io9 امسال مقدار زیادی تلویزیون تماشا کرد — صحنههای برجسته، فاشهای تکاندهنده، و گاهی تمام اپیزودها از «آندور»، «دان دا دان»، «پلواریبوس»، «سروِنس»، و موارد دیگر در ذهن ما میمانند.
کارکنان io9

این سال برای تلویزیون، بهویژه سریالهای ژانری، واقعا فوقالعاده بود. ما تمام سال را با کیفیت بالا از Star Wars، ترسناکهای شگفتانگیز، علمی‑تخیلی دلپذیر و هیجانانگیز، فانتزی مهیج، روایتهای عجیب و شگفتانگیز، و انیمه و انیمیشنهای برتر پرخوری کردیم. فهرست io9 از برترین سریالهای علمی‑تخیلی، فانتزی و ترسناک ۲۰۲۵ بهزودی منتشر میشود، اما ابتدا: اینها ۴۲ لحظه برجسته هستند که پس از پایان اعتبارات همچنان در ذهن ما جاودانه ماندهاند.

Andor – رقص سقوط مون
بیش از یک کلاسیک باشگاه، و بیش از یک شب طولانی که برای مون موثما پیشروی داشت، اوج فصل دوم اولین بخش Andor مون را بهطور کامل میشکست تا او بتواند خود را برای نبردهای آینده در طول فصل تقویت کند. صحنهای شاداب و تقریباً هذیانی، که در آن مون خود را به آهنگ تپنده «نیاموس!» میسپرد، در حالی که میدانست یکی از قدیمیترین دوستانش بهدلیل او به مرگ فرستاده میشود؛ این لحظه نه تنها برای شخصیت، بلکه برای Andor معینکننده بود.

Severance – کلایفهنگر
در نهایت رخ داد. پس از سالها انتظار، مارک دوباره به همسرش جمّا پیوست. آنها در شرف فرار بودند که او متوجه شد، صبر کن. نه. این کسی که «ایننی» او میخواهد نیست. او هِلّی را میخواهد. و بنابراین مارک تصمیم میگیرد تمام داستان را وارونه کند و در اعماق لومن بماند، برای سرنوشت نامعلومی که در پیش دارد.
Pluribus – Sprouts
فصل اول Pluribus پر از لحظات شگفتانگیز و شگفتآور است. یکی از این لحظات که بهخاطر منطقپذیرانهاش برجسته میشود، وقتی کارول میخواهد به خرید برود، اما میبیند فروشگاه محلیاش، Sprouts، خالی شده است. او درخواست کرد که مجدداً پر شود، پس دیگران همان کار را انجام میدهند. در حالی که این صحنه را میبینیم، نمیتوانیم از این فکر نکنیم که برای شخصیتهای این سریال چقدر کار میشود، بدون دلیل، و همچنین چقدر کار برای تیم تولید این سریال انجام میشود، به بهترین دلیل. این لحظه را هرگز فراموش نخواهیم کرد.
Foundation – برادر داستک دیوانه میشود
فصل سوم Foundation برخی انتخابهای مهم capital‑C انجام داد، از جمله آشکارسازی بزرگنمایی واقعی Mule که تمام زمانها بهعنوان دشمن بوده است. اما بحران برادر داستک هنگام مواجهه با «بازنشستگی»اش کاملاً فراموشنشدنی بود: ابتدا چند سیاره را بهدلیل عصبانیت رهبانشان منفجر کرد، سپس تمام کلونهای سلطنتی—که میراث خودش را نابود میکرد—و همچنین Demerzel را که تنها موجودی بود که میتوانست آسیبی که او وارد کرده بود را برطرف کند، نابود کرد. میتوان گفت او با شعلههای شکوه در رفت.
Murderbot – Murderbot بهتنهایی میرود
ما واقعاً انتظار نداشتیم که Murderbot در آغوش گرم و معطر که هیپیهای PresAux در پایان فصل اول به او ارائه دادند، پذیرش کند. اما همچنان تعجبآور بود که روبوت خودآگاه در میانه شب در فینال فصل اول از صحنهوار فرار کند و ماجراها و امکانات بینهایت جدید را بهجای راحتی خانوادگی که منسا و شرکت میخواستند به او بدهند، انتخاب کند.
The Last of Us – مرگ جوئل
طرفداران بازیهای The Last of Us منتظر بودند تا ببینند نمایش چگونه بزرگترین اسپویل خود، مرگ بیرحمانه جوئل بهدست ابی، را مدیریت میکند. و این بهطور کامل انجام شد، با همان شوک و حیرت که در بازی بود. اضافه شده: این قسمت شامل بزرگترین، بهیادماندنیترین حمله زامبی تا کنون بود.
Futurama – «سوراخ سفید»
فینال فصل ۱۰ Futurama خدمه Planet Express را به ماموریتی طولانیمدت میبرد تا شاهد تولد یک کهکشان جدید باشند — که آنها بهکل از دست میدهند چون کلونهای تکبار مصرفشان، که در میانهٔ سفر برای رفعفاجعههای گوناگون تولید میشدند، در لحظهٔ آخر شورش میکنند و لحظه را برای خود تصرف میکنند. این صحنه خندهدار، خودآگاهانه، خودتخریبی و با این حال بهگونهای شگفتانگیز بهپایان میرسد، در سبک حقیقی Futurama.

Solar Opposites – نتیجه «دیوار»
افراد کوچکی که در دیوار اتاقخوابی یومیولاک گرفتار بودند، تصمیم گرفتند وقتی دریافتهاند بچهٔ شری که بهنام پزلِی (Pezlie) که از بدو تولد کوچک است، هرگز نمیتواند بهاندازه معمولی تبدیل شود، کوچک بمانند. سپس نمایش بهسویی ۹۰ سال بهبعد میگذرد به دوران پساآخرالزمانی، و پزلِی (پزدیده) بسیار پیر توضیح میدهد که اعمال مادرش ناخواسته باعث پایان جهان شد. دقیقاً چهطور؟ هرگز نمیدانیم. و در واقع مأموریت بیگانگان همیشه فناوار بوده است، بنابراین در نهایت همه چیز بهنحو خوبی اتفاق افتاد.
Severance – «درهٔ غم»
یکی از بهترین ویژگیهای Severance این است که معمولاً در چارچوب بسیار محدود خود باقی میماند … تا «درهٔ غم». تماشای اینکه ایننیها تجربهٔ این زندگی عجیب را در سرزمین تحت مالکیت لومن داشتهاند، دقیقاً یک قسمت سراسیمهٔ تنشآمیز بود که با اولین سورپرایز بزرگ فصل پایان یافت — هِلّی همان کس نیست که میگوید او کیست.
Star Wars: Skeleton Crew – طلا در At Attin
مشخص شد که At Attin چهجوری بود؟ چرا اینچنین مخفی بود؟ چه چیزی را پنهان میکرد؟ این سوالها در حلقهٔ ماجراجویی سرگرمکنندهٔ Star Wars، برنامهٔ «Skeleton Crew» میچرخیدند و سپس، در نهایت، آشکار شد. At Attin در اصل یک گاوصندوق برای کهکشانی است، پر از طلا بیش از آنچه کسی میتواند تصور کند. دیدن آن با تمام شکوهاش، نوع پاداشی بود که طرفداران Star Wars همیشه توهم میکردند.
Pluribus – آغاز تهاجم
وینس گیلینگان بیشتر به خاطر Breaking Bad و Better Call Saul شناخته میشود، اما او کاری خود را در تلویزیون با The X‑Files شروع کرد. هیچچیز بهتر از Pluribus نمایان نیست، بویژه در قسمت آغازین آن، که بهتدریج شاهد میشویم بشر چگونه آلوده میشود و به یک ذهن جمعی یکپارچه میپیوندد. این صحنه سردرگمکننده، جذبکننده و بهطرز وحشتناکی ترسناک است، زیرا ما و کارول در تاریکی در مورد اینکه چهدارد میشد، باقی میمانیم تا زمانی که ذهن جمعی فقط بتواند به او زنگ بزند و توضیح دهد، که این کار آن را حتی ترسناکتر میکند.

Black Mirror – فاشسازی «Bête Noire»
بهترین روش برای گاسلیت (دستکاری) یک دشمن، در واقع این است: ساختن دستگاهی که بتواند واقعیت را بهدلخواه تغییر دهد، طوری که همه فکر کنند فرد دیگر دیوانه است. «آلرژی بهمغزی»؟ اینچنین چیزی وجود ندارد! در بهسبک واقعی Black Mirror، خطرها حتی بالاتر میروند، وحشیتر میشوند و تاریکتر میگردند، در این قسمت، شخصیت اصلی فکر میکند که ذهن خود را از دست داده است تا اینکه بفهمد علم عجیب انتقامی به سطوح جدیدی از سردرگمی ذهنی رسیده است.
Severance – «چِیخای باردو»
هفتمین قسمت فصل دوم یک شوک بزرگ بود، که به گذشته مارک و جمّا برمیگردد، رابطهٔ عاشقانهٔ آنها، و ازدواج پر‑مشکلشان — تمام اینها قبل از مرگ ساختگی جمّا، ظهور او به عنوان «Ms. Casey» لومن، و کشف دقیق اینکه او از چه زمانی تا چهجا در غیاب «Ms. Casey» بوده است. «چِیخای باردو» یک شاهکار نوشتن، کارگردانی و بازیگری بود که بعد دیگری به درام دیستوپیایی Severance افزود.
Pluribus – دیگران چه میخورند؟
کارول کشف میکند که جنبهٔ Soylent Green تسلط ذهن جمعی بر زمین چیست، همراه با یک ویدئوی توضیحی جذاب که خود جان سینا ارائه میدهد. در یک نمایش پر از لحظات «صبر، چه؟»، فاش شدن منبع غذایی بهواقع یک شوک شگفتانگیز بود. ما تقریباً مطمئنیم که وینس گیلینگان از اینجا متوقف نخواهد شد.

The Last of Us – پرواز فضایی
لحظهٔ عظیم دیگر فصل دوم که طرفداران The Last of Us منتظرش بودند، همانگونه که در بازی دیده میشود، بازگشت آرام و زیبا به خشنودی تولد روز تولد اِلی، زمانی که جوئل او را به موزه میبرد. آنجا، او تصور اِلی را به فضا میبرد با صدای واقعی پرتاب موشک، و برای چند لحظه، تمام اشتباهات جهان در هم میپیچند.
Ironheart – ریری خرابکار میشود
فاش شدن اینکه میفیستو پشت شرارت در Ironheart قرار داشت، شوک بزرگی نبود؛ ما برای سالها شایعهای دربارهٔ حضور او میدانستیم. اما تعجبآور بود که در قسمت نهایی فصل، قهرمانمان، ریری ویلیامز، برای بازگرداندن دوست نزدیک خود به زندگی، به میفیستو میپیوندد. آیا روزی خواهیم دید که این چگونه پیش خواهد رفت، نمیدانیم. اما این لحظه واقعاً تکاندهنده بود.
The Handmaid’s Tale – تخریب هواپیمر جون
قسمت پیشنهایی فصل ششم، «اجرا»، بهنام خود عمل کرد؛ جون و مقاومت یک بخش بزرگ از طرح خود را آغاز کردند: قرار دادن بمب در یک هواپیما که فرماندهان برتر را حمل میکرد، تا بتوانند در یک ضربه بهتمامی رهبران برتر پایان دهند. اما جون پیشبینی نکرد که همپیماناش لورنس تصمیم میگیرد کیف پر از مواد منفجره را بهصورت شخصی حمل کند — این کار باعث نجات مأموریت میشود، اما خود او را بهقربان میسازد؛ یا اینکه نیک، که هنوز بهدلیل رابطهاش با او بسیار پیچیده و دشوار بود، بهعنوان اضافهٔ دقیقهآخر به لیست مسافران میآید. بوم، خداحافظی.

It: Welcome to Derry – هالوران It را مییابد
لحظات بسیار زیادی در Welcome to Derry وجود دارد که آن را بهعنوان یکی از بهترین سریالهای سال میسازد. معرفی دیک هالوران بهعنوان سلاح مخفی نظامی برای کشف موجود شرور دِری در برابر موجودیت مردی دیوانه، چیزی بود که شاید استفن کینگ بهصورت خفیف آماده کرده بود، اما سریال HBO اینرا بهواقعی تبدیل کرد. دیدن پننیواِز که متوجه میشود یک مهاجم تحت نام هالوران وجود دارد، بسیار دیوانهکننده بود.
Wednesday – افشای ریشههای «Thing»
در اینجا «Thing» به فرزند شیطنتآمیز و دیوانهای که در مدرسهٔ گُمز ادامز قدرتها را خسته کرد، تعلق داشت که تقریباً او را کشته بود. خوشبختانه همه چیز توسط کار موریتسا بازگشت، اما همچنین او اولین عضو عجیب و غریب خانواده ادامز شد: «Thing»، که پس از زنده شدن هیچگونه خاطرهای نداشت.
Andor – «تو کی هستی؟»
سؤالی که از ابتدای Andor سوختهاست، اما احتمالاً از روز تولد سارِل کارن، در گورمِن برمیگردد، وقتی او سرانجام با کاسیان دوباره مواجه میشود — تا اینکه قبل از اینکه بتواند سرفصل پاسخگویی خود را حفظ کند، یک گلولهٔ لیزری به سرش میخورد. این پایان کاملاً سوزاندهساز است برای یک دشمنی که با تناقض بهطور جالبی شگفتانگیز است، و همه چیز را به مسیرهای که سَرل خواستار شناسایی و هویتاش، ابزار مناسب برای یک ماشین امپریال بهسوی ردِ شاخدار بود… که بیش از حد مستعد بهدست اندازید.
Mobile Suit Gundam GQuuuuuuX – نفوذ کلِیا به بیمارستان
سخت است که در همان زمان هیجانانگیزی و تراژدی داشته باشید، اما این دقیقاً همان است که لحظهٔ برجستهٔ Andor برای کلِیا در قوسی جدیاش ایجاد کرد. در طول فلاش‑بک داستانی که چطور لوتن و کلِیا یکدیگر را در ابتدا پیدا کردند، نفوذ او به بیمارستانی که پدر مرگبار منتقل شد، بههمین اندازه تنشزا بود که عمیقاً احساسی. ایستادگی سفتدست کلِیا در حالی که یک بهیک امپراتوری را میزد، تیر به تیر. زمانی که توانست کامپوزیسیون خود را بشکند و با اشک بهسختی زندگیاش را برای بستن حمایتگر لوتن، قطع کردن زندگی او، بپذیرد — این لحظهای بود که مأموریتاش را با اشک تمام کرد و بهدور از لوتن، نشان میدهد که رازهای او بهسفر شد، رمز و رازهایی که در این سریالهای Star Wars به چشم میآیند، و با زیبایی در نهایت شد.
Mobile Suit Gundam GQuuuuuuX – چار گاندام را میدزدد
تحسین GQuuuuuuX برای گاندام اصلی به اوج خود میرسد در لحظهای که تمام پروژه را دوباره شکل میدهد، و زمانخط کلاسیک «قرن جهانی» (Universal Century) گاندام را با آن بازنویسی میکند، زمانی که چار موفق میشود پروژهٔ مخفی جدید فدراسیون را مستقیماً از زیر بینیهای آنها دزدیده و بخواهد. یک بازسازی دقیق از لحظات اول بار آمورو گاندام را در کلاسیک ۱۹۷۹ پیدا میکند، با تمام موسیقی و دیالوگها، اما بهصورت بیگانه و پر از امکان بازتاب داده میشود، که همچنان میتواند سوزش به ستون مهرهٔ شما باردازد، حتی اگر حالا میدانیم دیگر بخشهای سریال چگونه پیش میروند.
Dan Da Dan – کنسرت راک ججی برای اخراج
چندین مورد دیوانهوار در فصل دوم رنسانس Dan Da Dan رخ داد، اما همچنان چیزی بُد که بهطور مطلق جادویی بود؛ داستانی از مهاجمان بیگانه، کاجیوهای عظیم، و ارواح شبحی که در تاریکترین مکانهای زمین مخفیاند، یکی از جذابترین صحنهها، یک کنسرت راک گلام برای اخراج ججی بود. اجراهای هیجانانگیز HAYASii برای آزاد کردن ججی از چشم شریر فقط کفشهای مومو، اوکارون، و ایرای را شگفتزده نکرد، بلکه ما را نیز شگفتزده کرد — حتی پیش از اینکه به جزئیات عجیب و واقعی که پس از اکران آن پیش آمد، بپردازیم، زیرا این توالی بهصورت تقریباً دقیق از یک ویدئوی ژاپنی J‑rock تقریباً زیر حقنویسها اقتباس شده بود.

Star Wars: Visions – «BLACK»
قوانین بهطرز تقلبی است که ۱۳ دقیقه انیمیشن را بهعنوان «لحظه» نام ببریم، اما این دقیقاً همان چیزی است که «BLACK»، قطعهٔ خیرهکنندهٔ David Production در جلد سوم Star Wars: Visions ارائه میدهد: لحظهای سایکدلیک و چالشبرانگیز در ذهن یک استورمتریر در حال مرگ، که بهجستجوی جای خود در جهان میپردازد و بهدستخطوطی از جنگ داخلی کهکشانی که روح او را بهشدت زخمی کرده است، میپردازد. یک قطعهٔ نادر از Star Wars که نه تنها شما را بهدنبال تفسیر میکشاند، بلکه نیاز به تفسیر را با هر لحظهای از صدای تصویری جذاب و موسیقی جاز شورآور برانگیخته میسازد؛ «BLACK» رأس قلهٔ آنچه Star Wars: Visions میتواند انجام دهد، و آنچه Star Wars در بیشترین ابتکار خود میتواند باشد.
آیا میخواهید اخبار بیشتری از io9 دریافت کنید؟ بررسی کنید که آخرین انتشارهای ماریویل، Star Wars و Star Trek چه زمانی پیشبینی میشود، گام بعدی در دنیای DC در سینما و تلویزیون چیست، و همه چیزهایی که باید دربارهٔ آیندهٔ Doctor Who بدانید.
دیدگاهتان را بنویسید