بلاگ

  • گیشه فیلم: «آواتار: آتش و خاکستر» در روز افتتاح به ۳۶٫۵ میلیون دلار رسید

    وارانگ (اونا چاپلن) در فیلم آواتار: آتش و خاکستر استودیوی 20th Century Studios. تصویر با سپاس از استودیوی 20th Century Studios. © 2025 20th Century Studios. تمام حقوق محفوظ است.
    20TH CENTURY STUDIOS

    فیلم «آواتار: آتش و خاکستر» جیمز کاامرون در حال حاضر گیشه داخلی را مشتعل کرده است.

    «آتش و خاکستر»، سومین قسمت از سیر علمی‑تخیلی دیزنی، در جمعه از ۳٬۸۰۰ سینمای شمالی آمریکا ۳۶٫۵ میلیون دلار کسب کرد. این فیلم در مسیر رسیدن به بین ۸۵ تا ۹۰ میلیون دلار داخلی تا یکشنبه است. با احتساب درآمدهای بین‌المللی، می‌تواند تا پایان آخر هفته به ۳۶۵ میلیون دلار برسد.

    پیش‌بینی می‌شود «آتش و خاکستر» نسبت به اولین «آواتار» (۷۷ میلیون دلار داخلی) عملکرد بهتری داشته باشد، اما زیر دنباله قبلی «راه آب» (۱۳۴ میلیون دلار داخلی) قرار گیرد. علیرغم افتتاحیه‌های نسبتاً ملایم، هر دو فیلم بیش از ۲ میلیارد دلار درآمد داشته‌اند؛ به‌طوری‌که قسمت اول، ۲٫۹۲ میلیارد دلار در سطح جهان به‌دست آورد و به بزرگ‌ترین فیلم کسب‌وکاری تاریخ تبدیل شد. اگر «آتش و خاکستر» مسیر مشابهی را دنبال کند، «آواتار» اولین فرانچایز پرفروش تاریخ خواهد بود که سه قسمت آن همگی بیش از معیار ۲ میلیارد دلار را پشت سر بگذارند.

    پربازدید در Variety

    «آواتار: آتش و خاکستر» داستان جیک سولی (سام ورتینگتون)، نیتیری (زوئه سالدانا) و خانواده‌شان را دنبال می‌کند که در مقابل دشمن ستمگر مسلح به آتش می‌جنگند.

    مقام دوم به روایت انیمیشنی «دیوید» استودیوی Angel Studios اختصاص یافت که در روز جمعه از ۳٬۱۱۸ صفحه نمایش، ۹٫۶ میلیون دلار داخلی به‌دست آورد. بازنویسی دوستانه برای خانواده از داستان داوود و جالوت کتاب مقدس، انتظار دارد تا یکشنبه بیش از ۲۵ میلیون دلار درآمد داشته باشد. این رقم، بهترین افتتاح سه‌روزه Angel Studios از زمان «صدای آزادی» در سال ۲۰۲۳ (۱۹٫۶ میلیون دلار) خواهد بود که پس از آن بیش از ۲۵۰ میلیون دلار در سطح جهانی به‌دست آورد.

    در مقام سوم، «دستیار خانگی» از Lionsgate که در جمعه از ۳٬۰۱۵ سالن، ۸ میلیون دلار داخلی به‌دست آورد، قرار دارد. این فیلم با رتبه‌بندی R‑rated، پیش‌بینی می‌شود که تا یکشنبه به ۲۱ میلیون دلار برسد. به کارگردانی پل فیگ و اقتباس از رمان فریدا مک‌فادن، داستان زنی جوان دچار مشکل (سیدنی سوانی) را دنبال می‌کند که به‌عنوان خدمتکار خانگی برای یک زوج ثروتمند و خوش‌دست (آماندا سئیفرید و Brandon Sklenar) که رازهای تاریکی در دل دارند، استخدام می‌شود.

    مقام چهارم جمعه به «فیلم اسفنج‌بابی: جستجو برای اسکوارپنتس» اختصاص یافت که در روز افتتاحیه از ۳٬۵۵۷ مکان در شمال آمریکا ۶ میلیون دلار به‌دست آورد. این ماجراجویی انیمیشنی انتظار دارد تا یکشنبه بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون دلار درآمد داشته باشد. بر پایهٔ برنامهٔ تلویزیونی طولانی‌مدت نیکلودئون، این فیلم داستان اسفنج‌بابی، اسفنج برگرپز، و بهترین دوستش پاتریک استار را دنبال می‌کند که به‌دنبال دزدان ارواح شناخته‌شده به‌نام «فلایینگ داچمن» می‌گردند.

    مقام پنجم به «زوتوپیا ۲» دیزنی اختصاص یافت که در جمعه چهارم خود ۴ میلیون دلار داخلی به‌دست آورد. این فیلم انتظار دارد تا یکشنبه جمع‌آوری فروش‌های خود در آمریکای شمالی را به ۲۷۲ میلیون دلار برساند. این فیلم به‌تازگی پس از تنها ۱۷ روز اکران، به یک میلیارد دلار فروش در سرتاسر جهان رسیده است و سریع‌ترین فیلم انیمیشنی تاریخ برای رسیدن به این معیار معتبر گیشه محسوب می‌شود.

  • فصل تعطیلات را با انیمیشن پوکمون جشن بگیرید

    وقتی هوای بیرون سرد و دلهره‌آور است، با کارتون‌ها و انیمیشن‌ها در دل خانه گرم شوید.

    فصل تعطیلات در پیش ماست. در حالی که هیچ کمبودی در جشن‌های شاد و پر از خوشی برای شرکت وجود ندارد — اسکیت روی یخ، سرودخوانی و لذت بردن از خوراکی‌های زمستانی و سایر سرگرمی‌ها — پوکمون نیز هدیه‌ای ویژه برای شما دارد: مهمانی تماشای انیمیشن‌های تعطیلاتی شخصی‌تان. از انیمیشن کلاسیک پوکمون تا جدیدترین قسمت‌های پوکتون، می‌توانید از راحتی مبل خود، جشن‌های تعطیلات را تجربه کنید. پتوهای گرم خود را بگیرید، تنقلات لازم را مهیا کنید، و برنامه‌ای که می‌خواهید در این سرما تماشا کنید را انتخاب کنید:

  • جیمز گان برینیک خود را انتخاب می‌کند: لارس اییدنجر در «مرد فردا» نقش‌آفرینی می‌کند

    جیمز گان برینیک خود را انتخاب می‌کند: لارس اییدنجر در «مرد فردا» نقش‌آفرینی می‌کند

    ادامهٔ «سوپرمن» در 9 ژوئیه 2027 اکران می‌شود

    جیمز گان برینیک خود را انتخاب می‌کند: لارس اییدنجر در «مرد فردا» نقش‌آفرینی می‌کند
    لارس اییدنجر برینیک «مرد فردا» (اعتبار: گِتی)

    لارس اییدنجر برای ایفای نقش برینیک در ادامهٔ «سوپرمن» جیمز گان به نام «مرد فردا» انتخاب شد؛ این خبر روز شنبه توسط کارگردان اعلام شد.

    گان در شبکه‌های اجتماعی نوشت: “در جستجوی جهانی ما برای برینیک در «مرد فردا»، لارس اییدنجر به صدر رسید. خوش آمدی به دنیای دی‌سی‌یو، لارس.”

    این واقعیت که برینیک همچنان بخشی اساسی از داستان‌سرایی سوپرمن است، اگرچه هنوز به‌صورت فیلمی بر پردهٔ بزرگ به نمایش درنآمده، نشان‌دهندهٔ محبوبیت پایدار این شخصیت است. برینیک توسط اوتو بیندر و آل پلاستینو خلق شد و اولین بار در «اکشن کامیکس» شمارهٔ ۲۴۲ در سال ۱۹۵۸ ظاهر شد — که او را حتی از شخصیت‌های اصلی سوپرمن مانند ژنرال زد و سوپرگل کارا زور‑ال قدیمی‌تر می‌کند.

    این داستان برینیک، موجود فضایی با پوست سبز، را معرفی کرد که همراه با موجودی سفید شبیه میمون به نام کوکو در فضا سفر می‌کند، شهرها را کوچک می‌کند و آن‌ها را در بطری‌هایی برای مجموعهٔ خود می‌گیرد. در همان داستان، سوپرمن متوجه می‌شود که برینیک پیش‌تر شهر کاندور، پایتخت کریپتون، را در بطری‌ای مهار کرده بود — به‌طوری‌که یکی از هم‌اتاقی‌های دانشگاهی جُر‑ال نیز در میان اسیران آن بود — پیش از آنکه خود کریپتون ناپدید شود.

    شخصیت برینیک در طول سال‌ها به‌طور چشمگیری تکامل یافت و تبدیل به تهدیدی بسیار ترسناک‌تر نسبت به تصور اولیه‌اش در عصر نقره‌ای شد، در حالی که برخی از عناصر اصلی شخصیت را نیز حفظ کرد. در اکثر تفاسیر، برینیک موجودی با پوست سبز، کچل و تسخیرکنندهٔ جهان است که با هوش فراوان خود می‌تواند رقیبی برای قدرت مرد فولاد (سوپرمن) باشد. برینیک (یا وریل دوکس از سیارهٔ کولُ) یک سیبرگ است که در سراسر کیهان می‌گردد تا تسلط پیدا کند و پایگاه دانش خود را گسترش دهد؛ اغلب توانایی انتقال آگاهی‌اش به بدن‌های جدید را دارد تا حیات خود را حفظ کند.

    شهرک بطری‌شدهٔ کاندور نیز به‌عنوان عنصر اساسی اسطورهٔ سوپرمن باقی مانده است؛ مرد فولاد اغلب مراقبت از این تمدن را بر عهده می‌گیرد در حالی که به‌دنبال راهی امن برای بازگرداندن آن به اندازهٔ کامل می‌گردد. این امر کاندور را نمایانگر تنهایی سوپرمن می‌کند (به‌طوری‌که تمدن منزل او در یک بطری به‌عنوان یادآوری زندگی‌ای که هرگز تجربه نکرده است) و نمونه‌ای از چالش‌هایی است که حتی سوپرمن قادر به غلبه بر آن‌ها نیست. کاندور همچنین با سوپرگل ارتباط دارد؛ به‌طوری‌که در برخی پیوست‌نامه‌ها، والدین او مدتی ساکن کاندور می‌شوند.

    اگرچه برینیک در فیلم‌های زنده‌نمایی به تصویر کشیده نشده است، اما در طول سال‌ها در پروژه‌های برجستهٔ دی‌سی ظاهر شده است؛ از جمله سریال‌های «سوپرمن: سری انیمیشن»، «اسمال‌ویل» و «کریپتون»، و بازی‌های ویدئویی همچون «اینجستیس ۲» و «Suicide Squad: Kill the Justice League».

    آثار اییدنگر شامل «ابرهای سیلز ماریا» اثر اولیویه اساسی، «پرسنال شاپر» و «نویز سفید» نوح بامباخ است. او سال گذشته به‌دلیل بازی در «در حال مرگ» اثر ماتیاس گلاس‌نر، نامزد جایزهٔ فیلم اروپایی در دسته‌بندی «بازیگر اروپایی» شد.

    اییدنگر توسط UTA نمایندگی می‌شود.

    ادامهٔ «سوپرمن» در 9 ژوئیه 2027 اکران می‌شود.

  • قاضی فدرال در بروکلین حکم محکومیت مردی که به قتل جام مستر جی متهم و محکوم شده بود را لغو کرد

    قاضی فدرال در بروکلین حکم محکومیت مردی که به قتل جام مستر جی متهم و محکوم شده بود را لغو کرد

    قاضی فدرال در بروکلین حکم محکومیت مردی که به قتل جام مستر جی متهم و محکوم شده بود را لغو کرد
    استیون گریسون/WireImage

    یک قاضی فدرال در بروکلین حکم محکومیت یکی از دو مردی که به قتل جیسون میزل، معروف به جام مستر جی، دی‌جی گروه افسانه‌ای هیپ‑هاپ مستقر در کوئینز به نام ران‑دی‌ام‌سی، صادر شده بود را لغو کرد.

    این حکم تقریباً دو سال پس از آن شد که همان قاضی فدرال بر محاکمه‌ای نظارت کرد که در آن هیئت منصفه کارل جوردن جونیور را به دلیل ادعای مشارکت او در قتل میزل در سال ۲۰۰۲ محکوم یافت. میزل سرپرست جوردن بود.

    در جریان محاکمه، دادستان‌ها استدلال کردند که میزل برای یک منازعهٔ مواد مخدر کشته شده است؛ پس از این که با کاهش فعالیت موسیقی‌اش به واسطه‌گری در معاملات کوکائین پرداخت. آن‌ها گفتند این منجر به شلیک گلوله‌ها در حضور چندین شاهد در استودیوی او در کوئینز، در تاریخ ۳۰ اکتبر ۲۰۰۲ شد.

    اما جمعه، قاضی ناحیه‌ای ایالات متحده لاشن دی‌آرسی هال حکمی صادر کرد که شواهد کافی برای تشخیص انگیزه‌ای برای محکومیت جوردن از ابتدا وجود نداشت.

    «در اینجا، پس از بررسی سوابق محاکمه، دادگاه دریافت که نظریه‌های دولت دربارهٔ انگیزهٔ مرتبط با مواد مخدر جوردن برای قتل میزل یا انگیزهٔ مرتبط با جرم مخدر برای استفاده از اسلحه، به‌طور نامعقولی فرضی و صرفاً حدسی است»، هال نوشت.

    یکی از وکلای جوردن تصمیم قاضی را تحسین کرد.

    «از جانب آقای جوردن و خانوادهٔ او، تصمیم امروز حسی از تسکین به آن‌ها می‌دهد، همان‌طور که به فصل تعطیلات نزدیک می‌شوند»، وکیل، مایکل هوستون، گفت.

    رونالد واشینگتن، که پیش از این به قتل میزل محکوم شده بود، درخواست رفع اتهام خود را رد شد.

    جِی برایت، مرد سومی که در معرض اتهامات مربوط به مشارکت احتمالی‌اش است، انتظار می‌رود سال آینده محاکمه شود.

    میزل، بومی بروکلین، و بقیهٔ ران‑دی‌ام‌سی به‌دلیل کمک به ورود هیپ‑هاپ به جریان اصلی در دههٔ ۱۹۸۰ با ترانه‌های مشهور چون «Walk This Way»، «Christmas in Hollis» و «It’s Like That» شناخته می‌شوند.

    کشته شدن میزل منبعی از حدس و گمان‌ها برای دهه‌ها پس از آن شد.

    اصلاح: این خبر به‌روزرسانی شد تا مراجع به افراد کشته‌شده و مکانی که قتل اتفاق افتاد، تصحیح شود.

    این داستان همچنین برای افزودن اطلاعات بیشتر به‌روزرسانی شد.

  • هزینه‌های برادوی برای تولیدکنندگان افزایش می‌یابد؛ اما بر صحنه، نمایش باید ادامه یابد

    هزینه‌های برادوی برای تولیدکنندگان افزایش می‌یابد؛ اما بر صحنه، نمایش باید ادامه یابد

    نوشته: لی ولدمَن، جوئل ویلیامز

    هزینه‌های برادوی برای تولیدکنندگان افزایش می‌یابد؛ اما بر صحنه، نمایش باید ادامه یابد
    Zamek/VIEWpress/Corbis News/Getty Images

    بیش از یک قرن است که برادوی قلب فرهنگ شهر نیویورک بوده و تابلوهای درخشان آن هر ساله میلیون‌ها گردشگر و ساکن محلی را پذیرایی می‌کنند.

    اما موزیک‌های برادوی هم‌اکنون در کسب سود با مشکلاتی مواجه هستند؛ زیرا نگرانی‌های مرتبط با توان خرید بر تمام جنبه‌های زندگی آمریکایی تأثیر گذاشته است. تولیدکنندگان موزیک می‌توانند افزایش هزینه‌های اجاره تئاتر، هزینه‌ها، نیروی کار و حتی چوب را که از دسامبر ۲۰۱۶ تقریباً دو برابر قیمت شده، مقصر بدانند. در همین حال، قیمت بلیت‌ها به‌انداز کافی برای جبران این هزینه‌ها رشد نکرده‌اند.

    این ضربه‌ای به شهر نیویورک است، جایی که سلامت برادوی برای اقتصاد آن حیاتی است.

    «همان‌طور که شهر نیویورک پیش می‌رود، برادوی نیز در بسیاری از جنبه‌ها همراه آن حرکت می‌کند و برعکس»، جیسون لاکس، رئیس لیگ برادوی، انجمن تجاری صنعت تئاتر، به سی‌ان‌ان گفت.

    «ما سالانه ۱۰۰ هزار نفر را مشغول به کار می‌کنیم و به‌تنهایی سالی ۱۵ میلیارد دلار به اقتصاد شهر نیویورک اضافه می‌کنیم»، او افزود.

    لاکس گفت که افزایش هزینه‌های تولید موزیک‌ها، «خیابان سفید بزرگ» را در وضعیت کسری مالی قرار داده است. او افزوده که از زمان همه‌گیری، وضعیت فقط سخت‌تر شده؛ زمانی که برادوی به‌دلیل محدودیت‌های کووید‑۱۹ بیش از یک سال تاریک ماند.

    هزینه‌های بالای تولید، بلیت‌های ثابت

    داده‌های لیگ برادوی نشان می‌دهد که این سال، این صنعت به بالاترین فروش فصلی در یک دهه دست یافت؛ بیش از ۱۴ میلیون نفر از نمایش‌ها بازدید کردند.

    اما طبق گزارش نیویورک تایمز، هیچ‌یک از ۱۸ موزیک که در فصل گذشته اجرا شدند، تا اواخر سپتامبر به سود نرسیده‌اند. لاکس گفت باور عمومی در این صنعت این است که تنها یک‌دهم نمایش‌ها می‌توانند هزینه خود را جبران کنند.

    به عنوان مثال، تولید «بوپ» — نمایش رنگارنگی که حول شخصیت بتی بوپ در نیویورک مدرن می‌چرخد — حدود ۲۶ میلیون دلار هزینه داشت. این موزیک تقریباً چهار ماه در سال جاری اجرا شد و بر اساس گزارش تایمز، نتوانست سرمایه‌گذاری خود را جبران کند.

    «دریافت پول خود برای تولیدکنندگان به‌سختی انجام می‌شود. این نمایش‌ها اکنون بیش از ۲۵ میلیون دلار هزینه دارند. ده سال پیش می‌توانستید یک موزیک برادوی داشته باشید که حدود ۱۳ میلیون دلار هزینه داشته باشد»، جیم کیرس‌تد، تولیدکننده برادوی که بیش از دو دوجین اثر از جمله «کینکی بوتس» و «ویتِرس» را در کارنامه‌اش دارد، گفت.

    در حالی که تولیدکنندگان شاهد رشد بودجه‌های خود بوده‌اند، طبق گفته لاکس، قیمت بلیت‌ها هنوز هم همگام نشده است. میانگین قیمت بلیت در حال حاضر ۱۲۶ دلار است، در حالی که میانگین قیمت بلیت برای فصل ۲۰۱۵‑۲۰۱۶ برادوی حدود ۱۰۳ دلار بود، یا حدود ۱۴۰ دلار پس از تنظیم برای تورم.

    اما راه‌حل به‌سادگی افزایش قیمت بلیت‌ها نیست.

    «قیمت بلیت‌ها را نمی‌توان بی‌حد و حصر بالا برد، چون در واقع مردم را از بازار خارج می‌کنید»، کیرس‌تد گفت. «این یک معماِ بد برای کل صنعت است.»

    یک سرمایه‌گذار به مشکلات مالی برادوی اعتراض دارد

    جیمز ال. واکر جونیور ۵۰٬۰۰۰ دلار در احیای اخیر «کاباره در کیت‌کت کلاب» بر روی برادوی سرمایه‌گذاری کرد. این اجرای ستاره‌دار زودتر از موعد بسته شد؛ چیزی که تولیدکنندگان آن را «ضرر مالی» نامیدند، پس از تقریباً ۱۴ ماه اجرا و ۵۹۲ نمایش معمولی.

    «وقتی به نمایشی نگاه می‌کنید که نزدیک به ۱۰۰ میلیون دلار درآمد دارد، توضیح دادن اینکه چرا ما پولمان را برنمی‌گردانیم سخت است»، واکر گفت.

    در ماه آگوست، این سرمایه‌گذار مستقر در آتلانتا به تولیدکنندگان نمایش شکایت کرد و ادعا کرد نقض قرارداد رخ داده و آنچه در دادخواست «طرح عمدی» برای سلب او و سایر سرمایه‌گذاران از پولشان نامیده شده است.

    «البته ما می‌خواهیم پولمان را پس بگیریم، اما بله، یک ملاحظۀ بزرگ این است که چگونه زیرساخت کلی را تغییر دهیم؟» واکر پرسید.

    ATG Entertainment، متهم در این دعوا، درباره دعوای جاری نظری نداده و ادعای ارتکاب تخلف را رد کرده و این ماه درخواست رد آن را به دادگاه ارائه داده است.

    نمایش‌های آف‑برادوی در حال امتحان چیز جدیدی هستند

    در حالی که نمایش‌های برادوی در تلاش برای یافتن راه‌حلی برای مشکلات مالی خود هستند، یک نمایش آف‑برادوی رویکردی منحصربه‌فرد برای جذب مخاطب اتخاذ کرده است.

    «ماسک‌رِیاد» — بازآفرینی دوباره‌ای از اثر کلاسیک اندرو لوید وبِر «شبح اپرا» — مخاطبان را با پوشیدن ماسک و نوشیدن شامپاین هنگام ورود به یک فروشگاه هنر شش‌طبقه تبدیل‌شده در میانه‌منطقه منهتن مواجه می‌کند. وبِر همچنین در تهیه این نمایش ۲۵ میلیون دلاری مشارکت داشته است.

    به تجربه افزوده شده یک رمز عبور مخفی برای ورود و آثار هنری از برخی شخصیت‌های مشهور مانند اسطوره موسیقی باب دیلن است.

    «ما همه کارهایی را که برادوی انجام می‌دهد می‌کنیم، فقط حتی «بیشتر» انجام می‌دهیم»، رندی وینر، یکی از تولیدکنندگان این نمایش، گفت.

    قیمت بلیت‌های «ماسک‌رِیاد» به‌طور تقریبی بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ دلار در هر شب متغیر است، اما وینر بیان کرد که این نمایش هنوز سودآوری به‌دست نیامده است.

    در حال حاضر، این نمایش تا ماه مارس ادامه خواهد یافت، اگرچه وینر امیدوار است همانند «شبح» برای سال‌ها به‌طور مداوم اجرا شود.

    وینر گفت برنامه‌ای برای آوردن «ماسک‌رِیاد» به برادوی وجود ندارد و مطمئن نیست که مفهوم تعاملی بتواند راه‌حل مشکلات برادوی باشد. اما به‌عنوان یک نیویورکی‌ن‌دائم‌الحضور، وینر اطمینان دارد که این صنعت به‌سرعت بهبود خواهد یافت.

    «من نگران این نیستم که برادوی نتواند مدل خود را پیدا کند، زیرا تجربه‌ای شگفت‌انگیز از نیویورک است»، او گفت. «این چیزی است که هرگز از بین نمی‌رود.»

    رابرت ایلیچ از شبکه سی‌ان‌ان به این گزارش کمک کرد

  • شات معکوسزاویه‌ای متفاوت بر تصاویر متحرک—گذشته، حال و آینده

    شات معکوسزاویه‌ای متفاوت بر تصاویر متحرک—گذشته، حال و آینده

    تحولات شات معکوس

    شات معکوسزاویه‌ای متفاوت بر تصاویر متحرک—گذشته، حال و آینده

    همان‌طور که شاید اخیراً متوجه شده‌اید، بحث جدی دربارهٔ صنعت فیلم‌سازی تجاری در زمان حاضر و آینده، بدون پرداختن به سایهٔ هوش مصنوعی، دشوار شده است. پذیرش و ترس هالیوود از هوش مصنوعی تقریباً تمام گفت‌وگوها دربارهٔ دنیای فیلم تجاری را می‌پوشاند؛ از تهدید کلان این که هنرمندان انسانی در مسیر منسوخ شدن‌اند تا تردیدهای جزئی این که آنچه می‌بینیم ممکن است «اصیل» نباشد (نمونهٔ درگیری سال گذشته در اسکار حول The Brutalist با اصلاح صدای زبان مجارستانی و معماری
    نمونه‌ها). مسائِل معرفت‌شناسی دربارهٔ این‌که چه چیزی می‌تواند لمس «انسانی» قابل تأیید در هنر ما باشد، چه در آثار عمومی و چه در غیرعمومی، یک معضل گسترده است که قرن‌ها در آن به‌پیش خواهیم رفت. اما سؤال دربارهٔ این‌که تکنولوژی‌های نوین چگونه در رسانه‌های تصویر متحرک ما ادغام می‌شوند و این ادغام چه تأثیری بر مفهوم ما از آن رسانه دارد—چه می‌توانند، یا به‌طرز دشوارتر، باید—، همواره بخشی از پرسش سینمایی بوده است: زندگی آن و مرگ پیوسته‌ای که پیش‌بینی همواره در مورد آن مطرح می‌شود.

    ذات فیلم‌برداری همیشه از ابزارهای فناورانه‌ای که امکان‌پذیری آن را می‌سازند جدایی‌ناپذیر است و تقریباً هر پیشرفت جدیدی با تردید یا هشدارهای جدی همراه می‌شود. ظهور صدا در سال ۱۹۲۷، استفادهٔ گسترده از فیلم رنگی در دههٔ ۱۹۳۰، گسترش نسبت‌های تصویر و قالب‌های فیلم برای فیلم‌برداری و نمایش در دههٔ ۱۹۵۰، ظهور فناوری ویدئویی در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، توسعه و کاربرد جلوه‌های ویژهٔ کامپیوتری در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، گسترش عمومی IMAX در دههٔ ۱۹۹۰، انقلاب دیجیتال قرن بیست و یکم—همه این‌ها تنها نمونه‌های شناخته‌شده و تحول‌آفرین در صنعت هستند که هر یک به‌نوعی تعیین‌کننده بودند، باوجود مقاومت در زمان خود. چنین تحولات صنعتی به‌تدریج رخ می‌دهند و اغلب تشخیص این‌که چه زمان به‌عنوان هنجار پذیرفته شده‌اند دشوار است—اما همیشه این‌گونه می‌شوند.

    برای هر تحول بزرگ، نمونه‌های بی‌شماری از پیشرفت‌های فناوری کوچکتر وجود دارند که تأثیرات عمیق اما کمتر آشکاری بر سینمای ما داشته‌اند؛ از باکس-آفیس‌های هالیوودی تا نمایش‌های پیشروانه. توسعهٔ روش‌های مختلف ضبط صدا، از صدا بر دیسک تا صدا بر فیلم، تا ناگرای پرتابل؛ دوربین چند‌سطحی برای انیمیشن، دوربین فیلم‌برداری مادون‌قرمز، کالیبراسیون عدسی‌ها، پیشرفت در استاپ‌موشن، تجهیزات پرتابل دوربین، صفحه‌های سبز و آبی؛ AVID، تکنیک Bullet Time، موشن‌کپچر و جوان‌سازی دیجیتالی؛ Mini DV، GoProها و دوربین‌های ۳۶۰°. فهرست همچنان ادامه دارد. سؤال همیشه این است که ما چگونه از ابزارهایی که به‌ما اعطا یا از‌ما سلب شده‌اند، استفاده می‌کنیم.

    برای این سمپوزیوم جدید، از همکارانمان خواستیم ایده‌ای برای مقاله‌ای ارائه دهند که حول فیلمی متمرکز باشد که به‌نوعی از یک فناوری—چه نسبتاً جدید و چه در زمان ساخت آن به‌صورت گسترده در دسترس—استفاده یا امکان‌پذیر کرده باشد و این فناوری جدایی‌ناپذیر از تجربه، معنا یا زیبایی‌شناسی خود فیلم باشد. فیلم می‌تواند از هر نقطه‌ای از تاریخ سینما، از گذشتهٔ دور تا زمان حاضر پیشرفتهٔ ما، باشد. فیلم چگونه با این فناوری هم‌ساز یا حتی در برابر آن کار کرده است؟ آیا فیلم نمونه‌ای از پیشرفت‌گرایی است یا فناوری جنبهٔ محافظه‌کاری ذاتی این رسانه را آشکار می‌کند؟ تا چه اندازه بحث درباره فناوری باید بخشی از ارزیابی نقدی ما از یک فیلم و تاریخچهٔ آن باشد؟

    سؤال‌ها بی‌پایان هستند، بنابراین ما آن‌ها را به عهده نویسندگان واگذار کردیم تا کشف کنند. نتایج متنوع‌اند؛ از فیلم‌های جادویی ساکت اوایل قرن بیستم تا بافت‌ها و امکانات صدای دیجیتال در قرن بیست و یکم. و میان این‌ها چیزهای بسیار دیگری نیز وجود دارد. برای مقالات جدید هر هفته به‌روز شوید.

  • صبر کنید

    ما در حال برقراری اتصال امن هستیم.

    این وب‌سایت از یک سرویس امنیتی برای محافظت در برابر حملات آنلاین استفاده می‌کند. ما مرورگر شما را بررسی می‌کنیم تا اتصال امنی برقرار کنیم و امنیت شما را حفظ کنیم.

  • ‘Enemy Mine’ در ۴۰ سالگی: یک ماجرای فضایی همدلانه که هنوز به‌طور چشمگیری تأثیرگذار است

    ‘Enemy Mine’ در ۴۰ سالگی: یک ماجرای فضایی همدلانه که هنوز به‌طور چشمگیری تأثیرگذار است

    رقیب‌های پرنفرت دنیس کواید و لو گاسِت جونیور در سیاره‌ای خلوت، پیوند برادری می‌یابند؛ این صحنه‌ای از فیلم علمی‑تخیلی کلاسیک و پرآوازه ولفگانگ پترسن است.

    زمانی که از طریق لینک‌های این سایت خرید می‌کنید، ممکن است کمیسیون همکاری دریافت کنیم. این‌گونه کار می‌کند.

    ‘Enemy Mine’ در ۴۰ سالگی: یک ماجرای فضایی همدلانه که هنوز به‌طور چشمگیری تأثیرگذار است

    لو گاسِت جونیور و دنیس کواید در فیلم «Enemy Mine» (اعتبار تصویر: 20th Century Fox)

    هشدار: ممکن است محتوای این متن حاوی اسپویلرهای فیلم «Enemy Mine» باشد!

    دههٔ ۱۹۸۰، دوران برتری و افراط در فیلم‌های علمی‑تخیلی بود. تریلرهای وجودی، بلاک‌باسترهای پرطرفدار و پاپ‑کورنی‌های شنبه‑صبحی همچون «Star Wars: The Empire Strikes Back»، «Flash Gordon»، «E.T. the Extra‑Terrestrial»، «The Thing»، «Blade Runner»، «Star Wars: Return of the Jedi»، «Star Trek: The Wrath of Khan»، «The Last Starfighter»، «Dune»، «Terminator»، «Predator» و «The Abyss» همه باعث شدند تا این ژانر پرطرفدار به یک معدن طلا برای چاپ پول در شهر هالیوودی تبدیل شود.

    اما یک فیلم علمی‑تخیلی که کمتر مورد توجه قرار گرفته و در زمان کریسمس، ۲۰ دسامبر ۱۹۸۵، منتشر شد، «Enemy Mine» به کارگردانی ولفگانگ پترسن است. داستان در سال ۲۰۹۲، زمانی که جنگی میان‌ستاره‌ای رخ می‌دهد، می‌گذرد. خلبان فضایی زمینی ویل دیویج (دنیس کواید) و یک بیگانه سوسمار‌مانند به نام دراک (لو گاسِت جونیور) پس از یک نبرد هوایی شدید بر روی سیارهٔ خصمانه، به‌طور اضطراری بر روی سیارهٔ خالی Fyrine IV سقوط می‌کنند؛ جایی که مجبورند کینهٔ خود را کنار بگذارند تا با تهدیدهای هیولا‌وار که در زیر و بالای سطح این جهان کمین کرده‌اند، مقابله کنند.

    «Enemy Mine» جایگاهی کوچک اما محکم در تاریخ فیلم‌های علمی‑تخیلی هالیوودی دارد؛ در میان سونامی فیلم‌نامه‌های پس از «Star Wars» که دفاتر مسئولان استودیو را از بوربانک تا بوئنا‑پارک پر کرده بود، این فیلم استثنایی به‌عنوان داستانی ملایم‌تر، انسانی‌تر و جهانی‌نگر برای ساختن دوستی در سختی‌های شدید، غلبه بر تعصبات، مبارزهٔ مشترک برای بقا و ارزش‌گذاری به زندگی، صرف‌نظر از گونه یا طرفی از کهکشان که در آن به‌دنیا آمده‌اید، به‌کار گرفته شد.

    این فیلم اصلی، کنجکاوکننده و جذاب است، به‌ویژه اگر مدتی است آن را ندیده‌اید. با هزینهٔ تخمینی ۴۰ میلیون دلار توسط 20th Century Fox تولید شد؛ این نخستین پروژهٔ انگلیسی‌زبان کارگردان آلمانی ولفگانگ پترسن (آثار «Das Boot»، «The Neverending Story»، «The Perfect Storm») بود و بر پایهٔ رمان کوتاه ۱۹۷۹ نوشتهٔ نویسندهٔ علمی‑تخیلی باری بی. Longyear ساخته شده است.

    نژاد دراک، شبیه سوسمارِ پوستی، به‌وضوح نماد کلی هر دشمنی است که به‌نادرستی یا به‌صورت تهاجمی درک می‌شود؛ فرهنگی، برنامه‌ای یا ایدئولوژی‌ای که با ما در تضاد است و حس ناخوشایند «بیگانه بودن» را القا می‌کند.

    آه، بله، یک چرخش شگفت‌انگیز جنسیتی هم وجود دارد؛ در نقطه‌ای فاش می‌شود که «جرِی» دراک، که یک موجود آسپرس (بی‌جنس) است، باردار شده و یک نوزاد بیگانه به دنیا می‌آورد؛ این کودک بعدها توسط دیویج به‌محبت پرورش داده می‌شود. مفهوم «خانواده‌های پیدا شده» به‌صورت چشمگیری در روایت حضور دارد؛ دیویج از کودک به‌نام زامیس در برابر معدن‌کاران اسکاونجر محافظت می‌کند و در نهایت او را به دنیای اصلی دراک‌ها باز می‌گرداند.

    چند روز پیش از آمدن سانتا، «Enemy Mine» به‌عنوان یک شکست مالی شناخته شد؛ عمدتاً به این دلیل که پترسن مجبور شد تقریباً تمام تولید را متوقف کند، زمانی که کارگردان اولیه پروژه، ریچارد لونکرین، به‌دلیل اختلافات خلاقانهٔ دشوار فیلم را ترک کرد. پس از جمع‌آوری تمام بلیت‌ها، این فیلم علمی‑تخیلی مجموعاً تنها ۱۲٫۳ میلیون دلار درآمد جهان‌گیری داشت.

    پس از دورهٔ اکران سینمایی، این فیلم در فروشگاه‌های ویدئویی و سرویس‌های کابلی ممتاز زمان خود مانند HBO دوباره زنده شد.

    به‌هر حال، «Enemy Mine» جنبه‌های تکمیلی با فیلم «Starman» جونی کارپنتر دارد؛ این فیلم که یک سال پیش‌تر، در سال ۱۹۸۴، منتشر شد، یکی از بهترین و کمتر شناخته‌شده‌ترین آثار او به‌نظر می‌رسد (شاید کمی جانب‌دارم چون عمویم، بیل وارنی، میکس‌کنندهٔ بازنویسی صدا بر عهدهٔ این فیلم بود!). هر دو به‌صورت همدلانه به مواجههٔ انسانیت با موجودات فرازمینی پرداخته و مواد فکری شکوهمندی برای امیدی ابدی فراهم می‌کنند.

    پیش‌نمایش Enemy Mine (HD ارتقا یافته) (1985) - یوتیوب

    بارزترین نکتهٔ اینجا موسیقی غنی و سینتی‌محور موریس جار و آرایش چشم‌نوازی بیگانهٔ دراک توسط کریس والاس است؛ او استاد افکت‌های موجودات بود که پیش از این با کار شگفت‌انگیز «Gremlins» مخاطبان را مسحور کرده بود.

    تابستان گذشته خبر منتشر شد که بازسازی‌ای توسط دیزنی (آه‌!؟) در حال آماده‌سازی است؛ این پروژه از طریق بخش 20th Century Studios با حضور تری مالتاس، سرپرست سریال «Star Trek: Picard» (آثار «12 Monkeys») در حال پیش‌روی است. اگرچه کار دشواری است، اما تنها می‌توانیم امیدوار باشیم که این بازسازی جذابیت و گرمای اصلی را حفظ کند؛ اثری که شجاعانه آزمون زمان را رد کرده و به‌عنوان گنجی واقعی از دههٔ ۸۰ شناخته می‌شود.

    البته این یک شبه‌تمثیل واضح از جنگ سرد سرد آمریکا با اتحاد جماهیر شوروی است که در سال ۱۹۸۵ به‌خوبی در جریان بود، اما تم‌های مهربان «دوست داشتن دشمن» می‌توانند از دهه‌ها عبور کنند. اگر این پیام زیبا و مناسب از تحمل و دوستی را در کریسمس امسال، در میانهٔ رواج رویدادهای ناآرام، نادیده بگیرید، پس نمی‌توانید نقنق را از چکش تشخیص دهید.

    در حال حاضر «Enemy Mine» در هیچ سرویس استریمینگ موجود نیست، اما می‌توانید نسخهٔ دیجیتالی آن را از Amazon Prime Video اجاره یا خرید کنید. به‌علاوه، می‌توانید نسخهٔ فیزیکی Blu‑ray را از Amazon تهیه کنید.

    Enemy Mine (نسخه Blu‑ray)

    یک تجربه علمی‑تخیلی پویا از کارگردان معتبر این ژانر، ولفگانگ پترسن، «Enemy Mine» ماجرایی پر از تعلیق در دنیای خطرناک و غیرقابل پیش‌بینی بیگانگان است که در آن نگاه مستقیم می‌تواند تفاوت بین حیات و مرگ را ایجاد کند.

  • مرد عنکبوتی: روز نو؛ تریلری که گزارش می‌شود پس از قهرمانان: روز نابودی فاش شد، هواداران هیجان‌زده‌اند

    مرد عنکبوتی: روز نو؛ تریلری که گزارش می‌شود پس از قهرمانان: روز نابودی فاش شد، هواداران هیجان‌زده‌اند

    یک نشت محتمل تنها یک لغزش است؛ دو تا پشت سر هم حس می‌شود که یک فیلمنامه جدید است. پس از آن که قهرمانان: روز نابودی شعله‌گیری کرد، آیا هیجان‌ حول مرد عنکبوتی: روز نو به مارول و سونی تعلق خواهد داشت، یا به هوادارانی که زودتر به آن دست یافتند؟

    مرد عنکبوتی: روز نو؛ تریلری که گزارش می‌شود پس از قهرمانان: روز نابودی فاش شد، هواداران هیجان‌زده‌اند

    دو تریلر بلاک‌باستر به‌طور ناخواسته آنلاین شدند پیش از این‌که استودیوها بتوانند کمپین‌های خود را آغاز کنند و برنامه‌های دقیقشان دچار آشفتگی شد. تیزر قهرمانان: روز نابودی سرنخی از بازگشت شخصیتی که پس از انتهای بازی (قهرمانان: انتهای بازی) گمشده به‌نظر می‌رسید می‌دهد، و سپس یک صحنه از مرد عنکبوتی ظاهر شد که حضور سیدی سینک را تأیید می‌کند، با شوخی‌هایی که جان برنثال و مارک رافالو را به‌هم می‌پیچند. سونی سعی کرد این صحنه را حذف کند، اما حذف‌ها پس از به‌اشتراک‌گذاری‌های مجدد انجام شد، به‌گونه‌ای که سونی پیکچرز و استودیوهای مارول با روایت و زمان‌بندی هر انتشار رسمی درگیر می‌شوند.

    سرخط‌ها دزدیده‌شده توسط نشت‌ها: مرد عنکبوتی و قهرمانان جزئیات رمزی را فاش می‌کنند

    هر روز دو بلاک‌باستر بزرگ در مرکز هیاهوی اینترنت به دلایلی نامطلوب قرار نمی‌گیرند. اما دقیقاً همین اتفاق برای مرد عنکبوتی: روز نو و قهرمانان: روز نابودی افتاد. به‌تازگی تریلرهای دزدیده‌شده برای هر دو فیلم برنامه‌های بازاریابی دقیق را به‌هم زد، و باعث شد سونی پیکچرز و استودیوهای مارول در تلاش برای بازپس‌گیری کنترل باشند. دقیقاً چه چیزی رها شد؟

    چیزهایی که نشت‌ها آشکار کردند: شگفتی‌ها و حدس‌زنان

    تیزر قهرمانان: روز نابودی پیشاپیش آماده بود تا یک افشاگری دراماتیک باشد، اما زمانی که هواداران پیش‌نمایشی ناخواسته دریافتند، دچار انحراف شد. نجواهای یک راز حل‌شده از قهرمانان: انتهای بازی (Endgame) به تئوری‌های هواداران سوخت اضافه کردند. آیا ممکن است شخصیت محبوبی بازگردد؟ حدس‌زنی‌ها فراوان است.

    در همین حال، تریلر مرد عنکبوتی: روز نو به‌نظر می‌رسد حضور سیدی سینک، شناخته‌شده از سریال «Stranger Things»، را تأیید می‌کند. نقش شایعه‌آمیز او باعث شده هواداران در مورد یک قهرمان جدید یا شاید حتی یک دشمن احتمالی حدس بزنند. همچنین سرنخ‌هایی درباره حضور جان برنثال و مارک رافالو شور و هیجان را بیشتر کرده‌اند. این تریلر همچنین داستانی پیچیده را القا می‌کند و بسیاری را به این سؤال می‌رساند که آیا مرد عنکبوتی با یک تحول شخصی دیگر مواجه می‌شود یا نه.

    کابوس استودیوها: مبارزه با به‌اشتراک‌گذاری غیرمجاز

    سونی پیکچرز و استودیوهای مارول برای چالش‌ها آماده نبودند، اما نشت تریلرها زودتر از موعد قطعاً چرخشی بود که انتظار آن را نداشتند. تیم‌های حقوقی به سرعت سعی کردند نسخه‌های نشت‌شده را از اینترنت پاک کنند، اما ضرر قبلاً انجام شده بود. هواداران پیش از این‌که کانال‌های رسمی حتی فرصتی برای واکنش داشته باشند، در حال دانلود، تجزیه و به‌اشتراک‌گذاری بودند.

    • اقدام قانونی در برابر پلتفرم‌هایی که ویدیوهای نشت‌شده را میزبانی می‌کردند، سریع بود، اما محتوای کافی قبلاً به‌صورت ویروسی پخش شده بود و گفتگوها را به‌وجود آورد.
    • مقایسه‌ها با نشت‌های پیشین، از جمله فاش‌سازی‌های اولیه دوران «مرد عنکبوتی: No Way Home» انجام شد.
    • برخی از هواداران استدلال کردند که نشت‌ها اشتیاق آن‌ها برای فیلم‌ها را بیشتر کرده است، در حالی که دیگران به نادرستی نقض اعتماد اشاره کردند.

    آیا انتشار زودهنگام می‌تواند راه‌حل باشد؟

    سونی و مارول هم‌اکنون با تصمیمی حیاتی روبرو هستند. آیا باید انتشار رسمی این تریلرها را تسریع کنند تا کنترل روایت را بازپس گیرند؟ این امر کاملاً بی‌سابقه نیست، زیرا محتوای نشت‌شده پیشین مارول اغلب به انتشار زودهنگام و شتاب‌دهی به برنامه‌های بازاریابی منجر شده است. با این حال، این افشای پیش‌از موعد خطر دارد هیجان ایجاد شده توسط استودیوها در طول ماه‌ها را تخفیف دهد.

    برای هواداران، تمرکز همچنان بر خود محتوا است. از حضور سیدی سینک در مرد عنکبوتی: روز نو تا اشارات رمزآلود در قهرمانان: روز نابودی، این فیلم‌ها وعدهٔ ارائه داستان‌های هیجان‌انگیز و غیرقابل پیش‌بینی را دارند. اینکه آیا استودیوها بتوانند کمپین‌های خود را طوری تنظیم کنند که بر موج هیجان زودهنگام هواداران سوار شوند یا این موضوع به عنوان یک پس‌گرد قرار می‌گیرد، تنها زمان می‌تواند نشان دهد.

  • درآمد گیشه: «آواتار: آتش و خاکستر» پیش‌نمایش 12 میلیون دلار

    آواتار: آتش و خاکستر
    Disney

    وقت بازگشت به پانداورا رسیده؛ چرا که فیلم «آواتار: آتش و خاکستر» به کارگردانی جیمز کامرون اینک در دسترس است.

    فیلم سوم «آواتار» در پیش‌نمایش‌های داخلی 12 میلیون دلار درآمد کسب کرد. در بازارهای بین‌المللی نیز از 43 بازار مجموعاً 43.1 میلیون دلار فروش داشته است.

    پیش‌بینی می‌شود «آتش و خاکستر» در هفته افتتاحیه‌اش، با کسب 90 تا 105 میلیون دلار، صدر جدول گیشه پیش از کریسمس را به خود اختصاص دهد و همچون «آواتار» (2009) و «آواتار: راه آب» (2022) به‌عنوان یک فیلم میلیارد دلاری شناخته شود. برآورد می‌شود این فیلم سوم در اکران بین‌المللی‌اش حدود 250 تا 275 میلیون دلار دیگر درآمد داشته باشد و مجموعاً بین 340 تا 365 میلیون دلار فروش جهانی به‌دست آورد.