بررسی «الا مک‌کی»: جدیدترین شکست جیمز ال. بروکس بیش از حد به شخصیت‌هایش مشغول است تا عیوبشان را ببینند

بررسی «الا مک‌کی»: جدیدترین شکست جیمز ال. بروکس بیش از حد به شخصیت‌هایش مشغول است تا عیوبشان را ببینند

معمولاً نقص‌ها هستند که فیلم‌های کارگردان «Terms of Endearment» را به‌گونه‌ای قابل‌ارتباط می‌سازند، اما در این پرترهٔ ناهنجار از یک سیاست‌مدار پرکمال، شخصیت‌ها تا حدی ساختگی‌اند که به‌ظاهر هیچ‌گونه عیبی ندارند.

بررسی «الا مک‌کی»: جدیدترین شکست جیمز ال. بروکس بیش از حد به شخصیت‌هایش مشغول است تا عیوبشان را ببینند
استودیوهای قرن بیستم

بیل کلینتون در سن ۳۱ سالگی، که به‌طوردی شگفت‌انگیز جوان بود، به‌عنوان فرماندار انتخاب شد. سارا هاکابی ساندرز نیز این دستاورد را در سن ۴۰ سالگی به‌دست آورد. در «الا مک‌کی»، شخصیت اصلی در سن نسبتاً جوان ۳۴ سالگی به بالاترین مقام ایالت خود صعود می‌کند. واژهٔ «نسبتاً جوان» کلیدواژهٔ اصلی است؛ زیرا نویسنده‑کارگردان جیمز ال. بروکس آن‌قدر دل‌سوز است که به الا (مک‌کی) «دندان‌های تیز» یا «پوست فوق‌العادهٔ ضخیم» که هر کس برای بقا در عرصه سیاست نیاز دارد، نمی‌بخشد.

در حالی‌که به‌نظر می‌رسد این اثر تلاشی محاسبه‌شده برای ساخت فیلمی شبیه آثار فرانک کاپرا باشد — بیشتر شبیه «آقای دیِدس به شهر می‌رود» تا «آقای اسمیت به واشنگتن می‌رود» و با جدایی شگفت‌انگیز از واقعیت — یک سیاست‌مدار نوپای باهوش توسط خانوادهٔ ناپایدار خود حواس‌پرت می‌شود و در نهایت به‌دست آن‌ها رها می‌گردد. الا به‌عنوان معاون فرماندار یک ایالت نامشخص خدمت می‌کند؛ دو سیاست مهم او شامل انحلال بانک تلفنی (جایی که سیاست‌مداران ساعت‌های بی‌شماری را صرف جمع‌آوری پول می‌کنند، به‌جای گوش دادن به نگرانی‌های رای‌دهماران) و اجرای طرح دندانی احمقانه ولی جذاب به نام «معلم‌های دندان» است که هدف آن ایجاد لبخندهای پر‌افتخار بر روی چهرهٔ همه است.

بروکس، ای روح نیکو او، به‌راستی باور دارد که لبخند دنیا را به‌جای بهتری تبدیل می‌کند.

در طول کاری که شامل سریال‌های تلویزیونی برجسته‌ای مانند «نمایش مری تایلور مور»، «تاکسی» و «سیمپسون‌ها»، فیلم‌های برنده جایزه اسکار (از «Terms of Endearment» تا «As Good as It Gets») و چندین فاجعه (مانند «من هر کاری می‌کنم»، رمانتیک موزیکالی که به‌خوبی از آهنگ‌هایش خالی شد) می‌شود، معمار این‌چنین شخصیت‌های جذاب و ناقص، تعهدی صادقانه به‌دیدن بهترین‌های مردم نشان داده است. نه «شیطان» در «Broadcast News» یا پدر و شوهر خودخواه الا در این فیلم، بلکه ایدئالیست‌هایی که در جهانی که سعی در فاسد کردنشان دارد، به‌دست دل‌هایشان وفادار می‌مانند.

امروزه به‌نظر می‌رسد این جهان برنده می‌شود، که شاید دلیل این باشد که بروکس داستان «الا مک‌کی» را به سال ۲۰۰۸ برمی‌گرداند — «دوره‌ای بهتر» که «ما هنوز یکدیگر را دوست داشتیم»، بر پایهٔ صدای خشنق جولی کاونر (همان بازیگری که در سیتی‌کم موفق بروکس نقش مارج سیمپسون را ایفا می‌کند و به‌عنوان دستیار شیفتهٔ الا، استل ظاهر می‌شود). استل در ابتدای فیلم اعتراف می‌کند: «من دیوانه‌وار به او علاقه‌مندم»، و واضح است که او تنها نیست؛ بروکس شخصیت‌های زیبای ناقص می‌نویسد، اما داشتن شخصیت نیک‌قلب با استانداردهای غیرقابل‌رسیدنی (و کفش‌های شکسته، همان‌طور که در پوستر فیلم نشان داده شده) برای الا نقصی محسوب نمی‌شود.

همان‌گونه که ملون ادال (Melvin Udall)، نامی که کمتر دل‌پذیر است، جک نیکولسون روزی به‌خوبی گفت: «تو باعث می‌شوی که بخواهم مرد بهتری باشم». در اینجا، شاید زنی بدتر می‌توانست نسبت به دختری که بروکس به‌ما می‌دهد، جذاب‌تر یا قابل‌ارتباط‌تر باشد. او از همان ابتدا به‌سرعت به دوران دبیرستان الا بازمی‌گردد؛ زمانی که الا برگه‌ای با نمره A+ به خانه می‌آورد که معلمش روی آن نوشته: «تو می‌توانی نیرویی برای خیر باشی» — و واضح است که او این پیام را با تمام وجود می‌پذیرد. در همان دوران، خوش‌بینی الا با یک سلسله افت‌وخیزها مواجه می‌شود.

پدر او، ادی (وودی هارلسون)، به‌دلیل تخلفات جنسی در محل کار از کار برکنار می‌شود، و مادرش، کلیر (ربکا هال)، دل‌شکسته و خجالت‌زده می‌میرد — اما پیش از این که بمیرد، الا را به عمه‌اش هلن (جیمی لی کورتیس، که زمان‌بندی طنزی‌اش برای این سرپرست صادقانه بسیار مناسب است) برای سال آخر دبیرستان سپرده می‌کند. بعدها می‌فهمیم که مانع اصلی پیشرفت او یک همکلاسی پرمحبت به نام رایان (جک لاودن) است؛ او «بمبی ساعت‌دار» برای مسیر سیاسی الا است که به‌درستی به هلن می‌گوید: «فکر نمی‌کنم کسی برای او کافی باشد».

تماشا کردن یک فیلم متوسط‌رده از جیمز ال. بروکس مانند این، که هر خط گفتار به‌قدری صیقل داده می‌شود که تقریباً بی‌روح می‌ماند (به‌نفع قابلیت نقل قول)، می‌تواند حس کند که در بخش کارت‌های تبریک فروشگاه داروخانهٔ محلی‌تان مرور می‌کنید. شخصیت‌های بروکس با نکات تلنگری فوق‌العاده بلیغ سخن می‌گویند — مانند باور فرماندار پیشین بیل مور (آلبرت بروکس) که با رفتن به سمت‌کاری، الا را به‌طور پیش‌فرض به سمت این مقام می‌کشاند؛ او می‌گوید: «برای انجام هر کاری، باید آدم‌های احمق داشته باشید تا احساس کمتری از نادانی داشته باشند». برخی از این نکات تو را به خنده یا آهی از تحسین می‌اندازند؛ برخی دیگر باعث ناله می‌شوند. اما هیچ‌یک حتی به‌صورت جزئی شبیه گفتار انسانی نیست.

اگر همه این‌قدر به‌الا دیوانه‌وار عشق می‌ورزند، چرا هر بار که او شروع به حرف زدن می‌کند، گوش مردم مسدود می‌شود؟ شاید فقط هلن، استل و رانندهٔ احمق الا، تروپر ناش (کومایل ننجیانی)، باشند که ایمان بروکس به او را به‌اشتراک می‌گذارند. در مراسم افتتاحیهٔ الا به‌عنوان فرماندار، او سخنرانی طولانی و پرجزئیات دربارهٔ برنامه‌های خود در مقام ارائه می‌دهد. در حالی که جمعیت خسته می‌شود، شکی وجود دارد که الا بتواند یک انتخابات معتبر را بگیرد، و اگرچه مک‌کی (که یک‌بار نقش فیزیک‌دانی به نام باربی در مقابل مارگو راببی ایفا کرده بود) به‌نظر می‌رسد زنی حرفه‌ای، اضطراب‌زا اما توانمند؛ شخصیت او که به‌طرز عجیبی ساده‌دل است می‌تواند شبیه الی وودز، نسخهٔ پرتوان «قانونی بلوند» با موهای قهوه‌ای باشد.

زمانی که الا به‌منصب می‌رسد، باید تصمیم بگیرد که آیا به تقاضای اخاذی یک خبرنگار تسلیم شود یا نه. پدرش پس از اینکه تنها چند دقیقه از صحنه ناپدید شد، برای طلب بخشش دوباره ظاهر می‌شود. و او به‌ظاهر بی‌دلیل نگران برادر کوچکترش، کیسِی (اسپایک فئرن)، که سالانه دو میلیون دلار درآمد دارد و به‌کامپیوترش چسبیده است، نشان می‌دهد. هیچ‌یک از این‌ها به‌خصوص برای نگرانی اصلی بروکس مهم به‌نظر نمی‌رسد؛ هدف او نمایش الا به‌عنوان ماری تایلور مور مدرن است: موفقیتی خودساخته در نظام پدرسالار.

در همین حال، همهٔ جزئیات در «الا مک‌کی» حس کهنه‌گی دارد، از نگاه آن به سیاست — که به‌طور عجیبی با مفهوم کاپراست که می‌گوید گفتن نظرات می‌تواند جهان را تغییر دهد، در تضاد است. بهترین ویژگی بروکس به‌عنوان نویسنده، این است که قلبش را بر آستین می‌گذارد و شخصیت‌هایی می‌نویسد که همین کار را می‌کنند. اما در اینجا ناهماهنگی‌ای به چشم می‌خورد که نشان می‌دهد نمایش‌های آزمایشی یا یادداشت‌های استودیویی باعث حذف بخش‌های کلیدی توضیحی فیلم شده‌اند (مانند دلیل خطر بودن رایان یا توضیح دینامیک ناخوشایند بین الا و راننده‌اش).

این امر عجیبی است وقتی تعداد صحنه‌هایی که «الا مک‌کی» بدون آن‌ها بهتر می‌شد را در نظر می‌گیرید — از جمله رابطهٔ ناآرام بین کیسِی و معشوقهٔ سابقش سوزان (آیوا ادبیری) — که نشان می‌دهد مرد جوان اضطراب‌زده به‌جای داشتن یک دوست‌دختر، به یک پرستار نیاز دارد. یک نکتهٔ قطعی این است که بروکس فکر می‌کند همهٔ این‌ها به‌حد امکان بامزه‌اند؛ این در هر لبخند مصنوعی، هر نگاه خیره‌ساز و هر فریاد ساختگی مشهود است. وقتی آن لحظهٔ تخفیفِ تنش نهایی می‌رسد، بیش از چندین بیننده ممکن است وسوسهٔ پیوستن به او را احساس کنند.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *