آخرین اثر کن برنز، روایتگری مستحکم است. همچنین به هزینهٔ جهل ما از تاریخمان میپردازد.

واشنگتن در حال تشویق آمریکاییها (موزه هنر دانشگاه پرینستون)
در حین بحث دربارهٔ کار او و گفتوگوی طولانیاش با روایت آمریکایی، کن برنز اغلب نسخهای از نقلقولی که بهطولانیمدت به مارک توین نسبت داده میشود، به اشتراک میگذارد. «تاریخ خودش را تکرار نمیکند»، این ضربالمثل میگوید، «اما قافیه دارد».
فیلمساز دقت کرد که وقتی تابستان گذشته دربارهٔ «انقلاب آمریکایی» با هم صحبت کردیم، بیان کند که توین این را گفته است. بررسی کوتاهی نشان میدهد که هیچکس نمیتواند شواهد قطعی برای اینکه توین، پدر ادبیات آمریکا، این عبارات را گفته یا نوشته باشد پیدا کند؛ اما این روایت جذاب است و نه تنها مخاطبان به آن جذب میشوند، بلکه بهپشت سرشان میچسبد.
بههرحال، اینکه این نقل قول از توین یا شخص دیگری سرچشمه گرفته باشد، اعتبار احساس آن را کمتر نمیکند.
«آنچه مطالعهٔ تاریخ به تو میگوید این است که ما همیشه در تقسیم بودهایم»، برنز توضیح داد و افزود که هر بار که به نقطهٔ بحرانی میرسیم، تازه بهنظر میرسد.
من این را اقتباس کردم چون مردم همیشه میگویند «تاریخ خودش را تکرار میکند» – هرگز. «هیچ چیز نوینی زیر خورشید نیست» نشان میدهد که طبیعت بشر تغییر نمیکند، برنز به من گفت. و جالب این است که در این پروژه دربارهٔ انقلاب آمریکایی، لحظهای وجود داشت که طبیعت بشر تغییر کرد. تا آن لحظه، همه بهعنوان موضوع بودند. اما اکنون، تعداد کمی از مردم بهعنوان شهروند شناخته میشدند؛ این یک لحظهٔ متمایز است.
برنز بهطور معمول بهعنوان راوی آمریکا شناخته میشود، به این معنا که مصاحبههایش در طول تور کشوری که او سال جاری آغاز کرد، حاوی اسکریپتهای جذابی هستند که پیش از رونمایی از «انقلاب آمریکایی» بارها تکرار میشود. برخی از این مصاحبهها به اغراق میرسند؛ مثلاً او «انقلاب آمریکایی» را مهمترین رویداد تاریخ جهان پس از تولد مسیح مینامد.
اما بخشی از این رفتار قابل درک است؛ چرا که ما در عصر اقتصاد توجه زندگی میکنیم که بهطور قابلملاحظهای با تمایل به فراموش یا بازنویسی بخشهای وسیعی از تاریخ آمریکا همراه است.

(استیفنیا برگر) دیوید اشمیت، سارا بوتستین و کن برنز
بازدید برنز از سیاتل در جولای همزمان با رأیگیری کنگره بود که بر پایهٔ دستورالعمل دونالد ترامپ و روایت غلط، سعی در پسگرداندن تقریباً ۱.۱ میلیارد دلار بودجه فدرالی از شرکت پخش عمومی (Corporation for Public Broadcasting) داشت. این شرکت خصوصی غيرانتفاعی بود که به رادیوی ملی عمومی (National Public Radio) و سرویس پخش عمومی (Public Broadcasting Service) مالی تأمین میکرد، اما بخش عمدهٔ پول آن به ایستگاههای محلی سراسر کشور و سایر دریافتکنندگان گرنت اختصاص یافت. تمام سازمانهایی که از حمایت CPB بهرهمند شدند، در ماه سپتامبر پرداختهای نهایی گرانت خود را دریافت کردند.
با این حال، برنز و PBS در حال پشتیبانی از منابع آموزشی هستند که هدفشان ارتباط دانشآموزان با روایتهای فراوانی است که داستان پیدایش ملت ما را تشکیل میدهد. این کار در کنار تلاش گستردهای که در شش شب و ۱۲ ساعت انجام شده، بهعنوان یکی از بسیاری از حقایق، تعهد برنز به استخراج حقایق سختی که زیر اساطیر راحت نهفتهاند، را تأکید میکند.

(مجموعهٔ جامعه تاریخی پنسیلوانیا) جیمز فورتن
اما تعیین اینکه چه کسی شایستگی شهروندی را دارد، باعث تقسیمپذیری و درگیری خونین فراتر از میدانی جنگ شد. حتی در زمان تأسیس، زمانی که اعلامیهٔ استقلال برجستهٔ ما بر برابری انسانها بهعنوان حقیقتی آشکار تأکید میکرد، نخستین اروپاییان‑آمریکاییها، از جملهٔ جورج واشنگتن و نویسندهٔ این سند، توماس جفرسون، به آن اصل وفادار نبودند.
این مستند با استاندارد مستمر برنز در روایتگری چشمگشا مطابقت دارد و بهصورت پیوسته به قلمروهای تاریخ آمریکا میپردازد که بهجز دانشگاهیان و دیگر متخصصان، کمعناصر به آن دست یافتهاند.
اعضای سیزده مستعمره مجبور به قانعسازی برای حذف کینههای متقابلشان شدند. شهرهای کوچک بین کسانی که خود را طرفدار آزادیخواهان (Patriots) مینامیدند و طرفداران وفادار به بریتانیا (Loyalists) تقسیم میشد. کارشناسان متعددی بیش از یک بار، انقلاب را بهعنوان یک جنگ داخلی توصیف میکنند.
حیاتبخشی به این دیدگاهها توسط گالاکسی از بازیگرانی انجام میشود که صدای خود را به فیلم میسپارند؛ از جملهٔ تام هانکس، مایکل گریآیز، مری استریپ، مورگان فریمن، ایتن و مایا هاوک، و در یک اشارهٔ متا‑متنی، پل جیامتِی که نقش جان آدامز را (نقشی که همراه با همبازی خود لورا لینی در مینیسریال سال ۲۰۰۸ ایچبیاو، «جان آدامز» ایفا کرده بود) صدا میدهد.
این اثر نمونهٔ کلاسیک برنز است که توسط همکار قدیمیاش پیتر کویوت روایت میشود و از نظر لحن و سنگینی به «جنگ داخلی» (1990) و «جنگ» (2007) شباهت دارد، اما بهطور کامل با تأثیر عاطفی دردناک «جنگ ویتنام» (2017) برابری نمیکند. این به این معنی است که مستند با استاندارد ثابت برنز در روایتگری چشمگشا همخوانی دارد و بهصورت پیوسته به قلمروهای تاریخ آمریکا میپردازد که بهجز پژوهشگران و متخصصان، تعداد کمی از مردم به آن دست یافتهاند.
هنگامی که رئیسجمهور کنونی ایالات متحده سعی در سفیدپوشی تاریخ آمریکا بهمنظور ایجاد نسخهای «ملیگرایانه» دارد، ورود این سری بهویژه به موقع بهنظر میرسد. برنز صرفاً میخواهد صادقترین روایت را دربارهٔ آغازهای آمریکا ارائه ندهد، بلکه داستانی را نشان دهد که این دوران چقدر پیچیده، خطرناک، طاقتفرسا و در نهایت الهامبخش بوده است.
برنز گفت: «بخشی از دینامیکهای تغییر و شکلگیری ایالات متحده به تمام این عناصر مختلفی که در این سیزده مستعمره که به اقیانوس اطلس، به سواحل شرقی متکیاند، مربوط میشود. این حقیقتاً شگفتانگیز است. و اگر ما این ماجرا را سادهسازی کنیم، بهصورت یک محصول مادیسن ایوِن (Madison Avenue) عرضه کنیم — که همان انقلاب ماست، چون هیچ عکسی وجود ندارد، هیچ خبرنامهای نیست، تا حدی رومانتیزه شده است. این کار آسانتر است. اگر فقط یک نقاشی باشد، نمیتواند اینچقدر خشونتآمیز باشد.»

(گالری هنر دانشگاه ییل) اعلامیه استقلال
با شروع جشنهای ۲۵۰ سالگی آمریکا در سال ۲۰۲۶ و در زمانی که کشور بهطرزی خطرناک تقسیم شده است، کار برنز، بوتستین و اشمیت بار دیگر ما را به این نکته یادآوری میکند که پیش از این به لبهٔ خطر رسیدهایم.
این هدف از ارائهٔ آرامش نیست. «آنچه مطالعهٔ تاریخ به ما میگوید این است که ما همیشه در تقسیم بودهایم»، برنز توضیح داد و افزود که هر بار که به نقطهٔ بحرانی میرسیم، تازه بهنظر میرسد.
برنز و همکارانش سالها در پروژههای خود غرق هستند؛ پژوهش برای «انقلاب آمریکایی» در حدود یک دهه پیش، در اواخر دورهٔ دوم باراک اوباما آغاز شد. او در حال حاضر بر روی پروژهای دربارهٔ دوره بازسازی (Reconstruction) کار میکند.
بنابراین وقتی میگوید که دانستن اینکه آمریکا دورههای تاریک دیگری هم داشته است، کمی آرامشبخش است، میتوان دلیل افکار او را درک کرد.
«این همانجاست که فکر میکنم داستانهای خوب به ما کمک میکنند. دودویی بودن جهان امروز ما … اصلاً وجود ندارد»، او گفت. «هیچ مرزی وجود ندارد، همانطور که لئوناردو داوینچی میگفت. اما نمیتوانم دورهای را تصور کنم که از هرنوع تقسیمپذیری عظیم و احساس مردم آن زمان مبنی بر اینکه این پایان است، خالی باشد.»
با این حال، غیرقابلتردید است که احساس میکنیم «انقلاب آمریکایی» بهطرز عجیبی مرتبط با زمان حال است. بسیاری از آثار برنز نیز اینگونه، صرفاً بهتصادف بهدست آمدهاند. این همان طبیعت نگاه دقیق به گذشته و روایت آن با بصیرت واضح است.
«انقلاب آمریکایی» در ساعت ۸ شب یکشنبه، ۱۶ نوامبر به نمایش میرسد و در طول شش شب متوالی در ایستگاههای عضو PBS پخش خواهد شد.
دیدگاهتان را بنویسید