حقیقت در تخیل: آنچه فیلیپ پولمن در مجموعهٔ «مواد تاریک او» طی ۳۰ سال به ما آموخت

نویسندهٔ «آتناستیک مذهبی» به‌عنوان مخالف سی. اس. لوئیس شناخته می‌شد. اما دو سه‌گانه‌اش – که امسال به پایان رسید – جشن انسانیت و تخیل بودند.

بیست سال پیش برای اولین بار به باغ گیاه‌شناسی اکسفورد سر زدم. در میان مسیرهای پیچ‌دود که با گل‌ها احاطه شده بود، حدود نیمی از مسیر، یک نیمکت زیر یک درخت ایستاده بود که تقریباً شبیه به سایر نیمکت‌های پارک بود. آیا این همان بود؟ در فکر می‌کردم.

مدت طولانی زمان نداشت که سؤال کنم. نگاه دقیق‌تر کلمات و تصاویری را نشان داد که بر روی تخته‌های چوبی آن حک شده بودند، همه در خطوط مشابهی: «لیرا + ویل»، آن‌ها می‌گفتند؛ یا: «پنتالایمون» و «کیِرجاوا». بین بال‌پایه نیمکت و صندلی، تکه‌ای تا شده از کاغذ با پیام دست‌نویس تشکر مخفی بود.

این پنج سال پس از انتشار «آمبر اسپایگلِس»، رمان نهایی از سه‌گانهٔ «مواد تاریک او»، شد؛ این همان نیمکت در مرکز پایان دل‌سوز کتاب بود. امروز به آنجا سر بزنید و شک نکنید که اهمیت ادبی آن واضح است: مجسمه‌ای از دو شخصیت آن، پنتالایمون شکل‌حیوان و کیرجاوا، در سال ۲۰۱۹ پشت نیمکت نصب شد.

پس از «مواد تاریک او»، پولمن «کتاب گرد و غبار» را نوشت؛ یک سه‌گانهٔ دوم که در همان جهان‌ها می‌گذرد. در اکتبر، کتاب نهایی این سه‌گانه «میدان گل رز» منتشر شد و زمان خوانندگان با لیرا سیلور‌تونگ، قهرمان این سری فانتزی، به پایان رسید. این نقطهٔ پایان یکی از دستاوردهای بزرگ ادبی دهه‌های اخیر است: گاردین «آمبر اسپایگلِس» را در فهرست ۱۰ کتاب برتر قرن ۲۱ خود قرار داد و بی‌بی‌سی، نیوز‌ویک و دیگر نشریات معتبر ارزیابی‌های مشابهی ارائه دادند. سه‌گانهٔ اصلی الهام‌بخش یک فیلم، یک سریال BBC/HBO، یک تولید تئاتر ملی و یک آهنگ کیت بش بوده است. دو سه‌گانه و کتاب‌های همراهشان بیش از ۴۹ میلیون نسخه فروخته‌اند؛ نسخهٔ اصلی به ۴۰ زبان ترجمه شده است. بسیاری از کودکان اکنون نام لیرا دارند (به‌ویژه فرزند اد شیران).

اگر موفقیت سه‌گانهٔ اول – و نقد آن به مذهب سازمان‌یافته – پولمان را، به گفتهٔ ستون‌نویس بریتانیایی پیتر هیچنز، به‌عنوان «ضد‑سی. اس. لوئیس، همان کسی که اگر آتئیست‌ها دعا می‌کردند، برایشان دعا می‌کردند»، شناساند، سه‌گانهٔ دوم نسبت به عقلانیت بیش از حد هشدار می‌دهد – یا همان‌طور که نویسندهٔ فانتزی دیگر، لو گروسمن، بیان کرد: «چه می‌شود اگر بیش از حد در مسیر مخالف پیش بروید». سی سال پس از انتشار «نورهای شمالی» (در آمریکا با عنوان «قطب‌نمای طلایی») ، سه‌گانهٔ دوم درک ما از دنیای لیرا را گسترش داد و به‌نوبهٔ خود به ما کمک می‌کند تا به مسائل خود پردازیم.

«مواد تاریک او» داستان سفر یک دختر تقریباً دوازده ساله بین جهان‌ها را روایت می‌کند؛ ابتدا برای نجات دوستی به این سفر می‌پردازد اما در نهایت به اسرار کائنات می‌رسد و سعی می‌کند آن‌ها را نجات دهد. در این مسیر، با تهدیدهای یک سازمان مذهبی قدرتمند و همچنین والدین خود مواجه می‌شود و عاشق ویل، پسری از دنیای ما، می‌شود. او با جادوگران، خرس‌های سخن‌گو و دانشمندانی که به مطالعهٔ مادهٔ تاریک می‌پردازند، روبرو می‌شود و شاید دو عنصر به یادماندنی این سری را نیز می‌شناسد: دیمون‌ها و گرد و غبار. هر شخص یک دیمون دارد؛ یک همراه حیوانی که از نظر فیزیکی جداست اما در اصل بخشی از اوست و نمایانگر بخشی از هویت اوست. گرد و غبار مادهٔ آگاهی است؛ ذرات عمدتاً نامرئی که در حین رشد و خودآگاهی در اطراف افراد جمع می‌شود و لیرا را در حین استفاده از دستگاه حقیقت‌خوانی‌اش، الیتئومتر یا همان قطب‌نمای طلایی، هدایت می‌کند.

مردی که زیر یک درخت ایستاده است
فیلیپ پولمن

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *