موج اخیر «تصاویر لو رفته» ساختهشده با هوش مصنوعی بر روی پل مکگان و بیلی پایپر از سریال «دکتر هو»، جنسن اکلس از «The Boys: Vought Rising» و «انتقامجویان: روز رستاخیز» متمرکز بوده است.
این خبر را اولین بار از Bleeding Cool میشنوید، یک گزارش اختصاصی! در حالی که تولید فیلم انتقامجویان: روز رستاخیز در استودیوهای مارول ادامه دارد، ما شواهد تصویری در دست داریم که نشان میدهد دکتر با بازی پل مکگان و رز تایلر/دکتر با بازی بیلی پایپر از سریال دکتر هو، و سولجر بوی با بازی جنسن اکلس از سریال The Boys پرایم ویدیو و سریال آیندهی The Boys: Vought Rising، به دکتر دووم با بازی رابرت داونی جونیور میپیوندند – این هم مدرک پشت صحنهی ما… حالا وقتشه که یک میلیون بازدید بگیریم!!!
اگر در چند روز گذشته در شبکههای اجتماعی فعال بوده و مانند ما از خورههای تشنهی خبر باشید، احتمالاً با این موج عجیب و ناگهانی از تصاویر لو رفته از «پشت صحنه» و «سر صحنهی فیلمبرداری» مواجه شدهاید. ما به «دکتر هو»، «Vought Rising» و «روز رستاخیز» اشاره کردیم، چون اینها سه نمونهی برتری هستند که در چند روز اخیر دیدهایم، اما موارد دیگری هم وجود داشته است. خبر خوب؟ اینها هنوز هم چرتوپرتهای هوش مصنوعی هستند. برای مثال، تصویر اکلس در نقش سولجر بوی نتوانسته بود در نمایش نماد «وات» (Vought) ثبات داشته باشد، و تعداد سگکهای روی لباس سولجر بوی از تعداد کیفهای کمری شخصیت «کیبل» در کمیکهای مارول در دههی ۹۰ میلادی هم بیشتر بود. بهعلاوه، هرچه تعداد شخصیتها در تصویر بیشتر میشد، ظاهرشان کمتر به واقعیت شباهت داشت و بیشتر شبیه شخصیتهای موزیکویدیوی «Black Hole Sun» از گروه ساندگاردن میشدند.
خبر بد؟ این چرتوپرتهای هوش مصنوعی روزبهروز بهتر میشوند – که این موضوع کار ما را بسیار دشوارتر میکند و تشخیص واقعیت از طعمههای کلیکی (clickbait) را برای جامعهی طرفداران آسانتر نمیکند. بیایید این واقعیت را کنار بگذاریم که هوش مصنوعی مولد اساساً در حال سرقت آثار دیگران و تبدیل آنها به یک هیولای فرانکنشتاینی است که عدهای میخواهند آن را بهعنوان هنر اصیل جا بزنند. چون واقعیت همین است. این را یک مداخلهی میانی در سرمقاله در نظر بگیرید. باز هم، با نادیده گرفتن سابقهی بدی که هوش مصنوعی از قبل دارد، چرا باید با نشان دادن اینکه هوش مصنوعی چقدر راحت میتواند لذتی مانند طرفدار بودن را خراب کند، این سابقه را بدتر کرد؟ فقط برای چند کلیک ارزان؟
ما مدام از طرفداران میشنویم که چقدر از پوشش خبری فیلمها، سریالها، کمیکها، بازیهای ویدیویی و غیره از دیدگاه یک منبع سوم (سایتهایی مانند Bleeding Cool) قدردانی میکنند و اینکه مجبور نیستند تنها به بیانیههای مطبوعاتی استودیوها و سرویسهای استریم تکیه کنند. وقتی یکی دو سایت شروع به ترویج خیالپردازیهای طرفدارانه تولیدشده با هوش مصنوعی کنند و آن را بهعنوان حقیقت (یا شاید حقیقت احتمالی، تا وقتی همه چیز خراب شد راه فراری داشته باشند) به خورد مخاطب بدهند، طولی نمیکشد که اثر دومینویی آن آغاز شود. و وقتی این اتفاق بیفتد، هیچکس برنده نخواهد بود. بنابراین، دفعهی بعد که تصویری آنلاین از کریستوفر اکلستون و راسل تی. دیویس دیدید که در حال «بزن قدش» با ویلیام شاتنر در پشت صحنهی ویژهبرنامهی کریسمس ۲۰۲۶ سریال دکتر هو هستند، شاید بهتر باشد لحظهای مکث کرده و نظر دومی را هم جویا شوید.
این وبسایت برای محافظت خود در برابر حملات آنلاین، از سرویس امنیتی استفاده میکند. ما مرورگر شما را بررسی میکنیم تا اتصال امنی برقرار شود و شما در امان باشید.
هشدار اسپویلر: این پست شامل اسپویلرهای فصل ۲، قسمت ۲ سریال «لندمن» – «گناهان پدر» است که روز یکشنبه، ۲۳ نوامبر، بر روی Paramount+ پخش شد.
پخش پیشنمایش هفتهٔ گذشته از «لندمن» پر از اتفاقات بود: تامی (Billy Bob Thornton) متوجه شد مادرش درگذشته؛ پسرش کوپر (Jacob Lofland) با نفت به طلا دست یافت؛ دخترش اینسلی (Michelle Randolph) به TCU پذیرفته شد؛ رئیساش کامی (Demi Moore) سخنرانیای داد که دشمنانش را ترساند؛ و همسر سابقش آنجلا (Ali Larter) شام گرانقیمتی را به دیوار پرتاب کرد. حالا که خطوط داستانی فصل ۲ معرفی شدند، به سراغ قسمت دوم میرویم.
از همان ابتدا: آیا این دیوانهترین اشعار را تا بهحال در یک آهنگ از سریال تیلور شیریدن شنیدهایم؟ «اگر روزی برسد که من رابی داشته باشم / تو در فهرست گازِ من بالاتر هستی». تایلر چیلدرز فوقالعادهست، اما اینجا من را شگفتزده کرد!
چرا کوپر اینقدر اضطراب دارد؟ او عملاً بلیط لاتر را برده و پدرش همان کارشناس اراضی (landman) است. فقط برای کارهای کاغذی کمک بخواه، دیگه همه چیز مهیاست، رفیق!
من هم درک میکنم که آریانا (Paulina Chavez) دچار اضطراب شده، اما این تنها چند روز از یک هفتهٔ تحولساز برای شریکتان است که به نفع شما نیز خواهد بود. فقط همراه باشید… او بهزودی خوب میشود!
صبر کنید، او بهدلیل این جدایی میگیرد؟ این نقص ارتباطی مشکلی قابل حل است! تمام نکات آریانا معتبرند، اما میتوان راهحلها را در حدود ۴۵ دقیقه یا کمتر حل کرد، بهخصوص که الآن پول دارند.
خب، حالا که هر دو T.L. (Sam Elliott) و تامی دربارهٔ سرپرست خانوادگی که دیگر در میان نیست، بهزبان زشت حرف زدند، مشتاقم بدانم واقعا چه کاری کرده تا با آنها مشکل داشته باشد.
عشق دارم صحنهٔ جدال تامی با دیجیهای رادیویی انگار که همه در کامیون او نشستهاند.
همچنین شگفتانگیز است که هر بار که آنجلا تماس میگیرد، تلفن تامی با تصویری از او که در حال فریاد زدن است روشن میشود و صدای زنگی ترسناک پخش میکند.
اوه، این ۴۰۰ میلیون دلار گمشده بهسرعت مشکلی جدی میشود. متأسفانه تنها کسی که میداند کجاست، مونتی (Jon Hamm)، مرده است.
رفتار ریبکا (Kayla Wallace) که نیت (Colm Feore) را در جای خودش گذاشت، فوقالعاده بود. ساکت شو، نابغه — او میتواند قرارداد حفاری بر روی ماه لعنتی را مذاکره کند!
آنجلا که چندین بار نام نیت را اشتباه میگوید، یک لطیفه عالی است. بهراستی، او واقعاً شبیه نیل به نظر میرسد!
کوپر شاید ابلهترین انسان روی کرهٔ زمین باشد. میفهمم که میخواهید میراثتان را تحت کنترل داشته باشید، اما پدرش همان کارشناس اراضی (landman) است! بگذارید به قرارداد نگاه کند!
وای! چه کسی فکر میکرد تامی مشاورهٔ خوبی دربارهٔ وضعیت آریانا داشته باشد و بگوید کوپر باید به او گوش دهد؟
دوست دارم یک اسپینآف از افراد مست و بویدار در خانهٔ سالمندان داشته باشیم.
در مورد مواجهه آنجلا و اینسلی با THHSC، من کاملاً طرف تیم نورس هستم. آنها با سالمندان وقت میگذراندند… این کار خوبی است!
اگر روزی به یک وکیل نیاز داشته باشم، لطفاً او را بهاندازه ریبکا بیرحم انتخاب کنید.
همانطور که انتظار میرفت، بهنظر میرسد اسکلتهای موجود در کمد مونتی این فصل همه را تعقیب خواهد کرد.
آیا وضعیتی وجود دارد که کلانتر والت (Mark Collie) بهجای انجام دستورات تامی که از طریق FaceTime میگوید، کاری دیگر انجام ندهد؟
«آه، این فقط تخلیهٔ غمم بود» با اجرای خشک و بیپردهٔ تورنتون بهطرز عالی ارائه شد.
یک اجرای دیگر دلتکانی از الیوت. بگذارید همین حالا بگویم: به او توجه جوایز بدهید!
«من برای اینکه پدر یک پسر شوم، تربیت نشدهام.» عجب، تامی در حال تفکر بهدرون خود است!
وای، رشد تامی یک کابوس بود.
لحظهای که کوپر به تامی گفت او را دوست دارد و بهترینش کافی است… بلافاصله اشکها جاری شد! یک نقطه عاطفی عالی. همچنین بازیگری تورنتون را که سعی میکند اشک نریزد، دوست داشتم.
چقدر احتمال دارد که شریک تجاری جدید کوپر، گالیینو (Andy Garcia) باشد؟
تا دفعهٔ بعد، در نظرات زیر میتوانید بحث کنید که آیا گالیینو سرانجام کوپر را ربوده و بر سر او کیفی میگذارد یا نه.
اسکار ویلانووا یک تابلو در بیرون مرکز سرگرمی الکپیتان، جایی که برنامهٔ شبانه «جیمی کیمل لایو!» در آن برگزار میشود، در تاریخ ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۵، در لسآنجلس، در دست دارد. (عکس AP/جِی سی هونگ، فایل)
جیمی کیمل در تاریخ ۲۹ اکتبر ۲۰۲۵ به سومین مراسم خیریهٔ سالانهٔ صندوق تأثیر نادر: شبی از درخشندگی و تأمل، در استودیوی NYA WEST در لسآنجلس میرسد. (عکس ریچارد شاتول/اینویژن/AP، فایل)
نیویورک (AP) — رئیسجمهور دونالد ترامپ روز پنجشنبه حملات خود به شبکه ABC و مجری برنامهٔ شبانه جیمی کیمل را تشدید کرد و در یک پست شبکهٔ اجتماعی، که کمی پس از پایان آخرین قسمت برنامهٔ کمدی او منتشر شد، از شبکه خواست «بیکار را از صحنهٔ تلویزیون بیرون کند».
این هفته، رئیسجمهور خشم خود را نسبت به خبرنگار ارشد کاخ سفید این شبکه، مری بروس، بهدلیل سؤالاتی که او در جلسهای در دفتر بیضیدار مطرح کرد، ابراز کرد؛ و تیم خبری او پس از آن با یک یادداشت هفدهنقطهای که شکایاتی علیه ABC News فهرست کرده بود، ادامه داد.
حملهٔ اخیر ترامپ به کیمل دو ماه پس از تعلیق موقت کمدین توسط ABC بهدلیل اظهاراتی که پس از ترور فعال جمهوریخواه چارلی کرک بیان کرد، صورت گرفت. پس از اعتراضات عمومی، ABC این تعلیق را لغو کرد.
برنامهٔ جیمی کیمل در شب چهارشنبه با یک مونولوگ سوزان دربارهٔ ترامپ آغاز شد؛ ده دقیقهٔ نخست به پردازش موضوع مرتکب جنایات جنسی متوفی جفری اپستین و رأی این هفته کنگره برای انتشار بیشتر اسناد مکاتبهای او اختصاص یافت. وی اشاره کرد که کشور با دقت در حال دنبالکردن حرکتهای «طوفان اپستین» است.
کیمل با تکیه بر پرسشی که سناتور هوارد بیکر جونیور دربارهٔ ریچارد نیکسون در دوران رسوایی واترگیت دههٔ هفتاد مطرح کرده بود، گفت: «ما هر روز به پاسخ این سؤال نزدیکتر میشویم: رئیسجمهور چه میدانست و این زنان چه سنی داشتند وقتی او از این موضوع باخبر شد؟»
ترامپ در یک پست در شبکهٔ Truth Social که در ساعت ۱۲:۴۹ صبح به وقت شرقی آمریکا منتشر شد، پاسخی داد: «چرا ABC Fake News همچنان جیمی کیمل، مردی بدون هر گونه استعداد و با رتبههای تلویزیونی بسیار ضعیف، را در پخش نگه میدارد؟ چرا شبکههای همکار تلویزیونی این وضع را میپذیرند؟» ترامپ افزود. این نکته به شعبههای وابسته به ABC اشاره داشت که برخی از آنها با شکایت دربارهٔ محتوای کیمل پیرامون «کرک»، باعث شروع حرکت به سمت تعلیق کوتاهمدت او در سپتامبر شدند.
شبکه ABC اعلام کرد که دربارهٔ اظهارات ترامپ در مورد کیمل نظری نخواهد کرد؛ رتبههای کیمل پس از بازگشت به تلویزیون در ماه سپتامبر افزایش یافت. اگرچه ترامپ او را به بخش خبری ABC مرتبط میکرد، کیمل در بخش سرگرمی این شبکه کار میکند.
کیمل تنها کمدین شبانه نیست که بهتازگی خشم ترامپ را برانگیخته است؛ در آخر هفته، او خواستار اخراج سِت مایرز از شبکهٔ NBC شد.
پروندهٔ اپستین یکی از سه موضوعی بود که بروس از ABC در سؤالات دقیق خود در جلسهٔ خبری سهشنبه در دفتر بیضیدار مطرح کرد. رئیسجمهور بروس را «خبرنگار وحشتناکی» خواند و گفت که از رفتار او خوشش نمیآید. واضح است که داستان اپستین به شدت بر دل ترامپ تأثیر گذاشته است. در اواخر هفته گذشته، ترامپ در یک نشست پرسش و پاسخ در هواپیمای یکنظامی، گزارشگر بلومبرگ نیوز به نام کاترین لوسی را «خوکک» نامید.
روز چهارشنبه، دفتر مطبوعات کاخ سفید نامهای منتشر کرد که در آن نارضایتیهایی علیه ABC News، برخی از آنها به دورهٔ نخستین ریاستجمهوری ترامپ باز میگردد، فهرست شد. دفتر مطبوعات اعلام کرد: ««اخبار» ABC ژورنالیسم نیست؛ این یک عملیات توجیهی دموکراتیک است که بهظاهر یک شبکهٔ پخش ظاهر میشود.»
از میان شکایات: ادعای نادرست جورج استفانوپولوس مبنی بر این که ترامپ بهطور مدنی به جرم تجاوز به نویسندهٔ ای. جین کارول متهم شده است، که بهمنظور حل اختلاف دعوی توهین، شرکت مادر ABC، دیزنی، ۱۵ میلیون دلار پرداخت کرد؛ بررسی صحتسنجی شبکه دربارهٔ ترامپ در طول مناظرهٔ ریاستجمهوری ۲۰۲۴ او با کامالا هاریس؛ و گزارشگر پیشین ABC، تری موران، به دستیار ترامپ استیون میلر لقب «نفرتپذیر در سطح جهانی» داد.
ABC News تا به حال هیچ اظهار نظری سریع دربارهٔ این انتقادات نکرد.
___
دیوید بائودر دربارهٔ تقاطع رسانه و سرگرمی برای AP مینویسد. او را در http://x.com/dbauder و https://bsky.app/profile/dbauder.bsky.socia l دنبال کنید.
Lionsgate اولین پیشنمایش «بازیهای گرسنه: طلوع هنگام برداشت» را منتشر کرده است، که جدیدترین قسمت از مجموعه «بازیهای گرسنه» است. این فیلم در تاریخ ۲۰ نوامبر ۲۰۲۶ در سینماها به اکران خواهد رسید.
«طلوع هنگام برداشت»، که بر پایه کتابی با همین عنوان در سال ۲۰۲۵ ساخته شده است، در ۲۴ سال پیش از اولین فیلم اتفاق میافتد و داستان هیمیتچ آبرناتی جوان (جوزف زادا) را دنبال میکند که برای شرکت در پنجاهمین بازیهای گرسنه انتخاب میشود. از آنجا که این بازیها دومین دورهٔ ویژهٔ هر ۲۵ سال یک بار برگزار میشود، هر ناحیه پانم باید دو برابر تعداد نمایندگان معمولی خود را به پایتخت بفرستد. در این نسخه، ۴۸ کودک برای بهدست آوردن پیروزی در بازیهای گرسنه به مرگ میرسند.
«طلوع هنگام برداشت» همچنین با حضور ال فنینگ در نقش نسخهٔ جوان افی تریکِت (که در نسخهٔ اصلی توسط الیزابت بنکس ایفا میشد) به چشم میخورد. رالف فینیس نقش رئیسجمهور کوریولانوس اسنو را ایفا میکند؛ این نقش پیش از این توسط دونالد ساذرلند در فیلمهای اصلی و تام بلیت در پیشدرآمد «بالاد پرندگان و مارها» به تصویر کشیده شد. کییِرَن کولکین نقش سزار فلیکمن، مجری تلویزیونی بازیهای گرسنه که در فیلمهای اصلی توسط استنلی توچی بازی میشد، بر عهده میگیرد. جسی پلمونز نقش نسخهٔ جوان پلوتارک هِوَنزبِی را که در فیلمهای «مُکینگجِی» توسط فیلیپ سیور هافمن بازی شد، میکند. همچنین کلِوین هریسون جونیور، گلن کلوز، مایا هوک، مِکنا گریس، بیلی پورتر، ویتنی پیک، بن وانگ، ملّی مککان، یونا بل و پرسی داگز چهارم نیز از بازیگران هستند.
«طلوع هنگام برداشت» توسط فرانسیس لورنس کارگردانی شده و فیلمنامهاش توسط بیلی ری نوشته شده است. براد سیمپسون و نینا جیکبسن بهعنوان تهیهکنندگان فیلم باز میگردند.
گروه هاکینگز در سومین و آخرین تیزتریل برای فصل جدید پر انتظار استرینجر تینگز به عمل میپردازد.
صحنههای جدید از جلد اول فصل پنجم و نهایی—که هفتهٔ آینده بر روی نتفلیکس منتشر میشود—نشان میدهد که گروه با هم میپیوندند تا با موجودات بینبعدی به مبارزه بپردازند.
فصل جدید به سه بخش تقسیم میشود که همه در حوالی تعطیلات آخر هفته به نمایش درمیآیند: جلد اول در ۲۶ نوامبر (شامل چهار قسمت)، جلد دوم در کریسمس (سه قسمت) و بخش نهایی در شب سال نو. هر بخش ساعت ۵ بعدازظهر به وقت اقیانوس آرام (PT) منتشر میشود.
شرح رسمی فصل جدید بهصورت زیر است: «پاییز ۱۹۸۷. هاکینگز بهدلیل باز شدن درزها جراحتدیده شده است و قهرمانان ما با هدف واحدی متحد میشوند: پیدا کردن و کشتن وِکنا. اما او ناپدید شده — مکان و برنامههای او نامعلوم است. علاوه بر این، دولت شهر را تحت قرنطینهٔ نظامی قرار داده و تعقیب الیون را تشدید کرده است و او را مجبور به مخفیزندگی کرده. با نزدیک شدن به سالگرد ناپدید شدن ویل، حس سنگین و آشنای ترس دوباره ظاهر میشود. نبرد نهایی در افق است — و همراه آن تاریکیای قدرتمندتر و سمیتر از هرچیزی که تا بهحال با آن روبرو شدهاند. برای پایان دادن به این کابوس، به همه نیاز دارند — تمام همراهان — تا برای یکبار دیگر در کنار هم بایستند.»
در ژانویهٔ گذشته، همسازندهٔ راس داوفر دربارهٔ قسمتهای نهایی گفت: «ما یکسال کامل برای فیلمبرداری این فصل صرف کردیم. در پایان، بیش از ۶۵۰ ساعت صحنهبرداری در اختیار داشتیم. پس واضح است که این بزرگترین و جاهطلبانهترین فصل ما تا بهحال است. انگار هشت فیلم بلاکباستر را ساختهایم. واقعاً دیوانهوار است.»
همسازندهٔ مت داوفر افزود: «در عین حال، این داستان برای ما شخصیترین است. فیلمبرداری آن بسیار شدید و احساسی بود، برای ما و بازیگرانی که با ما همکاری میکردند. ما تقریباً ده سال است که این سریال را با هم میسازیم. بارها گریه کردیم. حسابی گریه کردیم. این برنامه برای همهٔ ما اهمیت ویژهای دارد و همهٔ ما قلب و روح خود را به آن اختصاص دادیم. و امیدواریم — و باور داریم — که این اشتیاق به صفحهنمایش منتقل شود.»
در نوامبر، نتفلیکس عناوین قسمتهای فصل پنجم را برای پیشنمایش داستان این فصل منتشر کرد: «The Crawl»، «The Vanishing of [censored for now]»، «The Turnbow Trap»، «Sorcerer»، «Shock Jock»، «Escape From Camazotz»، «The Bridge» و «The Rightside Up».
خالقان پیشتر پروژههای آینده در دنیای استرینجر تینگز را نیز پیشنمایش کردهاند.
مت گفت: «داستانهای بیشتری از استرینجر تینگز برای گفتن و در دست ساخت وجود دارد. در این مقطع هنوز کمی زود است که دربارهٔ آنها صحبت کنیم، اما ما در هر یک عمیقاً درگیریم — برای ما بسیار مهم است که هر چیزی که نام استرینجر تینگز بر روی آن است، با بالاترین کیفیت باشد و تکراری نباشد — که دلیل وجود داشته باشد و مسیر خود را بهسختی بکشد. همچنین، باید در کل فوقالعاده باشد. یا باید فکر کنیم که فوقالعاده است. و چیزهای زیادی که بهنظر ما فوقالعاده هستند، در حال آمادهسازی هستند.»
برای داستان جلد Variety شمارهٔ ۱۵ اکتبر دربارهٔ فصل پنجم و آخر «استرینج تینگز»، خالقان این مجموعه، دو برادر دوقلو مت و راس داوفر، تقریباً چهار ساعت مصاحبه در ماههای جولای و سپتامبر برگزار کردند؛ هر دو بار در دفاتر پستولیدشان در هالیوود. گرچه آنها خود را افراد درونگرا مینامند، اما با این وجود، داوفرها نسبت به خود و تغییراتی که از زمان نمایش اولین قسمت این سریال در نتفلیکس در سال ۲۰۱۶ تا امروز داشتهاند — و آنچه ثابت مانده است — بسیار صریح و باز بودند.
پیش از پخش اولین چهار قسمت فصل پنجم در تاریخ ۲۶ نوامبر بر روی نتفلیکس، اینجا بخشی ویرایششده از گفتوگوهای ما با آنها آمده است که در آن همچنین دربارهٔ این که فین ولفهارد و شخصیت او، مایک ویلر، چقدر شبیه آنها هستند، چه درسی از بازی تاج و تخت دربارهٔ مذاکره با نتفلیکس آموختهاند، لحظات دلخواهشان از سریال، چرا از پیر شدن بازیگران نگران نیستند و چرا احساس میکنند موفقیت این سریال تا حدی به دلیل عدم تواناییشان در ترسناک بودن است، صحبت میشود.
شاون لوی، که در ابتدا با شرکت تولیدی خود ۲۱ Laps بهطور جدی از این سریال حمایت کرد، به ما گفت که وقتی برای اولین بار روی «استرینج تینگز» کار میکردید، فقط با یکدیگر در آنچه او «حباب دوگانگی» نامید راحت بودید. اما اکنون، در کار با سرپرستان بخشها و استودیو بسیار مهارت بیشتری پیدا کردهاید. آیا با این ارزیابی موافقید؟
Ross Duffer: میخواهید من ادامه بدهم؟
Matt Duffer: بله.
Ross Duffer: مطمئن هستم که این درست است. ما تا به حال پروژهای به این مقیاس نداشتهایم و ما افراد درونگرا هستیم. این یکی از بزرگترین درسها بود؛ فقط یادگیری چگونگی رهبری و ارتباط واضح چشمانداز.
Matt Duffer: میگویم اگرچه فلسفهٔ اصلی تغییر نکرده است. بهطور کلی، ما فقط با افرادی کار میکنیم که فکر میکنیم در کار خود عالی هستند و سپس برای اکثر موارد، آنها را بهتنهایی میگذاریم. ما هنوز همینکار را میکنیم. ما دوست نداریم میکرو‑مدیریت کنیم. بهعنوان مثال، امی پاریس، طراح لباس ما، او دربارهٔ لباسهای دههٔ ۸۰ دانش بسیار گستردهای دارد. او تمام تحقیقات مربوط به لباسهای آن دوره را انجام داده است. چه کسی میتواند به او بگوید؟
و با بازیگران چهطور؟
Matt Duffer: برای بازیگران هم همینطور. همیشه میگویم با بازیگران جوان سعی نمیکنیم اجراهایشان را از آنها استخراج کنیم. فقط راهنماییهای حداقلی میدهیم. بزرگترین تأثیری که میتوانید داشته باشید، در انتخاب بازیگر است؛ این تقریباً ۹۹٪ موارد را شامل میشود. اگر بخواهید بیش از حد مداخله کنید، یعنی تصمیمگیری استخدامی ضعیفی داشتهاید، این چیزی است که معمولاً میبینم.
راستی، شاون به ما گفت که لقب گروهی او «وارلاک» است و از ما خواست بپرسیم این چه معنایی دارد.
Matt Duffer: در واقع بهخاطر ندارم کی شروع کردیم او را وارلاک صدا کنیم. میتوان گفت خیلی زود. شاون سالها در سیستم استودیویی کار کرده بود، در حالی که راس و من تقریباً هیچ تجربهای نداشتیم. پس نه تنها تازهکار بودیم، بلکه در مسیریابی سیاستهای استودیو نیز تجربهای نداریم. شاون استاد این کارهاست. وقتی مشکلی پیش میآمد، شاون را صدا میکردیم؛ او را «وارلاک» مینامیدیم چون فرم خاصی از جادوی تاریک داشت که در مواقع ضروری میتوانست به کار بگیرد. نمیخواهید وارلاک را بیش از حد رها کنید، اما وقتی نیاز باشد، او هر وضعیت دشواری را حل میکند.
آیا احساس میکنید که فراخوانی تواناییهای وارلاک را با پیشرفت فصلها کمتر میکنید؟
Ross Duffer: در ابتدا، ما بیشتر برای دریافت مشاوره و راهنمایی از او استفاده میکردیم؛ بهویژه در زمینهٔ سرپرستی تولید این مقیاس بزرگ. اما با هر فصل، مسأله پیچیدهتر میشود؛ مشکلات بیشتری بروز میکند. بنابراین مطمئناً هر وقت به وارلاک نیاز داشتیم، او را صدا کردیم. اما فکر میکنم بله، اکنون بیشتر از گذشته میدانیم.
Matt Duffer: ما چیزهای زیادی از او دربارهٔ چگونگی مدیریت این وضعیتها آموختهایم. و فکر میکنم شاون نیز با این موضوع موافق خواهد بود که حالا در مواجهه با این گونه موقعیتها بسیار بهتر شدهایم.
مت داوفر، راس داوفر و شاون لوی در صحنه در یک رویداد برای «استرینج تینگز» نتفلیکس در انجمن کارگردانان در تاریخ ۱۷ آگوست ۲۰۱۷ سخنرانی کردند.کوین وینتر/گتی ایمیجزتیآر نایت، لوئیس مککارتی و روزی بنتون در «استرینج تینگز: سایهٔ اولین» در برادویمتیو مورفی و ایوان زیمرمن/نتفلیکس
زندگیهای شما، عذر میخواهم، یکباره وارون شد در شب اول پخش سریال در سال ۲۰۱۶. آیا شخصی بود که مسیر شغلی مشابهی داشت و شما فکر کردید «میخواهم از او تقلید کنم» یا «میخواهم از او دوری کنم»؟
Matt Duffer: ام. نایت شایمالن یک تأثیر بزرگ برای ما بود. مشابه ما، او یک فیلم کاملنگاهکرده داشت و سپس «حس ششم» را ساخت که تبدیل به یک پدیدهٔ عظیم شد. بله، او ادامه داد نسخهای از پیچشها را به کار ببرد، اما من فکر میکنم او ریسکهای بسیار جذابی را اتخاذ کرد. او بهسازندگی فیلمهای اصیل ادامه داد. نمیدانم پس از «استرینج تینگز» بهصورت خودآگاه به او فکر کردهام یا نه، اما او بخش بزرگی از زندگی ما بوده است که مطمئناً در ذهنم حضور داشته است. [به راس] آیا میتوانی شخص دیگری را ذکر کنی؟
Ross Duffer: خوب، نکتهٔ عجیبی که در مسیر ما وجود دارد این است که ما به مدت ۱۰ سال در این سریال حضور داشتهایم، بنابراین وضعیت بسیار خاصی است که در آن هستیم. پیدا کردن معادل دقیق یک به یک دشوار است.
Matt Duffer: در زمینهٔ تلویزیون، ما همیشه به بازی تاج و تخت نگاه میکردیم و به کارهای دان ویس و دیوید بنیاف توجه میکردیم. آنها با استفاده از موفقیت خود، سریال را گسترش دادند و بهطور چشمگیری ارتقا یافت. ما همیشه این مثال را برای نتفلیکس آوردیم تا دلایلی برای مقیاسبندی بیشتر سریال ارائه دهیم: این کار باعث میشود مخاطب افزایش یابد. حداقل این همان پیغامی بود که به آنها دادیم.
بهدلیل تعطیلی ناشی از کووید.
Ross Duffer: اگر دقت کنید، میتوانید این را ببینید.
Matt Duffer: اما نکتهٔ من این است که هیچکس تا به حال این را متوجه نشده است. با پیر شدن آنها، پرش دراماتیک کمتر میشود. رسیدن به فیلمبرداری فصل ۳ برای من و راس تعجبانگیز بود و مجبور شدیم نوشتار را بهسرعت تنظیم کنیم، چون پیش از این آنها را خیلی جوان مینوشتیم.
صدای آنها تغییر کرد.
Matt Duffer: ما هنوز در حال رسیدگی به این موضوع هستیم. در حال ضبط صدا با بازیگر جیک کونلی هستیم که این سال نقش جدیدی اجرا میکند و صدای او از زمان فیلمبرداری قبلی بهطور قابلتوجهی پایین آمده است. خوشبختانه فناوری EQ وجود دارد. امروز بهدقت گوش دادیم. مشکلی نیست؛ یک لحظه نگران شدیم اما همهچیز خوب است.
پس چهقدر از هم جدا هستید؟
Matt Duffer: از نظر کاری، ما هرگز از هم جدا نیستیم، مگر وقتی که روی رایانههای جداگانهمان کار میکنیم و اینقدر دور میشویم.
شبکه مجموعهای از ستارگان را به عنوان بخشی از پادکست زندگی عیسی. اعلام کرد. اما به این نکته اشاره نکرد که صدا برای پروژهای متفاوت در سال ۲۰۱۰ ضبط شده بود
کریستین بل در مراسم ۸۲م دورهٔ سالانهٔ جوایز گلدن گلوب در سال ۲۰۲۵ مت وینکلمایر/وایر ایمیج/گِتی ایمیجز
در روز چهارشنبه، فاکس نیوز مدیا در یک انتشار چشمنواز اعلام کرد که بخش مذهبیاش، فاکس فِیت، در حال گسترش است.
بهعنوان بخشی از یک پروژهٔ چشمدراز جدید، شبکه پادکست زندگی عیسی را راهاندازی میکند؛ این سری ۵۲ قسمتی شنوندگان را «از طریق زندگی، تعالیم و معجزات عیسی مسیح» هدایت میکند. این برنامه توسط ستارهٔ برنامهٔ فاکس & فرندز اینزلی اِرهارت میزبانی میشود و اطلاعیهٔ مطبوعاتی ادعا کرد که بیش از ۱۰۰ بازیگر برجسته، از جمله سوپراستار کریستین بل به عنوان صدای مریم مجدلی، در این پروژه حضور دارند.
اما این خبر برای بل تعجبآور بود؛ او که ۱۵ سال پیش صدای پروژهای دیگر را ضبط کرده بود، از این اعلام ناگهان غافل مانده بود. نمایندهٔ او به رولینگ استون گفت که او تنها پس از دریافت درخواست برای حضورش در فاکس & فرندز یک روز پیش از انتشار خبر، متوجه شد که فاکس فِیت پروژهٔ فراموششده را بهدست آورده و آن را به یک پادکست کاملاً جدید تبدیل میکند. نماینده افزوده است که بل هرگز اجازهٔ استفاده مجدد از کتاب صوتی قدیمی برای ساختن یک سری پادکست جدید را نداده است.
در ابتدا، بل صدای مریم مجدلی را برای کتاب صوتی دراماتیک حقیقت و زندگی، یک کتاب صوتی عهد جدید منتشر شده در سال ۲۰۱۰، ارائه داد. یک تهیهکننده مرتبط با این کتاب صوتی پس از آن با استودیوهای Gulfstream همکاری کرده است؛ این استودیو «پادکست زندگی عیسی» را به فاکس فِیت مجوز میدهد، طبق اطلاعات عمومی در دسترس. علاوه بر این، کتاب صوتی شامل همان اسامی سلبریتیهاست که اکنون در اطلاعیهٔ مطبوعاتی فاکس به چشم میخورد، از جمله برایان کاکس، شون آستین، نیل مکدون، مالکوم مکدویل، جان ریس‑دیویس و جولیا اورموند.
نمایندگان کوکس، مکدویل و ریس‑دیویس همگی به رولینگ استون تأیید کردند که به همان اندازه از این خبر شُکه شدهاند؛ برخی فقط زمانی که خبر در روز پنجشنبه منتشر شد، از پادکست مطلع شدند. «برایان صدای یک پروژه را بیش از یک دهه پیش ضبط کرد»، نمایندهٔ کوکس در بیانیهای به رولینگ استون گفت. «او از اینکه صدا برای یک سری پادکست جدید در سال ۲۰۲۵ دوباره استفاده خواهد شد، بیاطلاع بود. برایان امروز برای اولین بار از این پادکست مطلع شد.»
سخنگوی مکدویل اضافه کرد: «ما همانطور که دیگران متوجه شدند، از آن مطلع شدیم. هیچگاه مشورت نشدیم، هیچچیز بازنگری نشد و ما هرگز موافقت نمیکردیم». نمایندهٔ ریس‑دیویس نیز میگوید که بازیگر تنها این هفته اوایل از پروژهٔ «دوباره استفادهشده» مطلع شد.
بهنظر میرسد شبکه کتاب صوتی ۲۳ ساعته و ۱۵ ساله را گرفته و آن را به یک سری پادکست چندقسمتی بازطراحی کرده است؛ افزودنیهای جدید توسط اِرهارت ارائه میشود. در یادداشتی که رولینگ استون بهدست آورد، یک تهیهکنندهٔ مرتبط با پادکست از حداقل یک ستارهٔ مشهور خواست که «از ذکر اینکه این کتاب صوتی عهد جدید سالها پیش تولید شده است خودداری کنند؛ میخواهیم احساس شود که بهتازگی تولید شده است».
در حالی که برخی از بازیگران دربارهٔ ایمان مسیحی خود آشکار بودهاند، کوکس که نقش خدا را صدا میکند، پیشتر فاکس نیوز را «شیطان» نامیده است. (رولینگ استون برای گرفتن نظرات بیشتر با سایر ستارگان درگیر تماس گرفته است.)
هنگامی که دربارهٔ منبع اصلی ضبطهای پادکست پرسیده شد، سخنگوی فاکس نیوز در بیانیهای به رولینگ استون گفت: «استودیوهای Gulfstream پادکست زندگی عیسی را از کتاب صوتی دراماتیک حقیقت و زندگی تولید کردند، که توسط FOX News Audio مجوز داده شده بود، با همکاری و مشارکت کامل تمام بازیگران درگیر».
قسمتهای ابتدایی پادکست زندگی عیسی در ۳۰ نوامبر پخش خواهند شد.
وقتی بازی تاجوتخت را میکنی، یا پیروزی میگیری یا میمیری — اینطور که میگویند، حداقل. بهوضوح هیچیک از مدیران استودیوی HBO تمایلی به ریسک مرگ ندارند، چرا که بهنظر میرسد مصمماند مطمئن شوند که هواداران بازی تاجوتخت همیشه پیروز بمانند. طبق گزارش دیلاین، پیش از نمایش فصل ۳ پیشدرآمد تاجوتخت به نام خانهٔ اژدها که تابستان آینده برگزار میشود، HBO امروز تأیید کرد که این سریال متمرکز بر تارجاریان برای فصل چهارم (و شاید نهچنان نهایی که پیشتر تصور میکردیم) در سال ۲۰۲۸ باز خواهد گشت. علاوه بر این، ما حتی چند عکس از اولین نگاه به فصل آینده را هم داریم — در ادامه نگاهی بیندازید؛
در اینجا میبینید ملکه راینرا تارگرین (نقش امّا دارسی) که لحظهای خصوصی را با تاج سنگین خود بهاشتراک میگذارد، و دیمون تارگرین خونآشام (با بازی مَت اسمیث) که در میانه میدان نبرد، «خواهر تاریک» را در دست دارد و قدم میزند. بهراحتی میتوان گفت فصل سوم خانهٔ اژدهانیست که بهنظر میرسد قرار نیست بهنرمی پیش بیاید — مخصوصاً با نبرد خونین «گولت» که در آستانهٔ فصل بعدی در انتظار است. خبر تجدید فصل ۴ خانهٔ اژدها در جریان ارائهای که امروز توسط رئیس هیئتمدیره و CEO HBO، کیسِی بلوئیس، برگزار شد، اعلام شد؛ و همانطور که پیشتر اشاره کردیم، هیچ تأییدی مبنی بر اینکه این فصل چهارم آخرین فصل سریال باشد، دریافت نشد، اگرچه تهیهکننده راین کوندال (و خالق جهان وستروس، جرج آر. آر. مارتین) پیش از این اظهار داشتهاند که رقم چهار عدد جادویی پیشدرآمد «تاجوتخت» است. بر پایهٔ گزارش دیلاین، کوندال تصمیم نهایی دربارهٔ پایان داستان سریال را پس از اتمام نوشتن فصل چهارم خواهد گرفت.
همچنین در جریان ارائهٔ بلوئیس، خوشبختانه خبر تجدید فصل دوم سریال جانبی آینده شوالیه هفت پادشاهی که ماجراجوییهای شوالیه ساده سر دانکن بلند (پیتر کلیفی) و شاگرد شیطونوارش اِگ (دکستر سول آنسل) را دنبال میکند، تأیید شد؛ پیش از انتشار فصل اول این سریال که برای ۱۹ ژانویه ۲۰۲۶ برنامهریزی شده است. بهعبارت دیگر، شش سال پس از پایان پرشور بازی تاجوتخت، هنوز همانقدر به وستروس دلبستهایم و قصد داریم برای چند سال دیگر نیز به آن بازگردیم. والار دوآریس!
پیوندهای منبع
دیلاین — فقط برای اطلاع، ممکن است ما از طریق لینکهای این وبسایت کمیسیون یا جبران دیگری دریافت کنیم — دلایل اینکه چرا میتوانید به ما اعتماد کنید را بخوانید.
کتاب برگزیدهٔ دنیس جانسون همیشه اقتباسپذیری دشوار داشت.
توسط ربکا آنیون
نتفلیکس
رمانکوتاه برگزیدهٔ دنیس جانسون، رویاهای قطار — منبع فیلم جدید نتفلیکس که در جشنوارهٔ فیلم ساندرنس سال جاری به نمایش درآمد — ابتدا در سال ۲۰۰۲ در مجلهٔ پاریس ریوو منتشر شد و در سال ۲۰۱۱ بهصورت کتاب در دسترس قرار گرفت. میتوانید آن را در حدود ۷۰ تا ۹۰ دقیقه بخوانید، اما بهنظر میرسد این بازهٔ کوتاه زمان تقریباً بیپایان است. پیش از آنکه متوجه شوید، خود را در دل جنگلها مییابید، همانطور که رابرت گرانیر، مرد قرن ۲۰ام که جانسون بهعنوان شخصیت خود به تصویر میکشد.
گرانیر، بچهدست که در شش یا هفت سالگی با قطار به ایداهو فرستاده شد و مقصدی بر روی لباش نشانگذاری شده بود، آدمی عادی است — کارگری که از ساخت راهآهن، پیوستن به تیمهای فصلی چوببرداری، و در دوران پیری، حمل بار با واگن زندگی میکند. «یک معشوق داشته — همسرش، گلدیس — که یک جریب ملک، دو اسب و یک واگن در اختیار داشت». این توصیف زندگی گرانیر را در حوالی انتهای رمانکوتاه، در قالب فهرستی از تجارب که او را بهعنوان موجودی از زمان، طبقه و مکان خود بهدقت نشان میدهد: «هرگز مست نشده بود. هرگز سلاحی خریداری یا به تلفن حرفی نزنیده بود. بهطور منظم سوار قطار بوده، بارها با خودرو سفر کرده و یکبار در هواپیما … او هرگز نمیدانست والدینش چه کسانی بودند و وارثی پس از خود باقی نگذاشت».
نه، گرانیر نامی برجسته نیست، اما جادوی این رمانکوتاه این است که زندگیاش را برای خواننده عظیم میسازد. قهرمان جانسون مردی ملایم و سختکوش است که خرافی و قابل اعتماد است، کسی که آموزش رسمی کمی دیده و ذهنش بهطور مداوم در جستجوی فهم معنأ زندگی است. ادراک او از شهر کوچک زادگاهش، تیمهای چوببرداری که در آن کار میکند، و جایگاهش در تاریخ برای خواننده وزن ویژهای پیدا میکند. تا زمانی که رمانکوتاه با انفجاری از تصویرگری پایان مییابد؛ از زوزهٔ «پسر‑گرگ» که گرانیر در نمایش عجیب دلقکسرایی میبیند، به صداهای دیگر زمان — سوت قطار، آواز اپرا، بوق مهآلود و ساز بگپایپس — مقایسه میشود و خواننده بهکاملاً درک میکند که جانسون چه هدفی را دنبال میکند.
سینمایی که کلینت بنتلی کارگردانیاش کرده است، میخواهد تماشاگران به گرانیر همانطور که خوانندگان رمانکوتاه میپسندند، دلسپردگی نشان دهند. جویل اِدگرتون نقش گرانیر را بازی میکند، فِلِسیتی جونز نقش گلدیس و ویلیام اچ. ماسی نقش یک چوببردار باتجربه را به عهده دارد. نگاه صریح و غمانگیز جویل، فضای جنگلی فیلم (که در ایالت واشنگتن فیلمبرداری شد) و روایت ویل پاتون، همراه با جملههایی که اغلب مستقیم از رمانکوتاه جانسون اقتباس شدهاند، احساسی مشابه به شگفتی دربارهٔ طرح کلان جهان، کوچکگی زندگی انسانی و عظمت زمان و فضا که در رمانکوتاه جانسون بیدار میشود، منتقل میکند.
اما برایطرفداران منبع اصلی، فیلمسازی ضروری رویاهای قطار شاید چیزی را کم بگذارد. رمانکوتاه جانسون از «بندهای بهنظر بیاهمیت» تشکیل شده بود که در این ظرف کوچک جای گرفت، همانطور که آنتونی دور در نقد کتاب نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۱ نوشت: «تبهای مختلف، حکایات حاشیهای، یک تبعید چینی، یک کودک بزرگ با قلب ضعیف». در رویاهای قطار، اتفاقاتی میافتد، حتی تا آخرین صفحات، که بهنظر میرسد بهیکدیگر پیوند میخورند و نوعی پایانبندی را ارائه میدهند، اما هرگز اینگونه نمیشوند. هنگام خواندن، حس میکنید که کنار گرانیر در تخت مرگ او مینشینید، همانطور که او نخستین داستانهایی را که به ذهنش میآیند بازگو میکند — افراد، تعاملها و موقعیتهایی که بزرگترین تأثیر را بر او گذاشتند، صرفنظر از اینکه آیا توانست معنایشان را حل کند یا نه.
بنتلی و همنویسندهاش گرِگ کوئیدار نسخهٔ سینمایی را بر روی بخشهای متعارفترین داستان متمرکز میکند. مهمترین آنها، ازدواج کوتاهمدت گرانیر در دههٔ سیسالگیاش با گلدیس است که در یک آتشسوزی جنگلی، بههمراه دختر نوزادش کیت، در حین غیبت او از کار در تیم چوببرداری میمیرد. این در فیلم، تقریباً تنها عامل محرک زندگی گرانیر است. ما صحنههای بازگشتزمانی بسیاری به اوضاع او با گلدیس و کیت میبینیم؛ کیت در نسخهٔ فیلم بهصورت دو ساله (سن مناسب برای راه رفتن و گفتن بامزه) نشان داده میشود، برخلاف چهار ماهگی که در رمانکوتاه جانسون توصیف شده است. این تغییر کلیدی به دورهٔ کوتاه زندگی خانوادگی گرانیر اهمیت بیشتری میبخشد. در ابتدا که غم میکند، جانسون مینویسد که گرانیر «به کیت کوچک فکر کرد و بلند به خودش گفت: «او هنوز به یک جوانه رشد نکردهاست».» سپس، همانطور که غم آرام میشود، گرانیر بیشتر به گلدیس فکر میکند تا به دخترش: «گاهی به کیت، آن بچهٔ زیبا، فکر میکند، اما نه به طور مکرر. داستان او آنچنان غمانگیز نیست؛ او بهاندازهای که بیدار شد، حتی زنده نبوده است.» در فیلم، دختر کاملاً پر از شیرینی کودکانه است و گرانیر و همسرش او را «کیتی» مینامند.
بدیهی است که مرگهای کیت و گلدیس گرانیر را در رمانکوتاه شکل میدهند، اما نه به شکل خودآزاری مداوم و بازگشتهای پیوسته «باید آنجا بود برای آنها» که در فیلم دیده میشود. گرانیر کتاب در جهانی زندگی میکند که بسیاری از وقایع وحشتناک دیگر نیز رخ میدهند؛ اثرهایشان مبهم یا نامشخص است. دو داستان تند و جداییپذیر که در فیلم کوتاه یا حذف شدهاند، زندگی گرانیر را در رمانکوتاه نشانهگذاری میکنند. در یکی، جوان گرانیر با یک زاغی (یک «بومر»، همانطور که به ایننوع گفته میشد) مواجه میشود که در حالتی وحشتناک در جنگل دراز کشیده است. این مرد میگوید توسط زاغی دیگر سرقت شده است، که «طنابهای زانو» او را قطع کرده و او را برای مردن بهدلیل گانگرین رها کرده. او به گرانیر اعتراف میکند که این زاغی قبلاً دخترعمهاش را مورد آزار جنسی قرار داده بود؛ او باردار شد، پدرش بهدلیل اینکار او را کتک زد («تا بچهٔ گداز را از رحم او بیرون بزند») و در نهایت مرد. این همان رویداد بود که این بومر را به ریلهای قطار کشاند: «از آن زمان هیچوقت در فاصله صد یارد از این ریلها نبودهام.»
دومین روایت دربارهٔ کوتنای باب — همسایه بومی گرانیر — که در فیلم به شخصیت دوست و همپیمان سنتی فروشنده ایگناتیوس جک (نتانیل آرکان) تبدیل میشود. «کوتنای باب مردی ثابتقدم بود که همیشه از مشروبات الکلی خودداری میکرد و بهطور مکرر در شهر کار میکرد، همانطور که گرانیر نیز میکرد، و سالها یکدیگر را میشناختند»، مینویسد جانسون. ما بهتازگی این مرد را میبینیم، و چند صفحه بعد، جانسون از مرگ او مینویسد. باب «شندی» — لیموناد لیمویی مخلوط با آبجو — را از دو رانچ کانادایی میگیرد و وقتی میشنود که میتوانند اینرا بدون عواقب بنوشند چون عصاره لیمو اثر خود را خنثی میکند، باور میکند. برای اولین بار باب مست میشود و بر روی ریلراهآهن میخوابد، جایی که «توسط یک سلسله قطارها له میشود». در عصر بعد، «کوتنای باب برای یک ربع مایل در طول مسیر راهآهن پراکنده بود»، مینویسد جانسون.
مواجهه با زاغی، جوان گرانیر را که بیهدف بود، به مسیر درست میکشاند. داستان کوتنای باب شاید در زندگی گرانیر مهم باشد، چون یک فجایعی ناگهانی است که از هیچجا میآید، همانطور که آتشسوزی برای خانوادهاش شد. اما فیلم بهدنبال یافتن معناهای سادهتر از این برخوردهاست؛ بهطوری که روایت بومر و سرنوشت کوتنای باب حذف شود و صحنهای اضافه شود که مردی سیاهپوست با تفنگ وارد کمپ چوببرداری میشود و کارگری را که میگوید برادرش را بهدلیل رنگ پوستش کشته است، میکشد؛ این کار همان هدف فیلم را برآورده میکند.