در حال برقراری اتصال امن هستیم.
این وبسایت از سرویس امنیتی برای محافظت در برابر حملات آنلاین استفاده میکند. ما مرورگر شما را بررسی میکنیم تا اتصال امنی برقرار کنیم و ایمنی شما را تضمین کنیم.
…
این وبسایت از سرویس امنیتی برای محافظت در برابر حملات آنلاین استفاده میکند. ما مرورگر شما را بررسی میکنیم تا اتصال امنی برقرار کنیم و ایمنی شما را تضمین کنیم.
…
همین وقتی که فکر میکنید تمام تیزرهای فیلم را دیدهاید.
اگر چیزی هست که باید دربارهاش بدانید خانهدار اقتباس فیلم، این است که شما در انتظار یک تجربه هیجانانگیز پر از پیچ و خم خواهید بود. این معمای طنزآمیز واکنشهای قویای از سوی منتقدان دریافت کرده است و برخی آن را بهعنوان یک «سرگرمکننده پرانرژی» توصیف میکنند. اگر به دلایل بیشتری برای هیجانزدگی نسبت به انتشار فیلم 2025 نیاز دارید، ستارهٔ این فیلم، سیدنی سوینی، تصویری از خود که با خون تمامپوشان خیارشیر میخورد، گرفته است که فیلم او را بیش از هر بازاریابی دیگری به فروش میرساند.
سیدنی سوینی مجموعهای از عکسهای پشتصحنه اینستاگرامی از خانهدار منتشر کرد که نتوانستم از آن چشمبردارم. از عکسهای گروهی بامزه با بازیگران و تیمکاری تا سلفیهای خندان، میتوان دریافت که تجربهٔ ساخت این اقتباس کتاب به سینما بسیار شادمانکننده بوده است. اما عکسی که هماکنون مرا وادار میکند بلیطهای فیلم را بخرم، اولین تصویری است که سوینی خیارشیر را در حالی که خون تمامپوشان اوست میخورد؛ وای!
پست بهاشتراکگذاریشده توسط سیدنی سوینی (@sydney_sweeney)
عکس منتشرشده توسط در
همین وقتی که فکر میکردم تمام بازاریابیهای مرتبط با اقتباس کتاب فریدا مکفادن را دیدهام، ناگهان ستارهٔ آن را میبینم که بهصورت غیررسمی خیارشیر میخورد در حالی که خون تمامپوشان اوست. نیازی به توضیح نیست؛ کاملاً جذب شدم.
اگر شخصیت سوینی ظاهراً پس از یک لحظهٔ خشونت عبور کرده باشد، بهنظر میرسد خوردن خیارشیر راهی برای جشن گرفتن پس از فیلمبرداری صحنه باشد. این یک چرخش عالی در ژانر ترسناک برای نقش خدمتکار خانگی است که پس از یک رویداد خشونتآمیز، او را میبینیم که غذا میخورد. با توجه به اینکه مأموریت او محدود به کارهای خانگی است، خوردن خیارشیر در حالی که خونین است، روشی مؤثر برای نشان دادن این است که شخصیت اصلی سرویسکار عادی نیست.
قبل از اینکه خانهدار منتشر شود، استراتژیهای بازاریابی آن بهوضوح از عناصر خونین فیلم چشمپوشی نکردند. تریلر، مقدار مناسب لحظات دراماتیک و سرد را نشان داد؛ در آنجا شاهد شدیم که سیدنی سوینی ساندویچی را در حالی که خون تمامپوشان اوست میخورد، و پائول فیگ گفت مردم ممکن است مرواریدهای خود را محکم بگیرند. اگر بخواهیم همچنان ستارهٔ اوفوریا را ببینیم که در حالی که خون تمامپوشان است میخورد، این نکتهای است که به مخاطبان میگوید آمادهٔ سفری پرهیجان باشید.
بیشک باید ابزاری بازاریابی چشمنواز را تحسین کرد. پروژه بلیر ویتچ کودکیمان را ترسانده بود با تبلیغ اینکه شخصیتها افراد مفقود واقعی هستند. فیلمهای لبخند بازیگران خندهای ترسناک در رویدادهای عمومی نشان میدادند. هرچیزی که باعث جلب توجه به یک فیلم میشود و ما را به گفتوگو دربارۀ آن میکشاند، تقریباً همیشه چیز خوبی است، همانطور که این پست از سوینی نشان میدهد.
چنانکه انگار به اثبات بیشتری نیاز داشتیم که خانهدار به مخاطبان شوک و حیرت خواهد داد، میبینیم که سیدنی سوینی خیارشیر را در حالی که همهجا خون دارد میجوید. اگر قبلاً نگران نشده بودم، این تصویر خونآغشته قطعاً برای من تأثیرگذار میشد.


یونیورسال پیکچرز
قبل از اکران فیلم تحولآفرین «فکها» به کارگردانی استیون اسپیلبرگ در تابستان ۱۹۷۵، یونیورسال بودجهای بیسابقه برابر ۷۰۰٬۰۰۰ دلار را به تبلیغات تلویزیونی اختصاص داد. این کار به تیم بازاریابی فیلم اجازه داد تا در ساعت اوج، چند تریلر ۳۰‑ثانیهای «فکها» را در دو شب پیش از اکران بهصورت زنده پخش کند. این نخستین شیوهٔ بازاریابی قاطع در تاریخ هالیوود بود. علاوه بر این، برنامهٔ اولیه انتشار «فکها» بهصورت همزمان در ۹۰۰ سالن سینمایی ایالات متحده بود؛ امری که آنزمان غیرقابل تصور بود. پیش از آن، بیشترین فیلمهای تابستانی برای ماهها در سینماهای بزرگ شهرهای اصلی بهپردهگیری میمانید و بهتدریج به شهرهای کوچکتر منتقل میشدند. تنها فیلمهای «بی» کوچک بهصورت یکجا در بسیاری از سالنها منتشر میشدند. تصور این بود که فیلمهای کمکیفیت قادر به ادامهٔ تور سراسری نیستند، بنابراین همه بازارها بهیکباره هدف قرار میگیرند تا پیش از انتشار خبر از بدی فیلم، سودی سریع کسب شود.
طرح ۹۰۰ سالن در نهایت کاهش یافت، اما «فکها» همچنان در صدها صفحه سینما بهپردهگیری رسید. انتشار گسترده بههمراه این کمپین بازاریابی، تقریباً مفهوم مدرن فیلمهای پرفروش هالیوود را شکل داد. علاوه بر این، «فکها» فلمی ترسناک بسیار محبوب است که تا به امروز هم همچنان مورد بیننده است. اسپیلبرگ فیلمی هیولایی با کیفیت بالا ساخت که، بهروی کلیشه، تخیل عمومی را به خود جلب کرد.
بهدلیل «فکها»، صنعت سینما دیگر هرگز همانند قبل نماند. هنگامی که به «فیلم رویدادی» فکر میکنیم، حتی پنجاه سال پس از آن، همچنان به تمام دستاوردها و نوآوریهای «فکها» استناد میکنیم. علاوه بر این، سال ۱۹۷۵ یک سال پرشور و پرطرفدار در سینما بود. فیلمهای بسیاری که بعدها تبدیل به آثار کلاسیک میشدند، در آن سال بهاکران رسید؛ بسیاری از این آثار هنوز مورد مطالعه قرار میگیرند و در برخی موارد بهصورت منظم در سینماها به نمایش در میآیند.

استودیوهای قرن بیستم
«فکها» تنها داستان موفقیتی غیرمنتظره در سال ۱۹۷۵ نبود. «راک هیور پیکچر شو» جیم شرمان که بر پایهٔ موزیکال صحنهای ریچارد اوبراین ساخته شد، در سپتامبر در هشت شهر ایالات متحده با خبری بسیار کم منتشر شد و موجی از بیتفاوتی را برانگیخت. این موزیکال شکوهمند و بیپردهً همجنسگرایانه، داستان دکتر فرانک‑این‑فورتر (تیم کاری) را دنبال میکند؛ موجودی فضایی، پرزرقوبرق و دوجنسگرا، که قصد دارد یک مدل مرد فرانکنشتین برای مقاصد جنسی بسازد. سوزان ساراندون و بری بوسویک نقش یک زوج انسانی ساده را ایفا میکنند که به فساد شکوهمند او شاهد میشوند. متأسفانه، فیلم در ابتدا شکست خورده و بهسر میبرد، تا این که تیم دیگان — یک مدیر کارآزموده در توئنتی فست فاکس — پیشنهاد داد که سینماها فیلم را در نیمهشب به نمایش بگذارند، زیرا فیلمهایی نظیر «ال توپو»، «پینک فلامینگز»، و بازنشرهای «شب مردگان زنده» و «جنون ماریجوانا» در این ساعات موفق بودند.
قاعده موفق شد و «راک هیور پیکچر شو» به یک پدیده تبدیل شد. طرفداران شروع کردند هر هفته آن را تماشا کنند و فیلم را بهصورت دائمی در سینماها نگه دارند. به زودی، مردم نهتنها برای تماشا لباس میپوشیدند، بلکه برای تعامل با فیلم نیز بهپوشاک میپرداختند. سرانجام، نمایشهای «شیادوکست» کامل که فیلم را بهصورت زنده روی صحنه پیش از صفحهنمایش بازنویسی میکردند، شکل گرفت. حتی امروز، برخی سینماها هنوز این فیلم را بهصورت سالانه نمایش میدهند. این جواهر در تاج فیلمهای کالتی است و بهطوری شگفتانگیز همجنسگرایانه است. این فیلمی است که افراد همجنسگرا میتوانند با اطمینان تماشا کنند و به افراد علاقمند به بازیهای جنسی اجازه میدهد تا پرچم متفاوت خود را در مکان عمومی برافروشان. «راک هیور پیکچر شو» پایهٔ یکی از مهمترین زیرفرهنگهای همجنسگرایانه تاریخ است.
۱۹۷۵ تنها با این کلاسیکها کافی بود. اما، وای، فیلمهای بیشتری نیز وجود داشتند.

یونایتد آرتیست
حتی آکادمی در آن سال میدانست چه میخواهد انجام دهد؛ زیرا اقتباس سینمایی میلیوش فرمان از رمان کن کیسِی «پرواز بر فراز لانهٔ دیوانگی» در شب اسکار بهطور چشمگیری مورد تقدیر قرار گرفت. این فیلم نگاهی عمیق به بنبست مفهومی شورش (که به تراژدی منتهی شد) بود و جایزههای بهترین فیلم، بهترین کارگردان، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر نقش مرد و بهترین بازیگر نقش زن را دریافت کرد.
در واقع، سال ۱۹۷۵ شاهد انتشار بسیاری از درامهای پرقدرت و معنادار بود. به عنوان مثال، سیدنی لومِت فیلم «روز سگ» را کارگردانی کرد؛ فیلمی که در آن یک تازهوارد قانونشکن (آل پاچینو) سعی میکند برای دوستدختر ترنس خود (کریس ساراندون) هزینهٔ جراحی تأیید جنسیتی را تأمین کند. در همین حال، در بلژیک، شنتال آکرمن فیلم «ژان دیلمان، ۲۳ کوئ دو کامرس، ۱۰۸۰ بروکسل» را ساخت؛ درامی خانگی دربارهٔ یک بیوهٔ میانسال که نشریهٔ Sight & Sound آن را به عنوان بهترین فیلم تمامعصر در سال ۲۰۲۲ اعلام کرد. در جاهای دیگر، رابرت آلتمان فیلم موزیکال گستردهٔ «ناشفیل» را ساخت، میکلآنجلو آنتونونی «مسافر» را کارگردانی کرد و استنلی کوبریک اثر حماسی تاریخی «بری لیندون» را ارائه داد؛ این فیلم یکی از زیباترین آثار بصری تمامعصر است. علاوه بر این، پیتر ویر درام مدرسهای وهمانگیز «پیکنیک در سنگ معلق» را منتشر کرد و آکیرا کوروساوا با «دِرس اوزالا» به پردهٔ سینما بازگشت. همچنین تعداد فراوانی از کمدیهای سرگرمکننده و فیلمهای ژانری وجود داشت. «مانتی پایتون و جام مقدس» همچنان بیرقیب است. «بازگشت پلنگ صورتی» یکی از خندهدارترین فیلمهای این فرنچایز است. «پسرکی و سگش» طعمی تلخ و لذیذ دارد. داریو آرژنتو «سرخ عمیق» را کارگردانی کرد، دیوید کروننبرگ «لرز» را ساخت و پل بارتل «مسابقه مرگ ۲۰۰۰» را به کار گرفت. سپس «ترس مکگادزیلا» از توهو، فیلم بلکسپلویتیشن «دولیمیت» ساختهٔ دیاورویل مارتین و رودی ری مویر، و سَتایر ترسناک «همسران استپفورد» بود. و چه کسی میتواند «تامی»، اثر کن راسل و گروه The Who، را فراموش کند؟
آره. سالی فوقالعاده بود.


هیجانانگیز جاسوسی آدیتیا دار، ‘Dhurandhar’، از زمان اکران در ۵ دسامبر، در گیشه تاریخساز شده است. این فیلم در مسیر رسیدن به ۵۵۰ کرور روپیه در گیشه قرار دارد. علاوه بر موفقیت گیشهای، ‘Dhurandhar’ به موضوع گفتگو در شهر تبدیل شده و اینترنت نمیتواند از تمجیدهایش دست بکشد. مردم از اجراها و روایت فیلم لذت میبرند، اما موسیقی است که بهخصوص محبوب شده است. از ترانه ورود آکشای خانا، ‘FA9LA’، تا شماره رقصی بههمراه عایشه خان و کریستیل دیسوزا، ‘Shararat’. این قطعه توسط ویجی گنگولی رقصطراحی شده و بهعنوان نقطهگوئی در میان مخاطبان تبدیل شده است.
اما آیا میدانستید که تمنا بتیه اولین گزینه برای این شماره رقص بوده است، حداقل در ذهن طراح رقص؟ ویجی گنگولی که این آهنگ را رقصطراحی کرده است، در یک مصاحبه اخیر فاش کرد که ایده داشتن فردی همچون تمنا برای این قطعه توسط آدیتیا دار رد شده بود. به بیان فرآیند تفکری کارگردان، ویجی در مصاحبهای با Filmygyan گفت: «در ذهن من، او (ستاره) بود. من او را پیشنهاد دادم، اما آدیتیا کاملاً واضح کرد که او نمیخواهد آنچه مردم ‘item song’ مینامند، یعنی چیزی که از داستان خارج شود. اگر فقط درباره یک دختر باشد، توجه را از داستان دور میکرد.»
او ادامه داد که چرا این آهنگ به جای یک اجراکننده، دو نفر را به کار گرفته است و گفت: «به همین دلیل دو دختر به جای یکی حضور دارند. او نمیخواست توجه فقط بر یک نفر متمرکز شود. اگر تمنا بود، تمام تمرکز روی او میرفت نه روی داستان.» او همچنین افزود: «در فیلم اتفاقات زیادی میافتاد، و اگر از داستان جدا شوید، این آهنگ فقط یک ‘cut‑to’ میشود.»
در همین حال، ‘Dhurandhar’ به اجرای رویایی خود در گیشه ادامه میدهد و از رقابت با انتشارهای بزرگ هالیوودی مانند ‘Avatar: Fire and Ash’ بیتاثیر باقی میماند. این فیلم جاسوسی تاکنون از ۵۵۰ کرور روپیه در هند عبور کرده و هیچ نشانهای از کاهش سرعت نشان نمیدهد.
فیلمی که رنویر سینگ در آن نقشآفرینی میکند، اکنون دومین فیلم هندی با سریعترین رسیدن به علامت ۵۰۰ کرور روپیه در بازار داخلی شده است؛ این موفقیت را تنها در ۱۶ روز به دست آورده است. تنها ‘Pushpa 2’ پیشی میگیرد که این رقم را در ۱۱ روز به دست آورد. در میان فیلمهای هندی، ‘Dhurandhar’ یک معیار جدید تعیین کرده و از ‘Jawan’ پیشی گرفته است؛ فیلم قبلی برای ورود به این باشگاه ویژه ۱۸ روز نیاز داشت.
در همین حال، آهنگ اخیراً توسط نیک جوناس مورد تحسین قرار گرفت، چرا که برادران جونس نتوانستند از گوش کردن به آن دست بکشند. این موضوع باعث شد اینترنت به ویدیو اشتیاق نشان دهد. رنویر، آدیتیا دار و کریستیل دیسوزا نیز واکنش خود را نسبت به آن ابراز کردند.
‘Dhurandhar’ همچنین با حضور ر. مادهاوان، سنجای دات، آرژون رمپال، راکش بیدی و سارا آرجون، بهجز رنویر و آکشای خانا، به نمایش در میآید. قسمت دوم این فیلم در مارس ۲۰۲۶ منتشر خواهد شد.


بازیگر سالخورده ممتاز، که پس از بیش از پنج دهه برای اولین بار در سال ۲۰۲۳ همراه با دهارمندرا در برنامه ایندین آیدل فصل ۱۳ حضور یافت، فاش کرد که بهصورت عمدی از برنامههای تلویزیونی دوری میکند، چون احساس میکند این برنامهها به او دستمزدی که شایستهاش است نمیدهند.
در گفتوگو با ویکی لالوانی، ممتاز گفت: «حتی امروز هم مرا از تلویزیون صدا میزنند. وقتی برای اولین بار با دهارمندرا جی در تلویزیون حضور داشتم و بر روی صحنه با او رقصیدم، آن تنها باری بود که در تلویزیون ظاهر شدم.»
ممتاز گفت که با وجود پیشنهادهای مکرر، موضع خود را در خصوص دستمزد ثابت نگه داشته است. او اضافه کرد: « تا به امروز بیش از صد بار با من تماس گرفتهاند و من قیمت خود را به آنها اطلاع دادهام.» سپس افزود: « آنها گفتند که برخی این کار را با ۳–۴ لاک روپیه انجام میدهند، پس به آنها گفتم که نمیتوانم برای این افراد شرطی داشته باشم. این خواست آنهاست. میتوانند بهصورت رایگان هم انجام دهند، اما این قیمت من است. من همیشه همینگونه بودهام.»
او فاش کرد که برای حضور در ایندین آیدل مبلغ ۱۸ تا ۲۰ لاک روپیه دریافت کرده است. ممتاز گفت: « به افراد تلویزیونی هزار بار گفتم که این قیمت من است. میتوانم ۲۰ تا ۲۵ هزار روپیه را در نظر بگیرم، اما بیش از این نیست. فقط یک برنامه اجرا کردم. آنها گفتند نمیتوانند به من پرداخت کنند و من این کار را نکردهام. نمیخواهم این کار را انجام دهم. پیسه پرتاب کنید، تماشا کنید!»
ممتاز گفت که در دوران اوج کاریاش نیز در مورد دستمزدهای خود دقت خاصی داشته است. او درباره تصمیم خود برای رد نقش «سیتا اور گیتا» توضیح داد: « نه تنها هزینه، بلکه این هم یکی از دلایل بود. آقای رَمش سیپی در آن زمان یک تهیهکننده و کارگردان بزرگ بود، بنابراین فکر میکرد که میتوانم این نقش را با ۲ لاک روپیه بپذیرم، چون او یک تولیدکننده بزرگ بود. هر تولیدکننده بزرگ، خود غرورهای خاصی دارد.»
او افزود که حس نکرده که برای پذیرش این فیلم مجبور باشد. ممتاز گفت: « خوشبختانه فیلمهای زیادی برایم میآمدند که احساس نکردم این فیلم برایم خاصی داشته باشد. بنابراین، این همکاری میسر نشد. اما ببینید، هما مالینی این کار را انجام داد، درست است؟»
وقتی از او پرسیده شد آیا از رد این فیلم پشیمان شده است یا خیر، ممتاز قویاً گفت نه. او افزود: « چندین فیلم دیگر در کارنامهاش موفق شد؟ آیا او بیشتر یا من؟ لطفاً فهرست را بنویسید، من فیلمهای موفق بیشتری داشتهام.» سپس افزود: « نمیخواهم بیش از حد ادعا کنم، ای خدای مهربان، مرا ببخش! اما چون این سؤال را مطرح کردید، ناچار شدم به آن پاسخ دهم.»
در توضیح موضع خود، او گفت: « دوست داشتم آن موضوع را انجام دهم، اما نمیخواستم ارزش یا سطح خود را پایین بگذارم. تولیدکنندگان شروع میکنند سؤال کنند که آیا برای کسی فیلمی با دستمزد کمتر میپذیرند؟»
ممتاز و دهارمندرا در چندین فیلم محبوب، از جمله «لوفر» (۱۹۷۳) و «ژیل کے اس پار» (۱۹۷۳) صحنههای مشترکی داشتهاند و ترکیب شیمیایی بازیگریشان بهطور گستردهای تحسین شده است. این بازیگر اخیراً نیز با انتشار پست احساسی در شبکههای اجتماعی به دهارمندرا ادای احترام کرد و پیوند و میراث سینمایی مشترکشان را یادآور شد.

مادر سویفت به شکلگیری رابطهٔ دخترش با تراویس کلسی یاری داد.

مادر تیلور سویفت شاید نیروی اصلی پشت رابطهٔ دخترش با نامزدش تراویس کلسی باشد.
اپیزودهای سوم و چهارم از مستند جدید خواننده، «پایان یک دوره»، که روز پنجشنبه بر روی Disney+ منتشر شد، جزئیات بیشتری دربارهٔ رابطهٔ عاشقانهٔ سویفت با تراویس کلسی، بازیکن پست tight end تیم کانزاس سیتی چیفز، ارائه میدهند.
یکی از صحنههای موجود در این اپیزودهای جدید، تیلور سویفت را نشان میدهد که با مادرش، آندریا، گفتگو میکند و شرح میدهد که چگونه مادرش به دخترش توصیه کرد تا با ستاره NFL رابطه داشته باشد.
«من تاکنون ورزشکار نبودم»، تیلور سویفت در این قسمت میگوید. «چون من ورزشکار نیستم و همیشه اینگونه فکر میکردم: «خب، دربارهٔ چه میتوانیم صحبت کنیم؟»»
او ادامه میدهد: «پس تو با این لحن به من زنگ میزنی، مثل « هی، میدونم که این موضوع شاید برای تو خوب نباشه، اما یک مرد —»»
«—او خیلی خوشگل است»، آندریا سویفت اضافه میکند.

تیلور سویفت ادامه میدهد: «تو چیزی شبیه به «باید کار متفاوتی را شروع کنی» گفتی.»
آندریا سویفت سپس بر آن میدورد که در طول تور «Eras» دخترش، او عناوین خبرها را میخواند و از تلاش کلسی برای دادن یک دستبند دوستی به سویفت در یکی از اجراهای او مطلع شد.

او میگوید که سپس با پسرعمو، که او را متخصص تیم کانزاس سیتی چیفز میداند، تماس گرفت تا اطلاعات دقیقتری دربارهٔ کلسی بهدست آورد و بلافاصله سعی کرد راهی برای معارفهٔ دخترش با کلسی پیدا کند.
آندریا سویفت میگوید: «اینچقدر صادقانه بود. فکر میکردم که این شیرینترین چیز در دنیا است که او به برنامهات آمد، چیزی از دنیایت برای تو آورد. این برای من خیلی معنیدار بود. بنابراین، فکر میکردم این خیلی دلنشین است و من خوشم آمد.»
در بخش دیگری از این قسمت، تیلور سویفت دربارهٔ رابطهاش با کلسی، که اکنون نامزدش است، صحبت میکند. او همچنین دربارهٔ لحظاتی از تور با کلسی بازگو میکند، از جمله زمانی که او در یکی از اجراهای لندن به صحنه پیوست؛ او میگوید این اتفاق به عنوان یک شوخی آغاز شد.
او میگوید: «نمیتوانم بهخاطر بسپارم که این موضوع چگونه پیش آمد؛ فکر میکنم فقط در حال شوخی دربارهٔ انجام این کار توسط او بودیم. سپس واضح شد که او جدی است و من هم گفتم: «صبر کن – او واقعاً این کار را میکرد؟»»

این ابرستاره پاپ نیز در این قسمت دربارهٔ شباهتهای شغل خود با کلسی سخن میگوید و میگوید: «ما هر دو شغلی داریم که در استادیومهای NFL حضور مییابیم و برای ساعتی و نیم ساعت مردم را سرگرم میکنیم.»
او میگوید: «در کار او خشونت بیشتری نسبت به کار من وجود دارد.» اما: «این اشتیاق ماست. ما از کودکی به دنبال این بودهایم. بنابراین، هرگز فکر نکرده بودم با مردی ملاقات کنم که مسیر مشابهی داشته باشد.»
او اضافه میکند: «تراویس بهصورت مفهومی کاملاً با زندگی بزرگ راحت است. زیرا او چنین زندگی دارد و اینگونه نیست که با اجبار داشته باشد؛ او کاملاً راحت با آن است.»
کلسی و تیلور سویفت در ماه اوت نامزدی خود را اعلام کردند و این خبر را در یک پست مشترک اینستاگرام منتشر کردند.
این دو با متن «معلم زبان انگلیسی شما و معلم تربیت بدنی شما ازدواج میکنند.» این پست را شرح دادند.
دو اپیزود نهایی مستند تیلور سویفت روز سهشنبه، ۲۳ دسامبر بر روی Disney+ منتشر خواهد شد.
شرکت والت دیزنی مادر شرکت ABC News است.



در اوایل این هفته، اکثر پیشبینیکنندگان گیشه (ما نیز) بر این باور بودند که آواتار: آتش و خاکستر در مسیر دستیابی به رکورد افتتاحیه ۱۰۰ میلیون دلاری داخلی است. این عدد در مقایسه با آواتار: راه آب که با ۱۳۴ میلیون دلار آغاز شد و در نهایت به ۶۸۸ میلیون دلار فروش داخلی و شگفتآور ۱٫۶ میلیارد دلار در سطح بینالمللی رسید، کاهش محسوب میشد.
با اینحال، پیگیریهای بهروزشده نشان میدهند که آتش و خاکستر بهاحتمال زیاد بیش از ۹۰ میلیون دلار افتتاح نخواهد کرد؛ وبسایت Deadline پیشبینی میکند که این عدد در بازهٔ ۸۵ تا ۹۰ میلیون دلار باشد.
اگرچه افتتاحیه داخلی ممکن است کمتر از انتظار باشد، آواتار: آتش و خاکستر در بازارهای خارجی عملکرد بسیار بهتری دارد. این فیلم در حال حاضر پیشبینی میشود حدود ۳۴۰ میلیون دلار درآمد بینالمللی کسب کند و بهویژه اعداد قویای از چین دریافت میکند، جایی که برند آواتار همچنان حاکم است.
سؤال مهم اکنون این است که آواتار: آتش و خاکستر در طول فصل تعطیلات چگونه عمل خواهد کرد.
بیتردید برخی فیلم را بهدلیل افتتاحیه کمتر از انتظار، ناامیدکننده مینامند، اما تاریخ نشان میدهد که پیش از رد کامل یک فیلم جیمز کامرون باید محتاط بود. رفتن به سینما در ایام تعطیلات بهطور سنتی محبوب است و آتش و خاکستر میتواند شتابی پایدار داشته باشد، چرا که مخاطبان در طول کریسمس و سال نو بهسینماها میشتابند.
در نهایت، تنها پس از پایان سال میتوانیم دریابیم که آیا این فرنچایز بهواقع کمسرعت میشود یا صرفاً برای یک دورهٔ طولانیمدت دیگر در گیشه آماده میشود.

یکی از بزرگترین شگفتیهای آخر هفته از Angel Studios میآید که با فیلم انیمیشنی مسیحی خود دیوید (مطالعهٔ نقد ما) یک آغاز موفق داشته است. انتظار میرود این فیلم حدود ۲۵ میلیون دلار درآمد داشته باشد و این بالاترین رکورد گیشه برای این استودیو باشد، که از صدای آزادی که با ۱۹٫۶ میلیون دلار افتتاح شد، پیشی گرفته است.
فیلم دیوید از Angel Studios بهراحتی درآمدی بیشتر از انتشار انیمیشنی پارامونت فیلم اسفنجبابی: جستجو برای اسکوارپنتس دارد که انتظار میرود حدود ۱۷ میلیون دلار بهدست آورد.
در همین حال، خدمتکار از Lionsgate که با بازی سیدنی سوینی به نمایش درآمده، آخر هفتهای قابل احترام با درآمد ۲۰ میلیون دلار ثبت کرده است و امیدوارند—مانند آواتار—از دورهٔ طولانیمدت تعطیلات بهرهمند شود.
ما فردا با تجزیهوتحلیل کامل گیشه بازمیگردیم. در این میان، این آخر هفته چه فیلمی را تماشا میکنید؟ نظرات خود را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید!
توسط جیمی لنگ
میزگردهای فصل جوایز تمایل دارند اسکریپت آشنایی را دنبال کنند: فیلمهای حمایتشده توسط استودیو، نکات گفتاری تمرینشده و خلاصهای از مسیرهای شغلی که در مسیرهای روشن و بهصوب سرمایهگذاری پیش میروند. گفتوگوی ما درباره اسکارها اینگونه نبود.
بهجای آن، ما پنج فیلمساز را گرد هم آوردیم که فیلمهای انیمیشنی آنها بهصورت مستقل، با بودجههای محدود و بدون خطوط تولید ثابت ساخته شدهاند. آثارشان شامل مستند، درام تاریخی روتوسکوپیشده، موزیکال CG خودساخته، پرتره خانوادگی خودزندگینامهای و فانتازیه وسترنی دستکشیده میشود — و در برخی موارد بیش از یک دهه زمان برای تکمیل آنها صرف شده است.
این میزگرد روج Cartoon Brew است.
کارگردانان Endless Cookie (سِث و پیتر اسکریور)، Boys Go to Jupiter (جولیان گِلندر)، Dog of God (لاروس و رایتس آبلِه)، Black Butterflies (دیوید بائوت) و Slide (بیل پلیمتون)، به Cartoon Brew پیوستند تا دربارهٔ چگونگی توسعه و تولید این فیلمها، یافتن سبکهای منحصربهفردشان، و آموختههای کارگردانان در مسیر، گفتوگوی صادقانه و گستردهای داشته باشند.
میزگرد این افراد فیلمساز را که در سبکهای بهطرز اساسی متفاوت کار میکنند – دستکشیده، CG، روتوسکوپی و مستند – و در مراحل بسیار متفاوتی از مسیر انیمیشن خود قرار دارند، گرد هم میآورد. در نهایت، فیلمسازان پشت تمام پنج فیلم واقعیتی مشترک دارند: هر یک از آنها فیلمهای خود را بدون زیرساخت استودیو، بدون بازاریابی تضمینی و بدون وعده توزیع گسترده ساختهاند.
برای دیوید بائوت، کارگردان Black Butterflies، سفر در سال ۲۰۱۳ آغاز شد و در قالب فیلمبرداری زنده. «من خودم را یک فیلمساز مستند میدانم»، بائوت گفت. «من همیشه در مستندهای اجتماعی، سیاسی و زیستمحیطی کار کردهام.» زندگی در جزایر قناری اسپانیا، بائوت را بهطور طولانی در واقعیتهای مهاجرت و جابجایی اقلیمی غوطهور کرده است. «پدربزرگ و مادربزرگ من به کوبا مهاجرت کردند. والدینم به ونزوئلا مهاجرت کردند. مهاجرت همیشه بخشی از زندگی من بوده است.»
بائوت و تیمش مهاجران اقلیمی را در سواحل کارائیب، شمال کنیا و هند بهتصویر کشیدند، اما سرانجام به نقطهای رسیدند که بخشهایی از داستان دیگر نمیتوانستند با دوربین ضبط شوند. «تجربههایی — بهرهکشی، بیخانمانی، خشونت — وجود داشت که از نظر اخلاقی یا عملی نمیتوانستیم فیلمبرداری کنیم»، او گفت. «اما اینها برای فهم آنچه پس از مهاجرت رخ میدهد، ضروری بودند.»
انیمیشن راهحلی شد. «من همچنان باور دارم Black Butterflies یک مستند است»، بائوت توضیح داد. «فقط از انیمیشن بهعنوان ابزاری برای بیان حقیقت استفاده میکند.» هر جزئیات بصری و صوتی در فیلم بر پایه مستندات واقعی استوار است. «وقتی که زنان در فیلم شبها میخوانند، این صداهای واقعی آنهاست. ما آن را در طول تولید ضبط کردیم.»
این ترکیب مستند و انیمیشن بهویژه در Endless Cookie، مستند انیمیشنی خودزندگینامهای بهکارگردانی برادران کانادایی سِث اسکریور و پیتر اسکریور، طنینانداز میشود. فیلم تقریباً یک دهه طول کشید تا به تکمیل برسد؛ در این مدت، زندگی خانواده پیتر بهصورت زمان واقعی دنبال شد و خود فیلم نیز گسترش یافت. «یکی از مزایای انیمیشن این است که میتوانید چیزها را اغراق کنید و با آنها شوخی کنید»، سِث گفت. «میتوانید خانوادهتان را بهطرز خندهدارتر بکشید و همچنان صادق بمانید.»
اما این بازه زمانی طولانی چالشهای خاص خود را داشت. «ما وقتی بچهها خیلی کوچک بودند، انیمیشن را شروع کردیم»، سِث اضافه کرد. «و سپس ناگهان بزرگ شدند، صداهایشان تغییر میکند و میگوییم: «این دیوانهکننده است».» با این حال، انیمیشن به فیلم اجازه داد بهطور طبیعی تکامل یابد. «داستان خود را مکرراً قطع میکرد»، او گفت. «و در نهایت فهمیدیم که همین فیلم است.»
برای جولیان گِلندر، کارگردان Boys Go to Jupiter، جهش از کوتاهفیلمها به فیلم طولانی کمتر یک گام استراتژیک بود تا یک اقدام ناشی از کنجکاوی. «صادقاً فکر نمیکردم این فیلم در سینماها نمایش داده شود»، گِلندر گفت. «هدف من فقط به اتمام رساندن آن بود. شاید در یک جشنواره نمایش داده شود و سپس بهصورت آنلاین منتشر شود.»
در عوض، این فیلم در بیش از ۵۰ جشنواره و در سینماهای سراسر کشور بهنمایش درآمد، که به دلیل سبک CG متمایز، موسیقی DIY و لحن عمیقاً شخصی آن بود. «من از زمینهٔ تصویرگری و موسیقی DIY میآیم»، گِلندر گفت. «پس سؤال این بود که اگر یک فیلم طولانی میتوانست شبیه به یک رمان باشد –جایی که اثر روی همهچیزهای آن با اثر انگشت یک نفر باشد؟»
این فلسفه به موسیقی، انیمیشن و طراحی فیلم نیز گسترش یافت. «میخواستم خودم این کار را انجام دهم چون خودم میخواهم»، او سادهوار گفت و خود را خودخواه توصیف کرد. «ما ذهنیت «خودت پیدا کن» را از زمانکه بهعنوان موزیسینهای بیپول بودیم، آوردیم. اگر کسی صدای فیلم را درست نمیکند، خودت صدا را میسازی.»
برادران لتونیایی، لاروس و رایتس آبلِه، با Dog of God دیدگاهی متفاوت ارائه دادند؛ این فیلم تاریخی ترسناک روتوسکوپیشده، ریشه در اتفاقات واقعی نزدیک به شهر زادگاهیشان دارد. در ابتدا بهعنوان فیلمبرداری زنده طرحریزی شد، اما با گشایش انیمیشن مسیر خود را تغییر داد. «در فیلمبرداری زنده، شما به آنچه وجود دارد محدودید»، لاروس گفت. «اما با انیمیشن میتوانید به هر جایی بروید – به یک قلعه قرون وسطایی، حتی خود جهنم – همهچیز ممکن است.»
اما روتوسکوپینگ در کنار این، درسهای سخت خود را داشت. «ما فقط پس از اتمام فیلم واقعاً یاد گرفتیم چگونه یک فیلم روتوسکوپی بسازیم»، رایتس خندید. «تنها آن زمان بود که فهمیدیم چه حرکاتی کار میکند، چه چیزهایی شکست میخورد و کجا باید خود را محدود کنیم». نتیجه فیلمی است که واقعگرایی را با انتزاعی با رتبه R ترکیب میکند و هرگز از ریشههای فیزیکیاش فاصله نمیگیرد.
در پایان، بهعنوان نقطهٔ تکمیل گروه، افسانهٔ انیمیشن و نامزد دو بار اسکار، بیل پلیمتون، حضور دارد؛ فیلم طولانیمدت دستکشیدهٔ او که از سبک وسترن الهام گرفته Slide، تعهد چندین دههٔ او به انیمیشن مستقل را ادامه میدهد. «من فقط عاشق نقاشی هستم»، پلیمتون گفت. «بهویژه شخصیتهای منفی. کشیدن آنها بسیار لذتبخش است». در واقع، او برآورد میکند که «حدود ۲۰۰ شخصیت منفی» در این فیلم وجود دارد.
با وجود رزومهٔ طولانیاش، پلیمتون تأکید کرد که انگیزهٔ او تغییر نکرده و هرگز بهدنبال پول نبوده است. «به سختی میگذرم»، او اعتراف کرد. «اما دیدن نقاشیهای خود بر روی پردهٔ بزرگ همراه با موسیقی و صداها، شگفتانگیز است. این لذت همان چیزی است که او را ادامه میدهد.»
بهطور جمعی، این پنج فیلمساز نمایانگر جنبهای از انیمیشن هستند که هرگز بهدرستی مورد توجه قرار نمیگیرد.
میزگرد کامل «Rogue Roundtable» ما بسیار فراتر از آنچه میتوانستیم در یک مقاله پوشش دهیم، شامل گفتگوهایی دربارهٔ صنعت، شکست، طراحی صدا، کمبودهای مالی و آزادی خلاقانه، است و ما خوشحالیم که آن را به اشتراک میگذاریم. امیدواریم همانقدر که ما از ساخت آن لذت بردیم، شما هم از تماشایش لذت ببرید.

نوشتهٔ جک برسفورد
خبرنگار ارشد زندگی و روندها
بهترین فیلم سال ۲۰۲۵ توسط وبسایت تجمیع نقدها Rotten Tomatoes منتشر شد.
این سایت نخست در اوت ۱۹۹۸ توسط دانشجویان دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، سِنھ دوئنگ، پاتریک وای. لی و استفن وانگ راهاندازی شد؛ ایدهٔ Rotten Tomatoes از عشق مشترک این سه نفر به جکی چان الهام گرفته بود.
دوئنگ پس از جمعآوری نقدها برای هر یک از فیلمهای اکشن هانگکنگی جکی چان که بهتدریج به آمریکا میرسیدند، به خلق این سایت الهام یافت. او این وبسایت را برای انتظار از حضور جکی چان در هالیوود، با فیلم Rush Hour، بنیاد نهاد و در ادامه، سایت بهتدریج به پوشش سایر فیلمها و بازیگران گسترش یافت.
امروزه Rotten Tomatoes بهعنوان مرجع اصلی برای افرادی که بهدنبال همنظر عمومی منتقدان دربارهٔ یک فیلم خاص هستند، شناخته میشود. در سال ۲۰۱۸، یک نظرسنجی از بینندگان فیلم در ایالات متحده که توسط شرکت تحقیقات بازاریابی Morning Consult انجام شد، نشان داد که یکسوم بزرگسالان آمریکایی پیش از تماشای فیلم، Rotten Tomatoes را بررسی میکنند و ۶۳ درصد افراد بر اساس امتیاز فیلم در این سایت تصمیم میگیرند که فیلم را نتماشا کنند.
Rotten Tomatoes فقط به برجستهسازی فیلمهای بد محدود نمیشود. هر فیلمی که برچسب «Certified Fresh» را بهدلیل جمعآوری تعداد قابلتوجهی نقدهای مثبت دریافت کند، حتماً توجه مخاطبان را جلب میکند و بهنظر میرسد دیدن آن ارزشمند باشد. با این چشمانداز، Newsweek نگاهی دقیقتر به برخی از بهترین فیلمهای سال ۲۰۲۵ انداخته است. در ادامه، ده فیلم برتر را معرفی میکنیم.
داستان حماسی عاشقانهٔ جیا ژانگ‑که حول زوجین چیائو چیائو (ژائو تائو) و گائو بین (لی ژوبین) میچرخد و مسیر غیرمنتظرهٔ زندگی آنها را در دورهٔ بیستسالهای که از اوایل دهه ۲۰۰۰ در چین آغاز میشود و تا امروز ادامه دارد، دنبال میکند.
وقتی گائو بین با توضیحی کم، استان خود را ترک میکند تا فرصتهای جدیدی جستجو کند، چیائو چیائو تصمیم میگیرد به سوی ناشناختهها او را دنبال کند. جیا بهخاطر همکاریهای پیشینش با ژائو در فیلمهایی نظیر A Touch of Sin و Still Life شناخته شده بود و در دام جزر و مد همان معیار بالا را حفظ میکند؛ لحن ملالتآمیز فیلم و تمرکز بر تغییرات اجتماعی و گذر زمان، مورد ستایش مشابهی قرار گرفته است. در دام جزر و مد بر پایهٔ ۷۱ نقد، امتیاز ۹۹ درصدی در Rotten Tomatoes دارد.
فیلمساز گیتا گاندبهیر با استفاده از ویدیوهای دوربین بدن پلیس و مصاحبههای تحقیقی، مستندی کاملاً منحصربهفرد و پُر جزئیات میسازد که در هستهٔ آن به مسائلی پیرامون قوانین اسلحهٔ «stand your ground» در فلوریدا میپردازد.
این یک نوع ویژهٔ افشای مسائل است که بهوضوح نارساییهای سیستمی و مشکلات نظام حقوقی آمریکا را در پسزمینهٔ تقسیمات نسلی و نژادی که همچنان زیر سطح جامعه جوش میزنند، نشان میدهد. همسایهٔ کامل بر پایهٔ ۸۵ نقد، امتیاز ۹۹ درصدی در Rotten Tomatoes دارد.
فیلم اولیۀ شیهچینگ تسو بر محور شُو‑فن، مادر تایوانی، و دو دخترش — ای‑آَن، دانشجوی دانشگاه، و ای‑جینگ کنجکاو، دختر پنجساله — که برای راهاندازی یک دکهٔ نودل در بازار شبانهٔ شلوغ تایپه به این شهر مهاجرت میکنند، تمرکز دارد.
فیلم از دیدگاه ای‑جینگ روایت میشود و بهخوبی شگفتیهای چشمپوشیاش نسبت به زندگی شهری را به تصویر میکشد؛ ضمن پرداختن به مشکلات خانوادگی که به رازهای خانوادگی و خرافات دیرینه میپردازد. دختر چپدست بر پایهٔ ۹۴ نقد، امتیاز ۹۹ درصدی در Rotten Tomatoes دارد.
پارک چان‑ووک با جذب توانایی لِی بویون‑هون برای ایفای نقش اصلی، سخرهٔ اجتماعی تاریک‑کمدی درباره بیکاری و خطرات سرمایهداری ساخته است. این اقتباس از کتاب آمریکایی دونالد وستلیک با نام The Ax داستانی پیرامون مان‑سو (لِی) مدیر وفادار یک کارخانهٔ کاغذسازی است که پس از بیش از ۲۵ سال خدمت، بهطور ناگهانی پس از خریداری شرکت، اخراج میشود.
مان‑سو بهسوی مأموریتی خشن برای بازپسگیری هویت خود میگراید؛ او با خرابکاری و قتل افرادی که بهنظر او رقیبان شغلیشان هستند، به مبارزه میپردازد. این داستان تاریک‑کمدی با لحظاتی از پاتوس و صدای خندهٔ الهامبخش، پایهٔ مملو از یأس را بهطور کامل بکار میگیرد و به اثر برترین تریلر سال تبدیل میشود. بدون گزینهٔ دیگر بر پایهٔ ۱۰۵ نقد، امتیاز ۹۹ درصدی در Rotten Tomatoes دارد.
این مستند صمیمی به دنبال شاعران آندریا گیبسون و میگان فالی است که در حالی که با تشخیص سرطانی در مرحلهٔ انتهایی گیبسون روبهرو هستند، عشق و خلاقیت خود را میپیمایند. فیلم رایان وایت ترکیبی از بازتابهای شعرآفرینانه و گفتوگوهای صادقانه ارائه میدهد که تجربهای عاطفی، خام و اصیل به وجود میآورد.
با کنار گذاشتن کلیشههای معمول در روایتهای مبتنی بر بیماری، این اثر هرگز گرما و شوخطبعی که تعریفکنندهٔ عشق گیبسون و فالی است را از دست نمیدهد. بهدلیل بهتصویر کشیدن صادقانهٔ عشق همجنسگرایانه، این مستند بهطرز خاصی بین دلشکسته شدن و تقویت زندگی تعادل مییابد. در نور من را ببین بر پایهٔ ۴۴ نقد، امتیاز ۱۰۰ درصدی در Rotten Tomatoes دارد.
رئیس ناشنوا اکنون! اعتراضات سال ۱۹۸۸ در دانشگاه گالاودیت را به تصویر میکشد؛ دانشجویان ناشنوا خواستار انتصاب یک رئیس ناشنوا شدند و پس از بیش از یک قرن رهبری صرفاً شنوایی، در نهایت این هدف را بهدست آوردند.
بهدلیل سبک نوآورانهاش که ترکیبی از صحنههای بدون صدا و صداهای انتخابی برای بازآفرینی تجربهٔ ناشنواست، تقدیر شد؛ فیلم نمونهای مؤثر از اینکه چگونه رسانه میتواند صدای جوامعی که در حاشیهٔ جامعه قرار داشتهاند، به دست آورد. رئیس ناشنوا اکنون! بر پایهٔ ۴۵ نقد، امتیاز ۱۰۰ درصدی در Rotten Tomatoes دارد.
داستان سلیمان به دنبال سلیمان (آبُو سانگاره)، مهاجر گینیایی که بهعنوان پیک دوچرخه در پاریس کار میکند، میپردازد. فیلم دو روز از زندگی او را به تصویر میکشد؛ او برای مصاحبهٔ درخواست پناهندگی آماده میشود، همزمان با فشارهای سنگین کار در اقتصاد گیک نیز دست به گریبان است.
این روایت غوطهورانه بهدلیل بهکارگیری بازیگران غیرحرفهای در بسیاری از نقشهای کلیدی برای افزودن اصالت، مورد تحسین قرار گرفته است؛ در مجموع، یک درام انسانی خام و واقعی است که بهویژه در زمان امروز در سراسر جهان مرتبط بهنظر میرسد. داستان سلیمان بر پایهٔ ۵۹ نقد، امتیاز ۱۰۰ درصدی در Rotten Tomatoes دارد.

این رمانکمدی غیرسنتی بر محور هری ملینگ، ستارهٔ سریال The Queen’s Gambit، که نقش کولین، مرد همجنسگرای محفوظ را بازی میکند و بهصورت رمانتیک با رانکار کاریگر کاری (الکساندر اسکارسگارد) درگیر میشود، میچرخد؛ در این مسیر، او به دنیایی از خطر و اشتیاق تازه باز میشود که در آن دینامیکهای قدرت بهصورت پیوسته در حال تغییرند.
کارگردان بریتانیایی هری لایتون بهدلیل رویکرد بصری برجستهاش نسبت به این موضوع غیرمتعارف، تحسین گستردهای دریافت کرده است؛ در همان زمان، بازیگریهای هر دو ملینگ و اسکارسگارد این درام جسورانه اما عاطفی را بهسوی نامزدهای اصلی چندین جایزهٔ بزرگ هدایت کرده است. پیلیون بر پایهٔ ۶۱ نقد، امتیاز ۱۰۰ درصدی در Rotten Tomatoes دارد.
بهنظر میرسد این فیلم، با بیشترین ریشهٔ آمریکایی در این فهرست، یک کمدی تلخشیرین درباره دو تیم آماتور بیسبالشهرهای کوچک نیوجرسی است که پیش از تخریب میدانی که برایشان عزیز است، آخرین بازی خود را میزند. این فیلم نه تنها دربارهٔ مسابقه است، بلکه دربارهٔ دوستیها، رقابتها و خاطراتی است که در طول این داستان تاریک بهخوبی نمایان میشود.
سرودی بهسوی جامعه و گذر زمان؛ کارسون لوند ترکیبی برنده از طنز ملایم و درام اصلی شهرهای کوچک ایجاد کرده است؛ این فیلم بهعنوان یک موفقیت جامع شناخته میشود. با بازیگرانی برجسته، زمان و مکانی که برای بسیاری از آمریکاییها آشنا است، بهدقت تصویربرداری شده؛ همزمان جذابیتی دلنشین را بدون انحراف بهسوی احساسگرایی مفرط حفظ میکند. Eephus بر پایهٔ ۸۳ نقد، امتیاز ۱۰۰ درصدی در Rotten Tomatoes دارد.
وقتی شولا بر بدن پدرش که در یک جادهٔ خالی مرده است، میافتد، زنجیرهای از حوادث آغاز میشود که رازهای خانوادگی و تنشهای فرهنگی را بهسطح میآورد. پسزمینهٔ این داستان، مراسم خاکسپاری پدرش در یک روستای زامبیایی است؛ دربارهٔ تبدیل شدن به یک مرغ قناری بهنوعی هم به بررسی غم میپردازد و هم یک کمدی سورئالیست با طعنه اجتماعی دارد.
فیلمساز رونگووا نیونی سبک بصری خیرهکنندهای به کار برد؛ ترکیب عناصر فولکلور با تکنیکهای مدرن در روایت، فیلم را بهعنوان احتمالاً بینظیر امسال میسازد. ستایشها به کارگردانی و اجراهای پر رنگی که در فیلم حضور دارند نیز اختصاص یافته است؛ این اجراها بهتویژه عمق عاطفی صحنهها را تقویت میکنند. دربارهٔ تبدیل شدن به یک مرغ قناری بر پایهٔ ۱۰۳ نقد، امتیاز ۱۰۰ درصدی در Rotten Tomatoes دارد.



انحصاری: بازیگر آلمانی لارس اییدنجر نقش برینیک را در فیلم سوپرمن و لکس لوتر جیمز گانن بر عهده خواهد گرفت، اینطور میشنویم.
این اولین بار است که برینیک، یکی از مشهورترین دشمنان سوپرمن در کمیکها که کنار لکس لوتر شناخته میشود، در سینما ظاهر میشود. این شخصیت توسط نویسندهٔ اوتو بیندر و هنرمند آل پلاتسینو خلق شد و برای اولین بار در شمارهٔ ۲۴۲ اکشن کامیکس به تصویر کشیده شد.
برینیک یک ربات بسیار هوشمند از سیارهٔ کولُ است. او مصمم است تا تمام دانشهای جهان را جمعآوری کند. آنچه دربارهٔ Man of Tomorrow میدانیم این است که دیوید کورنزوات در نقش مرد فولاد و نیکلاس هولت در نقش لوتر باید برای مقابله با تهدیدی نو در کهکشان دست در دست هم بدهند. تعجبی نخواهد بود اگر این برینیک باشد که قادر به کوچککردن شهرها و نابودی سیارات است. در کمیکها، این دشمن سابقهٔ کوچککردن سیارهٔ کریپتون، خانهٔ سوپرمن، را دارد؛ و در برخی خطوط داستانی حتی کل آن را نابود میکند.
گانن در اینستاگرام نوشت: «در جستجوی جهانیمان برای برینیک در Man of Tomorrow، لارس اییدنجر به صدر رسید. خوش آمدی به DCU، لارس.»
یک شروع تولید در آوریل برای Man of Tomorrow برنامهریزی شده است که اکران سینمایی آن در ۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۷ باشد. سوپرمن اولین پروژه بزرگ گانن در استودیوهای جدید دیسی بود که توسط خود او و پیتر سافرن هدایت میشد؛ این فیلم بیش از ۶۱۶ میلیون دلار درآمد جهانی داشت.
این پست را در اینستاگرام ببینید
بیشتر…