مجری در سال ۲۰۲۰ پس از اینکه نسبت به حضور افراد سیاسی در برنامه اعتراض کرد، اخراج شد.
تام برگرن پس از پنج سال اخراج، به «رقص با ستارگان» بازمیگردد، اما میگوید از کاری که باعث شد شغل خود را از دست بدهد، پشیمان نیست.
مسابقه رقصی بلندمدت در شب سهشنبه جشن بیستامین سالگرد خود را برگزار میکند و برگرن بهعنوان داور مهمان بازمیگردد؛ به گزارش هالیوود رپورتِر.
برگرن از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۹ میزبان برنامه بود، سپس در سال ۲۰۲۰ پس از این که علناً نسبت به حضور شین اسپیسر، دبیر پیشین مطبوعات کاخ سفید، در برنامه اعتراض کرد، اخراج شد.
مشکل برگرن فقط اسپیسر نبود؛ بلکه باور او این بود که برنامه باید بهطور کامل از سیاست دور بماند.
او به THR گفت: «چیزی که من را برانگیخته میکند این است که گاهی در شبکههای اجتماعی میبینم کسی میگوید: «خب، اگر تام سیاست را به برنامه نمیآورد، او اخراج نمیشد.»»
او افزود: «موضوع این است که: دوستان، من بودم که سعی میکردم سیاست را به برنامه نیاورم. حتی وقتی بیانیهام را منتشر کردم، بسیار مراقب بودم که نام هیچ حزب سیاسی یا شین [اسپیسر] را ذکر نکنم، چون این مسئله نبود.»
او ادامه داد: «به شین گفتم: «اگر آنها هیلاری کلینتون را انتخاب میکردند — من برای او رای دادهام، نمیخواهم او در برنامه باشد. ما در آستانهٔ سال انتخابات، یعنی سال ۲۰۱۹، بودیم.» این یک قدم اشتباه بود؛ و پس از اینکه مطمئن شدیم که آنها چنین کاری نخواهند کرد، اما برگردند و این کار را انجام دهند، دقیقاً آخرین جایی بود که توانست من را به نقطهٔ شکست برساند.»
از زمان ترک «DWTS» توسط برگرن، تنشهای سیاسی تنها بیشتر شدهاند و این باعث میشود او بر این باور استوارتر شود که سیاستمداران نباید در برنامه حضور داشته باشند.
او میگوید: «به وضعیت فعلی نگاه کنید — دولت تعطیل شده است. این افراد حتی نمیتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.» او افزود: «همیشه باور داشتم که «رقص با ستارگان» باید دو ساعتی باشد که میتوانید از تمام دغدغهها و نالههای سیاسی فرار کنید، لذت ببرید، خوش بگذرانید و به همبستگی بازیگران نگاه کنید.»
برگرن گفت که میفهمد برخی افراد بر این باورند که حضور شخصیتهای سیاسی در این برنامه نشان میدهد که آنها نیز «افراد واقعی» هستند، اما او کاملاً مخالف این دیدگاه است و میگوید که این کار فقط «تنشها را تشدید میکند».
اسکایلر جیسوندو بهعنوان جیمی اولنن در «سوپرامن» ۲۰۲۵ مجموعه Warner Bros/Everett
یک سریال جانبی سوپرامن به نام DC Crime در حال تولید توسط استودیوهای دیسی و HBO Max است؛ دیادلاین این موضوع را تأیید کرده است.
این سریال بهعنوان یک مستند واقعی‑جنایی با میزبانی جیمی اولنن از سوپرامن (که توسط اسکایلر جیسوندو در بلاکبسار تابستانی به کارگردانی جیمز گان نقشآفرینی میکند) معرفی میشود. طبق گزارشها، فصل اول بر شخصیت شرور دیسی، گورلا گرود، متمرکز خواهد شد؛ گورلا گرود که اغلب با فلاش درگیر میشود. پس از برخورد با سفینه فضایی بیگانه، گرود تواناییهای روانی و مهارتهای دیگری بهدست آورد. این شخصیت در سال ۱۹۵۹ خلق شد و حتی در «Arrow‑verse» پیشین دیسی حضور داشته است.
DC Crime اثر تونی یاسندا و دن پراوت است که خالقان سریال نتفلیکس «American Vandal» میباشند؛ این سریال یک سخرهنامهٔ جنایی واقعی بود که از ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۸ پخش شد. آنها نویسندگی، تولید اجرایی و هدایت سریال را بر عهده دارند. جیمز گان و پیتر سافرن، مدیران DC Studios، بهعنوان تولیدکنندگان اجرایی در کنار گالن ویسمان که نظارت بر تولید را بر عهده دارد، مشارکت میکنند. همچنین Warner Bros. Television نیز در تولید این پروژه نقش دارد.
مشاهده در Deadline
سوابق یاسندا شامل پروژههای Hulu به نامهای «Chad Powers» و «Dave» در FX است. پراوت اخیراً در سریال شندلند‑Netflix به نام «The Residence» بهعنوان بازیگر ظاهر شده است.
پنجم نوامبر ممکن است هنوز بهعنوان هفتهٔ گذشته در نظر بیاید، اما هواداران «V for Vendetta» هدیهای دیرهنگام دریافت میکنند: یک سریال تلویزیونی بر پایهٔ کمیک کتابی که ناماش را دارد، در حال توسعه در HBO است؛ گزارش Variety میگوید.
نوشتهٔ آلن مور و تصویرگری دیوید لویید، «V for Vendetta» اولین بار بهعنوان رمان گرافیکی در سال ۱۹۸۲ منتشر شد و پس از آن در سال ۱۹۹۸ حق انتشار توسط دیسی بهدست آمد. این سریال در یک دیستوپی بریتانیایی که تحت کنترل حزب فاشیست «نورسفایر» است، روایت میشود. دولت هدف V است؛ یک آنارشیست مرموز که چهرهاش در ماسک گای فاکس پنهان است و برای کمک به زنی به نام ایوی هموند جستجو میکند.
از طرف Warner Bros. Television، گفته میشود که اقتباس سریال توسط پیت جکسون نوشته میشود و جیمز گن و پیتر سافرن بهعنوان تولیدکنندگان اجرایی برای DC Studios حضور دارند. دیگر تولیدکنندگان اجرایی شامل بن استفنسون از Poison Pen و لیان کلین از Wall to Wall Media میشوند.
«V for Vendetta» بهصورت مشهور در سال ۲۰۰۶ بهعنوان فیلمی بلند توسط جیمز مکتیگ به کارگردانیاش و بر پایهٔ سناریویی که توسط واچوفسکیها نوشته شد، اقتباس یافت. هوگو ویوینگ نقش آنارشیست ماسکی V را ایفا کرد و ناتالی پورتمن نقش ایوی را به عهده داشت.
آیا برای دیدن سریال تلویزیونی «V for Vendetta» و پوشیدن ماسک هیجانزدهاید؟ در زیر نظریهٔ خود دربارهٔ این اقتباس را بنویسید.
در قسمت «Weekend Ka Vaar» از بیگ باس ۱۹، دو اخراج شگفتانگیز اتفاق افتاد و ابیشک باجاج و نیلام گیری به خانه برگردانده شدند. کاپیتان پرنیت مور آشنور کور را نجات داد؛ این تصمیم همه را، بهویژه او، در حالت احساسی قرار داد. این خروجهای غیرمنتظره، پیوندهای عاطفی عمیقی که در میان ساکنان خانه شکل گرفته بود را روشن کرد.
در آخرین قسمت برنامه «Weekend Ka Vaar» از بیگ باس ۱۹ که توسط سلمان خان میزبانی شد، یک سیر اضطرابزا احساسی به وقوع پیوست؛ نه یک، بلکه دو شرکتکننده؛ ابیشک باجاج و نیلام گیری، بهطور شگفتانگیزی از خانه اخراج شدند. این اعلام همه را مبهوت کرد؛ چندین شرکتکننده اشک سرفش کردند و از این تغییر ناگهانی با ناباوری واکنش نشان دادند.
همانطور که سلمان نام افراد نجات یافته را فاش کرد، فضای داخل خانه تندتر شد. پرنیت مور، کاپیتان خانه که بهدلیل بیماری نتوانست هفتهٔ گذشته از قدرت خود استفاده کند، فرصتی برای نجات یک نفر از میان آشنور کور، ابیشک و نیلام یافت. پرنیت نام آشنور را انتخاب کرد.
باسیر علی، سلمان خان و تهیهکنندگان برنامه را به رفتار ناعادلانه در «بیگ باس ۱۹» متهم میکند
آشنور کور نمیتوانست اشکهایش را مهار کند و به وضوح در حال نالههای بیوقفه دیده شد. ابیشک سعی کرد او را آرام کند و گفت: «اگر جام را نمیبرم، مهم نیست؛ من دلها را به دست آوردهام. تو هم یک برندهای. باید جام را بدست آوری و به هیچکس در خانه اعتماد نکنی». آشنور که در حال اشکریزی بود، گفت: «من تنها یک ارتباط واقعی در خانه داشتم».
تانیا میتل نیز احساسی شد و پیش از خروج، نیلام را بهمحبت در آغوش گرفت.
نیلام که بهخاطر طبیعت شاداب و شخصیت متعادلاش شناخته میشود، پیش از ترک خانه، از همخانهایهایش و تماشاگران تشکر کرد. ساکنان دیگر او را تحسین کردند و گفتند که بازی او بسیار موفق بوده است. ابیشک، که در خانه دوستیهای مستحکم ایجاد کرده بود، اخراج خود را با آرامش پذیرفت اما از این موضوع ناامید شد. نیلام به تانیا گفت و او را محکم در آغوش گرفت: «وقتی بیرون میروم تو را بلاک میکنم». اما تانیا با گریهای بیپناه واکنش نشان داد و گفت که واقعاً او را دوست دارد.
سپس، گاوراو خانّا و عمال ملیک به پرنیت اطلاع دادند که معتقدند ابیشک باید نجات مییافت.
اخراج دوگانه برای ساکنان خانه کاملاً پیشبینی نشده بود، چرا که انتظار داشتند تنها یک نام اعلام شود. حتی سلمان خان نیز به تأثیر احساسی این لحظه اذعان کرد و به شرکتکنندگان یادآوری کرد که رقابت روز به روز سختتر خواهد شد. این قسمت با یک بغلگیری گروهی احساسی به پایان رسید و برخی ساکنان خانه در سکوت به خروجها فکر کردند که دوباره ثابت کرد خانه بیگ باس نه تنها محفل بقا، بلکه محفل پیوندهای عاطفی است.
شهناز گیل در یک پادکست فاش کرد که مرگ ناگهانی دوست نزدیکش سیدهارت شوکلا او را بهطور عمیق تغییر داد و او را بالغتر کرد. او اشاره کرد که دختری بیخیال و بیفکر که در «بیگ باس ۱۳» دیده میشد، پس از رفتن او دگرگون شد؛ این فقدان را به اندازهای بزرگتر از تمام چالشهای پیشین توصیف کرد. گیل به رشد چشمگیر شخصی و حرفهایاش از آن زمان اشاره کرد.
شهناز گیل فاش میکند که مرگ سیدهارت شوکلا او را چگونه تغییر داد؛ میگوید: «من دیگر همان «بیگ باس»ی قبلی نیستم»
شهناز گیل که پس از حضور در «بیگ باس ۱۳» همهچشمی شد، بهتازگی درباره این که چگونه مرگ ناگهانی دوست نزدیکش سیدهارت شوکلا او را بهعنوان یک فرد و نگرشش نسبت به زندگی تغییر داد، صریح شد. در یک پادکست با رانویر اللهبدیا، شهناز درباره تأثیر وفات ناگهانی سیدهارت در سپتامبر ۲۰۲۱ بر خود گفت. این بازیگر که در سن ۴۰ سالگی بهدلیل ایست قلبی درگذشت، طرفداران و عزیزانش را در شوک عمیقی فرو برد و شهناز نیز از جمله کسانی بود که از این فقدان بهطور عمیق شوکه شد.
در مورد مسیر خود پس از وفات سیدهارت، او گفت: «سیدهارت به من خیلی پختگی داد. وقتی همه چیز شد، من پس از آن پختگی بیشتری یافتام. اگر نه، من همان «بیگ باس»ی قبلی میماندم — بیتوجه به دنیا، هیچچیزی ندارم.»
بازیگر و خواننده بیان کرد که دختری که مخاطبان در «بیگ باس ۱۳» میدیدند، با بسیاری از دشواریها روبهرو شده بود، اما هیچیک در مقایسه با فقدان عظیمی که پس از رفتن سیدهارت تجربه کرد، قابل مقایسه نبود. او گفت: «من بیخیال، بیفکر و خوشگذران بودم؛ اما این معصومیت پس از رفتن او تغییر یافت.»
در ادامهٔ پادکست، شهناز گفت که معمولاً در شبکههای اجتماعی با کلیپهای قدیمی «بیگ باس» مواجه میشود و از میزان تغییراتی که از آن زمان بر او حاصل شده، شگفتزده میشود. او اضافه کرد: «گاهی این ریلها را میبینم و فکر میکنم: ‘من چه بودم؟ من اینگونه بودم؟’ زندگی من را تغییر داد. آن دختر متفاوت بود — سرزنده و شاداب. زندگی بهخودی خود تغییر کرد و برادرم نیز مرا دگرگون کرد.»
پس از «بیگ باس ۱۳»، شهناز مسیر ثابتی برای خود در صنعت ساخت و ساز ایجاد کرد. نمودار حرفهایاش تنها به سمت صعود پیش رفته است. او از حضور در آلبومهای موسیقی، بازی در فیلم بالیوود «کیسی کا بھائی کیسی کی جان» تا اخیراً در فیلم پنجابی «ایک کودی» فعالیت داشته و در تمامی رسانهها حضور یافته است.
همسر جیمی کیمل و تهیهکنندهٔ برنامه میگوید در پادکست «ما میتوانیم کارهای سخت را انجام دهیم» که «این دیگر فقط یک مبارزهٔ جمهوریخواهان در برابر دمکراتها برای من نیست… برای من، این ارزشهای خانوادگی است»
جیمی کیمل و مولی مکنیرنی (گتی ایمیجز)
مقابله با دونالد ترامپ برای همسر جیمی کیمل و تهیهکنندهٔ برنامه، مولی مکنیرنی، موضوعی شخصی است؛ او این هفته در پادکست «ما میتوانیم کارهای سخت را انجام دهیم» این را گفت. مکنیرنی خاطرنشان کرد که اعضای دور خانوادهاش از دولت ترامپ حمایت میکنند و «به من خیلی آسیب میزنند» زیرا «در رابطهٔ شخصیام که شوهرم در آنجا در حال مبارزه با این مرد است، اینچنین حس میکنم».
مکنیرنی گفت که خانوادهٔ نزدیکش در انتخابات ۲۰۲۴ برای ترامپ رای ندادند، در حالی که در سال ۲۰۱۶ او را حمایت کرده بودند؛ همچنین به گذشتهٔ خود به عنوان یک رایدهندهٔ جمهوریخواه اشاره کرد. او گفت: «وقتی دونالد ترامپ برای اولین بار انتخاب شد، بسیار ناراحت شدم؛ ما همه اینطور بودیم». سپس افزود: «اما به یاد دارم که فکر میکردم میفهمم، چون در خانهای کاملاً محافظهکار و جمهوریخواه بزرگ شدم. منظورم این است که در دوران دبیرستان برای پدرم کراوات رش لیباؤ خریدم. من تمام بلیط رایدهم را برای جمهوریخواهان دادم و این همان کاری بود که به من گفته شد انجام دهم».
چهرهٔ شکی
جدید: همسر و تهیهکنندهٔ برنامه جیمی کیمل، مولی مکنیرنی میگوید روابطش را با خانوادهای که به ترامپ رای میدهند از دست میدهد و آرزو دارد که میتوانست خود را «دیکود» کند
«برای من، رأی دادن آنها به ترامپ یعنی عدم رأی به شوهرم، من و خانوادهمان … این فقط یک مسئلهٔ جمهوریخواهی نیست… pic.twitter.com/gLPZUJ979K»
— Chief Nerd (@TheChiefNerd) November 8, 2025
پس از ترک شهر زادگاهش و «شروع به درک چیزهای متفاوت، نیازهای متفاوت و افراد متفاوت» کرد، مکنیرنی تمایل سیاسیاش را تغییر داد.
او توضیح داد: «برای کسانی از خانوادهام که احساس میکنم روزانه بهصورت عمدی اطلاعات نادرست دریافت میکنند، کمی همدردی دارم. آنها بهطور عمدی هر روز گول میخورند و اینرا باور دارند. اما این موضوع برای من خیلی دردناک است، چرا که در رابطهٔ شخصیام که شوهرم در آنجا با این مرد میجنگد، اینچنین حس میکنم. برای من، رأی دادن آنها به ترامپ یعنی عدم رأی به شوهرم، من و خانوادهمان. متأسفانه به خاطر این، روابطم با برخی افراد خانوادهام را از دست دادهام.»
مکنیرنی همچنین گفت این بحث دربارهٔ سیاست نیست — بلکه دربارهٔ «ارزشهای خانوادگی» است.
کیمل در سپتامبر به دلیل اظهاراتش دربارهٔ مرگ چارلی کرک از وظایف میزبانی برنامهٔ شبانهاش تعلیق شد. او در همان ماه به میز خود بازگشت و به مخاطبانش گفت: «هرگز قصد نداشتم به قتل یک جوان نگاه کماهمیتی داشته باشم.»
از ABC، او افزود: «آنها من را دوباره در صحنهٔ تلویزیون خوشآمد گفتند و من از آنها سپاسگزارم. متأسفانه، و به نظر من بهنادرستی، این وضعیت برای آنها خطرساز است. رئیسجمهور ایالات متحده به وضوح اعلام کرد که میخواهد من و صدها نفر که در اینجا کار میکنیم از مشاغلمان اخراج شوند.»
«رهبر ما از دست دادن معیشت آمریکاییها را جشن میگیرد، چون نمیتواند یک شوخی را بپذیرد. او بهنحوی توانست کولبر را از شبکهٔ CBS بیرون کند، سپس نگاهش را به سمت من معطوف کرد و اکنون علناً برای اخراج جیمی فالون، سِث مایرز و صدها آمریکایی که برای برنامههایشان کار میکنند و میلیونها دلار درآمد ندارند، از NBC حمایت میکند.»
کیمل پس از بازگشتش از حمله به ترامپ دست نکشیده است. این کمدین در روز چهارشنبه به نتایج شب انتخابات این هفته واکنش نشان داد و به حضار در استودیو گفت: «هر چیزی که او لمس کرد شکستخورده بود. ترامپ از زمانی که فهمید دونالد ترامپجونیور هم وجود دارد، اینقدر خجالتزده نشده بود. اما نگران نباشید، اگر از تمام این شکستها خستهاید، نگران نباشید. او بهانهای دارد. در واقع، او دو تا بهانه دارد.»
مصاحبهٔ کیمل و مکنیرنی را در ویدئوی بالا ببینید.
پست «مولی مکنیرنی میگوید خانوادهاش که از ترامپ حمایت میکنند «خیلی به من آسیب میزنند»: «شوهرم در آنجا در حال مبارزه با این مرد است» | ویدیو» نخستین بار در TheWrap منتشر شد.
اجرا | از آنجا که داستان حول یک شخصیت تکنفره میچرخد که توسط میلیونها انسانپادِ خوشخاطر و مطیع، که ذهن جمعی مشترکی دارند، احاطه شده است، موفقیت «پلوریبوس» بهطور کامل به کیفیت بازیگری نقش اصلی بستگی دارد. خوشبختانه ریا سیهورن بهعنوان بازیگر اصلی انتخاب شد، نه؟
پس از اینکه در نقش کیم وکسِلر در «بِتر کال ساؤل» ما را شگفتزده کرد، سیهورن در اولین قسمت «پلوریبوس» به عنوان کارول وارد صحنه شد؛ زنی که وقتی نیروی مرموزی از فضا تقریباً تمام ساکنان زمین را به زامبیهای خندان تبدیل میکند، تنها کسی است که تحت تأثیر آن قرار نمیگیرد. پیش از این تحول، کارول نویسندهای خودکینه بود که از طرفدارانش متنفر بود و سیهورن این کینه را در صدایش منعکس کرد؛ او کتابهای خود را «مزخرف بیفکر» مینامید. ناگهان، همه اطرافیانش سقوط میکردند و سیهورن بهسرعت به حالت یک فیلم ترسناک تبدیل شد؛ کارول در هراس سعی میکرد درک کند چه اتفاقی میافتد. در میان این افراد سقوطکرده، نماینده کتاب او (که بهنظر میرسید شریک زندگیاش نیز باشد) هلن بود و سیهورن با دلسوزی نقش کارول را بازی کرد، که سعی میکرد بدن بیحالت هلن را به بیمارستان برساند، در حالی که بهتنهایی سعی میکرد از تنها شخصی که میتوانست در کنار او باشد، محافظت کند.
هنگامیکه کارول از خیابانهای متروکه عبور میکرد و از کنار خودروهای خراب میگذشت، چهرهی مبهوت سیهورن بهوضوح بزرگی وضعیتش را نشان میداد. (سازنده، وینس گیلگان، برای این صحنه بهشدّت به چهره سیهورن تکیه کرده بود و موفق شد.) متأسفانه کارول نتوانست هلن را نجات دهد؛ سیهورن در حین گریه بر بدن مردهاش سوگ میکرد. اما پس از آن افراد دیگر بهسختی دوباره زنده شدند و نام کارول را صدا میزدند و صدای سیهورن با نیرویی عظیم میلرزید، در حالی که میخواست بداند دقیقاً چه چیزی باعث این همه چیز شده است.
این یک نمایش بینظیر بود، بهویژه چون او تقریباً تمام صحنهها را به تنهایی بر عهده داشت. در «پلوریبوس»، سیهورن تقریباً بهتنهایی حضور دارد — و نشان داده که کاملاً توانمند است.
بهپایین صفحه اسکرول کنید تا ببینید این هفته چه کسانی ذکر افتخاری دریافت کردند…
ذکر افتخاری: جوی بیتی
نتفلیکس
از روابط عاشقانهای که سرنوشتشان بد بود تا نبردهای خونین با قربانیان محبوب، فصل ۴ «ویچر» یک داستان نسبتاً تاریک بود که با توجه به وضعیت قاره، کاملاً قابلدرک است. هرچند لحظات خندهآور کوتاه بودند، اما بسیار مورد تقدیر قرار گرفتند؛ و بینظیرترین آنها لحظهٔ موسیقیایی غیرمنتظره در قسمت ۵، بههمراه جاسکیِر بود. جویی بیتی واضحاً از بازگو کردن داستان تراژیک شعر دزدیدهشدهاش لذت برد و با انرژی رنگارنگ و شبیهساز دیزنی این قطعهٔ بزرگ گروهی را بهطرز کاملی همخوانی داد. همانند زولتان، ما خود را در اجرای پرانرژی بیتی غرق یافتیم؛ که نه تنها در بخش کمدیاش («ما مخمل نمیپوشیم!») بلکه در پایان دراماتیک و پیروزمندانهاش نیز درخشید. آیا خوشحال میشویم که در فصل پنجم و نهایی، یک قطعهٔ موسیقی دیگر داشته باشیم؟ برای نقل قول از بارد خود: «آره، لعنتی.» — اندی سویت
ذکر افتخاری: شیرل لی رالف
از طرف ABC
ما انتظار نمیرفتیم که کسی بهقدر قدیمیعقل مانند باربارا هوارد از «آبوت المنتری» به تلفنهمراهش معتاد باشد، اما وقتی پرسنل آبوت مجبور شدند این هفته تلفنهایشان را واگذار کنند، باربارا دچار ترک جدی شد — و شیرل لی رالف تمام طول قسمت ما را به خنده درآورد. او در بهترین فرم خود بود؛ باربارا نگران این بود که از گفتگوی گروهی همسرایان کلیسا خارج شده و نتواند برای کلاسش آهنگها را در اسپاتیفای پخش کند؛ صدایش پر از شور مذهبی شد و اعلام کرد: «ما هرگز نباید از ضبطها و سیدیها دور میشدیم!» (ما عاشقیم وقتی باربارا تمام انرژی مقدس را به ما نشان میدهد.) رالف همچنین کمی شیطنت به صحنه افزود؛ وقتی باربارا متوجه شد فرزند تازهزادهاش میتواند رقیب او در گروه سرایی را سرکوب کند، با یک لبخند شیطنتآمیز پیش از فریاد زدن گفت: «به تلفنم نیاز دارم!» باربارا سرانجام تلفناش را دوباره به دست آورد، اما ما دوست داریم کسی دوباره آن را بگیرد… فقط برای تماشا کردن آتشبازیهای خندهدار که بهوجود میآید. — D.N.
کدام اجرا(ها) این هفته شما را شگفتزده کرد؟ نظرات خود را بگذارید!
یورو در برابر پوند反弹 کرد؛ موضع نرمگیرانه بانک انگلستان بر پوند استرلینگ فشار وارد میکند.
بانک انگلستان نرخ بانکی را در سطح ۴٪ ثابت نگه داشت، در حالی که رأیگیری ۵ به ۴ نزدیک بود و چهار عضو از کاهش ۲۵ واحد پایهای حمایت کردند.
فاصله سیاستهای پولی افزایش یافت؛ بانک انگلستان به کاهش نرخها اشاره کرد و بانک مرکزی اروپا در حالت انتظار و مشاهده باقی ماند.
یورو (EUR) در روز جمعه در برابر پوند بریتانیا (GBP) اندکی افزایش یافت و روند نزولی دو روزه خود را شکست؛ موضع سیاستگذاری نرمگیرانه بانک انگلستان (BoE) بر پوند استرلینگ فشار وارد کرده است. در زمان نگارش این گزارش، جفت ارز EUR/GBP در حدود ۰.۸۸۰۸ معامله میشود که ۰.۲۰٪ افزایش روزانه را نشان میدهد و در مسیر ثبت سومین افزایش هفتگی متوالی قرار دارد.
بانک انگلستان روز پنجشنبه نرخ بانکی خود را بدون تغییر در سطح ۴٪ حفظ کرد، همانطور که انتظار میرفت، اما لحنی نرمتر اتخاذ کرد که توجه بازارها را جلب نمود. کمیته نه نفره سیاست پولی (MPC) با رأی ۵ به ۴ به حفظ نرخها رأی داد و حمایت چهار عضو از کاهش فوری نرخها،偏ش رو به رشد نرمگیرانه در بانک مرکزی را برجسته میکند.
رئیس بانک، اندرو بیلی، اذعان کرد که تورم سریعتر از预期 کاهش یافته و پیشنهاد داد که سیاست «نخواهد توانست برای مدت طولانی اینقدر محدودکننده باقی بماند»، که به کاهشهای احتمالی نرخ در ماههای آینده اشاره دارد.
اکنون تمرکز بر بودجه بریتانیا در ۲۶ نوامبر است که میتواند جهتگیری پوند استرلینگ را بیشتر تحت تأثیر قرار دهد. وزیر دارایی راشل ریوز انتظار میرود برنامهای محتاطانه مالی ارائه دهد، در حالی که دولت با کسری ۲۰ تا ۳۰ میلیارد پوندی روبرو است. تحلیلگران پیشبینی میکنند افزایش مالیاتها و هزینههای محدود، ترکیبی که میتواند رشد را کندتر کند و به دلایل کاهش نرخهای بانک انگلستان بیفزاید.
در همین حال، بانک مرکزی اروپا (ECB) نرخ سپرده خود را در ۳۰ اکتبر بدون تغییر در سطح ۲٪ نگه داشت و رویکرد وابسته به دادهها و جلسه به جلسه خود را حفظ کرد. بانک مرکزی اروپا اشاره کرد که فشارهای قیمتی تعدیل شده، تورم هستهای کاهش یافته و اقتصاد منطقه یورو گسترش modest اما پایداری را نشان میدهد.
رئیس کریستین لاگارد گفت موضع سیاستگذاری «در جایگاه خوبی قرار دارد»، اما تأکید کرد که این موقعیت ثابت نیست و فضایی برای تنظیم در صورت انحراف تورم یا رشد از انتظارات باقی میگذارد.
واگرایی رو به رشد سیاستهای پولی بین ECB و بانک انگلستان همچنان عامل کلیدی برای EUR/GBP است. در حالی که هر دو بانک مرکزی فعلاً نرخها را ثابت نگه داشتهاند، رأیگیری تقسیمشده بانک انگلستان و اظهارات نرمگیرانه بیلی به سمت چرخش زودهنگام به سمت تسهیل اشاره دارد، در تضاد با موضع متعادلتر ECB.
قیمت دلار آمریکا امروز
جدول زیر تغییرات درصدی دلار آمریکا (USD) در برابر ارزهای عمده فهرستشده را امروز نشان میدهد. دلار آمریکا قویترین عملکرد را در برابر ین ژاپن داشته است.
USD
EUR
GBP
JPY
CAD
AUD
NZD
CHF
USD
-0.17%
0.04%
0.25%
-0.36%
-0.13%
0.23%
-0.12%
EUR
0.17%
0.22%
0.41%
-0.19%
0.04%
0.40%
0.05%
GBP
-0.04%
-0.22%
0.18%
-0.43%
-0.17%
0.18%
-0.16%
JPY
-0.25%
-0.41%
-0.18%
-0.56%
-0.33%
0.00%
-0.32%
CAD
0.36%
0.19%
0.43%
0.56%
0.23%
0.57%
0.25%
AUD
0.13%
-0.04%
0.17%
0.33%
-0.23%
0.36%
0.02%
NZD
-0.23%
-0.40%
-0.18%
0.00%
-0.57%
-0.36%
-0.34%
CHF
0.12%
-0.05%
0.16%
0.32%
-0.25%
-0.02%
0.34%
نقشه حرارتی تغییرات درصدی ارزهای عمده در برابر یکدیگر را نشان میدهد. ارز پایه از ستون سمت چپ انتخاب میشود، در حالی که ارز نقل قول از ردیف بالا انتخاب میگردد. برای مثال، اگر دلار آمریکا را از ستون سمت چپ انتخاب کنید و در امتداد خط افقی به سمت ین ژاپن حرکت کنید، درصد تغییر نمایشدادهشده در جعبه، USD (پایه)/JPY (نقل قول) را نشان میدهد.
استرس و تنهایی ناشی از جامعهای که بهتدریج بیش از پیش تقسیم میشود، بسیاری از آمریکاییها را به این فکر وا داشته است که آیا علفزارها در جای دیگری سبزتر است.
۳ از ۴ نفر میپذیرند که نسبت به آیندهٔ کشور، بیشتر از پیش تحت فشار هستند
بهطور خلاصه
۶۳٪ از جوانان (سنین ۱۸ تا ۳۴) و ۵۳٪ از والدین به دلیل وضعیت کشور، مهاجرت از ایالات متحده را در نظر گرفتهاند.
نیمهٔ بزرگسالان علائم تنهایی را گزارش میکنند، در حالی که ۶۹٪ میگویند در امسال به حمایت عاطفی بیشتری نیاز داشتهاند نسبت به آنچه دریافت کردهاند.
اضطراب مرتبط با هوش مصنوعی در میان دانشآموزان تقریباً دو برابر شد (۷۸٪، نسبت به ۴۵٪ افزایش یافت) و تنها در یک سال در تمام گروههای سنی به شدت افزایش یافت.
۷۵٪ از آمریکاییها نسبت به آیندهٔ کشور، بیشتر از پیش دچار استرس هستند؛ این استرس سیاسی با احساس انزوا، علائم جسمی و مشکلات روزمره مرتبط است.
اکثریت جوانان آمریکایی به ترک کشور فکر کردهاند. دادههای انجمن روانشناسی آمریکا نشان میدهد که ۶۳٪ از بزرگسالان ۱۸ تا ۳۴ ساله امسال به دلیل وضعیت کشور، به مهاجرت به خارج فکر کردهاند. در میان والدین، بیش از نیمی (۵۳٪) این فکر را داشتهاند.
این واکنشها واکنشهای سرسختانهای به یک چرخه خبری یا نتیجهٔ یک انتخابات نیستند. این اعداد از نظرسنجی «استرس در آمریکا ۲۰۲۵» که توسط APA در تاریخ ۴ تا ۲۴ آگوست ۲۰۲۵ و با مشارکت بیش از ۳۰۰۰ بزرگسال در سراسر کشور، تقریباً یک سال پس از انتخابات ۲۰۲۴، به دست آمدهاند. در حالی که سطح استرس شخصی به طور متوسط حدود ۵ از ۱۰ است، اضطراب جمعی نسبت به مسیر کشور به سطح نگرانکنندهای رسیده است. هماکنون ۷۵٪ از بزرگسالان میگویند نسبت به آیندهٔ کشور، بیشتر از گذشته تحت فشار هستند.
تنشهای سیاسی نشانهای از کاهش ندارند. ۷۶٪ از بزرگسالان آیندهٔ کشور را منبع مهمی از استرس میدانند؛ این رقم از پیش از انتخابات ۲۰۲۴ ثابت باقی مانده است (در آن زمان ۷۷٪ بود). این اضطراب مستمر، صرفنظر از اینکه کدام حزب کاخ سفید یا کنگره را کنترل میکند، نشان میدهد آمریکاییها با مسألهای عمیقتر از سیاست حزبی مواجهاند.
آزادی، فساد و ترس: چگونگی توصیف کشور توسط آمریکاییها
هنگامی که از شرکتکنندگان در نظرسنجی خواسته شد کلماتی که بیشترین نمایانگر آمریکا امروز هستند را انتخاب کنند، تصویر کشیده شد که کشوری درگیر هویت خود است. «آزادی» با ۴۱٪ در صدر فهرست قرار گرفت، اما «فساد» با ۳۸٪ در نزدیکی آن بود. «فرصت» ۳۷٪ داشت، در حالی که «تقسیم» ۳۶٪ ثبت کرد. امید و ترس تقریباً برابر بودند؛ به ترتیب ۳۵٪ و ۳۲٪.
فراتر از نگرانیهای انتزاعی، تقسیمپذیری اجتماعی بهصورت شخصی به زندگی افراد نفوذ میکند. ۶۲٪ از آمریکاییها این تقسیمپذیری را منبع مهمی از استرس در زندگی خود میدانند و این استرس با احساسات عمیقتری از انزوا مرتبط است. میان بزرگسالانی که تقسیمپذیری را منبع اصلی استرس میدانستند، ۶۱٪ احساس انزوا از دیگران را گزارش کردند؛ در مقایسه، تنها ۴۳٪ از کسانی که تحت تأثیر تقسیمپذیری نبودند، این احساس را داشتند. تفاوتهای مشابهی برای احساس کنار گذاشته شدن (۵۷٪ در مقابل ۳۹٪) و کمبود همراهی (۵۴٪ در مقابل ۴۴٪) نیز مشاهده شد.
بحران رو به رشد ارتباطات
احساس انزوا محدود به افرادی که از تقسیمپذیری سیاسی تحت فشار هستند نیست. بهطور کلی، تقریباً نیمی از تمام بزرگسالان آمریکایی علائم تنهایی را گزارش میکنند. ۵۴٪ اعلام کردند که از دیگران جدا شدهاند، ۵۰٪ احساس کنار گذاشته شدن کردهاند و ۵۰٪ گفتهاند که گاهی احساس کمبود همراهی میکنند.
نظرسنجی تصویری از کشوری خسته که درگیر هویت خود است.
شاید نگرانی بیشتری داشته باشد، ۶۹٪ از بزرگسالان گفتند که در سال گذشته به حمایت عاطفی بیشتری نیاز داشتهاند نسبت به آنچه دریافت کردهاند. این رقم نسبت به ۶۵٪ در سال ۲۰۲۴ افزایش یافته و نشاندهندهٔ شکاف روز افزون بین نیازهای مردم و دریافتشان است. در میان کسانی که از تقسیمپذیری اجتماعی تحت فشار هستند، نیاز برآورده نشده به حمایت حتی بیشتر میشود؛ تا ۷۵٪.
بزرگسالانی که سطوح بالایی از تنهایی را تجربه میکنند، احتمال بیشتری دارد که با بیماریهای مزمن زندگی کنند. ۸۰٪ از این گروه گفتند که مبتلا به بیماری مزمن هستند؛ در مقایسه، این درصد برای افرادی که تنهایی متوسط دارند ۶۶٪ و برای کسانی که تنهایی کم دارند ۶۸٪ است. افسردگی، اضطراب و دردهای مزمن بهویژه در میان افراد با تنهایی بالا شایعتر بودند.
وقتی استرس سیاسی در بدن بروز میکند
اضطراب نسبت به تقسیمپذیری ملی برای مدت طولانی انتزاعی نمیماند. در میان افرادی که استرس قابل توجهی از تقسیمپذیری اجتماعی گزارش کردند، ۸۳٪ حداقل یک علامت فیزیکی استرس را در ماه گذشته تجربه کردند؛ در میان افرادی که تحت تأثیر تقسیمپذیری نیستند، این رقم به ۶۶٪ کاهش مییابد. شایستترین شکایات شامل احساس اضطراب یا نگرانی، خستگی و سردرد بودند.
استرس ناشی از تقسیمپذیری همچنین در رفتارهای روزمره بروز میکرد. بزرگسالان این گروه احتمال بیشتری داشتند که صبر خود را از دست بدهند یا به اعضای خانواده فریاد بزنند (۶۰٪ در مقابل ۴۹٪)، برنامههای اجتماعی را لغو کنند (۵۵٪ در مقابل ۳۷٪) و دشواری در برنامهریزی برای آینده داشته باشند (۵۳٪ در مقابل ۳۷٪).
بهنظر میرسد آمریکاییها بین دیدگاههای متضاد پیشرفت گرفتار شدهاند. در حالی که ۶۶٪ میگویند فرصتهای بیشتری نسبت به نسلهای پیشین دارند، ۶۴٪ معتقدند نسل آنها فداکاریهایی را انجام داده است که دیگران مجبور به انجام آن نبودند.
اضطراب فناوری افزایش مییابد، بهویژه حول هوش مصنوعی
در حالی که آمریکاییها با استرسهای سیاسی و اجتماعی دست به گریبان هستند، فناوری لایهٔ جدیدی از نگرانیها را به وجود آورده است. اضطراب نسبت به هوش مصنوعی تنها در یک سال بهطور چشمگیری افزایش یافته است. هماکنون ۵۷٪ از بزرگسالان به رشد هوش مصنوعی بهعنوان منبع مهمی از استرس اشاره میکنند؛ این رقم نسبت به ۴۹٪ در سال ۲۰۲۴ افزایش یافته است.
دانشآموزان بهویژه از نگرانیهای مرتبط با هوش مصنوعی به شدت آسیب دیدهاند. ۷۸٪ استرس مربوط به هوش مصنوعی را گزارش کردند که تقریباً دو برابر ۴۵٪ سال گذشته است. جوانان ۱۸ تا ۳۴ ساله اضطراب خود را از ۵۲٪ به ۶۵٪ افزایش دادند. والدین نیز نگران هستند؛ سطح استرس در تمام گروههای سنی افزایش یافته است: ۷۰٪ از والدین دارای فرزندان ۵ تا ۷ ساله (از ۴۹٪ افزایش یافته)، ۶۵٪ از والدین دارای فرزندان ۸ تا ۱۲ ساله (از ۵۳٪)، و ۶۲٪ از والدین دارای نوجوانان ۱۳ تا ۱۷ ساله (از ۵۳٪).
گسترش اطلاعات نادرست یا گمراهکننده نیز یک نگرانی رو به رشد است. ۶۹٪ از بزرگسالان اطلاعات غلط را منبع مهمی از استرس میدانند؛ این رقم نسبت به ۶۲٪ سال پیش افزایش یافته است.
سایر منابع اصلی استرس ثابت باقی ماندهاند. ۷۵٪ به اقتصاد اشاره کردند، ۶۶٪ به نگرانیهای مالی، و ۶۵٪ به سیاستهای ایالات متحده، هزینههای مسکن و حملات سلاحی جمعی.
جایی که آمریکاییها هنوز معنا مییابند
علرغم نگرانی گسترده دربارهٔ سیاستهای ملی، اکثر افراد احساس کنترل بر زندگی شخصی خود را حفظ میکنند. ۷۷٪ میگویند که بر آیندهٔ خود تا حد زیادی یا حداقل تا حدی کنترل دارند. ۷۴٪ معتقدند که رویاها و اهداف شخصی آنها هنوز در دسترس هستند. اکثریت بزرگتر، ۸۴٪ میگویند میتوانند زندگی خوبی برای خود بسازند، حتی اگر این زندگی متفاوت از آنچه نسلهای پیشین تجربه کردهاند باشد.
استرس سیاسی و اجتماعی میتواند به علائمی مانند خستگی، اضطراب و سردرد منجر شود.
اما موانع واقعی هستند. ۸۵٪ از بزرگسالان موانعی را که در راه تحقق رویاها و اهدافشان قرار دارد، ذکر کردند و ۲۶٪ مطمئن نیستند که بتوانند آنچه آرزو دارند به دست آورند یا حتی فکر میکنند این امکان وجود ندارد. برای کسانی که احساس میکنند رویاهایشان در حال از دست رفتن است، فشار عاطفی بسیار سنگین است. ۸۹٪ گفتند که سلامت روانی آنها منبع مهمی از استرس است.
هنگام پرسیدن اینکه چه چیزی زندگی را معنادار میکند، روابط انسانی برتر بودند. ۹۲٪ از بزرگسالان به ارتباطات با دیگران بهعنوان منبع هدف اشاره کردند. خانواده با ۷۷٪ در دستهبندیهای خاص در صدر قرار گرفت، پس از آن دوستیها با ۶۲٪، روابط عاشقانه با ۴۷٪ و حیوانات خانگی با ۳۹٪. سلامت و رفاه نیز با ۵۹٪ حضور داشت.
کار داستان متفاوتی را روایت میکند. در حالی که ۶۹٪ از بزرگسالان شاغل شغل خود را منبع مهمی از استرس میدانند؛ این بالاترین سطح از زمان ابتدای پاندمی کووید‑۱۹ در ماه می ۲۰۲۰ است، تنها ۴۶٪ میگویند کار برای زندگیشان معنا میآورد. این فاصله بین استرس و رضایت سؤالاتی را دربارهٔ چگونگی تعادل آمریکاییها بین بهرهوری و هدف در دورهای که فرهنگ شلوغی همچنان حاکم است، برمیانگیزد.
در نگاه به آینده، ثبات مالی بالاترین هدف شخصی با ۶۴٪ را به خود اختصاص داد، سپس حفظ یا ارتقای سلامت با ۶۰٪. صرفوقت با خانواده و دوستان با ۵۳٪ در رتبههای بعدی قرار گرفت.
علرغم اضطراب دربارهٔ مسیر کشور، ۶۵٪ از بزرگسالان میگویند که بهطور شخصی مسئول کمک به شکلگیری آیندهٔ کشور هستند. والدین این مسئولیت را حتی واضحتر حس میکنند؛ ۷۲٪ میگویند وظیفهٔ مشارکت در جهتگیری ملی دارند، در مقابل ۶۱٪ از افراد بدون فرزند. ۷۳٪ از تمام بزرگسالان باور دارند که میتوانند به پیشبرد کشور به سوی بهتر شدن کمک کنند.
نظرسنجی نشان میدهد که آمریکاییها همزمان با چند بحران روبرو هستند: تقسیمپذیری سیاسی، انزوا اجتماعی، اختلالات فناوری و عدماطمینان اقتصادی. نیمی از بزرگسالان احساس تنهایی یا کنار گذاشته شدن میکنند. بیش از دو‑سوم میگویند که به حمایت عاطفی بیشتری نیاز دارند نسبت به آنچه دریافت میکنند. جوانان دربارهٔ هوش مصنوعی تقریباً دو برابر نرخ سال گذشته تحت فشار هستند. و سهچهارم بیشتر از پیش نگران آیندهٔ کشور هستند؛ بسیاری از جوانان و والدین جدیانه به ترک کشور فکر میکنند.
با اینحال، استقامت همچنان حضور دارد. اکثر افراد هنوز باور دارند میتوانند زندگی معناداری بسازند، کنترل بر آیندهٔ خود داشته باشند و به تغییر مثبت کمک کنند. این که آیا این امیدواری میتواند در برابر فشارهای ترکیبی دوام داشته باشد، یکی از مهمترین سؤالاتی است که جامعهٔ آمریکایی با آن مواجه است.
سارا اسنوک نقش ماریسا را بازی میکند، مادری که به سختی تلاش میکند تا پسر پنجسالهاش (دوک مککلود) را پیدا کند، در یک مینیسریال هیجانانگیز جدید پِکوک که بر اساس رمان آندرهآ مارا به نام همه تقصیر او اقتباس شده است. سارا انتِکنَپ/پِکوک
سارا اسنوک بارها ثابت کرده که بازیگری چقدر بااستعداد است و توجهها هم به او جلب شده. او برای نقش شیو روی، یکی از خواهر و برادرهای ثروتمند و فریبکار در جانشینی، جایزه اِمی را برد و برای بازی در ۲۶ نقش متفاوت در نمایش تکنفرهاش روی صحنه برادوی به نام تصویر دوریان گری جایزه تونی را گرفت.
در مینیسریال جدید تلویزیونی پِکوک به نام همه تقصیر او، اسنوک فقط یک نقش ایفا میکند — اما از همان صحنه ابتدایی، نقشی دراماتیک و چالشبرانگیز است و او شما را کاملاً مجذوب میکند. ماریسا آیورنِ اسنوک همسری ثروتمند با یک پسر پنجساله است. ما او را در ابتدای همه تقصیر او میبینیم که در حال انجام یک کار روزمره به ظاهر معمولی است — بردن پسرش از قرار بازی بعد از مدرسه در خانه جِنی، یکی از مادران دیگر کلاس.
اما وقتی ماریسا به آدرسی که جِنی برایش پیامک کرده میرسد، زنی که آنجا زندگی میکند جِنی نیست. نامش اِستِر است و هیچ اطلاعی از قرار بازی یا پسر ماریسا، میلُو، ندارد.
از آن لحظه به بعد، اوضاع به سرعت و ترسناک تشدید میشود. میلُو یک ردیاب الکترونیکی در کولهپشتیاش دارد، اما غیرفعال شده. وقتی اِستِر با شماره تلفن درست جِنی — که توسط داکوتا فنینگ بازی شده — تماس میگیرد، خبرها حتی بدتر میشود. در عرض چند لحظه، ماریسا از آرامش به وحشت موجه میرسد.
اینها همه قبل از تیتراژ ابتدایی است. مِگان گالاگر، که سازنده و نویسنده اقتباس تلویزیونی رمان آندرهآ مارا است، تنش را از همان ابتدا به اوج میرساند و سپس روایت را در دو جهت همزمان پیش میبرد.
بخشی از همه تقصیر او روزبهروز پیش میرود و وقایع را دنبال میکند، در حالی که پلیس با خانواده همکاری میکند تا میلُو را پیدا کنند. اما بخش برابر دیگری از داستان به صورت فلشبک روایت میشود — که گذشته مرموز بسیاری از شخصیتها را به آرامی و گاهی به طور غافلگیرکنندهای آشکار میکند.
شخصیتهای زیادی وجود دارند و تقریباً مثل مدرسهای از ماهیهای سرخگوشت — در مقطعی، مشکوک شدن به همهشان از چیزی شوم کاملاً منطقی است. کارآگاه پرونده، که توسط مایکل پِنیا بازی شده، دستهایش پر است، اما پِنیا از پسش برمیآید. چه در حال تعامل با مظنونان در اتاق بازجویی باشد و چه در حال بازی با پسر کوچک خودش در خانه، پِنیا حساسیت و خستگی را تابان میکند، مثل مارک رافالو در وظیفه.
بقیه اجراهای استثنایی توسط بازیگران زن ارائه شدهاند. جِنی فنینگ به یک شخصیت کلیدی تبدیل میشود. آبِی اِلیوت از خرس هم نقش خواهرشوهر ماریسا را بازی میکند. دامنه احساسی و خامی او با اسنوک همخوانی دارد — و همین را میتوان درباره سوفیا لیلیس گفت، که نقش پرستار کودکی را بازی میکند که به تدریج به مرکز داستان تبدیل میشود.
تمرکز درام روی همه این زنان تصادفی نیست. روایت از دیدگاه شخصیتهایشان، دیدگاهها و خاطرات متفاوتشان حیاتی است. اجراهای بازیگرانی هم که آنها را بازی میکنند همینطور.
عنوان همه تقصیر او در نهایت نسبی است و بستگی به این دارد که کدام «او» در داستان مورد سرزنش قرار میگیرد. در نهایت، همهشان مورد اتهام قرار میگیرند. اما زنان جلوی دوربین و پشت آن در همه تقصیر او شایسته هیچ چیز جز تحسین نیستند. این یک هیجانانگیز و درام روانشناختی است که عمدتاً به خاطر آنها اینقدر خوب عمل میکند.