«دنیای دوم» نشان می‌دهد که بشریت در یک جامعهٔ آینده‌نگر چگونه اشتباه می‌کند

نوشتهٔ Kenna Hughes-Castleberry

رمان اولین اثر جیک کورِل با عنوان «دنیای دوم» مریخی تازه مستقل را که تحت تأثیر مباحث واقعی سیاست فضایی، فناوری‌های نزدیک به آینده و تناقض‌های انسانی که هنگام ترک زمین با خود می‌آوریم، به تصویر می‌کشد.

تصویر جلد کتاب «دنیای دوم» کورِل

تصویر جلد کتاب «دنیای دوم» کورِل (حق تصویر: تصویر جلد توسط Books Forward، پس‌زمینه توسط Pixabay)

اگر بشریت سرانجام بر روی سیاره‌ای دیگر تمدنی می‌سازد و بلافاصله اشتباهات قدیمی خود را تکرار کند، چه می‌شود؟ این سؤال، محور رمان «دنیای دوم»، اولین اثر تند و انتقادی جیک کورِل است. این داستان که در زمینهٔ ظهور یک ملت جداگانهٔ مریخی رخ می‌دهد، روایت‌گر فلیپ بوچن، پسر قدرتمندترین رهبر مستعمره، است که در دو دههٔ پرآشوب پیشرفت‌های علمی، نمایش‌های سیاسی و دردهای رشد فرهنگی بر روی سیارهٔ سرخ، مسیر خود را می‌پیماید.

کورِل طنز خود را بر پایهٔ علم واقعی نزدیک به آینده می‌نهد. مریخ او نه یک خیال دوردست است، بلکه گسترش منطقی گفت‌وگوهای جاری دربارهٔ اکتشاف فضایی است؛ از گسترش بخش خصوصی تا اخلاق استقرار در جهان‌های دیگر. با حفظ قابلیت تصدیق فناوری و رفتارهای انسانی که بیش از حد آشنا هستند، کورِل دنیایی می‌آفریند که هم آینده‌نگر است و هم به‌طرز ناخوشایند آشنا به نظر می‌رسد.

نتیجه یک داستان است که کاوش فضایی را جدی می‌گیرد و در عین حال پوچ‌بودن طبیعت انسانی را در آغوش می‌کشد. کورِل با ترکیب سادگی علمی اندی ویِر و لبهٔ انتقادی فوننوگات، مریخی را تجسم می‌کند که به همان اندازه توسط فیزیک، به همان اندازه توسط سیاست، خودخواهی و جاه‌طلبی شکل گرفته است.

در گفت‌وگوی پرسش و پاسخ زیر، او دربارهٔ علم، طنز و مباحث واقعی سیاست‌گذاری که الهام‌بخش «دنیای دوم» بوده‌اند، صحبت می‌کند؛ این کتاب در فوریهٔ ۲۰۲۶ منتشر خواهد شد.

فضا: «دنیای دوم» از مریخ هم به عنوان مرز واقعی و هم به عنوان نماد استفاده می‌کند. چه چیزی به‌طور خاص شما را به مریخ جذب کرد و چگونه تعادل بین قابلیت علمی واقعی فضایی و طنز و تخیل پیش‌بینی‌گر را برقرار کردید؟

کورِل: من همیشه به هرچیزی که به فضای بیرونی مرتبط باشد، علاقه داشته‌ام. این موضوع دورترین لبه‌های تخیل ما را فعال می‌کند؛ گستردگی، فیزیک‌های عجیب، ناشناخته. آینده نیز همان حس شگفتی ذاتی و امکانات بی‌پایانی دارد. اما در روایت، اگر بیش از حد به جلو بروید یا از آنچه در واقع در کیهان مشاهده کرده‌ایم دور شوید، می‌تواند انتزاعی و کمتر قابل ارتباط شود. یک مریخ نزدیک به آینده برایم نقطه میانی ایده‌آل به‌نظر می‌رسید، به‌ویژه که مردم در حال برنامه‌ریزی برای مستعمره‌سازی هستند. این سیاره‌ای کاملاً جداگانه است، اما همچنان همسایهٔ نزدیک ماست — نسبی‌ً. ساختن دنیایی بر روی سیارهٔ سرخ به من آزادی خلاقانهٔ بی‌نظیری داد، در حالی که همه چیز به تجربهٔ ما پیوند خورده بود…

هدف من این بود که جهان را از لحاظ علمی قابل تصدیق نگه دارم، سپس به‌اندازه‌ای آن را خم کنم که خنده‌دار باشد. چیزی که ممکن است امروز برای ما مضحک به‌نظر برسد، اما برای شخصیت‌های ساکن در آن واقعیت کاملاً طبیعی به‌نظر می‌آید.

Space.com: داستان شما یک ملت مریخی تازه‌استقلال را تصور می‌کند که با هویت سیاسی، فرهنگ و میراث درگیر است. گفت‌وگوهای واقعی درباره سیاست فضایی، اخلاق مستعمره‌سازی و ملی‌گرایی سیاره‌ای چگونه بر ساختن جهان‌سازی شما تأثیر گذاشت؟

ساختن جهان‌سازی همیشه بخش مورد علاقه من در فرایند نوشتن بوده و از به‌کارگیری مسائل واقعی جهانمان و ترکیب آن‌ها در یک مکان کاملاً تخیلی لذت می‌برم. وقتی به سیاست فضایی و اخلاق مستعمره‌سازی می‌نگریم، می‌بینیم که همه چیز هنوز به‌طور کامل تثبیت نشده است. هیچ‌کس «مالک» مریخ یا ماه نیست. حتی بر روی زمین، مرزها و مالکیت زمین به‌دلیل تصمیمات ما وجود دارد و اختیار تنها از توانایی اجرای آن می‌آید. امروزه اوضاع پیچیده‌تر است، اما این همچنان پایه‌ای است که همه چیز بر آن استوار است. در آغاز آمریکا، مستعمره‌نشینان زمین بومی را به‌سادگی چون توانستند تصرف کردند. مستعمره مریخ من به‌سرعت تبدیل به تمثیل کاملی برای سیزده مستعمرهٔ اولیه شد و خلاء بین سیارات به‌مانند یک اقیانوس اطلس بسیار بزرگ شد. الگو آشنا بود. در مستعمره‌سازی، ابتدا کاوشگران می‌آیند، سپس سرمایه‌گذاران، پس سیاست‌مداران. شرکتی شبیه به SpaceX به‌احتمال زیاد اولین بار به مریخ خواهد رسید — در این مورد هم به‌عنوان کاوشگر و هم سرمایه‌گذار عمل می‌کند. و جنبش استقلال مریخی در نهایت شبیه یک انقلاب شرکتی خواهد شد؛ اعتصابی اتحادیه در لباس‌های فضایی. اما همه این‌ها همان الگوست، فقط با برندینگ متفاوت.

Space.com: بسیاری از آثار علمی‑تخیلی مریخ را به‌عنوان درگاه فرار بشر — یک آغاز تازه — می‌نگرند. در «دنیای دوم»، نقص‌های خود را با خود می‌آوریم. به‌نظر شما بزرگ‌ترین مانع واقعی که از ساختن جهانی بهتر در فضا جلوگیری می‌کند چیست؟

طبیعت انسانی — به‌ویژه طمع — بزرگ‌ترین مانع است. می‌توانیم انسان‌ها را از زمین ببریم، اما هنوز غرایز، اضطراب‌ها و جاه‌طلبی‌های خود را با خود می‌آوریم؛ این ویژگی‌ها را نمی‌توان از یک گونه حذف کرد. اما دیدگاه من کاملاً بدبینانه نیست. اگر به تاریخ نگاه کنیم، خودمان را به‌صورت گام‌به‌گام و قابل‌توجهی بهبود داده‌ایم. در مورد ایالات متحده، با کنار گذاشتن سیاست، می‌توانیم بپذیریم که مؤسسان جمهوری، دمکراسی را ایجاد کردند که گامی بزرگ نسبت به زندگی تحت سلطنت بود. از آن زمان تا کنون در حال پالایش و تنظیم هستیم. اشتباهاتی رخ دادند و همچنان رخ می‌دهند؛ این وضعیت کامل نیست و به‌احتمال زیاد هیچ جامعهٔ فضایی آینده‌نگر نیز کامل نخواهد بود. پیشرفت به بازاری از ایده‌ها نیاز دارد و برای وجود چنین مارکتی، مردم نمی‌توانند همه یک‌سان باشند. تنوع فکری نوآوری را به همراه دارد، البته به همراه بازیگران بد، ایده‌های ناآینده و گاهی خطاهای فاجعه‌آمیز؛ شما تمام طیف را دریافت می‌کنید و باید خوب را همراه با بد بپذیریم. در این معادله، «بد» تقریباً همیشه طمع است. اگر انگیزه‌های فضایی با ساختن جهانی بهتر هم‌راستا نباشند، اگر سود بر هدف برتری داشته باشد، فقط به‌دلیل حضور در یک سیارهٔ جدید ما ناگهان روشن‌فکر نخواهیم شد. چه زمین، مریخ یا یک سیارک که استخراج می‌کنیم باشد، چالش یکسان است: اگر پول ما را به سوی یک یوتوپیا در فضا هدایت نکند، این اتفاق رخ نخواهد داد.

Space.com: تأثیرات شما از صدای علمی‑تخیلی مستحکم مانند اندی ویِر تا روایت‌گران بی‌منطق‌تر گسترش می‌یابد. چگونه ترکیبی از واقع‌گرایی علمی، تخیل پیش‌بینی‌گر و شوخ‌طبعی را ایجاد می‌کنید در حالی که همچنان به جدیت کاوش فضایی احترام می‌گذارید؟

من کاملاً معتقدم که استقرار در فضا حتمی است. انسان‌ها همواره کاوشگر بوده‌اند، در جستجوی مکان‌های بهتر، مواد بهتر، سیستم‌های بهتر — به عبارت دیگر، پیشرفت. در طول تاریخ، مردم علیه پیشرفت می‌جنگیدند، اما همیشه بازنده بودند. افرادی که در کالسکه‌های اسبی سرمایه‌گذاری کرده بودند، نسبت به خودروها خوشحال نبودند، اما خودروها برای محافظت از صنعت کالسکه‌ها از میان نخواهند رفت؛ زیرا صنعت خودرو سودآورتری دارد. به همان شکل، مستعمره‌سازی در مریخ صرفاً یک فرضیه نیست؛ در حال پیشرفت است. مردم هم‌اکنون به‌طور فعال در پی آن هستند. و پس از استقرار در مریخ، به سمت ماه‌های مشتری یا زحل می‌نگریم. پس از آن، به سیارات خارج از منظومهٔ شمسی چشم می‌دوزیم. این فقط مسألهٔ افق زمانی است.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *