بلاگ

  • رپ‌خوانندهٔ گروه Fugees به‌دلیل کمک‌های غیرقانونی به کمپین اوباما به حبس محکوم شد

    واشنگتن — رپ‌خوانندهٔ برنده جایزهٔ گرمی، پراکازرل «پراس» میشل از گروه Fugees، روز پنجشنبه به حبس ۱۴ سال محکوم شد؛ او به‌خاطر ارتکاب جرم انتقال غیرقانونی میلیون‌ها دلار کمک‌های خارجی به کمپین بازانتخابی ۲۰۱۲ رئیس‌جمهور پیشین باراک اوباما، در این پرونده محکوم شد.

    میشل، ۵۲ ساله، از بیان دفاع خود در دادگاه پیش از صدور حکم توسط قاضی ناحیه‌ای ایالات متحده کولین کولار‑کوتلی خودداری کرد.

    در آوریل ۲۰۲۳، هیئت منصفهٔ فدرال میشل را به ده اتهام، از جمله توطئه و عمل به‌عنوان نمایندهٔ غیرثبت‌شدهٔ یک دولت خارجی، محکوم کرد. دادگاه در واشنگتن، دی‌سی، شامل شهادت بازیگر لئوناردو دی‌کاپریو و دادستان پیشین جف سشنز بود.

    دادستانان وزارت دادگستری اظهار داشتند راهنمایی‌های فدرالی در خصوص حکم‌گذاری، حبس ابد برای میشل توصیه می‌کند؛ آن‌ها او را «به‌دلیل پول، به کشورش خیانت کرد» و «بدون عذرخواهی و بی‌وقفه در اجرای طرح‌هایش دروغ گفت» توصیف کردند.

    آن‌ها نوشتند: «حکم او باید گستردگی و عمق جرائمش، بی‌توجهی او به خطرهایی که برای کشورش به‌وجود آورد، و بزرگی حرص و طمع او را منعکس کند.»

    وکیل مدافع پیتر زایدنبرگ اظهار کرد که حبس ۱۴ ساله موکلش «کاملاً نامتناسب با جرم» است. طبق گفتهٔ وکیلش، میشل قصد دارد نسبت به محکومیت و حکم خود تجدیدنظر کند.

    زایدنبرگ پیشنهادی به حبس سه ساله داده بود. وکلای میشل در یک پروندهٔ دادگاهی بیان کردند که حبس ابد برای میشل «به‌طرز شگفت‌آوراً سنگین» است؛ چرا که این نوع حکم معمولاً برای تروریست‌های کشنده و رهبران کارتل‌های مواد مخدر اختصاص دارد.

    آن‌ها نوشتند: «موضع دولت طوری است که بازرس جاورت را به لرزه می‌اندازد و در واقع نشان می‌دهد چقدر به‌راحتی می‌توان از راهنمایی‌ها بهره‌برداری کرد تا نتایج غیرمنطقی تولید شود، و چقدر این راهنمایی‌ها، حداقل در این مورد، برای تعیین یک حکم عادلانه و منصفانه، به‌طور ناکافی مجهز هستند.»

  • خواهر سنجی کاپور می‌پذیرد برادر مرحومش و کارسما کاپور طلاق بدی داشته‌اند: «او لولو را بدرفتار نکرد…»

    خواهر سنجی کاپور، ماندیرا، گزارش‌های مربوط به بدرفتاری برادر مرحومش با کارسما کاپور در طول ازدواجشان را رد کرد.

    نوشته توسط موهیت دیکسیت، روزنامه‌نگار

    سنجی کاپور، کارسما کاپور

    سنجی کاپور، همسر سابق کارسما کاپور، در ژوئن ۲۰۲۵ نفس آخر خود را کشید. این دو در سال ۲۰۰۳ ازدواج کردند اما در سال ۲۰۱۶ از هم جدا شدند. در گفت‌وگوی اخیر با پادکست Incontroversial، خواهر سنجی کاپور، ماندیرا، دربارهٔ رابطهٔ آن‌ها صحبت کرد و گزارش‌های مربوط به بدرفتاری برادرش با کارسما را رد کرد.

    ماندرا اعلام کرد که سنجی هرگز کارسما را در طول ازدواجشان بدرفتاری نکرد، اگرچه او به‌راستی اذعان کرد که این زوج طلاق بدی داشته‌اند. او گفت: «او (سنجی) لولو (کارسما کاپور) را بدرفتار نکرد. بله، آن‌ها طلاق بدی داشتند. تمام طلاق‌ها بد هستند. یک طلاق را نشان بدهید که بد نیست، مگر اینکه هر دو درگیر رابطه‌ای بیرون از ازدواج باشند و به‌توافق از هم جدا شوند. من هم طلاق سختی داشتم. پس لطفاً به حرف‌های نالازم افرادی که می‌خواهند دیگران را به‌نقض بنگرند، نپردازیم. خودمان را جمع کنیم، انسانی باشیم و از حق‌داری حمایت کنیم. از توهین به بچه‌ها، همسر سابق، مادر و خواهران دست بکشید. خود را جای من بگذارید و بگویید چه می‌کردید. آسان است که انگشت نشان داد؛ اما ایستادگی دشوار است.»

    ماندرا علاوه بر این فاش کرد که او کسی بود که پدرش را قانع کرد تا به سنجی اجازه بدهد با پریا سچدِو کاپور ازدواج کند. «آنچه او قبل از ازدواج با برادرم نشان می‌داد، پس از ازدواج کاملاً تغییر کرده است. من بودم که به پدرم گفتم: «اگر خوشحال است، بگذار اینگونه باشد». احساس می‌کنم که احمقانه کاری که کردم،» خواهر سنجی افزود.

    برای کسانی که آشنایی ندارند، سنجی کاپور سه بار ازدواج کرده بود. قبل از عقد نکاح با کارسما کاپور در سال ۲۰۰۳، این تاجر بزرگ از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۰ با ناندیتا مهتانی ازدواج کرده بود. پس از طلاق از بازیگر بالی‌وود، سنجی شریک جدیدی به نام پریا سچدِو پیدا کرد و در سال ۲۰۱۷ با او ازدواج کرد.

    میلیاردر در سن ۵۳ سالگی درگذشت. گزارش‌ها حاکی از این است که او دچار حمله قلبی شد که ناشی از بلعیدن یک زنبور حین بازی پولو در انگلستان بود.

    منتظر به‌روزرسانی‌های بیشتر در پنکویلا باشید.

    همچنین بخوانید: چرا آلیا بهت در برنامه «شام با کاپورها» که رانبی‌ر به‌صورت تک‌نفره حضور دارد، غایب است؟ این‌جا آنچه ارمان جین می‌گوید

    اعتبار: منبع: پادکست Incontroversial

  • مانوج باج‌پایی تأیید کرد فصل ۴ «فامیلی من»؛ فاش کرد که درک واژگان نسل Z برای او دشوار است، «افراد بسیار تنبل»

    مانوج باج‌پایی به نقش سریکانت تیواری در فصل ۳ مورد انتظار سری «فامیلی من» بازگشت کرد؛ این فصل در ۲۱ نوامبر ۲۰۲۵ بر روی آمازون پرایم ویدیو به نمایش درآمد. از زمان انتشار، این سری جاسوسی‑هیجانی نظرات درخشانی از سوی منتقدان و بینندگان دریافت کرده است. در میان این هیجان، این بازیگر اکنون تأیید کرد که برنامه قطعاً با فصل ۴ ادامه خواهد یافت.

    مانوج باج‌پایی تأیید کرد فصل ۴ «فامیلی من»؛ فاش کرد که درک واژگان نسل Z برای او دشوار است، «افراد بسیار تنبل»

    مانوج باج‌پایی تأیید کرد فصل ۴ در یک پرسش‌وپاسخ X (توئیتر)

    این بازیگر به‌تازگی در یک جلسه سرگرم‌کننده در توئیتر با هواداران تعامل کرد. در حین پاسخ به سؤالات بینندگان، مانوج به‌طور ظریف—و سپس آشکار—تأیید کرد که فصل ۴ در راه است.

    یک طرفدار از او پرسید: «برادر، دوبار… حتی سه بار بررسی کردم. قسمت ۸ از «فامیلی من» فصل ۳ کجاست؟»

    او پاسخ داد: «حالا همه‌اش در فصل چهارم! تمام شد!!»

    زمانی که هواداران از سردرگمی درباره تعلیق‌های داستانی خبر دادند، او اضافه کرد: «پاسخ همه در فصل چهارم خواهد بود! به‌زودی می‌بینمت!»

    این کافی بود تا هواداران را به شوقی سرشار برساند و مشتاقانه منتظر فصل بعدی سریکانت تیواری شوند.

    مانوج باج‌پایی اعتراف کرد که نمی‌تواند با واژگان نسل Z همراه شود

    در حالی که طرفداران از تماشای سریکانت تیواری در مأموریت‌های پرخطر و زندگی خانوادگی پرآشوب لذت می‌برند، مانوج باج‌پایی می‌گوید با یک چالش غیرمنتظره در زندگی واقعی مواجه است — ارتباط برقرار کردن با نسل Z.

    در مصاحبه‌ای با یووا، این بازیگر بیان کرد که درک واژگان مدرن برایش چقدر دشوار است. او حتی از میزبان دربارهٔ معنای کلماتی چون «پاکی» و «اسس‌اپ» پرسید و به‌طرز بامزه‌ای نتوانست مفهوم «ریز» را کشف کند.

    مانوج نسل Z را «گروه تنبل» می‌نامد و می‌گوید: «ارتباط من با نسل Z برقرار نمی‌شود چون واژگان آن‌ها را درک نمی‌کنم. من یک ویدئوی کوتاه دربارهٔ «پاکی» ساختم و روی آن یک روبان کشیدم. این چه معنایی دارد؟ «پاکی» چیست؟ «اسس‌اپ» چه معنایی دارد؟ در اصل این افراد تنبل هستند که جملات کامل نمی‌گویند. «ریز» به معنای زینت، عامل تمایز است. او ریزی قوی دارد. افراد بسیار تنبل، واقعاً تنبل هستند.»

    قبلاً، مانوج در یک ویدئوی تبلیغاتی به شکل «پاکی‌پدر» دوست‌داشتنی ظاهر شد؛ جایی که سریکانت تیواری برای رمزگشایی اصطلاحات نسل Z با فرزندانش، دھریتی (آشلسه تاکور) و آثار (ویدانت سینها)، که اسکریپتی پر از واژگان برای او می‌آورند، دست و پنجه نرم می‌کرد. او در حین خواندن، با خنده می‌گوید: «در اینجا من بیشتر پدر هستم تا «پاریس»، یار.»

    فصل سوم سری «فامیلی من» باز هم بازیگران محبوبی چون شاریب هاشمی، پریامانی، آشلسه تاکور، ویدانت سینها، شریا دهنوان‌تاری و گُل پناگ را به صحنه می‌آورد. بازیگران جدید نیمرات کور و جایدیپ آهلوات به مجموعه اضافه شده‌اند. این برنامه نظرات مثبت و تحسین‌آمیزی دریافت کرده است، اگرچه بسیاری از طرفداران معتقدند این فصل نسبت به دو فصل قبلی ناامیدکننده و کمتر جذاب است. حضور کوتاه ویجی سثوپاتی نیز گفت‌و‌گوهای فراوانی برانگیخته است؛ صحنه‌اش به‌سرعت در اینترنت ویروسی شد.

  • بیگ باس ۱۹: کونیکا سادانند حذف شد؛ مجری سلمان خان بازی او را تحسین کرد و گفت «بدون تو این فصل ناقص می‌شود»

    آخرین قسمت «ویکند کا وار» بیگ باس ۱۹، حذف بازیگر باتجربهٔ کونیکا سادانند را به همراه داشت. سلمان خان بازی قوی او را تحسین کرد و گفت این فصل بدون حضور او ناقص می‌ماند. شرکت‌کنندگان با وداعی پر احساس خداحافظی کردند؛ در این میان کونیکا نصیحت‌های صمیمانه‌ای به آنان داد. جدایی او خلا را در برنامه ایجاد می‌کند، در حالی که برنامه به سمت فینال نزدیک می‌شود.

    بیگ باس ۱۹: کونیکا سادانند حذف شد؛ مجری سلمان خان بازی او را تحسین کرد و گفت «بدون تو این فصل ناقص می‌شود»

    بیگ باس ۱۹ به فینال نزدیک می‌شود و همان‌گونه که برنامه وارد مرحلهٔ نهایی می‌شود، سلمان خان با یک «ویکند کا وار» پر از هیجان بازگشت. علاوه بر انجام مأموریت‌های مختلف و حضور مهمانان معروف در برنامه، در این قسمت نیز حذف یکی از شرکت‌کنندگان شاهد بودیم. بازیگر باتجربهٔ کونیکا سادانند، که با بازی قوی و شخصیت‌اش همه را تحت تأثیر قرار داد، آخرین شرکت‌کننده‌ای شد که حذف شد.

    در این قسمت، سلمان خان اسامی شرکت‌کنندگانی را که این هفته ایمن هستند، فاش کرد: گاوراو خان، پرنیت مور، فارحنا بات و اشنور کور. سپس از آمال ملک، تانیا میتل، مالتی چهر و کونیکا سادانند خواست تا به سمت در خروجی حرکت کنند. سلمان توضیح داد که پس از صدا زدن هر نام، شرکت‌کننده باید به سمت در اصلی قدم بردارد و هر کس ابتدا از خط قرمز عبور کند، از برنامه حذف می‌شود. در اینجا کونیکا از برنامه اخراج شد.

    باسیر علی، سلمان خان و تهیه‌کنندگان بیگ باس ۱۹ را از رفتار ناعادلانه متهم می‌کند

    سلمان عملکرد او را تحسین کرد و برای مسیر پیش‌روش بهترین آرزوها را کرد. او گفت: «کونیکا خیلی خوب بود! عالی بازی کردید، تبریک می‌گویم. بدون شما این فصل ناقص می‌شود. تبریک فراوان و امیدوارم وقتی از برنامه خارج شوید، موفق باشید. همه چیز را به تنهایی انجام دادید.»

    تمام شرکت‌کنندگان پای او را لمس کرده و در حالی که خداحافظی می‌کردند، او را در آغوش گرفتند. هنگام خروج از برنامه، کونیکا به گاوراو گفت: «یک نکته را بگویم؛ حقیقتاً تو را مانند فرزندم می‌پذیرم. اما اگر نقش فرزند را بازی کنم، همگی تحت فشار قرار می‌گیرید و نمی‌توانید بازی خود را انجام دهید. به همین دلیل همیشه به شما گفتم که من فقط یک شرکت‌کننده در برنامه هستم.» تانیا میتل احساسی شد و از حمایت کونیکا در طول بازی تشکر کرد. کونیکا پیش از رفتن از برنامه، از مالتی چهر و تانیا میتل عذرخواهی کرد. او همچنین فارحنا را در آغوش گرفت و فارحنا اشک‌آلود شد.

    برای دریافت به‌روزرسانی‌های بیشتر از بیگ باس ۱۹، این فضا را دنبال کنید.

  • هتل گرند بوداپست و یک کوسه مکانیکی: داخل نمایشگاه جدید وِس اندرسون در لندن

    در نمایشگاه ده‌ها شیء از آرشیوهای شخصی وِس اندرسون به نمایش گذاشته شده‌اند که بسیاری از آن‌ها برای اولین بار در بریتانیا به نمایش می‌رسند.

    در نمایشگاه ده‌ها شیء از آرشیوهای شخصی وِس اندرسون به نمایش گذاشته شده‌اند که بسیاری از آن‌ها برای اولین بار در بریتانیا به نمایش می‌رسند. – کپی‌رایت مت الکساندر PA Media Assignments

    موزه طراحی لندن امروز نمایشگاه جدیدی را به افتخار وِس اندرسون، فیلم‌سازی که به‌خاطر آثار بصری چشم‌نوازی‌اش مشهور است، افتتاح کرد.

    این اولین بازنگری به آثار سینمایی متمایز کارگردان آمریکایی، که با همکاری لا سینیما‌تِک فرانسه در پاریس ساخته شد و در مارس ۲۰۲۵ به نمایش درآمد.

    در نمایشگاه ده‌ها شیء از آرشیوهای شخصی وِس اندرسون به نمایش گذاشته شده‌اند که بسیاری از آن‌ها برای اولین بار در بریتانیا به نمایش می‌رسند.

    داستان‌های طراحی پشت فیلم‌های نمادین وِس اندرسون را کشف کنید

    وِس اندرسون: آرشیوها به فهرست آثاری که کارگردان طی سه دهه ساخته است، می‌پردازد.

    این نمایشگاه مهم، سیر تحول فیلم‌های وِس اندرسون را از آزمایش‌های اولیهٔ دههٔ ۱۹۹۰ تا تولیدات اخیر، به‌همراه همکاری‌های او با همکاران خلاق کلیدی و دیرینه، ترسیم می‌کند.

    این نمایشگاه بیش از ۷۰۰ شیء را که هنر دقیق کارگردان در ساخت فیلم را به نمایش می‌گذارد، گردآوری می‌کند.
    این نمایشگاه بیش از ۷۰۰ شیء را که هنر دقیق کارگردان در ساخت فیلم را به نمایش می‌گذارد، گردآوری کرده است. لوک هیز

    به بازدیدکنندگان این فرصت داده می‌شود تا داستان‌های طراحی پشت فیلم‌های برنده جایزه و نمادین همچون هتل گرند بوداپست، داستان شگفت‌انگیز هنری شُگر، آقای فاکس و جزیره سگ‌ها را بررسی کنند.

    «از جذابیت ملانکولیک تنن‌بیام‌های سلطنتی تا ماجراجویی جوان‌پسند پادشاهی ماه، کشف کنید که چگونه چشم‌انداز منحصربه‌فرد اندرسون و تعهد او به جزئیات، برخی از تأثیرگذارترین فیلم‌های بصری و احساسی زمان اخیر را خلق کرده‌اند»، موزه می‌گوید.

    هتل گرند بوداپست و یک کوسه مکانیکی

    این نمایشگاه بیش از ۱۰۰ شیء را که به‌صورت دقیق هنر کارگردان در ساخت فیلم را از طریق استوری‌بردهای اصلی، عکس‌های پلاریو، طرح‌ها، نقاشی‌ها، دفترچه‌های دست‌نویس، عروسک‌ها، مدل‌های مینیاتوری، و ده‌ها لباس پوشیده توسط شخصیت‌های محبوب، به نمایش می‌گذارد، گردآوری می‌کند.

    یکی از نکات برجسته، مدل بزرگ به رنگ صورتی شکرالودهٔ هتل گرند بوداپست است که برای ضبط نمای ساختمان در فیلم ۲۰۱۴ به کار رفته است. این مدل با بیش از ۳ متر عرض، یکی از بزرگ‌ترین و شناخته‌شده‌ترین قطعات در نمایشگاه می‌باشد.

    این نمایشگاه شامل عروسک‌های اصلی استاپ موشن است.
    این نمایشگاه شامل عروسک‌های اصلی استاپ موشن است. لوک هیز

    همچنین دستگاه‌های فروش خودکار از شهر شهاب و کت پشمی FENDI که گوینث پالترو به‌عنوان مارگو تنن‌بام در تنن‌بیام‌های سلطنتی پوشیده بود، به نمایش گذاشته شده‌اند.

    عروسک‌های اصلی استاپ موشن موجودات دریایی تخیلی، از جمله کوسه‌ای مکانیکی با طرح جگوار که در زندگی زیرآب به همراه استیو زیسو ظاهر می‌شود، آقای فاکس که سوئیت کوردورو شناخته‌شده‌اش را به تن دارد، و سگ نمایشی نات‌میگ همراه با صحنه‌های مینیاتوری وجود دارند.

    وِس اندرسون: آرشیوها به فهرست آثاری که کارگردان در طول سه دهه ساخته است، می‌پردازد.
    وِس اندرسون: آرشیوها به فهرست آثاری که کارگردان در طول سه دهه ساخته است، می‌پردازد. لوک هیز

    همچنین اشیائی از فیلم بلند اخیر او، طرح فینیقی به نمایش گذاشته شده‌اند. این موارد شامل یک پیپ از دان‌هیل و خنجر جواهرآراسته‌ای است که توسط هنرمند معاصر و مجسمه‌ساز هارومی کلوسوسکاد رولا ساخته شده است.

    این نمایش شامل نمایش چهار فیلم کوتاه است: فیلم کوتاه ۱۴ دقیقه‌ای Bottle Rocket؛ هتل شوالیه (۲۰۰۷)، پیش‌درآمدی برای دراجیلینگ لیمیتد؛ و کاستلو کاوالکانتی (۲۰۱۳) که با همکاری پرادا ساخته شده است.

    علاوه بر وسایل و صحنه‌های تمام‌شده، این نمایشگاه شامل مواد در حال پیشرفت و ماکت‌ها نیز می‌شود و به تنوع تکنیک‌های سنتی و دست‌ساز فیلم‌سازی که کارگردان همچنان در آثار خود گرامی می‌دارد، به‌ویژهٔ مرتبط با عروسک‌ها و انیمیشن استاپ موشن، می‌پردازد.

  • لیرِیکال مدیا خط لاین مایلاژ را خریداری کرد و بخش انیمیشن را تحت رهبری جیکوب رابینسون راه‌اندازی کرد

    جیکوب رابینسون و دانیل دومینگز از لیرِیکال انیمیشن
    جیکوب رابینسون و دانیل دومینگز
    آلیسون بیسینز/ایِرن فورمان دومینگز

    انحصاری: لیرِیکال مدیا خط لاین مایلاژ را خریداری کرده و لیرِیکال انیمیشن را برای پاسخ به تقاضای جهانی در زمینه انیمیشن‌های بزرگسال، به‌ویژه فیلم‌های انیمیشنی، راه‌اندازی کرده است.

    شرایط معامله فاش نشد.

    سه شریک لاین مایلاژ به‌همراه جیکوب رابینسون به‌عنوان رئیس لیرِیکال انیمیشن، دانیل دومینگز به‌عنوان کارگردان خلاق، و برد گریبر به‌عنوان مشاور و مشاور تولید به تیم ملحق می‌شوند.

    به‌صورت کلی، این تیم پانزده فصل از سریال‌های انیمیشن بزرگسال تولید کرده است. پروژه‌های جاری اعلام‌شده شامل Hell Followed With Us، اقتباسی انیمیشنی از رمان پرفروش نوجوانان که با همکاری لیلی واكووی (سه‌گانه ماتریکس) در حال توسعه است، می‌شود. همچنین این شرکت در حال تولید یک فیلم انیمه‌ای بر پایه بازی Death Stranding، بازی ماجراجویی‑اکشن ساخته شده توسط Kojima Productions و منتشر شده توسط Sony Interactive Entertainment است. این فیلم که توسط آرون گوزیکاوکی نوشته شده، برای عرضه به بازار آماده می‌شود و بحث‌های انتخاب بازیگر در حال حاضر در جریان است.

  • سرعت به سمت سینما برای «سیسو: راه انتقام»، برداشت دیوانه‌وار فنلاند از «فوری رِد»

    مردی که به انتقام می‌کوشد، کامیونی با سوراخ‌های گلوله در شیشه جلو رانندگی می‌کند.
    جورما توممیلا در فیلم «سیسو: راه انتقام». (سونی پیکچرز)

    نمایش اکشن چشم‌نوازی سال، مردی ۶۶ ساله را در یک کامیون سرعت‌گیر به تصویر می‌کشد. «سیسو: راه انتقام» هدف خود را در عنوان اعلام می‌کند — این یک نسخه کم‌هزینه و پرجنب‌وجوش از «مد مکس: فورِی رِد» است.

    سال ۱۹۴۶ است و مکان داستان در بخشی از فنلاند است که به تازگی به اتحاد جماهیر شوروی پیوسته است. قهرمان‌مان، تکاور خسته فنلاندی به نام آاتامی کورپی (جورما توممیلا)، چهره‌اش را خاک پوشانده است. پس از این‌که در طول جنگ نازی‌ها را کشت، او به یک حمام گرم و دلپذیر نیاز دارد. (می‌توانید فیلم «سیسو» به کارگردانی جالماری هلندر در سال ۲۰۲۲ را برای دیدن آن قتل‌عام ببینید، اما من فقط از اینجا شروع می‌کنم.)

    متأسفانه، کورپی نمی‌تواند استراحت کند. خانه‌ چوپ‌خانه‌اش حالا در سرزمین شوروی قرار دارد. بنابراین کورپی خانه‌اش را تخریب می‌کند، چوب‌ها را در یک کامیون بار می‌گذارد و همراه با سگش که در صندلی جلو سوار است، ۷۵ مایل به سمت مرز جدید فنلاند می‌شتابد، در حالی‌که توسط یک آدم‌سخت برابر تعقیب می‌شود: افسر شیطانی ارتش سرخ ایگور دراگانوف (استیون لانگ از «آواتار») که مأموریت دارد این شورشی عامه‌پسند را نابود کند.

    در زبان فنلاندی، «سیسو» به معنای پشتکار و استقامت است. اما زیرنویس لازم نیست. این داستان از طریق انفجارها، شلیک گلوله‌ها، نگاه‌های خیره‌دار و لبخندهای خشک روایت می‌شود. افسر روسی لانگ به انگلیسی صحبت می‌کند؛ کورپی توممیلا هیچ حرفی نمی‌زند — شخصیت سکوت می‌کند. اما او از یک دسته موتور سیکلت و یک هواپیما پیشی می‌گیرد. باید ببینید او با قطار چه می‌کند.

    دوازده فیلمی که بیشترین انتظار را در این فصل تعطیلات داریم

    از نامزدهای تازه‌ساز اسکار همچون «مارتی سوپریم» به بازی تیموتی شالامی تا بازآفرینی «آناکوندا»، هفته‌های پایانی سال ۲۰۲۵ برای همه چیز دارد.

    «سیسو: راه انتقام» سرودی است از کلاسیک‌های پرشتاب همچون «دی‌هارد» و «ژنرال» اثر بستر کیتن. ادای احترام صریح هلندر می‌تواند به همان اندازه در بنزین نوشته شود و شعله‌ور گردد. مطمئنم که در این فیلم «فک‌ها» و «لوونی‌تونز» را نیز دیده‌ام، و حالا زمان مناسبی است برای اشاره به این که پروژهٔ بعدی او بازسازی «رامبو» است.

    با این حال، خیره‌کننده‌ترین ترفند هلندر این است که او فیلمی ساخته که هنوز کاملاً به سبک خودش است. ترکیب او حس تازگی می‌بخشد، همان‌طور که موسیقی پرآواز جوری سپا و توماس واینولا با جسارت بوق‌های بلند انیوی موریونه و صداهای «وا‑وا‑واا» را می‌دزد، در حالی که آوازهای گلوئی فنلاندی خود را به آن می‌افزاید.

    ماجراجویی همچون یک سریال ساختاربندی شده است که هر بخش با تهدیدی به‌ظاهر غیرممکن به نمایش می‌گذارد. به‌سرعت دو نکته واضح می‌شود. نخست، کورپی به‌طرز سرسختی سخت‌الکشدنی است و دراگانوف می‌داند این تعقیب تا زمان دیدن جسد دشمن‌اش پایان نمی‌یابد. (هرچیز کمتر از این به این معنی است که کورپی فرار کرده و در حال برنامه‌ریزی حرکت بعدی است.) دوم، دراگانوف خنده‌دار لانگ هر کس را که در راه او قرار بگیرد، ناکام می‌کند. وقتی یکی از دوچرخه‌سواران روسی خود را زیر می‌زند، با نارضایتی ناله می‌کند. چگونه جرات می‌کند این مرد تبدیل به مانع سرعت شود؟

    هلندر و ویراستار جوهو ویرولاینن، صحنه‌های خونبار را به‌گونه‌ای به‌مانند کمدی فیزیکی تنظیم می‌کنند. آنها ریتمی چابک برای این دارند که یک قربانی چند بار می‌تواند پیش از آنکه به پخش شدن برسد، از فاجعه دوری کند. خشونت آن‌چنان فراوان است که تبدیل به کمدی می‌شود؛ حتی دو بار ما را به خنده‌دست از یک سر قطع‌شده می‌اندازد.

  • لطفاً صبر کنید

    در حال برقراری اتصال امن هستیم.

    این وب‌سایت از سرویس امنیتی برای محافظت خود در برابر حملات آنلاین استفاده می‌کند. در حال بررسی مرورگر شما برای برقراری اتصال امن و حفظ امنیت شما هستیم.

  • نقد: فیتو پاِئز شبی پر از سرور در Hard Rock Live عرضه کرد

    موسیقی‌دان آرژانتینی این برنامه را به یک شب پر از سرور و آوازخوانی جمعی تبدیل کرد و هواداران را با شبی احساسی از کلاسیک‌های راک لاتین به هم پیوند داد.

    خواننده‌ای در صحنه جلوی جمعیتی که دستشان را بالا برده‌اند.

    آیکون آرژانتینی شبی فراهم کرد که به اندازه یک اعتراف صمیمی در اتاق نشیمن نزدیک بود و همانند سرودی انفجاری در یک آرنا، پرانرژی بود.

    عکس: @LantzMartin

    فیتو پائز شب پنجشنبه، Hard Rock Live در Seminole Hard Rock Hollywood را به کلیسایی از نوستالژی، راک پیانو و احساس Albiceleste تبدیل کرد؛ کنسرت دو ساعته‌ای گسترده اجرا کرد که برای میامی دلیل ماندگاری او به عنوان یکی از دوست‌داشتنی‌ترین و ماندگارترین چهره‌های موسیقی آمریکای لاتین را یادآور شد. پس از یک اجرا با فروش کامل در YouTube Theatre لس‌آنجلس و در مسیر به Kings Theatre نیویورک — که در آنجا دو جایزه گرمی لاتین اخیر خود و نامزدی برای گرمی ۲۰۲۶ را جشن خواهد گرفت — این نماد آرژانتینی شبی فراهم کرد که به اندازه یک اعتراف صمیمی در اتاق نشیمن نزدیک بود و همانند سرودی انفجاری در آرنا پرشور بود.

    آنچه این شب را به‌ویژه قدرتمند کرد، حس اجتماع بود. مخاطبان ترکیبی پرشور و وفادار از آرژانتینی‌ها، ونزوئلایی‌ها، کلمبیایی‌ها، اروگوئه‌ای‌ها و ساکنان میامی بودند که هر بیت را گویی پائز آن را به‌طور شخصی در پاسپورتشان نوشته است، خواندند. پرچم‌ها می‌لرزیدند، زوج‌ها در آغوش گرفتند گویی زمان برای آن‌ها متوقف شده بود و ردیف‌های کامل سالن را به یک گروه هم‌صدای واحد تبدیل کردند.

    مردی در صحنه در حال نواختن پیانو.
    پائِئز برنامه را با نیروی احساسی یک فینالِ بزرگ‌ترین هیت‌ها آغاز کرد؛ با «El amor después del amor» شروع کرد. عکس: @LantzMartin

    پائِئز برنامه را با نیروی احساسی یک فینالِ بزرگ‌ترین هیت‌ها آغاز کرد، با «El amor después del amor» و فوراً به نسخه‌ای قدیمی و نادرت اجرا شده از «Dos días en la vida» رفت. از همان لحظه، کنسرت بدون از دست دادن سرعت به پرواز در آمد. او به «11 y 6» رفت، سپس «Cuando el circo llega al pueblo»، «Circo Beat»، «Llueve sobre mojado» و «Un vestido y un amor» را اجرا کرد. بخش اول با تنظیمی کلاسیک از «Tráfico por Katmandú»، هدیه‌ای برای هواداران قدیمی، به پایان رسید.

    مردی در جمعیت در یک کنسرت ایستاده است.
    آنچه این شب را به‌ویژه قدرتمند کرد، حس همبستگی بود. عکس: @LantzMartin

    شب در بخش‌های مختلف پیش رفت، هر بخش لحن خاص خود را داشت. بخش دوم شامل «Cable a tierra»، «La canción de las bestias» و «La buena estrella» بود؛ این قطعات با عمق و وزن هنرمندی که هر واژه‌اش را زندگی کرده، ارائه شدند. یک پیش‌درآمد کوتاه سازهای ساز، تعویض لباس را نشان داد و سپس پائِئز برای بخش چهارم پرانفجار بازگشت.

    این بخش میانی، قلب احساسی و موسیقی‌ای شب بود. «Maldivina y Turbialuz» به نسخه‌ای دردناک از «Tumbas de la gloria» پیش رفت، سپس «Paranoica fierita suite» و «Al lado del camino»؛ آخری یکی از قوی‌ترین تشویق‌های شب را به‌دست آورد. سپس او به مجموعه‌ای از کلاسیک‌ها وارد شد که تقریباً مراسمی شد: «La rueda mágica»، «Brillante sobre el mic», «Ciudad de pobres corazones» و «A rodar mi vida»، که سالن را به یک گروه هم‌صدای بزرگ تبدیل کرد.

    خواننده‌ای در صحنه جلوی جمعیتی که دستشان را بالا برده‌اند.
    بخش پایانی حاکی از جشن بود. عکس: @LantzMartin

    بخش پایانی نغمه‌ای از جشن به همراه داشت. پائِئز امید و نور را با «Sale el sol» انتخاب کرد و با «Mariposa tecknicolor» به پایان رساند؛ لحظه‌ای که جمعیت را به اوج سرور برد. مردم بر صندلی‌ها ایستادند، دست‌ها را بلند کردند و کورس را فریاد زدند گویی سرودی از سرزمین مشترکشان بود.

    خواننده‌ای در صحنه جلوی جمعیتی که دستشان را بالا برده‌اند.
    مخاطبان ترکیبی پرشور و وفادار از آرژانتینی‌ها، ونزوئلایی‌ها، کلمبیایی‌ها، اروگوئه‌ای‌ها و ساکنان میامی بودند. عکس: @LantzMartin

    اجرای پائِئز ثابت کرد آنچه هواداران دهه‌ها می‌دانند: او صرفاً کنسرت نمی‌دهد؛ بلکه تجربه‌های احساسی می‌آفریند که حس جامعه، شفا و عمق شخصی را به ارمغان می‌آورند. برای یک شب، میامی به روساریو، بوینوس‌آیرس، هر جایی که قلبی یکبار شکسته و از طریق ترانه‌های او دوباره یاد گرفته عشق کند، تبدیل شد.

    مردی با عینک آفتابی در حال نواختن پیانو.
    برای یک شب، میامی به روساریو، بوینوس‌آیرس، هر مکانی که قلبی یکبار شکسته و از طریق ترانه‌های او دوباره یاد گرفته عشق کردن تبدیل شد. عکس: @LantzMartin

    ایستگاه بعدی او روز یکشنبه، Kings Theatre بروکلین است؛ برخی بلیط‌های باقی‌مانده در وب‌سایت رسمی او موجود هستند، هرچند پس از شب‌نشینی‌ای همچون این، تصور می‌شود که به‌زودی تمام شوند.

  • «دنیای دوم» نشان می‌دهد که بشریت در یک جامعهٔ آینده‌نگر چگونه اشتباه می‌کند

    نوشتهٔ Kenna Hughes-Castleberry

    رمان اولین اثر جیک کورِل با عنوان «دنیای دوم» مریخی تازه مستقل را که تحت تأثیر مباحث واقعی سیاست فضایی، فناوری‌های نزدیک به آینده و تناقض‌های انسانی که هنگام ترک زمین با خود می‌آوریم، به تصویر می‌کشد.

    تصویر جلد کتاب «دنیای دوم» کورِل

    تصویر جلد کتاب «دنیای دوم» کورِل (حق تصویر: تصویر جلد توسط Books Forward، پس‌زمینه توسط Pixabay)

    اگر بشریت سرانجام بر روی سیاره‌ای دیگر تمدنی می‌سازد و بلافاصله اشتباهات قدیمی خود را تکرار کند، چه می‌شود؟ این سؤال، محور رمان «دنیای دوم»، اولین اثر تند و انتقادی جیک کورِل است. این داستان که در زمینهٔ ظهور یک ملت جداگانهٔ مریخی رخ می‌دهد، روایت‌گر فلیپ بوچن، پسر قدرتمندترین رهبر مستعمره، است که در دو دههٔ پرآشوب پیشرفت‌های علمی، نمایش‌های سیاسی و دردهای رشد فرهنگی بر روی سیارهٔ سرخ، مسیر خود را می‌پیماید.

    کورِل طنز خود را بر پایهٔ علم واقعی نزدیک به آینده می‌نهد. مریخ او نه یک خیال دوردست است، بلکه گسترش منطقی گفت‌وگوهای جاری دربارهٔ اکتشاف فضایی است؛ از گسترش بخش خصوصی تا اخلاق استقرار در جهان‌های دیگر. با حفظ قابلیت تصدیق فناوری و رفتارهای انسانی که بیش از حد آشنا هستند، کورِل دنیایی می‌آفریند که هم آینده‌نگر است و هم به‌طرز ناخوشایند آشنا به نظر می‌رسد.

    نتیجه یک داستان است که کاوش فضایی را جدی می‌گیرد و در عین حال پوچ‌بودن طبیعت انسانی را در آغوش می‌کشد. کورِل با ترکیب سادگی علمی اندی ویِر و لبهٔ انتقادی فوننوگات، مریخی را تجسم می‌کند که به همان اندازه توسط فیزیک، به همان اندازه توسط سیاست، خودخواهی و جاه‌طلبی شکل گرفته است.

    در گفت‌وگوی پرسش و پاسخ زیر، او دربارهٔ علم، طنز و مباحث واقعی سیاست‌گذاری که الهام‌بخش «دنیای دوم» بوده‌اند، صحبت می‌کند؛ این کتاب در فوریهٔ ۲۰۲۶ منتشر خواهد شد.

    فضا: «دنیای دوم» از مریخ هم به عنوان مرز واقعی و هم به عنوان نماد استفاده می‌کند. چه چیزی به‌طور خاص شما را به مریخ جذب کرد و چگونه تعادل بین قابلیت علمی واقعی فضایی و طنز و تخیل پیش‌بینی‌گر را برقرار کردید؟

    کورِل: من همیشه به هرچیزی که به فضای بیرونی مرتبط باشد، علاقه داشته‌ام. این موضوع دورترین لبه‌های تخیل ما را فعال می‌کند؛ گستردگی، فیزیک‌های عجیب، ناشناخته. آینده نیز همان حس شگفتی ذاتی و امکانات بی‌پایانی دارد. اما در روایت، اگر بیش از حد به جلو بروید یا از آنچه در واقع در کیهان مشاهده کرده‌ایم دور شوید، می‌تواند انتزاعی و کمتر قابل ارتباط شود. یک مریخ نزدیک به آینده برایم نقطه میانی ایده‌آل به‌نظر می‌رسید، به‌ویژه که مردم در حال برنامه‌ریزی برای مستعمره‌سازی هستند. این سیاره‌ای کاملاً جداگانه است، اما همچنان همسایهٔ نزدیک ماست — نسبی‌ً. ساختن دنیایی بر روی سیارهٔ سرخ به من آزادی خلاقانهٔ بی‌نظیری داد، در حالی که همه چیز به تجربهٔ ما پیوند خورده بود…

    هدف من این بود که جهان را از لحاظ علمی قابل تصدیق نگه دارم، سپس به‌اندازه‌ای آن را خم کنم که خنده‌دار باشد. چیزی که ممکن است امروز برای ما مضحک به‌نظر برسد، اما برای شخصیت‌های ساکن در آن واقعیت کاملاً طبیعی به‌نظر می‌آید.

    Space.com: داستان شما یک ملت مریخی تازه‌استقلال را تصور می‌کند که با هویت سیاسی، فرهنگ و میراث درگیر است. گفت‌وگوهای واقعی درباره سیاست فضایی، اخلاق مستعمره‌سازی و ملی‌گرایی سیاره‌ای چگونه بر ساختن جهان‌سازی شما تأثیر گذاشت؟

    ساختن جهان‌سازی همیشه بخش مورد علاقه من در فرایند نوشتن بوده و از به‌کارگیری مسائل واقعی جهانمان و ترکیب آن‌ها در یک مکان کاملاً تخیلی لذت می‌برم. وقتی به سیاست فضایی و اخلاق مستعمره‌سازی می‌نگریم، می‌بینیم که همه چیز هنوز به‌طور کامل تثبیت نشده است. هیچ‌کس «مالک» مریخ یا ماه نیست. حتی بر روی زمین، مرزها و مالکیت زمین به‌دلیل تصمیمات ما وجود دارد و اختیار تنها از توانایی اجرای آن می‌آید. امروزه اوضاع پیچیده‌تر است، اما این همچنان پایه‌ای است که همه چیز بر آن استوار است. در آغاز آمریکا، مستعمره‌نشینان زمین بومی را به‌سادگی چون توانستند تصرف کردند. مستعمره مریخ من به‌سرعت تبدیل به تمثیل کاملی برای سیزده مستعمرهٔ اولیه شد و خلاء بین سیارات به‌مانند یک اقیانوس اطلس بسیار بزرگ شد. الگو آشنا بود. در مستعمره‌سازی، ابتدا کاوشگران می‌آیند، سپس سرمایه‌گذاران، پس سیاست‌مداران. شرکتی شبیه به SpaceX به‌احتمال زیاد اولین بار به مریخ خواهد رسید — در این مورد هم به‌عنوان کاوشگر و هم سرمایه‌گذار عمل می‌کند. و جنبش استقلال مریخی در نهایت شبیه یک انقلاب شرکتی خواهد شد؛ اعتصابی اتحادیه در لباس‌های فضایی. اما همه این‌ها همان الگوست، فقط با برندینگ متفاوت.

    Space.com: بسیاری از آثار علمی‑تخیلی مریخ را به‌عنوان درگاه فرار بشر — یک آغاز تازه — می‌نگرند. در «دنیای دوم»، نقص‌های خود را با خود می‌آوریم. به‌نظر شما بزرگ‌ترین مانع واقعی که از ساختن جهانی بهتر در فضا جلوگیری می‌کند چیست؟

    طبیعت انسانی — به‌ویژه طمع — بزرگ‌ترین مانع است. می‌توانیم انسان‌ها را از زمین ببریم، اما هنوز غرایز، اضطراب‌ها و جاه‌طلبی‌های خود را با خود می‌آوریم؛ این ویژگی‌ها را نمی‌توان از یک گونه حذف کرد. اما دیدگاه من کاملاً بدبینانه نیست. اگر به تاریخ نگاه کنیم، خودمان را به‌صورت گام‌به‌گام و قابل‌توجهی بهبود داده‌ایم. در مورد ایالات متحده، با کنار گذاشتن سیاست، می‌توانیم بپذیریم که مؤسسان جمهوری، دمکراسی را ایجاد کردند که گامی بزرگ نسبت به زندگی تحت سلطنت بود. از آن زمان تا کنون در حال پالایش و تنظیم هستیم. اشتباهاتی رخ دادند و همچنان رخ می‌دهند؛ این وضعیت کامل نیست و به‌احتمال زیاد هیچ جامعهٔ فضایی آینده‌نگر نیز کامل نخواهد بود. پیشرفت به بازاری از ایده‌ها نیاز دارد و برای وجود چنین مارکتی، مردم نمی‌توانند همه یک‌سان باشند. تنوع فکری نوآوری را به همراه دارد، البته به همراه بازیگران بد، ایده‌های ناآینده و گاهی خطاهای فاجعه‌آمیز؛ شما تمام طیف را دریافت می‌کنید و باید خوب را همراه با بد بپذیریم. در این معادله، «بد» تقریباً همیشه طمع است. اگر انگیزه‌های فضایی با ساختن جهانی بهتر هم‌راستا نباشند، اگر سود بر هدف برتری داشته باشد، فقط به‌دلیل حضور در یک سیارهٔ جدید ما ناگهان روشن‌فکر نخواهیم شد. چه زمین، مریخ یا یک سیارک که استخراج می‌کنیم باشد، چالش یکسان است: اگر پول ما را به سوی یک یوتوپیا در فضا هدایت نکند، این اتفاق رخ نخواهد داد.

    Space.com: تأثیرات شما از صدای علمی‑تخیلی مستحکم مانند اندی ویِر تا روایت‌گران بی‌منطق‌تر گسترش می‌یابد. چگونه ترکیبی از واقع‌گرایی علمی، تخیل پیش‌بینی‌گر و شوخ‌طبعی را ایجاد می‌کنید در حالی که همچنان به جدیت کاوش فضایی احترام می‌گذارید؟

    من کاملاً معتقدم که استقرار در فضا حتمی است. انسان‌ها همواره کاوشگر بوده‌اند، در جستجوی مکان‌های بهتر، مواد بهتر، سیستم‌های بهتر — به عبارت دیگر، پیشرفت. در طول تاریخ، مردم علیه پیشرفت می‌جنگیدند، اما همیشه بازنده بودند. افرادی که در کالسکه‌های اسبی سرمایه‌گذاری کرده بودند، نسبت به خودروها خوشحال نبودند، اما خودروها برای محافظت از صنعت کالسکه‌ها از میان نخواهند رفت؛ زیرا صنعت خودرو سودآورتری دارد. به همان شکل، مستعمره‌سازی در مریخ صرفاً یک فرضیه نیست؛ در حال پیشرفت است. مردم هم‌اکنون به‌طور فعال در پی آن هستند. و پس از استقرار در مریخ، به سمت ماه‌های مشتری یا زحل می‌نگریم. پس از آن، به سیارات خارج از منظومهٔ شمسی چشم می‌دوزیم. این فقط مسألهٔ افق زمانی است.