فروزن ۳» و «۴» دریافت میکنند، ممکن است برای برخی بهعنوان مبلغی خیرهکننده برای کاری که میتواند در شلوارهای راحتیتان انجام گیرد، در نظر گرفته شود.
اما این بیشتر یک پیشرفت طبیعی است تا یک شوک ناگهانی.
TheWrap بهطور انحصاری روز چهارشنبه گزارش داد که سه بازیگر اصلی «فروزن» قراردادی با ارزش بیش از ۶۰ میلیون دلار برای هر یک بستهاند، که در صورت تولید و موفقیت هر دو فیلم، میتواند آنها را بهعنوان پرفروشترین بازیگران تاریخ انیمیشن معرفی کند. «فروزن» بهطور قاطع میتواند بهعنوان پرسودترین فرنچایز در امپراتوری شرکت در حال حاضر شناخته شود؛ چرا که دو فیلم آن هر یک بیش از یک میلیارد دلار فروش داشتهاند، بهعلاوه جاذبههای پارکهای تفریحی و کالاهای تجاری که سالانه میلیاردها دلار درآمد دارند.
اما این به این معنا نیست که همه از این موضوع خوشحالاند.
برای من غیرعقلانی است که بودجهٔ ترکیبی استعداد برای سه ستاره در واقع هزینهٔ فیلم است — ستارگانی که همچنین از حقبخشیهای باقیمانده دستمزدهای کلان دریافت میکنند، در حالی که کارگردانان و هنرمندانی که سالها از عمر خود را صرف ساخت این فیلمها میسازند، در مقایسه با آنها پنیهای قليلة دریافت میکنند و هرگز سودی از حق چاپ شخصیتهایی که تصاویرشان میلیاردها دلار درآمد ایجاد میکند، نمیبینند، یک کارگردان انیمیشن که درخواست ناشناس بودن کرد به TheWrap گفت، و افزود که بیل شوب شخصیت اولاف را طراحی کرد اما دستمزد او کسری از آنچه جوش گاد دریافت میکند، است.
من راضیام که استعدادهای صوتی جبران مالی شوند. مشکل من نابرابری است، کارگردان افزود.
اما این نابرابری به مراتب پیشتر از آنچه فکر میکنید برمیگردد.
در حالی که دستمزدهای چشمگیر بل، منزل و گاد نمایانگر ارزش این بازیگران برای این فرنچایز طلایی است، اما در واقع این موارد بهسوی منحصر بهفرد نیستند؛ در حقیقت، این میتواند به یک لحظهٔ کلیدی در تاریخ انیمیشن و صداگذاری بازگردد.
یک مرد و یک نقاشی
در قراردادی که توسط عامل بزرگ مایکل اوویتس تنظیم شد، و در حالی که فیلم به سمت تاریخ اکران برنامهریزیشدهٔ ۱۹۹۲ پیش میرفت، رابین ویلیامز برای ایفای نقش جنی در «علیدین» از استودیوی والدیزنی انیمیشن بهامضا رسید. این اتفاق غیرمعمول بود — موفقیتهایی مانند «زیبایی و هیولا» و «پریدریایی» به بازیگران صدای حرفهای تکیه کرده بودند که نامهایشان بهطور عمده برای عموم ناشناس بود. اما این شرطبندی بهنتیجه مثبت رسید و در نهایت تاریخ سینما را تغییر داد.
ویلیامز پیش از این جزو خانواده دیزنی بود. او در «پاپی»، یک فیلم کمیکهای زندهٔ رابرٹ آلتمان که در سال ۱۹۸۰ با پارامونت پیکچرز بهصورت همتولید عرضه شد، نقشآفرینی کرد؛ در «صبح بخیر، ویتنام» (۱۹۸۷) که پس از دورهٔ بسیار عمومی بازتوانی وی برای اعتیاد به کوکائین تکمیل شد (در آن زمان ویلیامز شوخی میکرد که دیزنی فیلمهایش را با ملاقات در پشتدر کلینیک بتی فورد انتخاب میکند)؛ و در «جامعهٔ شاعران مرده» (۱۹۸۹) که برای ویلیامز نامزدی اسکار بهترین بازیگر را بهدست آورد. ویلیامز همچنین در «بازگشت به نِورلند»، یک فیلم کوتاه که بهعنوان بخشی از جاذبهٔ «جادوی والدیزنی انیمیشن» در استودیوی تازهتاسیس دیزنی‑امجیام به نمایش درآمد، همستاره بود.
بهنظر میرسد بازیگر بهدلیل ارتقاء شغلی که «جامعهٔ شاعران مرده» برای او فراهم کرد قدردان بود و برای «علیدین» با پرداخت «دستمزد پایهای کمتر از ۵۰۰ دلار در روز» توافق کرد، همانطور که جیمز بی. استوارت در کتاب «جنگ دیزنی» نوشت؛ این مبلغ نسبت به نرخ ۸ میلیون دلاری او در آن زمان تفاوت زیادی داشت. در خاطرات اوویتس، او میگوید که ویلیامز برای تمام «علیدین» برای سه روز ضبط صدا برنامهریزی شده بود، اما «اد‑لبهای او آنقدر دیوانهوار خندهدار و فراوان بود که مایکل آیسنر اسکریپت را کنار گذاشت و فیلم را دور رابین بازساخت – بدون اینکه دستمزد او تجدید شود».
رابین ویلیامز همراه با باب ایگر در سال ۲۰۰۹ (آدم لارکی/گتی ایمیجز)
این فیلم بیش از ۵۰۲ میلیون دلار فروش جهانی به دست آورد و دو جایزه اسکار برای بهترین آهنگ و بهترین موسیقی متن، بههمراه پنج گرمی دریافت کرد. بخش عمدهای از این موفقیت به دلیل اجرای ویلیامز بود که بارها در نقدها مورد تمایز قرار گرفت و شور و هیجان قابلتوجهی برای اسکار بهوجود آورد (اگر نامزد میشد، ویلیامز اولین بازیگری صوتی میبود که این افتخار را میگرفت). به همین دلیل، دیزنی فیلم را بر پایهٔ عملکرد ویلیامز تبلیغ کرد؛ تصمیمی که برای بازیگر ناآرامکننده بود. این اولین فیلم انیمیشن دیزنی بود که با حضور یک ستارهٔ بزرگ، موفقیت تجاری و انتقادات قابلتوجهی بهدست آورد.
اوویتس یادآور شد که به آیسنر گفت: «ویلیامز مبلغ بیشتری نمیخواهد، اما شایستگی یک تشخیص مهم برای آنچه برای دیزنی انجام داده است دارد». آیسنر موافقت کرد یک نقاشی به ویلیامز بدهد؛ اوویتس در خاطراتش ادعا کرد که خود او نقاشی پیکاسو را از گالری پیس انتخاب کرده بود، نقاشیای به ارزش حدود ۴ میلیون دلار. وقتی آیسنر سعی کرد بگوید دیزنی مالک این نقاشی است و آن را به ویلیامز قرض میدهد، اوویتس پاسخ داد: «اگر مشتری خوشسخنی مثل رابین نداشتم، ۱۵ میلیون دلار میطلبیدم».
بدون شک، ویلیامز پیکاسو را بهدست آورد.
دستگیری یک صدای بازیگر برای دریافت ۱۵ میلیون دلار از یک فیلم انیمیشن، همانطور که اوویتس تهدید کرده بود، دههها به طول میانجامید، اما تجربهٔ ویلیامز در «علیدین» نحوهٔ شکلگیری چنین قراردادهایی را بهخصوص در زمینهٔ دنیای سودآور دنبالهها، روشن کرد.
یک ویلیامز ناراحت پس از آن سالها از همکاری با شرکت خودداری کرد، اما پس از آن برای صداگذاری جنی در «علیدین و پادشاه دزدها»، یک دنبالهٔ مستقیم بهویدیو که در سال ۱۹۹۶ منتشر شد و هزینه موثرتری داشت، بازگشت. این بار او ۱ میلیون دلار دریافت کرد. این فیلم بیش از ۱۰ میلیون واحد فروش داشت و ششمین نوار ویدئویی پرفروش سال بود.
تحول پارادایمی
تا پیش از «علیدین»، که تحت رهبری ایسنر و رئیس پرانرژی استودیویاش جفری کاتزنبرگ ساخته شد، فیلمهای انیمیشن دیزنی ترکیبی از ستارگان واقعی (مانند باب نیوهارت و ایوا گابور در «نجاتگران» سال ۱۹۷۷ و دنبالهٔ ۱۹۹۰ آن) و بازیگرانی که بیشتر به خاطر کارهای صداییشان شناخته میشدند (مانند فیلفی هریس که صدای «کتاب جنگل» ۱۹۶۷، «گربههای نجیبقلم» ۱۹۷۰ و «رابین هود» ۱۹۷۳ را ارائه داد) داشتند.
چیزی که با «علیدین» تغییر کرد این بود که فیلم بهعنوان یک وسیلهٔ ستارهای ساخته و بازاریابی شد.
دیزنی همچنان بر پایهٔ اصل دیرینهٔ خود – صدای مناسب برای نقش – بهجای پرستارهترین یا شناختهشدهترین، انتخاب میکرد. اگرچه انتخاب دمی مور برای نقش اسمرالدا در «قلببهدیسن» (۱۹۹۷)، که در همان تابستان با «استریپتیز» او منتشر شد، مطمئناً برخی را به شگفتی انداخته بود، اما احتمالاً بهسودآوری اضافی در گیشه منجر نشد.
اما اوضاع زمانی تغییر کرد که کاتزنبرگ در سال ۱۹۹۴ استودیو را ترک کرد و DreamWorks SKG را به همراه استیون اسپیلبرگ و دیوید گفن تأسیس کرد. بهعنوان سرپرست استودیوی DreamWorks Animation، کاتزنبرگ تصمیم گرفت جادوی «علیدین» را با بهکارگیری بزرگترین ستارگان در فیلمهای انیمیشن خود تکرار کند.
دو فیلم نخست این استودیو که هر دو در سال ۱۹۹۸ عرضه شدند، پر از بازیگران مشهور بودند — «آنتز» با حضور وودی آلن، جین هاکمن، جنیفر لوپز، شارون استون و سیلوستر استالون؛ «شاهزادهٔ مصر» با وال کیلمر، رالف فینز، میشل پِیفر، جِف گلدبرگ، هلن میرِن، استیون مارتین و مارتین شورت.
ادی مورفی و مایک مایرز صدای قهرمانان نامحتمل «شرک» را ارائه دادند. (DreamWorks Animation)
گاهی شرطبندی کاتزنبرگ بهنتیجه رسیده؛ برای مثال «شرک»، که توسط مایک مایرز، ادی مورفی و کامرون دیاز بهصداپریزی شد، نزدیک به نیممیلیارد دلار فروش داشت و یک فرنچایز محبوب را بهوجود آورد. اما گاهی بهطور فاحش شکست خورد، بهویژه در «سینابد: افسانهٔ هفتدریا» (۲۰۰۳)، که براد پیت و کاترین زتا‑جونز در آن نقشآفرینی کردند و بهعنوان یک ناکامی شناخته شد.
«استعدادهای صوتی هرگز جذب فروش بلیط نمیشوند»، گفت یک کارگردان با تجربه در فیلمهای زنده و انیمیشن. این باور رایج در آن زمان بود، اما ستارگان همچنان انتخاب میشدند و دستمزدشان بهتدریج افزایش مییافت.
دستمزدهای بزرگتر، بهطور منظمتر
برای «شرک» نخست، بازیگران اصلی — مایرز، مورفی و دیاز — حقوقپیشپرداخت خود را به تعویق انداختند و هر یک از سهم خود از فروش داخلی بیش از ۳ میلیون دلار دریافت کردند. برای دنبالهٔ ۲۰۰۴، هر یک ۱۰ میلیون دلار پرداخت شد. برای فیلمهای سوم و چهارم، گفته میشود این عدد به حدود ۱۵ میلیون دلار رسیده است. با توجه به اعلام برنامهٔ «شرک 5» برای سال ۲۰۲۷ و با در نظر گرفتن روند پیشین، میتوان پیشبینی کرد که هر یک برای بازگشت بهحدود ۲۰ میلیون دلار دریافت کنند.
این رقم بهسختی از حدود ۳۰ میلیون دلاری که منزل، بل و گاد برای هر دو دنبالهٔ «فروزن» دریافت میکنند فاصله دارد؛ که گمان میرود نزدیک به ۲۰ میلیون دلار بهعنوان هزینهٔ پیشپرداخت باشد و مابقی بهعنوان پاداش وابسته به عملکرد فروش بلیط باشد.
اما گاهی این دستمزدهای بزرگ میتوانند منجر به کشمکش داخلی شوند.
گزارشهای سال گذشته نشان دادند که دلیل عدم قبول میندی کالینگ و بیل هادر برای تکرار نقشهای صوتی خود در «دوران ذهن ۲» این بود که دیزنی/پیکسار درخواستهای دستمزد آنها را رد کرد. در همین حال، دستمزد ایمی پوهلر برای دنبالهای که ۱.۷ میلیارد دلار فروش داشت به ۱۰ میلیون دلار افزایش یافت.
برای استودیوی انیمیشن والدیزنی «موانا ۲»، که سال گذشته نیز منتشر شد، گزارش میشود که دویین جانسون حدود ۲۰ میلیون دلار برای بازگشت در نقش نیمخدا شاخدار مائویی دریافت کرده است. دوباره: این رقم از دستمزد منزل، بل و گاد دور نیست.
دنبالههای انیمیشن نیز عملکرد خوبی دارند. وقتی تیم آلن و تام هانکس در اولین «داستان اسباببازی» (۱۹۹۵) شرکت کردند، هر یک کمتر از ۵۰ هزار دلار دریافت کردند. اما وقتی «داستان اسباببازی ۲» در سال ۱۹۹۹ آمد، هر دو پیشپرداخت ۵ میلیون دلار دریافت کردند و بخشی از فروش ویدیوهای خانگی بهدستشان شد (بهیاد داشته باشید که این سال ۱۹۹۹ بود). این دنباله ۵۰۰ میلیون دلار فروش داشت. در فیلم سوم که یک میلیارد دلار فروش کرد، هر کدام تخمیناً ۱۵ میلیون دلار درآمد داشتند. اگرچه هنوز دقیقاً مشخص نیست که برای «داستان اسباببازی ۴» (که در سال ۲۰۱۹ یک میلیارد دلار فروش داشت) و «داستان اسباببازی ۵» (که تابستان آینده منتشر میشود) چه مقدار درآمد داشتهاند، اما بهنظر میرسد کاهش دستمزد نداشتهاند.
بدون شک دیزنی نگران این است که دستمزدهای بالای بازیگران «فروزن» چه پیامدهایی برای کسبوکار خود و کل صنعت داشته باشد.
بهعنوان مثال، پس از اینکه اولین فیلم به بیشترین فیلم تماشاشده در تاریخ نتفلیکس تبدیل شده، هزینهٔ بازگشت این سهگانهی بازیگر و خواننده برای دنبالهٔ «K‑Pop Demon Hunters» چقدر خواهد بود؟
اما در محیطی که با کاهش، تجمیع و کاهش اطمینان از فروش بلیط مواجه است، پرداخت هزینهٔ بالا برای ستارههای «فروزن» صرفاً تقسیم سود از یکی از بزرگترین منبع درآمدی استودیو نیست؛ بلکه بیمهای است که قطار پولی «فروزن» را برای سالهای آینده در حرکت نگه میدارد.
بالیوود هنگاما در ارائه خبرهای هیجانانگیز و انحصاری دربارهٔ جنگ گالوون، یکی از پرانتظارترین فیلمهای سال ۲۰۲۶، پیشتاز بوده است. این فیلم سالمان خان را در نقشی که پیش از این دیده نشده به تصویر میکشد، همانطور که از اولین پوستر فیلم واضح است. فیلمبرداری بهزودی به پایان میرسد و سازندگان هنوز تاریخ اکران فیلم را اعلام نکردهاند. اوایل این ماه گزارش دادیم که سازندگان در حال برنامهریزی برای اکران در ماه ژوئن هستند. اما اکنون بالیوود هنگاما دریافته است که سالمان خان نیز به تعطیلات عید رمضان اهتمام نشان میدهد.
اخبار فوری: سالمان خان در فکر بازپسگیری اسلات سنتی عید خود با «جنگ گالوون»؛ ممکن است با «تاکسیک» و «دهامال ۴» تداخل داشته باشد
یک منبع به بالیوود هنگاما گفت: «همه میدانند سالمان خان و عید کاملاً مترادف هستند. پیشتر، سالمان خان تصمیم گرفت جنگ گالوون را در عید (۱۹ مارس ۲۰۲۶) به اکران نگذارند، چرا که این اسلات قبلاً توسط تاکسیک به کارگردانی ستاره KGF یاش و فیلم چندنقشداری دهامال ۴ اشغال شده بود. اما اکنون، این ستاره بزرگ در حال بازی با این ایده است و در نظر دارد بررسی کند که آیا فیلم جنگیاش میتواند در این جشن مقدس به اکران برسد یا نه.»
منبع افزود: «فیلمبرداری در ماه دسامبر به پایان میرسد و بنابراین جنگ گالوون تا ماه مارس آماده خواهد شد. بهعلاوه، اگر فیلم به عنوان یک اکران عید اعلام شود، هواداران او بسیار خوشحال خواهند شد. به همین دلیل، عید تاریخی است که او بهطور جدی در نظر دارد و بهزودی تصمیمگیری خواهد کرد.»
اکنون این سؤال باقیست که آیا سالمان خان تاریخ اکران جنگ گالوون را در جشن تولد شصتسالگیاش که ماه آینده منتظر است یا پیش از این رویداد مهم اعلام میکند یا نه. همچنین مشخص نیست که آیا تاکسیک یا دهامال ۴ راه خود را برای بازپسگیری اسلات عید سنتی این ستاره باز میگذارند یا خیر.
اگر جنگ گالوون در ۱۹ مارس سال آینده منتشر شود، این فیلم سیزدهمین اکران عید سالمان خان خواهد بود؛ ۱۶ اکران قبلی شامل Judwaa (۱۹۹۷)، Kyon Ki (۲۰۰۵)، Jaan-E-Mann (۲۰۰۶)، Wanted (۲۰۰۹)، Dabangg (۲۰۱۰)، Bodyguard (۲۰۱۱)، Ek Tha Tiger (۲۰۱۲)، Kick (۲۰۱۴)، Bajrangi Bhaijaan (۲۰۱۵)، Sultan (۲۰۱۶)، Tubelight (۲۰۱۷)، Race 3 (۲۰۱۸)، Tubelight (۲۰۱۷)، Radhe – Your Most Wanted Bhai (۲۰۲۱)، Kisi Ka Bhai Kisi Ki Jaan (۲۰۲۳) و Sikandar (۲۰۲۵) میباشد.
همچنین بخوانید: اخبار فوری: سازندگان «جنگ گالوون» به انتشار در ژوئن ۲۰۲۶ فکر میکنند؛ فیلمبرداری بازیگر اصلی سالمان خان در دسامبر به پایان میرسد
ما را دنبال کنید تا جدیدترین اخبار بالیوود، بهروزرسانیهای فیلمهای تازه بالیوود، آمار فروش گیشه، اطلاعیههای اکران فیلمهای جدید، اخبار بالیوود به زبان هندی، اخبار سرگرمی، اخبار زنده بالیوود امروز و فیلمهای پیشرو در سال ۲۰۲۵ را دریافت کنید و همیشه بهروز بمانید.
ویوک اوبروی نظرات خود را دربارهٔ ستارگی بهاشتراک گذاشت و گفت تاریخ حتی بزرگترین ستارگان را به «بیاهمیتی» میکشاند.
شاهرخ خان معمولاً بهعنوان یکی از شناختهشدهترین ستارگان سینمای جهان محسوب میشود. او بهدلیل نقشهای نمادین در فیلمهای عاشقانهای همچون «دلواله دلهانی لِ جینجه» و «کچکچ هوٹا هائی» به شهرت جهانی دست یافته است. اما بازیگر ویوک اوبروی بر این باور است که نسلهای آینده شاید نام شاهرخ خان را نادیده بگیرند؛ او در گفتوگوی تازهای با پینکویلا به ناپایداری شهرت اشاره کرد. (همچنین مطالعه کنید: چگونه ورود شاهرخ خان به دورهٔ قهرمان اکشن در شصت سالگی، بازتابی از تغییر مسیر الگوی او، آمیتاب بچن است.)
ویوک اوبروی گفت که ممکن است مخاطبان در ۲۵ سال آینده شاهرخ خان را به یاد نمانند.
آنچه ویوک گفت
در این گفتگو، ویوک گفت: «کدام فیلم، به بازی چه کسی از دههٔ ۱۹۶۰، امروزه مورد سؤال مردم قرار میگیرد—هیچکس اهمیتی نمیدهد. بهطور ناگزیر به تاریخ پیوسته میشوید. در سال ۲۰۵۰، مردم ممکن است بگویند: «کی شاهرخ خان؟» (شاهرخ خان چه کسی است؟)»
شاهرخ خان اوایل این ماه به شصت سالگی رسید و این دستاورد را همراه با طرفدارانش در مراسم ویژهای در بمبئی جشن گرفت. در سپتامبر امسال، شاهرخ خان جایزهٔ ملی بهترین بازیگر را دریافت کرد که اولین پیروزی او در این دستهبندی معتبر بود. این جایزه را بهخاطر نقشآفرینیاش در فیلم «جوان» به کارگردانی آتلی دریافت کرد. او در ادامه در فیلم «کینگ» حضور خواهد یافت.
«شاید حتی ندانند راج کاپور چه کسی بود»
در همان گفتوگو، ویوک ادامه داد: «همانطور که امروز مردم ممکن است بپرسند: «راج کاپور کیست؟» شما و من او را بهعنوان خدای سینما مینامیم، اما اگر از هر جوانی که هوادار رانبییر کاپور است سؤال کنید، شاید حتی ندانند راج کاپور چه کسی بود. پس شاید تاریخ در نهایت ما را به «بیاهمیتی» میرساند.» راج کاپور مرحوم پدربزرگ رانبییر است.
از منظر کاری، ویوک در حال آمادهسازی انتشار «ماستی ۴» است. همچنین فیلم «اسپیرت» ساخته ساندیپ ردی وانگا که نقشآفرینی پرابهاس، تریپتی دیمرای و پرکاش راج در آن حضور دارد، در راه اکران است. تیزر صوتی این فیلم چند هفته پیش بهمناسبت تولد پرابهاس منتشر شد.
ماریا زاکرمن قراردادی برای حق اولین نگاه در زمینه تولید با استودیوهای فاکس انتِرتینمنت بسته است، Variety گزارش میکند.
در این قرارداد، زاکرمن سریالها و فیلمهای فیلمنامهدار و همچنین پروژههای غیرداستانی از جمله مستندها و سریالهای محدود و ادامهدار را توسعه میدهد.
“ماریا یکی از نیروهای خلاقی است که در صنعت بهصورت پویا حضور دارد — یک تهیهکننده با بینش، اراده، حس غرایز بینقص و روابط عمیق با استعدادهای مورد نیاز برای زندهکردن داستانهای استثنایی،” گفت هانا پیلمِر، سرپرست بخش فیلمنامهنویسی در استودیوهای فاکس انتِرتینمنت. “او دارای سابقهای شگفتانگیز در شناسایی داستانسراهای بزرگ و خلق محتوایی است که سر و صدا میکند و فرهنگ را شکل میدهد؛ به همین دلیل او شریک ایدهآلی است زمانی که ما به گسترش حضور خلاقانه فاکس ادامه میدهیم.”
چه راهی برای آماده شدن به یک حراج! دیوید زاسلاو، مدیرعامل Warner Bros. Discovery، در شب چهارشنبه در خانهاش در بورلی هیلز شام پرستارهای برگزار کرد، چند ساعت پیش از پروازی شبانه به نیویورک برای بررسی نخستین موج پیشنهادهای اولیه برای کنگلومرای سرگرمی که از سال ۲۰۲۲ به رهبریاش میباشد.
لیست مهمانان حتی برای هر نمایش قرمفرشیای چشمگیر بود: اوپرا وینفری، لورن میچلز، مارگو رابی و تام آکرلی، آل پاچینو، ساندرا بولاک، جوناهیل، بته میدلر، کرستین ویگ، برایان لورد و نانسی مایرز. در مجموع حدود بیست نفر برای گفتوگوی صمیمانه دربارهٔ فیلمها و پروژههای مختلف در دستپیکر استودیوی شرکت حاضر شدند.
منبعی که مستقیم از شب میدانست گفت، حال و هوای جلسه شاد و خوشروح بود علیرغم وزن سنگین موقعیتی که Warner Bros. Discovery با آن مواجه است. فرایند حراج که کمتر از چهار سال پس از آخرین ادغام بزرگ شرکت — اتحاد WarnerMedia و Discovery — آغاز میشود، ترس و اضطراب را در میان کارکنان پایهای Warner Bros.، HBO/HBO Max و پرسنل CNN، TNT، TBS، Discovery، Food Network، HGTV و سایر کانالهای کابلی خطی که تحت سطوی WBD بهدست آمد، بهوجود آورده است.
با این حال، در شب چهارشنبه گفتوگوی مهمانی شام بیشتر بر روی پروژههای جدیدی که در صف اجرا هستند تمرکز داشت. بحث آشکار دربارهٔ فرایند فروش چندان مطرح نبود. اما یک منبع گفت واضح شد که زاسلاو و مقامات کلیدیاش انتظار دارند این روند تقریباً تا کریسمس به پایان برسد — امری که برای برخی آرمانگرایانه بهنظر میرسید.
منبعی گفت که زاسلاو همانند همیشه میزبان مهربانی بود و در بحث دربارهٔ صنعت و آینده آن با انرژی فراوان سخن میگفت. پس از سرو غذای آخر، زاسلاو برای سوار شدن به هواپیما عزم خود را نشان داد. مدیرعامل WBD این احساس را در جمع باقی گذاشت که برنامهاش این است که در طول پرواز بخوابد، سپس «بیدار شود، دوش گیرد و منتظر بماند تا پیشنهادها ظهر بهوقت معین برسند»، طبق گفته منبعی که مستقیماً از آن باخبر بود.
فهرست شرکتکنندگان بالقوه در حراج WBD که در هفتههای اخیر شکل گرفته شامل Paramount، Comcast و Netflix است. جزئیات دقیق اینکه چهکسی چه پیشنهادی را در روز پنجشنبه ارائه کرده، هنوز نامشخص است. نمایندگان Warner Bros. Discovery بلافاصله به درخواستهای مصاحبه پاسخ ندادند.
دیپیکا پاداکونه میگوید فیلمهای ۵۰۰ کرور روپیه دیگر او را تحت تأثیر قرار نمیدهند؛ در عوض بر فرهنگ کاری عادلانه، حمایت از استعدادهای نو و داستانسرایی معنادار تمرکز میکند.
نوشته ساکینا کائوکوالا، روزنامهنگار سرگرمیدیپیکا پاداکونه (از طریق اینستاگرام/دیپیکا پاداکونه)
ستاره بالیوود دیپیکا پاداکونه دربارهٔ تغییر اولویتهایش در صنعت فیلم گفت که حتی برنامههای ۵۰۰ کرور روپیه دیگر او را هیجانزده نمیکند. او بهتازگی دو پروژهٔ بزرگ، «کالکی ۲۸۹۸ AD» و «اسپیرِت» ساختهٔ ساندیپ ردی وانگا، را به دلایلی همچون فرهنگ کاری ناسالم و نیاز به ساعات کاری منصفانه ترک کرد.
در مصاحبهای با هارپرز بازار، دیپیکا گفت: «در این مرحله دیگر موضوع این نیست. دیگر دربارهٔ فیلمهای ۱۰۰ کرور روپیه یا حتی فیلمهای ۵۰۰ تا ۶۰۰ کرور روپیه نیست.» او افزود که تمرکزش از دنبال کردن موفقیت تجاری به حمایت از استعدادهای نو و روایت خلاقانهٔ داستانها منتقل شده است.
دیپیکا پاداکونه دربارهٔ تقویت صداهای خلاق جدید
بازیگری که پیش از این با شرکت تولیدی خود، KA Productions، از فیلمهایی مانند چاپاک و ۸۳ حمایت کرده بود، گفت اموری که اکنون او را هیجانزده میکند، توانمندسازی دیگر استعدادهاست. او افزود تیماش بر توانمندسازی روایتگری و حمایت از دیگر ذهنهای خلاق، از جمله نویسندگان، کارگردانان و تهیهکنندگان نو تمرکز دارد، چرا که این برای او معنای واقعی دارد.
دیپیکا پاداکونه توضیح داد که پروژهها را بر پایهٔ حس درونی و صداقت انتخاب میکند، نه بر مبنای مقیاس مالی. «هر چیزی که برایم واقعی نباشد، نمیگذرد. گاهی مردم پول زیادی میدهند و فکر میکنند این کافی است، اما اینگونه نیست. و برعکس، شاید برخی آثار از نظر تجاری بزرگ نباشند، اما من به افراد یا پیام آنها ایمان دارم و از آنها حمایت میکنم.»
دلیل اینکه دیپیکا سلامت و تعادل را بر کار ترجیح میدهد
بازیگر همچنین به فرهنگ کار بیش از حد در بالیوود پرداخت. «ما کار بیش از حد را بهعنوان عادت پذیرفتیم. سوختگی را با تعهد اشتباه میگیریم. هشت ساعت کار در روز برای بدن و ذهن انسان کافی است. تنها زمانی که سالم باشید میتوانید بهترین خود را ارائه دهید. بازگرداندن فردی خسته به سیستم به نفع کسی نیست.»
گزارشها پیش از این نشان دادند که پرداخت برابر و رعایت روز کاری هشت ساعته در تصمیم او برای خروج از «اسپیرِت» و «کالکی ۲۸۹۸ AD» نقش داشته است.
با نگاهی به مسیرش، دیپیکا افزود: «آیا همیشه اینقدر شفاف بودم؟ شاید نه. اما اکنون به این شفافیت رسیدهام. گاهی بهعقب نگاه میکنم و میپرسم «من چه میفهمیدم؟» بله. این بخشی از یادگیری است. شاید ده سال آینده برخی از انتخابهای امروز را زیر سؤال ببرم. اما هماکنون، این تصمیمها برایم صادقانه بهنظر میرسند.»
پس از این خروجها، دیپیکا برای همکاری با شاهرخ خان در فیلم آیندهاش «کینگ» آماده است، که نشانگر یک همکاری مهم دیگر در شراکت طولانیمدتشان است. «کالکی ۲۸۹۸ AD» به کارگردانی ناگ آسوین همچنان شامل نقش کلیدی آمیتاب بهچن میباشد.
سلبمسئولیت: نظرات و دیدگاههای بیانشده در این مقاله، متعلق به نویسنده/مصاحبهشونده است و بازتابدهندهٔ سیاست یا موضع رسمی Pinkvilla نیست. هیچیک از اظهارات این مقاله قصد تهمت، آسیب یا بدنامسازی هر فرد یا نهاد خاصی را ندارند.
همچنین بخوانید: بررسی تریلر Dhurandhar در توییتر: ۹ توییت برای مطالعه، همانطور که آواتار جدید رنجویر سینگ، سرسخت، اینترنت را تصرف میکند
سینمای مستند کیم هاپکینز پیگیری میکند دنی مایکل، عضو گروه پاپ نوولتیسرا در دهه ۱۹۸۰ Black Lace، هنگامی که او با صدای بلند آهنگهای پرطرفدار گروه را میخواند – اگرچه بخشی کلیدی از زندگیاش را از قلم میاندازد.
کسبوکار بیرحمانه … Still Pushing Pineapples، با دنی مایکل در سمت راست.
این مستند شیرین و غمانگیز – که با جستجوهای کوچکی در گوگل میتوان دریافت که کمی ساختهگی دارد – به بررسی دنی مایکل میپردازد؛ مرد میانسالی از لیدز که روزگاری عضو گروه نوولتیپاپ دهه ۱۹۸۰ Black Lace بود، گروهی که بهخاطر تکآهنگ پرطرفدار و ترسانگیزش «آگادو» شناخته میشد؛ آهنگی با شعرهای عجیب دربارهٔ هل دادن آناناس و تکاندادن درختان. ترکیب اعضای گروه بهندرت ثابت میماند، چنانکه با گروه Fall مقایسه میشود، و مایکل زمانی یکی از خوانندگان بکواکس بود که لباس آناناس میپوشید.
اما هنگامی که خوانندهٔ اصلی، کولین گیب، پس از رسوایی جنسی زیر سن قانونی اخراج شد و خوانندهٔ دیگری، آلان بارتون، برای پیوستن به گروه Smokey رفت، مایکل از لباس آناناس برکنار شد، بهعنوان خواننده ارشد منصوب شد و عملاً مسئولیت کامل گروه به عهدهٔ او گذاشته شد. از دههٔ ۱۹۸۰ تاکنون، او بهصورت بیپایان در مسیر غمانگیز دیسکو از بلکپول تا بنیدورم به اجرای آهنگهای Black Lace میپردازد؛ همانطور که جمعیتهای خسته و مست بهتدریج کم میشوند، گویی در یک کابوس آلَن پارتریج زندگی میکند.
ما میبینیم که دنی بههمراه دوستدخترش هیلی و مادر مهربان و سالخوردهاش آنِ، راهی سفر میشوند. اما ناگهان دنی بیچاره توسط مدیرش اخراج میشود؛ مدیری که بهنظر میرسد حق مالکیت قانونی نام تجاری ثبتشدهٔ گروه و آهنگهای آن را دارد و خوانندهٔ جوان دیگری میتواند تحت پرچم Black Lace به تور بپردازد. بنابراین دنی با آیندهای بسیار نامطمئن در دنیای خشن نمایشگری مواجه میشود.
فیلم دنی را بهعنوان مردی مهربان نشان میدهد که مادرش را دوست دارد. احتمالاً این دقیقاً همان چیزی است که اوست، اما بخشی از زندگیاش را که با مشکلات بیشتری همراه بوده نادیده میگیرد – سال ۲۰۱۶ بهدلیل تقلب در دریافت مزایا به حبس افتاده بود. شاید صحنههای طنزآمیز دنی که بر روی اسکوتر الکتریکی میچرخد، به این واقعه اشاره داشته باشد. همیشه عنصر رستگاری و همدلی وجود دارد، اما بهتر (و جذابتر) بود اگر این موضوع بهصورت صریحتری مطرح میشد. به هر حال، فیلم فضایی از حزن و اندوه دارد که مارتین پار ممکن بود بهدنبال عکاسی آن باشد.
فیلم Still Pushing Pineapples از تاریخ ۲۸ نوامبر در سینماهای بریتانیایی به نمایش در میآید.