بلاگ

  • Being Eddie

    «Being Eddie» جدیدترین مستند از سری Hangin’ with an Icon است که به‌زودی روی نتفلیکس منتشر می‌شود. این پلتفرم پیش از این فیلم‌های مستند ارائه داده بود که در آن سلبریتی‌هایی مثل سیلوِستر استالون و مارثا استوارت در قصرهای عظیم خود قدم می‌زدند و به یاد می‌آوردند تمام فراز و نشیبی که پشت سر گذاشتند تا به پدیده‌های ثروتمند و فرهنگی امروز تبدیل شوند. اکنون نوبت ادی مرفی است.

    افسانه‌ٔ کمدی در عمارت کالیفرنیایی‌اش که سقفی قابل باز و بسته شدن دارد، بین‌پرس می‌گوید، خانواده‌اش را سرگرم می‌کند و در این مستند ساده‌وار قسمت‌هایی از برنامهٔ «Ridiculousness» که برای او یک لذت گناه‌آلود است (و او را به فیلم‌های آلِخاندرو جودوروسکی یادآوری می‌کند) تماشا می‌کند. گاهی او می‌نشیند و برای دوربین کارگردان و تدوینگر باتجربهٔ آنگوس وال، در مسیر خاطرات قدم می‌زند، مجلات طرفداران قدیم را ورق می‌زند و دربارهٔ روزهای خود به‌عنوان یک ستارهٔ راک پوشیده در کت چرمی می‌گوید. 

    «Being Eddie» شما را به مسیر صعود شگفت‌انگیز مرفی از «سرقت‌گر صحنه» در «Saturday Night Live» به یک ستارهٔ سطح A سینما می‌برد؛ با فیلم‌های موفقی چون «۴۸ ساعت» و «شرک» و نیز چند شکست مثل «Vampire in Brooklyn» که در مستند به آن اشاره می‌شود، و به‌گونه‌ای الهام‌بخش نسل‌های آیندهٔ کمدین‌ها شد. دیو چپل، کریس روک، کوین هارت و هم‌ستارۀ او در «The Pickup»، پیت دیویدسون، تنها نمونه‌های کوچکی از هم‌عصرانیانی هستند که تأثیر مرفی بر آن‌ها را تأیید می‌کنند.

    مرفی اغلب هنگام صحبت سرش را به‌یک‌سمت می‌انداخت و همزمان به‌عنوان مردی عاقل و خوش‌آهنگ ظاهر می‌شود، در حالی‌که داستان زندگی‌اش را تعریف می‌کند و گویی از این‌که این همه اتفاق برای او افتاده، شگفت‌زده است. این پسر لاغری که روزگاری از روئستفر، لانگ آیلند می‌آمد، هدفش تبدیل شدن به ستاره بود و این هدف زودتر از آنچه انتظار می‌رفت به واقعیت پیوست. او هنوز در اوایل بیست‌سالگی‌اش بود که فیلم «Beverly Hills Cop» او را به یک مگاستار تبدیل کرد. ممکن است فکر کنید مرفی داستان‌های لذت‌جویانه‌ای از آن دوران داشته باشد، اما او قسم می‌خورد که مردی خجالتی و محافظه‌کار است؛ حتی پیشنهاد کوکائین را از جان بلوشی و رابین ویلیامز رد کرد.

    بدیهی است که «Being Eddie» به دورهٔ چنددهه‌ای خودخواستهٔ مرفی از کناره‌گیری از استند‑آپ می‌پردازد. مرفی می‌گوید که مقام افسانه‌ای‌اش مانع از این شد که در کلوپ‌ها مطالب جدید ارائه کند، اما نمی‌توانم نادیده بگیرم که او به سال‌های «خام» و «دیوانه‌وار»‌اش در استند‑آپ نگاه می‌کند؛ برخی از شوخی‌های او، به‌خصوص آن‌هایی که به افراد همجنس‌گرا و زنان می‌پرداختند، دیگر مناسب زمان نیستند و او با کمی خجالت به آن‌ها می‌نگرد. این شوخی‌ها او را به ستاره‌ای تبدیل کردند، اما موجی از کمدی سیاه‌پوست (مانند «Def Comedy Jam») را نیز به وجود آوردند که در آن همجنس‌گرایی، زن‌ستیزی و نمایش‌های بیش از حد مردانه به‌عنوان هنجار مطرح بود. در نگاه به‌عقب، تمام کمدی‌های خانوادگی که او در دههٔ ۹۰ و ۲۰۰۰ آغاز کرد، گویی تلاشی برای جبران دوران جوانی پرخطای او به‌نظر می‌رسند.

    اما همانند مستندهای دیگر نتفلیکس که پیش‌تر اشاره شد، «Being Eddie» تمایل دارد تصویر ایده‌آل و کم‌مشکل‌تری از ستاره‌اش ارائه دهد. جان لندیس به‌طور شگفت‌انگیزی ظاهر می‌شود تا دربارهٔ تجربیات خود در کارگردانی مرفی در «Trading Places» و «Coming to America» روایت کند. اما نه مرفی نه لندیس به برخوردهای مشهورشان در صحنهٔ «America» می‌پردازند. (اگرچه مرفی روزی گفت که لندیس شانس بهتری برای کار دوباره با ویک مورّو دارد تا با خود او، اما آن‌ها برای فیلم نسبتاً فراموش‌شدهٔ «Beverly Hills Cop III» دوباره به‌هم پیوستند.)

    در حالی که هم مرفی و هم مستند فضایی زنده، آرام و صمیمی می‌سازند، اما یک ابر ثابت از مرگ بر این اثر سایه افکنده است. مرفی اعتراف می‌کند که در طول سال‌ها مجبور شده افراد زیادی را از دنیا وداع دهد؛ از مربیان تا دوستان و حتی افرادی که در «SNL» نقش‌شان را بازی می‌کرد. (او هزینه‌ای پرداخت کرد تا به بازیگری که «Buckwheat» اصلی را در «Our Gang» ایفا کرده بود، یک قبر مناسب بدهد.) حتی هم‌پیمانان جوان، سیاه‌پوست دههٔ ۸۰؛ مایکل، پرینس و ویتنی، همگی از بین رفته‌اند. خاطرات و قطعات مصاحبهٔ چارلی مرفی، برادر بزرگ ادی، سرپرست پیشین امنیت و ستارهٔ «Chappelle’s Show» که در سال ۲۰۱۷ به‌دلیل لوسمی درگذشت، هم در سرتاسر این فیلم پراکنده شده‌اند.

  • وب‌تون انتِرتینمنت و وارنر بروس انیمیشن به‌صورت مشترک ۱۰ اقتباس از وب‌کمیک‌های محبوب را تولید می‌کنند

    وب‌تون - وارنر بروس انیمیشن
    وارنر بروس انیمیشن / وب‌تون انتِرتینمنت

    وب‌تون انتِرتینمنت قصد دارد مجموعه‌ای از داستان‌هایی که ابتدا بر روی تلفن‌های همراه منتشر شده‌اند، به‌صورت پروژه‌های انیمیشنی زنده کند، در چارچوب قرارداد جدیدی با وارنر بروس انیمیشن. این دو شرکت قصد دارند به‌منظور توزیع جهانی، توافق‌نامه‌ای برای تولید مشترک ۱۰ سری وب‌کمیک محبوب وب‌تون امضا کنند.

    به‌ گفته شرکت، این همکاری «گسترش چشمگیری در جریان تولید انیمیشن وب‌تون انتِرتینمنت» محسوب می‌شود. پروژه‌ها از پلتفرم‌های کره‌ای و انگلیسی‌زبانی این شرکت انتخاب می‌شوند، به‌همراه پشتیبانی توسعه‌ای از تیم‌های تولید وب‌تون مستقر در ایالات متحده و تیم‌های مربوط به مالکیت معنوی در ژاپن. (شرح چهار عنوان اولیه تحت این توافق در زیر آورده شده است.)

    پروژه‌هایی که وب‌تون قصد دارد با وارنر بروس انیمیشن به‌صورت مشترک تولید کند می‌توانند فیلم یا سریال باشند، اما در حال حاضر هنوز در مرحله اولیه هستند — و تا به‌حال تاریخ انتشار مشخصی تعیین‌نشده است. خالقان وب‌کمیک‌های اصلی وب‌تون مالک حق مالکیت معنوی هستند و طبق قراردادهایشان با شرکت، سهمی از درآمدهای حاصل از پروژه‌های انیمیشنی دریافت خواهند کرد، یانگ‌سو کیم، افسر ارشد استراتژی و رئیس بخش جهانی وب‌تون، اعلام کرد.

    کیِم گفت: «خالقان ما در حال ساختن فرانچایزهایی هستند که مخاطبان نسل Z دوست دارند، و همکاری با وارنر بروس انیمیشن فرصتی فوق‌العاده برای پیشبرد این داستان‌ها همراه با یکی از معتبرترین نام‌های دنیای انیمیشن برای ما فراهم می‌کند.»

    سایر اقتباس‌های وب‌تون انتِرتینمنت در پلتفرم‌هایی چون نتفلیکس، پرایم ویدئو آمازون، کرانچی‌رول سونی و سایر سرویس‌ها در دسترس هستند. شرکای محتوایی این شرکت شامل دیزنی، دیسکورد، هایبی و دی‌سی کامیکس می‌شوند. وب‌تون که پیشگام فرمت وب‌کمیک است، حدود ۱۵۵ میلیون کاربر فعال ماهانه در سراسر جهان دارد.

    وارنر بروس انیمیشن صاحب شخصیت‌های انیمیشنی از کتابخانه‌های دی‌سی، هانا‑باربارا، ام‌جی‌ام و لونی تونز است. اخیراً WBA با همکاری نیو لاین سینما فیلم انیمه اصلی «ارباب حلقه‌ها: جنگ رخیریم» را منتشر کرد و همچنین «روزِی که زمین منفجر شد: فیلم لونی تونز»، که در ۱۴ مارس ۲۰۲۵ توسط کتچپ انتِرتینمنت توزیع شد.

    سام رجیستر، رئیس وارنر بروس انیمیشن، کارتون نت‌ورک استودیو و استودیوهای هانا‑باربارا در اروپا گفت: «یکپارچه‌سازی هنر جهانی‌سطح وارنر بروس انیمیشن و روایت پویا وب‌تون ترکیبی شگفت‌انگیز و فرصتی برای خلق چیزی خاص فراهم می‌کند.»

    سین‌بای کیم، افسر ارشد رشد در LINE Digital Frontier، رهبری تیم انیمیشن جهانی وب‌تون را بر عهده دارد و در نهایی‌سازی توافق‌نامه با وارنر بروس انیمیشن نقش داشته است. به گفته کیم، وب‌تون «توانایی ویژه‌ای برای کشف صداهای اصیل، پرورش جمعیت‌های طرفدار جهانی و ساخت نسل بعدی روایت‌های فرانچایز از پایه دارد… این همکاری با وارنر بروس انیمیشن گامی هیجان‌انگیز در این مسیر است — گامی که برای خالقان، استودیوی ما و هواداران ما امکان‌های نوینی را گسترش می‌دهد.»

    کیِم گفت: «از موفقیت‌های مطرحی چون «زیبایی واقعی»، «کلِواتِس» و «برج خدایان» تا بسیاری دیگر از اقتباس‌های در دست تهیه، ما ثابت می‌کنیم که داستان‌های عالی می‌توانند از صفحه‌نمایش یک تلفن همراه آغاز شوند و به پدیده‌های جهانی سرگرمی تبدیل شوند.»

    لیست اولیه توسعه تحت مشارکت وب‌تون‑WBA شامل عناوین زیر است؛ عناوین بیشتری به‌زودی اعلام می‌شوند:

    • «استاد شمشیر درخشان» اثر هونگ دِی وی، جونو و Q10: به‌نام «فانوس شمالی»، شهر تجاری رونق‌دار شولاریا، در زیر پوسته‌ای تاریک مخفی دارد: محله‌های فقرآمیز تحت سلطه پنج رئیس جنایتکار بی‌رحم. وقتی یتیم زیرک ولاد، که در یک فاحش‌خانه کار می‌کند، متوجه می‌شود که این فاحش‌خانه توسط شوالیه‌ای منفی‌پذیرفته نابود شده، به مسیر شمشیر می‌پیوندد و پیمان می‌بندد که با قدرت شمشیر به دنبال اقتدار باشد.
    • «جنگجوی سخت‌گیر سطح‌بندی» اثر سِه‌هون کیم: به‌عنوان «جنگجوی سخت‌گیر سطح‌بندی»، ایتن بهترین بازیکن بزرگ‌ترین بازی جهان، «ماجراجویی واضح» است. اما وقتی بازیکنی مرموز ایتن را نابود می‌کند و شخصیت او را به سطح ۱ برمی‌گرداند، او برای بازگشت به صدر هر کاری می‌کند. دوستان جدید و دشمنان قدیمی، به‌همراه نیروهای رازآلود و گذشتهٔ تاریک او، در مسیر او خواهند بود تا دوباره آنچه که قبلاً مال او بود را بازپس گیرد.
    • «به‑زمین» اثر پوکی سنپای: کد، زندگی عادی‌اش را به‌تنهایی و بدون اختلال می‌گذارد… تا زمانی که یک دختر فضایی بامزه به حیاط پشت‌بوانش می‌خورد! آیا پذیرش این مهمان از دنیای دیگر، به‌طور ناخواسته دل او را باز می‌کند؟
    • «الف و جنگجو» اثر ای‌سی استوارت، ویکتور راساس دوم: یک جوان نیم‌الف، که به‌همراه گروه خلافکاران و یاغی‌های عمویش سفر می‌کند، با چالش‌ها و حوزه‌های خاکستری ایستادگی به‌عنوان یک قهرمان آشنا می‌شود.
  • اولین تیزر «داستان اسباب‌بازی ۵» یکی از تاریک‌ترین لحظات پیکسر است

    استودیو انیمیشن پیکسر در ناحیه خلیج، فصل بعدی این مجموعه را معرفی می‌کند

    صحنه‌ای از تیزر «داستان اسباب‌بازی ۵»
    صحنه‌ای از تیزر «داستان اسباب‌بازی ۵». تصویر از یوتیوب

    استودیو انیمیشن پیکسر در ناحیه خلیج با یک دنباله برای مشهور‌ترین مجموعه‌اش به ریشه‌های خود بازمی‌گردد، اما اگر تیزر اول سرنخی باشد، اتاق خوابی بونی اندرسون به زودی به مکانی بسیار تاریک تبدیل خواهد شد. «داستان اسباب‌بازی ۵» که برای انتشار در تابستان ۲۰۲۶ برنامه‌ریزی شده است، هم‌اکنون نگاهی اولیه به تغییرات دنیای اسباب‌بازی‌ها از زمان آخرین فیلم این مجموعه در سال ۲۰۱۹ می‌دهد؛ به‌همراه حضور شخصیت جدیدی به نام Lilypad.

    تیزر فشردهٔ ۴۹ ثانیه‌ای، که به‌صورت ناامیدکننده با قطعهٔ موسیقی «Never Tear Us Apart» از INXS همراه است، با تحویل یک بسته به بونی آغاز می‌شود؛ او که در پایان «داستان اسباب‌بازی ۳» مسئول نگهداری اسباب‌بازی‌های اندی شد و در فیلم چهارم به‌عنوان شخصیت اصلی حضور یافت. اسباب‌بازی‌های کلاسیک اندی در مواجهه با این بسته جدید، که یک تبلت سبز روشن به شکل قورباغه است و توسط گرتا لی (از «Past Lives» و «Tron: Ares») صداپیشگی می‌شود، دچار لرزش می‌گردند. همان‌طوری که هر کسی که در سال‌های اخیر در کنار کودکان بوده است می‌داند، تبلت‌ها جاذبه‌ای برای جلب توجه هستند و این برای دوستان قدیمی‌مان وودی و باز خبری خوش نیست. کارگردانی این فیلم بر عهدهٔ آندرو استانتون است که پیش از این کلاسیک‌های پیکسر چون «پیدا کردن نمو»، «وال‑ای» و «پیدا کردن دوری» را به کارگردانی بر عهده داشته است.

    پیکسر پیش از «داستان اسباب‌بازی ۵» قصد دارد فیلم «Hoppers» را که در مارس ۲۰۲۶ منتشر می‌شود، به اکران بگذارد؛ این کمدی علمی‑تخیلی دربارهٔ انتقال ذهن انسان‌ها به بدن حیوانات است و در آن بیور برای نجات زیستگاه خود از یک شرکت ساختمانی می‌جنگد.

    بازگشت به مجموعهٔ «داستان اسباب‌بازی» پس از چند سال پرنوسان برای پیکسر رخ می‌دهد؛ دوره‌ای که فیلم‌هایی مثل «Lightyear» و «Elio» با عملکرد نامطلوب مواجه شدند و شرکت با موجی بزرگ از اخراج‌ها روبرو شد، در حالی که موفقیت تدریجی در گیشه با «Elemental» و موفقیت چشمگیر «Inside Out 2» که تخمین زده می‌شود حدود ۱٫۶ میلیارد دلار درآمد جهانی داشته باشد، در تضاد بود.

    ویدئوی کامل تیزر «داستان اسباب‌بازی ۵» را در زیر مشاهده کنید.

  • «فیلم را خراب کردی»: بازیگر پس از شکست تجاری «کریسیتی» سایدنی سونی را سرزنش کرد

    قدرت زنان 2025: لس آنجلس – Variety
    روبی روز سایدنی سونی را برای ناکامی فیلم «کریسیتی» سرزنش می‌کند و فاش می‌کند که او در ابتدا می‌خواست نقش اصلی را ایفا کند.Jordan Strauss/Invision/AP

    روبی روز، بازیگر استرالیایی و ستاره پیشین «بت‌وومن»، می‌گوید انتخاب سایدنی سونی و شخصیت او علت شروع دشوار تجاری فیلم بیوگرافی بوکس جدید «کریسیتی» بوده‌اند.

    بر پایه آمارهای Box Office Mojo، «کریسیتی» جایگاه سیزدهم را در میان بدترین افتتاحیه‌های تجاری فیلم‌های عرضه‌شده در حداقل ۲٬۰۰۰ سینما به خود اختصاص داد. این فیلم در ۲٬۰۱۱ سینما در سرتاسر کشور به نمایش درآمد و تنها ۱٫۳ میلیون دلار درآمد کسب کرد که به‌متوسط حدود ۶۴۷ دلار در هر سینما است.

    دوشنبه، این بازیگر در پلتفرم Threads سونی را مقصر عدم موفقیت فیلم خواند و فاش کرد که در ابتدا تصمیم به ایفای نقش اصلی توسط روبی روز بوده است.

    روبی روز گفت: «اسکریپت اصلی «کریسیتی مارتین» فوق‌العاده بود؛ زندگی‌ام را دگرگون کرد». او افزود: «من برای ایفای نقش «چری» انتخاب شده بودم. همه‌مان تجربه‌ای با محتوای اصلی داشتیم. در حقیقت اکثر ما همجنس‌گرا بودیم. این بخشی از دلیلی است که در عرصه بازیگری ماندم. از دست دادن نقش‌ها امری مداوم است.»

    بازیگر ادامه داد: «این‌که روابط عمومی او درباره شکست فیلم حرف بزند و بگوید SS این کار را برای «مردم» انجام داده است، غیرقابل‌قبول است. هیچ‌یک از «مردم» نمی‌خواهند شخصی را ببینند که به آن‌ها دشمنی دارد و به‌ظاهر ماست. تو یک احمق هستی و فیلم را خراب کردی. تمام. «کریسیتی» شایستگی بهتر از این داشت.»

    این انفجار خشن روبی روز چند روز پس از آن شد که سونی در اینستاگرام خود از عملکرد فیلم دفاع کرد و گفت: «به‌عمق به این فیلم افتخار می‌کنم» و افزود که این کمپین به ارتقای آگاهی درباره خشونت خانگی کمک کرده است.

    سونی نوشت: «از همه کسانی که این داستان را مشاهده کردند، احساس کردند، باور کردند و برای سال‌ها به آن ایمان خواهند داشت، سپاسگزارم. اگر «کریسیتی» حتی یک زن را به شجاعت گام نخست به سوی ایمنی برساند، ما موفق خواهیم شد». او افزود: «پس بله، به این فیلم افتخار می‌کنم. چرا؟ چون ما همیشه هنر را صرفاً برای عدد نمی‌سازیم؛ بلکه برای تأثیر می‌سازیم. و «کریسیتی» مهم‌ترین پروژه‌ای بوده که تا به‌حال در زندگی‌ام داشته‌ام. ممنونم «کریسیتی». دوستت دارم.»

    با وجود پیغام شخصی‌اش، سونی با واکنش منفی در بخش نظرات این پست مواجه شد؛ کاربرانی وابستگی‌های سیاسی او و جنجال‌های گذشته‌اش را به‌عنوان دلیل انتقاد ذکر کردند.

    «آگاهی درباره خشونت خانگی را افزایش می‌دهید اما از افرادی مانند ترامپ حمایت می‌کنید؟ باید در این زمینه تصمیم‌گیری کنید»، یک نظردهنده نوشت.

    «خیلی دیر شد. پیش از اینکه شهرتت را خراب کنی، من برای این فیلم هیجان‌زده بودم. اما الآن فقط تو را به‌عنوان یک شخص دوست ندارم»، کاربر دیگری گفت.

    این انتقاد تا حدودی از کمپین تبلیغاتی پیشین American Eagle با عنوان «شلوارهای جین عالی» ناشی می‌شود که متهم به داشتن بارهای نژادپرستانه شد.

    در آن زمان، این بازیگر حمایت عمومی از سوی رئیس‌جمهور دونالد ترامپ و معاون رئیس‌جمهور جی. دی. ونس دریافت کرد.

    ترامپ حتی در سایت Truth Social نوشت: «سایدنی سونی، یک جمهوری‌خواه ثبت‌نام‌شده، جذاب‌ترین تبلیغ را منتشر کرده است.»

    در مصاحبه‌ی اخیر با GQ برای تبلیغ «کریسیتی»، سونی به تجربه دریافت حمایت‌های سیاسی در اوج این جنجال اشاره کرد و ساده گفت: «حسی غیرواقعی بود.»

  • دهرمندرا فیلم زنجیر را از سلیم خان به‌قیمت ۲٬۵۰۰ روپیه خرید؛ پس از سوگندی که یکی از اعضای خانواده‌اش به او داد، «جسم مرا می‌بینی»، مجبور به ترک فیلم شد.

    دهرمندرا اولین بازیگری بود که بر ایدهٔ زنجیر شرط‌بندی کرد و در واقع آن را به‌قیمت ۲٬۵۰۰ روپیه خرید. این فیلم بعدها مسیر شغلی امیتاب بچن را تغییر داد.

    دهرمندرا در فیلم زنجیر
    دهرمندرا پس از خریدن مفهوم زنجیر به قیمت ۲٬۵۰۰ روپیه مجبور شد از پروژهٔ زنجیر به کارگردانی پرکاش مهرا کناره‌گیری کند.

    بازیگر باتجربه دهرمندرا نقش‌آفرینی خود را در سال ۱۹۶۰ در سینمای هندی آغاز کرد و در دههٔ دوم کار خود تعادل مناسبی برقرار کرد؛ او هم‌زمان در برخی فیلم‌های اکشن پرطرفدار ظاهر شد و نقش‌های ظریف‌تری را در آثار بیمال روی و هریشیکش موکه‌جی ایفا کرد. در اوایل دههٔ ۱۹۷۰، دهرمندرا یکی از امیدبخش‌ترین بازیگران سینمای هندی بود و نویسنده سلیم خان برای اولین بار ایدهٔ زنجیر را به او معرفی کرد، فیلمی که بعدها مسیر حرفه‌ای امیتاب بچن را تغییر داد. دهرمندرا به شدت تحت تأثیر این فیلم قرار گرفت و واقعاً برای خریدن مفهوم، ۲٬۵۰۰ روپیه پرداخت کرد.

    در کتاب «Written by Salim‑Javed» نوشتهٔ دیپتاکیری چودری، سلیم افشا کرد که پیش از شروع همکاری نوشتاری با جاوید اکبر، «طرح» زنجیر را خلق کرده بود. پدر سلیم، عبدالرضی‌خان، به‌عنوان افسر پلیس در دره‌های چمبال مشغول به کار بود و چند سالی را در آن‌جا گذراند؛ این تجربه بعدها منبع الهام برای فیلم شلای نیز شد. ایدهٔ سلیم برای زنجیر به مبلغ ۲٬۵۰۰ روپیه به دهرمندرا فروخته شد. در این مرحله تصمیم شد دهرمندرا نقش اصلی را ایفا کند و برادرش آجات به‌همراه کارگردان پرکاش مهرا به‌عنوان هم‌تولیدکننده فیلم فعالیت کنند.

    اما بر مبنای گفتهٔ سلیم، برنامه‌ها به‌درستی پیش نرفت و مشارکت تولیدی فروکش کرد؛ بنابراین دهرمندرا پس از خروج برادرش از پروژه، از فیلم کناره‌گیری کرد. پس از خروج دهرمندرا، نقش به دیلیف کومار ارائه شد که او نیز آن را رد کرد. سرانجام این فیلم به دست امیتاب بچن رسید.

    در مصاحبه‌ای پیشین با Instant Bollywood، بابی دیول درباره خروج دهرمندرا از فیلم گفت که یکی از عمه‌های خانواده و پرکاش مهرا مشاجره‌ای داشتند؛ پس از آن از دهرمندرا خواستند فیلم را رها کند. او گفت: «وقتی زنجیر پیشنهادی شد، پدر می‌خواست شرکت کند. اما ما یک عمه داشتیم که به‌نظر می‌رسید مشکلی با پرکاش مهرا داشته باشد. او یک روز به خانه آمد و گفت: «به‌عهد من، اگر این فیلم را بگیرید، بدن من را می‌بینید». بنابراین پدرم مجبور شد از زنجیر صرفنظر کند.»

    در سال ۲۰۲۲، نویسنده جاوید اکبر در گفتگویی با India Today گفت که امیتاب بچن آخرین گزینه برای فیلم زنجیر بود و افزود که دهرمندرا به‌همراه دیگران این فیلم را رد کرده‌اند. به این اشاره، دهرمندرا پاسخ داد: «جاوید، حالت چطوره… در این دنیای پرنمایشی حقیقت‌ها غالباً سرکوب می‌شوند. زنده بمان، من به‌خوبی می‌توانم دل‌ها را شاد کنم… ای کاش جادوی صحبت صریح را هم می‌دانستم.»

    در کنار امیتاب بچن، پرن و جایا بچن نیز در نقش‌های برجسته‌ای در فیلم زنجیر حضور داشتند.

  • فیلم سوپر ماریو گالکسی با تریلر نخست به سوی ستارگان پرواز می‌کند

    همکاری بزرگ بعدی نینتندو و ایلومینیشن در پردهٔ سینما، ۳ آوریل ۲۰۲۶ به گیشه می‌رسد.

    تریلر کامل اولین فیلم سوپر ماریو گالکسی بالاخره منتشر شد و به نظر می‌رسد نینتندو و ایلومینیشن برای اثر انیمیشنی بعدی‌شان کاری بزرگ انجام داده‌اند.

    اگرچه صحنه‌های مختصری از قلمرو قارچ و باسر (جک بلک) که در یک قلعهٔ کوچک اسیر شده است، در تریلر جدید فیلم سوپر ماریو گالکسی دیده می‌شود، اما این تریلر همه را به سوی آسمان هدایت می‌کند؛ زمانی که ماریو (کریس پرات)، لوئیجی (چارلی دی)، توَد (کیگان‑مایکل کی) و پرنسس پیچ (آنیا تیلور‑جوی) به فضا می‌پرند. در این مسیر گروه با باسر جونیور (بنی سافدی) مواجه می‌شود؛ انتقامی که آمادهٔ جنگ است و می‌خواهد پدرش را با قلم‌مو جادویی که می‌تواند اشیاء را به شکل فلزی‌شان تبدیل کند، آزاد کند. سلاح‌های فراوان این خلافکار جوان باعث می‌شود ماریو و همراهانش برای مدتی نسبت به تسلیحات او آسیب‌پذیر باشند. اما قهرمانان همراه با پرنسس روزالینا (بری لارسون) – که به‌نظر می‌رسد نقش قوی‌تری خواهد ایفا کرد – می‌توانند به مقابله بپردازند.

    این تریلر به‌ طور عمده بر صحنه‌های اکشن تمرکز دارد که تیم ماریو در مرکز آن قرار خواهند گرفت؛ هنگامی که از سیاره‌ای به سیارهٔ دیگر می‌پرند تا راهی برای متوقف کردن دشمن جدیدشان بیابند. به‌ طرز جالبی، یوشی در اینجا حضور ندارد. اما با توجه به صحنهٔ پس از تیتراژ فیلم قبلی، احتمالاً می‌توان انتظار داشت که دایناسور کفش‌پوش در نزدیکی تاریخ اکران فیلم سوپر ماریو گالکسی در ۳ آوریل ۲۰۲۶ ظاهر شود.

  • فیلم «Keeper» اوسوگد پرکینز، یک دلیل مهم دارد که طرفداران فیلم‌های ترسناک را سرخوش خواهد کرد

    لیز سعی می‌کند با گوشی‌اش کار کند، در حالی که موجودی پشت سر او در فیلم «Keeper» مخفی شده است

    همان‌طور که اکثر علاقمندان به هارر می‌دانند، این ژانر می‌تواند به تعداد متعددی زیرژانر تقسیم شود و به این ترتیب تقریباً برای هر سلیقه‌ای چیزی دارد. نمونه‌ای کوچک از این زیرژانرها شامل فیلم‌های اسلشر، معمایی روانشناختی، ترس‌های ماورایی (مانند ارواح)، کمدی هارر و یک دسته‌بندی برای تقریباً تمام موجودات اساطیری (مانند خون‌آشام‌ها، گرگ‌وارس‌ها و غیره) است. بدون‌شک، میان این زیرژانرها می‌تواند همپوشانی قابل‌توجهی وجود داشته باشد. با این حال، اکثر فیلم‌ها معمولاً یک زیرژانر را بر دیگران ترجیح می‌دهند، چرا که یکی از جذابیت‌های ذاتی ساخت فیلم‌های ترسناک، استفاده از قالب پیشین و سپس تغییر، انحراف یا گسترش آن است. علاوه بر این، بیشتر کارگردانان هارر سعی می‌کنند در هر فیلم خود تنوعی جدید داشته باشند.

    در اوایل دوران کارگردانی‌اش، اوسوگد پرکینز قصه‌های متنوعی را به شیوه‌ای بسیار خاص روایت کرد. فیلم‌های «The Blackcoat’s Daughter»، «I Am the Pretty Thing That Lives in the House» و «Gretel & Hansel» همگی حامل حس امضای پرکینز از سیر آرام‌سیر و اضطراب‌آمیز هستند؛ اگرچه یکی به موضوعات ماورایی می‌پردازد، دیگری داستانی دربارهٔ ارواح دارد و سومین‌ آن قصه‌ای از نوع افسانه‌ای است. فیلم موفقیت‌آور پرکینز، «Longlegs»، به‌نظر می‌رسد تجمیعی از این سبک خاص باشد. پس از این موفقیت، به‌نظر می‌رسد پرکینز قصد دارد خلاقیت خود را تا حد ممکن گسترش دهد. «The Monkey» امسال یک تغییر ناگهانی و وحشیانه بود؛ اقتباسی از استیون کینگ که با حس «Final Destination» ترکیب شده بود. «Keeper» این هفته نیز یک چرخش دیگر است؛ هرچند به‌راحتی می‌توان آن را فیلمی پرکینزی شناخت، اما به مجموعه‌ای گسترده از زیرژانرهای هارر می‌پردازد. من این فرصت را داشتم که فیلم را پیش از اکران ببینم و معتقدم که به‌دلیل یک دلیل مهم، علاقه‌مندانی که به هارر می‌پردازند را سرخوش خواهد کرد: تنوعی که در آن به‌وجود می‌آید، مخاطب را در حالت حدس و گمان نگه می‌دارد.

    ‘Keeper’ یک کاسهٔ بزرگ از ترکیب‌های فیلم‌های ترسناک است

    لیز و مالکم به‌صورت تهدیدآمیز از پنجره به بیرون نگاه می‌کنند در فیلم «Keeper»

    تا به‌حال حجم زیادی از حدس‌وگمان‌ها دربارهٔ معنای دقیق «Keeper» وجود داشته است، چرا که این فیلم از زمان فیلم‌برداری‌اش در تابستان ۲۰۲۴، به‌صورت کاملاً مخفی و پوشیده نگه‌داشته شده است. در مواجهه با چنین وضعیتی، بعضی افراد بدترین سناریو را تصور می‌کنند، در حالی که دیگران انتظاری برای پیچیدگی‌ها یا شگفتی‌های بزرگ دارند. اما این وضعیت برای «Keeper» صادق نیست؛ این فیلم شبیه آثار ام. نایت شایمالن که سعی در فریب دادن مخاطب دارند، نیست. در عوض، پرکینز یک «کاسهٔ بزرگ» ترکیبی از ژانرهای ترسناک ساخته است؛ فیلمی که در طول زمان پخش‌اش به‌صورت مستمر تغییر و تحول می‌کند اما در پایان حس یکپارچگی دارد.

    از این نقطه، «Keeper» مجموعه زیرژانرهای خود را گسترش می‌دهد. به ژانر هیجان‌انگیز «زن تنها با ترس‌ها یا تهدیدی» که رومن پولانسکی از طریق فیلم‌هایی چون «Repulsion» و «Rosemary’s Baby» به عرصه معرفی کرد، پرداخته می‌شود. سپس به‌آرامی عناصر هارر فولکلوریک، هارر قصه‌های عامیانه، تعقیب‌گرهای قاتل سریالی، موجودات عجیب، و حتی (به‌طرز غیرمستقیم) اسطورهٔ خون‌آشام را نیز در بر می‌گیرد. در تمام این مدت، پرکینز توانسته حس یک‌پارچه بودن فیلم را حفظ کند. بدون شک، «Keeper» شبیه عروسکی ماتریوشکاست؛ مجموعه‌ای از لایه‌های متفاوت که هر کدام به‌صورت یک واحد در کنار هم قرار گرفته‌اند.

    ‘Keeper’ ادامه‌دهندهٔ سنت فیلم‌های دو‌نقشه‌ای هارر است

    در فیلم «The Caller»، «The Caller» و «The Girl» به بازی شطرنج می‌پردازند

    علیرغم تنوع بی‌شمار زیرژانرها و تأثیرات موجود در این فیلم، «Keeper» یک زیرژانر اصلی هارر دارد: هیجان‌انگیز دو‌نقشه‌ای. «دو‌نقشه‌ای» یک زیرژانر است که در فیلم‌های عمومی دیده می‌شود، اما زمانی که این ساختار در هارر به‌کار رود، ویژگی خاصی به‌دست می‌آید. سازمان ساده و زیبا آن — به‌طوری که فیلم حول دو شخصیت اصلی می‌چرخد — به‌کارگیری مؤثر هارر از رقص‌های حرکتی، زمان‌بندی دقیق و غیره را تقویت می‌کند. همگی فیلم‌هایی مانند «Deathtrap»، «Misery»، «Red Eye» و «Creep» در این دسته قرار می‌گیرند که نشان می‌دهد این چارچوب می‌تواند با زیرژانرهای مختلف هارر ترکیب شود.

    اگرچه پرکینز و نویسندهٔ سناریو نیک لپارد هنوز تأثیرات شخصی خود را در ساخت «Keeper» فاش نکرده‌اند، من احساس می‌کنم این فیلم به‌خصوص به دو نمونه نزدیک است. اولین نمونه «Scare Me» اثر جاش روبن (۲۰۲۰) است که در آن یک نویسندهٔ ناامید (روبن) و یک نویسندهٔ هارر شناخته‌شده (آیا کش) سعی می‌کنند یکدیگر را در یک شب طوفانی در کلبه‌ای گیر‌انداخته، ترسانند؛ اما کدورت‌های نهفته‌شان به اقداماتی بالقوهٔ مرگبار تبدیل می‌شود. همانند «Keeper»، این فیلم از نظر روحیهٔ آنتولوژی عمل می‌کند اما از نظر ساختار؛ داستان‌ها تنوعی از زیرژانرها را فراهم می‌آورند. نمونهٔ دیگر «The Caller» سال ۱۹۸۷ است؛ جواهری کمتر دیده‌شده از کارگردان آرتور آلن سایدلمان و نویسندهٔ مایکل اسلون، با بازی مادلین اسمیت و مالکوم مک‌دول به‌عنوان زوجی که به‌طور ناخواسته در کلبه‌ای دوردست در جنگل ملاقات می‌کنند. این فیلم، همانند «Keeper»، جایی است که هیچ‌چیزی به‌ظاهر آن‌چه به نظر می‌رسد نیست و روایت آن همچون لایه‌های پیاز به‌تدریج باز می‌شود. اگرچه هنوز مشخص نیست که مخاطبان عمومی چه نظری دربارهٔ آزمایش جدید پرکینز خواهند داشت، اما حس می‌کنم که علاقه‌مندان به هارر حداقل به‌دلیل جسارت و تنوع آن، قدردانی خواهند کرد.

    «Keeper» از تاریخ ۱۴ نوامبر ۲۰۲۵ در تمام سالن‌های سینما به نمایش می‌رسد.

  • نوجوانی با انیمیشن‌های لگو، امپراتوری یوتیوب می‌سازد

    لوگان کاپلان، بنیان‌گذار شرکت Republic Studs، به برنامهٔ ‘Fox & Friends’ می‌پیوندد تا بگوید چگونه یک سرگرمی را به کسب‌وکاری تبدیل کرد که تیمی از انیماتورها را برای تولید ویدیوهای انیمیشن‌دار با لگو به کار می‌گیرد.

  • ۳ ازدواج ناموفق، پس از مرگ پدر با بدرفتاری مواجه شد؛ از خستگی بالیوود دست کشید

    لکی علی به خاطر زندگی به دلخواه خودش معروف است. اخیراً، خوانندهٔ O Sanam دربارهٔ زندگی، ازدواج‌ها و دل‌سردی‌اش صحبت کرد.

    خواننده‌ای که به خاطر صدای دلنشین و آهنگ‌های بی‌زمان مثل O Sanam و Na Tum Jano Na Hum شناخته می‌شود، اخیراً دربارهٔ تصمیم خود برای فاصله‌گیری از بالیوود گفت.

    خواننده‌ای که به خاطر صدای دلنشین و آهنگ‌های بی‌زمان مانند O Sanam و Na Tum Jano Na Hum شناخته می‌شود، اخیراً دربارهٔ تصمیم خود برای فاصله‌گیری از بالیوود صحبت کرد. (تصویر: اینستاگرام)

    او گفت که با او بدرفتاری شد؛ اما ترک صنعت به‌دلیل سمی بودن آن نبود، فقط به‌دلیل خستگی بود.

    او گفت که با او بدرفتاری شد اما ترک صنعت به‌دلیل سمی بودن آن نبود؛ فقط به‌دلیل خستگی این کار را کرد. (تصویر: اینستاگرام)

    در گفت‌وگویی با Navbharat Times، او گفت که پس از مرگ پدر، هیچ دوستی ندارد و احساس تنهایی می‌کند.

    در گفت‌وگویی با Navbharat Times، او اظهار کرد که پس از مرگ پدر، هیچ دوستی ندارد و احساس تنهایی می‌کند. (تصویر: اینستاگرام)

    او گفت: «در میان راه، فیلم‌سازی می‌کردم و آهنگ می‌خواندم، اما زمانی رسید که نمی‌دانستم گام بعدی چیست. می‌خواستم به شیوهٔ خودم بخوانم. O Sanam نتیجهٔ این جستجوی آزادی بود. در سال ۲۰۱۵، فاصله‌ای از صنعت برداشتم. بله، با من بدرفتاری شد، اما از سمی بودن صنعت فرار نکردم؛ صرفاً خسته شدم.»

    او گفت: «در میان راه، فیلم‌سازی می‌کردم و آهنگ می‌خواندم، اما زمانی رسید که نمی‌دانستم گام بعدی چیست. می‌خواستم به شیوهٔ خودم بخوانم. O Sanam نتیجهٔ این جستجوی آزادی بود. در سال ۲۰۱۵، از صنعت فاصله گرفتم. بله، با من بدرفتاری شد، اما از سمی بودن صنعت فرار نکردم؛ صرفاً خسته شدم.» (تصویر: اینستاگرام)

    لکی علی با آلبوم نمادین Sunoh وارد عرصه شد و در جایزهٔ Best Pop Male Vocalist در مراسم Screen Awards سال 1996 و جایزهٔ Channel V Viewers’ Choice سال 1997 برنده شد. سپس با Sifar، Aks و Kabhi Aisa Lagta Hai ادامه داد و تأثیر ماندگاری بر پاپ هندی گذاشت. به‌دلیل صدای دلنشینش، او همچنین آهنگ‌های موفق بالیوود مانند Ek Pal Ka Jeena، Na Tum Jaano Na Hum، Aa Bhi Jaa و Anjaani Raahon Mein را اجرا کرد و با آهنگسازانی نظیر A.R. Rahman، Vishal–Shekhar و Mikey McCleary همکاری کرد.

    لکی علی با آلبوم نمادین Sunoh وارد عرصه شد و در جایزهٔ Best Pop Male Vocalist در مراسم Screen Awards سال 1996 و جایزهٔ Channel V Viewers’ Choice سال 1997 برنده شد. سپس با Sifar، Aks و Kabhi Aisa Lagta Hai ادامه داد و تأثیر ماندگاری بر پاپ هندی گذاشت. به‌دلیل صدای دلنشینش، او همچنین آهنگ‌های موفق بالیوود مانند Ek Pal Ka Jeena، Na Tum Jaano Na Hum، Aa Bhi Jaa و Anjaani Raahon Mein را اجرا کرد و با آهنگسازانی نظیر A.R. Rahman، Vishal–Shekhar و Mikey McCleary همکاری کرد. (تصویر: اینستاگرام)

    در مورد زندگی و ازدواج‌ها، خواننده گفت: «من سه بار ازدواج کردم، هر بار در یک کشور متفاوت، و هر وضعیت منحصر به‌فرد بود. حتی پدرم در خارج از هند ازدواج کرد؛ بنابراین خانه‌مان همیشه بسیار جهانی بود. هیچ‌یک از ازدواج‌هایم موفق نشد، اما تمام روابطم همچنان زنده‌اند. ما با هم زندگی نمی‌کنیم، اما همیشه برای یک‌دیگر حاضریم.»

    در مورد زندگی و ازدواج‌ها، خواننده گفت: «من سه بار ازدواج کردم، هر بار در یک کشور متفاوت، و هر وضعیت منحصر به‌فرد بود. حتی پدرم در خارج از هند ازدواج کرد؛ بنابراین خانه‌مان همیشه بسیار جهانی بود. هیچ‌یک از ازدواج‌هایم موفق نشد، اما تمام روابطم همچنان زنده‌اند. ما با هم زندگی نمی‌کنیم، اما همیشه برای یک‌دیگر حاضریم.» (تصویر: اینستاگرام)

    لکی اولین بار با Meaghan Jane McCleary ازدواج کرد و دو فرزند به نام‌های Ta'awwuz و Tasmiyah دارد. دومین ازدواج او با اینایا، یک زن ایرانی، بود و دو فرزند سارا و رایان به‌اشتراک گذاشتند. در سال ۲۰۱۰، او با مدل بریتانیایی و ملکه پیشین زیبایی Kate Elizabeth Hallam ازدواج کرد؛ آن‌ها پدر و مادر پسری به نام Dani Maqsood Ali هستند.

    لکی اولین بار با Meaghan Jane McCleary ازدواج کرد و دو فرزند به نام‌های Ta’awwuz و Tasmiyah دارد. دومین ازدواج او با اینایا، یک زن ایرانی، بود و دو فرزند سارا و رایان به‌اشتراک گذاشتند. در سال ۲۰۱۰، او با مدل بریتانیایی و ملکه پیشین زیبایی Kate Elizabeth Hallam ازدواج کرد؛ آن‌ها پدر و مادر پسری به نام Dani Maqsood Ali هستند. (تصویر: اینستاگرام)

  • ناصرالدین شاه در واکنش به انتقاد فرهان اکتار از «اظهارات نامطلوب»: «بیانیه‌ام بزرگنمایی شده است»

    ناصرالدین شاه به واکنش فرهان اکتار که اظهارات او را «نامطلوب» خواند، پاسخ داد؛ او با این که تأیید کرد فرهان حق دارد ناراحت باشد، اما افزود که بیانیه‌اش «بزرگ‌نمایی شده» است.

    واکنش ناصرالدین شاه به اظهارات فرهان اکتار
    نقش ناصرالدین شاه در واکنش به اظهارات فرهان اکتار. (عکس: آرشیو Express، فرهان/اینستاگرام)

    به‌تازگی، فرهان اکتار به اظهارات قدیمی ناصرالدین شاه که عملکرد او را در فیلم ۲۰۱۳ «Bhaag Milkha Bhaag» نقد کرده بود، اشاره کرد. این بازیگر‑کارگردان اذعان کرد که نظرات ناصرالدین برای او «نامطلوب» بود و غیرضروری. اکنون ناصرالدین شاه به بیانیه فرهان واکنش نشان داده و تأیید کرده که فرهان حق دارد ناراحت باشد، اما همچنین روشن کرده که نقل‌قول او «بزرگ‌نمایی شده» است.

    در گفت‌وگو با HT City، شاه گفت: «او حق دارد، اما به نظرم بیان من کمی بزرگ‌نمایی شده است». وقتی دربارهٔ بخش‌های بزرگ‌نمایی‌شده پرسیده شد، این ۷۵‑ساله اظهار کرد: «فکر نمی‌کنم برای درک این نکته نیاز به نبوغ داشته باشید! هر دو بیانیه را بخوانید.»

    نظرات ناصرالدین شاه چه بود

    در سال ۲۰۱۳ ناصر، به‌صورت علنی عملکرد فرهان را در «Bhaag Milkha Bhaag» انتقاد کرد. وی به روزنامه The Times of India گفت: «من به فرهان اکتار اهمیتی نمی‌دهم و فیلم‌های او را تماشا نمی‌کنم. اولین فیلم او، Dil Chahta Hai را دوست داشتم. او شخصی فوق‌العاده است و جنبه‌های زیادی دارد. فردا تعجب نخواهم کرد اگر بشنوم که او یک شام ده‌دوره‌ای را به‌سزا تمام پخت. او می‌خواند، بازی می‌کند، فیلم‌ساز است و می‌نویسد. فکر می‌کنم عالی است که او هر کاری که می‌تواند می‌کند. من طرفدار خاصی از بازیگری یا فیلم‌های او نیستم، اما به او احترام می‌زارم.»

    در مصاحبه‌ای دیگر با IANS، ناصر شاه «Bhaag Milkha Bhaag» را «فیلمی کاملاً ساختگی» نامید و نقش فرهان در تجسیم ملکھا سینگ را نقد کرد. او گفت: «بدون شک فرهان سخت کار کرده، اما ساختن عضله و رشد موی سر دقیقاً نشانگر سخت‌کوشی در بازیگری نیست. حداقل باید سعی می‌کرد شبیه ملکھا باشد. ملکھا از او خوشنود است و او تصور می‌کند که این زندگیش بوده؛ تصور می‌کند که او به این شکل بوده. آیا عکس‌های خودش از المپیک‌های دههٔ ۶۰ را ندارد؟»

    فرهان چه گفت؟

    در گفت‌و‌گویی اخیر با India TV، فرهان به اظهارات قدیمی ناصرالدین شاه واکنش نشان داد و انتقاد عمومی او را «نامطلوب» نامید. او گفت: «من سال‌هاست او را می‌شناسم؛ در فیلم «Zindagi Na Milegi Dobara» با هم کار کردیم. او از زمان کودکی مرا می‌شناسد. او یک اجراگر عالی و بازیگر بزرگ است، اما چیزی که من دوست نداشتم این بود که اگر می‌خواهید من در کارم پیشرفت کنم، راهی برای بیان این موضوع وجود دارد.»

    فرهان افزود: «من تلفنی را برداشتم و شخص را دعوت می‌کردم که به خانه بیاید. فیلم شما را تماشا کردم و نکات کمبود آن را پیدا کردم؛ اگر به بازیگری علاقه‌مند هستید، باید روی این موارد کار کنید. این یک روش برای ارتباط است. اما رفتن به رسانه‌ها و گفتن این … برایم نامطلوب بود. به‌جز این، اگر او از آن خوشنود نیست، این نظر اوست و من نمی‌توانم آن را تغییر دهم — او حق دارد نظراتش را داشته باشد.»