کودکی از قرار بازی ناپدید می‌شود و «همه تقصیر اوست» در این سریال تلویزیونی نفس‌گیر

دوک مک‌کلود نقش میلُو را بازی می‌کند و سارا اسنوک نقش ماریسا را در همه تقصیر او.

سارا اسنوک نقش ماریسا را بازی می‌کند، مادری که به سختی تلاش می‌کند تا پسر پنج‌ساله‌اش (دوک مک‌کلود) را پیدا کند، در یک مینی‌سریال هیجان‌انگیز جدید پِکوک که بر اساس رمان آندره‌آ مارا به نام همه تقصیر او اقتباس شده است.
سارا انتِکنَپ/پِکوک

سارا اسنوک بارها ثابت کرده که بازیگری چقدر بااستعداد است و توجه‌ها هم به او جلب شده. او برای نقش شیو روی، یکی از خواهر و برادرهای ثروتمند و فریبکار در جانشینی، جایزه اِمی را برد و برای بازی در ۲۶ نقش متفاوت در نمایش تک‌نفره‌اش روی صحنه برادوی به نام تصویر دوریان گری جایزه تونی را گرفت.

در مینی‌سریال جدید تلویزیونی پِکوک به نام همه تقصیر او، اسنوک فقط یک نقش ایفا می‌کند — اما از همان صحنه ابتدایی، نقشی دراماتیک و چالش‌برانگیز است و او شما را کاملاً مجذوب می‌کند. ماریسا آیورنِ اسنوک همسری ثروتمند با یک پسر پنج‌ساله است. ما او را در ابتدای همه تقصیر او می‌بینیم که در حال انجام یک کار روزمره به ظاهر معمولی است — بردن پسرش از قرار بازی بعد از مدرسه در خانه جِنی، یکی از مادران دیگر کلاس.

اما وقتی ماریسا به آدرسی که جِنی برایش پیامک کرده می‌رسد، زنی که آنجا زندگی می‌کند جِنی نیست. نامش اِستِر است و هیچ اطلاعی از قرار بازی یا پسر ماریسا، میلُو، ندارد.

از آن لحظه به بعد، اوضاع به سرعت و ترسناک تشدید می‌شود. میلُو یک ردیاب الکترونیکی در کوله‌پشتی‌اش دارد، اما غیرفعال شده. وقتی اِستِر با شماره تلفن درست جِنی — که توسط داکوتا فنینگ بازی شده — تماس می‌گیرد، خبرها حتی بدتر می‌شود. در عرض چند لحظه، ماریسا از آرامش به وحشت موجه می‌رسد.

اینها همه قبل از تیتراژ ابتدایی است. مِگان گالاگر، که سازنده و نویسنده اقتباس تلویزیونی رمان آندره‌آ مارا است، تنش را از همان ابتدا به اوج می‌رساند و سپس روایت را در دو جهت همزمان پیش می‌برد.

بخشی از همه تقصیر او روزبه‌روز پیش می‌رود و وقایع را دنبال می‌کند، در حالی که پلیس با خانواده همکاری می‌کند تا میلُو را پیدا کنند. اما بخش برابر دیگری از داستان به صورت فلش‌بک روایت می‌شود — که گذشته مرموز بسیاری از شخصیت‌ها را به آرامی و گاهی به طور غافلگیرکننده‌ای آشکار می‌کند.

شخصیت‌های زیادی وجود دارند و تقریباً مثل مدرسه‌ای از ماهی‌های سرخ‌گوشت — در مقطعی، مشکوک شدن به همه‌شان از چیزی شوم کاملاً منطقی است. کارآگاه پرونده، که توسط مایکل پِنیا بازی شده، دست‌هایش پر است، اما پِنیا از پسش برمی‌آید. چه در حال تعامل با مظنونان در اتاق بازجویی باشد و چه در حال بازی با پسر کوچک خودش در خانه، پِنیا حساسیت و خستگی را تابان می‌کند، مثل مارک رافالو در وظیفه.

بقیه اجراهای استثنایی توسط بازیگران زن ارائه شده‌اند. جِنی فنینگ به یک شخصیت کلیدی تبدیل می‌شود. آبِی اِلیوت از خرس هم نقش خواهرشوهر ماریسا را بازی می‌کند. دامنه احساسی و خامی او با اسنوک همخوانی دارد — و همین را می‌توان درباره سوفیا لیلیس گفت، که نقش پرستار کودکی را بازی می‌کند که به تدریج به مرکز داستان تبدیل می‌شود.

تمرکز درام روی همه این زنان تصادفی نیست. روایت از دیدگاه شخصیت‌هایشان، دیدگاه‌ها و خاطرات متفاوت‌شان حیاتی است. اجراهای بازیگرانی هم که آن‌ها را بازی می‌کنند همین‌طور.

عنوان همه تقصیر او در نهایت نسبی است و بستگی به این دارد که کدام «او» در داستان مورد سرزنش قرار می‌گیرد. در نهایت، همه‌شان مورد اتهام قرار می‌گیرند. اما زنان جلوی دوربین و پشت آن در همه تقصیر او شایسته هیچ چیز جز تحسین نیستند. این یک هیجان‌انگیز و درام روانشناختی است که عمدتاً به خاطر آن‌ها اینقدر خوب عمل می‌کند.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *