جک وایتهال و دیوید دوچوونی در سری جدید بازیهای ذهنی Prime Video به صحنه میآیند

هر برنامهای که در آن دیوید دوچوونی نقش یک میلیاردر پر خودپسندی و خودسازگاری بیش از حد را ایفا میکند، حداقل شایستۀ نگاه است، نه؟ این بازیگر جذابیت طبیعیاش را از روزهای The X-Files بهارث برده و همانطور که تمام هواداران The Larry Sanders Show میدانند، میتواند بسیار شوخطبع باشد. وقتی ظاهر و نحوهٔ ارائهٔ او را به آن اضافه میکنیم، این بازیگر باتجربه بهخوبی برای پرداختن به شخصیتی مناسب است که عبارات بسیار نامناسب و توهینآمیز میگوید و آن را با جذابیتی مثل “من همانچیزیام که هستم” بهظاهر میپوشاند؛ چیزی که بهنظر میرسد (بر طبق زبان بدنش) همیشه کشنده است. “من نمیخواهم دختر زیبا و ۱۶ سالهام در یک چادر توسط یک پسر صورتپیمپلیک، که بوی کتامین میگیرد و از ایتون میآید، بهطریقی نامناسب لمس شود”، شخصیت او در Malice در یک صحنهای در مقابل همان دختر، به بزرگسالان میگوید. “این در واقع یک بار نیمپردهای بود”، او بهسادهگی به یک افسر پلیس در حضور همسرش، نات (Game Of Thrones‘ Carice van Houten) توضیح میدهد. “نات و من قانونی داریم: ساکس خیانت نیست — حداقل این قانون من است”، او مستیوار با لبخندی به «مَنِی» جدیدی (واژهٔ او) به نام آدام (جک وایتهال، کمدین و خالق Bad Education) در همان کلاب استریپی که پیشتر ذکر شد، میگوید. او همچنین بهطور مکرר بهکوچکترش میگوید “ساکت شو”. متوجه میشوید.
از همان دو دقیقهٔ اولیه میتوانید درک کنید که دنیای جیمی، سرمایهگذار خطری که بهنظر میرسد با آهنگ “Sweet Thing” میک جگر (در بین تمام آهنگهای ۱۹۹۳، چهکس، حتی خوانندهٔ استونز، این قطعه را اینقدر دوست دارد؟) تکان میخورد، سرانجام فرو میریزد؛ این امر Malice را بهطرز تسکینی جذابتر میکند. ما اینرا میدانیم چون این سریال از نویسنده جیمز وود (آداپتاسیون BBC One از رمان ایوِلین واو با عنوان Decline And Fall که جک وایتهال نیز در آن نقش داشت) بهطرز واضحی مینویسد، با نشان دادن یک مار واقعی در علفهای جزیرهٔ یونانی جیمی، جایی که خانوادهاش با آدام ملاقات میکند و بهسرعت تحت تأثیر او قرار میگیرد. اگر این تمثیل برای روشن شدن ما کافی نبوده باشد، میبینیم آدام هر بار که یکی از کارفرمایان جدیدش به او پشت میکند، نقش خود را رها میکند. (این صحنه بهمعنی «سگ چشمنگری» نیست—وایتهال در این زمینه بهخوبی میآید—اما حتی بدون اینکه طرحهای خود را بهصوت بلند بگوید، نیتهایش بهوضوح نمایان میشود.) افزون بر این، او یک مار دیگر هم دارد که به آن میگوید “برو و آشوبی ایجاد کن” با نگاهی تهدیدآمیز.
میبینید، آدم قانع شده است که جیمی به نحوی به او صدمه زده است (دلیل دقیق آن تا زمان بسیار دیرتر این ششقسمت طولانی آشکار نمیشود) و برای نابود کردن او، بهصورت مخفیانه نفوذ میکند و در زندگی او و عزیزانش، از جمله دوستان نزدیک (با بازیکریستین آدامز و رزا جافری)، و نیز همسر و فرزندانش دستکاری میکند. بهزودی، آدم برای این کار از سم، یک چوب کریکت، مواد مخدر، مشروبات الکلی و عکسهای مخرب استفاده میکند و خود نیز هنگامی که دیوارها بهتدریج به او فشار میآورند، دچار اضطراب میشود. در نگاه اولیه، این ترکیب میتواند یادآور یک دنباله داستانی دربارهٔ کلاهبردار مخفیشده در طبقهٔ بالا جامعه باشد، مشابه Ripley. اما حتی با داشتن منازل ساحلی دلنشین در Malice و زندگیگرایانهٔ طبقهٔ یکدرصدی آدم، این احساس میشود که بیش از حد اغراق شده و نامناسب است. مینیسریال استیون زایلین بیشتر شبیه به یک مطالعهٔ صبورانه و هنرمندانهٔ شخصیت بود. و مقایسهٔ Malice با کمدیهای تقلبی مانند The Cable Guy (یا فیلمهای انتقامجو مانند Clifford که از ناامیدیهای دههٔ ۹۰ هستند) صرفاً بهدلیل اشتراک در خط داستانی مشابه، مشابهسازی بیمعنی میشود. این برنامه بیشتر یک نمایش پر از نقطهٔ تعلیق است، بهگونهای اعتیادآور که شاید بخواهید تمام آن را در طول یک پرواز طولانی بپزید، اما پس از اتمام شاید نیازی به بحث دربارهٔ آنچه دیدهاید با همراه سفرتان نداشته باشید.
البته هیچ مشکلی در این یا هر برنامهٔ دیگری که برای پیشبرد سریع داستان متکی باشد وجود ندارد، و چندین پیچوخم در Malice دوباره شما را جذب میکند. اما برخی از دیالوگهای چشممریزونی و واضح این سریال سختگیرانهاند. بهعنوان مثال، دیالوگی بین شخصیتهای وایتهال و آدامز را در نظر بگیرید که یک گروه از دوستان ثروتمند در حال جذب توسط این معلم خوشمشرب هستند:
“درست است، پس زئوس در ناكسوس بزرگ شد. و همانجا است که، طبق اسطورهها، در نقش یک قو، او Nemesis را فریب داده و به او تجاوز کرده است”
“Nemesis، همان … الههٔ انتقام”
“انتقام و قصور، بله. او فقط به تنبیه و خشونت محدود نبود. هدفش تعادل بود”
Malice در تاریخ ۱۴ نوامبر روی Prime Video به نمایش میرسد
دیدگاهتان را بنویسید