نوشته: آدم ب. واری، کیت اورتور

برای مقالهٔ جلد ۱۵ اکتبر Variety دربارهٔ فصل پنجم و نهایی «Stranger Things»، خالقان برنامه، برادران دوقلو مت و راس دافر، در ژوئیه و سپتامبر تقریباً چهار ساعت مصاحبه کردند؛ هر دو بار در دفاتر پستولیدشان در هالیوود. اگرچه خود را افراد درونگرا مینامند، دافرها با این وجود بهطور شگفتانگیزی صادق و باز دربارهٔ خود و اینکه چقدر تغییر کردهاند — و هنوز همانطور که بودند — از زمان پخش اولین قسمت برنامه در نتفلیکس در سال ۲۰۱۶، صحبت کردند.
در پیشروی پخش اولین چهار قسمت فصل ۵ در تاریخ ۲۶ نوامبر بر روی نتفلیکس، اینجا یک گزیدهٔ ویرایششده از گفتوگوهای ما با آنهاست که در آن همچنین دربارهٔ این موضوع بحث میکنند که چرا فین ولفهارد و شخصیت او مایک ویلر بیشترین شباهت را به آنها دارد، چه چیزی از ‘Game of Thrones’ دربارهٔ مذاکره با نتفلیکس آموختند، لحظات مورد علاقهشان از برنامه، چرا نگران پیر شدن بازیگرانشان نیستند و چرا بر این باورند موفقیت برنامه تا حدی به ناکامیشان در ترسناک شدن بهاندازۀ دلخواهشان باز میگردد.
شن لِوی، که در ابتدا با شرکت تولیدی ۲۱ Laps خود بهطور جدی برنامه را حمایت کرد، به ما گفت که وقتی برای اولین بار روی «Stranger Things» کار را آغاز کردید، تنها با یکدیگر در آنچه او «حباب دوقلویگی» مینامید، راحت بودید. اما اکنون در کار با سرپرستهای بخشها و استودیو بسیار ماهرتری میشوید. آیا با این ارزیابی موافقید؟
Ross Duffer: میخواهید من بر عهدهاش بگیرم؟
Matt Duffer: البته.
Ross Duffer: مطمئنم این درست است. تا بهحال پروژهای در این مقیاس انجام نداده بودیم و افراد درونگرایییم. این یکی از بزرگترین درسها بود؛ فقط یادگیری نحوه رهبری و چگونگی انتقال واضح دیدگاهمان.
و با بازیگران؟
Matt Duffer: یکسان برای بازیگران. همیشه میگویم با بازیگران کودک، اینگونه نیست که ما اجراهایشان را از درونشان استخراج میکنیم؛ ما تنها راهنماییهای بسیار کمی میدادیم. بیشترین تأثیر را میتوانید از طریق انتخاب بازیگر (کستینگ) داشته باشید؛ این تقریباً ۹۹٪ کار است. اگر شروع کنید که بسیار «دست‑به‑کار» باشید، به این معناست که تصمیم نامناسبی برای جذب افراد گرفتهاید؛ این چیزی است که معمولاً متوجه شدهام.
راستی، شن به ما گفت که لقب پیام گروهیاش «Warlock» است و از ما خواست بپرسیم منظورش چیست؟
Matt Duffer: در واقع به یاد ندارم چه زمانی شروع کردیم او را «Warlock» صدا کنیم؛ میتوان گفت خیلی زود بود. شن سالها در سیستم استودیو کار کرده بود. راس و من تقریباً هیچ تجربهای نداشتیم. بنابراین نه تنها در محل فیلمبرداری تازهکار بودیم، بلکه در زمینهٔ اداره و گشتوگذار در سیاستهای استودیویی آگاهی سیاسی نداشتیم. شن در این زمینه استاد است. پس وقتی چیزی خراب میشد، به شن مراجعه میکردیم؛ او را در یک مقطع «Warlock» مینامیدیم، صرفاً به این دلیل که نوعی جادوی تاریک داشت که در زمان ضرورت میتوانست به کار بگیرد. نمیخواهید «Warlock» را بیش از حد رها کنید، اما وقتی به کارش نیاز باشد، هر وضعیت سختی را حل میکند.
آیا حس میکنید که در طول فصلها کمتر به تواناییهای «Warlock» مراجعه میکردید؟
Ross Duffer: در ابتدا، برای مشاوره و راهنمایی در زمینهٔ تولید در این مقیاس بیشتر به او تکیه میکردیم. اما هر فصل پیچیدهتر میشود؛ مشکلات بیشتری بروز میکند. بنابراین هر زمان که نیاز به «Warlock» داشتهایم، از او استفاده کردهایم. اما فکر میکنم بله، اکنون بیشتر از گذشته میدانیم.
زندگیهای شما، ببخشید، وارونه شد وقتی که برنامه در سال ۲۰۱۶ بهصورت ناگهانی رونمایی شد. آیا شخصی بود که مسیر شغلی مشابهی داشته باشد و فکر کنید «چیزهایی را انجام دادند که میخواهم از آنها الگوبرداری کنم» یا «چیزهایی را انجام دادند که میخواهم از آنها دوری کنم»؟
Matt Duffer: ام. نایت شایامالان تأثیر بزرگی بر ما داشت. همانند ما، او فیلمی کاملاً ناکام داشت و سپس «حس ششم» را ساخت که تبدیل به یک پدیدهٔ عظیم شد. بله، او همچنان نسخهای از «چرخش» (twist) را ادامه داد، اما به نظرم خطرهای هیجانانگیزی میپذیرفت. او بهساخت فیلمهای اصیل ادامه داد. نمیدانم پس از «Stranger Things» آیا بهصورت آگاهانه به او فکر کردهام یا نه، اما او بخشی بزرگ از زندگیمان بوده و مطمئناً در اینجا حضور دارد. [به راس] آیا کسی دیگری به ذهنت میآید؟
Ross Duffer: خب، نکتهٔ جالب مسیر ما این است که بهمدت ۱۰ سال روی این برنامه کار کردهایم، پس در وضعیتی بسیار خاص قرار داریم. یافتن معادل دقیق دشوار است.
کدام بخشهای برنامه برای شما بیشترین خودزندگینگاری را دارد — و به کدام شخصیتها بیشترین شباهت را احساس میکنید؟
Ross Duffer: دوستی تمام شخصیتهای جوان برای ما بیشترین ویژگی خودزندگینگاری را دارد. ما گروه کوچکی از دوستان بسیار نزدیک داشتیم؛ با هم Magic: The Gathering و بازیهای ویدئویی میکردیم، فیلم میساختیم و در جنگلها ماجراجویی میکردیم. بنابراین سالهای اولیه بهویژه، تلاش برای به‑یاد‑آوری این حس و دوباره دسترسی به آن احساس بود.
آیا برخی از دوستهای دوران کودکیتان میگویند «من Dustin هستم؟ من Will هستم؟»
Matt Duffer: دقیقاً نه، چون معادل یک‑به‑یک وجود ندارد. بیشتر سعی میکنیم روح همان حس را که با آن افراد وقت میگذرانیم، به تصویر بکشیم. منظور این است که مایک نزدیکترین شخصیت به دوپلِنگِر ماست. فین در زندگی واقعی شبیهترین به ماست، که احتمالاً دلیل انتخاب او برای نقش بود. فصل ۴ بیشترین خودزندگینگاری را دربارهٔ سختیهای خاص دورهٔ دبیرستان برای ما داشت. هیچ شخصیت خاصی یک‑به‑یک نبود، اما مسیر داستانی مکس طریقی برای انتقال احساسات بسیاری از ما از دورهٔ دبیرستان بود؛ همانطور که برای پسرها نیز صادق است.
از تاریکی دورهٔ نوجوانی، بهویژه در مسیر داستان مکس در فصل ۴، فرار نمیکنید. آیا در آن زمان برای شما هم اینقدر تاریک بود؟ آیا این برنامه را بهعنوان راهی برای دفع آن میدیدید؟
Matt Duffer: بله، دوران دبیرستان واقعاً بسیار چالشبرانگیز بود، اما در آن زمان آگاهی از سلامت روان کم بود. این موضوعی نبود که کسی دربارهاش صحبت میکرد. حالا که بهعقب نگاه میکنم، میفهمم چه میگذشت. اما ترسناکتر است وقتی که نمیدونی چه اتفاقی در درونت میافتد؛ فقط حس میکنی که مشکلی وجود دارد. بهترین اتفاقی که برایم با این برنامه رخ داده این است که وقتی کودکان یا نوجوانان (برخی از آنها حالا بزرگتر شدهاند) به من نزدیک میشوند و میگویند این برنامه به آنها کمک کرده تا از این دوره عبور کنند.
اما سپس Eddie را کشتهاید.
Matt Duffer: بله، این درست است. اما همیشه از برنامهای مثل «My So‑Called Life» الهام گرفتهام. احتمالاً این اولین برنامهای بود که بهصورت مستقیم به این مسائل میپرداخت و واقعگرایانه و صادقانه دربارهٔ تجربهٔ دبیرستان یا جوان بودن صحبت میکرد. انتشار چنین محتواهایی مهم است چون در زمان رشد ما اینچنین مواردی کم بود و این کمبود میتوانست حس انزوا را تقویت کند. همچنین این کاری نیست که مردم با قهرمانان جوان انجام میدهند. به همین دلیل در صحنهٔ اول شخصیتها را به فحش میاندازیم تا فوراً نشان دهیم این برنامه برنامهٔ کودکان نیست، اگرچه ستارههای آن کودکان هستند.


تا چه میزانی نمایش «The First Shadow»، که در سال ۱۹۵۹ تنظیم شده و پیشزمینهٔ هِنری کریل را معرفی میکند، در فصل ۵ تأثیر خواهد گذاشت؟
Ross Duffer: در فصل ۵ مواردی وجود دارد که مستقیماً به این نمایش ارجاع میدهند. حتی به نمایشنامهٔ که جویس اجرا کرده — ما یک ارجاع کوچک به آن داریم و نگاهی کوتاه به آن میاندازیم. یک پیوند مستقیم وجود دارد.
Matt Duffer: اما تمام اطلاعاتی که باید بدانید و درک کنید، در خود برنامه است. فکر میکنم نمایشنامه خود میتواند برخی جنبهها را بیشتر برای شما روشن کند.

شما گفتهاید که میخواهید برنامه همراه با مخاطبانش رشد کند. فصل ۵ در این مسیر چه نقشی دارد؟
Ross Duffer: فکر میکنم فصل ۴ بیشترین خشونت و تاریکی را دارد. در فصل ۳ گاهی صحنههای خشن داشتیم، اما بهصورت سرگرمکننده. در فصل ۴ واقعاً میخواستیم ترس را ارتقا بدهیم. در فصل ۵ دربارهٔ این موضوع کمتر صحبت شد؛ اما مسلماً نمیخواستیم عقبنشینی کنیم، میتوانم بگویم.
Matt Duffer: به نظر من کلید موفقیت این برنامه این است که راس و من همیشه در تلاشیم تا همه چیز را تا حد ممکن ترسناک کنیم. اما به هر دلیلی میتوانیم فقط تا حدی ترسناک باشیم. بخشی از موفقیت برنامه ناشی از این است که نتوانستیم بهاندازۀ دلخواهمان ترسناک باشیم. من واقعاً به این باور دارم.
میخواهید ترسناک باشد، اما …
Matt Duffer: ما جیمز وان نیستیم؛ نمیتوانیم. مخصوصاً در فصل ۱ میخواستم آن را ترسناکتر از آنچه در نهایت شد، داشته باشم. این برنامه دسترسپذیرتر از آنچه واقعاً میخواستیم شد، که به موفقیت برنامه کمک کرد!
آیا این کشفی بود دربارهٔ سلیقههای خود که متوجه شدید دسترسپذیرتر از آنچه فکر میکردید هستید؟
Ross Duffer: فکر میکنم بله. بخشی از این به این دلیل است که برنامه در طول ساختن به همانجایی که شد، تبدیل شد. اما معتقدم این درست است که سلیقههای ما فقط تا این اندازه در زمینهٔ تاریکی و ترس میروند.
از افتتاحیهٔ سریال در فصل ۱ تا افتتاحیهٔ فصل ۵، چه مقدار زمان گذشته است؟
Ross Duffer: راستش باید بررسی کنم. به یادم نمیآید که اولین فصل — آیا در سال ۸۳ بود؟ شاید پنج سال.
Matt Duffer: پس شاید چهار سال کمتر از واقعیت باشد یا چیزی شبیه به این.
بهدلیل تعطیلی بهدلیل کووید.
Ross Duffer: اگر دقت کنید، میتوانید آن را ببینید.
Matt Duffer: اما نکتهٔ من این است که هیچکس تا بهحال به آن توجه نکرده است. هرچه بزرگتر میشوند، اختلاف دراماتیک کمتر میشود. حداقل، مجبور شدیم نوشتار را بهسرعت تنظیم کنیم، زیرا شخصیتها را بیش از حد جوان مینویسیدیم. این هنوز یک چالش است.
Matt Duffer: ما هنوز با این مشکل سر و کار داریم. در حال ضبط صدای بازیگر جیک کونلی هستیم که امسال نقش جدیدی را ایفا میکند و صدای او از زمان ضبط اولیه تا کنون بهطور قابلتوجهی کمرنگ شده است. خوشبختانه فناوری EQ موجود است. امروز فقط صدای او را گوش دادیم؛ همهچیز خوب است. برای یک لحظه نگران شدیم، اما مشکلی نیست.
پس هر چند وقت یکبار شما دو نفر از هم دور میشوید؟
Matt Duffer: از نظر کاری، هرگز از هم جدا نیستیم، مگر وقتی که از طریق کامپیوترهای شخصیمان کار میکنیم. پس این چقدر فاصله است؟ پنج فوت؟ مواردی بوده که به دلیل اضطراری خانوادگی یا پزشکی راس حضور نداشت. این برای من اضطراب زیادی ایجاد میکند.
طولانیترین زمانی که از هم جدا بودهاید، در زندگی، چقدر بوده است؟
Ross Duffer: شاید وقتی پس از فصل ۴ استراحت کردیم. برای سه هفته یکدیگر را ندیدیم.
Matt Duffer: احتمالاً پس از اتمام فصل ۵ طولانیترین استراحتی که تا بهحال داشتهایم را خواهیم داشت… احتمالاً حدود سه و نیم هفته، چون قصد دارم با فرزندانم باشم. بههر حال این تعطیلات زیادی نیست.
پس چه فکر میکنید که زندگیتان در اول ژانویهٔ ۲۰۲۶ چگونه خواهد بود؟ فکر میکنید چه کاری انجام خواهید داد؟
Matt Duffer: فکر میکنم دو هفته برای بهبودی داشته باشیم. متوجه شدم که پس از انتشار برنامه فوراً به تعطیلات نرویم؛ چون سر و صدای زیادی و محتوای آنلاین وجود دارد و نمیتوانید لذت ببرید. بنابراین تصمیم گرفتم دو هفته زمان بدهیم تا همه چیز در جای خود بنشیند. بهویژه که این آخرین فصل است؛ پس فقط باید با واکنشها کنار بیاییم. در ده سال گذشته احتمالاً کمتر از سه ماه تعطیلات داشتیم.
Ross Duffer: اما ما هیجانزده هستیم. تقریباً ده سال است که روی پروژهٔ کاملاً جدیدی کار نکردهایم. این پرسشوپاسخ از دو مصاحبه ویرایش و خلاصه شده است.
دیدگاهتان را بنویسید