بازیگر فیلم «آزاد» با یک ورود پر زرق و برق به تلوود قدم میگذارد؛ این پرتاب توسط استودیوهای ویجاينتی موویز، سوپنا سینیما و آنندی آرت کریشنز پشتیبانی میشود.
رشا تهدانی رسماً وارد سینمای تلگو میشود و این کار را با شکوه انجام میدهد. این بازیگر جوان که پیش از این در سال جاری با فیلم Azaad بهعنوان نخستین نقش خود در بالیوود افشا شد، هماکنون بهعنوان بازیگر در فیلم بعدی کارگردان آجای بوباثی که در حال حاضر تحت عنوان AB4 شناخته میشود، پیوسته است. این اعلان توسط سازندگان — ویجاينتی موویز، سوپنا سینیما و آنندی آرت کریشنز — در شبکههای اجتماعی منتشر شد و ورود رشا به صنعت جنوبهند را نشان داد.
رشا تهدانی برای یک پیشکار بزرگ در تلگو؛ در فیلم AB4 کارگردان آجای بوباثی، بههمراه پسرعمو ماهش بابو، جایا کریشنا گاتامانی
فیلمی که هنوز عنوان نهاییاش مشخص نشده، پیش از انتشار به طور گستردهای بهدستآمده است؛ چرا که این پروژه نشانگر شروع حضور یک نوزاد دیگر در صنعت است: جایا کریشنا گاتامانی، پسرعمو سوپرستار تلگو ماهش بابو. انتظار برای اولین حضور او به شدت بالا رفته و حضور رشا در این فیلم، توجه هواداران هند بالیوود و تلوود را به خصوص جلب کرده است.
رشا برای به اشتراکگذاری هیجان خود به اینستاگرام رفت و اولین نمای فیلم را به نمایش گذاشت؛ تصویری ورزشی و شیک که او را در شلوار جین ساده، تیشرت کراپ مشکی و در کنار یک موتورسیکلت نشان میداد. به همراه این عکس، او نوشت: «آغازهای نو، سپاس بیپایان! Mee andari prea tho (به معنای «با تمام عشق شما»)، من به سینمای تلگو قدم میگذارم. سپاس از @dirajaybhupathi سر برای این فرصت. واقعاً هیجانزدهام که این مسیر را آغاز کنم!» پست او بلافاصله توجه هواداران را جلب کرد و بسیاری از آنها هیجان خود را از دیدن گسترش افقهای او به سینمای منطقهای ابراز کردند.
مشاهده این پست در اینستاگرام
پست به اشتراکگذاریشده توسط رشا تهدانی (@rashathadani)
کارگردان این فیلم، آجای بوباثی، بهخاطر ساخت داستانهای پرشور و محور شخصیت، شهرت پیدا کرده است. او با فیلم RX102 که یک درام عاشقانهٔ خشن و واقعی بود و بعداً بهعنوان بازسازی هندی Tadap شناخته شد، به شهرت رسید. سپس با فیلم Maha Samudram که با حضور زوج واقعی سدهارت و آدیتی رائو هیداری بهصحنه آمد، و تریلر Mangalavaaram ادامه داد. با AB4 انتظار میرود او ترکیب خاص خود از احساس و درام را ارائه دهد و در عین حال دو تازهکار پرامید را معرفی کند.
پشتیبانی شده توسط سهتا از معتبرترین شرکتهای تولیدی سینمای تلگو، AB4 بهعنوان یک وسیلهٔ مهم برای رونمایی از رشا تهدانی و جایا کریشنا گاتامانی طراحی شده است. همزمان با پیشرفت فیلم به سمت تولید، هواداران با اشتیاق منتظر دریافت بهروزرسانیهای بیشتری دربارهٔ داستان، بازیگران و زمانبندی اکران هستند.
دیپیکا پادوکونه، که در مذاکرات درباره ساعتهای کاری منصفانه و پرداخت برابر در بالیوود پیشرو بوده، میگوید به مرحلهای از کارش رسیده که دیگر دستاوردهای گیشهای معیار انتخابهای او نیست. پس از خروج از دو پروژه بزرگ با پرستارهٔ باهوبالی، پرابهاس، او اظهار کرد که حتی پروژههای ۵۰۰ کرور روپیه نیز دیگر او را تحت تأثیر قرار نمیدهند.
در مصاحبهای با هارپرزبازار، دیپیکا گفت: «در این مرحله، دیگر موضوع این نیست. دیگر دربارهٔ فیلمهای ۱۰۰ کرور روپیه یا حتی فیلمهای ۵۰۰ تا ۶۰۰ کرور روپیه نیست.»
چرا دیپیکا هدفمندی را بر چکهای حقوقی ترجیح میدهد
دیپیکا توضیح داد که در حال حاضر بیشتر به پرورش صداهای خلاق جدید میپردازد تا به دنبال فیلمهای تجاری پرفروش باشد.
دیپیکا پادوکونه باز میگوید: «صدای من و لهجهام مسخره شد» هنگامی که به صدای هوش مصنوعی متا تبدیل میشود.
«چیزی که من را هیجانزده میکند، توانمند کردن دیگر استعدادهاست. تیم من و من اکنون بر این موضوع متمرکز شدهایم—قابلیت روایت داستان را فراهم میکنیم و از ذهنهای خلاق دیگر، نویسندگان، کارگردانان و حتی تهیهکنندگان نوپای تازه حمایت میکنیم. همینجا در حال حاضر برای من معنادار است»، او افزود.
اکتریسی که از طریق KA Productions از فیلمهای چاپاک و ۸۳ حمایت کرده، افزود که اکنون پروژهها را بر پایه صداقت و حس درونیاش انتخاب میکند، نه بر مبنای مقیاس مالی.
«هر چیزی که برایم واقعی نباشد، برایم کافی نیست. گاهی افراد مبلغ زیادی پول پیشنهاد میدهند و فکر میکنند این کافی است، اما اینطور نیست. و برعکس هم صادق است—برخی پروژهها شاید از نظر تجاری بزرگ نباشند، اما من به افراد یا پیام آنها ایمان دارم و از آن حمایت میکنم»، او گفت.
دیپیکا به رشد خود نگاهی انداخت و گفت: «آیا همیشه اینقدر واضح بودم؟ شاید نه. اما اکنون به این وضوح دست یافتهام. آیا گاهی به گذشته نگاه میکنم و میپرسم: «من چه فکری میکردم؟» بله. این بخشی از یادگیری است. شاید ده سال آینده برخی از انتخابهای امروز را زیر سؤال ببرم. اما در حال حاضر، این انتخابها برایم صادقانه بهنظر میرسند.»
انتقاد از فرهنگ خستگی شغلی
بهعنوان یکی از پردرآمدترین بازیگران زن کشور، دیپیکا به فرهنگ کاری ناسالم صنعت و تمجید از برنامههای طولانی و خستهکننده اشاره کرد.
او گفت: «ما کار بیش از حد را عادی کردهایم. خستگی شغلی را بهعنوان تعهد میپنداریم. هشت ساعت کار در روز برای بدن و ذهن انسان کافی است. تنها وقتی سالم باشید میتوانید بهترین خود را ارائه دهید. بازگرداندن فرد خستهشده به سیستم، بههیچکس سودی نمیرساند.»
این بیانیهها چند ماه پس از خروج او از فیلم «اسپیریت» به کارگردانی ساندیپ ردی وانگا و «کالکی ۲۸۹۸ AD» به کارگردانی ناگ آشوین منتشر شد. گزارشها ادعا کردند که پرداخت برابر و شیفت هشت ساعته، از دلایل اصلی تصمیم او برای کنار کشیدن بودهاند.
در میانهٔ تغییر اولویتها و رویکردی هوشیارتر نسبت به کار، دیپیکا اکنون بار دیگر با شاهرخ خان در فیلم آیندهٔ او با عنوان «کینگ» همکاری میکند که نشانگر پروژهٔ برجستهٔ دیگری در شراکت حرفهای طولانیمدتشان است.
«کالکی ۲۸۹۸ AD» به کارگردانی ناگ آشوین است و همچنین امیتاب بچن در نقش کلیدی حضور دارد.
گرانت موریسون دربارهٔ بتمن/دِدپول با دن مورا و انتخابهایی که انجام دادند (اسپویلر)
خلاصهٔ مقاله
گرانت موریسون فرآیند خلاقانهٔ نوشتن بتمن/دِدپول را همراه با دن مورا افشا میکند
بتمن/دِدپول شامل ارجاعهای شکستن دیوار چهارم به انیمال من و تقاطعهای کلاسیک است
داستان شامل اشارههایی به پاپکالچر، اینترنت و سوپرمن/اسپایدرمن است
و معرفی و مرگ «نویسنده» در اسکوئاد خودکشی شماره ۵۸ (۱۹۹۱)
در ساباستاک خود، گرانت موریسون دربارهٔ تصمیم و فرآیند اجرای بتمن/دِدپول، که امروز توسط دیسی کامیکس منتشر شده و توسط همآفرین کلاوس موریسون، دن مورا کشیده شده، بحث میکند.
“من غالباً پروژههای زیادی را رد میکنم، اما وقتی ماری جاوینز از دیسی به من فرصت نوشتن بتمن/دِدپول را داد، این موضوع بر من تأثیر کرد. دِدپول بدیهی است که بهخاطر شکستن به اصطلاح «دیوار چهارم» صفحه و خطاب مستقیم به خوانندگان شهرت دارد، که بلافاصله به من این ایده را داد که به یک خط داستانی کهنه که ۳۵ سال پیش رها مانده بود، سر بزنم! ناگهان، من جذب شدم!”
Animal Man #۱۹ / بتمن دِدپول #۱
همانطور که Bleeding Cool مدتی پیش در اسپايلرهای خاصی به این نکته اشاره کرده بود، این یک تجدید / تقدیر / سرقت ادبی از Animal Man #۱۹ (۱۹۸۹) توسط گرانت موریسون و چاس تروگ است. در این داستان بادی بیکر (Animal Man) تحت تأثیر پیوت، خوانندهٔ کتاب کمیک را میبیند، دیوار چهارم را میشکند و از واقعیت بیرون میریزد. موریسون ادامه میدهد؛
بتمن/دِدپول اثر گرانت موریسون و دن مورا
قوانین کمی وجود داشت که این کار را حتی جذابتر میکرد. بتمن و دِدپول باید به وضوح ظاهر میشدند. ضدقهرمان باید از مارول میبود و امکان حضور یک مهمان از دیسی نیز وجود داشت. دِدپول در مقابل وولورین در سینما موفقیتآمیز بود و مردم شخصیت کاساندرا نوا را بهعنوان ضدقهرمان اصلی آن فیلم میشناختند؛ بنابراین او انتخاب بسیار مناسبی برای نقش شریر بود، در حالی که دامیان وین بهعنوان مهمان بهسختی نیاز به تصمیمگیری داشت (هر دو، ضدقهرمان و دستیار توسط نویسندهٔ فعلی خلق شده بودند که به عناصر شکستن دیوار چهارم یک جذابیت ویژه میداد).
بتمن/دِدپول اثر گرانت موریسون و دن مورا
جملاتی که بهعنوان کلید کلی داستان برجسته میشدند، زمانی ظاهر شدند که دِدپول بیوقفه گپ میزد و از بتمن واکنش واقعی نمیگرفت، سرانجام تسلیم شد – ولی بتمن گفت: «من سالها در کنار یک بچهٔ پرانرژی به مبارزه با جرم میپرداختم. دشمن اصلیام یک دلقک زخمی و قاتل است. آیا تمام این مدت در حال گفتوگو بودهای؟» این جمله برای من نقطهٔ عطف بود و من پذیرفتم این کار را بر عهده بگیرم!
بتمن/دِدپول اثر گرانت موریسون و دن مورا
و آنها همچنین رویکرد اتخاذشده در تقاطع اصلی «سوپرمن در برابر اسپایدرمن شگفتانگیز» از سال ۱۹۷۶ را، که در پسزمینهٔ تصویر زمینه Amalgam Bar به آن اشاره شده بود، بازتاب دادند. «بهخاطر میآورم محدودیتهای چندانی که در نحوهٔ نمایش شخصیتها در آن تقاطع نوآورانهٔ اولیه وجود داشت – برای مثال، شکلهای سوپرمن و اسپایدرمن باید در اندازهٔ روی جلد برابر میبودند و سوپرمن و اسپایدرمن در تعداد پنلهای یکسان ظاهر میشدند. آنها هر دو همان مقدار دیالوگ را داشتند. همینطور برای کلارک کنت و پیتر پارکر، برای ضدقهرمانها، لتور و دکتر اُکتوپس، جِی. جونا جیمسون و پری وایت، لوئیس لین و مری جین و غیره…» بهعنوان یک تمرین رسمی، این به نظر میرسید راه دیگری برای حفظ جذابیت برای من و خواننده باشد، پس تصمیم گرفتم کاری مشابه انجام دهم – بتمن و دِدپول در تعداد صفحات برابر ظاهر شوند! … در «قابلمهٔ مفهومی» من اکنون ترکیبی از مواد جذاب بهوجود آمده است – باب هینی، «Brave and the Bold»، فیلمهای دِدپول، «سوپرمن در برابر اسپایدرمن»، دیوار چهارم، معرفی و مرگ «نویسنده» در اسکوئاد خودکشی شماره ۵۸ از سال ۱۹۹۱، کمی طنز ملایم، تصاویری الهامگرفته از «Backrooms» و ویدئوهای «Pool rooms» که بهصورت لیمینال در فضای آنلاین دیدهام، همراه با انیمیشن «rubber‑hose» از دههٔ ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰.
Suicide Squad #58
و نباید بازگشت شخصیت آمالغام «دراک کلاو» را فراموش کنید… و ارجاعی به یک ویدئوی یوتیوب نسبتاً بدنام که شاید حس خانوادهپسند مورد نظر گرانت را نداشته باشد…
بتمن/دِدپول اثر گرانت موریسون و دن مورا
بنابراین ارجاع به «Two Girls One Cup» برای مارول و دیسی قابل قبول بود، اما یک پیشنهاد برای کاور مناسب نبود…
DC MARVEL BATMAN DEADPOOL #1 (W) Various (A) Various (CA) دن مورا لحظهای که منتظرش بودید! نوشتهٔ گرانت موریسون، اسکات اسنایدر، جیمز تینین IV، جاشوا ویلیامسون، تام تیلور، ماریکو تاماکی و جی. ویلو ویلسون؛ تصویرگری توسط دن مورا، هاییدن شرمن، برونو ردوندو، آماندا کانر و دنیس کوان. شوالیهٔ تاریک و مزدور پرصدا برای ماجرایی به قدری ذهنگشایند که فکر میکنید در یک رویا هستید! توسط سازندگان افسانهای گرانت موریسون و دن مورا ارائه شده! و حتماً این داستانهای جانبی شگفتانگیز را از دست ندهید: اسکات اسنایدر، جیمز تینین IV و جاشوا ویلیامسون همراه با هاییدن شرمن برای یک داستان جادویی کنستانتین/دکتر استرنج! تام تیلور و برونو ردوندو برای شما داستان حماسی نایتوینگ/دیک گریسون و لارا کینی/وولورین میآورند! ماریکو تاماکی و آماندا کانر هارلی کوئین و هالک را ترکیب میکنند! جی. ویلو ویلسون و دنیس کوان داستان برقزا از استاتیک و خانم مارول را روایت میکنند! $7.99 11/19/2025
دریمورکس انیمیشن در طول سالها در تبدیل سریع آثار بزرگ خود به فرنچایزهای چندرسانهای تردید نکرده است. به عنوان مثال، How to Train Your Dragon و Kung Fu Panda هر دو بین اکران فیلمهای سینمایی خود به مجموعههای تلویزیونی متعددی تبدیل شدهاند. Shrek به طور کامل به یک فرنچایز دوم متمایل شد که بر شخصیت فرعی (Puss in Boots) تمرکز دارد. اخیراً، دریمورکس زمان قابلملاحظهای را صرف گسترش یک فرنچایز نوظهور دیگر کرده و حتی برای آن پیشداستان کاملی بر روی نتفلیکس ارائه داده است.
ویدیوها توسط ComicBook.com
هفته گذشته، نتفلیکس سریال کودکانه جدیدی به نام The Bad Guys: Breaking In منتشر کرد که داستان منشأ تیم محبوب دستدزدهای که به قهرمانان تبدیل شدهاند و در The Bad Guys و The Bad Guys 2 حضور دارند، ارائه میدهد. «Breaking In» روایت میکند که چگونه این تیم شکل گرفت و چه عواملی آنها را به سمت زندگی جنایی سوق داد.
تمام اتفاقات این سریال پیش از اولین فیلم Bad Guys رخ میدهد؛ بنابراین کودکانی که این برنامه را در نتفلیکس میبینند و آن را سرگرمکننده میپندارند، نیازی به تماشا کردن مطالب پیشین ندارند. «Breaking In» شامل نه قسمت است که هر کدام حدود ۲۵ دقیقه به طول میانجامند.
قابل ذکر است که اگرچه این سریال درباره همان گروه دوستداشتنی و نامتعارف که در The Bad Guys دیدهاید، اما صدای آنها در برنامه تلویزیونی کمی متفاوت از فیلمهاست. تیم ستارهدار فیلمها به رهبری سام راکویل و مارک مارن نقشهای خود را برای این سریال تکرار نکردند. مایکل گودر به جای راکویل صدای «Wolf» را به عهده میگیرد، در حالی که کریس دایامانتوپولوس نقش «Snake» را بازی میکند. کریگ رابینسون، آنتونی راموس و Awkwafina به ترتیب توسط ایزاکیلآجیگبه، رائول سِبالوس و مالوری لو جایگزین شدهاند.
این اولین بار نیست که The Bad Guys از سینما به تلویزیون میرود؛ در چند سال اخیر نتفلیکس چندین ویژهنامه تعطیلاتی از این فرنچایز را منتشر کرده است. The Bad Guys: A Very Bad Holiday در سال ۲۰۲۳ منتشر شد و پس از آن The Bad Guys: Haunted Heist در سال گذشته ارائه شد. در سال ۲۰۲۵ ویژهنامه جدیدی در نتفلیکس عرضه نشد و بهجای آن تمام فصل The Bad Guys: Breaking In منتشر شد.
با داشتن دو فیلم بلند، The Bad Guys بهعنوان یک عایدی قابلقبول برای دریمورکس شناخته میشود. فیلم اول در سال ۲۰۲۲ بیش از ۲۵۰ میلیون دلار کسب درآمد کرد، در حالی که دنبالهاش در اوایل امسال ۲۳۷ میلیون دلار بهدست آورد. این ارقام با How to Train Your Dragon یا برخی از عنوانهای بزرگ دیگر دریمورکس مقایسهپذیر نیستند، اما تولید The Bad Guys نسبتاً کمهزینه بود و هر دو فیلم برای استودیو سودآور بودند.
موآنا دوباره خواهد دید تا چه حد میتواند پیش برود، این بار در بازسازی زندهسازی «موآنا» توسط دیزنی. (دیزنی)
خطی که آسمان با دریا ملاقات میکند، در حال صدا زدن به «موآنا» جدید است.
اولین تیزر تریلر فیلم زندهسازی دیزنی که دوشنبه منتشر شد، در آن ستاره کارترین لاگائیا چند خط از آهنگ مشهور «I Want» شخصیتش را میخواند، در حالی که صحنهها نگاهی به جزیره و مردم موتونویی، نیمهخدای مائوی، کاکاموراهای دریایی و خروسغلطکار موآنا به نام هیهی میاندازند.
«من دختری هستم که جزیرهام را دوست دارم و دختری که دریا را دوست دارد»، لاگائیا همانند موآنا در آغاز تریلر میخواند. «دریا مرا صدا میزند».
دنبالهٔ زندهسازی «لایلو & استیچ» از طرف دیزنی در راه است
استیچ، آزمایش فضای آبیرنگ محبوب دیزنی، اعلام کرد که دنبالهای برای زندهسازی «لایلو & استیچ» در حال توسعه است.
طرفداران نسخهٔ انیمیشنی اصلی، صحنهٔ دختری جوان به نام موآنا که پس از پیدا کردن یک صدف روی ساحل، با اقیانوس بازی میکند را میشناسند. دربارهٔ فیلم ۲۰۱۶، دواین جانسون که صدای نیمهخدای تغییرشکل و قهرمان مردان را در «موآنا» انیمیشن میداد، در نسخهٔ زندهسازی نیز نقش همان حقهباز متکبر را بازی خواهد کرد. خواهش میکنم.
علاوه بر لاگائیا و جانسون، بازیگرانی همچون جان توئی در نقش پدر موآنا، سر توئی؛ فرانکی آدامز در نقش مادرش، سینا؛ و رنا اوون در نقش مادربزرگ تالا در این فیلم حضور دارند.
تریلر با سروری لاگائیا را به پایان میرساند که میخواند: «من موآنا هستم».
انیمیشن «موآنا»، با بازیگر هاوایی Auli’i Cravalho در نقش اصلی، در دورهٔ اولیهٔ خود ۶۴۳٫۳ میلیون دلار درآمد جهانی کسب کرد. ادامهٔ آن، «موآنا ۲»، یکی از سه فیلمی بود که در سال ۲۰۲۴ نقدینگی بیش از یک میلیارد دلار در گیشهٔ جهانی را پشت سر گذاشت. Cravalho به عنوان یکی از تهیهکنندگان اجرایی فیلم زندهسازی، همراه با کیل، اسکات شلدن و چارلز نیورت خدمت میکند.
فیلم زندهسازی «موآنا» در تاریخ ۱۰ ژوئیه به سینماها میآید.
ما خوشحالیم که اعلام کنیم شش عنوان داخلی Xbox (بههمراه یک فیلم) برای جوایز در دستههای مختلف نامزد شدهاند؛ رأیگیری هماکنون در سایت رسمی The Game Awards باز است.
میتوانید بسیاری از نامزدهای امروز را با Xbox Game Pass بازی کنید، از جمله نامزد برتر Clair Obscur: Expedition 33، Indiana Jones and the Great Circle، DOOM: The Dark Ages، South of Midnight و Hollow Knight: Silksong.
در تاریخ ۱۱ دسامبر، The Game Awards را تماشا کنید تا ببینید آیا بازیهای مورد علاقهتان از سال ۲۰۲۵ جایزهای برنده میشوند یا نه.
The Game Awards رسماً فهرست کامل نامزدهای سال را منتشر کرد و ما از مشاهدهٔ این تنوع وسیع از عناوین منحصربهفرد که بهخاطر مشارکتشان در دنیای بازیها مورد شناسایی قرار گرفتهاند، بسیار خوشحالیم. بهتر از آن، این نامزدها را میتوانید امروز روی کنسولهای Xbox، Xbox برای PC، دستگاههای دستی ROG Xbox Ally، سرویس ابری و با Xbox Game Pass بازی کنید!
در سال جاری استودیوهای داخلی ما برای Avowed، DOOM: The Dark Ages، Indiana Jones and the Great Circle، Ninja Gaiden 4، South of Midnight و The Outer Worlds 2 نامزد شدهاند. اجرای دقیق و بینقص تروی بیکر در نقش ایندیانا جونز با نامزدی برای بهترین اجرا شناخته شد و «فیلم Minecraft»، یکی از بزرگترین موفقیتهای جعبهفیلم در سال ۲۰۲۵، برای بهترین اقتباس نامزد شد.
ما به همان اندازه خوشحالیم که شاهد نامزدی بسیاری از شرکای سومنخیمان در حوزههای گستردهای هستیم — بسیاری از این عناوین را میتوانید با Game Pass بازی کنید. عناوین Ball x Pit، Blue Prince، Clair Obscur: Expedition 33، Hollow Knight: Silksong و Rematch همگی نامزد این سال هستند و بهعنوان عناوین Xbox Play Anywhere در تمام دستگاهها قابل بازیاند. علاوه بر این، مشترکین Game Pass از مزایای ویژه برای نامزدهای League of Legends، Valorant و از فردا برای Fortnite بهرهمند میشوند.
به تمام نامزدهای شگفتانگیز امسال تبریک میگوییم — و فراموش نکنید که این نامزدها به عناوین Xbox که در جوایز Golden Joysticks و حتی Grammy هم نامزد هستند، میپیوندند!
به یاد داشته باشید که میتوانید هماکنون برای بازیهای دلخواهتان در TheGameAwards.com رای بدهید. در ادامه فهرست کامل نامزدهایی که میتوانید امروز بازی کنید، موجود است.
آلبوم مفهومی دههٔ ۱۹۸۰، از تیم رایس و اعضای آبّا بنّی اندرسون و بُریون اولویوس، به صحنه بازمیگردد، اما نتایج نامساوی هستند
جسی هاسنجر
طبق نظر بسیاری از دوستداران سینما، بهترین استراتژی برای بازآفرینی فیلمها این است که به سراغ اثری برویم که در نسخهٔ اصلی بهتمام توان خود نرسیده بود – بهعبارت دیگر، بهتر است چیزی را بازآفرینی کنیم که جایی برای پیشرفت داشته باشد تا یک کلاسیک بینقص. برادوی این قاعده را بهسختی اعمال میکند. هرچند بازآفرینیهای فراوان برنامههای قدیمی را دوباره جوانهدار کرده و محبوبیتشان را بازگرداندهاند، اما دستکاری یک نمایش شناختهشده که دقیقاً کلاسیک نیست مثل «شطرنج» میتواند بسیار دشوار باشد.
از یکسو، برای اکثر تماشاگران تئاتر، بازآفرینی «شطرنج» نمیتواند با خاطرات دوستداشتنی یک موفقیت طولانیمدت رقابت کند – حداقل نه بهصورت صحنهای. شطرنج ابتدا بهعنوان آلبوم مفهومی که توسط ترانهسرای تیم رایس و اعضای آبّا بنّي اندرسون و بُریون اولویوس ساخته شد، آغاز شد؛ داستانی دربارهٔ مسابقه شطرنج تخیلی در دوران جنگ سرد بین قهرمانان ایالاتمتحده و اتحاد شوروی. این اثر تکآهنگهای موفقی از جمله «یک شب در بانکوک» بهوجود آورد؛ نسخهٔ نهایی صحنهای در وستاند بهمدت سه سال بهصورت قابلاحترام اجرا شد. تولید آمریکایی بهشدت بازنگریشده، که گفتوگوهای بیشتری نسبت به نسخهٔ عمدتاً خواندهشده اولیه داشت، در سال ۱۹۸۸ روی برادوی باز شد اما بهسرعت بسته شد. نسخههای دیگر پس از آن در استرالیا و سوئد به صحنه آمدند.
البته یک تولید کنونی باید انتظار داشته باشد که بیشتر مخاطبان تازهوارد باشند. یکی از مشکلات بازسازی ۲۰۲۵ شطرنج این است که دستکاریهای پشت صحنه آن تهدید میکند تا محتوای اصلی را خنثی کند. این به این دلیل است که کتاب جدید دنی استرونگ نتوانسته بهدرستی «نمادگرایی» جنگ سرد (آیا واقعاً میتوان آن را نمادگرایی نامید اگر شخصیتهایی از سیا و کیجیبی بهصورت واقعی دربارهٔ معاهدهٔ سالت II بحث میکنند؟) را برای زمان پرتنش امروز تنظیم کند.
داستان بهطور نزدیکتری به نسخهٔ اصلی بریتانیایی میچسبد و پردهٔ اول را به مسابقهٔ قهرمانی جهانی بین قهرمان آمریکایی جسور ولی ذهناً ناپایدار، فردی ترامپر (آرون توییت)، و رقیب روسی محتاطتر اما خونسرد، آَناتولی سرگیفسکی (نیكلاس كريستوفر) اختصاص میدهد؛ او باور دارد که اگر پیروز نشود، کیجیبی او را ناپدید خواهد کرد (و حداقل در ابتدای نمایش، نگرانیای درباره اینکه این ناپدید شدن توسط دست دیگران یا خودش صورت میگیرد، وجود ندارد). فردی توسط «دوم» خود و معشوقاش، فلورنس واسسی (لیا میشل) که ارتباطی نیز با آنتولی دارد، همراه میشود.
صحنه را به خود اختصاص میدهد، اما آن شخصی است که آنها را تنظیم میکند: قاضی (برایس پینکهام)، راوی نمایش و مکرراً دیوار چهارم را میشکند؛ او مکرراً رویدادهای صحنه را «موزیکال جنگ سرد» مینامد و گاهی با حیرت به پرشورترین اجراهای صوتی واکنش نشان میدهد. محتوای واقعی که به مخاطب میرساند اغلب کمرنگ است؛ برادوی نیازی به تضادهای نمایشی بیش از حد «بامزه» ندارد، و انتقادات به شخصیتهای سیاسی آمریکایی همچون آرفِیکی جونیور و جو بایدن اصلاً نوآوری در تبصرههای سیاسی نیست. در واقع، این نکات گاهی بهنظر میرسد که بهزور وارد شدهاند، گویی برای اطمینان از این که نمایش مخصوص این مخاطب بازطراحی شده، نه تنها از قطعات اضافی نمایشهای «شطرنج» دیگر کشورها جمعآوری شده. اما پینکهام بخشی از سنت برجسته برادوی است که هر چه برایش گذاشته میشود، بهصورت بینهایت جذاب میفروشد و حتی زمانی که شوخیهایش بهطور کامل نتواند تاثیر بگذارد، همچنان یک خط روایت جذاب را ارائه میدهد.
در واقع او آنقدر خوب است که تراکم مرکزی سهنفرهای که قرار بود یک سلسلهٔ دوئل روانشناختی چندسویه اجرا کنند، تضعیف میکند. آرون توییت، نیكلاس كريستوفر و لیا میشل همگی با سازپارهٔ آهنگها، ترکیبی از اپرهتلهای اواخر هشتاد و پاپ پرانرژی، عملکرد خوبی دارند؛ ولی بین این شمارههای بزرگ که بهصورت مستقیم اجرا میشوند، آنها همچون عروسکهای پویا بهسوی هم میچسبند. میشل بهویژه میبیند که سفتی ثابت مربیاش سفت و سرد شده است، اگرچه برای او فرصتی برای ایفای چنین شخصیتی کمنوشتهای وجود ندارد (و نه هانا کروز، که کاریزم دارد اما کمتر میتواند در نقش دیرآیند خود – همسر منفصل آنتولی به نام سوئتلانا – ایفای نقش کند).
در همین حال، آرون توییت شانس ویژهای دارد که آهنگ «یک شب در بانکوک» را به صحنه میآورد؛ یک مقدمهٔ برجسته در پردهٔ دوم که سالها پس از مسابقهٔ شطرنج اولیهٔ نمایش در پردهٔ اول رخ میدهد. اما همینجا مشکلی است: فردی ترامپر (که قاضی به مخاطبان یادآور میشود که نام او در اوایل دههٔ ۱۹۸۰ نوشته شده بود) احساس میکند این شماره را تقریباً بهطور تصادفی اجرا میکند، چون تقریباً بیربط به بقیهٔ نمایش است. رنگینکمان نئونی و ارتشی از رقصندگان ماهر و با پوششهای کمپوش، چشمنواز و شگفتانگیز است؛ به طور کلی «شطرنج» تصاویری فراوان ارائه میدهد، از ارکسترا در امتداد پلی روی صحنه تا مجموعهای از صفحهنمایشهای بهخوبی بهرهبرداریشده و قابهای درخشان. با این حال، هیچوقت بهطور قانعکنندهای نشان نمیدهد که درکی واقعی از بازیگری بهسبک شطرنج در جنگ سرد، که پشت صحنهٔ این درگیریهای خیالی اما با الهام از واقعیت رخ میدهد، ارائه میکند (بازیکنانی که یک بازی شطرنج را بهعنوان بخشی از یک بازی شطرنج بزرگتر واقعی دست میزنند، بیشتر شبیه به کلاه‑روی‑کلاه است تا یک تالار آینهها). استرونگ هشداری جدی دربارهٔ گسترش سلاحهای هستهای که از پساثر فوری دنیای واقعی حوادث تقریباً نادرست نشاندادهشده در اینجا بوجود آمده است، میآورد؛ که تنها باعث میشود مثلث عاشقانهٔ پیشنهادی اینجا بهمراتب بیاهمیتتر بهنظر برسد.
شطرنج همچنان یک عجیبت و نوآوری است که توسط جذابیت سطح آبّا در ترانههایی چون «I Know Him So Well» و قطعات قدرتمندی نظیر «Anthem» حفظ میشود. پس از این همه سال، هنوز حس میشود که این آلبوم در جستوجوی یک نمایش بزرگتر و بهتر است.
«[تایلور] دلیل این است که همهٔ ما اینجا هستیم»، میگوید کریستین والاس در گفتگو با مجله The Hollywood Reporter، همانزمانی که درامۀ پرطرفدار نفتی پارامونت+ به بازی بیلی باب تورنتون، با فصل دوم باز میگردد. «Landman» یک سیاره در کهکشان [تایلور] است، اما یک سیارهٔ سرگرمکننده برای حضور است.
بیلی باب تورنتون با دمی مور در فصل دوم «Landman».Emerson Miller/Paramount+
Landman برای فصل دوم بازگشته است، اما اگر از همآفرین کریستین والاس بپرسید، درامۀ رونق نفتی تازه شروع شده است.
«در فصل اول به سختی سطح را لمس کردیم»، او به The Hollywood Reporter دربارهٔ سریالی که در غرب تکزاس میچرخد و به بازی بیلی باب تورنتون، تبدیل به پرطرفدار پارامونت+ شده است، میگوید. «و باز هم، پس از فصل دوم، احساس میکنم که هنوز فقط سطح را میگذرازیم.»
Landman پس از فصل اول بهسرعت تبدیل به پربینندهترین سریال اصلی برای این سرویس پخش شد. والاس میگوید بهجای اینکه تحت فشار ایستاده و سرد شود، روی آنچه در اولین بار موفق بود تکیه کردند و سپس با فصل دوم که روز یکشنبه بهصورت رسمی پخش شد، عمیقتر رفتند. در کنار بازیگران اصلی آلی لاتر، میشل رندولف و جکوب لوفلند، در فصل دوم سام الیوت (که نشانهای از چرخه کامل در 1883 با همآفرین تیلور شریدان است) و خطوط داستانی ارتقا یافتۀ ستارگان بازگشتی اندی گارسیا و دمی مور پیوستند.
در ادامه، والاس دربارهٔ آنچه در فصل دوم انتظار میرود و دربارهٔ این شخصیتها صحبت میکند، در حالی که بهخبرهای مهم دربارهٔ قرارداد جدید شریدان (و انتقال او از پارامونت به انبیسی یونیورسال)، نحوهٔ پرداختن به صنعت نفت بدون ورود به حوزهٔ سیاسی و امیدهای او برای صدها فصل دیگر Landman میپردازد.
***
فصل اول «Landman» موفقیت بزرگی بود. هرچه امیدهایتان میبود، اینچنین پاسخی را نمیتوان پیشبینی کرد. وقتی برای ساخت فصل دوم بازگشتید، فشار به چه شکل بود برای شما؟
فکر نمیکنم فشاری برای پیشی گرفتن از فصل اول وجود داشته باشد. بیشتر شبیه این بود که بگوییم: «بیایید فقط داستان خوبی بگوییم». ما در فصل اول با این شخصیتها آشنا شدیم و حالا در فصل دوم زمان بیشتری را با آنها میگذرانیم. میتوانیم استیکها را بالا ببریم. بودن کنار آنها بسیار مفرح است. احساس میکنم به سختی سطح را فقط لمس کردهایم. این جهان بسیار غنی است — تکزاس غربی، نفت و گاز، فورتوورث، تمام ابعاد این ماجرا. بستر بسیار حاصلخیزی برای روایت است. حتی پس از فصل دوم، باز هم حس میکنم که هنوز فقط سطح را میگذرازیم. بازیگران ما عمق بسیار زیادی به شخصیتها افزودهاند. آنها اکنون این شخصیتها را بهخیلی خوب میشناسند که روایت یک داستان سرگرمکننده را آسان میکند.
ستارهتان، بیلی باب تورنتون، اخیراً گفت که برای چهار یا پنج سال به Landman پیوسته است. «Landman» چند فصل خواهد داشت؟ آیا پنج… میتواند ده باشد؟
خب، عوامل بسیاری فراتر از کنترل و مقیاس حقوقی من وجود دارد که همه اینها را تعیین میکند. اما فکر میکنم بهمدت زمانی که تیلور (شریدان، همآفرین و رانندهٔ برنامه) بخواهد ادامه یابد. این مسأله واقعاً فراتر از توان من است، ولی تا وقتی که همه هنوز لذت میبرند و داستان بهصورت معناداری ادامه دارد، خوشحال میشوم که آن بهقدر که داستان اجازه میدهد ادامه پیدا کند. مسیر پیشرو هنوز طولانی است.
خبر بزرگ دربارهٔ تیلور شریدان پیش از بازگشت «Landman» منتشر شد که او قرارداد جدیدی با NBCUniversal دارد… واکنش شما وقتی این خبر را دیدید چه بود و آیا میدانید این موضوع بر فصلهای آیندهٔ «Landman» تأثیر خواهد گذاشت؟
فکر نمیکنم این موضوع در کوتاهمدت تأثیری داشته باشد. در حال حاضر ما همانطور که تا بهحال بودهایم ادامه میدهیم. نکته این است که به تیلور اعتماد دارم و او بهطور عمیق به داستانها و شخصیتهایی که مینویسد اهمیت میدهد. ما همه خودمان را به دست او سپردهایم. او همانطور که میداند، کارگردان برنامه و نویسنده است. دلیل حضور همگی ما همین است. بنابراین من فقط به این فرایند اعتماد میکنم.
شریدان در حال کار بر روی برنامههای بسیاری است و برخی از آنها تغییراتی پشت صحنه داشتهاند؛ اما «Landman» اینچنین نیست. راز شما برای کار با یکی از پرکارترین افراد خلاق در صنعت تلویزیون و ثبات مجموعهٔ «Landman» چیست؟
میتوانم اطمینان بگویم که هرگز در اطراف کسی پرکارتر نبودهام. اما منظورم این است که او تیلور است. او یک نفر از نوع خود است. همین هفته او را دیدم. او در نقش یک شخصیت در «Lioness» – یکی دیگر از برنامههای پارامونت+ شریدان – با تفنگ عظیم، جلیقه ضدگلوله و تجهیزات تکتاکی حضور داشت. او کار خود را انجام میدهد. سپس از صحنه میرود و به گالای سِم الیوت میرود که جایزهای در تگزاس دریافت کرده است. او یک نیروی پیوستهٔ حرکت است. «Landman» همچون یک سیاره در کهکشان او است، اما یک سیارهٔ شاداب برای حضور است و جایی است که من میشناسم.
در فصل دوم، با ارتقای مالی و قدرت بیشتر، تغییراتی در شخصیتها رخ میدهد که باعث درامۀ اولیهای برای تامی و آنگلا میشود، و همچنین برای پسرشان کوپر (جاکوب لوفلند) و دوستدخترش آریانا (پاولینا چاوز). ما اخبار وضعیت بازار نفت را در رادیو میشنویم. چه خطمشی سیاسیای را ترسیم کردید…؟
جالب است. فکر نمیکنم برنامهای مانند این پیش از این وجود داشته باشد، قطعا برنامهای که دربارهٔ نفت و گاز باشد، مثل این. در «Dallas» میتوانید سمت بالای صحنه را ببینید: افراد تجاری و دفاتر C‑suite. اما این نگاه به نسخهای پویاتر است، همانند کارگران سختکوش در میادین نفتی و دفاتر در دالاس و فورتوورث. این واقعیتهای جاری و معاصر بازار نفت و گاز را بازتاب میکند. اما ما نمیخواهیم بهقیمت روزانهٔ نفت در هر چهارسشنبه وابسته باشیم. ما در کنار این واقعیت حضور داریم ولی سعی نمیکنیم بخشی از آن باشیم. بنابراین، در حالی که این موضوع تمام تصمیمات داستانیمان را شکل میدهد، ما تحت تأثیر این نیستیم که چه کسی در دفتر کارهاست یا بازار در آن لحظه چه میکند. این به ما اطلاعات میدهد، نه اینکه بر ما حاکم باشد.
بیلی باب تورنتون با سام الیوت در ادامهٔ فصل دوم.Emerson Miller/Paramount+
Landman بازگشت با فصل دوم، سام الیوت را معرفی میکند و با دمی مور در نقش کامی میلر، به مخاطبان چیزهای بیشتری میدهد. نقلقول شما در فصل پیش دربارهٔ ارتقای شخصیت او در فصل دوم بهسرعت ویروسی شد، چون بینندگان بیشتر میخواستند… پس از مرگ شوهر نفتپخش اش، مونتی (جان هم)، چگونه کامی میخواهد آشوب باقیمانده را تمیز کند و چگونه او را در فصل دوم بیشتر به کار میبرید؟
در اولین قسمت، ابتدا فکر میکنید «چگونه او میتواند این وضعیت را مدیریت کند؟» سپس او در ناهار کاری شرکت نفتیاش MTex سخنرانی میکند و میبینید «خب، او واقعاً آتش درون دارد». اما این کار دشوار خواهد بود. او اکنون در میان کوسهها شنا میکند؛ آنها خشن هستند و بهسوی او میآیند. چون مونتی آدم خوشرفتاری نبود. اگر بزرگترین تولیدکننده نفت مستقل در تکزاس غربی باشید، نمیتوانید اینکار را انجام دهید. او مدت طولانی در کنار این جهان حضور داشته است. او و مونتی یک زوج بسیار خوب بودند، اما او کسی نبود که مجبور به اتخاذ این تصمیمها شود. اکنون او سعی میکند هم بر قدرت خود بیندازد و هم به تامی (تورنتون) اعتماد کند تا بهاو در مسیر راهنمایی کند.
این یکی از جذابترین جنبههای تضاد اوست — اینکه چه زمانی به کسی (تامی) که شاید بیشتر میداند اعتماد کند و چه زمانی به حس درونی خود و تصمیمگیریهایش اعتماد کند. تماشای مسیر او در این زمینه، یکی از جالبترین بخشهای شخصیت کامی در این فصل است.
شخصیتهای آلی لاتر و میشل رندولف، آنگلا و اینسلی، از محبوبترین شخصیتها برای هواداران هستند… چقدر لذتبخش بود که روی چیزهایی که کار میکند تمرکز کنیم…؟
بله، بهسختی بهتمامی اینچیزها تمرکز کردیم. بارها افراد به من میگویند: «من یک آنگلا میشناسم» یا «یک اینسلی میشناسم». زنان بزرگ تکزاس، شخصیتهای بزرگ تکزاس — موهای بزرگ، همه چیز بزرگ. برنامه میتواند بهسختی به خطر و درامۀ میدانه نفتی متمایل شود، و در صحنهی بعدی، آنگلا و اینسلی مانند دو توپ نور خورشید در خانه سالمندان میپرند. این سبک خندهدار که با جدیت ترکیب میشود… پس این درباره این بود که میدانستیم چه کاری در فصل اول موفق بود، سپس بهسرعت مستقیم به تمام آن چیزهایی که در فصل اول دوست داشتیم پیش رفتیم، و در برخی جنبهها عمیقتر، خندهدارتر شدیم…
بیلی باب تورنتون در نقش تامی نورس همراه با لاتر در نقش همسر آنگلا نورس در افتتاحیهٔ فصل دوم.Emerson Miller/Paramount+
Landman بازگشت با فصل دوم، … (سؤال دربارهٔ فصل سوم؟)
فکر میکنم همین برنامه است. ما از اینکه مردم مدت طولانی صبر کنند بیزاریم و همگی مشتاقیم دوباره برگردیم و این کار را انجام دهیم. پس از اتمام کار، چند هفته بعد میگوییم «آخه، همه را دلتنگ شدم» — بازیگران و تیم. ما تیمی فوقالعاده داریم. فکر میکنم بهزودی آمادهایم که دوباره به کار برگردیم.
آیا در این لحظه دربارهٔ تمدید فصل سوم احساس خوبی دارید؟
البته بله. بیصبرانه منتظر آن هستم. برای روشن کردن، هنوز تأیید رسمی برای فصل سوم دریافت نشده است؛ من فقط با امید و انگشتان متقاطع منتظر هستم.
***
قسمت اول فصل دوم «Landman» هماکنون در Paramount+ پخش میشود؛ قسمتهای جدید بهصورت هفتگی در روزهای یکشنبه منتشر میشوند. خواندن THRمصاحبهٔ فصل دوم با بیلی باب تورنتون و سام الیوت.
آرینا گرانده و سینتیا ایریوو در مراسم چاپ اثر انگشت در نمایش نخست «Wicked: For Good» که پنجشنبه گذشته در سنگاپور برگزار شد، واکنش نشان دادند. (سوهای می عبدالله / گتی ایمیجز)
یک مرد استرالیایی روز دوشنبه محکوم شد و به حبس محکوم شد، بهخاطر اینکه در نمایش نخست سنگاپور «Wicked: For Good» که پنجشنبه برگزار شد، بهسرعت به سمت آرینا گرانده دوید و او را درآغوش گرفت.
جانسون ون قبلاً چندین رویداد مشهور و ورزشی را مختل کرده بود، بدون اینکه هیچعواقبی برایش بهدنبال داشته باشد.
قاضی دو روز به حکمی که دادستانها درخواست کرده بودند افزود، به این دلیل که الگوی مداخلهگری ون و بهنظر میرسد بیتوجهی او به ایمنی دیگران را مورد استناد قرار داد.
قانون در سنگاپور به سرعت عمل میکند؛ هفته گذشته مردی استرالیایی که عادت به مختل کردن برنامهها داشت، پس از پریدن از مانع در نمایش نخست آسیای «Wicked: For Good»، به سمت آرینا گرانده حمله کرد.
این هفته، او پیشاپیش در حال اجرای حکم خود بهدلیل این تخلف است.
جانسون ون، ۲۶ ساله، روز دوشنبه بهدلیل ایجاد مزاحمت عمومی محکوم شد و بهموجب گزارش بیبیسی، به نه روز حبس محکوم شد. فیلمهای مربوط به حادثهٔ پنجشنبه نشان میدهند که ون از مانعی در یونیورسال استودیو سنگاپور پرید و به سمت آرینا گرانده دوید، سپس دستهای خود را دور گردن و شانههای او حلقه کرد، همزمان که بالا و پایین میپرید و لبخندی بزرگ به دوربینها نشان میداد. او توسط همبازیاش سینتیا ایریوو از هدف شوکهشدهاش جدا شد و توسط نیروهای امنیتی از صحنه حذف شد.
جوایز
تام کراوس جایزه اسکار افتخاری را میپذیرد: «فیلمسازی کاری نیست که انجام میدهم؛ این هویت من است»
سیدنی سوئینی، ایتن هوک، سینتیا ایریوو و رایان کوگلر از جمله شرکتکنندگان در مراسم جوایز گورنرز بودند، جایی که اسکارهای افتخاری به چندین دریافتکننده اختصاص مییابد.
اما این تمام ماجرا نبود — بر اساس گزارش بیبیسی، ون برای دومین بار سعی کرد از موانع اطراف فرش زرد این برنامه بپرد، اما توسط نیروهای امنیتی مهار شد. او جمعه بازداشت شد.
استرالیایی با ویزای توریستی ۹۰ روزه در سنگاپور حضور داشت و از زمان دستگیری تحت بازداشت بوده است. به گزارش استریتتایمز سنگاپور، او روز دوشنبه پس از آنکه دادستانها درخواست یک هفته حبس برای جرمی که حداکثر سه ماه حبس دارد، محکوم شد.
«دوست، این اصلاً قابل قبول نیست»، یک بیننده در روز پنجشنبه در پست اینستاگرام ون که او را نشان میداد در حال دویدن بر روی فرش و گرفتن گرانده نوشت. «ببین چقدر او را ترساندهای! دستهایت را بر او گذاشتی. از صمیم قلب امیدوارم باز هم بهدلیل این کار متهم شوی و از حضور در برنامهها منع شوی.»
قاضی در سنگاپور بهظاهر در حین گفتوگو با ون در دادگاه، همین نظر را داشته است.
فیلمها
«Troll Most Hated» که در سنگاپور به آرینا گرانده نزدیک شد، بهدلیل مزاحمت عمومی متهم شد
مردی که پس از پریدن از مانع در نمایش نخست سنگاپور «Wicked: For Good» آرینا گرانده را درآغوش گرفت، بهدلیل ایجاد مزاحمت عمومی متهم شد.
ون چندین رویداد ستارهای و ورزشی را با دویدن به صحنهها و ورود به وسط مسابقات مختل کرده است، از جمله در المپیک ۲۰۲۴ پاریس. او به قاضی گفت: «دیگر این کار را انجام نخواهم داد، جناب قاضی»، هنگامی که از او سؤال شد آیا چیزی برای کاهش رفتارش وجود دارد.
قاضی پرسید: «آیا صرفاً بیان تهیداری میکنی یا این واقعاً نیت توست؟» ون با تأیید پاسخ داد و گفت: «قصد دارم این کار را متوقف کنم.»
قاضی به مداخلات قبلی ون اشاره کرد و اشاره کرد که او پیش از این هیچگونه عواقبی نداشته است، به گزارش استریتتایمز.
«شاید فکر میکردید که اینبار هم مشابه خواهد شد، اما آقای ون، اشتباه میکنید»، قاضی افزود که همیشه برای اعمال، پیامد وجود دارد.
ون که بهصورت آنلاین با نام «پیژامهمن» شناخته میشود، در اینستاگرام نوشت هنگام بهاشتراکگذاری ویدئوی خود از حادثه پنجشنبه: «آرینا گرانده عزیز، از اینکه اجازه دادید من روی فرش زرد بپروم، متشکرم». نظردهندگان شور و شوق او را حمایت نکردند.
پس از انجام تبلیغات برای «Wicked: For Good» همراه با تعدادی از همبازیهای خود در شهرهای مختلف جهان، گرانده هنگام حضور در نشست پرسش و پاسخ درباره فیلم در روز شنبه در سنچری سیتی، از اتفاقی که در سنگاپور رخ داد، خبری نکرد. روز یکشنبه او در مراسم ششمدهم جوایز گورنرز آکادمی فیلمسازی که در سالن ری دولبی در هالیوود برگزار شد، حضور یافت؛ جایی که تام کراوس جایزه اسکار افتخاری دریافت کرد، بههمراه دِبی آلن، دولی پارتون و طراح صحنهٔ وین تامس.
نمایش نخست ایالات متحده برای «Wicked: For Good» — که جف گولدوب نیز در نقش جادوگر بازی میکند — برای روز دوشنبه در نیویورک برنامهریزی شده است و فیلم بهصورت اکران گسترده در داخل کشور، پنجشنبه بهصحنه میرود.
سلام، شهروندان هیورول! شنیدهایم که تمام روز بهدنبال جمعآوری دانههای کوروک بودهاید و لیاقت یک خوشگذرانی کوچک را دارید. نه، نه شمشیر مستر (این برای جای دیگری است). اما چون روز را بدون تبدیل به بکوکلین سپری کردهاید، چه فکر میکنید یک چیز ویژه — مثلاً اولین تصاویر رسمی از فیلم افسانهٔ زلدا؟ نماهای تازهای از بنیامین ایوان اینسورث در نقش لینک و بو برگاسون در نقش پرنسس زلدا افشا شد تا آغاز رسمی تولید این فیلم را نشان دهد. و از آنجایی که این کار نینتندو است، این تصاویر به روش معمول منتشر نشدند؛ در عوض در یک ویدیو داخل برنامه Nintendo Today به نمایش درآمدند.
به برنامه سر بزنید تا ویدیو کامل را ببینید، اما در اینجا تصاویر را میبینید:
این فیلم به کارگردانی وس بال ساخته میشود، کارگردانی که پیش از این با پادشاهی سیاره میمونها و سلسلهٔ دوندهٔ هزارتو ما را شاد کرد. فیلمنامه این اثر توسط درک کونولی و تیاس. ناولین نوشته شده است. نینتندو برای این پروژه با سونی همکاری میکند (در پروژههای دیگر با یونیورسال برای فیلم برادران سوپر ماریو و دنبالهٔ گیلیکسی همکاری داشته است). فیلمبرداری این اثر در حال حاضر در ولینگتون، نیوزیلند انجام میشود؛ بنابراین میتوانید انتظار همان شکوه فراوانی را داشته باشید که به سرزمین میانی در آثار ارباب حلقهها جان بخشید، در حالیکه هیورول به شکل زندهاکشن به تصویر کشیده میشود.
جزئیات این فیلم کاملاً محرمانه است. هنوز معلوم نیست که افسانهٔ زلدا آیا از یک بازی خاص از این سری طولانی الهام میگیرد (در اینجا زلدا با پوشش آبی ظاهر شده، اما لینک با رنگ سبز کلاسیکاش)، یا اینکه روایت جدیدی از اساطیر ارائه میدهد. به هر حال، انتظار داریم وقتی این فیلم در ۷ مه ۲۰۲۷ به سینماها میرسد، مقدار قابلتوجهی از سکههای روبی بهدست آورد. فقط با فکر به این موضوع، گوشهایمان حساستر میشود.