برنده جایزه تونی همچنین فاش کرد که دومینیک مکلافلین، که جادوگر جوان را در برنامه تلویزیونی آینده به ایفای نقش میپردازد، به او «یادداشت بسیار شیرین» فرستاد.
دنیل رادکلیف و دومینیک مکلافلین به عنوان هری پاتر. Rob Kim/Getty Images; Aidan Monaghan/HBO
دنیل رادکلیف مشعل را میسپارد.
رادکلیف اخیراً به برنامهٔ Good Morning America سر زد تا نمایش برادوی پیشرو خود، Every Brilliant Thing را تبلیغ کند؛ در این برنامه او گفت که با بازیگر کودک دومینیک مکلافلین که نقش هری پاتر را در سریال Harry Potter HBO ایفا میکند، تماس گرفته است؛ این سریال هماکنون در حال فیلمبرداری است و هدفش پخش در سال ۲۰۲۶ است.
«من چند نفر را میشناسم که در تولید این پروژه کار میکنند، بنابراین به دومینیک نامه نوشتم و برای او یک نامه فرستادم؛ او به من یادداشت بسیار شیرینی برگشت داد»، رادکلیف فاش کرد. «من اصلاً نمیخواهم شبحی در زندگی این کودکان باشم؛ فقط میخواستم به او بنویسم و بگویم: امیدوارم بهترین زمان را داشته باشی، و حتی بهتر از آنچه من تجربه کردم. من زمان فوقالعادهای داشتم، اما امیدوارم تو حتی بهتر داشته باشی.»
برنده جایزه تونی ادامه داد: «فقط این تصاویر او و سایر بچهها را میبینم و دلم میخواهد آنها را در آغوش بگیرم. آنها بسیار جوان به نظر میرسند. به آنها نگاه میکنم و میگویم: «وای، تعجبآور است که من در همان سن این کار را انجام میدادم». اما این نیز بهمراتب شیرین است و امیدوارم آنها لحظات فوقالعادهای داشته باشند.»
رادکلیف نقش هری پاتر را در اقتباسهای تصویری Warner Bros. از رمانهای J.K. رولینگ در بازهٔ ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۱ ایفا کرد. پس از آن در بسیاری از فیلمها و برنامههای تلویزیونی به ایفای نقش ادامه داد؛ اما خانهاش را در تئاتر یافت. سال گذشته، رادکلیف اولین جایزهٔ تونی خود را به عنوان بهترین بازیگر نقش تکمیلی در موزیکال Every Brilliant Thing دریافت کرد.
یکی دیگر از اعضای این مجموعه، تام فلتون که نقش دراکو مالفی را در فیلمها ایفا کرد، در حال حاضر نقش خود را در برادوی Harry Potter and the Cursed Child تکرار میکند. در بخش دیگری از مصاحبه، رادکلیف به فلتون پاسخ داد و گفت که رادکلیف برای او «الهامبخش» برای اولین حضورش در برادوی بوده است.
«تام بزرگتر از من است. او همیشه همان بچهٔ خوشتیپ دوران کودکی من بود. عجیب است که او مرا الهامبخش میداند، اما بله، این واقعاً شیرین است»، ستارهٔ The Lost City گفت. «به هر کسی که میخواهد بازیگری کند و از آن لذت میبرد توصیه میکنم تا به صحنههای تئاتری بپیوندد؛ من بسیار خوشحالم که او در این پروژه حضور دارد، در برادوی بازی میکند و در این نمایش حضور دارد.»
در مورد رادکلیف، او به صحنه برمیگردد تا در نمایشی تکنفره به نام Every Brilliant Thing شرکت کند که پیشنمایش آن از ۲۱ فوریهٔ ۲۰۲۶ آغاز میشود و پیش از شب افتتاحیهٔ ۱۲ مارس در تئاتر هادسون برگزار میشود.
از The Hollywood Reporter میتوانید در اینجا با بازیگران سریال هری پاتر HBO آشنا شوید.
از MinuteEarth، یک تور کوتاه از تمام انواع گربههای جهان، شامل گونههای منقرض شده، وحشی و اهلی، و چگونگی ارتباط آنها با یکدیگر. برخی از نکات جالبی که آموختم:
ببر دندانسور بزرگترین گربهای بود که تا به حال وجود داشته و پژوهشگران اکنون بر این باورند که دم کوتاهی داشته نه دم درازی.
یک چیتای آمریکایی وجود داشت. این گونه بزرگتر از چیتای امروزی بود و «تقریباً به همان سرعت» میدوید. در حدود زمانی که انسانها به آمریکای شمالی وارد شدند، منقرض شد.
در حقیقت، پلنگ و پلنگبرفی بهطور نزدیک بهیکدیگر مربوط نیستند.
گربههای اهلی عمدتاً از گربهوحشیها نشأت گرفتهاند (که به دو گونهٔ خاص اشاره دارد: گربهوحشی اروپایی (Felis silvestris) و گربهوحشی آفریقایی (Felis lybica)).
همچنین ببینید تمام سگها، توضیح داده شد: «وقتی بر روی پاهای عقبش ایستاد، (بزرگترین گِریتدین تاریخ) از شاک بلندتر بود.»
سری جدید توسط یک متخصص باتجربه از این فرنچایز در حال آمادهسازی است.
MGMMGM
Stargate
Disney+ Star Wars دارد و Paramount+ Star Trek دارد، پس زمان آن رسیده که آمازون یک فرنچایز علمی‑تخیلی با کلمه «ستاره» در عنوان داشته باشد. بر اساس گزارشی از Deadline. این چهارمین برنامهٔ بزرگ تلویزیونی در این مجموعه خواهد بود که پس از فیلم نخستین میآید.
ما در مورد داستان و جایگاه آن در اسطورههای دههها طولانی اطلاعاتی نداریم، اما میدانیم کارگردان کل این برنامه مارتین جرو است. او پیشکسوت این IP است؛ تجربهٔ خود را با کار بر روی Stargate: Atlantis در اوایل سالهای ۲۰۰۰ کسب کرد. او همچنین سری Blindspot را خلق کرد و سرپرست بازآفرینی اخیر Quantum Leap بود که واقعاً جالب بود (RIP.)
سازندگان فرنچایز، دین دولین و رولاند امرِیچ، بهعنوان تهیهکنندگان اجرایی در کنار برد رایت و جو مالوزی حضور دارند. این دو نفر آخر پشت اکثر پروژههای تلویزیونی Stargate بودند، از جمله جدیدترین سری زندهنمایی Stargate Universe.
این برای Prime Video کاملاً منطقی است. آمازون بهتازگی MGM را خرید، که بهطبعیت حق مالکیت معنوی Stargate نیز همراهاش بود. این اولین باری نیست که این پلتفرم به دنیای علمی‑تخیلی پرداخته است. Prime Video بهطور مشهور نجات داد The Expanse پس از اینکه ابتدا توسط SyFy لغو شد. سه کتاب دیگر در این سری وجود دارد که هنوز اقتباس نشدهاند. فقط میگویم.
برای کسانی که با این فرنچایز آشنایی ندارند، Stargate شامل دروازههای ستارهای سرعنوان است. اینها دستگاههای حملونقل هستند که توسط موجودات بیگانهٔ باستانی ساخته شدهاند و بهعنوان کرمچالههای پهنای کهکشانی عمل میکنند. همهچیز با فیلمی در سال ۱۹۹۴ آغاز شد.
چپ به راست: مایلز میلیار و فیلمنامهنویس آلفرد گاف؛ «Grim» و جنیفر یو نلسونGetty Images/Michael Buckner/PMC
انحصاری: نتفلیکس با آل گاف و مایلز میلیار، خالقان و سازندگان اجرایی معروفترین سریال انگلیسیزبان این سرویس، Wednesday، برای Grim، یک سریال انیمیشن بزرگسالانه بر پایهٔ کتابهای کمیک ترس‑فانتزی Boom! Studios که توسط استفانی فیلیپس و فلافیانو نوشته شدهاند، همکاری میکند. گاف و میلیار مسئولیت تولید اجرایی این پروژهٔ در حال توسعه را دارند، بههمراه جنیفر یو نلسون، کارگردان ارشد یکی از سریالهای بزرگسالانهٔ شناختهشدهٔ نتفلیکس، اثر برنده جایزه امی Love, Death + Robots.
حماسهٔ فراطبیعی محور شخصیت، Grim داستان جسیکا هارو، جذبکنندهٔ تازهاستخدامی که مأموریت انتقال ارواح به پسازحد را به عهده دارد، دنبال میکند. برخلاف همکارانش، جسیکا هیچگونه خاطرهای از مرگ یا زندگی پیشین خود ندارد. جستجوی او برای یافتن پاسخها او را بهعمق معماری نامرئی پسازحد میکشاند؛ جایی که نیروهای مخفی، رازهای کیهانی و ارتباط تکاندهندهاش با خود مرگ آشکار میشود.
مشاهده در Deadline
میلار و گاف بهعنوان تولیدکنندگان اجرایی برای Millar/Gough Ink بههمراه رئیس بخش فیلم شرکت، Aaron Schmidt، و Yuh Nelson فعالیت میکنند. Stephen Christy و Adam Yoelin بهعنوان تولیدکنندگان اجرایی برای Boom! Studios حضور دارند، در حالی که Mette Norkjaer بهعنوان همتولیدکننده مشارکت میکند. Phillips و Flaviano نیز بهعنوان تولیدکنندگان مشترک در این پروژه حضور دارند.
سخنگویی از نتفلیکس از اظهار نظر خودداری کرد.
Grim، بهخاطر ترکیب ژانرها، اساطیر و سبک بصریاش تحسین شده، در سال ۲۰۲۲ بهدست آمد و بهسرعت یکی از پرفروشترین عرضههای تاریخ Boom! Studios شد. مجموعهٔ ۲۵ شمارهای آن در این ماه به پایان میرسد. Boom! Studios که در سال ۲۰۰۵ تأسیس شد، پشت چندین کتاب کمیک است که بهسریالهای تلویزیونی تبدیل شدهاند؛ جدیدترین آن سریال اکشن Butterfly با بازی Daniel Dae Kim، که در آگوست بر روی Prime Video رونمایی شد.
گاف و میلیار خالقان، تولیدکنندگان اجرایی و سرپرستان اصلی Wednesday هستند؛ دو فصل این سریال تا به امروز در فهرست محبوبترین سریالهای انگلیسیزبان نتفلیکس رتبههای ۱ و ۴ را به خود اختصاص دادهاند. سوابق تلویزیونی این دو شامل موفقیتهای WB/CW به نام Smallville، سریال AMC به نام Into the Badlands و سریال MTV به نام The Shannara Chronicles است. در عرصهٔ سینما، گاف و میلیار نویسندگی و تولید فیلمهای Spider‑Man 2, Shanghai Noon و Shanghai Knights, The Mummy: Tomb of the Dragon Emperor و اخیراً Beetlejuice Beetlejuice را بر عهده داشتهاند. آنها توسط WME و Gendler Kelly & Cunningham نمایندگی میشوند.
یو نلسون چندین قسمت از سریال کوتاهمدت علمیتخیلی دیستوپی انیمیشن نتفلیکس به نام Love, Death + Robots را کارگردانی کرده است. او مسیر حرفهای خود را در DreamWorks Animation آغاز کرد، جایی که بهعنوان مسئول بخش داستان بر روی نسخهٔ اصلی Kung Fu Panda فعالیت کرد و سپس Kung Fu Panda 2 و Kung Fu Panda 3 را کارگردانی کرد؛ اولین زنی شد که بهتنهایی یک فیلم انیمیشن بلند را برای یک استودیوی بزرگ بهعهده بگیرد و بهخاطر Kung Fu Panda 2 نامزد اسکار بهترین فیلم انیمیشن شد. یو نلسون توسط WME، Brillstein Entertainment Partners و Hansen Jacobson Teller نمایندگی میشود.
متولد میروت، اوتار پرادش؛ زندگی دیپتی هنگام پیروزی در مسابقه «میز ایندیا» در سن ۱۸ سالگی بهصورت دراماتیک تغییر یافت
دفتر وب تریبیون
در حالی که دهارمندرا برای جشن نوزدهمین سالگرد تولد خود آماده میشود، توجه به عروس بااستعدادش، دیپتی بهتنگار، معطوف میشود. از مدلینگ تا بازیگری و اکنون به ولاگ سفر، مسیر دیپتی گواهی بر روح ماجراجویانه و اشتیاق او برای کشف است.
دوران اولیه و موفقیت در مدلینگ
دیپتی که در میروت، اوتار پرادش به دنیا آمد، زندگیاش زمانی که در سن ۱۸ سالگی عنوان «میز ایندیا» را به دست آورد، بهصورت دراماتیک دگرگونی یافت. کارنامه مدلینگ او به سرعت پرواز کرد و در چندین کمپین تبلیغاتی بزرگ حضور یافت، بهطوری که به نامی شناختهشده در خانهها تبدیل شد.
دوره کوتاه در بازیگری
کارنامه بازیگری دیپتی با فیلم رام شاسترا به کارگردانی سانجای گوپتا (۱۹۹۵) آغاز شد و سپس نقشهای برجستهای در پلی سندادی (۱۹۹۶) و دارما چاکارام (۱۹۷) ایفا کرد. حتی در فیلم جاسوسی هالیوودی اینفرنو (۱۹۹۷) به ایفای نقش پرداخت. اما او بهزودی دریافت که بازیگری مسیر واقعیاش نیست.
پیوستن به خانواده دیول
دیپتی با ران دیپ آرایا، فرزند عموی دهارمندرا به نام ویریندرا، ازدواج کرد و عضو خاندان دیول شد. آنها دو فرزند پسر به نامهای شوب و شیو دارند.
مسافر هون یارون
در سال ۲۰۰۱، دیپتی و همسرش خانه تولید خود را راهاندازی کردند و برنامههای سفر نوآورانهای به نامهای یاترا و مسافر هون یارون خلق کردند. این برنامهها او را به تقریباً ۹۰ کشور برد، که اغلب همراه با فرزندانش بود.
آثار او بهطور مؤثری پایهگذار تلویزیون سفر در هندوستان شد، سالها پیش از آن که خالقان رسانههای اجتماعی این ژانر را تسخیر کنند.
ولاگ سفر و یوتیوب
امروزه دیپتی یک ولاگر سفر و یوتیوبر موفق است که تجربیات و بینشهای خود را با مخاطبان به اشتراک میگذارد. ویدیوهای او بر فرهنگ، سفرهای خانوادگی، تجارب لوکس و جواهرات پنهان متمرکز هستند.
«[تایلور] دلیل این است که همهٔ ما اینجا هستیم»، میگوید کریستین والاس در گفتگو با مجله The Hollywood Reporter، همانزمانی که درامۀ پرطرفدار نفتی پارامونت+ به بازی بیلی باب تورنتون، با فصل دوم باز میگردد. «Landman» یک سیاره در کهکشان [تایلور] است، اما یک سیارهٔ سرگرمکننده برای حضور است.
بیلی باب تورنتون با دمی مور در فصل دوم «Landman».Emerson Miller/Paramount+
Landman برای فصل دوم بازگشته است، اما اگر از همآفرین کریستین والاس بپرسید، درامۀ رونق نفتی تازه شروع شده است.
«در فصل اول به سختی سطح را لمس کردیم»، او به The Hollywood Reporter دربارهٔ سریالی که در غرب تکزاس میچرخد و به بازی بیلی باب تورنتون، تبدیل به پرطرفدار پارامونت+ شده است، میگوید. «و باز هم، پس از فصل دوم، احساس میکنم که هنوز فقط سطح را میگذرازیم.»
Landman پس از فصل اول بهسرعت تبدیل به پربینندهترین سریال اصلی برای این سرویس پخش شد. والاس میگوید بهجای اینکه تحت فشار ایستاده و سرد شود، روی آنچه در اولین بار موفق بود تکیه کردند و سپس با فصل دوم که روز یکشنبه بهصورت رسمی پخش شد، عمیقتر رفتند. در کنار بازیگران اصلی آلی لاتر، میشل رندولف و جکوب لوفلند، در فصل دوم سام الیوت (که نشانهای از چرخه کامل در 1883 با همآفرین تیلور شریدان است) و خطوط داستانی ارتقا یافتۀ ستارگان بازگشتی اندی گارسیا و دمی مور پیوستند.
در ادامه، والاس دربارهٔ آنچه در فصل دوم انتظار میرود و دربارهٔ این شخصیتها صحبت میکند، در حالی که بهخبرهای مهم دربارهٔ قرارداد جدید شریدان (و انتقال او از پارامونت به انبیسی یونیورسال)، نحوهٔ پرداختن به صنعت نفت بدون ورود به حوزهٔ سیاسی و امیدهای او برای صدها فصل دیگر Landman میپردازد.
***
فصل اول «Landman» موفقیت بزرگی بود. هرچه امیدهایتان میبود، اینچنین پاسخی را نمیتوان پیشبینی کرد. وقتی برای ساخت فصل دوم بازگشتید، فشار به چه شکل بود برای شما؟
فکر نمیکنم فشاری برای پیشی گرفتن از فصل اول وجود داشته باشد. بیشتر شبیه این بود که بگوییم: «بیایید فقط داستان خوبی بگوییم». ما در فصل اول با این شخصیتها آشنا شدیم و حالا در فصل دوم زمان بیشتری را با آنها میگذرانیم. میتوانیم استیکها را بالا ببریم. بودن کنار آنها بسیار مفرح است. احساس میکنم به سختی سطح را فقط لمس کردهایم. این جهان بسیار غنی است — تکزاس غربی، نفت و گاز، فورتوورث، تمام ابعاد این ماجرا. بستر بسیار حاصلخیزی برای روایت است. حتی پس از فصل دوم، باز هم حس میکنم که هنوز فقط سطح را میگذرازیم. بازیگران ما عمق بسیار زیادی به شخصیتها افزودهاند. آنها اکنون این شخصیتها را بهخیلی خوب میشناسند که روایت یک داستان سرگرمکننده را آسان میکند.
ستارهتان، بیلی باب تورنتون، اخیراً گفت که برای چهار یا پنج سال به Landman پیوسته است. «Landman» چند فصل خواهد داشت؟ آیا پنج… میتواند ده باشد؟
خب، عوامل بسیاری فراتر از کنترل و مقیاس حقوقی من وجود دارد که همه اینها را تعیین میکند. اما فکر میکنم بهمدت زمانی که تیلور (شریدان، همآفرین و رانندهٔ برنامه) بخواهد ادامه یابد. این مسأله واقعاً فراتر از توان من است، ولی تا وقتی که همه هنوز لذت میبرند و داستان بهصورت معناداری ادامه دارد، خوشحال میشوم که آن بهقدر که داستان اجازه میدهد ادامه پیدا کند. مسیر پیشرو هنوز طولانی است.
خبر بزرگ دربارهٔ تیلور شریدان پیش از بازگشت «Landman» منتشر شد که او قرارداد جدیدی با NBCUniversal دارد… واکنش شما وقتی این خبر را دیدید چه بود و آیا میدانید این موضوع بر فصلهای آیندهٔ «Landman» تأثیر خواهد گذاشت؟
فکر نمیکنم این موضوع در کوتاهمدت تأثیری داشته باشد. در حال حاضر ما همانطور که تا بهحال بودهایم ادامه میدهیم. نکته این است که به تیلور اعتماد دارم و او بهطور عمیق به داستانها و شخصیتهایی که مینویسد اهمیت میدهد. ما همه خودمان را به دست او سپردهایم. او همانطور که میداند، کارگردان برنامه و نویسنده است. دلیل حضور همگی ما همین است. بنابراین من فقط به این فرایند اعتماد میکنم.
شریدان در حال کار بر روی برنامههای بسیاری است و برخی از آنها تغییراتی پشت صحنه داشتهاند؛ اما «Landman» اینچنین نیست. راز شما برای کار با یکی از پرکارترین افراد خلاق در صنعت تلویزیون و ثبات مجموعهٔ «Landman» چیست؟
میتوانم اطمینان بگویم که هرگز در اطراف کسی پرکارتر نبودهام. اما منظورم این است که او تیلور است. او یک نفر از نوع خود است. همین هفته او را دیدم. او در نقش یک شخصیت در «Lioness» – یکی دیگر از برنامههای پارامونت+ شریدان – با تفنگ عظیم، جلیقه ضدگلوله و تجهیزات تکتاکی حضور داشت. او کار خود را انجام میدهد. سپس از صحنه میرود و به گالای سِم الیوت میرود که جایزهای در تگزاس دریافت کرده است. او یک نیروی پیوستهٔ حرکت است. «Landman» همچون یک سیاره در کهکشان او است، اما یک سیارهٔ شاداب برای حضور است و جایی است که من میشناسم.
در فصل دوم، با ارتقای مالی و قدرت بیشتر، تغییراتی در شخصیتها رخ میدهد که باعث درامۀ اولیهای برای تامی و آنگلا میشود، و همچنین برای پسرشان کوپر (جاکوب لوفلند) و دوستدخترش آریانا (پاولینا چاوز). ما اخبار وضعیت بازار نفت را در رادیو میشنویم. چه خطمشی سیاسیای را ترسیم کردید…؟
جالب است. فکر نمیکنم برنامهای مانند این پیش از این وجود داشته باشد، قطعا برنامهای که دربارهٔ نفت و گاز باشد، مثل این. در «Dallas» میتوانید سمت بالای صحنه را ببینید: افراد تجاری و دفاتر C‑suite. اما این نگاه به نسخهای پویاتر است، همانند کارگران سختکوش در میادین نفتی و دفاتر در دالاس و فورتوورث. این واقعیتهای جاری و معاصر بازار نفت و گاز را بازتاب میکند. اما ما نمیخواهیم بهقیمت روزانهٔ نفت در هر چهارسشنبه وابسته باشیم. ما در کنار این واقعیت حضور داریم ولی سعی نمیکنیم بخشی از آن باشیم. بنابراین، در حالی که این موضوع تمام تصمیمات داستانیمان را شکل میدهد، ما تحت تأثیر این نیستیم که چه کسی در دفتر کارهاست یا بازار در آن لحظه چه میکند. این به ما اطلاعات میدهد، نه اینکه بر ما حاکم باشد.
بیلی باب تورنتون با سام الیوت در ادامهٔ فصل دوم.Emerson Miller/Paramount+
Landman بازگشت با فصل دوم، سام الیوت را معرفی میکند و با دمی مور در نقش کامی میلر، به مخاطبان چیزهای بیشتری میدهد. نقلقول شما در فصل پیش دربارهٔ ارتقای شخصیت او در فصل دوم بهسرعت ویروسی شد، چون بینندگان بیشتر میخواستند… پس از مرگ شوهر نفتپخش اش، مونتی (جان هم)، چگونه کامی میخواهد آشوب باقیمانده را تمیز کند و چگونه او را در فصل دوم بیشتر به کار میبرید؟
در اولین قسمت، ابتدا فکر میکنید «چگونه او میتواند این وضعیت را مدیریت کند؟» سپس او در ناهار کاری شرکت نفتیاش MTex سخنرانی میکند و میبینید «خب، او واقعاً آتش درون دارد». اما این کار دشوار خواهد بود. او اکنون در میان کوسهها شنا میکند؛ آنها خشن هستند و بهسوی او میآیند. چون مونتی آدم خوشرفتاری نبود. اگر بزرگترین تولیدکننده نفت مستقل در تکزاس غربی باشید، نمیتوانید اینکار را انجام دهید. او مدت طولانی در کنار این جهان حضور داشته است. او و مونتی یک زوج بسیار خوب بودند، اما او کسی نبود که مجبور به اتخاذ این تصمیمها شود. اکنون او سعی میکند هم بر قدرت خود بیندازد و هم به تامی (تورنتون) اعتماد کند تا بهاو در مسیر راهنمایی کند.
این یکی از جذابترین جنبههای تضاد اوست — اینکه چه زمانی به کسی (تامی) که شاید بیشتر میداند اعتماد کند و چه زمانی به حس درونی خود و تصمیمگیریهایش اعتماد کند. تماشای مسیر او در این زمینه، یکی از جالبترین بخشهای شخصیت کامی در این فصل است.
شخصیتهای آلی لاتر و میشل رندولف، آنگلا و اینسلی، از محبوبترین شخصیتها برای هواداران هستند… چقدر لذتبخش بود که روی چیزهایی که کار میکند تمرکز کنیم…؟
بله، بهسختی بهتمامی اینچیزها تمرکز کردیم. بارها افراد به من میگویند: «من یک آنگلا میشناسم» یا «یک اینسلی میشناسم». زنان بزرگ تکزاس، شخصیتهای بزرگ تکزاس — موهای بزرگ، همه چیز بزرگ. برنامه میتواند بهسختی به خطر و درامۀ میدانه نفتی متمایل شود، و در صحنهی بعدی، آنگلا و اینسلی مانند دو توپ نور خورشید در خانه سالمندان میپرند. این سبک خندهدار که با جدیت ترکیب میشود… پس این درباره این بود که میدانستیم چه کاری در فصل اول موفق بود، سپس بهسرعت مستقیم به تمام آن چیزهایی که در فصل اول دوست داشتیم پیش رفتیم، و در برخی جنبهها عمیقتر، خندهدارتر شدیم…
بیلی باب تورنتون در نقش تامی نورس همراه با لاتر در نقش همسر آنگلا نورس در افتتاحیهٔ فصل دوم.Emerson Miller/Paramount+
Landman بازگشت با فصل دوم، … (سؤال دربارهٔ فصل سوم؟)
فکر میکنم همین برنامه است. ما از اینکه مردم مدت طولانی صبر کنند بیزاریم و همگی مشتاقیم دوباره برگردیم و این کار را انجام دهیم. پس از اتمام کار، چند هفته بعد میگوییم «آخه، همه را دلتنگ شدم» — بازیگران و تیم. ما تیمی فوقالعاده داریم. فکر میکنم بهزودی آمادهایم که دوباره به کار برگردیم.
آیا در این لحظه دربارهٔ تمدید فصل سوم احساس خوبی دارید؟
البته بله. بیصبرانه منتظر آن هستم. برای روشن کردن، هنوز تأیید رسمی برای فصل سوم دریافت نشده است؛ من فقط با امید و انگشتان متقاطع منتظر هستم.
***
قسمت اول فصل دوم «Landman» هماکنون در Paramount+ پخش میشود؛ قسمتهای جدید بهصورت هفتگی در روزهای یکشنبه منتشر میشوند. خواندن THRمصاحبهٔ فصل دوم با بیلی باب تورنتون و سام الیوت.
آریانا گرانده برای سومین باری که میزبانی میکند، در تاریخ ۲۰ دسامبر به «شنبهنایت لایو» بازمیگردد. او به همراه مهمان موسیقی چر حضور خواهد داشت؛ چر برای اولین بار پس از اولین حضورش در این برنامه در سال ۱۹۸۷، صحنه Studio 8H را میپذیرد.
هفته پیش، در تاریخ ۱۳ دسامبر، جاش اوکانور برای اولین بار میزبانی «شنبهنایت لایو» را به عهده خواهد گرفت؛ او همراه با لیلی آلن است که برای دومین بار بهعنوان مهمان موسیقی حضور مییابد.
همانطور که پیشتر اعلام شد، قسمت ۶ دسامبر توسط میزبانی ملیسا مککارتی رهبری میشود و مهمان موسیقی دیژن خواهد بود.
«نظرات من پر از غریبههایی است که برای غریبهها تشویق میکنند»، بروک لووسک بهطور اختصاصی به PEOPLE میگوید
آلی اوسوالت و دیوید بارت. عکاسی: بروک و Three Photography | بروک لووسک
نکات مهم
بروک لووسک عکاسی را شش سال پیش بهعنوان سرگرمی آغاز کرد و در سال ۲۰۲۱ آن را به شغل تماموقت تبدیل کرد
در اکتبر ۲۰۲۵، او سبک عکاسی مدرنی را که شامل جفتسازی غریبهها و ضبط واکنشهای اولیهشان هنگام اولین دیدار میشود، آزمایش کرد
یکی از عکاسیهای لووسک، بهدلیل ارتباط غریبهها، ویروسی شد و حالا او بهروزرسانیای را با PEOPLE به اشتراک میگذارد
در طول چهار سال، عکاس بروک لووسک حرفهاش را بر پایه ثبت لحظات معنادار با لنز دوربیناش بنا کرده است.
اما در اکتبر ۲۰۲۵، او گامی خلاقانه برداشت و بهسرعت به روند رو به رشد عکاسی با غریبهها پیوست، چرا که دوستی از او خواست برادر همسرش را در چارچوب تجربهای منحصربهفرد برای همسریابی عکاسی کند.
چیزی که بهعنوان لطفی ساده آغاز شد، بهسرعت به موضوعی عمدیتر تبدیل شد. بهجای تمرکز صرف بر تولید پرترههای زیبا، این عکاس ۲۵ ساله میخواست جلساتش تعامل واقعی انسانی را به تصویر بکشد.
آلی اوسوالت و دیوید بارت در حین عکاسی خود با بروک لووسک. عکاسی: بروک و Three Photography | بروک لووسک
برای تجسم این چشمانداز، لووسک برنامهای برای افراد مجرد در ناحیهاش طراحی کرد که در آن شرکتکنندگان به سؤالاتی درباره شخصیت و علایق خود پاسخ میدهند. تنها شرط این است که ساکن یا در اطراف اوکالا، فلوریدا باشند.
«تا بهحال بیش از ۱٬۶۰۰ درخواست دریافت کردهام، که نشان میدهد مردم بهدنبال چیزی واقعی – جرقهای اصیل، نه یک سوایپ – هستند»، لووسک بهطور اختصاصی به PEOPLE میگوید.
با استفاده از این پاسخها، او بهدقت افراد را برای عکاسیهای خود جفت میکند و زمانی که سرانجام ملاقات میکنند، تأکید میکند که «آنها ۱۰۰٪ غریبههای کامل هستند» و «حتی نام یکدیگر را نمیدانند».
اما در آغاز این مجموعه، لووسک هرگز پیشبینی نکرد که جلسات غریبهای او اینچنین توجه زیادی را جلب میکند.
«نظرات من پر از غریبههایی است که برای غریبهها تشویق میکنند. مردم میگویند: “دوباره به عشق باور دارم” یا “باید ازدواج کنند”،» او میگوید. «عجیبه که اینقدر امید مردم را در این جلسات میبینیم.»
عکسبرداری دوم غریبهاش، که شامل افراد ۲۷ ساله آلی اوسوالت و دیوید بارت بود، بهصورت غیرمنتظره ویروسی شد – بیش از ۳٫۵ میلیون بازدید در تیکتوک برای جرقه واضح این دو و تصاویری که شایستۀ دفتر خاطرات بود.
آلی اوسوالت و دیوید بارت در طول عکاسی خود با بروک لووسک. عکاسی: بروک و Three Photography | بروک لووسک
با وجود پسزمینهٔ بارانی، اوسوالت و بارت در این آزمایش غوطهور شدند و از اینکه باران فرصت یافتن عشقشان را تهدید کند، جلوگیری کردند.
«عکاسی آلی و دیوید برای دلایل متعددی به یادماندنی بود»، لووسک میگوید. «آنها فوراً ارتباط برقرار کردند، تا جایی که نتوانستند از گفتگو با یکدیگر دست بکشند.»
در طول جلسه، این دو عشق مشترکی به موسیقی کانتری یافتند؛ در حالی که به آرامی روی شن میرقصیدند، موفق به اجرای پرش مشهور فیلم دیرتی دانسینگ شدند، از اسکله به داخل دریاچهٔ ویر پریدند و حتی یک بوسه رد و بدل کردند.
«این جلسات دربارهٔ تطبیقهای کامل یا پایانهای افسانهای نیستند؛ بلکه دربارهٔ ریسک کردن، باز بودن و اجازه دادن به خود برای نمایان شدن است.»
فیلمساز کن برنز انقلاب آمریکایی را در سری مستند جدید بررسی میکند
کن برنز در صحنه هنگام اکران نیویورک سری انقلاب آمریکایی پیبیاس در جشنواره آتلانتیک 2025، در تاریخ ۱۸ سپتامبر در شهر نیویورک سخن میگوید. Michael Loccisano/Getty Images
فیلمساز کن برنز برخی از مهمترین لحظات شکلگیری تاریخ آمریکا را بررسی کرده است.
او به جنگ داخلی پرداخته، واکنش ایالات متحده به هولوکاست را تجزیه و تحلیل کرده و سیر تکامل موسیقی جاز را مستند کرده است.
در پروژهٔ اخیر خود، برنز لنز خود را به سوی انقلاب آمریکایی میچرخاند — رویدادی که او آن را مهمترین اتفاق از زمان تولد مسیح میداند.
در گفتگو با Morning Edition، برنز گفت که میخواهد «مردم را بیدار کند» تا به این حقیقت پی ببرند که «در طول اکثر تاریخ بشریت، اکثر مردم زیر سلطهٔ استبدادی زندگی میکردند و آنچه در سواحل شرقی شمال آمریکا رخ داد، شهروندانی ساخت — این پدیدهٔ جدید با مسئولیتها».
سری شش بخشی — که ده سال طول کشیده است — داستان گسترش انقلاب آمریکایی را از طریق روایتهای رهبران سیاسی و نظامی، سربازان بومی، سربازان آزاد و بردهٔ آفریقایی و بسیاری دیگر که در هر دو طرف جنگ نقش ایفا کردند، بازگو میکند.
قسمت نخست انقلاب آمریکایی در روز یکشنبه، ۱۶ نوامبر، بر روی شبکهٔ PBS پخش میشود. این سری توسط برنز، دیوید اشمیدت و سارا بوتستین مشترکاً کارگردانی شده است.
برنز پروژهاش و آنچه در حین ساخت آن آموخته بود را با میچل مارتین از NPR بهاشتراک گذاشت. در ادامه برخی از نظرات او آمده است:
پدران مؤسس در تصور کشوری که میساستند، به آمریکاییهای آینده فکر میکردند
برنز میگوید پدران مؤسس دربارهٔ «میلیونهای زادهنشده» که تحت تأثیر شکلگیری کشور و مفهوم شهروندی قرار میگیرند، صحبت کردهاند.
وقتی توماس جفرسون دربارهٔ جستجوی خوشبختی صحبت کرد، برنز گفت این هدف، دنبال کردن چیزهای مادی نیست؛ بلکه بهدنبال یادگیری مادامالعمر در بازاری از ایدههاست.
برنز میگوید: «اگر زندگیتان را با یادگیری مادامالعمر پیش ببرید، فضیلتمند خواهید شد. شما حق شهروندی را بهدست میآورید، که یکی از بالاترین افتخاراتی است که میتوان به هر انسانی اعطا کرد.»
نقدهای تلویزیونی
«انقلاب آمریکایی» کن برنز باعث میشود تاریخ ایالات متحده را به شکل متفاوتی درک کنید
خشونت انقلاب، اهمیت آن را چند برابر میکند
انقلاب آمریکایی بررسی میکند که درگیریها تا چه اندازهٔ خشونتآمیز بودهاند.
برنز میگوید بدون وجود خبرنامههای تصویری یا عکسها، درک فعلی از نبردها «به نقاشیهای رمانتیک محدود میشود». او بهعلاوه میافزاید که گفتوگوها در مورد انقلاب معمولاً بر لحظات بزرگ مانند کنگره قارهای و کنوانسیون قانون اساسی متمرکز است.
برنز میگوید: «ما فکر میکنیم اگر به خشونت اعتراف کنیم… بهنحوی که این ایدههای بزرگ را تضعیف میکند». «در واقع، من معتقدم این ایدههای بزرگ وقتی که درک کنید از انقلاب خونین، که گاهی جنگ چریکی و بهطرز شگفتانگیزی بیرحمانه است، و حتی جنگ داخلی نیز محسوب میشود، الهامبخشتر میشود».
تقسیمپذیری یک ویژگی دائم در تاریخ ایالات متحده است
برنز میگوید: «وقتی به انقلاب نگاه میکنید، آن زمان واقعاً تقسیمشده بودیم، واقعاً تقسیمشده. مردم به همسایگان خود میکشتند».
او به این نکته اشاره کرد که صدها هزار نفر در جنگ داخلی کشته شدند و در دوره جنگ ویتنام، بمبارانهای متعددی در ایالات متحده رخ داد.
برنز میگوید: «فکر میکنم ما این را فراموش میکنیم. و تقریباً در هر دورهای که به آن پرداختهام، اختلافات عظیم میان مردم مشاهده میشود».
مصاحبههای سینمایی
سری «انقلاب آمریکایی» کن برنز، صداهایی را به کار میگیرد که پدران مؤسس نادیده گرفتهاند
برنز میگوید سری انقلاب آمریکایی یادآور این است که چرا آزمایش دموکراسی در آمریکا اینقدر خاص است.
پدران مؤسس گفتند: «ما دربارهٔ تو و من صحبت میکنیم؛ دربارهٔ میلیونها نسل زادهنشده هم میگوییم». برنز افزود: «ما وظیفه داریم به آنچه آنها به ما میدادهاند گوش بسپاریم، بفهمیم چه چیزهایی برایشان مهم بوده است… و سپس سعی کنیم این پیام را به نسلهای آینده منتقل کنیم؛ شاید نکات جزئی که ما اینقدر به آنها مشغولیم، اموری که بهطور مداوم به آنها خیره میشویم، دیگر به همان اندازه مهم بهنظر نرسند.»
نسخهٔ دیجیتال این داستان توسط مجد الوهیدی ویرایش شد. نسخهٔ رادیویی توسط فیل هارل تولید شد.
(چپ به راست) جیمز وندربیلت و رامی ملک در پنل «نورنبرگ» در مراسم Contenders Film: لوس آنجلس — جسی گرانت/Deadline
رامی ملک میگوید که اگرچه موضوع فیلم جدیدش نورنبرگ جدی و تاریک است، اما داستان و شخصیتها آنقدر جذاب بودند که او و همبازیانش نتوانستند هنگام کار احساس سرخوشی کنند.
«جالب این است که واژه ‘سرگرمی’ در نورنبرگ بهصورت متناقض ظاهر میشود»، ملکی در پنل Contenders Film: لوس آنجلس که همراه با نویسنده‑کارگردان جیمز وندربیلت برگزار شد، اندیشید. برنده اسکار بوهمین رپسودی توصیف کرد که چگونه تضاد بین تنشی که در صحنه ایجاد میشود و شادی بازیگران در خلق شخصیتهای ماندگار و غوطهور شدن در لحظات سبکتری که به داستان تعقیب افسر برجسته نازی، هرمن گورینگ (با بازی راسل کرو) انسانیت میبخشد، وجود دارد.
«لحظاتی وجود دارد که میخندید، و این همان چیزی است که جیمز بهطرز درخشان در فیلمنامه به وجود آورده؛ همین بود که مرا به این پروژه جذب کرد». «من عاشق داستانهایی هستم که ما را به تاریخ میبرند و اجازه میدهند قصهای را که فکر میکنیم میشناسیم، دوباره بازگو کنیم – و به شما قول میدهم که وقتی این را میبینید، اگر هنوز ندیدهاید، سورپرایزها و پیچوخمهای فراوانی در انتظار شماست و بخشی از این تاریخ بهراستی شما را متحیر خواهد کرد».
ملیک گفت که او و همبازیانش «آب دهانمان میدر آمد در حالی که ما در حال تماشا یا مشارکت در این کار بودیم. و میدانم مایکل (شانن) و راسل هر ثانیه از آن را لذت میبردند تا بتوانند این صحنهها را اجرا کنند».
ملیک افزود که حس مکان به وزنپذیری داستان افزوده شد. او توضیح داد: «ما در مجارستان فیلمبرداری میکردیم و در پایان هر برداشت تشویق ایستادهای داشتیم». او افزود که مردم محلی «دست میزدند چون پیوندهای بسیاری بین این بخش از جهان و اتفاقات رخ داده وجود داشت – بسیار نزدیک. بنابراین میتوانید این حس را درک کنید. میتوانید تنش صحنه دادگاه را احساس کنید. این حس هر روز ملموس بود. آن را با خود میبردید و بله، چیزی منحصر بهفرد در آن وجود داشت».
او افزود: «تمام وجودم را به درک طبیعت آنچه این مرد، هرمن گورینگ، تجربه میکرد، اختصاص دادم»، دربارهٔ نقش خود بهعنوان روانپزشک ارتش که مأمور ارزیابی گورینگ در نقطهای حساس از دوران پس از جنگ بود، و با نازیهایی که برخی از وحشتبارترین جنایات تاریخ را مرتکب یا دستور داده بودند، درگیر شد.
مرتبط: «نورنبرگ» در TIFF شگفتزده کرد: چرا برپایی محاکمه پس از جنگ جهانی دوم و مشکلات دستیار هیتلر، هرمن گورینگ، ۱۳ سال طول کشید
او که همچنان رزومهٔ بازیگریاش را گسترش میدهد، ملک همچنین واضح کرد که در هیچ بازآفرینی یا ادامهای از آقای ربات که توسط سام اسمایل، خالق این سریال ۲۰۱۵‑۲۰۱۹ ساخته شده، تمایلی به بازگشت ندارد. «نه»، او قطعی گفت، هرچند افزود که ممکن است همکاری در پروژهای نامرتبط پیش آید. «سام و من فقط دربارهٔ همکاری دوباره صحبت کردیم، اما همین است».