سرعت به سینما برای ‘Sisu: Road to Revenge’، برداشت دیوانه‌وار فنلاندی از ‘Fury Road’

مردی که به دنبال انتقام است، کامیونی با سوراخ‌های گلوله‌ای در شیشه‌ی جلو رانندگی می‌کند.
جورما تومیلا در فیلم “Sisu: Road to Revenge”. (سونی پیکچرز)

نمایش اکشن برجسته سال با مردی ۶۶ ساله در یک کامیون پرسرعت به صحنه می‌آید. “Sisu: Road to Revenge” هدف خود را در عنوان می‌گوید — این یک ترجمه سرسخت و مستقل از “Mad Max: Fury Road” است.

سال ۱۹۴۶ است و مکان داستان بخشی از فنلاند است که به‌تازگی تحت کنترل شوروی درآمده. قهرمان ما، یک سرباز فنلاندی خسته به نام آتامی کورپی (جورما تومیلا)، که خاکی بر هر چین پیشانی‌اش دارد. پس از این‌که در طول جنگ به نابودی نازی‌ها پرداخته بود، به یک حمام گرم و دلپذیر نیاز دارد. (شما می‌توانید فیلم “Sisu” به کارگردانی جلماری هلندر در سال ۲۰۲۲ را برای دیدن آن کشتار تماشا کنید، اما من همین‌جا شروع می‌کنم.)

متأسفانه، کورپی نمی‌تواند آرام بگیرد. خانه‌چادری او در حال حاضر در قلمرو شوروی است. بنابراین کورپی خانه‌اش را جدا می‌کند، چوب‌ها را به داخل یک کامیون باری می‌گذارد و با سگی که در صندلی جلو (به‌عنوان شات‌گان) نشسته، ۷۵ مایل به سمت مرز جدید فنلاند می‌رانید؛ در حالی که یک سخت‌دست برابر با او در تعقیب است: افسر شیطانی ارتش سرخ ایگور دراگنوف (استیفن لنگ از “Avatar”) که تحت دستور نابودی این شورشی مردمی است.

در زبان فنلاندی، “sisu” به معنای استقامت و صلابت است. اما زیرنویس لازم نیست. این داستان از طریق انفجارها و آتش‌سوزی‌ها، نگاه‌های تیز و لبخندهای طعنه‌آمیز بیان می‌شود. لنگ، پادشاه روسی، به انگلیسی صحبت می‌کند؛ کورپی که توسط تومیلا به تصویر کشیده شده، هیچ کلمه‌ای نمی‌گوید — شخصیت او ساکت است. اما او می‌تواند از یک دسته موتور‌سیکلت و یک هواپیما پیشی بگیرد. باید ببینید او با یک قطار چه می‌کند.

جک بلک، پل راد در “Anaconda”، تیموتی شالامِه در “Marty Supreme”، رونال در “Avatar: Fire and Ash”

دوازده فیلمی که در این فصل تعطیلات بیشترین انتظار را داریم

از نامزدهای تازه‌وارده اسکار مثل “Marty Supreme” با بازی تیموتی شالامِه تا بازسازی “Anaconda”، هفته‌های پایانی سال ۲۰۲۵ برای همه چیزی دارد.

“Sisu: Road to Revenge” یک سرود تجلیل از کلاسیک‌های پرشتاب مثل “Die Hard” و “The General” از باستر کیتون است. تجلیل‌های بی‌پروای هلندر گویی با بنزین نوشته و به شعله کشیده می‌شوند. مطمئنم که در آن “Jaws” و “Looney Tunes” هم دیده‌ام، و اکنون زمان مناسبی است تا بگویم پروژهٔ آینده او بازسازی “Rambo” است.

با این حال، برجسته‌ترین کار هلندر این است که او فیلمی ساخته که کاملاً به سبک خودش باقی مانده است. ترکیب او تازه به نظر می‌رسد، همان‌طور که موسیقی پرآوازه‌ی جوری سپه‌ و توماس واینولا با جسارت از هورن‌های سرفراز انیوی موریکونه و صدای واااه الهام می‌گیرد، در حالی که به‌همراه سرودهای گلوخوانی فنلاندی خود این ترکیب را تکمیل می‌کند.

ماجراجویی به‌صورت یک سریال ساختاربندی شده است که در هر بخش یک تهدید به‌ظاهر غیرممکن ظاهر می‌شود. به‌سرعت چند نکته آشکار می‌شود. اولاً، کورپی به‌طور سرسختی غیرقابل‌کشتن است و دراگنوف می‌داند این تعقیب تا زمان مشاهده جسد دشمنش پایان نمی‌یابد. (هرچیز کمتر از آن یعنی کورپی فرار کرده و در حال برنامه‌ریزی برای حرکت بعدی‌اش است.) دوم این که دراگنوف خنده‌دار استیفن لنگ هرکسی را که سر راهش باشد خرد می‌کند. زمانی که یکی از سواران روسی خود را رانده می‌کند، با خشم زمزمه می‌کند. چه جرأت دارد که مردی به یک مانع سرعت تبدیل شود؟

آه، و هرج و مرج به‌سرعت شدت می‌گیرد. به‌محض این‌که کورپی از بخش سوم دیوانه‌وار، با عنوان “Motor Mayhem”، عبور کرد، دراگنوف عصبانی به تیمش می‌گوید «جهنم را رها کنید». حالا؟ ما قبلاً آن‌جا رفتیم و برگشتیم — و تنها ۳۰ دقیقه از زمان فیلم گذشته و یک ساعت دیگر باقی مانده.

هلندر و تدوینگر ژوهو ویرو لاینن کارهای خونین را همچون کمدی فیزیکی تنظیم می‌کنند. آنها ریتمی چابک برای تعداد دفعاتی که یک قربانی می‌تواند پیش از پخش شدن فاجعه از آن عبور کند، دارند. خشونت آن‌قدر بزرگ است که به کمدی تبدیل می‌شود؛ حتی باعث می‌شود دو بار به سر جدا شده بخندیم.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *