نوشتهٔ نیکلاس باربر

سومین قسمت از فرنچایز پرفروش و پرطرفدار جیمز کامرون «۱۹۷ دقیقه گرافیکهای اسکرینسیور، دیالوگهای سنگین، طرحپریشان و معنویت هپی‑دپی نوین» است.
آواتار و آواتار: راه آب دو فیلم از پرفروشترین آثار تاریخ هستند، بنابراین دشوار است که جیمز کامرون را به خاطر ادامه دادن این سری ماجراجویی علمی‑تخیلی سرزنش کنید. اما قسمت سوم، آواتار: Fire and Ash، بهوضوح نشان میدهد که او باید در حالی که هنوز پیشرو است، دست بکشد. هر آواتار تاکنون طولانیتر و بدتر از نسخهٔ قبلیاش بوده و این نسخه – که نیم ساعت بیش از نسخهٔ اصلی ۲۰۰۹ طولانیتر است – شامل ۱۹۷ دقیقه گرافیکهای اسکرینسیور، دیالوگهای سنگین، طرحپریشان و معنویت هپی‑دپی نوین است. تفکر اینکه کامرون هنوز دو دنبالهٔ دیگر برنامهریزی کرده است، ترسناک است. تا چه حد میتوانند بیشتر طولانی و خودشیفته شوند؟
سختترین نکته توهینآمیز این است که حتی با این زمان نمایش پیشپاافتاده و طولانی، آواتار: Fire and Ash بهعنوان یک فیلم مستقل با آغاز، میانه و پایان کار نمیکند. کامرون بدون هیچگونه سازشی برای بینندگانی که از طرفداران خاص این سری نیستند، فرض میکند که ما پیشاپیش عمیقاً در شخصیتها، روابط آنها و محیطشان سرمایهگذاری کردهایم؛ بنابراین یک داستان کامل و پیشبردی برای ما غیرضروری است.
در حالی که آواتار اول بهطور شگفتانگیزی آیندهنگر بهنظر میرسید، فیلم سوم بهنظر میآید که بقایای دورهای پیشین است.
احساس میکنیم که هزاران سال نوری از هیجان فیلم اول فاصله داریم. ایدهٔ این فیلم این بود که نژاد انسانی زمین را اینچنین بهفاجعهدیدهای تبدیل کرده بود که تصمیم گرفت منابع معدنی یک ماه بهشتمانند بکر به نام پاندورا را استخراج کند. این طرح توسط ساکنان آبیپوست نایویهای پاندورا محبوب نبود؛ اما یک نیرویدریایی انسانی به نام جیک سالی (سم ورتینگزون) ذهن خود را به بدن یک ترکیب نایوی‑انسان منتقل کرد تا بتواند با بومیان ارتباط برقرار کند. او سپس عاشق پرنسس نایوی نیتیری (زوئی سلدانا) شد و بههمراه قبیلهاش در مقابل مهاجمان از زمین میجنگید. بهطور خلاصه، آواتار شبیه به Poc
وضعیت کنونی این است که نایویها هنوز در برابر ارتش انسانی میجنگند، اما بهنظر میرسد کامرون دیگر به جیک و نیتیری علاقهمند نیست و ترجیح میدهد با فرزندان نوجوان آنها وقت بگذراند. این یک اشتباه فاجعهآمیز است. سم ورتینگزون شاید پرکاراکتریستترین بازیگر جهان نباشد، اما حداقل نقش او متمایز بود؛ در حالی که گاهی تشخیص اینکه کدام یک از فرزندان تقریباً لخت جیک و نیتیری کدام است دشوار است و همه آنها بهطور یکسان اذیتکنندهاند. هر از گاهی یک نبرد بزرگ رخ میدهد یا برخی دانشمندان انسانی که مدتها در فیلم حضور نداشتهاند ظاهر میشوند. گاهی باید از بحثهای طولانی و پراحترام دربارهٔ باورهای نایویها عبور کنیم. و گاهی نگاههای تحریکآمیز به تریلر اکولوژیکی جدی با تضاد امپراتوری‑متمردان که فیلم میتوانست باشد، میبینیم. اما بهطور اساسی، آواتار: Fire and Ash یک صابوننامهٔ کالیفرنیایی است که در آن مردان موجسوار با موهای dreadlocked سوار بر اژدها میشوند و عبارات زیر را فریاد میزنند: «این دیوانهوار بود، رفیق» و «این باحاله، داداش!».
آواتار: Fire and Ash
کارگردان: جیمز کامرون
بازیگران: سام ورتینگزون، زویی سلدانا، سیگورنی ویور، استیون لانگ
مدت زمان: ۳ ساعت ۱۷ دقیقه
تاریخ انتشار: ۱۹ دسامبر بهصورت بینالمللی
درست است که بخش بزرگی از جذابیت شکستن رکوردهای این فرنچایز بر پایهٔ صحنهٔ مردان موجسوار سوار بر اژدها ساخته شده است، اما محیط فرازمینی دیگر آنچنان درخشان بهنظر نمیآید که زمان گذشته. این بخشی به این دلیل است که پاندورا دیگر نوآوری خود را از دست داده است. ما اکنون نه ساعت از همان پسزمینهٔ شبهاستوایی یکسان داشتهایم، و در این لحظه «استار وارز» ما را به حدود ۱۰ سیارهٔ متفاوت برده بود. اما نکتهٔ عجیب این است که در حالی که آواتار اول بهطرز شگفتانگیزی آیندهنگر بهنظر میرسید، فیلم سوم بهنظر میآید که بقایای دورهای پیشین است.
دورهای در دههٔ ۲۰۱۰ وجود داشت که قسمتهای فیلمهای «Planet of the Apes» و «The Hobbit» بهصورت مستمر منتشر میشدند و مخاطبان مجبور بودند عینکهای سهبعدی بزنند تا شخصیتهای تولیدشده توسط کامپیوتر، که توسط بازیگران با لباسهای ضبط حرکت به تصویر کشیده میشدند، در جهانهای دیجیتال پرسه بزنند. آن زمان، پاندورا حس غوطهوری میداد و بهطور ترسناکی واقعی بهنظر میرسید. اکنون فقط کهنه بهنظر میآید – آزمایشی که زمانش بهپایان رسیده. مطمئن نیستم که این به این دلیل است که جلوههای ویژه واقعاً نسبت به گذشته بدتر شدهاند یا اینکه سبک فیلمسازی دیگر خستهکننده شده است، اما Avatar: Fire and Ash بهناهمچنان غیرواقعی و غیرغوطهور است همانند یک بازی آرکید قدیمی. همه چیز در آن بهاندازهٔ مصنوعی است که وقتی یک نایوی از اژدهای خود در میانهٔ پرواز سقوط میکند، هیچ حس خطری وجود ندارد: حتی اگر بتوانید تشخیص دهید کدام یک است، احساس میکنید میتوانید دکمهٔ «ادامه بازی» را فشار دهید و آنها به همانطور ادامه میدهند.
بههرحال، با دو دنبالهٔ دیگر از آواتار در پیش، چه احتمال دارد که هریک از شخصیتهای اصلی بهطور جدی آسیب ببینند؟ اگر کامرون به خواست خود برسد، ما شش ساعت دیگر تا پایان این حماسه داریم – و احتمالاً این مدت بیشتر از آن بهنظر خواهد رسید.
★☆☆☆☆
دیدگاهتان را بنویسید