تراویس کلسی اخیراً درباره سفرش به دریاچه کومو با تیلور سوئفت صحبت کرد. او مناظر زیبا و گرمای مردم محلی را توصیف کرد. کلسی شادی و شگفتی خود را از این تجربه ابراز کرد و بهطوری نو به ریتم زندگی پی برد. جورج کلونی نیز به گفتوگو پیوست و علاقهٔ خود به این منطقهٔ ایتالیایی را به اشتراک گذاشت.

صدای تراویس کلسی حاکی از گرمای نوستالژی بود؛ او به لحظهای که عشق، سفر و شگفتی واقعی را ترکیب کرده بود، بازمینگریست. شنوندگان پادکست New Heights خود را گویی به ایتالیا میبردند، وقتی که او فرار خود از دریاچه کومو را که با تیلور سوئفت به اشتراک گذاشته بود، روایت میکرد. به جای اینکه شبیه گزارشی فهرستوار از ستارهها باشد، روایت او احساس واقعیتری داشت و ریشه در قدردانی از تجربه و فرهنگ پیرامونش داشت.
هنگامی که جورج کلونی به برنامه پیوست، گفتوگو به یک تبادل پرجنبوجوش تبدیل شد که مملو از شوخطبعی بازیگوشانه و تحسین واقعی از مکانی بود که هر دو مرد به وضوح عزیز میشمارند. لحن کلسی خرافهوار نبود؛ او مشتاق، متواضع و تقریباً کودکوار در اشتیاقش برای کشف جدید بود.
خاطرات تراویس کلسی و تیلور سوئفت از دریاچه کومو
ستارهٔ کانزاس سیتی روشن شد وقتی جورج کلونی از تعطیلات ایتالیاییاش پرسید. تراویس بدون تردید گفت: «آره، من و تیلور برای مدتی دور دریاچهٔ کومو رقصیدیم، رفیق. من واقعاً از آنجا لذت بردم». این جمله گونهای بود که تصویری واضح میکشید؛ نه صحنهٔ ساختگی یک ستاره، بلکه دو نفر که آزادانه زندگی میکردند.
Tickling Tonsils، Kiffin Drama و جورج کلونی درباره شوخیها، والدگری و بتمن جیسن | قسمت 168
ساکنان محلی بارها خانهٔ نمادین کلونی را که در کنار ساحل قرار داشت، به اشاره میکردند و تراویس با خنده توضیح داد که آنها «دوست دارند هر وقت روی دریاچه باشید، منزل کلونی را به شما نشان دهند». کلونی با یک جواب بامزه گفت: «من هم بخشی از تور هستم». این تبادل تنها نشان میداد که فضای برنامه چقدر صمیمی و غیرقالبی بود.
تراویس کلسی ادامه داد و مناظر را با شگفتی صادقانه توصیف کرد؛ به کلونی گفت: «باید بگویم که اینجا عالی بر روی آب قرار دارد، رفیق. یک مکان زیباست… همهٔ آنجا واقعاً دلنشین بودند». خاطرات او حول تجمل یا انحصاری بودن نمیچرخید؛ بلکه بر مردم، غروبها، رستورانهای کوچک و صبحهای ساکت کنار آب متمرکز بود.
سپس برای شنوندگان پنجرهای به ریتم آن روزها گشود. «هر صبح، داشتم کفشم را میپرتاب میکردم و به سمت آب میدویدم. روزهای ابری داشتیم. روزهای زیبایی هم داشتیم و هر روز، تنها یک کشف حماسی جدید بود. حتی در خوابهایم هرگز نتوانسته بودم آنجا را تصور کنم».
این کلمات نکتهای عمیقتر را نشان دادند. برای کسی که به اندازهٔ کلسی سفَرهای بسیاری داشته، ایتالیا صرفاً مقصد دیگری نبود؛ این یک بیداری به ریتم زندگی متفاوت بود. کلونی این حس را تکرار کرد و توضیح داد که ایتالیاییها «شبهای شام را جشن میگیرند» و این لحظه را با خانوادههای خود در تمام نسلها بهاشتراک میگذارند.
در نهایت، آنچه بیش از همه برجسته شد، نه شهرت این زوج، بلکه صراحت شادیشان بود. تراویس کلسی عاشق تیلور سوئفت و ایتالیا است، اما بیشتر از همه عاشق این است که زندگی را با چشمانی باز تجربه کند.
دیدگاهتان را بنویسید