دسته: سریال

  • معمار تلویزیونی هیو والاس در سن ۶۸ سالگی درگذشت

    هیو والاس، معمار تلویزیونی، در سال ۲۰۲۵ پشت یک دیوار سنگی ایستاده با دست‌های جمع‌شده. او طاس است، عینک دارد و یک ژاکت مشکی با پیراهن سفید زیر آن به تن دارد.
    هیو والاس، ۶۸ ساله، بیش‌تر به خاطر میزبانی برنامهٔ Home of the Year از RTÉ و برنامهٔ The Great House Revival از BBC شناخته می‌شد.

    تقدیرهایی به معمار و مجری تلویزیونی هیو والاس، که در سن ۶۸ سالگی درگذشت، ابراز شد.

    معمار مستقر در دوبلین به خاطر ارائهٔ برنامه‌های ملکی همچون Home of the Year از RTÉ و The Great House Revival شناخته می‌شد.

    در پستی در حساب اینستاگرام آقای والاس، همسرش مارتین کورتب نوشت: «با غم عمیق و شوک، خبر درگذشت همسر عزیز و رفیق روح من، هیو والاس، که دیشب در منزل خودمان از دنیا رفت، را به اشتراک می‌گذارم. قلبم شکسته است.»

    او درخواست حفظ حریم خصوصی کرد.

    آقای والاس چهره‌ای آشنا در برنامه‌های بازسازی خانه و طراحی بود؛ او تنها قاضی‌ای بود که از زمان اولین پخش برنامهٔ Home of the Year در سال ۲۰۱۵ تا به امروز در تمام فصول آن حضور داشته است.

    در برنامهٔ The Great House Revival، او مالکان خانه‌ها را دنبال می‌کرد که برای احیا کردن املاک تاریخی متروکه یا کمتر مورد توجه قرار گرفته می‌جنگیدند.

    بزرگ‌تر از زندگی

    هیو والاس، معمار تلویزیونی، پشت یک دیوار سنگی ایستاده و دست‌هایش را روی دیوار گذاشته است. او طاس است، عینک به چشم دارد و یک پیراهن گلدار بنفش به تن دارد. پشت او یک درب شیشه‌ای قرار دارد.
    شرکت Douglas Wallace Consultants که آقای والاس شریک مؤسسی آن بود، گفت: «اشتیاق، خلاقیت و گرمای او بر همکاران، مخاطبان و دوستان سراسر کشور تأثیر گذاشت.»

    او شریک مؤسسی شرکت معماری Douglas Wallace Consultants بود.

    در بیانیه‌ای در وب‌سایت خود نوشتند: «با غم عمیق و شوک، خبر درگذشت هیو والاس عزیزمان را به اشتراک می‌گذاریم. ما دل‌شکسته‌ایم.»

    «اشتیاق، خلاقیت و گرمای او بر همکاران، مخاطبان و دوستان در سراسر کشور تأثیر گذاشت.»

    تایوشیخ (نخست‌وزیر ایرلند) میچئل مارتین گفت که از خبر درگذشت آقای والاس به‌عمق متأثر شد.

    مارتین گفت که «حمایت آقای والاس از معماری خوب، به همراه مهارت‌های شگفت‌انگیز ارتباطی‌اش، خدمت عمومی شایسته‌ای انجام داد.»

    تاناسته (نایب نخست‌وزیر ایرلند) سیمون هریس گفت که او «شخصیتی بزرگ‌تر از زندگی با صدای طنین‌دار است که با ارائه برنامه‌های سرگرم‌کننده، سهم مهمی در زندگی ایرلند داشت و همچنین به ما اهمیت بازسازی و معماری را آموزش داد.»

    در ادای احترام، کیوین بخاست، مدیرکل RTÉ گفت که اشتیاق والاس برای طراحی خلاقانه و حمایت او از مزایای گستردهٔ معماری خوب، او را «شخصیتی بسیار محبوب در میان مخاطبان و در سراسر صنعت» کرده است.

    در برنامهٔ Home of the Year که بسیار محبوب در RTÉ است، هیو، همراه با داوران دیگر، نه تنها درهای خانه‌های فوق‌العادهٔ ایرلند را گشود، بلکه بینندگان را به کشف امکانات گستردهٔ طراحی نوآورانه تشویق کرد، او گفت.

  • فصل بعدی لوئیس سی.کی.

    لوئیس سی.کی. روی صحنه.
    عکس توسط مایکل لوکیسانو / گتی

    در یک ویژه‌نمایش استند‑آپ جدید و رمان نخستین، این کمدین مسیر مبهم پس از #MeToo را می‌پیماید: نه کاملاً تبعید، نه کاملاً خوش‌آمدگویی دوباره.

    در حال خواندن دفترچه‌نقّاد هستید؛ ستون آخر هفتهٔ ما که به جذاب‌ترین لحظات زمان‌روح فرهنگی می‌پردازد.

    لوئیس س.کی. پنجاه‌وهشت سال دارد و موهای سرخ‌اش که روزی داشت، اکنون عمدتاً خاکستری است. پس از این‌که در اوج شهرتش، حدود سال ۲۰۱۷، با پوشیدن کت و شلوار روی صحنه آزمایش کرد، س.کی. به پوشیدن راحت و در عین حال نامتوازن بازگشت. مانند همسالان نسل X‌اش؛ کریس راک و بیل بور؛ استند‑آپ او اکنون بر این واقعیت تمرکز دارد که پیر می‌شود. اما برخلاف دیگران، به نظر می‌رسد از این وضعیت لذت می‌برد؛ او مدتها منتظر این بوده است. «در دوران پیرتر، چیزهای متفاوتی را ارزش می‌گذاری»، او در نمایش تور جدیدش به نام «Ridiculous» که در تئاتر بیکن در نیویورک اجرا کرد، گفت. یکی از این چیزها خرید سینه‌ مرغ بدون استخوان و پوست، باز کردن بسته و یافتن یک پد جذب‌کنندهٔ آب گوشت داخل آن است. «من به‌شدت این پد را دوست دارم»، س.کی. گفت، «چون همیشه فراموش می‌کنم که آن را می‌بینم. هر بار که می‌بینم، مثل: اوه، آره، چه‌چیزی! این من را بیدار می‌کند. یعنی اثبات این است که واقعاً اینجا هستم.» لذت‌های جزئی دیگری هم وجود دارد، مثل هوای خراب. («من آن‌قدر زندگی کرده‌ام که دیگر به یک روز آفتابی اهمیتی نمی‌دهم.») به‌تازگی تجربه شفابخشی داشت که پدرش را به یک خانه سالمندان منتقل کرد. («می‌دونی این مکان چه کاری انجام می‌دهد؟ می‌دونی که آن‌ها چه کار می‌کنند؟ به آن‌ها پول می‌دهید. و آن‌ها پدر تو را می‌گیرند.») او از دوستی با زنانی هم‌سنش لذت می‌برد؛ درباره زندگی‌شان گفت‌وگو جالب است. («هیچ‌کسی پنجاه‌وهشت ساله به‌صورت مجرد، بدون یک زندگی وحشت‌ناک، ندارید؛ و شما هر روز از این موضوع می‌شنوید. این بهترین است.») علاوه بر این، افراد بیست‌سالگی عملاً گونه‌ای متفاوت هستند، به همین دلیل نشریه‌ای مثل Barely Legal این‌قدر ناخوشایند است. («مجله می‌گوید اگر این را می‌خوانید، پدوفیل نیستید— شما به‌صورت‌حرفی پدوفیل نیستید— اما به‌خیلی نزدیکید.»)

    کمدی س.کی. همواره به‌صورت تحریک‌آمیز اخلاق‌گرایانه بوده است؛ او مرزهای خاصی را می‌کشد تا بتواند به‌راحتی دیگران را زیر پا بگذارد. در کارهایش معمول است که مسیرهای دور و طولانی و حتی توهین‌آمیز را برای رسیدن به نتیجهٔ درست انتخاب کند، یا برعکس. (««شغلی شرافتمندتر از معلم مدرسه‌ عمومی وجود ندارد»، او در سال ۲۰۱۷ گفت و تشویق و تشویق‌ها را برانگیخت. «لطفاً این کار را نکنید. شما خوشحال نخواهید شد از جایی که می‌روید»، او ادامه داد، پیش از اینکه بگوید این شغل فجیع است و افرادی که تصمیم به انجام آن می‌گیرند «بدترین آدم‌های ناکام» هستند.») در جهان اخلاقی لوئیس س.کی. سقط‌جنین می‌تواند به معنای قتل نوزاد باشد، اما به زنان نیز باید اجازه داده شود نوزادان را بکشند. این فضایی است که بزرگ‌ترین دستاورد هر نسل، مردن است؛ جایی که باخطرترین کاری که می‌توانید انجام دهید، بازخوانی ایمیلی است که قبلاً فرستاده‌اید یا خریدن یک سیینابون در فرودگاه؛ جایی که گفتن «کلمه N» توهین‌آورتر از گفتن خود کلمه N است. ممکن است با تمام جنبه‌های این سیستم موافق نباشید، اما وجود خود آن به‌گونه‌ای آرامش‌بخش است. قوانین قوانین — قوانینی که س.کی. خود به‌طور مستمر در معرض نقض آن‌ها قرار می‌گیرد، اغلب با تبدیل شدن به اسیر هرزه‌گری‌های جنسی‌اش، که منجر به احساس عمیق خود‌نفرت می‌شود که تقریباً در هر شوخی‌اش پایه‌گذاری شده است. «من باورهای زیادی دارم، اما هیچ‌یک را اجرا نمی‌کنم»، او در سال ۲۰۱۱ گفت. «آن‌ها به من حس خوبی دربارهٔ این که چه کسی هستم می‌دهند. اما اگر در مسیر چیزهایی که می‌خواهم یا می‌خواهم خودارضایی کنم یا چیز دیگری مانع شوند، من حتماً این کار را می‌کنم.»

    در سال ۲۰۱۷، پنج زن س.کی. را متهم کردند که بدون رضایت آن‌ها در مقابلشان یا حین صحبت تلفنی به خودارضایی می‌پردازد و او پس از آن تصدیق کرد که این اتهامات حقیقت دارند. این افشاگری‌ها کمدی او—و تمام جهان اخلاقی س.کی. را در نور مبهمی جدید قرار داد. در برخی موارد او پیش از نشان دادن خود، رضایت طلبیده بود و ظاهراً فکر می‌کرد که این رضایت را دریافت کرده است. بسیاری از این زنان خود هم کمدین بودند یا به‌طور حرفه‌ای با او کار می‌کردند و احساس می‌کردند نمی‌توانند «نه» بگویند یا فکر می‌کردند او در حال شوخی است. «به خود گفتم کاری که کردم، درست است چون هرگز بدون پرسیدن، آلت‌جنسی‌ام را به زنی نشان نداده‌ام»، س.کی. در بیانیهٔ عمومی خود در آن سال نوشت. «اما آنچه بعداً در زندگی آموختم، خیلی دیر، این است که وقتی بر کسی قدرت دارید، درخواست از او برای نگاه کردن به آلت‌تان سوال نیست؛ بلکه برای او معضل است.»

    این روزها س.کی. موقعیتی عجیب در فرهنگ دارد. او در وضعیت تعلیق و عدم قطعیت (لغو) قرار دارد، به‌همراه افرادی چون کریس براون و اندرو کومو. س.کی. آنقدر لغو نشده که نتواند چند نمایش تمام‌فروخته‌اش را در بیکن اجرا کند، اما به‌اندازه‌ای لغو شده است که اگر بلیت آن را بگیرید، شاید نخواهید به همکارانتان بگویید. او به‌اندازه‌ای لغو است که اگر نمایش یکی از قوی‌ترین برنامه‌های استند‑آپ او در چند سال اخیر باشد، می‌توانید درباره‌اش بنویسید، اما بدون اشاره به رسوایی‌اش نمی‌توانید.

    بازگشت‌ها برای برخی دشوارتر از دیگران است. حتی در اوج دوران #MeToo، ما تصمیم گرفتیم برخی افراد کاندید برای بازسازی نهایی هستند و سپس آن‌ها را برای آینده کنار بگذاریم، مانند کارهای ناتمام. اما هنوز دقیقاً متوجه نشده‌ایم که فرآیند بازگشت چطور باید باشد. عذرخواهی عمومی الزامی است. سپس آن شخص باید برای مدتی دور باشد. (ما تصور می‌کنیم که شخص لغو شده در زیرزمینی سخت‌زندگی می‌کند، به سبک “Bugonia”، در حالی که احتمالاً در یک جزیرهٔ خصوصی با مرکز یوگا‑سلامت یا حتی در نیوهمپشایر است.) در این مدت شاید بخواهد نوعی درمان—مشاوره، توانبخشی—را دریافت کند. سپس، پس از این‌که ما از وجودش فراموش کردیم، باید به ما کار بزرگی ارائه دهد، با کانال‌سازی بدترین کارهایش، گناه و شرمساری فراوان و وضوح جدیدش را به بهترین محتوایی که تا به‌حال ساخته است تبدیل کند.

    شاید این همان جایی باشد که س.کی. اشتباه کرد. پس از یک تبعید نه‌ماهه، او دوباره در کلوپ‌های استند‑آپ نیویورک و سپس در اروپا اجرا کرد. در سال ۲۰۲۰، ویژه‌ای با نام “Sincerely Louis C.K.” را خودمالی تولید کرد که در آن برای اولین بار علنی به تخلفات خود روی صحنه پرداخته بود، اما نتوانست به‑گونه‌ای عمل کند که عنوان ویژه را برآورده سازد. او گفت: «بسیار چیزها یاد گرفتم. یاد گرفتم چطور در رستورانی تنها غذا بخورم وقتی مردم از سمت دیگر سالن به من اشارهٔ وسطی می‌کنند.» بعدها توضیح داد: «من خودارضایی را دوست دارم. تنها بودن را دوست ندارم.» او افزوده شد: «من در این هم خوبم. اگر در تعادل‌پذیری مهارت داشته باشید، آن را در تاریکی تنهایی انجام نمی‌دهید.»

    یک سال بعد، س.کی. ویژه‌ای به نام “Sorry” ضبط کرد — ظاهراً پاسخی به انتقادی بود که او در عذرخواهی عمومی‌اش از واژه “remorseful” و “regret” استفاده کرده بود، نه کلمه “Sorry”. این عصبانیت به خود ویژه منتقل شد؛ در حالی که این برنامه اصلاً به وضعیت اشاره‌ای نکرد — یک شوخی متا — اما شامل برخی از بهترین کمدی‌های س.کی. تا کنون بود، از جمله بحث دربارهٔ خبری از زنی چاق که برای دریافت MRI مجبور به رفتن به باغ‌وحش شد و یک بازنویسی طولانی از صحنهٔ “How ’bout them apples?” در فیلم “Good Will Hunting.”

    این س.کی. در بهترین دوران خود است. بخش‌های ضعیف‌تر “Ridiculous” در واقع جملات یک‌بارهٔ زشت هستند: س.کی. ظاهراً نمی‌تواند دربارهٔ یک کودک صحبت کند بدون اینکه درون شوخی دربارهٔ پدوفیلی قرار دهد؛ او عادت دارد مادر مرحومش را یاد کند و سپس جنسی‌سازی کند. اگرچه برخی از منتقدان اشاره کرده‌اند که اکنون خندیدن به این نوع شوخی‌ها دشوارتر شده، زیرا به اعتماد مخاطب به این که س.کی. واقعاً آدم خزنده‌ای نیست، وابسته است؛ حتی بیننده‌های خوش‌خطر ممکن است این بخش‌ها را خسته‌کننده بیابند. آنها تنبل‌اند. این مثل پوشیدن کت و شلوار و سپس ترکیب آن با کراکس است.

    قالب‌های قوی‌ساز س.کی. توسط سبک مشاهده‌ای عصبانی و پرخاطره‌اش پیش می‌روند، او متمرکز بر جنبه‌های عجیب زندگی است که ما هرگز به‌آن توجه نکرده، هرگز قادر به بیانشان نبوده‌ایم، یا به‌سادگی از آنها صرف‌نظر کرده‌ایم. در «Ridiculous»، او بامزگی بودن یک خانه خالی را از طریق داستانی دربارهٔ «این خانم‌ها» — دو دخترش — که گهگاهی سر می‌زنند و عملاً برای او غیرقابل تشخیص هستند، به تصویر می‌کشد. («مثل این است که گربه‌ای داشته باشید که به پستچی تبدیل شده باشد.») او با تکرار بیهودهٔ سوگندهای دادگاه مخالف است که باید با وعدهٔ «گفتن حقیقت» به پایان برسد. (این «تمام حقیقت و هیچ‌جزئی‌از‌دست ندادن» چیست؟) او می‌پرسد چرا جعبه‌های دونات دارای پنجره هستند. او دربارهٔ بدترین احساسی که در دنیا وجود دارد، یعنی بیدار شدن در یک هواپیما، صحبت می‌کند. چیزی جالب، تقریباً شگفت‌انگیز است که کسی با استفاده از صحنه‌اش — صحنه‌ای که به‌طور موقت از دست داده و در تلاش برای بازیابی آن است — به بسته‌بندی مرغ اشاره می‌کند.

    وقتی من و دوستانم برای دیدن «Ridiculous» به بیکن آمدیم، صف طولانی‌ای از افراد انتظار خرید نوشیدنی داشتند، اما هیچ‌کس در صف برای خرید یک نسخه امضاء‌شده از رمان اول س.کی. با عنوان «Ingram» که تازه منتشر شده بود، حضور نداشت. ما از صندوقدار پرسیدیم که دربارهٔ کتاب چه می‌داند. او گفت فقط قهرمان داستان زندگی سختی دارد: «خیلی چیزها برایش اتفاق می‌افتد». این توضیح اولیه ناامید‌کننده بود، اگرچه بعدها متوجه شدم که دقیقاً درست بود. اینگرام پسری است، حدود ده ساله، که در یک مزرعه در تگزاس روستایی زندگی می‌کند؛ جایی که والدینش او را مجبور می‌کنند در یک انبار بخوابد. مزرعه در خطر مصادره شدن است؛ پدر اینگرام تقریباً تمام دام‌ها را کشت می‌کند و سپس اسب خود را سوار می‌شود تا به شهر برود و بفروشد. او هرگز برنمی‌گردد. به‌زودی خانواده غذا تمام می‌شود و مادر اینگرام فقط یک گزینه باقی می‌گذارد. اینگرام توضیح می‌دهد: «مادرم من را از خانه به سوی ایوان هدایت کرد و مقداری گوشت خوک که در یک پارچه بستن، به من داد و گفت: «باید پیش بروی، اینگرام. دیگر اینجا خانه یا خانواده‌ای نیست.»

    و اینگونه اینگرام راهی می‌شود. کمدین تئو ون کتاب را که شخصیت اصلی آن فرزند رفته‌گیر است، به «هاک فین احساسی» تشبیه کرد. موضوعات و فضای کتاب به یاد کورمک مک‌کارتی و ویلیام فاکنر می‌آورد؛ س.کی. گفته است که از فلنری اوکانر الهام گرفته است. اما آنچه او تولید کرده شبیه به عذاب بی‌پایان «A Little Life» اثر هانیا یاناگیه‌را است، اما بدون نثر زیبا و شخصیت‌های پیچیده. در مسیر طولانی‌اش به سمت هیچ‌جا، اینگرام با گرسنگی، تشنگی، فقر افراطی، انواع صدمات و گاه‌به‌گاه ضربه‌های جسمی مواجه می‌شود. هنگام استحمام در یک جویبار، جریان آب او را به‌دست می‌گیرد و به‌نزدیکی یک آبشار می‌گریزد؛ او عریض به هوستون می‌رسد. بعدها در یک گردباد به‌دست می‌آید، بازویش را می‌شکند و چند ماه درآمدش را از دست می‌دهد. در تمام کتاب، او با مجموعه‌ای از پدرهای موقت روبرو می‌شود که همگی یا ناپدید می‌شوند یا به‌طور بی‌رحمانه می‌میرند. هنگامی که سرانجام به ثباتی می‌رسد — کار در میادین نفتی در اطراف آستین — یک انفجار رخ می‌دهد که نود و هفت نفر را می‌کشد. اینگرام به سختی زنده می‌ماند.

    ممکن است بپرسید چرا س.کی. تصمیم نگرفت رمانی طنز بنویسد و به‌جای آن چیزی این‌چنین تاریک به ما داد. و با این حال، تاریکی همان ویژگی است که من بیشترین ارتباط را با کارهای او می‌بینم. اگرچه تاریکی معمولاً جایی به شوخ‌طبعی می‌دهد، گاهی برعکس، کمدین با وعدهٔ خندهٔ نهایی ما را به رویارویی با واقعیت وحشتناک‌مان می‌کشد. «در اینجا حدود دو هزار و پانصد نفر هستند»، س.کی. در آغاز نمایش ۲۰۱۱ گفت. «به‌اندازه‌ای مردم هستند که می‌توان گفت در دو ماه آینده، حداقل یکی از شما خواهد مرد.»

    به‌هر حال، «Ingram» بسیار خنده‌دار است، صرف‌نظر از نیت‌های س.کی. حتی خلاصهٔ پشت جلد شبیه یک تگ‌لاین بد فیلم از «30 Rock» می‌خواند: «بدون خانواده، بدون منابع، و بدون درک عملی از جهان، تنها قطب‌نمای اینگرام، نبرد روزانه برای بقاست.» در نقطه‌ای از داستان، اینگرام به بیمارستان می‌رسد و با پسری به نام تب که از پلیووی در حال بهبودی است، ملاقات می‌کند. «این بیماری قدیمی است که دوباره در حال بازگشت است»، تب به او گفت. «کشته‌کنندهٔ بچه‌هاست.» بعدها، اینگرام شروع به گریه می‌کند و دیگر بیماران کودک او را تماشا می‌کنند. «من این‌گونه گریه کردم وقتی به من گفتند…»، یک کودک می‌گوید. «دست از حرف زدن دربارهٔ سرطان‌ات بگیر، ویلسون»، کودک دیگری پاسخ می‌دهد. آن فصل که عنوانش «بیمارستان اولین من» است، با اینگرام که بدون هیچ کفشی از مرکز بیرون می‌آید، تمام می‌شود. فصل بعدی «یک سوراخ در پای من» نام دارد.

    بعضی از تأملات اینگرام الگوهای ریتمیک یک شوخی استند‑آپ آرکی‌تایپیک را دنبال می‌کنند. «بیدار شدن با این‌که می‌دانی حشرات از دهانت بیرون می‌خزد، تو را مجبور می‌کند به کسی که گوش می‌کند بگویی بهتر است بمیری تا بیرون بخوابی»، اینگرام می‌گوید. «حشره‌ای که به دهانت می‌آید ممکن است یک چیز باشد؛ می‌دانی که تازه داخل شده و فقط باید آن را تف کنی. اما احساس اینکه حشره از دهانت بیرون می‌آید یعنی مدت زمان طولانی‌ای در آن‌جا بوده و تمام کاری که می‌خواست را انجام داده.» همانند کمدی س.کی., کتاب نیز بخشی از درام‌های روان‑جنسی دارد. اینگرام، که در ابتدای رمان سوادآموز نیست، صفحه‌ای خالی است: هرگز به مدرسه نرفته یا موسیقی نشنیده؛ وقتی می‌فهمد مردم رنگ پوست‌های متفاوتی دارند و به زبان‌های مختلفی صحبت می‌کنند، حیرت‌زده می‌شود. او چیزهای بسیاری می‌آموزد، اما یکی که برای خود کشف می‌کند، چگونگی خودارضایی است. او برای اولین بار این کار را در تخت‌خواب‌اش در میادین نفتی انجام می‌دهد در حالی که هم‌اتاقی‌اش نزدیک خوابیده است. او توضیح می‌دهد: «دست‑پمپم در دستم رشد کرد و به‌طوری پر شد که سفت‌تر و بلندتر شد تا احساس کنم همانند یک لولهٔ کوچک نفتی وزوز می‌کند.» (اینگرام پیش از کار در عرصه نفت به آلت تناسلی‌اش «دست‑پمپ» می‌گوید.) او ادامه می‌دهد: «شروع به ترسیدم که ممکن است در تخت‌ام ادرار کنم و سپس صدای غرش درون سرم شنگ شد و تمام بدن و ذهنم به‌صورت سوزان گرم شد و به جایی رفتم که هرگز به دنیا نیامده بودم و جهان دیگر همان جهان نبود.» سپس «صدایی شبیه به خوک که از ایوان بیرون می‌پریند» ایجاد می‌کند و درمی‌یابد که هم‌اتاقی‌اش بیدار شده است.

    هرکسی که هنوز منتظر است س.کی. سبک اعترافی‌تر بگیرد، در «Ingram» آنچه را می‌خواهد پیدا نخواهد کرد. همان‌طور که با شخصیت‌هایی نظیر خائوقین فینیکس، شین گیلیس، و حتی دونالد ترامپ، او آسیب‌پذیری‌اش را برای استودیوی پادکست تئو ون ذخیره می‌کند. دو ماه پیش، س.کی. در برنامه ون حضور یافت، ظاهراً برای ترویج کتابش. (ون، که دقیقاً با صدایی که س.کی. در رمانش سعی داشت تقلید کند—جنوبی، کودک‌وار و به‌نرمشی شاعرانه—، اینگرام را به‌عنوان کودکی توصیف می‌کند که سعی دارد جهان را پس از «ن حتی آموزش دیده بودن به‌عنوان یک اسفنج بزرگ» جذب کند.) اما جذاب‌ترین بخش این قسمت وقتی به زندگی شخصی س.کی. می‌رسد. «بارها خیلی زیاد بود که می‌خواستم بیرون بیایم و به مردم بگویم، من واقعاً متاسفم»، س.کی. گفت. «من واقعا معذرت می‌خواهم. به مردم آسیب زدم.» او نسبت به صحبت در صحنه درباره احساساتش دچار تردید است چون پیچیده‌اند: «ترس‌های مختلفی بروز می‌کند و من در آن فضا کاملاً بی‌پوشش هستم.» اما او ادامه می‌دهد که خود را به‌ظاهر می‌آورد، «چون کار را دوست دارم و می‌خواهم به اشتراک بگذارم.»

    ون و س.کی. چند سال پیش دوستان شد و ون س.کی. را به گروه «اعتیادهای جنسی و عاشقانه ناشناس» معرفی کرد، جایی که او برای مقابله با اعتیاد به خودارضایی کار کرد. او از پرهیز خودپرتو شد — او گفت، این «ایدهٔ دیوانه‌کننده‌ای است… چند ماه پشت‌سر هم از آزادی جنسی نداشتن» — اما در نهایت «از این چرخه خارج شد». احساساتش دوباره به‌وجود آمد. «همه چیز را به‌طور متفاوتی دیدم»، او گفت. «متوجه شدم تمام اتفاقات من به دلیل خودم بوده‌اند. و به‌هر حال، این خبر خوبی است، چون به این معناست که می‌توانی کاری برای آن انجام دهی.» او گفت که «سعی دارد بهتر عمل کند»، و ممکن است نتواند این را به‌همه نشان دهد، چون تجربه‌ای عمیقاً خصوصی است. اما این همان عاملی بود که به او امکان نوشتن کتابش را داد.

    او به‌تازگی دومین رمان را به پایان رسانده است. «در حال نوشتن رمان‌ها هستم چون هر پانزده دقیقه خودارضایی نمی‌کنم»، او گفت. «در واقع همین تمام آن است.» ♦

  • تبلیغ بیگ باس ۱۹: آشنور کاور به‌دلیل خشونت نسبت به تانیای میتال در چالش «بلیط به فینال» از برنامه حذف شد؟

    هفته‌آخر بیگ باس ۱۹ که به‌زودی می‌آید، پس از اینکه مجری سلمان خان، آشنور کاور را به‌خاطر صدمه‌زدن فیزیکی به تانیای میتال در یک مأموریت سرزنش می‌کند، حذف تکان‌دهنده‌ای را به نمایش می‌گذارد. خان ادعا کرد که کاور عمداً تختهٔ چوبی را با تمام نیرو به میتال برخورد داده است که منجر به تنش شدید و اضطراب عاطفی کاور شد.

    تبلیغ بیگ باس ۱۹: حذف آشنور کاور به‌دلیل خشونت نسبت به تانیای میتال در چالش بلیت به فینال؟

    بیگ باس ۱۹ این هفته آخرین قسمت‌های «هفته‌آخر» را به نمایش می‌گذارد، چرا که برنامهٔ واقع‌گرایانه تنها یک هفته تا فینال بزرگ فاصله دارد. این قسمت‌ها با حضور ستارگان مشهوری چون مدهری دیکسی، ماهی ویج، پارث سامثان، ریشیتا کوثاری و آشیش چانچلانی پرستاره خواهد بود. با این حال، پیش از این مراسم، به‌نظر می‌رسد برنامه شاهد حذف شگفت‌انگیزی باشد. سازندگان یک پیش‌نمایش از قسمت بعدی «هفته‌آخر» منتشر کردند که در آن مجری سلمان خان، آشنور کاور را به‌خاطر آسیب‌زدن فیزیکی به تانیای میتال در یک مأموریت سرزنش می‌کند.

    در این پیش‌نمایش، سلمان به بازیگر سومان ایندوری می‌گوید: «آشنور، دست‌زدن به کسی یا صدمه‌زدن به او در خانهٔ بیگ باس خنک نیست.»

    باسیر علی، سلمان خان و تیم تولید برنامهٔ بیگ باس ۱۹ را به رفتار ناعادلانه متهم می‌کند.

    آشنور بلافاصله از رفتار خود عذرخواهی می‌کند. اما سلمان ادامه می‌دهد: «خشونت او به این حد بود که آگاهانه تختهٔ چوبی را با تمام نیروی خود چرخاند. واضح بود که این کار عمدی و بر پایه خشم بود.»

    آشنور اعلام می‌کند که قصد ضربه یا صدمه به تانیای را نداشته و این اتفاق به‌صورت تصادفی رخ داده است. سلمان وارد می‌شود و می‌گوید: «این شد، شد یا نه؟» سپس تمام صحنه‌ای را که آشنور در حین مأموریت به تانیای ضربه زده را بازگو می‌کند. او می‌گوید: «شما این‌گونه عمل کردید و این‌گونه ضربه زدید.» سپس توضیح می‌دهد که قوانین خاصی وجود دارد که باید رعایت شود و بقیهٔ هم‌خانه‌ها را به‌طور کامل شگفت‌زده می‌کند. پیش‌نمایش در همین لحظه قطع می‌شود و با صحنه‌ای که آشنور نزدیک به گریه است، به پایان می‌رسد. آیا این پایان مسیر آشنور در برنامه خواهد بود؟

    برای کسانی که با جزئیات آشنا نیستند، در طول چالش بلیت به فینال، آشنور در میانهٔ آزمون خود بود که باید تختهٔ چوبی را بر روی شانه‌هایش تعادل می‌داد، در حالی که دو کاسهٔ آب از هر انتهای آن آویزان بود. در حین انجام این کار، تانیای تصمیم گرفت کاسه‌ها را خالی کند. تانیایی که نمی‌خواست آشنور این چالش را بگیرد، از فرصت استفاده کرد و آب را خالی کرد. این کار باعث خشم آشنور شد که تختهٔ چوبی را به سمت او پرتاب کرد و به شانهٔ تانیای برخورد کرد. این «تاثیرگذار روحانی» ادعا کرد که از این رفتار شکایت دارد، اما دیگر هم‌خانه‌ها او را جدی نپذیرفتند. وقتی او با آشنور مواجه شد، به‌جای عذرخواهی، به‌جای آن با او دعوا کرد.

  • ‘Stranger Things 5’: سادی سینک دربارهٔ «نکته کلیدی» برای داستان ماکس‑وکنّا در فصل 5

    STRANGER THINGS: SEASON 5. (چپ به راست) کالب مکلافین به‌عنوان لوکاس سینکلر و سادی سینک به‌عنوان ماکس میفیلد در Stranger Things: SEASON 5. عک. به‌سخن نتفلیکس © 2025
    به‌سخن نتفلیکس © 2025

    هشدار اسپویلر: این داستان شامل افشاهای فصل ۵، جلد ۱ از «Stranger Things» است.

    خبر خوش برای هواداران «Stranger Things» با انتشار اولین مجموعه اپیزودهای فصل ۵ این است که ماکس میفیلد، که در کما است و توسط سادی سینک ایجب می‌شود، هنوز می‌تواند صحبت کند، بدود و حتی با دیگر شخصیت‌ها تعامل داشته باشد. خبر بد این است که او تمام این کارها را از داخل ذهن وکنّا انجام می‌دهد؛ جایی که بیش از یک سال در نسخه‌ای از هاوکینز دههٔ ۱۹۵۰ به دام افتاده است، در حالی که بدن فیزیکی‌اش هنوز در بیمارستان در حالت کما باقی مانده است.

    ماکس به‌طور مؤثر در نبرد برای هاوکینز در قسمت ۴ بازمی‌گردد، زمانی که به هولی ویلر (نل فیشر) می‌گوید در طول زمانی که ذهن‌اش در دنیای رویایی وکنّا/هنری کریل (جیمی کمپبل باور) گرفتار شده، چه کارهایی انجام داده است. هولی نیز اکنون حضور دارد و ماکس تمام توان خود را می‌گذارد تا آن‌ها را از این مکان که هولی آن را «سرزمین خیالی کامازوتز» از «A Wrinkle in Time» می‌نامد، بیرون بکشد. اما این کار آسان‌تر از گفته‌اش است، با توجه به تلاش‌های قبلی ماکس که تاکنون با شکست مواجه شده‌اند.

    سادی سینک و کالب مکلافین به‌سخن نتفلیکس
    فیلم‌برداری از داستان فعلی ماکس در فصل ۵ که در ذهن وکنّا/هنری کریل رخ می‌دهد، چه حسی داشت؟ آیا ابتدا نگران بودید که به دلیل کما بودن ماکس در این فصل نقش زیادی نداشته باشید؟

    ناراحت نبودم، فقط کنجکاو بودم که برنامه‌ آن‌ها برای ماکس چیست، با توجه به اینکه داستان را در فصل ۴ این‌گونه تمام کردیم. اما می‌دانستم اگر او را نگه داشته‌اند، دلیلش حتماً موجود است؛ اگر بی‌فایده می‌بود، بلافاصله می‌کشیدند. پس می‌دانستم برای او برنامه‌ای وجود دارد. خیلی خوشم آمد که او را در آن محیط می‌بینم که کاملاً متفاوت از همه چیزهایی است که پیش از این دیده‌ایم. و واقعاً احساس می‌کردم: دوستانم را از دست داده‌ام، ولی کار کردن با نل و جیمی همچنان برایم لذت‌بخش بود.

    تا به‌حال، زمان زیادی را این فصل با نل فیشر، بازیگر جدیدی که نقش هولی ویلر را می‌گیرد، می‌گذرانید، در حالی که هولی و ماکس هر دو در دنیای رویایی وکنّا به دام افتاده‌اند. رابطهٔ آن‌ها در اپیزودهای باقیمانده به کجا می‌رسد، به‌خصوص وقتی یکی از عناوین آن «فرار از کامازوتز» است؟

    این یک دینامیک واقعاً جالب است که ما می‌توانیم در این فصل به‌طور عمیق کاوش کنیم، و من مشتاقم همه ببینند. نل فیشر یک بازیگر جوان و شگفت‌انگیز است، همان‌طور که تا الآن دیده‌اید، بنابراین از او چیزهای زیادی یاد گرفتم. فکر می‌کنم دینامیک او و ماکس در طول بقیهٔ اپیزودها تکامل یابد و آن‌ها از یکدیگر بیاموزند. و خواهید دید این خط داستانی «کامازوتز» به کجا می‌رود. اما این داستان برای من در این سال واقعاً دلگرم‌کننده بود.

    فیلم‌برداری صحنه‌ای که ماکس تقریباً از حالت کما فرار می‌کرد در حالی که لوکاس برای او «Running Up That Hill» می‌نواخت، اما نوار تمام شد و او هنوز در ذهن وکنّا گیر کرده بود، چطور بود؟

    در قسمت ۴، تمام این توالی از فلاش‌بک‌ها و همه چیز، طولانی‌ترین بخش برای فیلم‌برداری بود. ما تمام زمان فصل ۵ را به‌صورت مستمر در حال کار بر روی این صحنه داشتیم. به‌همین دلیل این توالی تا ماه آخر فیلم‌برداری‌مان تکمیل نشد و همین‌طور اولین صحنه‌ای بود که در این فصل می‌زدیم. بنابراین می‌توان گفت این کار برایم کمی سرگیجه‌آور بود.

    در این مقطع از «Running Up That Hill» خسته شده‌اید؟

    صادقانه بگویم، نه. این موضوع نشان می‌دهد که این آهنگ چقدر بی‌زمان است و من از آن خسته نشده‌ام. حتی پس از میلیون‌بار گوش دادن، هنوز تمام احساسات را در من برمی‌انگیزد.

    در زمان بازی در برادوی در نمایش «John Proctor Is the Villain» و در همین زمان نمایش پیش‌درآمد «Stranger Things: The First Shadow» در تئاتری درست روبروی خیابان اجرا می‌شد. آیا فرصتی یافتید تا این نمایش را ببینید و متوجه شوید جزئیات وکنّا/هنری کریل چگونه به فصل ۵ ارتباط می‌یابند؟

    بله، من این کار را انجام دادم. توانستم آن را در لندن ببینم و سپس در نیویورک نیز، وقتی همسایه آنها بودم. دیدن آن در لندن پیش از فیلم‌برداری فصل ۵ جذاب بود، زیرا همان‌طور که می‌بینید، چندین ایست‌egg کوچک وجود دارد. بنابراین داشتن این اطلاعات جالب بود و علاوه بر این، عجیب بود که ما در مقابل هم بودیم.

    تجربهٔ بازی نقش ماکس در این نسخهٔ دههٔ ۱۹۵۰های هاوکینز چگونه بود؟ او در حال حاضر در نسخهٔ هاوکینز داخل ذهن وکنّا به دام افتاده است، در حالی که در حالت کما به‌صورت رویایی در این زمان قدم می‌زند و با این دوره زمان سازگار می‌شود.

    واقعاً فوق‌العاده بود. منظورم این است که «Stranger Things» در زمینهٔ کارگردانی هنری، لباس‌ها، مو و آرایش فوق‌العاده است. آن‌ها دههٔ ۸۰ را به‌دقت بازسازی کرده‌اند. البته من در دههٔ ۸۰ زندگی نکرده‌ام، اما از آنچه شنیده‌ام، بسیار دقیق است. دیدن آن‌ها در بازسازیٔ دههٔ ۵۰ نیز بسیار جذاب بود و فکر می‌کنم کارشان در این زمینه واقعاً شگفت‌انگیز بود. من نمی‌توانستم از فکر کردن به ارتباط این موارد با نمایش، دست بردارم؛ این ایدهٔ خلاقانه بود. همچنین این همان هفتۀ نهایی فیلم‌برداری بود که صحنه‌های راهروهای دبیرستان دههٔ ۵۰های هاوکینز را می‌زدیم.

    می‌توانید درباره اینکه چرا ماکس ناگهان از وکنّا در امان می‌شود وقتی به دره‌ای در میان سنگ‌ها می‌رود بگویید؟ به‌نظر می‌رسد چیزی وجود دارد که وکنّا را از این مکان ترسانده، و بنابراین او می‌تواند به داخل رفته، کمپ خود را بسازد و تمام این مدت زنده بماند.

    خب، شاید بعداً متوجه شویم! این سؤال بزرگ می‌شود — اما بله، نکتهٔ مهم و کلیدی این فصل است. چه می‌داند که چرا.

    آیا در حین فیلم‌برداری صحنه‌های کمای ماکس تا به حال به‌خواب رفتید؟

    بله، بله، من این کار را انجام دادم، چون تمام صحنه‌های کما را در یک روز می‌زدیم. بنابراین همه اطرافم حرکت می‌کردند همان‌طور که در تمام صحنه‌های بیمارستان معمولاً هست. بازیگرهای مختلف وارد می‌شدند و با من یا جلوی من صحبت می‌کردند. من زیاد لازم نداشتم حرکت کنم، پس چندین بار به‌خواب رفته‌ام.

    به‌نظر می‌رسد چشم‌های ماکس در این مقطع، حداقل از بیرون، بهبود یافته‌اند — آیا پیش از فیلم‌برداری توضیحی دریافت کردید که آیا او هنوز نابینا است یا هم‌زمان با کما بینایی‌اش را بازپس گرفته است؟

    بله، پیش از آن توضیحی دریافت کردم.

    این مصاحبه ویرایش و خلاصه شده است.

  • «Stranger Things» ستارگان میلی بابی براون و نوآه شنپ، افشا می‌کنند این پیچ‌وخم وحشی چگونه جلد ۲ را آماده می‌کند

    ستارگان سریال موفق نتفلیکس برادران دافر، که به ترتیب نقش الون و ویل بایرز را بازی می‌کنند، در مصاحبه‌ای با The Hollywood Reporter دربارهٔ فصل نهایی که با اشتیاق فراوان منتظر آن هستند و پایان دادن به «Upside Down» گفتگو می‌کنند.

    جیمی کمپبل باور به‌عنوان وسنا، به‌ وسیله نوآه شنپ (نقش ویل بایرز) در فصل پنجم «Stranger Things»
    جیمی کمپبل باور به‌عنوان وسنا؛ به‌ وسیله نوآه شنپ (نقش ویل بایرز) در فصل پنجم «Stranger Things».Netflix

    [این مقاله شامل اسپايلرهای عمده از فصل پنجم Stranger Things، جلد ۱ است.]

    پاییز ۱۹۸۷ است و الون (میلی بابی براون) و ویل بایرز (نوآه شنپ) با بقیهٔ گروه هاکینز بازگشته‌اند؛ اما هرج‌ومرج در فصل پنجم Stranger Things، جلد ۱، همچنان سرعت گرفته و همه به‌هدف مشترک نابودی وسنا (جیمی کمپبل باور) یکدست می‌شوند.

    طرح‌هایشان به‌دلیل اعمال قرنطینهٔ نظامی بر شهر هاکینز، که پس از ادغام جهان عادی با Upside Down در پایان فصل چهارم رخ داد، پیچیده‌تر شده است. علاوه بر این، ارتش به‌سرپرستی دکتر کی (با بازی لندا همیلتون)، که عضو جدیدی است، به‌دنبال الون می‌گردد.

    در جلد اول از انتشار سه‌قسمتی فصل نهایی سریال محبوب برادران دافر، جستجوی گروه برای وسنا همچنین با ناپدید شدن هولی ویلر (نِل فیشر) و وضعیت بحرانی کارن ویلر (کارا بونو) پس از حمله دموزورگون، تشدید می‌شود. وقتی درمی‌یابند وسنا دیگر کودکان هاکینز را هدف می‌گیرد، الون و جیم هاپر (دیوید هاربر) به‌جستجوی Upside Down ادامه می‌دهند، در حالی که بقیه اعضای تیم از دنیای واقعی به‌کمک می‌آیند، به‌دلیل ارتباط ویل با دشمن پس از ناپدید شدن او در فصل یک.

    «خیلی جالب است وقتی تمام جزئیات به ابتBeginning داستان برمی‌گردند. این کار به‌ طور کامل انجام شده بود»، شنپ در گفت‌وگو با The Hollywood Reporter دربارهٔ فصل پنجم می‌گوید. «این حس رضایت‌بخش بود و فکر می‌کنم این همان چیز است که این فصل را، به‌ خصوص مسیر الون، جذاب می‌کند — دریافت آن پاسخ‌ها و حس رضایت برای بستن این خطوط‌داستان».

    اما در یک پیچ‌وخم غافلگیرکننده در پایان جلد ۱، طرح گروه برای نجات کودکان شکست می‌خورد؛ زیرا در هنگام بازگشت شکوهمند وسنا، همه به‌سوی Upside Down کشیده می‌شوند. اما درست زمانی که وسنا فکر می‌کند گروه هاکینز را از بین برده است، به‌کمک دموزورگون‌ها، ویل قدرت‌های خود را آزاد می‌کند و دوستانش را نجات می‌دهد.

    در ادامه، براون و شنپ هر یک از لحظات شگفت‌انگیز شخصیت خود در فصل پنجم را بررسی می‌کنند، درباره تغییرات ویل و الون از فصل یک صحبت می‌نمایند و آنچه را که بیشتر دلتنگ‌اش می‌شوند دربارهٔ این سریال بازگو می‌کنند. آن‌ها همچنین سرنخ‌هایی دربارهٔ ادامه داستان در جلد ۲ و فینال سریال می‌دهند.

    ***

    با نزدیک به یک دهه کار با این شخصیت‌ها، در حین آماده‌سازی برای پایان این سریال، چه افکاری در ذهن‌های‌تان می‌چرخد؟

    میلی بابی براون من بسیار سپاسگزار و مفتخرم. هر ثانیه‌ای که می‌توانم را با افراد و همچنین با شخصیت‌ام سپری می‌کنم، گرامی می‌دارم.

    نوآه شنپ من همین احساس را می‌کنم. من بسیار سپاسگزارم.

    در جلد ۱، تماشاگران به وضوح ارتباط بین اتفاقی که در فصل یک برای ویل رخ داد و تأثیر آن بر او پس از پنج فصل را می‌بینند. نوآه، چقدر از اینکه ویل کنترل بیشتری بر ارتباط خود با وسنا و Upside Down پیدا کرده است، لذت بردید؟

    شنپ من واقعاً از آن لذت بردم. برای این فصل خیلی مشتاق بودم که نقش را بر عهده بگیرم و با وسنا روبرو شوم. پیش از این فرصتی برای کار با او نداشتم — حتی برای همکاری با او — و او (جیمی کمپبل باور) یک بازیگر فوق‌العاده است. فقط حضور او در صحنه، ترس واقعی را در من برانگیخت، چون او ترسناک است. و کشف رنگ‌های جدیدی از ویل که قوی‌تر و سرسخت‌تر است، بسیار جذاب بود. این صحنه‌ها از دل‌پذیرترین صحنه‌های من برای فیلمبرداری بودند.

    نوآه شنپ به‌ عنوان ویل بایرز همراه مایا هوک به‌ عنوان رابین در فصل پنجم.Netflix

    تا به‌حال، این ارتباط برای ویل و گروه هاکینز مفید بوده است. آیا این احتمال دارد که در ادامهٔ این فصل به‌سوی بدتر تغییر کند؟

    شنپ قطعاً. در جلد ۱ می‌بینیم که چگونه این پیش می‌رود، اما بدون شک در این فصل باز هم فضای زیادی برای پیشرفت وجود دارد.

    نوآه، واکنش‌تان چه بود وقتی اولین بار متوجه شدید وسنا از ابتدا حضور داشته و حتی در فصل یک با ویل بوده است؟

    شنپ این دیوانه‌کننده بود! وقتی در اولین پنج دقیقه شاهد ظهور وسنا شدم، فکر کردم «واو، چه جالب! وسنا اینجا بود!». این احساس جالب است که همه چیز به ابتBeginning داستان بازمی‌گردد. این کار به‌ طور کامل انجام شد. واقعاً رضایت‌بخش بود. فکر می‌کنم این همان چیزی است که این فصل را، به‌ خصوص مسیر الون، جذاب می‌کند — دریافت آن پاسخ‌ها و حس رضایت برای بستن این خطوط‌داستان.

    میلی بابی براون به‌ عنوان الون در فصل پنجم.Netflix

    میلی، نسبت به الون فصل یک، بازی یک نسخهٔ بسیار مطمئن‌تر از شخصیت‌تان در فصل پنجم چه حسی داشته است؟

    براون احساس نمی‌کنم این یک نسخهٔ جدید باشد، بلکه یک تکامل تدریجی است. او تقریباً در فصل چهارم به این مرحله نزدیک بود. شاید اگر توسط آنجلا اذیت نمی‌شد، می‌توانست به آنجا برسد. او در تلاش بود. صادقانه بگویم، ما از او متنفریم، اما شاید او دقیقاً همان چیزی را که برای باور کردن این‌که بدون توانایی‌هایش هم می‌تواند باشد و باید به خود اعتماد کند، به او داد. این‌ کار به او چیزهای زیادی آموخت. من فکر می‌کنم این یک تکامل تدریجی است. وقتی به فصل پنجم رسیدیم، احساس کردم که آماده‌ام این نقش را ایفا کنم.

    در این قسمت‌های اولیه، به‌نظر شما چرا الون با دشواری شدید در شکستن این دیوار زنده‌ای که او و هاپر در آن Upside Down را یافتند، مواجه می‌شود، حتی با توانایی‌هایش؟ آیا فکر می‌کنید او دوباره در توانایی‌های خود مشکل دارد؟

    براون مشتاقم مردم بفهمند چرا و دلیل آن را کشف کنند، اما واقعاً فکر می‌کنم او امسال بیشترین وابستگی به توانایی‌هایش را دارد. او به دلایلی تمرین می‌کند؛ از بسیاری جهات پیشرفت کرده است.

    دکتر کی تهدید جدید این فصل است و می‌دانیم که او نیز کسی را از Upside Down پنهان می‌کند. میلی، آیا می‌توانیم انتظاری داشته باشیم برای درگیری‌های او با الون، مشابه مواجهات قبلی با دکتر برنر؟

    براون اول از همه، لندا همیلتون — نماد، اسطوره، وای! من واقعاً مشتاقم که او به جمع ما بپیوندد. او در تمام جنبه‌های ممکن، عملکردی بی‌نظیر دارد. طبیعی است که او به‌دنبال الون است و خواهیم دید آیا او را می‌گیرد یا نه.

    لندا همیلتون در نقش دکتر کی در فصل پنجم.Netflix

    پس از اینکه الون بیشتر فصل چهارم از هاپر جدا شده بود، تجربهٔ دوبارهٔ ملاقات با دیوید هاربور در این فصل، به‌ویژه با تمام صحنه‌های مشترک‌تان در تنها جلد ۱، چه بود؟

    براون خیلی خوشحال‌کننده بود زیرا در بیشتر فصل پیش نتوانستیم کنار هم باشیم. امکان داشتن دوبارهٔ صحنه‌های مشترک در فصل پنجم واقعاً هیجان‌انگیز بود. احساس نوستالژیک شد چون یادآور فصل‌های دو و سه بود، جایی که هر دو سرسخت و در حال کشف صدای خود بودند. او بزرگ می‌شود، سعی می‌کند صدای خودش را پیدا کند و او نیز در نقش پدر سعی می‌کند هدایت کند؛ این دینامیک دوباره ظاهر شد. واقعاً مشتاقم مردم این تعامل را ببینند. فکر می‌کنم برخی از صحنه‌های محبوب الون، الون و هاپر است، بنابراین خوشحالم که این دوباره به صفحه می‌آید.

    از چهار episode اول، آیا صحنه یا لحظه‌ای وجود دارد که از نظر اجرا بیشترین افتخار را برایتان داشته باشد؟

    براون می‌دانم کدام یکی است، اما خیلی بعدتر است… در واقع، چند دقیقهٔ نخستین قسمت دوم. ما با نانسی (ناتالیا دایر) و کارن ویلر همراه می‌شویم و تصمیم می‌گیریم سرانجام وارد Upside Down شویم. او نیازی به قانع‌کردن زیاد ندارد؛ می‌خواهد به درون برود و برای دوستانش بجنگد.

    شنپ احتمالاً در انتهای قسمت چهارم است.

    براون اوه، خدای من! در انتهای قسمت چهارم، کاملاً شگفت‌زده شدم. گفتم: «اوه خدای من، این بهترین دوستم است».

    بعد از این قسمت‌های پرتنش در جلد ۱، می‌توانید ما را از آنچه در ادامهٔ فصل انتظار می‌رود، پیش‌نمایش کنید؟

    شنپ احساسات بسیاری.

    براون خیلی زیاد. پاپ‌کورن بردارید، دستمال بگیرید، دست به دست بگذارید.

    آیا از نحوهٔ پایان‌نامهٔ کلی سریال و پایان هر یک از شخصیت‌های‌تان رضایت دارید؟

    براون بله.

    بیش‌ترین چیزی که هر دو از سریال Stranger Things دلتنگ خواهید شد چیست؟

    شنپ من افراد و همکارانی را که با آنها کار کردم و بهترین دوستانی که پیدا کردم و برای همیشه با خود خواهم داشت، از دست می‌دهم.

    براون من همین احساس را دارم. افراد، تیم تولید، بازیگران، برادران دافر، شون لِوی، نتفلیکس — همگی از ما به‌خوبی مراقبت کردند.

    ***

    فصل پنجم Stranger Things به‌صورت سه‌قسمتی منتشر می‌شود: جلد ۱ (شامل چهار قسمت) هم‌اکنون در نتفلیکس در دسترس است — جلد ۲ در روز کریسمس (سه‌ قسمت) و فینال در شب سال نو منتشر می‌شود. برای مشاهده THRپوشش فصل پنخم اینجا.

  • «IT: Welcome to Derry» خالقان اندی و باربارا موشی‌تی به بررسی ناپدید شدن‌های واقعی در مستند آرژانتینی «نوریتا» می‌پردازند

    ساوانا، جورجیا - ۳۱ اکتبر: (چپ به راست) آندرس موشی‌تی و باربارا موشی‌تی برای پرتره‌ای در جشنواره فیلم SCAD Savannah در ۳۱ اکتبر ۲۰۲۵ در ساوانا، جورجیا. (عکس: اِما مک‌آنتایر/گی‌تی ایمیجز برای SCAD)
    گی‌تی ایمیجز برای SCAD

    اندی و باربارا موشی‌تی به‌خاطر دوگانگی برادر‑خواهر کارگردان‑تهیه‌کننده که پشت‌صحنهٔ فیلم‌های «It» و سریال پیش‌درآمد HBO «It: Welcome to Derry» را دارند، شناخته می‌شوند. اما امسال، آن‌ها به‌عنوان تهیه‌کنندهٔ اجرایی پروژه‌ای کاملاً نو دربارهٔ وحشت‌های دنیای واقعی و ناپدید شدن‌هایی که در سرزمین زادگانشان، آرژانتین، رخ داد، مشارکت کردند.

    مستند «Norita» به کارگردانی جیسون مک‌نامارا و آندریا کاربوناتتو تورنونزی ساخته شده است. این مستند داستان نورا «Norita» کورتیناس، مادر یک فعال آرژانتینی را روایت می‌کند که در دورهٔ نظام نظامی دههٔ ۱۹۷۰ در کشور ناپدید شد. تلاش‌های کورتیناس برای به‌دست‌آوردن حقیقت دربارهٔ سرنوشت پسرش، جنبش «Madres de Plaza de Mayo» را برانگیخت؛ جائیکه مادران انقلابی‌ها برای دریافت اطلاعات دربارهٔ فرزندان گمشده‌شان، به دولت استبدادی فشار آوردند و اعتراض کردند.

    موشی‌تی‌ها پس از تماشای مستند قبلی مک‌نامارا با عنوان «Messenger on a White Horse»، که به بررسی تلاش‌های جسورانهٔ روزنامه‌نگار انگلیسی‑آرژانتینی رابرت کاکس برای پوشش دادن به «Madres de Plaza de Mayo» در دوران دیکتاتوری می‌پرداخت، به این پروژه پیوستند.

    محبوب در Variety

    اندی و باربارا در دوران رژیم استبدادآمیز آرژانتین بزرگ شدند، بنابراین این موضوع برای آن‌ها حس شخصی عمیقی به‌وجود آورد. باربارا به Variety گفت: «ما آرژانتینی هستیم. دوران کودکی‌مان را در آرژانتین تحت دیکتاتوری سپری کردیم. من وقتی پنج ساله بودم، نیروهای نظامی کشور را به‌دست گرفتند و وقتی دموکراسی بازگشت، سیزده ساله بودم.»

    علاوه بر موشی‌تی‌ها، جین فندّا نیز به‌عنوان تهیه‌کنندهٔ اجرایی در «Norita» حضور یافت. باربارا ادامه داد: «جین فندّا هم‌زمان با من وارد پروژه شد و، ای خدای من، من فکر می‌کردم همه چیز را می‌دانم، اما پس از دیدن این زن، متوجه شدم که هرگز کسی شبیه او ندیده‌ام. او نیرویی عظیم و بی‌وقفه است.» او افزود: «یک ماه پیش یک نمایش در موزهٔ تحمل برگزار کردیم و او آمد و آن را ارائه داد؛ سخنرانی‌اش مرا به اشک انداخت. او می‌داند این فیلم دربارهٔ نوریتا است، اما همچنین دربارهٔ وضع فعلی ایالات متحده است. او می‌فهمد که راحتی آمریکایی بودن باعث می‌شود مردم فکر کنند اتفاقاتی که در فیلم رخ داد، هرگز در اینجا رخ نخواهد داد، اما این واقعیت نیست. واقعیت این است که می‌تواند پیش بیاید و مردم باید توجه کنند.»

    به‌خوبی زمان‌بندی این مستند برای ایالات متحده و هر سرزمینی که تحت وضعیت سیاسی ناآرام قرار دارد، واضح است. نکتهٔ دقیق‌تر این است که این مستند چگونه در کارنامهٔ گستردهٔ فیلم‌های موشی‌تی جای می‌گیرد. اگرچه این فیلمسازان آرژانتینی هستند، شناخته‌شده‌ترین آثارشان اقتباس‌های استیون کینگ دربارهٔ کودکانی است که در مین با یک دلقک قاتل مبارزه می‌کنند. به‌ظاهر این موضوع فاصلهٔ زیادی با بوینس‌آیرس دارد.

    با این حال، موضوعات مشترکی بین این دو پروژه وجود دارد. «نوریتا» به‌طرزهای متعدد به بررسی تجلیات دنیای واقعی ترس‌هایی می‌پردازد که در «It» به آن‌ها اشاره می‌شود. در «It» که در درِری، مین اتفاق می‌افتد، افراد با نرخ نگران‌کننده‌ای ناپدید می‌شوند، اما مردم از ترس دست می‌کشند. اگرچه عامل در شهر خیالی ممکن است یک موجود فراطبیعی تجسم یافته در قالب پنی‌وایز دلقک باشد، اما او صرفاً نمادی از استعمار، نژادپرستی، تروما و حاشیه‌نشینی آمریکایی است که در بسیاری از نبردهای قدرت نشان‌داده‌شده در «It: Welcome to Derry» به‌ظاهر می‌آید.

    باربارا به یاد آورد: «من و اندی کتاب را زمانی که به‌نظر می‌رسد سیزده و چهاردهم سالگی داشتیم، خواندیم؛ این دو سال پس از پایان رژیم نظامی و بازگشت دموکراسی بود.» او ادامه داد: «و ما به آن کتاب غرق شدیم همان‌طور که تا به‌حال به هیچ‌چیزی نغزیده بودیم. آن کتاب دیوانه‌وار بود و بخش عمده‌اش دربارهٔ اسلحه‌سازی ترس بود؛ همان‌چیزی که پنی‌وایز به‌خوبی انجام می‌دهد. طبیعتاً این برای ما بسیار آشنا بود.»

    «نوریتا» در جشنوارهٔ فیلم Dances With Films در لس‌آنجلس در ماه ژوئن به‌عنوان نمایش جهانی خود آغاز کرد و از آن پس در بیش از یک دوجین جشنوارهٔ بین‌المللی به نمایش درآمد. در حال حاضر برای دریافت جوایز تبلیغ می‌کند.

  • ستاره فود نتورک، گی‌فیری، پس از تصادف تولیدکنندگان «Flavor Town Food Fight» را مجبور به «چرخش» کرد

    گی‌فیری
    گی‌فیری براین بددر / گتی ایمیجز

    گی‌فیری در حال بهبود پس از یک تصادف است که تیم تولید سریال فود نتورک او، Flavor Town Food Fight، را مجبور به نوآوری کرده است.

    در یک مصاحبهٔ جدید، این شخصیت تلویزیونی از لیز خوردن بر روی یک پله خبر داد که این حادثه تحرک او را در حین بهبود محدود کرده است.

    «من از یک سلسله پله‌ها لیز خوردم؛ یک‌پایم پیش رفت و پای دیگر در لبه گیر کرد. به‌عبارت دیگر، کشیدگی به وجود آمد»، فیری در مصاحبه‌ای با Fox News Digital گفت: «به‌نظر می‌رسید که شاید در وضعیت اسپلیت (پاشنه‌زنی) باشم، اما وقتی پای راستم تحت فشار قرار گرفت، دکتر گفت که در طول بیست سال کار خود هرگز چنین پارگی در بزرگ‌ترین و ضخیم‌ترین بخش عضله چهارسر شما ندیده است. بله، واقعاً وضعیت بدی بود.»

    فیری اشاره کرد که او به سرعت به بیمارستان منتقل شد تا عضلاتش «کاهش نیابد» و افزود که تمام عضله چهارسر او «منفجر» شد.

    این حادثه در حین ضبط برنامه فود نتورک او رخ داد که تیم تولید را وادار کرد تا خلاقانه عمل کنند و «چرخش» کنند.

    «بنابراین، درست در میانهٔ این فیلمبرداری، همهٔ شهر و تمام سرآشپزها و ۱۲۵ نفر در صحنه حضور داشتند – و همه آمادهٔ رفتن بودند – و من در حال جراحی بودم»، او توضیح داد. «پس ما راهی پیدا کردیم تا از طریق این وضعیت «چرخش» کنیم و از تکنیک‌های خلاقانهٔ فیلمبرداری استفاده کنیم. اما این یک تجربهٔ دشوار بود و حالا من اینجا در مزرعه هستم، جایی که همیشه دربارهٔ پیاده‌روی و طبیعت است، می‌دانید، زیبا.»

    گی‌فیری می‌گوید این آسیب او را حدود هشت هفته از پاهایش باز می‌دارد، و در حین بهبود از صندلی چرخدار و عصاهای راهنما استفاده می‌کند.

  • پخش نخست «The Hunt» در Apple TV به‌دلیل اتهامات سرقت ادبی از برنامه زمان‌بندی حذف شد

    در حقیقت، هرگونه حضور رسمی «The Hunt» از وب پاک‌سازی شده است.

    لوگوی Apple TV+
    متئوز اسلودکوسکی/تصاویر SOPA/LightRocket/Getty Images

    موفق باشید اگر بخواهید شواهدی از سریال Apple TV به نام The Hunt پیدا کنید.

    پخش نخست ماه آینده از سریال The Hunt (Traqués)، یک سریال تریلر فرانسوی برای Apple TV، به‌دلیل اتهامات سرقت ادبی از برنامهٔ این سرویس حذف شد. علاوه بر این، تمام حضور رسمی The Hunt از وب پاک شده است؛ شامل عکس‌ها و پیش‌نمایش‌های موجود در سایت خبری Apple و تریلر رسمی آن در یوتیوب.

    «پخش سریال ما The Hunt به‌صورت موقت به تعویق افتاده است»، نفرنمایی نمایندهٔ گومون در بیانیه‌ای که با The Hollywood Reporter به اشتراک گذاشته شد، گفت. «ما در حال انجام بررسی جامع برای پاسخ به هر سؤال مرتبط با تولیدمان هستیم. ما به مسائل مالکیت فکری بسیار جدی می‌پردازیم.»

    صفحهٔ خطای ۴۰۴ برای برنامه Apple TV+ به نام The Hunt AppleTV/اسکرین‌شات

    The Hunt از خالق/کارگردان Cédric Anger (فیلم Next Time I’ll Aim for the Heart) و تهیه‌کنندگان اجرایی Isabelle Degeorges، Clémentine Vaudaux، Alexis Barqueiro و Sidonie Dumas می‌آید. این سریال به همراه بازی‌های Benoît Magimel، Mélanie Laurent، Damien Bonnard، Manuel Guillot، Cédric Appietto، Frédéric Maranber، Angelyna Danabe-Mignot، Paul Beaurepaire، Yann Goven، Sarah Pachoud و Patrick De Vallette به نمایش در می‌آید.

    The Hunt قرار بود اولین دو قسمت خود را در ۳ دسامبر ۲۰۲۵ به نمایش بگذارد. قسمت‌های بعدی می‌بایست هر یک در روزهای چهارشنبه تا ۳۱ دسامبر منتشر می‌شدند. اما هم‌اکنون آیندهٔ این نمایش به‌طور جدی زیر سؤال است.

    به گزارش نخستین خبرنگار فرانسوی کلمنت گارین، The Hunt به‌نظر می‌رسد اقتباسی مستقیم و بدون ارجاع از رمان ۱۹۷۳ام دگلاس فیربیرن به نام Shoot باشد. در سال ۱۹۷۴، رمان Shoot به «The Hunt» ترجمه شد. این کتاب به‌صورت فیلمی در سال ۱۹۷۶ با عنوان Shoot، به کارگردانی هاروی هارت و نویسندگی ریچارد برگ اقتباس شد.

    شلیک.

    سریال Apple TV The Hunt داستان فرانک (بنوِی مایگیمِل) و همراهان شکارچی‌اش را دنبال می‌کند که یک روز با «گروه دیگری از شکارچیان که بدون هیچ توضیحی شروع به هدف قرار دادن آن‌ها می‌کنند» مواجه می‌شوند، بر اساس خلاصهٔ داستان. «وقتی یکی از اعضای گروهشان مورد شلیک قرار می‌گیرد، دوستان فرانک واکنش نشان می‌دهند و مهاجم را به زمین می‌فرستند. به سختی می‌توانند فرار کنند و چهار دوست این رویداد را مخفی می‌گذارند. فرانک سعی می‌کند به زندگی عادی‌اش به‌همراه همسرش کریستل (لورنت) بازگردد، اما در روزهای بعد حس می‌کند که او و دوستانش زیر نظر یا بدتر، توسط شکارچیانی که اکنون به‌طور سرسختانه به دنبال انتقام هستند، تعقیب می‌شوند.»

    حدس می‌زنید در Shoot چه می‌شود؟ بله.

    The Hunt اولین سریال کامل نیست که اپل به‌تازگی پیش از پخش آن از برنامه‌زمانی خود حذف کرده است. داستان سریال جسیكا چستین به نام The Savant را اینجا بخوانید.

    هنگامی که به‌پخش می‌رسد، برنامه‌های فرانسوی برای Apple TV مفید بوده‌اند. سریال چندزبانه (فرانسوی و ژاپنی) Drops of God این سرویس در ایماهای بین‌المللی برندگان بهترین درام شد. فصل دوم Drops of God در ۲۱ ژانویهٔ ۲۰۲۶ به نمایش می‌رسد — البته به شرطی که ادعای کپی‌برداری کامل از آن کشف نشود.

  • «استرانجر تینگز» اولین سریال نتفلیکس شد که همزمان چهار فصل‌اش در فهرست ۱۰ برتر حضور دارند

    استرانجر تینگز. میلی بابی براون در نقش الون. عکس: اُرسولا کویوت/نتفلیکس © 2022
    اُرسولا کویوت/نتفلیکس

    فصل ۵ «استرانجر تینگز» پیش از انتشار قسمت‌های جدید، هم‌اکنون سری را به یک رکورد بی‌سابقه در تعداد بازدیدکنندگان رسانده است.

    همزمان با اینکه طرفداران دوباره این سری علمی‑تخیلی را می‌بینند یا برای اولین بار با آن آشنا می‌شوند، پیش از اکران قسمت نهایی آن در ۲۶ نوامبر، هر‌یک از چهار فصل قبلی این سریال در فهرست ۱۰ برتر نتفلیکس قرار گرفتند. این نخستین بار است که یک سریال نتفلیکس توانسته است چهار فصل را به‌صورت همزمان در جدول داشته باشد.

    در هفتهٔ ۱۷ تا ۲۳ نوامبر، فصل 1 «استرانجر تینگز» به‌عنوان سومین سریال انگلیسی‑زبانی پرتماشاگر با ۴٫۱ میلیون بازدید در رتبهٔ سوم قرار گرفت؛ در جایگاه پنجم، فصل 4 با ۳٫۳ میلیون بازدید ظاهر شد. فصل 2 در ردهٔ هفتم و فصل 3 در ردهٔ نهم بودند، در حالی‌که این دو فصل (به‌همراه عنوان هشتم «خانه عروسک گبی») تقریباً ۳٫۱ میلیون بازدید داشتند.

    خبرهای مرتبط

    آنشومان ژا و دیواشیش ماکیا

    آنشومان ژا و دیواشیش ماکیا در تیم ساخت تریلر نوآر جنایی (انحصاری)

    مارلو، انگلستان - نمای هوایی از محل پیشنهادی برای توسعهٔ استودیوی فیلم مارلو در ۲۲ ژانویهٔ ۲۰۲۵

    استودیوی مارلو، مرکز یک میلیارد دلاری با حمایت جیمز کامرون در بریتانیا، تأیید دولت را دریافت کرد

    بدیهی است که می‌توان انتظار داشت فصل 5 «استرانجر تینگز» هنگام ورودش به فهرست 10 برتر نتفلیکس در هفته آینده، رکوردهای بازدید خود را تنظیم کند؛ چرا که این سریال یکی از مهم‌ترین عناوین نتفلیکس به حساب می‌آید و مدت زمان طولانی‌ای است که طرفداران برای یک فصل جدید صبر کرده‌اند. فصل 4 که در سال 2022 منتشر شد، همچنان سومین سریال انگلیسی‑زبانی پرطرفدار تاریخ نتفلیکس با 140٫7 میلیون بازدید در 91 روز اول پخش خود است و فصل 3 سال 2019 تا چند ماه پیش در رتبه 10 این فهرست باقی می‌ماند تا توسط فصل 2 «Wednesday» جابجا شود. (این سریال در سال 2016 به‌صورت اولین فصل معرفی شد و فصل 2 در سال 2017 منتشر شد.)

    محبوب در Variety

    به‌عنوان نخستین سریال نتفلیکس، فصل 5 «استرانجر تینگز» قصد دارد در گیشه نیز سودآوری داشته باشد. پس از انتشار قسمت 1 فصل 5 در 16 نوامبر و قسمت 2 در روز کریسمس، نتفلیکس قسمت نهایی این سریال را به‌صورت همزمان در سرویس استریمینگ و همچنین در سینماها در شب‌سال نو منتشر خواهد کرد.

    تنها برنامه‌هایی که توانستند فصل 1 «استرانجر تینگز» را در فهرست 10 برتر نتفلیکس در هفتهٔ 17 تا 23 نوامبر پشت سر بگذارند، «The Beast in Me» بود که در هفتهٔ دوم خود با 14٫1 میلیون بازدید در صدر جدول قرار گرفت و فصل 1 «Absentia»، سریال آمازون پرایم ویدئویی که به‌تازگی به نتفلیکس پیوسته بود. در هفتهٔ دوم حضور خود در این پلتفرم، فصل 1 با 8٫2 میلیون بازدید در رتبهٔ دوم قرار گرفت. فصل 2 «Absentia» بین فصل‌های 1 و 4 «استرانجر تینگز» قرار گرفت و با 4 میلیون بازدید در رتبهٔ چهارم بود؛ در حالی که فصل 3 «Absentia» در رتبهٔ دهم فهرست با 2٫3 میلیون بازدید ظاهر شد.

    همچنین در فهرست 10 برتر نتفلیکس برای دورهٔ 17 تا 23 نوامبر، فیلم «Champagne Problems» به‌عنوان پربازدیدترین عنوان با 20٫5 میلیون بازدید معرفی شد.

    در ادامه می‌توانید فهرست 10 برتر نتفلیکس برای دورهٔ 17 تا 23 نوامبر را مشاهده کنید؛ ابتدا برنامه‌ها و فیلم‌های انگلیسی‌زبان و سپس برنامه‌ها و فیلم‌های غیر انگلیسی‌زبان قرار دارند.

  • لطفاً صبر کنید

    در حال برقراری اتصال امن هستیم.

    این وب‌سایت از سرویس امنیتی برای محافظت خود در برابر حملات آنلاین استفاده می‌کند. در حال بررسی مرورگر شما برای برقراری اتصال امن و حفظ امنیت شما هستیم.