انتونی گیاری در پنل دیزنی ایبیسی برای «General Hospital» در هتل بورلی هیلتون در ۲۶ ژوئیه ۲۰۱۲ در بورلی هیلز، کالیفرنیا حضور یافت. تاد ویلیامسون/آیپی/اینویژن
انتونی گیاری، که در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بهخاطر ایفای نقش در نیمجفتِ سوپرکُپل روزانهٔ تلویزیونی لوک و لورا در «General Hospital» به شهرت رسید، درگذشت. او ۷۸ ساله بود.
«ما از مرگ انتونی گیاری، که نقش لوک اسپنسر او باعث شکلگیری «General Hospital» و تلویزیون روزانه شد، عمیقاً غمگینیم»، ABC در بیانیهای که مرگ او را تأیید کرد، اعلام کرد.
گیاری در روز یکشنبه در آمستردام بهدلیل عوارض ناشی از یک عمل جراحی که سه روز پیش انجام شده بود، درگذشت.
«تمامی خانوادهٔ «General Hospital» از خبر درگذشت تونی گیاری دلشکستهاند»، فرانک والنتینی، تهیهکنندهٔ اجرایی این برنامهٔ ABC در بیانیهای روز دوشنبه گفت. «تونی یک بازیگر درخشانی بود و معیارهایی را تعیین کرد که ما همچنان به دنبال ارتقای آنها هستیم.»
در طول شغلی که بیش از ۴۰ سال ادامه داشت، گیاری پس از پیوستن به این سریال در سال ۱۹۷۸، هشت جایزهٔ ایمی تلویزیون روزانه را بهعنوان لوک اسپنسر بهدست آورد. ترکیب لوک با لورا وبِر بالدوین (که در آن زمان به این نام شناخته میشد) این دو را به روی جلدهای مجلات و به جریان اصلی فرهنگ عمومی سوق داد.
عروسی ۱۹۸۱ میلادی لوک و لورا یک پدیدهٔ پاپ-فرهنگی شد که بهصورت دو قسمت برگزار شد؛ مهمانان برجستهای از جمله الیزابت تیلور حضور یافتند. رکورد ۳۰ میلیون بیننده این مراسم را تماشا کردند.
«او یک نیروی برتر بهعنوان بازیگر بود. شانه به شانه با بزرگان ایستاده بود. هیچ ستارهای روشنتر از تونی گیاری نبود. او یکتاست. بهعنوان یک هنرمند، پر از اشتیاق برای حقیقت بود، حتی اگر صریح یا کمی بیادب باشد، اما همیشه بهطرز خندهداری بسیار بامزه بود»، جنی فرانسیس در بیانیهای گفت.
کریستین جولز لو بلان (چپ) با انتونی گیاری و مائورا وست (راست) که برندگان جوایز بازیگر اصلی و بازیگر زن برتر در یک سریال درام برای «General Hospital» بودند، در مراسم ۴۲مین جشنواره سالانهٔ جوایز ایمی تلویزیون روزانه در استودیوی وارنر برادرز در ۲۶ آوریل ۲۰۱۵ در برانک، کالیفرنیا حضور داشتند. ریچارد شاتول/آیپی/اینویژن
علاوه بر نقش لوک، گیاری در تلویزیون و صحنههای تئاتر نقشهای متعددی ایفا کرد؛ از جمله حضور در سریالهای دیگر: «The Young and the Restless» و «Bright Promise». گیاری نقش لوک را تا سال ۲۰۱۵ بهصورت دورهای ایفا کرد، اگرچه در سال ۲۰۱۷ برای یک حضور کوتاهمدت بازگشت.
او زندگی آرامی را همراه با همسرش کلادیو گاما در آمستردام داشت.
در مصاحبهای در سال ۱۹۹۳، گیاری درباره فراز و نشیبهای فراوان نقش لوک صحبت کرد.
«احساس میکردم باید ۲۴ ساعت در روز لُک باشم وگرنه مردم ناراحت میشوند»، او گفت. «از نظر من، آنها موجودات افسانهایاند. آنها از دو سوی جهان میآیند و پیوندی مشترک دارند؛ که اصولاً شهوت و احترام به فردیت است. آنها در یکدیگر بیقابیلگی را دوست میدارند.»
لوک گیاری ابتدا بهعنوان یک مزدور کوچکمقیاس بهکار گرفته شد تا رابطه لورا و همسر اول او، اسکاتی بالدوین را خراب کند. داستان آنها تاریکتر شد وقتی لوک به لورا حمله جنسی ارتکاب داد. این تجاوز مسیر رستگاری برای لوک ایجاد کرد که به قهرمان بدل شد و حتی بهعنوان شهردار شهر کوچک سریال، پورت چارلز، خدمت کرد.
«او برای نقش قهرمان ساخته نشده بود»، گیاری در برنامهٔ «Nightline» شبکه ABC در سال ۲۰۱۵ گفت. «او برای نقش ضدقهرمان خلق شد و من همیشه جنبهٔ ضدقهرمان او را گرامی میدارم و برای مدت طولانی آن را تقویت کردهام… او نه یک قُلسفید است و نه یک قُلسیاه، بلکه تمام سایههای خاکستری را پوشش میدهد. این همان نجاتبخش بازی او در این سالها بوده است.»
گیاری در کوالویل، ایتا، فرزندی از والدین موریونی بود. او در حالی که در دانشگاه یوتا تحصیل میکرد و بر روی صحنهنمایی میکرد، کشف شد. سپس به یک گروه توریستی به نام «The Subject was Roses» پیوست که او را به لسآنجلس برد.
در طول سالها، او بهطور مکرر در تولیدات صحنهای حضور یافت، در کنار کارهای تلویزیونیاش.
اولین حضور گیاری در تلویزیون نقش تام وِهالوم در یک قسمت از سریال «اتاق ۲۲۲» بود. سپس در سریالهای «All in the Family»، «The Partridge Family»، «The Mod Squad»، «Marcus Welby, M.D.»، «The Streets of San Francisco» و «Barnaby Jones» ظاهر شد.
آنتونی گری در پنل دیزنی ABC برای «جنرال هاسپیتال» در هتل بیورلی هیلتون، ۲۶ ژوئیه ۲۰۱۲، در بوریلی هیلز، ایالت کالیفرنیا. Todd Williamson/AP/Invision
آنتونی گری که در دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی به عنوان نیمی از زوج سوپرِسِریال تلویزیونی روزانه لوقا و لورا در «جنرال هاسپیتال» به شهرت رسید، درگذشت. وی ۷۸ ساله بود.
«ما از مرگ آنتونی گری، که تجسم او از لوقا اسپنسر به تعریف «جنرال هاسپیتال» و تلویزیونیهای روزانه کمک کرد، عمیقاً غمگینیم»، شبکه ABC در بیانیهای که مرگ او را تأیید کرد، گفت.
آنتونی گری روز یکشنبه در آمستردام بهدلیل عوارض ناشی از عمل جراحیای که سه روز پیش انجام شده بود، درگذشت.
«تمامی خانوادهٔ «جنرال هاسپیتال» از خبر درگذشت تونی گری دلشکستهاند»، فرانک والنتینی، تهیهکنندهٔ اجرایی این برنامهٔ ABC، در بیانیهای روز دوشنبه گفت. «تونی بازیگری درخشان بود و استانداری را بر ما گذاشت که ما همچنان در پی آن میکوشیم.»
در طول کاری بیش از ۴۰ ساله، گِری پس از پیوستن به سریال در سال ۱۹۷۸، هشت بار جایزهٔ امی روزانه را به عنوان لوقا اسپنسر دریافت کرد. ترکیب لوقا با لورا وبِر بالدوین، که توسط جنی فرانسیس ایفا میشد (در آن زمان به این نام شناخته میشد)، باعث شد هر دو در جلدهای مجلات ظاهر شوند و به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل شوند.
عقد ازدواج لوقا و لورا در سال ۱۹۸۱ یک پدیدهٔ فرهنگ پاپ بود که به دو بخش برگزار شد؛ مهمانانی همچون الیزبت تیلور نیز در آن حضور یافتند. رکورد ۳۰ میلیون بیننده این مراسم را تماشا کردند.
جنی فرانسیس در بیانیهای گفت: «او بهعنوان یک بازیگر نیرویی عظیم داشت. در کنار بزرگترینها ایستاده بود. ستارهای درخشانتر از تونی گری وجود نداشت. او بینظیر بود. بهعنوان یک هنرمند، او پر از اشتیاق برای حقیقت بود، مهم نیست که چقدر صریح یا حتی کمی بیآداب باشد، اما همیشه با طنزی خندهدار همراه بود.»
کریستین جولس له بلان، سمت چپ، همراه با آنتونی گری و ماورا وست، سمت راست، برندگان جوایز بهترین بازیگر نقش اصلی مرد و زن در یک سریال درام برای «جنرال هاسپیتال» در مراسم ۴۲ام جایزههای امی روزانه در استودیوهای وارنر برادرز، ۲۶ آوریل ۲۰۱۵، در بوربنک، ایالت کالیفرنیا. Richard Shotwell/AP/Invision
علاوه بر نقش لوقا، گِری سوابق فراوان تلویزیونی و صحنهای داشت، از جمله حضور در سریالهای دیگر مثل «The Young and the Restless» و «Bright Promise». او نقش لوقا را بهصورت متناوب تا سال ۲۰۱۵ ایفا کرد، اگرچه در سال ۲۰۱۷ برای یک حضور کوتاه بازگشت.
او زندگی آرامی را در آمستردام همراه با همسرش کلودیو گاما داشت.
در مصاحبهای در سال ۱۹۹۳، گِری دربارهٔ فراز و نشیبهای زیاد ایفای نقش لوقا صحبت کرد.
او گفت: «احساس میکردم که باید تمام ۲۴ ساعت روز لوقا باشم وگرنه مخاطبان ناامید میشوند. از نظر من، آنها موجودات افسانهایاند؛ از دو سوی جهان میآیند و پیوندی مشترک دارند که در اصل ترکیبی از شهوت و احترام به فردیت است؛ آنها به خاصغریبی یکدیگر عشق میورزند.»
لوقای گِری کار خود را بهعنوان یک آدمکش کوچکمقیاس که برای تجزیه رابطهٔ لورا با همسر اولش اسکاتى بالدوین به او واگذار شد، آغاز کرد. مسیر داستانی آنها تاریک شد زمانی که لوقا بهصورت جنسی به لورا تجاوز کرد. این تجاوز بهسوی مسیر رستگاری لوقا هدایت کرد؛ او به تدریج به قهرمان تبدیل شد و حتی بهعنوان شهردار شهر کوچک داستان، پورت چارلز، خدمت کرد.
او در سال ۲۰۱۵ بهموقع شبکه ABC در برنامهٔ Nightline گفت: «او برای نقش قهرمانانه خلق نشده بود. او برای نقش ضدقهرمان خلق شد و من ارزشقابلتقدیر آن بخشی از شخصیت او که ضدقهرمان بود، حفظ کردهام و مدتها بر آن تأکید کردهام. … او نه یکقهرمان سفیدپوش است و نه یکسایهسیاه؛ او تمام سایههای خاکستری را در خود دارد. و این همان نجاتبخش بازی او در تمام این سالها بوده است.»
آنتونی گری در شهر کوالویل، ایالت یوتا، فرزند والدین مومنی (مورمون) بود. او در حین حضور در دانشگاه یوتا و اجرای صحنهای کشف شد. سپس به یک گروه توریستی نمایشنامه «The Subject is Roses» پیوست که او را به لسآنجلس برد.
در طول سالها، او بهطور منظم در تولیدات صحنهای همراه با کارهای تلویزیونیاش حضور داشت.
اولین حضور آنتونی گری در تلویزیون بهصورت تام والهلوم در یک قسمت از سریال «Room 222» بود. او بعدها در برنامههای «All in the Family»، «The Partridge Family»، «The Mod Squad»، «Marcus Welby, M.D.»، «The Streets of San Francisco» و «Barnaby Jones» نیز ظاهر شد.
مطالعه سالانه UCLA کاهش تنوع فرهنگی در پشتصحنه و جلوی دوربین را از سال گذشته نشان میدهد
سریالهای فیلمنامهنویسی شدهٔ محبوب در سرویسهای استریمینگ در سال گذشته کاهش واضحی در تنوع فرهنگی هم در پشتصحنه و هم جلوی دوربین نشان دادند، در حالی که برنامههای شمول هالیوود بهتدریج کاهش یافتند؛ این نتیجهگیری توسط یک پژوهش جدید از دانشگاه کالیفرنیا، لسآنجلس ارائه شد.
آخرین نسخهٔ گزارش تنوع هالیوود دانشگاه که روز سهشنبه منتشر شد، نشان داد که از میان ۲۵۰ سریال فیلمنامهای با بیشترین بازدید در سال ۲۰۲۴، بیش از ۹۱٫۷٪ توسط یک فرد سفیدپوست ساخته شدهاند؛ مردان سفیدپوست ۷۹٪ از تمام خالقین برنامهها را تشکیل میدهند—که هر دو نسبت به سال گذشته افزایشی داشتهاند. تنوع در میان بازیگران نیز کاهش یافت؛ بهطوری که بازیگران سفیدپوست در ۸۰٪ تمام نقشها حضور داشتند.
در مقابل، تقریباً تمام نژادها و قومیتهای دیگر بهعنوان بازیگران اصلی یا خالقان برنامهها در سریالهای برتر کمنمایندگی بودند: در میان ۲۲۲ سریال فیلمنامهای مورد بررسی، تنها ۴۹ سریال توسط زنان ساخته شد و خالقان رنگینپوست تنها ۸٪ را تشکیل میدادند. بهطور کلی، این گزارش نشان داد که فرصتهای موجود برای بازیگران زن و افراد رنگینپوست در جلوی دوربین کاهش یافته است، اگرچه خانوارهای اقلیت و مخاطبان زن، نقش عمدهای در جذب بینندگان برای سریالهای برتر ایفا میکنند.
این گزارش نشان میدهد که پس از پیشرفتهایی که در پی اعتراضات سراسری «Black Lives Matter» در سال ۲۰۲۰، پس از کشته شدن جرج فلوید توسط پلیس مینیاپولیس، بهدست آمد، یک وارونگی ناگهانی رخ داده است. در همان سال، بسیاری از شرکتهای استریمینگ و همچنین شبکههای پخش تلویزیونی و کابلی، برنامههایی برای افزایش تنوع اجرا کردند یا در پروژههایی که توسط یا به نمایش افراد رنگینپوست، بهویژه افراد سیاهپوست، اختصاص داشتند، سرمایهگذاری کردند.
آن تلاشها بهطور عمده در پی پیروزی دوباره دونالد ترامپ و اقدامات قانونی دولت او برای تنبیه برنامههای به اصطلاح DEI (تنوع، برابری و شمول) کنار گذاشته شد. دیزنی، آمازون، پارامونت و وارنر بروس از جمله شرکتهایی بودند که در سال گذشته برنامههای DEI که از دیرباز ادامه داشتهاند را متوقف کردند.
«متأسفانه، این تعجبآور نبود، بهویژه با نتایج انتخابات در سال ۲۰۲۴»، دارنِل هانت، معاون اجرایی رییسجمهور و پرووست دانشگاه UCLA، در گزارش نوشت.
هانت، که همبنیانگذار این مطالعه است، افزود: «زمانی که در را بر تنوع میبندید، فرصتهای بیشتری برای دیدگاههای متفاوت، همکاری، اکتشاف و رشد را از دست میدهید. بدون هشیاری و فشار، این صنعت بهتدریج کمتر و کمتر در این خالقان و روایتها سرمایهگذاری میکند، که به زیان نتایج مالی آن میانجامد.»
هرچند تنوع پشت صحنه همچنان کاهش یافته است، این مطالعه نشان داد که خطوط داستانی کمنماینده — بدون توجه به جنسیت بازیگر اصلی — در سال ۲۰۲۴ رشد کردهاند. این پژوهش بهویژه بسیاری از برنامههای مردمحور، مانند «Ted Lasso» اپل و «The Penguin» هابو را نام برد که داستانهای ثانویهٔ پربار برای شخصیتهای زن در نظر گرفتهاند.
«حتی با کاهش کلی تنوع، ما میبینیم که داستانها هنوز وجود دارند»، گفت نیكو گارسیا، همنویسنده و متقاضی دکترا در رشتهٔ سینما و مطالعات رسانهای. «وقتی داستانهای خوب و قابلارتباط وجود داشته باشند، مردم بدون توجه به اینکه چه کسی نقش اصلی را ایفا میکند، تماشا میکنند.»
مطالعه نشان داد که این خطوط داستانی، بهویژه در میان زنان، تعامل بیشتری در شبکههای اجتماعی بهدست آوردند؛ بهعنوان مثالهای برجسته میتوان «House of the Dragon» هابو و «Bridgerton» نتفلیکس را نام برد.
«اگر برنامهای داستانی کمنماینده، مانند داستانی متمرکز بر زنان، داشته باشد، میانگین کل تعاملات برای چنین برنامههایی در شبکههای اجتماعی بیش از پنج برابر برنامههای بدون اینگونه داستان است»، گفت مایکل ترن، همنویسنده و جامعهشناس.
جنگ مزایدهای پرچالش بین نتفلیکس، پارامونت و دیگران برای خرید وارنر بروس، که هابو و سایر داراییهای شناختی ارزشمند را در اختیار دارد، شک و تردیدهای بیشتری در مورد آیندهٔ تلاشهای تنوع در هالیوود ایجاد کرده است. گروههای متعدد صنعتی، اتحادیههای کارگری و کارشناسان ضدانحصار ادعا کردهاند که ادغام هر دو شرکت بزرگ، بهویژه نتفلیکس و وارنر بروس، میتواند به رقابت خلاقانه آسیب برساند.
در بیانیهای که به انتقاد از پیشنهاد نتفلیکس برای خرید استودیوی تاریخی هفته گذشته پرداخته بود، اتحادیه نویسندگان آمریکا (واحدهای شرقی و غربی) هشدار دادند: «بلعیدن بزرگترین شرکت استریمینگ جهان به یکی از بزرگترین رقبای خود، دقیقاً همان چیزی است که قوانین ضد انحصار برای جلوگیری از آن تدوین شدهاند. این نتیجهگیری باعث حذف مشاغل، کاهش دستمزدها و وخیمکردن شرایط کاری تمام کارگران صنعت سرگرمی میشود.»
این داستان عاشقانه هاکی بهسرعت بهعنوان یک موفقیت دهانبهدهان در این پلتفرم شناخته شد.
HBO Max و Crave کانادا به یخخانه باز میگردند.
هر دو سرویس، رمانس هاکی رقابت داغ را برای فصل دوم بهدست آوردند. تمدید این قرارداد پس از چهار قسمت از ششقسمتهٔ برنامه صورت گرفت و پس از موفقیت دهانبهدهان این سریال در هر دو سمت مرز.
HBO Max بهعنوان بخشی از قرارداد با Sphere Abacus، توزیعکنندهٔ این سریال، حق پخش این سریال را در ایالات متحده و استرالیا حفظ میکند و همچنین مناطقی در آسیا، آمریکای لاتین و بخشهایی از اروپا (بهجز بریتانیا، ایرلند، اسپانیا یا ترکیه) اضافه میکند. Crave که این برنامه را سفارش داده است، پخش آن را در کانادا ادامه میدهد.
رقابت داغ، بر پایهٔ رمان ریچل رید، داستان عشقی را که در طول چندین سال بین بازیکنان هاکی شین هولاندر (هادسون ویلیامز) و ایلیا روزنو (کانور استوری) رخ میدهد، دنبال میکند؛ این دو برای تیمهای رقیب بازی میکنند اما نمیتوانند جذابیت یکدیگر را نادیده بگیرند. Crave اعلام میکند این سریال، خلق جیکوب تیرنی (از سریال Letterkenny)، بزرگترین عرضهٔ سریالی اصلی تا به امروز این سرویس است.
«رقابت داغ» نمایانگر بهترین آنچه خالقان کانادایی میتوانند ارائه دهند است: شخصیتهای غنی، درام جذاب، و جهانی که مخاطبان میخواهند در آن زندگی کنند، گفت جاستین استاکمن، معاون محتوا و برنامهریزی در Bell Media که صاحب Crave است. «واکنشها فوقالعاده بودهاند و دیدن اینکه این سریال اکنون بهصورت بینالمللی در حال گشتوگذار است، یک نقطه عطف شگفتانگیز است.»
جیکوب تیرنی و تهیهکنندهٔ اجرایی برندان برادی افزودند: «تماشای اینکه برنامهٔ ما به یک پدیدهٔ بینالمللی تبدیل شده است فوقالعاده بوده است. ما عمیقاً از همهٔ کسانی که در این مسیر همراه ما بودند سپاسگزاریم. تمدید این برنامه برای فصل دوم در چنین مرحلهٔ زودهنگیای واقعی است و ما نمیتوانیم صبر کنیم تا بیش از پیش آنچه که دوست دارید را به شما ارائه دهیم.»
انتظارات برای این سریال در کانادا مدتی طولانی در حال افزایش بود، بخشی از آن به دلیل پیروان گستردهٔ کتاب رید در رسانههای اجتماعی (و سایر کتابهای او در سری Game Changers) میباشد. HBO Max حق پخش این برنامه در ایالات متحده را کمتر از دو هفته پیش از نمایش اولیه بهدست آورد.
«ما میخواستیم به انتظارات هواداران پاسخ دهیم»، برادی به The Hollywood Reporter پیش از اولین پخش برنامه گفت. «درگیری هواداران در این تجربه بهطور چشمگیری منجر به این فرصتهای شگفتانگیز شده است. واقعاً حس میکنیم که زمان فوقالعادهای را برای کمک به ارائهٔ این برنامه به جامعهای که مشتاق آن است، سپری کردهایم.»
در بازیگران دیگر میتوان به فرانسوا آرنو، راببی جی.کی., کریستینا چینج، دیلان والش، سوفی نلیس و کسنیا دانیلا خارلاموا اشاره کرد.
شرکت Accent Aigu Entertainment، سریال رقابت داغ را بههمراه Crave تولید میکند و با مشارکت Canada Media Fund و Bell Fund همراه است. جیکوب تیرنی و برادی بهعنوان تهیهکنندگان اجرایی این سریال فعالیت میکنند؛ لوری فیشبرگ تولید میکند و رید بهعنوان تهیهکننده مشاورهای در نقش است.
io9 امسال مقدار زیادی تلویزیون تماشا کرد — صحنههای برجسته، فاشهای تکاندهنده، و گاهی تمام اپیزودها از «آندور»، «دان دا دان»، «پلواریبوس»، «سروِنس»، و موارد دیگر در ذهن ما میمانند.
این سال برای تلویزیون، بهویژه سریالهای ژانری، واقعا فوقالعاده بود. ما تمام سال را با کیفیت بالا از Star Wars، ترسناکهای شگفتانگیز، علمی‑تخیلی دلپذیر و هیجانانگیز، فانتزی مهیج، روایتهای عجیب و شگفتانگیز، و انیمه و انیمیشنهای برتر پرخوری کردیم. فهرست io9 از برترین سریالهای علمی‑تخیلی، فانتزی و ترسناک ۲۰۲۵ بهزودی منتشر میشود، اما ابتدا: اینها ۴۲ لحظه برجسته هستند که پس از پایان اعتبارات همچنان در ذهن ما جاودانه ماندهاند.
Andor – رقص سقوط مون
بیش از یک کلاسیک باشگاه، و بیش از یک شب طولانی که برای مون موثما پیشروی داشت، اوج فصل دوم اولین بخش Andor مون را بهطور کامل میشکست تا او بتواند خود را برای نبردهای آینده در طول فصل تقویت کند. صحنهای شاداب و تقریباً هذیانی، که در آن مون خود را به آهنگ تپنده «نیاموس!» میسپرد، در حالی که میدانست یکی از قدیمیترین دوستانش بهدلیل او به مرگ فرستاده میشود؛ این لحظه نه تنها برای شخصیت، بلکه برای Andor معینکننده بود.
در نهایت رخ داد. پس از سالها انتظار، مارک دوباره به همسرش جمّا پیوست. آنها در شرف فرار بودند که او متوجه شد، صبر کن. نه. این کسی که «ایننی» او میخواهد نیست. او هِلّی را میخواهد. و بنابراین مارک تصمیم میگیرد تمام داستان را وارونه کند و در اعماق لومن بماند، برای سرنوشت نامعلومی که در پیش دارد.
Pluribus – Sprouts
فصل اول Pluribus پر از لحظات شگفتانگیز و شگفتآور است. یکی از این لحظات که بهخاطر منطقپذیرانهاش برجسته میشود، وقتی کارول میخواهد به خرید برود، اما میبیند فروشگاه محلیاش، Sprouts، خالی شده است. او درخواست کرد که مجدداً پر شود، پس دیگران همان کار را انجام میدهند. در حالی که این صحنه را میبینیم، نمیتوانیم از این فکر نکنیم که برای شخصیتهای این سریال چقدر کار میشود، بدون دلیل، و همچنین چقدر کار برای تیم تولید این سریال انجام میشود، به بهترین دلیل. این لحظه را هرگز فراموش نخواهیم کرد.
Foundation – برادر داستک دیوانه میشود
فصل سوم Foundation برخی انتخابهای مهم capital‑C انجام داد، از جمله آشکارسازی بزرگنمایی واقعی Mule که تمام زمانها بهعنوان دشمن بوده است. اما بحران برادر داستک هنگام مواجهه با «بازنشستگی»اش کاملاً فراموشنشدنی بود: ابتدا چند سیاره را بهدلیل عصبانیت رهبانشان منفجر کرد، سپس تمام کلونهای سلطنتی—که میراث خودش را نابود میکرد—و همچنین Demerzel را که تنها موجودی بود که میتوانست آسیبی که او وارد کرده بود را برطرف کند، نابود کرد. میتوان گفت او با شعلههای شکوه در رفت.
Murderbot – Murderbot بهتنهایی میرود
ما واقعاً انتظار نداشتیم که Murderbot در آغوش گرم و معطر که هیپیهای PresAux در پایان فصل اول به او ارائه دادند، پذیرش کند. اما همچنان تعجبآور بود که روبوت خودآگاه در میانه شب در فینال فصل اول از صحنهوار فرار کند و ماجراها و امکانات بینهایت جدید را بهجای راحتی خانوادگی که منسا و شرکت میخواستند به او بدهند، انتخاب کند.
The Last of Us – مرگ جوئل
طرفداران بازیهای The Last of Us منتظر بودند تا ببینند نمایش چگونه بزرگترین اسپویل خود، مرگ بیرحمانه جوئل بهدست ابی، را مدیریت میکند. و این بهطور کامل انجام شد، با همان شوک و حیرت که در بازی بود. اضافه شده: این قسمت شامل بزرگترین، بهیادماندنیترین حمله زامبی تا کنون بود.
Futurama – «سوراخ سفید»
فینال فصل ۱۰ Futurama خدمه Planet Express را به ماموریتی طولانیمدت میبرد تا شاهد تولد یک کهکشان جدید باشند — که آنها بهکل از دست میدهند چون کلونهای تکبار مصرفشان، که در میانهٔ سفر برای رفعفاجعههای گوناگون تولید میشدند، در لحظهٔ آخر شورش میکنند و لحظه را برای خود تصرف میکنند. این صحنه خندهدار، خودآگاهانه، خودتخریبی و با این حال بهگونهای شگفتانگیز بهپایان میرسد، در سبک حقیقی Futurama.
افراد کوچکی که در دیوار اتاقخوابی یومیولاک گرفتار بودند، تصمیم گرفتند وقتی دریافتهاند بچهٔ شری که بهنام پزلِی (Pezlie) که از بدو تولد کوچک است، هرگز نمیتواند بهاندازه معمولی تبدیل شود، کوچک بمانند. سپس نمایش بهسویی ۹۰ سال بهبعد میگذرد به دوران پساآخرالزمانی، و پزلِی (پزدیده) بسیار پیر توضیح میدهد که اعمال مادرش ناخواسته باعث پایان جهان شد. دقیقاً چهطور؟ هرگز نمیدانیم. و در واقع مأموریت بیگانگان همیشه فناوار بوده است، بنابراین در نهایت همه چیز بهنحو خوبی اتفاق افتاد.
Severance – «درهٔ غم»
یکی از بهترین ویژگیهای Severance این است که معمولاً در چارچوب بسیار محدود خود باقی میماند … تا «درهٔ غم». تماشای اینکه ایننیها تجربهٔ این زندگی عجیب را در سرزمین تحت مالکیت لومن داشتهاند، دقیقاً یک قسمت سراسیمهٔ تنشآمیز بود که با اولین سورپرایز بزرگ فصل پایان یافت — هِلّی همان کس نیست که میگوید او کیست.
Star Wars: Skeleton Crew – طلا در At Attin
مشخص شد که At Attin چهجوری بود؟ چرا اینچنین مخفی بود؟ چه چیزی را پنهان میکرد؟ این سوالها در حلقهٔ ماجراجویی سرگرمکنندهٔ Star Wars، برنامهٔ «Skeleton Crew» میچرخیدند و سپس، در نهایت، آشکار شد. At Attin در اصل یک گاوصندوق برای کهکشانی است، پر از طلا بیش از آنچه کسی میتواند تصور کند. دیدن آن با تمام شکوهاش، نوع پاداشی بود که طرفداران Star Wars همیشه توهم میکردند.
Pluribus – آغاز تهاجم
وینس گیلینگان بیشتر به خاطر Breaking Bad و Better Call Saul شناخته میشود، اما او کاری خود را در تلویزیون با The X‑Files شروع کرد. هیچچیز بهتر از Pluribus نمایان نیست، بویژه در قسمت آغازین آن، که بهتدریج شاهد میشویم بشر چگونه آلوده میشود و به یک ذهن جمعی یکپارچه میپیوندد. این صحنه سردرگمکننده، جذبکننده و بهطرز وحشتناکی ترسناک است، زیرا ما و کارول در تاریکی در مورد اینکه چهدارد میشد، باقی میمانیم تا زمانی که ذهن جمعی فقط بتواند به او زنگ بزند و توضیح دهد، که این کار آن را حتی ترسناکتر میکند.
بهترین روش برای گاسلیت (دستکاری) یک دشمن، در واقع این است: ساختن دستگاهی که بتواند واقعیت را بهدلخواه تغییر دهد، طوری که همه فکر کنند فرد دیگر دیوانه است. «آلرژی بهمغزی»؟ اینچنین چیزی وجود ندارد! در بهسبک واقعی Black Mirror، خطرها حتی بالاتر میروند، وحشیتر میشوند و تاریکتر میگردند، در این قسمت، شخصیت اصلی فکر میکند که ذهن خود را از دست داده است تا اینکه بفهمد علم عجیب انتقامی به سطوح جدیدی از سردرگمی ذهنی رسیده است.
Severance – «چِیخای باردو»
هفتمین قسمت فصل دوم یک شوک بزرگ بود، که به گذشته مارک و جمّا برمیگردد، رابطهٔ عاشقانهٔ آنها، و ازدواج پر‑مشکلشان — تمام اینها قبل از مرگ ساختگی جمّا، ظهور او به عنوان «Ms. Casey» لومن، و کشف دقیق اینکه او از چه زمانی تا چهجا در غیاب «Ms. Casey» بوده است. «چِیخای باردو» یک شاهکار نوشتن، کارگردانی و بازیگری بود که بعد دیگری به درام دیستوپیایی Severance افزود.
Pluribus – دیگران چه میخورند؟
کارول کشف میکند که جنبهٔ Soylent Green تسلط ذهن جمعی بر زمین چیست، همراه با یک ویدئوی توضیحی جذاب که خود جان سینا ارائه میدهد. در یک نمایش پر از لحظات «صبر، چه؟»، فاش شدن منبع غذایی بهواقع یک شوک شگفتانگیز بود. ما تقریباً مطمئنیم که وینس گیلینگان از اینجا متوقف نخواهد شد.
The Last of Us – پرواز فضایی
لحظهٔ عظیم دیگر فصل دوم که طرفداران The Last of Us منتظرش بودند، همانگونه که در بازی دیده میشود، بازگشت آرام و زیبا به خشنودی تولد روز تولد اِلی، زمانی که جوئل او را به موزه میبرد. آنجا، او تصور اِلی را به فضا میبرد با صدای واقعی پرتاب موشک، و برای چند لحظه، تمام اشتباهات جهان در هم میپیچند.
Ironheart – ریری خرابکار میشود
فاش شدن اینکه میفیستو پشت شرارت در Ironheart قرار داشت، شوک بزرگی نبود؛ ما برای سالها شایعهای دربارهٔ حضور او میدانستیم. اما تعجبآور بود که در قسمت نهایی فصل، قهرمانمان، ریری ویلیامز، برای بازگرداندن دوست نزدیک خود به زندگی، به میفیستو میپیوندد. آیا روزی خواهیم دید که این چگونه پیش خواهد رفت، نمیدانیم. اما این لحظه واقعاً تکاندهنده بود.
The Handmaid’s Tale – تخریب هواپیمر جون
قسمت پیشنهایی فصل ششم، «اجرا»، بهنام خود عمل کرد؛ جون و مقاومت یک بخش بزرگ از طرح خود را آغاز کردند: قرار دادن بمب در یک هواپیما که فرماندهان برتر را حمل میکرد، تا بتوانند در یک ضربه بهتمامی رهبران برتر پایان دهند. اما جون پیشبینی نکرد که همپیماناش لورنس تصمیم میگیرد کیف پر از مواد منفجره را بهصورت شخصی حمل کند — این کار باعث نجات مأموریت میشود، اما خود او را بهقربان میسازد؛ یا اینکه نیک، که هنوز بهدلیل رابطهاش با او بسیار پیچیده و دشوار بود، بهعنوان اضافهٔ دقیقهآخر به لیست مسافران میآید. بوم، خداحافظی.
It: Welcome to Derry – هالوران It را مییابد
لحظات بسیار زیادی در Welcome to Derry وجود دارد که آن را بهعنوان یکی از بهترین سریالهای سال میسازد. معرفی دیک هالوران بهعنوان سلاح مخفی نظامی برای کشف موجود شرور دِری در برابر موجودیت مردی دیوانه، چیزی بود که شاید استفن کینگ بهصورت خفیف آماده کرده بود، اما سریال HBO اینرا بهواقعی تبدیل کرد. دیدن پننیواِز که متوجه میشود یک مهاجم تحت نام هالوران وجود دارد، بسیار دیوانهکننده بود.
Wednesday – افشای ریشههای «Thing»
در اینجا «Thing» به فرزند شیطنتآمیز و دیوانهای که در مدرسهٔ گُمز ادامز قدرتها را خسته کرد، تعلق داشت که تقریباً او را کشته بود. خوشبختانه همه چیز توسط کار موریتسا بازگشت، اما همچنین او اولین عضو عجیب و غریب خانواده ادامز شد: «Thing»، که پس از زنده شدن هیچگونه خاطرهای نداشت.
Andor – «تو کی هستی؟»
سؤالی که از ابتدای Andor سوختهاست، اما احتمالاً از روز تولد سارِل کارن، در گورمِن برمیگردد، وقتی او سرانجام با کاسیان دوباره مواجه میشود — تا اینکه قبل از اینکه بتواند سرفصل پاسخگویی خود را حفظ کند، یک گلولهٔ لیزری به سرش میخورد. این پایان کاملاً سوزاندهساز است برای یک دشمنی که با تناقض بهطور جالبی شگفتانگیز است، و همه چیز را به مسیرهای که سَرل خواستار شناسایی و هویتاش، ابزار مناسب برای یک ماشین امپریال بهسوی ردِ شاخدار بود… که بیش از حد مستعد بهدست اندازید.
Mobile Suit Gundam GQuuuuuuX – نفوذ کلِیا به بیمارستان
سخت است که در همان زمان هیجانانگیزی و تراژدی داشته باشید، اما این دقیقاً همان است که لحظهٔ برجستهٔ Andor برای کلِیا در قوسی جدیاش ایجاد کرد. در طول فلاش‑بک داستانی که چطور لوتن و کلِیا یکدیگر را در ابتدا پیدا کردند، نفوذ او به بیمارستانی که پدر مرگبار منتقل شد، بههمین اندازه تنشزا بود که عمیقاً احساسی. ایستادگی سفتدست کلِیا در حالی که یک بهیک امپراتوری را میزد، تیر به تیر. زمانی که توانست کامپوزیسیون خود را بشکند و با اشک بهسختی زندگیاش را برای بستن حمایتگر لوتن، قطع کردن زندگی او، بپذیرد — این لحظهای بود که مأموریتاش را با اشک تمام کرد و بهدور از لوتن، نشان میدهد که رازهای او بهسفر شد، رمز و رازهایی که در این سریالهای Star Wars به چشم میآیند، و با زیبایی در نهایت شد.
Mobile Suit Gundam GQuuuuuuX – چار گاندام را میدزدد
تحسین GQuuuuuuX برای گاندام اصلی به اوج خود میرسد در لحظهای که تمام پروژه را دوباره شکل میدهد، و زمانخط کلاسیک «قرن جهانی» (Universal Century) گاندام را با آن بازنویسی میکند، زمانی که چار موفق میشود پروژهٔ مخفی جدید فدراسیون را مستقیماً از زیر بینیهای آنها دزدیده و بخواهد. یک بازسازی دقیق از لحظات اول بار آمورو گاندام را در کلاسیک ۱۹۷۹ پیدا میکند، با تمام موسیقی و دیالوگها، اما بهصورت بیگانه و پر از امکان بازتاب داده میشود، که همچنان میتواند سوزش به ستون مهرهٔ شما باردازد، حتی اگر حالا میدانیم دیگر بخشهای سریال چگونه پیش میروند.
Dan Da Dan – کنسرت راک ججی برای اخراج
چندین مورد دیوانهوار در فصل دوم رنسانس Dan Da Dan رخ داد، اما همچنان چیزی بُد که بهطور مطلق جادویی بود؛ داستانی از مهاجمان بیگانه، کاجیوهای عظیم، و ارواح شبحی که در تاریکترین مکانهای زمین مخفیاند، یکی از جذابترین صحنهها، یک کنسرت راک گلام برای اخراج ججی بود. اجراهای هیجانانگیز HAYASii برای آزاد کردن ججی از چشم شریر فقط کفشهای مومو، اوکارون، و ایرای را شگفتزده نکرد، بلکه ما را نیز شگفتزده کرد — حتی پیش از اینکه به جزئیات عجیب و واقعی که پس از اکران آن پیش آمد، بپردازیم، زیرا این توالی بهصورت تقریباً دقیق از یک ویدئوی ژاپنی J‑rock تقریباً زیر حقنویسها اقتباس شده بود.
Star Wars: Visions – «BLACK»
قوانین بهطرز تقلبی است که ۱۳ دقیقه انیمیشن را بهعنوان «لحظه» نام ببریم، اما این دقیقاً همان چیزی است که «BLACK»، قطعهٔ خیرهکنندهٔ David Production در جلد سوم Star Wars: Visions ارائه میدهد: لحظهای سایکدلیک و چالشبرانگیز در ذهن یک استورمتریر در حال مرگ، که بهجستجوی جای خود در جهان میپردازد و بهدستخطوطی از جنگ داخلی کهکشانی که روح او را بهشدت زخمی کرده است، میپردازد. یک قطعهٔ نادر از Star Wars که نه تنها شما را بهدنبال تفسیر میکشاند، بلکه نیاز به تفسیر را با هر لحظهای از صدای تصویری جذاب و موسیقی جاز شورآور برانگیخته میسازد؛ «BLACK» رأس قلهٔ آنچه Star Wars: Visions میتواند انجام دهد، و آنچه Star Wars در بیشترین ابتکار خود میتواند باشد.
آیا میخواهید اخبار بیشتری از io9 دریافت کنید؟ بررسی کنید که آخرین انتشارهای ماریویل، Star Wars و Star Trek چه زمانی پیشبینی میشود، گام بعدی در دنیای DC در سینما و تلویزیون چیست، و همه چیزهایی که باید دربارهٔ آیندهٔ Doctor Who بدانید.
جهان «When Calls the Heart» در حال گسترش است. سریال پیشدرآمدی به نام «Hope Valley: 1874» توسط Hallmark+ تأیید شده و تولید آن از هفتهٔ آینده در ونکوور آغاز میشود؛ این خبر بهصورت انحصاری توسط Variety اعلام شد. بثانی جوی لِنز، بنجامین آیرز، جِل هِنسی، روان کورتیس و لاکلن کوارمبی در این سریال هشتقسمتی که قرار است در مارس ۲۰۲۶ به نمایش برسد، بازی میکنند و به بررسی روزهای اولیهٔ مستعمرهای میپردازند که امروز به نام Hope Valley شناخته میشود.
لِنز نقش ریبکا کِلک را ایفا میکند که همراه با دختر یازدهسالهاش از شیکاگو به مرز غربی کانادا سفر میکند. «اما وقتی واگناش خراب میشود، او چارهای جز پذیرفتن کمک از دامدار محلی و مجرد قطعی، تام مور (آیرز) ندارد»، به گفتهٔ بیانیه خبر. «با وجود نیتهای صادقانه ریبکا برای حفظ استقلال، آیندهای که برای او و دخترش آرزو میکند؛ به همراه افرادی که در این شهر نوپا ملاقات میکند — از جمله تام محتاط و زن پیشگام پرانرژی هتی کوین (هِنسی) — در نهایت او را وادار میکند ریشه بگذارد و یک شروع تازه داشته باشد.»
کورتیس نقش دختر هتی را ایفا میکند و کوارمبی نقش افسر پلیس الکساندر واون را بر عهده دارد که عضو نیروی سوارهای سلطنتی کانادا (RCMP) است.
رون کورتیس، لاکلن کوارمبی
این سریال ماجرای «دامداران ماجراجو، جویندگان طلا و پیشگامان اولیه» را به تصویر میکشد که برای عبور از تغییرات دورهٔ جدید و پذیرش آن با یکدیگر همکاری میکردند و در نهایت یک جامعهٔ کوچک و صمیمی در دوران سخت و امیدوارانهٔ پیشگامان میسازند.
این یکی از نخستین سریالهای تازه تصویبشده توسط میشل ویکاری است که در ماه اوت به عنوان رئیس برنامهریزی به Hallmark بازگشت. در طول ۲۲ سال حضور اولیهاش در شرکت، او راهاندازی سریال «When Calls the Heart» را نظارت کرد که همچنان یکی از موفقترین آثار Hallmark است.
«Hope Valley: 1874» فرصتی فوقالعاده برای ما فراهم میکند تا جهان «When Calls the Heart» را بیشتر کاوش کنیم و دنیایی عمیقتر پیرامون این برنامه برای طرفداران وفادارمان بسازیم؛ طرفندانی که به این سریال کمک کردهاند تا به یکی از موفقترین و ماندگارترین سریالهای تلویزیونی امروز تبدیل شود، او در بیانیهای گفت. «ما مشتاقیم تا دلداران این برنامه (Hearties) به ما بپیوندند تا این قصهٔ غنی از ریشه را بازگو کنیم؛ قصهای پر از مهر، جامعه و امیدی که آنها میشناسند و دوست دارند.»
«When Calls the Heart» بهتازگی برای فصل سیزدهم خود در Hallmark Channel تمدید شد؛ این فصل برای سال ۲۰۲۶ برنامهریزی شده و شامل بازیگران ارین کراکَو، کوین مکگری، جک واگنر، کریس مکنالی، پاسکل هاتن و کاوان اسمیت است. علاوه بر این، بازیگر اصلی سریال لوری لاوفلین پس از حذف شدن از مجموعه در سال ۲۰۱۹ بهدلیل رسوایی پذیرش دانشگاهی، به نمایش بازمیگردد.
سریال اصلی که الهامگیری آن از کتاب «When Calls the Heart» اثر جانت اوک بوده است، در سال ۲۰۱۴ به نمایش درآمد. یک سریال جانبی به نام «When Hope Calls» در سال ۲۰۱۹ عرضه شد. در حالی که فصل اول آن در شبکهٔ آن زمان به نام Hallmark Movies Now پخش شد و سپس در Hallmark Channel ادامه یافت، در فصل دوم به شبکهٔ Great American Family منتقل شد.
مات دینیمن سری خود را دربارهٔ یک رئالیتی شو بیگانه که بهصورت رایگان در وب موجود است، معرفی کرد. اما خوانندگان شوخطبعی بامزهاش را با اشتیاق پذیرفتند و این امر به فروش شش میلیون کتاب منجر شد.
مات دینیمن در نمایشگاه نیویورککمیککان این پاییز کتابها را امضا میکرد. عکاسی: دولی فایبیشف برای نیویورک تایمز
توسط الکساندرا آلتر
الکساندرا آلتر از نمایشگاه نیویورککمیککان گزارش داد.
مات دینیمن متوجه شد که اوضاع از کنترل خارج میشود وقتی مردم شروع به درخواست امضای پاهایشان از او کردند.
آنها هواداران پرشور سری «Dungeon Crawler Carl» بودند؛ مجموعهٔ علمی‑تخیلی او دربارهٔ مردی عادی و سرزنشگر که پس از نجات از یک هجوم بیگانگان، ناگهان فهمید که بهعنوان یک شرکتکننده در صحنهٔ مرگبار برنامهٔ واقعگرای بسیار محبوب کهکشانی حضور یافته است. در پاسخی به شوخیای در این سری دربارهٔ هوش مصنوعی بیگانهای که به پاها علاقهمند است، برخی خوانندگان در مراسم امضای کتابها از مات دینیمن خواستند تا پاهای برهنهٔشان را امضا کند.
معمولاً برای ارضای خواستههای هوادارانش این کار را انجام میداد، اما در یک یادداشت بر روی وبسایتش خط قرمز واضحی کشید: «من هر چیزی جز پاها را امضا میکنم».
بدون از دست دادن شانس، هواداران شروع به آوردن اسباببازیهای سیلیکونی شبیه به پا کردند. آنها همچنین شلوارکهای طرح قلب، کروکهای صورتی، دیویدیهای «Gilmore Girls»، گربههای پر شده و سرهای جدا شده عروسک — تمام این اشیاء که در رمانها حضور دارند — را به مات دینیمن دادند. یک خواننده تابوتی حاوی خاکستر مادرش آورد. دو بار هواداران مادرهای زندهشان را برای امضا به او آوردند. (مات دینیمن در ردیت شوخی کرده بود که مادر یک خواننده را امضا میکند؛ البته بعضی افراد این شوخی را جدی گرفتند.)
هواداران در کمیککان شامل یاسمین آلو بود که با پوشیدن سر قطعشدهٔ عروسک حضور یافت. عکاسی: دولی فایبیشف برای نیویورک تایمزیک هوادار دیگر با شلوارکها و پوششهای کفش که شبیه به پاهای برهنه بودند، حضور یافت. عکاسی: دولی فایبیشف برای نیویورک تایمز
هواداران از مات دینیمن خواستند تا عبارتی از کتابها را بر بدنشان بنویسند و سپس یک هنرمند تتو آن را بر روی کلمات حک کرد. او گفت: «حالا خیلی مراقب دستخطم میشوم».
«خانه درخت جادویی»، مجموعه محبوب کتابهای کودکانه که به مدت سی سال در دسترس بوده است، در دست تهیهٔ سری انیمیشنی با شرکت سرگرمی فناوریمحور Spuree است.
این مجموعهٔ پرفروش توسط مری پاپ اوزبورن نوشته شده است که بهعنوان شریک خلاق با Rideback همراه با نقش تولیدکننده همچنان حضور کامل دارد. این قرارداد نخستین همکاری بزرگ برای Spuree (که پیش از این به نام Cheehoo شناخته میشد) محسوب میشود و چشمانداز داستانسرایی اوزبورن را با فناوری منحصربهفرد این شرکت ترکیب میکند — بستر سهبعدی اخلاقی، مجهز به هوش مصنوعی که روند هنری را شتاب میبخشد در حالی که کنترل خلاقانهٔ هنرمندان حفظ میشود.
«سالها در جستجوی فرصت مناسب برای اقتباس کتابهایم بهصورت سری برای صفحهٔ نمایش بودم؛ فرصتی که به من صندلی واقعی در میز کار بدهد — تجربهای که نویسندگان به ندرت هنگام تبدیل آثارشان به رسانههای دیگر بهدست میآورند»، اوزبورن گفت. «اما اکنون، سرانجام، بهدلیل تیمهای پیشرو در Spuree و Rideback، توانستم این فرصت را داشته باشم و تیم خلاقیتی که بهدقت انتخاب کردهام را همراه خود ببریم تا رویای دیرینهام برای تبدیل کتابهای «خانه درخت جادویی» به صفحهٔ نمایش، بهگونهای که بهدرستی بازتاب روح آنها باشد، تحقق بخشم.»
سری انیمیشنی بر روی پلتفرمهای دیجیتال و استریمینگ رونق خواهد یافت و همچنین شامل برنامههای آموزشی از طریق شبکههای والدین، معلمان و کتابداران خواهد شد. Spuree و اوزبورن برنامهریزی برای توزیع جهانی و بومیسازی دارند، با بهرهگیری از دسترسی اوزبورن در دهها زبان و مناطق مختلف.
اوزبورن و شریک خلاق دیرینهاش، ویل اوزبورن، بهعنوان تهیهکنندگان اجرایی این سری فعالیت خواهند کرد؛ این سری که فیلمنامههای اصلی آن توسط همکاران نوشتاری «خانه درخت جادویی» یعنی ویل اوزبورن و جنی لارد نوشته خواهد شد و موسیقی اصلی آن توسط آهنگساز برنده جوایز، رندی کورتس تهیه میشود (او برای هشت اقتباس موسیقایی کتابهای «خانه درخت جادویی» تدوین موسیقی کرده است).
«جهان «خانه درخت جادویی» بهدقت با چشمانداز Speree منطبق است»، مایکل لوفاسو، همبنیانگذار Speree، گفت. «این مجموعه غنی، دلنشین و سرشار از امکانات روایتگری است. با حضور مری پاپ اوزبورن و تیم او در قلب فرایند، ما اطمینان میدهیم که سری انیمیشنی بهگونهای احترام به میراث را حفظ کرده و به مخاطبان جدیدی دست مییابد». این مدیر نیز روند کاری Speree را مورد تمجید قرار داد؛ روندی که به هنرمندان و دارندگان حقوق امکان کنترل کامل بر تصویرسازی، ساختن جهان و استراتژی انتشار میدهد.
سلسله کتابهای «خانه درخت جادویی» در سال ۱۹۹۲ معرفی شد و تا کنون بیش از ۱۹۴ میلیون نسخه در سرتاسر جهان فروخته و به ۳۹ زبان ترجمه شده است. این مجموعه شامل بیش از ۱۰۰ عنوان است که شامل جلدهای غیرداستانی همراه، اقتباسهای رمان گرافیکی، یک نمایش پلنتاریوم و بیش از دوازده تولید تئاتری میشود. این کتابها توسط انتشارات Penguin Random House منتشر میشود.
Speree توسط سرمایهگذاران پیشرو و شرکای استراتژیک مانند Greycroft، Point72 Ventures، Basis Set و Headline Asia پشتیبانی میشود. این شرکت در Rideback پرورش یافت («Lilo & Stitch»، «Avatar: The Last Airbender»، «The LEGO Movie»).
Jamie Harris، نماینده Wenne Davis، در حساب اینستاگرام خود نوشت: “آرام بگیر، دوست کهن. ما برای همیشه دلتنگت خواهیم شد.”
Wenne Alton Davis همراه با Rachel Brosnahan در «Marvelous Mrs. Maisel». Amazon Prime
توسط Patrick Smith و Matt Lavietes
Wenne Alton Davis، که در سریال Amazon «Marvelous Mrs. Maisel» ظاهر شده و فهرست طولانیای از مشارکتهای تلویزیونی داشت، روز دوشنبه در نیویورک در یک تصادف خودرویی کشته شد.
Wenne Alton Davis، که از ضمایر «they/them» استفاده میکرد، ۶۰ ساله بود.
پلیس نیویورک در بیانیهای گفت که Wenne Alton Davis پس از ساعت ۹ شب توسط افسران، در جاده دراز کشیده یافت شد، پس از اینکه یک خودروی SUV کداکت سیاه در خیابان West 53rd Street و Broadway در مرکز منهتن به او برخورد کرد.
Wenne Alton Davis دچار آسیب شدید به سر و بدن شد و به بیمارستان Mount Sinai منتقل شد؛ در آنجا پلیس اعلام کرد که او درگذشت.
طبق اطلاعات NYPD، خودرو توسط مردی ۶۱ ساله رانده میشد. پلیس گفت که نام این مرد فاش نشده، او صدمه ندیده، دستگیری انجام نشده و بررسیها هنوز ادامه دارد.
Jamie Harris، نماینده Wenne Alton Davis، در اینستاگرام پست کرد: “آرام بگیر، دوست کهن. ما برای همیشه دلتنگت خواهیم شد”، به همراه عکسی از او با Wenne Alton Davis.
Wenne Alton Davis در مجموعهای از برنامهها حضور یافت، از جمله Blindspot و New Amsterdam، و نقش کوچکی در فیلم Shame با حضور Michael Fassbender داشت. او طبق اطلاعات NYPD در محله Forest Hills، کوئینز زندگی میکرد.
Patrick Smith، ویرایشگر و گزارشگر مستقر در لندن برای NBC News Digital است.
در ماه می ۲۰۰۵، ناتالی هالووی هنگام تعطیلات در آروبا ناپدید شد.
Mark Wilson/Getty Images
نتفلیکس روز دوشنبه اعلام کرد که یک سریال مستند سه قسمتی درباره پروندهای از افراد گمشده، که ۲۰ سال پیش سرخط خبرهای بینالمللی را به خود اختصاص داده بود، منتشر خواهد کرد. این سریال به بررسی ناپدید شدن ناتالی هالووی، شخصی ۱۸ ساله که در طول تعطیلاتش در سال ۲۰۰۵ به آروبا ناپدید شد، میپردازد. در سرپرستی این پروژه، متیو گالکین، کارگردان همکار مستند قتل در بیگ هورن، و دانی اسلوین، که بهعنوان کارگردان اجرایی مستند نتفلیکس برادران منندز شناخته میشود، حضور دارند. هالووی در ماه می ۲۰۰۵ به همراه ۱۲۴ فارغالتحصیل از دبیرستان ماؤنتنبروک ایالت آلاباما به آروبا آمد. آخرین باری که همکلاسیهایش او را در ساعت ۱:۳۰ بامداد، ۳۰ می، پس از ترک یک بار، در یک خودرو به همراه جوران ون در سلووت، دانشجوی برتر هلندی که بعدها به جرم قتل در سال ۲۰۱۰ محکوم شد، و دوستانش دیپک و ساتیش کالپوئ، دیدند. هر سه نفر دستگیر شدند اما هرگز محکوم نشدند. او هرگز پیدا نشد، حتی با جستجوهای گسترده. هالووی در سال ۲۰۱۲ بنا به درخواست پدرش بهصورت قانونی مرد اعلام شد. بیش از یک دهه پس از آن، در سال ۲۰۲۳، وندرسلووت اعتراف کرد که او را با یک بلوک سنگی کشته و جسد او را در دریا رها کرده است. این سریال شامل بخشهای گزارشنشدهٔ پرونده و همچنین صداهای منتشرنشدهای از خانواده و دوستان هالووی خواهد شد.