نوشته: کننا هیوز‑کاستلبری
رمان نخست جیک کورل، ‘دنیای دوم’، مریخ تازه مستقل را که توسط مباحث واقعی سیاست فضایی، فناوریهای نزدیک به آینده و غریبهگیهای انسانی که هنگام ترک زمین به همراه میبریم، به تصویر میکشد.

چه اتفاقی میافتد که بشر پس از ساختن یک تمدن بر روی سیارهای دیگر، بلافاصله همان خطاهای گذشتهاش را تکرار میکند؟ این سؤال محور داستان ‘دنیای دوم’، رمان تیز و طناز نخستین جیک کورل است. روایت که پسزمینهٔ آن ظهور یک دولت مستقل مریخی است، دربارهٔ فلیپ بوچنَن، فرزند قدرتمندترین رهبر مستعمره، میگوید که او دو دههٔ پرآشوب از دستاوردهای علمی، نمایشهای سیاسی و دردهای فرهنگی را بر روی سیارهٔ سرخ میپیماید.
کورل طنزش را بر پایهٔ علم واقعی نزدیک به آینده مینهد. مریخ او نه یک خیال دوردست، بلکه ادامهٔ منطقی بحثهای جاری در اکتشافات فضایی است؛ از توسعهٔ بخش خصوصی تا اخلاق مستقر شدن در فضاهای بیزمینی. با حفظ قابلیت اعتماد به فناوری و رفتارهای آشنای انسانی، کورل جهانی میسازد که هم آیندهنگر است و هم بهطرز ناخوشایندی آشنا به نظر میآید.
نتیجه، داستانی است که اکتشاف فضا را بهطور جدی مینگردد و در عین حال به ابیس بودن طبیعت انسانی میپردازد. ترکیب دسترسی علمی اندی وییر با لبهٔ طنازی فوننگات، کورل مریخی را مینگرد که به همان میزان توسط فیزیک، سیاست، خودخواهی و جاهطلبی شکل گرفته است.
در بخش پرسش و پاسخ زیر، او دربارهٔ علم، طنازی و مباحث واقعی سیاستگذاری که الهامبخش ‘دنیای دوم’ بودهاند، صحبت میکند. این کتاب در فوریهٔ ۲۰۲۶ منتشر میشود.
Space: ‘دنیای دوم’ مریخ را هم به عنوان مرز واقعی و هم به عنوان نماد استفاده میکند. چه چیزی بهطور خاص شما را به سمت مریخ جذب کرد و چگونه تعادل بین علمیبودن واقعی فضا و طنز و تخیل را برقرار کردید؟
Korell: من همیشه به هر چیزی که به فضاهای بیرونی مرتبط باشد، علاقهمند بودهام. این موضوع تخیل ما را به دورترین سطوح میبرد—بیکرانگی، فیزیک عجیبی، ناشناختهها. آینده نیز همان حس ذاتی شگفتی را دارد و امکانات نامحدودی ارائه میدهد. اما در داستاننویسی، اگر بیش از حد به جلو برافراشته شویم یا بیش از حد از آنچه در کیهان مشاهده کردهایم دور شویم، ممکن است موضوع انتزاعی و کمتر قابل ارتباط شود. مریخ نزدیک به آینده برای من نقطهٔ میانی ایدهآل بهنظر میرسید، بهویژه چون در حال حاضر مردم در حال برنامهریزی برای استعماری هستند. این یک سیارهٔ کاملاً دیگر است، اما همچنان همسایهٔ نزدیک ما—بهنسبت—میباشد. ساختن دنیایی بر روی سیارهٔ سرخ به من آزادی خلاقانهٔ فراوانی داد در حالی که همه چیز به تجربهٔ خودمان پیوند خورده بود…
هدف من این بود که جهان را از لحاظ علمی قابل اعتماد نگه دارم، سپس به اندازهای آن را خم کنم تا خندهدار شود. چیزی که شاید در حال حاضر برای ما بهنظر عجیب بیاید، اما برای شخصیتهای ساکن در آن واقعیت کاملاً عادی بهنظر میرود.
Space.com: داستان شما یک ملت تازه مستقل مریخی را که با هویت سیاسی، فرهنگ و میراث دست و پنجه نرم میکند، به تصویر میکشد. گفتگوهای واقعی دربارهٔ سیاست فضایی، اخلاق استعمار و ملیگرایی سیارکی چگونه بر جهانسازی شما تأثیر گذاشت؟
Korell: جهانسازی همیشه بخش مورد علاقهام در فرایند نوشتن بوده و دوست دارم مسائلی واقعی از دنیایمان را بهعنوان بخشی در یک مکان کاملاً تخیلی بپیچم. وقتی به سیاست فضایی و اخلاق استعمار نگاه میکنید، متوجه میشوید که هنوز همه چیز بهوضوح ثابت نشده است. هیچکس «مال» مریخ یا ماه را ندارد. حتی روی زمین، بهدلیل تصمیممان مرزها و اراضی داریم و اقتدار فقط از قابل اجرای آن نشأت میگیرد. امروزه مسائل پیچیدهتر شدهاند، اما این همچنان پایهای است که همه چیز بر آن استوار است. و در اوایل آمریکا، استعماریها سرزمین بومیان را صرفاً چون میتوانستند، بهدست آوردند.
مستعمره مریخی من بهسرعت بهعنوان تشبیه کاملی برای سیزده مستعمرهٔ اصلی ظاهر شد و خلا بین سیارات بهراستی تبدیل به اقیانوس اطلس بسیار بزرگتری شد. این الگو آشنا بود. در استعمار، ابتدا کاوشگران میآیند، سپس سرمایهگذاران، و در نهایت سیاستمداران. یک شرکت شبیه SpaceX بهاحتمال زیاد نخستین بار به مریخ میرسد — هم بهعنوان کاشف و هم بهعنوان سرمایهگذار. و جنبش استقلالی آیندهٔ مریخی بیشتر شبیه یک انقلاب شرکتی خواهد بود — یک اعتصاب اتحادیهای در لباسهای فضایی. اما این همه همان الگو است، تنها با برندینگ متفاوت…

Space.com: بسیاری از آثار علمی‑تخیلی مریخ را بهعنوان خروجی نجات بشر — یک شروع تازه — میپندارند. در ‘دنیای دوم’ نقصهای ما را همراه میبریم. به نظر شما واقعیترین مانعی که بشر را از ساختن یک دنیای بهتر در فضا بازمیدارد چیست؟
طبیعت بشر — بهویژه حرص — بزرگترین مانع است. میتوانیم انسانها را از زمین برداریم، اما همچنان غرایز، اضطرابها و آرزوهایمان را با خود میآوریم. این خصوصیت را نمیتوان از یک گونه برنامهنویسی کرد.
اما دید من کاملاً بدبینانه نیست. اگر به تاریخ نگاه کنیم، ما خودمان را بهتدریج بهبود دادهایم. با تمرکز ویژه بر ایالات متحده و کنار گذاشتن سیاست، اکثر ما میتوانیم بپذیریم که بنیانگذاران دموکراسی گامی بزرگ نسبت به زندگی تحت سلطنت بود. از آن زمان تا کنون، ما این سیستم را بازنگری و اصلاح کردهایم. خطاهایی رخ دادهاند و همچنان رخ میدهند. این وضعیت کامل نیست. و بهاحتمال زیاد هیچ جامعهٔ فضایی آیندهنگر نیز کامل نخواهد بود. اما ما در حال پیشرفتیم.
پیشرفت نیازمند بازاری برای ایدههاست و برای وجود این بازاری، مردم نمیتوانند همه از یکقالب باشند. تنوع فکری نوآوری را به همراه دارد… همراه با افراد مخرب، ایدههای نادانانه، و گاهی اشتباهات فاجعهآمیز. بهاین ترتیب تمام طیف را دریافت میکنیم. باید نیک را با بد بپذیریم.
«بد» در این معادله تقریباً همیشه حرص است. اگر محرکهای فضایی با ساختن دنیایی بهتر همراستا نباشند، اگر سود بر هدف ارجحیت پیدا کند، بهدلیل حضور در سیارهای جدید، ناگهان روشنفکر نخواهیم شد. چه زمین باشد، چه مریخ یا چه سیارگی که داریم استخراج میکنیم، چالش همان است: اگر پول ما را به سوی یک بهشت در فضا هدایت نکند، این اتفاق رخ نخواهد داد.
Space.com: تأثیرات شما از صداهای علمی‑تخیلی مستحکم مانند اندی وییر تا روایتگرهای طنازتر گسترده است. چگونه ترکیب واقعگرایی علمی، خیالپردازی تخیلی و طنز را انجام میدهید در حالی که جدیت کاوشهای فضایی را نیز محترم میدانید؟
کاملاً باور دارم که یک استقرار فضایی اجتنابپذیر است. بشر همواره بهعنوان کاوشگر، در جستجوی مکانها، مواد و سیستمهای بهتر بوده — به عبارت دیگر، پیشرفت. در طول تاریخ، مردم با پیشرفت مبارزه کردند، اما همیشه شکست خوردند. کسانی که در کالسکههای اسبی سرمایهگذاری میکردند، از خودروها خوشحال نبودند، اما خودروها برای محافظت از پیچیدگی صنعتی کالسکه ناپدید نخواهد شد؛ یک صنعت خودروسازی با سودآوری بیشتری نیز وجود داشت. به همان شیوه، مستقر شدن در مریخ فرضی نیست؛ در حال پیشرفت است. مردم در حال حاضر بهطور فعال برای آن کار میکنند. و پس از مستقر شدن در مریخ، به ماههای مشتری یا زحل نگاه خواهیم کرد. سپس به سیاراتی خارج از سامانهٔ خورشیدی چشم خواهیم دوخت. این فقط مسئلهٔ افق زمانی است.
دیدگاهتان را بنویسید