سوناکشی سینها افشا کرد که پس از ازدواج با ظاهِر اقبال تصمیم گرفت با خانوادهٔ همسرش زندگی کند و آنها را «خیلی آرام» میبیند. مادرشوهرش با شوخطبعی او را پذیرایی کرد؛ اگرچه او آشپزی نمیداند، گفت که به خانهٔ درست پیوسته است. این بازیگر همچنین بر احترام متقابل به آداب و سنتهای یکدیگر تأکید کرد و این را بهعنوان نقطهٔ قوت این زوج معرفی کرد.

سوناکشی سینها اخیراً دربارهٔ زندگی با خانوادهٔ «خیلی آرام» همسرش پس از ازدواج با ظاهِر اقبال صحبت کرد. او همچنین واکنش خندهدار مادرشوهرش را به اینکه آشپزی نمیکند، به یاد آورد.
تصمیم به زندگی با پدر و مادر همسر
در گفتوگو با بهارتی سینگ و هارش لیمبچییا، سوناکشی گفت: “ظاهِر قبل از ازدواج از من پرسید که آیا میخواهم جدا از پدر و مادر همسر زندگی کنم یا نه، اما من نه گفتم. به او گفتم، ‘من با آنها زندگی میکنم؛ اگر میخواهی برو، برو.’”
درباره ناتوانی در آشپزی
او افزود: “من اصلاً آشپزی نمیکنم. مادرم آشپزیاش عالی است، اما تنها مشکلی که دارد این است که دخترش آشپزی نمیکند. مادرشوهرم هم آشپزی نمیکند و میگوید تو به خانهٔ درست ازدواج کردهای. او گفت: ‘نگران نباش، تو صحیح خانهاش آمدی (تو به خانهٔ درست آمدهای)’. من عاشق غذا خوردن هستم، اما آشپزی نیست.” او ادامه داد: “همهٔ آنها خیلی آرام هستند و با هم سرگرمیهای زیادی دارند. این یک خانوادهٔ بسیار صمیمی است.”
درباره دین و احترام متقابل
در گفتوگو با برنامه The Right Angle بههمراه سونال کلرا، سوناکشی دربارهٔ اینکه آیا دین تا بهحال بین رابطهٔ آنها مانعی ایجاد کرده است، صحبت کرد. او گفت: “از نظر ما بهعنوان یک زوج، نه. اما در زندگی خانوادگی و بهدلیل روشهای مختلفی که ما بزرگ شدهایم، برخی آدابی که او و خانوادهاش رعایت میکنند، من بسیار به آنها احترام میگذارم و برخی آدابی که من و خانوادهام داریم، آنها نیز به آنها احترام میگذارند. دین هرگز نمیتواند میان ما دو نفر قرار گیرد. تا بهحال هیچ سؤال، دعوا یا تنشی در این باره پیش نیامده و این زیباترین بخش آن است. قوت ما در احترام است.”
رابطهٔ ظاهِر با شاتروغان و پونام سینه
در مورد رابطهٔ ظاهِر با والدینش، شاتروغان سینها و پونام سینها، این بازیگر افزود: “هر زمان او میآید همه با هیاهو میدوند و میگویند ‘ظاهِر میآید، داماد میآید’. مادرم دائماً میپرسد «چه میخواهی بخوری، چه میخواهی بخوری» و پدرم از وقتگذرانی با او لذت میبرد. فکر میکنم آنها واقعاً دوستهای صمیمی شدهاند. وقتی من وارد اتاق میشوم، معمولاً دو نفر در حال گفتگو هستند و من ساکت مینشینم!”
دیدگاهتان را بنویسید