
میتوانید آن را حس زنان بنامید. اگرچه فیلم پرفروش رایان کوگلر «Sinners» به کار بازی مایکل بی. جوردن در نقش برادران دوقلو که در سال ۱۹۳۲ میسیسیپی یک جاکجوینت راهاندازی میکنند، دارای بازیگران مکمل درخشانی است. این بازیگران شامل یک گروه چهار نفره از زنان هستند که هر یک شخصیتهای عمیقتری دارند و به این اثر ژانری دل و انسانیت میبخشند. و آنها میدانستند کاری استثنایی انجام میدهند.
لی جون لی میپذیرد که هنگام خواندن فیلمنامه «احساس سرشکستهای» داشت، بهویژه «وقتی به مونتاژ موسیقی رسیدم». وانمی موساکو در صحنه از این موضوع مطمئن بود. او فاش میکند: «ما همهجا با هم چک میکردیم و میپرسیدیم: «آیا این برای تو به همان اندازه ویژه است که برای من احساس میشود؟»». جیمی لاسن در آخر هفتهٔ افتتاحیه کاملاً مطمئن بود و گفت: «من فکر میکردم زمان بیشتری میبرد — جمعهٔ خوش بود و تعجب میکردم چه کسی برای دیدن یک «فیلم ترسناک» در عید پاک میرود؟ اما بلافاصله واکنش شد. مردم همانگونه که ما هنگام خواندن حس میکردیم، به آن چسبیدند.» و هایلی استینفیلد باورهایش را زمانی که دید مردم بارها به تماشای فیلم میرفتند تأیید کرد. او گفت: «دیدن اینکه مردم واقعاً عمق پروژه را درک میکنند، هیجانانگیز بود. هر بار نکتهای متفاوت میپیدا میشود. این فیلم پر از جزئیات فراوان است.»
«Sinners» در عرضهٔ سینمایی خود بیش از ۳۶۷ میلیون دلار در سرتاسر جهان بهدست آورد، اما تأثیر آن فراتر از فروش بلیط است. این فیلم بهعمق به بزرگترین پرسشهای زندگی دربارهٔ جامعه، تاریخ، سرکوب، موسیقی و معنویت میپردازد — که در ظاهر بهعنوان یک فیلم اکشنپر از خونآشام پنهان میشود. لی میگوید: «این گواهی بر نبوغ رایان است، توانایی او در روایت این داستان غنی از طریق ترکیبی از همهچیز». «نمیتوانید آن را در یک دستهبندی قرار دهید». با این حال، این بازیگر اذعان میکند که از دریافت شواهد تقدیر دیگران شگفتزده شد. او میگوید: «افراد عکسهای بلیطهای ۴۲ عددیشان را برایم میفرستادند؛ اینها آنقدر زیاد بودند که بر روی مبل یا تختشان پهن میشدند.»
بهعلاوه، نمیتوان از لباسهای هالووین، نظریههای فراوان هواداران و البته تیکتوکهای متعدد، بهویژه آنهایی که خط معروف (و نامیسی) استینفیلد را بازآفرینی میکردند، غفلت کرد. وقتی از او پرسیدند آیا میتوانست پیشبینی کند که واکنشها چه خواهد شد، این بازیگر نامزد اسکار میخندد و میگوید: «نه، نمیتوانید — نمیتوانید — همیشه عجیب است که ببینی چه چیزی به پرواز در میآید. این همانجاست که هیجانانگیز بود: دیدن واکنشهای مردم به آن.»

قدرت دخترانه
در عصری که نقش زنان در رسانههای اصلی غالباً کمرسانده به نظر میرسد، خوشحالی است که در یک فیلم نه کمتر از چهار صدای زنانه پیچیده و خاص میبینیم. این زنان هیچگاه ساکت و مخفی باقی نمیمانند — آنچه میخواهند میگویند و دنبال میکنند، هرچند معیارهای جامعه را به چالش میکشند.
«این نقشها کم و نادر هستند»، میگوید استینفیلد که نقش مری، دوستدختر پیشین سفیدپوش جوردن (استک) را ایفا میکند. اگرچه استک در رابطهٔ خود تردید دارد و معتقد است او شایستهٔ زندگی بهتری است، مری هرگز متوقف نمیشود. این بازیگر اشاره میکند که علاوه بر زنان پیشروی دوربین، تعداد زیادی از زنان پشت صحنه نیز حضور داشتند؛ از طراح لباس راث ای. کارتر تا تهیهکننده زینزی کوگلر و تهیهکننده اجرایی موسیقی سرنا گورانسون. او میگوید: «ما زنان بسیاری با نقشهای کلیدی در این فیلم داشتیم و رایان اولین کسی بود که گفت بدون آنها این فیلم همانطور که امروز است، نمیبود.»
لاسون نیز تحسین بالایی نسبت به کوگلر دارد. لاسون نقش پرلین را میکند؛ خوانندهای قویاراده و متاهل که چشمپرهیز پسرعموی دوقلوها، سامی، که توسط مایلز کاتون بازی میشود، جلب میکند. او میگوید: «کارگردانان فقط میتوانند از جایی عمل کنند که میدانند». «و اغلب میتوانید زنان رنگینپوست را ببینید که بهطرزی نمایشی نوشته میشوند. اما این مرد (کوگلر) سرمایهگذاری واقعی در روابطش با زنان زندگیاش دارد — و این همانند که در خارج از صحنه بهاندازهٔ داخل صحنه مشهود است.»
موساکو نقش آنی را بازی میکند؛ شریک سامی جوردن و کارشناس هودو که پس از مرگ فرزندشان از سامی جدا شد. علاوه بر هدایت نبرد با خونآشامها، آنی در تصمیمگیری هرگز تردید نمیکند — تا جایی که همسرش عهد میبندد اگر او توسط دشمن تبدیل شود، او را بکشد. موساکو میگوید: «کوگلر هیچ شخصیتی را نیمهتمام نمیگذارد». «حتی نقشهای کوچکتر نیز حس میکنند که یک سفر کامل داشتهاند.»
موساکو به صحنهای اشاره میکند که در آن سامی به یک دختر کوچولو (با بازی آدین انکالارد) پول میپردازد تا کامیونش را در حین دخول به یک فروشگاه محافظت کند. او میگوید: «او شخصیت مورد علاقهٔ من است». «از این دختر کوچک که نمیداند چگونه چانهزنی کند تا کسی که به یک جنایتکار میگوید «چرت و پرت»، در دو دقیقه او بیشتر از بیشتر شخصیتهای یک فیلم رشد میکند و این هماننوع وضوح و جزئیگری است که رایان به شخصیتها میبخشد.»
لی نقش گریس، زنی آسیایی که با همسر و دختر کوچک خود یک فروشگاه محلی اداره میکند، را ایفا میکند و اشاره میکند که فیلم حتی با زنی قدرتمند که فرماندهی میکند آغاز میشود: جان که بهزودی توسط لولا کرک به خونآشام تبدیل میشود. لی میگوید: «در همان لحظهای که در را باز میکند و تفنگ را آماده میکند، فکر کردم چه زنی شجاع و قدرتمند است.»
در حالیکه لی میداند این باید طرز کار فیلمها باشد، اعتراف میکند که حتی خود او هم از این نوینگی غافل شد. او میگوید: «من گناهکارم که تا اینجا بهگونهای تربیت شدم که نقش زنان را تقریباً بهصورت تابعانه اجرا کنم و همینطور در صحنه هم رفتار میکردم». «و رایان میگوید: «نه، بگذار این را معکوس کنیم؛ او در حال اتخاذ تصمیم است». من بسیار خجالتزده شدم؛ چرا اینکار را میکردم؟ اما فکر میکنم ما بهمدت طولانی، برای نسلها، بهویژه بهعنوان آسیایی‑آمریکایی، عادت داشتهایم که زنان را بهصورت ضعیف ببینیم.»
لی همچنین میدانست که گریس هنگام دعوت خونآشامها به داخل جاکجوینت پس از تهدید دخترش، با واکنشهای منفی مواجه خواهد شد — او کسی است که این کار را انجام میدهد. او این تصمیم را «تصمیمی اخلاقاً سؤالبرانگیز و جنجالی» مینامد و میگوید مدتها با کوگلر دربارهاش گفتوگو کرده است. او میگوید: «گفتم چرا او پیش از این کار، زندگی دیگران را در نظر نگرفت؟» و کوگلر سادهوار پاسخ داد: «چون او مادر است». توضیح دیگری برای این رفتار وجود نداشت. کوگلر دیالوگهایی اضافه کرد که در آن گریس با سامی دربارهٔ عدم تمایل به مبارزه و ترجیح صبر تا شب گفتوگو میکرد. او میگوید: «در ابتدا این صحنه وجود نداشت». «و من با رایان گفتم که به این صحنه نیاز داریم چون او خیلی چیزی برای خودش نشان نمیدهد و وقتی آنها را دعوت میکند، مطلقاً مورد نفرت مردم قرار میگیرد. فکر میکنم باید مخاطبان را کمی دربارهٔ زمینهٔ این تصمیم آگاه کنیم.»
این توانایی گوش دادن و همکاری است که کوگلر را متمایز میکند. برای این، موساکو نه تنها به فیلمساز، بلکه به زنانی که او را شکل دادهاند، اعتبار میدهد. او میگوید: «رایان کوگلر عاشق زنانی است که در زندگیاش حضور دارند، افرادی که او را به این شکل که امروز است، شکل دادهاند؛ افرادی که باورها، سیاستها، نظرات، دیدگاهها، غمها و عشقهای خود را به او منتقل کردهاند». «او به مردم گوش میدهد و به همه احترام میگذارد. بنابراین تعجبی نیست که همه احساس کنند شخصیتهایشان بهخوبی تغذیه شدهاند.»
خانواده شاد
پس تعجبی نیست که با وجود برخی موضوعات پرخطر و هوای سخت، محل فیلمبرداری مکان سرشار از شادی خالص بود.
«وقتی میگوییم یکدیگر را دوست داریم، دروغی نمیگوییم»، موساکو با اشتیاق میگوید. «ما یکدیگر را دوست داریم. بازی میکنیم، داستان میگوییم، با خانوادههای یکدیگر آشنا میشویم. کاملاً بههم پیوسته و متصل بودیم.» بهاندازهای که به گفتهٔ استینفیلد، برخی افراد حتی در روزهایی که صدا نشدند، حاضر میشدند.
نیز بخش جداییناپذیر تجربهٔ پیوند آنها، شبهایی بود که در داخل جاکجوینت فیلمبرداری میکردند. «این خیلی سریع ما را نزدیک کرد»، استینفیلد اضافه میکند. «آن جاکجوینت خانهٔ ما شد. وقتی روزها طولانی است و از خانوادهمان دور هستیم و حس تنهایی عمیق میشود، مگر این که با کسی که با او هستید، یک خانه بسازید. و واقعاً در ساعت سه صبح میتوانید کسی را بهتر بشناسید.»
اما خانوادهها همیشه همنظر نیستند و قطعا میتوانستند تنشها بالا بروند. بهنظر میرسد این فقط در برخی بازیها رخ داد. رقابتها در دورهای باناگرام، یونوی و اسپیدز شدت مییافت. «جیمی جنگجوی شبهای بازی است!» لی اعلام میکند. «او همیشه برنده میشد و بهویژه مایلز بسیار مشکوک بود. نمیدانم آیا تقلب میکند یا نه؛ فکر میکنم فقط هوشمند است.»
موساکو اضافه میکند که لاسن بیرحم بود. «جیمی آسانگیر نیست. حتی اگر تازهکار در بازی باشید، او میگوید: «خب، تو باختهای، همین».» که فقط لاسن جواب میدهد: «زندگی سخت است، از چه راه دیگری میتوانید یاد بگیرید؟»
با آگاهی از اینکه این تجربهای نادر و خاص بوده است، بازیگران با اندوهی ملایم به زمان خود در «Sinners» نگاه میکنند. موساکو میگوید: «این برایم دردناک است که دیگر نمیتوانیم همه در این نقشها دوباره با هم باشیم.»
لاسن به ایدهٔ «دنیای سینمایی Sinners» اشاره میکند؛ مفهومی که در فضای آنلاین خوانده بود و طرفداران دربارهٔ خطوط زمانی مختلف چندین شخصیت گفتوگو میکردند. اگرچه هر چیزی ممکن است، بازیگران با استفاده از خاطرات خود و جشن گرفتن موفقیت فیلم بیشترین بهره را میبرند. «اینها خواهران من هستند»، لاسن میگوید. «بهعلاوه بر دریافت این نقشهای شگفتانگیز، فرصت ساختن یک خواهرنشینی نو را هم یافتیم. چنین فرصتی بهندرت میآید. لذا من این را تا جایی که میتوانم نگه میدارم و بهقدر ممکن حمل میکنم، بدون شک.»
دیدگاهتان را بنویسید