ستارهٔ «Wicked For Good» برای سومین بار میزبانی میکند و عضو قدیمیٔ گروه، بوئن یانگ، وداع احساسی میکند
Zach Vasquez
آخرین برنامهٔ شنبهنایت لایو سال 2025 با یک پیام ملی از دونالد ترامپ (جیمز آستین جانسون) آغاز میشود. او به آمریکاییها هشدار میدهد که در طول فصل کریسمس هوشیار باشند، زمانی که «مهاجران قطبی از طریق دودکشها به خانههای ما میرسند و شیر و کلوچههای ما را میدزدند».
سپس او دربارهٔ تمام دستاوردهای ادعایی که دولت ادعا میکند بهدست آورده است، گپ میزند: نامگذاری مرکز کندی به «مرکز تئاتر‑هنرهای نمایشی ترامپ‑کندی»، «No Homo»، تهاجم به «وِنزوئلار» بهتنهایی، به سبک Metal Gear Solid، اقتصاد که «بهسوی بهتر شدن نزدیک میشود – ایندگو گرلز!»، و بازیهای پتریوت آینده (میگویند: «آقا، شما در Hunger Games قرار دارید و میدانید کتاب آن چگونه به پایان میرسد، که البته من نمیدانم چون BOOK!»).
در خصوص پروندههای اپستین، ترامپ به تعداد عظیم خطوط مشکی (که او میگوید «دومین کلمهٔ R مورد علاقهام») در نسخههای امروز اشاره میکند، اما آنها را طوری بازنویسی میکند که بهنظر برسد «ترامپ کاری بد نکرده است».
جانسون راهی یافت تا کاراکتر ترامپ خود را تازه نگه دارد، با تکیه بر افول شناختی واضحتر و واضحتر رئیسجمهور. با این وجود، با وجود لذتی که این مقدمهٔ سرد بهخود دارد، ناامیدکننده است که SNL به اظهارات ناپسند ترامپ دربارهٔ قتل راب و میشل رینر نپرداخت. بیشک این موضوع بهسادگی برای کمدیسازی قابل استفاده نیست، و با توجه به تاریخچهٔ رینر در این برنامه – او در سال ۱۹۷۵ میزبانی سومین قسمت را برعهده داشت و اولین میزبانی بود که بهطور کامل در اسکیچها شرکت کرد – این موضوع باید بهصورت شخصی حس میشد؛ اما بههر حال، این یک سقوط جدید برای ترامپ بود و عدم اشاره به آن در اینجا حس فرار از مسئولیت را میدهد.
آریانا گراند برای سومین بار بهعنوان میهمان باز میگردد. ستارهٔ «Wicked for Good» به سرعت به حالت خواننده میپردازد و آهنگی دربارهٔ ندانستن چه هدایایی برای کریسمس بخواهیم، بهمدل ملودی «All I Want for Christmas Is You» ماریاه کری را اجرا میکند. او بههمراه برخی از بازیگران – از جمله همستارهاش در «Wicked»، بوئن یانگ، که دیروز اعلام کرد پس از قسمت امشب از SNL خداحافظی خواهد کرد – در نوبت بههمراه ایدههای هدایای وحشتناک میپردازند؛ از جمله یک Cameo از ستارهٔ «Glee» متیو موریسون، کلوچهای زنانه، یک بطری شامپوی کرکلند، و جورابهای خندهداری برای مردانی که فتیش پا دارند. گراند قطعاً توانایی نواختن یک ملودی را دارد و این بیشتر یک بهانه برای شنیدن صدای اوست تا خلق خنده.
سپس به قطب شمال میرویم و به یک گروه حمایتی «Elf on the Shelf» میپیوندیم. این یارهای ساکت به بررسی تروماهای کاری خود میپردازند، از جمله گم شدن در کوسنهای مبل، نیمهپاره شدن توسط حیوانات خانگی، قرار گرفتن در وضعیتهای صریح جنسی، و تماشا کردن اعضای سالمند خانواده که سکته میگیرند. افکتهای صوتی جیغدار نقش اصلی را ایفا میکنند، اما گراند با گریهٔ اشکهای شکرآلود و افسوسخوری بر عدم تواناییاش برای مردن، خندههای پایداری به دست میآورد.
در ادامه، گراند جایگزین ماکولی کالکین میشود و به نقش کیوین مککالیستِر برای صحنهٔ نهایی «خانهٔ تنها» میپردازد. در این نسخهٔ فیلم، کیوین فراموش میکند چندین تلهٔ دستساز خود را غیرفعال کند، بنابراین وقتی خانوادهاش بهصورت ناگهانی میرسند، دیدار صمیمانهٔ آنها به سرعت بهحدودی خونی و خشونتآمیز تبدیل میشود؛ یکییکی سرشان قطع میشود، به میخ فرو میشوند، در آتش غرق میشوند و به مایع یا خمیر تبدیل میشوند. گرچه صحنهٔ خونریزی جذاب است، خندههای بزرگترین از دیدن گراند کوچک که به تصویر دقیق جوانی کالکین تبدیل شده و همچنین حضور کولین جست بهعنوان برادر سرسخت بوز، ناشی میشود.
در کلاس رقص پایه 101، مربیهای سختگیر گراند و مارچلو هرناندز سعی میکنند به دانشآموزان خود بیاموزند تا بخشهای مختلف شخصیتشان را – عادات بهداشتی، وضعیت واکسیناسیون، و روش تحقیرآمیز رابطهٔ جنسیشان – از طریق رقص بیان کنند. مشابه به اسکیچهای بازیگری قبلی، این برنامه نیز کمی پراکنده است، اگرچه گراند و هرناندز بهطور چشمگیری بر صحنهٔ رقص تسلط دارند.
برنامهٔ «Random Duet Christmas Spectacular» پیکاک سعی دارد صحنهٔ افسانهای ۱۹۷۷ دیوید بوی و بینگ کرستبی که «پسر کوچک درامر» میخوانند را بازسازی کند، با ترکیب جفتهای غیرمنتظرهای همچون کتی پری و باب دیلن، بروس اسپرینگستین و بد بانی، کیت بوش و یوکو اون، استیوی واوندر و بنسون بون، لیل جان و جین ویکلاین از SNL، کامرون وینتر (خوانندهٔ گروه ایندی‑راک Geese) و بون دوباره، و در نهایت آندره بوسلی و سلین دیون. گراند تمایلش به تقلید از سلبریتیها شناخته شده است، پس جای تعجب است که در اینجا فقط دو نفر – پری و دیون – را میپوشاند، هر دو را بهخوبی اجرا میکند. در عین حال، جانسون برجسته است؛ او نقش دیلن، وینتر و بوسلی را بازی میکند؛ نقش بوسلی به او امکان میدهد توان صوتی چشمگیر خود را به نمایش بگذارد.
کنن تامپسون نقش متهمی سفیدپوش با ریش را بازی میکند که در مورد دزدی به دادگاه کشیده شده است. او خود را نماینده میکند و با ادعای اینکه «بابا نوئل سیاهپوست» (که از طریق یک آهنگ و با تنظیم خودکار «Do You Believe in Love?» استدلال میکند) بیگناهی خود را اعلام میکند. این اسکیچ نیمهکامل باید و میتوانست حذف شود و در حین ادیت رها بماند.
مهمان موسیقی شب، شر است که یک آهنگ رقص کریسمسی اجرا میکند. با احترام به شر، اما میزان فراوانی آتو‑تونی و واضحبودن مسخرهگونه لبخوانی او ترکیبی را به وجود میآورد که همانند یک تصادف قطاری بهنظر میرسد.
در بخش آپدیت آخر هفته، مایکل چه نوجوان ۱۲ سالهاش، تیسون (کم پاوشن) را دعوت میکند تا فهرست آرزوهای کریسمسیاش را به اشتراک بگذارد. او مستقیماً به بابانوئل سر میزند و میگوید: «امسال … همه چیزهایی که میخواهم، میگیرم. چون در روز کریسمس به خانهات میآیم، توپتو میزنم و آنچه مال من است را میگیرم». پاوشن در تغییر بین صدقنمایی ساختگی و رفتار گنگ گانگستری بسیار مهارت دارد.
سپس زمان سنتی سالانهٔ تعطیلات چه و جوست فرا میرسد که بهیکدیگر شوخیهایی برای خواندن بدون پیشنگری میدهند. امسال، چه بهطور کامل جوست را فریب میدهد، او را گمان میکند که این بخش را ندارند، ولی در لحظه زنده اجرا میکند. جوست مجبور میشود شوخیهای سنگین دربارهٔ بردهداری، آزار جنسی کاتولیک، نزدیکی همسرش اسکارلت جانسون به یائسگی، و برنامهاش برای ترک او بهنفع بازیگر جوانتر جنا اورتگا را ارائه دهد. خلاصه، کوتاه، شیرین و خشن.
یانگ در آخرین حضورش بهعنوان عضو کست در میز Weekend Update ظاهر میشود، همراه با آیدی بریانت که به قهرمانان قدیمی «پیشبینیگرهای ترند» بازگشتهاند. آنها آنچه «در» است را فاش میکنند – جورابهای بومباس، «چهار مرد متاهل که بهصورت هارمونیک میخوانند»، «Rush Hour 4» («متشکرم ترامپ!») – و آنچه «خارج» است – درخت میستلتو («گیاهی که باعث بوسه میشود؟ قبلاً چنین گیاهی وجود دارد و به نام ماریجوانا شناخته میشود!»،، مرغ نارنجی («کی مرغ نارنجی را چینی کرد؟ بله، طعمش خوب است اما ما آن را اختراع نکردیم!»)، و البته مایکل چه.
در بخش جمعآوری خاطرات دورهٔ «عشق کور»، شرکتکنندهٔ گراند با «گریچ واقعی» (مایکی دی، پوشیده در لباس سبز کامل) جفت میشود. او ابتدا او را رد میکند، اما چهار ماه پس از آن دوباره به هم میپیوندند و انتظار دارند (گریچ – یا نیل، همانطور که حالا خود را صدا میزند – باردار باشد با نسخهٔ مینیای خود). نوستالژی گسترده فرهنگی نسبت به فیلم ضعیف جیم کاری گریچ در اوج است، و با این حال SNL همچنان بهطور مکرر به این موضوع میپردازد؛ در حالی که فقط هفتهٔ پیش هم این شخصیت را به نمایش گذاشت.
گراند که لباسی از شخصیت خنثی (eunuch) ویروسی خود از میزبانی قبلی بر تن دارد، برای دومین آهنگ شر مقدمه میخواند؛ یک کاور شاداب از «Run, Run Rudolph». بهنظر میرسد اینبار واقعاً میخواند – یا حداقل کار لبخوانیاش بسیار قانعکننده است. با اینحال، حس میشود فرصتی از دست رفته است که او (شر) دوئتی با گراند نداشت.
در یک بخش متای هوشمندانه، یانگ با نقش یک پیشخدمت کلاب اسکای دلتا که شیفت نهاییاش را تمام میکند، خداحافظی میکند. او بهطور دلنشینی به زمان کار خود میاندیشد و آهنگ «Please Come Home for Christmas» را همراه با گراند و شر میخواند، در حالی که چند نفر از اعضای کست برای خداحافظی به سمت او میآیند. یانگ بهتدریج به اشک میریزد.
نمیشه این خداحافظی صادقانه و احساسی را نادیده گرفت، اما جای تعجب است که چرا یانگ اینقدر وداع بزرگ و بیش از حد احساسی دارد در حالی که سایر اعضای کست به ندرت چنین رفتاری دیدهاند. بدون شک او شاید نزدیکترین ستارهای باشد که SNL پس از کیت مککینون (که بالاترین استاندارد نیست) بهوجود آورده است؛ با پادکست پرطرفدارش و حضورهای کمسهم در فیلمهای Wicked، و هفت سال حضور در برنامه (شش سال بهعنوان هنرمند روی صحنه). اما اینجا انگار همانند خداحافظی از کنن بهنظر میرسد. غیبت یانگ قطعاً حس خواهد شد، اما در واقعیت دینامیک برنامه را بهطور اساسی تغییر نخواهد داد و همه اینها کمی بیش از حد بهنظر میرسند.
پیش از صحنهپذیرانی، کارت ادای احترامی به روب رینر، دلفی و بزرگ، دریافت میکنیم و به این ترتیب برنامهٔ Saturday Night Live در سال ۲۰۲۵ به پایان میرسد. از نظر قسمتهای پایان سال، این قسمت حس برنامهٔ بزرگنمایی داشت؛ با میزبانی ستارهٔ مگا، خداحافظی یانگ، حضور یک عضو بازگشتی کست، و تعداد زیادی اجرای موسیقی، از جمله یکی که احتمالاً به دلایل نادرست بهخاطر سپرده خواهد شد. ممکن است این نقدی بهنظر برسد، اما برای قسمتی که اینچنین به شدت بر تئاتر موزیکال و فرهنگ کوییر استوار است، کمی سرمزهگی واقعی جایدار است.
دیدگاهتان را بنویسید