بلاگ

  • ۱۱ فیلم شگفت‌انگیز سال 2025 برای تماشای این فصل تعطیلات

    بهترین فیلم‌های 2025 برای استریم در روز شکرگزاری
    © 20th Century Studios، Warner Bros. و Disney

    برای دیدن ۱۱ فیلم برتر سال 2025 نیازی به ترک خانه ندارید.

    در خانه همراه با دوستان یا خانواده‌تان هستید. بوقلمون تمام شده، مسابقه فوتبال به پایان رسیده و گفتگوها کم‌رنگ شده‌اند. همه چه کاری می‌توانند انجام دهند تا روحیهٔ تعطیلات زنده بماند؟ خوب، سال 2025 برای سینما سالی فوق‌العاده بود و بسیاری از بهترین فیلم‌های این سال هم‌اکنون به‌صورت استریم در اختیار شماست. شاید بهتر باشد یکی از این فیلم‌ها را ببینید.

    پس کدام را انتخاب کنیم؟ در ادامه ۱۱ پیشنهاد از فیلم‌های علمی‑تخیلی، ترسناک یا فانتزی که امسال اکران شده‌اند و ما دوست داریم و شاید شما از دست داده‌اید، آماده کرده‌ایم. برخی شاید قبلاً دیده‌اید، اما فرض می‌کنیم همه همهٔ این آثار را ندیده‌اند؛ بنابراین حتی اگر شما فیلمی را دیده باشید، ممکن است برادر یا خواهر شما هنوز ندیده باشد. این‌ها به ترتیب حروف الفبا هستند.

    Bugonia (قابل اجاره یا خرید)

    امستون و جسی پلمن‌س در آخرین فیلم کارگردان یورگوس لانثیموس نقش‌آفرینی می‌کنند؛ داستان دربارهٔ دو مرد است که یک مدیرعامل را که معتقدند موجودی بیگانه است، ربایت می‌کنند. این فیلم زمان‌مند، بسیار رمزآلود و به‌طراز شگفت‌انگیزی خنده‌دار است. بررسی ما را اینجا بخوانید.

    Elio (در Disney+)

    اگرچه در گیشه موفقیتی نداشت، آخرین فیلم پیکسار دربارهٔ پسری که صدای تمام سیاره را به خود می‌گیرد، به‌طرز شگفت‌انگیزی هیجان‌انگیز و دل‌نشین است. صد در صد به انتظارات پیکسار می‌پردازد. بررسی ما را اینجا بخوانید.

    Final Destination Bloodlines (در HBO Max)

    شاید بهتر باشد این فیلم را به مادربزرگ و پدربزرگ نشان ندهید، اما جدیدترین فیلم این سریال پرتنش، طنزآلود و خونین دربارهٔ ناپذیری مرگ، به‌راحتی بهترین فیلم مجموعه است. یک جشن کامل. بررسی ما را اینجا بخوانید.

    Frankenstein (در Netflix)

    اگرچه «فرانکنشتین» بهترین فیلم گیلرمو دل تورو نیست، اما تمام طول زندگی‌اش را برای ساخت این اثر صرف کرده است. این بازگوئی مجلل، احساسی و به‌یادماندنی از داستان کلاسیک است که در آن اجراهای فوق‌العاده‌ای به چشم می‌خورد. بررسی ما را اینجا بخوانید.

    How to Train Your Dragon (در Peacock)

    نسخهٔ انیمیشنی اصلی «چگونه اژدها را پرورش دهیم» یکی از بهترین فیلم‌های انیمیشنی تاریخ است. بنابراین بازسازی زندهٔ‌اش که همین‌قدر خوب باشد، تعجبی نیست. این همان فیلم است، فقط با ظاهری کاملاً نو. بررسی ما را اینجا بخوانید.

    The Life of Chuck (قابل اجاره یا خرید)

    ما این فیلم را عاشقانه تحسین می‌کنیم. برای همه مناسب نیست و به‌سرعت به سمت عجیبی‌های فراوان می‌رود، اما وقتی مفهوم آن برای شما واضح می‌شود و چراغ ایده در سرتان روشن می‌سوزد، هرگز فراموش نخواهید کرد. مایک فلناگان به‌عنوان استاد اقتباس‌های استیفن کینگ شناخته شده است و این اقتباس شاد و دلپذیر کاملاً متفاوت از دیگران است. بررسی ما را اینجا بخوانید و برای اطلاع از برخی اسپویل‌ها اینجا کلیک کنید.

    The Long Walk (قابل اجاره یا خرید)

    گروهی از جوانان در یک رویداد تحول‌آفرین به رقابت می‌پردازند؛ آنها باید تا زمانی که تنها یک نفر باقی بماند، راهپیمایی کنند. این فیلم بر پایهٔ رمان استیفن کینگ ساخته شده است؛ اقتباس فیلمی به‌طراز شگفت‌انگیزی خشن است، اما به‌دلیل اجراهای دلخراش، ارزش تماشا را دارد. بررسی ما را اینجا بخوانید.

    Predator: Killer of Killers (در Hulu)

    آیا فیلم شگفت‌انگیز «پریداتور: بدلندز» که هم‌اکنون در سینماها نمایش داده می‌شود را دیده یا دربارهٔ آن شنیده‌اید؟ خوب، کارگردان آن، دن تراشتنبرگ، در اوایل امسال فیلم دیگری از پریداتور را منتشر کرده که شاید حتی بهتر باشد. این یک مجموعهٔ انیمیشنی است که شکارچیان فضایی را در مقابل انسان‌ها در طول تاریخ نشان می‌دهد. فوق‌العاده است. بررسی ما را اینجا بخوانید.

    Sinners (در HBO Max)

    نیمه‌ای از آن یک شاهکار موسیقی‌محور است و نیمه‌ای دیگر یک داستان ترسناک؛ «سینرز» چیزی شبیه به آنچه پیش از این دیده‌اید نیست. اما ما از تیم کارگردان راین کوگلر و بازیگر مایکل بی. جوردن این‌چنین کیفیت و اصالتی را انتظار داریم. بررسی ما را اینجا بخوانید.

    Superman (در HBO Max)

    در طول سال‌ها نسخه‌های فراوانی از سوپرمن ساخته شده‌اند؛ می‌توانستید فکر کنید فیلم جدید جیمز گن همان قالب تکراری است. اما این‌طور نیست. فیلم گن سرشار از شادی ملموس است؛ خوش‌بینی و هیجانی که بسیاری از فیلم‌های ابرقهرمانی این روزها فاقد آن هستند. این فیلم را می‌خواهید بارها و بارها ببینید. بررسی ما را اینجا بخوانید.

    Weapons (در HBO Max)

    دوباره شاید این فیلم برای کسانی که به‌سختی می‌ترند یا از صحنه‌های ناخوشایند می‌نیرند مناسب نباشد، اما برای بقیه «ویپنز» یک فیلم غیرقابل از دست دادن است. داستان ترسناک و معمایی دربارهٔ شهری که یک کلاس کامل از کودکان را از دست می‌دهد، کاملاً سرگرم‌کننده و به‌یادماندنی است؛ ترکیبی از آشفتگی، ترس و شگفتی. بررسی ما را اینجا بخوانید.

    همچنین…

    اگر می‌خواهید به سینما بروید، فیلم‌های خوبی برای تماشا وجود دارد. بله، شاید همه در حال دیدن «Wicked: For Good» باشند و می‌توانید همین کار را کنید، اما ما پیشنهاد می‌کنیم به‌جای آن «Predator: Badlands»، «Wake Up Dead Man: A Knives Out Mystery»، «The Running Man» یا «Zootopia 2» را ببینید.

    در نهایت، نمی‌خواستیم این فهرست بیش از حد طولانی باشد؛ بنابراین اگر چیزی از آن‌ها برای شما جذاب نبود، چند گزینهٔ دیگر وجود دارد که نتوانستند در فهرست جای بگیرند: Pee Wee as Himself (در HBO Max)، Jaws @ 50 (در Hulu یا Disney+)، 28 Years Later (در Netflix) یا Black Phone 2 (قابل‌اجاره یا خرید).

  • نقد همنت: درام شکسپیر نامزد اسکار، تأثیرگذار اما «تحریک‌آمیز»

    Universal Pictures؛ جسی باکلی به‌عنوان آگنس شکسپیر و پل مسکل به‌عنوان ویلیام شکسپیر در دل جنگل در فیلم همنت (اعتبار: Universal Pictures)
    Universal Pictures

    درام شکسپیر با بازی پل مسکل و جسی باکلی دارای بازیگران درخشان است اما «سود‌آور» است و فاقد ظرافت است – «قلب‌ها را می‌کشد و مسیرهای اشک را با بی‌رحمی مطلق هدف می‌گیرد».

    بدون شک، برای بسیاری از مردم همنت یکی از فیلم‌های سال خواهد بود. به‌همراه موجی از نقدهای پرستشی، مطمئناً در ده‌ها فهرست «بهترین‌های ۲۰۲۵» ظاهر می‌شود و در هزارها برگهٔ رأی اسکار حضور خواهد یافت. این مسأله اصلاً شگفت‌انگیز نیست.

    این فیلم از رمان شاعرانهٔ مگی اوفرل اقتباس شده است؛ یکی از پرفروش‌ترین و پرستایش‌پذیرترین کتاب‌های قرن بیست و یکم. شخصیت کلیدی دیگر پشت صحنه کارگردان و هم‌نویسنده است: چلوئه ژائو (اوفرل نیز به‌عنوان هم‌نویسنده مشارکت داشته) که فیلم برنده اسکار Nomadland را ساخته است. در جلوی دوربین، این اثر دو بازیگر جوان و جذاب ایرلندی، جسی باکلی و پل مسکل، را به نمایش می‌گذارد. و نابغهٔ خلاق دیگر، ویلیام شکسپیر، نیز در این کار حضور دارد. مفهوم رمان و فیلم این است که مرگ تراژیک پسر یازده‌سالهٔ شکسپیر – همنت که عنوان فیلم از او گرفته شده – به‌عنوان منبع الهام برای نوشتن بزرگ‌ترین نمایشنامهٔ زبان انگلیسی، هملت، عمل کرده است. در انگلستان الیزابتی، یک سرفصل ابتدایی به ما اطلاع می‌دهد که نام‌های همنت و هملت می‌توانستند به‌جای هم استفاده شوند.

    اما آیا همنت به وعدهٔ ستاره‌های درخشانی که پشت آن قرار دارند می‌رسد؟ این سؤال است. درست است که بسیاری از بینندگان تحت تأثیر آن قرار گرفته‌اند، اما چلوئه ژائو و مگی اوفرل بخش‌های زیادی از جادوی رمان را حذف کرده‌اند — ساختار سفر در زمان، ریتم‌های جذاب متن، مونولوگ‌های درونی و جزئیات ریز و ملموس — به‌طوری که آنچه باقی مانده است، عمیق یا اصیل‌تری نسبت به هر درام تاریخی دیگری نیست که در زمان‌های گذشته صحنه‌سازی می‌شود.

    صحنه‌های اولیهٔ این فیلم چندان از Shakespeare in Love (۱۹۹۸) فاصله ندارند. جسی باکلی نقش دختری کشاورز به نام آنی هاثاوِی یا آگنس که خانواده‌اش او را به این نام صدا می‌کنند، بازی می‌کند و پل مسکل نقش پسر سازندهٔ دستکش و معلم لاتین پاره‌کار به نام ویل را ایفا می‌کند. شایعه‌ای وجود دارد که آگنس دختر یک جادوگر جنگل باشد؛ او سعی نمی‌کند این شایعه را رد کند: نیمهٔ وقتش را در دل جنگل می‌گذراند، همراه با یک شاهین خانگی، در حال جمع‌آوری گیاهان دارویی و قارچ‌ها برای تهیهٔ مرهم و معجون. برای تأکید بر این‌که او یکی است با طبیعت، یک صحنه را می‌بینیم که دوربین از بالا به آسمان از طریق شاخه‌های در حال صدا زدن نگاه می‌کند؛ تصویری که در سال‌های اخیر تبدیل به نماد شده است. همزمان، ویل در زیر شیروانی‌اش پیش‌نویس اولیهٔ رمان رومئو و جولیت را می‌نویسد؛ از صحنه‌های نخستین واضح است که همنت فیلمی صریح و ساده نخواهد بود.

    باکلی بازی‌ای بسیار به‌سبک خودش ارائه می‌دهد. همانند بسیاری از شخصیت‌های او، آگنس یک شورشی سرسخت، زمین‌دار و صادق‌تر از هر‌کس در اطرافش است. طبیعتاً، ویل که مردی مضطرب است به‌زودی دلبسته می‌شود و می‌گوید: «آرزو دارم که به تو متعهد شوم». این رمانس گرم و شیرین است، اما چندان قابل باور به‌نظر نمی‌رسد. شکسپیرهای تازه‌عروسی زندگی‌ای ایده‌آل و همانند کارت‌پستال با دخترشان سوزانا و دوقلوهای دوست‌داشتنی‌شان، همنت (جاکوبی جیوپ) و جودیت (اولیویا لینز) می‌گذرانند. (یکی از نکات داستانی این است که دوقلوها به‌طرز عجیبی شبیه هم هستند؛ بنابراین تأسف است که بازیگرها اصلاً به‌هم شبیه نیستند.) استراتفورد‑آپون‑آون به‌طرز عجیبی خالی از خانه‌ها و مردم است. مکالمات ساختگی پر از نقل‌قول‌هایی از نمایشنامه‌های شکسپیر و توضیحاتی است که همهٔ حاضرین در صحنه قبلاً می‌دانستند. پدر زورگوِ ویل او را دو بار «بی‌فایده» می‌نامد (و در بار دوم ویل او را از گلو می‌گیرد و به دیوار می‌کوبد، دقیقاً همان‌طور که شخصیت مسکل در فیلم Normal People به برادر دوست‌دخترش ضربه می‌زد، اما با صدای بلندتر).

    ممکن است سخت‌گیرانه باشد که یک درام تاریخی را به‌دلیل پیروی از قالب‌های این ژانر سرزنش کنیم، اما این قالب‌ها در فیلمی به کارگردانی چلوئه ژائو به‌شدت ناهمخوان به‌نظر می‌رسند. ما در مورد پروژهٔ ناکام مارول او، Eternals، صحبت نمی‌کنیم، اما Nomadland و فیلم پیشین او، The Rider، به‌دلیل طبیعت‌گرایی‌شان مسحورکننده بودند. تماشای آن‌ها همانند گوش‌دادن به افراد واقعی در محیط‌های واقعی بود. همنت، با اجراهای پرسر، ارجاع‌های مطالعه‌شده و لحن جدی‌آمیز خود، بیشتر شبیه بایوپیک‌های موسیقی است که شخصی می‌گوید: «هی، جان، می‌خواهیم از پنی‌لین به استروبری فیلدز برویم تا الینور ریگبی را ببینیم؟»

    پس چرا این‌قدر از آن تحت تأثیر قرار گرفته‌اند؟ پاسخ ساده این است که فیلم بر دل‌ها می‌کشد و مسیرهای اشک را با بی‌رحمیتی مطلق هدف می‌گیرد. وقتی ویل با بلاک نویسندگی مواجه می‌شود، در میان شب فریاد می‌زند و مشت‌هایش را بر روی میز می‌کوبد؛ این صحنه می‌تواند نامزدی اسکار برای مسکل را تضمین کند. و وقتی جودیت و سپس همنت به‌شدت به طاعون مبتلا می‌شوند، آگنس با فریادهای پرسر و ناشنیده از ته دل می‌پرید که قطعاً نامزدی اسکار برای باکلی را تضمین می‌کند. این صحنه‌ها طبیعتاً ناراحت‌کننده‌اند. چگونه می‌توانند نباشند، وقتی پسری کوچک در درد و رنج فراوان فریاد می‌زند و مادرش با زاری پرشور فریاد می‌کند؟ اما چون ما می‌دانیم از دست دادن یک کودک چه‌قدر دلخراش است، این صحنه‌ها به‌نظر می‌رسد بیشتر تحریک‌کننده (سئول) هستند تا بینش عمیق.

    فیلم همچنین در صحنه‌ای که پس از مرگ همنت، آگنس برای دیدن اولین اجرای هملت در تئاتر گلوب می‌رود، همان‌طور که رفتارهای تحریک‌آمیز نشان می‌دهد. ویل هنگام ارائهٔ دیالوگ‌های خود به‌ناراحتی می‌گریزد؛ تمام تماشاگران سالن به‌صورت جمعی به‌حالت هیپنوتیزم می‌افتند و سمفونی‌های ماکس ریچتر در قطعهٔ «On the Nature of Daylight» (که در Arrival نیز به کار رفته و در بسیاری از فیلم‌ها شنیده می‌شود) برای چند دقیقه فضا را پر می‌کند. اگر صحنه‌های ابتدایی همنت برای‌تان جذاب بود، پایان غیرقابل باور ممکن است شما را به‌سیلاب اشک بکشاند. اما چون چلوئه ژائو به‌شدت سعی می‌کند این اثر را القا کند، بینندگان دیگر ممکن است به‌یاد خطی از مکبث دربارهٔ قصه‌ای که پر از سر و صدا و خشم است اما به‌هیچ چیز اشاره نمی‌کند، بیفتند.

    این بینندگان همچنین دربارهٔ ادعای مرکزی فیلم که شکسپیر هملت را در واکنش به سوگ خود نگاشته است، تردید دارند. این فرضیت کاملاً قابل‌قبول است؛ چرا که نمایش به‌موضوع سوگواری، پدران و پسران می‌پردازد، اما چلوئه ژائو برای یافتن ارتباطات روشن‌تر دیگری دچار مشکل می‌شود. یکی از مثال‌های پیوند همنت/هملت این است که پس‌زمینهٔ صحنهٔ نمایش با یک جنگل عمیق‌سبز رنگ‌آمیزی شده که بینندگان را به جنگلی که ویل و آگنس ملاقات کردند، یادآور می‌شود. ولی هملت در جنگل تنظیم نشده است؛ بنابراین استفادهٔ طراحان صحنهٔ گلوب از این پس‌زمینه منطقی به‌نظر نمی‌رسد.

    یک پیوند ظاهری دیگر این است که در نمایش صحنه‌ای از مبارزهٔ شمشیر وجود دارد و همنت و ویل در باغ تمرین‌های نمایش شمشیری می‌کردند. باز هم، این ممکن است برای بینندگان فیلم احساسی‌زا باشد چون صحنهٔ مبارزهٔ شمشیری را یک ساعت پیش مشاهده کرده‌اند. اما آیا این بازتاب چیزی روشن‌کننده دربارهٔ تبدیل زندگی به هنر می‌گوید؟ یا صرفاً ما را به‌حالت غم‌انگیز می‌کشاند؟

    آگنس در ادامهٔ نمایش سؤال دیگری می‌پرسد: «این همه چه‌ارتباطی با پسرم دارد؟». رمان پاسخ‌های جذابی برای این سؤال می‌دهد، اما فیلم به‌اندازهٔ کافی ظرافت ندارد تا همان‌ند را ارائه دهد.

    ★★☆☆☆

  • دیدار دعایی دارمندرا: بابی دیول، پسرش، به‌وضوح احساسی می‌نماید؛ رخا، جکی شروف، سیدارت مالوترا و دیگران برای ادای احترام می‌آیند

    دارمندرا محبوب بالیوود در تاریخ ۲۷ نوامبر، پس از درگذشتش در ۲۴ نوامبر ۲۰۲۵، با یک «جشن زندگی» گرامی‌داشت شد. خانواده، از جمله بابی دیول و سانی دیول، به همراه ستارگان صنعت سینما نظیر سیدارت مالوترا و جکی شروف، در تاج لندز اند جمع شدند. سونو نیگام آهنگ‌های مشهور خود را اجرا کرد که روح شادی‌جوی دارمندرا را بازتاب می‌داد. هما مالینی ادای احترام صمیمانه‌ای انجام داد و به یاد میراث پایدار او اشاره کرد.

    دیدار دعایی دارمندرا: بابی دیول، پسرش، به‌وضوح احساسی می‌نماید؛ رخا، جکی شروف، سیدارت مالوترا و دیگران برای ادای احترام می‌آیند

    افسانه بالیوود دارمندرا در تاریخ ۲۴ نوامبر ۲۰۲۵ درگذشت. برای تجلیل از زندگی او، خانواده‌اش یک اجتماع ویژه در روز پنجشنبه، ۲۷ نوامبر، در تاج لندز اند باندره برگزار کرد. این مراسم به نام «جشن زندگی» شناخته می‌شود. طرفداران و اعضای صنعت سینما برای ادای احترام به این بازیگر مستند حضور یافتند.

    بابی دیول احساسی می‌نماید

    در میان نخستین افرادی که رسیدند، خانواده دارمندرا، پسر بابی و پسر سانی دیول به نام کارن دیول، و برادرزاده آبهی دیول بودند. بابی دیول هنگام ورود به‌وسیله خودروی خود به‌وضوح احساسی می‌نماید. کارن و آبهی دیول نیز پیوستند و حمایت آرام خود را نشان دادند.

    سلبریتی‌های بالیوود برای ادای احترام به ستاره می‌آیند

    چندین سلبریتی بالیوود برای ادای آخرین احترام به این بازیگر پیشین حضور یافتند. بازیگر باتجربه رخا، سیدارت مالوترا، ارهان خان، آمریتا آرورا، شارمان جوسی، سنیل شتی و جکی شروف در محل مشاهده شدند. انتظار می‌رود با پیشرفت شب، ستارگان بیشتری به جمع بپیوندند.

  • «مادر به‌طرز عمیق زخمی شد، اما ما ادامه دادیم»: فرحان اختر درباره عدم دریافت اعتبار نویسندگی هانی ایرانی برای «DDLJ»

    «مادر به‌طرز عمیق زخمی شد، اما ما ادامه دادیم»: فرحان اختر درباره عدم دریافت اعتبار نویسندگی هانی ایرانی برای «DDLJ»
    در یک افشاگری صادقانه، فرحان اختر درباره جراحات عاطفی که مادرش، هانی ایرانی، پس از این‌که برای فیلم نمادین «دل‌والے دلہنیا لے جاؤ» اعتبار نویسندگی دریافت نکرد، گفت. این قصور، روابطش با خانواده چوپرا را تحت فشار قرار داد و پیوندهای عزیز دوران کودکی را دچار شکاف کرد.

    در یک افشاگری صادقانه، فرحان اختر درباره جراحات عاطفی که مادرش، هانی ایرانی، پس از این‌که برای فیلم نمادین «دل‌والے دلہنیا لے جاؤ» اعتبار نویسندگی دریافت نکرد، گفت. این قصور، روابطش با خانواده چوپرا را تحت فشار قرار داد و پیوندهای عزیز دوران کودکی را دچار شکاف کرد.

    فیلم کلاسیک نمادین به کارگردانی شاهرخ خان و کاجول «دل‌والے دلہنیا لے جاؤ» برای کسی قابل فراموشی نیست؛ دلایل آن بسیاری است، از بازی‌های شگفت‌انگیز، ترانه‌ها، تا فیلمنامه‌ی برجسته آن. در حال حاضر، بازیگر‑کارگردان فرحان اختر درباره درد مادرش، هانی ایرانی، که به‌دلیل عدم دریافت اعتبار نویسندگی برای این فیلم عاشقانه زخم‌خورده بود، در میان گذاشت.

    در حالی که آدیتیا چوپرا به‌مدت طولانی به‌عنوان تنها نویسنده این فیلم شناخته می‌شود، گزارش‌های فراوان نشان می‌دهند که هانی ایرانی، که به‌طور عمیق در مرحلهٔ نوشتن فیلمنامه مشارکت داشته، هرگز اعتبار شایسته‌ای که معتقد بود سزاوارش است، دریافت نکرد. به‌نظر می‌رسد این موضوع باعث شد او تصمیم بگیرد دیگر هرگز با یاش چوپرا یا آدیتیا همکاری نکند.

    راشی خانا جادوی پشت‌صحنه را با فرحان اختر در «120 Bahadur» به اشتراک می‌گذارد.

    فرحان اختر درباره رنج خانوادگی و پیوندهای شکسته سخن می‌گوید

    در حین تبلیغ فیلم «120 Bahadur»، فرحان اختر به مِید‑دی گفت که این جنجال برای خانواده‌اش به‌صورت عمیق زخمی‌کننده بوده است، به‌دلیل رابطهٔ نزدیک شخصی آنها با خانواده چوپرا. او این وضعیت را «دل‌خراش» توصیف کرد؛ نه تنها از لحاظ حرفه‌ای، بلکه از لحاظ شخصی، چون هانی ایرانی و خانواده چوپرا تقریباً همانند یک خانواده بزرگ بودند. فرحان به یاد آورد که همراه با آدیتیا و اودای چوپرا بزرگ شده بود و این شکاف او را عاطفیً لرزان کرد. «این برایم بسیار آزاردهنده بود، چون این افراد را تمام طول زندگی‌ام می‌شناختم،» او بیان کرد. این ماجرا دوستی‌های کودکی را تحت فشار قرار داد و فاصلهٔ عاطفی‌ای ایجاد کرد که به سال‌ها زمان برای بهبود نیاز داشت.

    رها شدن پس از دهه‌ها سکوت و رنج

    چند سال پس از آن، فرحان می‌گوید که صلح را بر سرزنش ترجیح داده است. به گفتهٔ او، تمام طرف‌های درگیر به‌نحوی باشکوه پیش‌رویی کرده و گذشته را پذیرفته‌اند، به‌گونه‌ای که خاطرات تلخی جای خود را به احترام می‌دهند. او گفت: «در میان افرادی که یکدیگر را دوست دارند، اتفاقات رخ می‌دهد؛ در زمان مناسب باید ببخشید و فراموش کنید»، و این نکته را تأکید کرد که روابط حتی در چارچوب خانواده نیز می‌توانند دچار چالش شوند.

    با وجود این غم، فرحان تأکید کرد که فرآیند بهبود ابتدا قرار گرفته و پیوند میان هر دو خانواده همچنان برای او اهمیت عمیقی دارد.

    در زمینهٔ کاری نیز، فیلم «120 Bahadur» به کارگردانی فرحان اختر نظرات بسیار مثبتی دریافت کرده است.

  • تبلیغات فیلم نیلوفر فواد خان و ماهیرا خان، یک کلاس استادی در بازاریابی

    تبلیغات فیلم نیلوفر فواد خان و ماهیرا خان، یک کلاس استادی در بازاریابی

    بقیه صنعت باید این نکات را جدی بگیرد!

    وقتی دو ستارهٔ پردرآمد پاکستان، فواد خان و ماهیرا خان، برای ترویج فیلم آیندهٔ خود نیلوفر به هم پیوستند، این کمپین کمتر شبیه تبلیغات معمولی فیلم و بیشتر شبیه کتابچهٔ راهنمای بازاریابی چندلایه و دقیق‌الپوش شد.

    گذشته از رونمایی معمولی تریلر، بازدیدهای مراکز خرید و حضورهای بین‌المللی، تبلیغات نیلوفر شمول‌پذیر و جامع بودند. تیم ترکیبی از روایت احساسی، تبلیغات فراگیر و دسترسی مستقیم به هواداران پایه‌ای را با ارتباطات دیاسپورا ترکیب کرد؛ روشی که برای بازار پاکستانی برای نخستین بار به کار رفت.

    دلیل اینکه تبلیغات نیلوفر این‌قدر متفاوت بودند، در این است.

    سرودی به لاھور از طریق تور اتوبوس لاھور

    یکی از اقدامات پر سر و صدای این کمپین، بردن تبلیغات نیلوفر به یک تور اتوبوس‌گردی لاھور به همراه گروهی از اینفلوئنسرها بود. تصور کنید که در یک اتوبوس عمومی با بزرگ‌ترین ستاره‌های پاکستان ملاقات کنید!

    فراتر از مفهوم نوآورانه تبلیغات در اتوبوس، فهرست مهمانان نیز جالب بود — این افراد اینفلوئنسرهای معمول زندگی‌سبک نبودند که در یک تبلیغ فیلم می‌بینید. از سازندگان محتوای طنز مانند عبدالرحمان و انسار تا افراد کم‌نورتر، این تور اتوبوس سرودی به لاھور بود که بر اساس گفتهٔ فواد، خود فیلم نیز همان‌گونه است.

    ویدئوهایی که از این تور اتوبوس به دست آمدند، شاد، هوشمندانه و از همه مهم‌تر ویروسی بودند. این ویروسی شدن باعث جلب توجه رسانه‌های اصلی شد و دسترسی را فراتر از مخاطبان معمول سینماگرا گسترش داد.

    ملاقات با نسل Z در جایی که هستند — در دانشگاه!

    تبلیغات نیلوفر در دانشگاه‌ها، مانند LUMS و UCP در لاھور، گامی هوشمندانه و نوآورانه بود چرا که دقیقاً نسل Z را در جایی که حضور دارند — در دانشگاه‌ها، در محیط‌های اجتماعی خود، و در فضایی فرهنگی که به آن اعتماد دارند — ملاقات کرد. با این‌که بسیاری از جوانان پاکستانی احساس قطع ارتباط با سینمای محلی اصلی می‌کردند، حضور مستقیم فواد و ماهیرا در دانشگاه‌ها به بازتنظیم این رابطه کمک کرد.

    این امر باعث شد تبلیغات فیلم به یک تجربه بدل شود نه فقط یک آگهی؛ دانشجویان به نزدیک‌ترین ارتباط با ستاره‌ها دست یافتند، گفت‌وگوی ارگانیک شکل گرفت و لحظات قابل‌اشتراک‌گذاری به وجود آمد که حس می‌کردند مخصوص نسلشان طراحی شده‌اند. با برخورداری از مخاطبان دانشگاهی به‌عنوان یک بخش اصلی نه‌چیزی پس از فکر، تیم نیلوفر به قدرت تقویت اجتماعی به‌رهبری جوانان دست یافت و سینمای پاکستان را به گروه جمعیتی که به‌طور فزاینده‌ای روندهای آنلاین را می‌سازد — و می‌تواند شتاب‌گیری فروش بلیط را تقویت کند، معرفی کرد.

    همچنین، بزرگ فکر کنید — یک فضا و یک جمعیت عظیم که محتوای تولیدشده توسط کاربران را بهتر از هر بخش دیگری تولید می‌کند.

    اصالت احساسی، نه فقط روابط عمومی صیقلی

    شاید اینجاست که ستارگان شایستگی بیشتری نسبت به آژانس بازاریابی خود دارند. در طول تبلیغات، ماهیرا و فواد هر دو احساسات خود را نشان دادند — چه هنگامی که ماهیرا دربارهٔ کراچی صحبت می‌کرد و صدایش مملو از نوستالژی بود و چه فواد دربارهٔ حمایت‌ها و دوستانش در زمان‌های دشوار سخن می‌گفت.

    برای ماهیرا، این شاید به‌طور طبیعی‌تری باشد، اما آنچه برای مخاطبان تعجب‌برانگیز بود، باز شدن فواد بود؛ چرا که او معمولاً فردی بسیار محتاط است. این لحظات صریح و باز، حس کسب‌وکار طبیعی داشتند نه ساختگی؛ و باعث پوشش رسانه‌ای گسترده و گفت‌وگوی اجتماعی بیشتری شدند که فیلم را به‌جای صرفاً تبلیغی، به‌عنوان اثر فرهنگی مرتبط به‌نظر می‌آورد.

    مخاطبان امروزی اصالت را دوست دارند و به آن پاداش می‌دهند. وقتی تبلیغات افراد مشهور شامل آسیب‌پذیری می‌شود، از تردیدها عبور می‌کند و دهان‌به‌دهن قوی‌تری ایجاد می‌کند.

    فواد همچنین به‌خوبی برای تبلیغات فیلم باز شد — برای مثال وقتی تیم یک نشریه را برای صرف قهوه به منزل خود دعوت کرد و برایشان یک فنجان قهوه دم کرد! مخاطبان هوشمند هستند — آن‌ها هنگامیکه ستارگان فراتر از انتظار عمل می‌کنند، قدردان می‌شوند.

    بردن تبلیغات به جاده — به معنای واقعی کلمه

    چه کسی تصور می‌کرد که تبلیغات فیلم‌های پاکستانی روزی با یک پلتفرم بازاریابی خودرو مانند Pak Wheels و مؤسس آن سونیل منج درگیر شود؟ اما این همان چیزی بود که تبلیغات را جالب و منحصر به‌فرد کرد — آن‌ها فضاهای پربازده را تحلیل کردند و به‌کار گرفتند.

    منج به‌خاطر نقدهای خودرویی‌اش شناخته شده است — گاهی با صاحبین همان خودروها که رانندگی می‌کردند یا در صندلی مسافر می‌نشستند. در ویدیویی که فواد و ماهیرا در آن حضور داشتند، او مرسدس کلاسیک موجود در فیلم را رانندگی کرد در حالی که ماهیرا و فواد همراه او بودند و کمی دربارهٔ خودرو، کمی دربارهٔ فیلم و خودشان صحبت کردند.

    بدون شک این روش جالبی برای تبلیغ یک فیلم بود، اما با توجه به این‌که خودرو ظاهراً نقش مهمی در نیلوفر ایفا می‌کند، معنایی داشت.

    جلوه، جلوه و بیشتر جلوه

    در انتها، اگرچه کمتر نباید فراموش شود، انتشار آخرین رقص، یک عکاسی بسیار شیک برای Mashion بود که ماهیرا و فواد را در شیک‌ترین ظاهرهایشان به تصویر کشید.

    درسی بزرگ‌تر برای بازاریابی فیلم‌های پاکستانی

    راهنمای تبلیغاتی نیلوفر آموزنده است زیرا اصول بازاریابی مدرن را با دانش فرهنگی بومی ترکیب می‌کند: از قدرت ستاره‌ها بهره ببرید اما ستاره‌ها را به‌طور گسترده به اشتراک بگذارید؛ لحظات اصیل ایجاد کنید، اما آن‌ها را به‌گونه‌ای ساختار دهید که محتوای قابل تکرار تولید شود؛ و فراتر از پیش‌سوارهای کراچی/لاهور به نقاط تماس منطقه‌ای و بین‌المللی فکر کنید. نتیجه یک کمپین است که هم صمیمی و هم مقیاس‌دار به‌نظر می‌رسد. این ترکیب در اکوسیستم هنوز در حال رشد تبلیغات فیلم در پاکستان نادر است.

    «ما به‌طور دقیق هدف‌گذاری کردیم تا کمپینی بسازیم که با روح داستان هم‌خوانی داشته باشد»، شیرین رحمان، طراح اصلی تبلیغات نیلوفر به Images گفت. «این فیلم چیزی نیست که پاکستان معمولاً به صفحه سینما می‌آورد. تازه، متفاوت است و جذابیت دنیای قدیمی را دارد که هنوز برای تمام نسل‌ها — از نسل Z تا میلنیال‌ها و نسل X — قابل‌ارتباط است»، او توضیح داد.

    او افزود که چون این اولین بار بود که فواد به‌طور کامل وارد یک چرخه تبلیغاتی شد، آن‌ها استراتژی دقیقی از پایه طراحی کردند — به دانشجویان، مراکز خرید، برندها و هر جایی که مخاطبان به‌صورت واقعی جمع می‌شوند دست یافتند. «ما نمی‌خواستیم فقط به یک طبقه یا یک بخش صحبت کنیم؛ ایده این بود که کل کشور احساس شمول داشته باشد. به همین دلیل کمپین از لحظات عمومی و بازار گسترده تا یک راه‌اندازی فرهنگی با ریشه در موسیقی گسترش یافت.»

    حسان خالد، مدیر اجرایی فیلم، نظرات شیرین رحمان را تأیید کرد و گفت که استراتژی تبلیغاتی بر پایهٔ مشارکت‌های با تأثیر بالا و تعامل هدفمند با مصرف‌کنندگان استوار است. «با هم، ابتکارات مختلف یک برنامهٔ متمرکز و چند کاناله را شکل می‌دهند که هدف آن حداکثر رساندن دسترسی، افزایش تبدیل‌ها و جایگذاری نیلوفر به‌عنوان یکی از پرانتظارترین نشرهای سال است»، او افزود.

    تصویر جلد توسط حسین ماندویلا

  • نقد «جاسوس مخفی»: کارناوال در برابر خون‌ریزی

    در این اثر برجستهٔ کلبر مندونسا فیلو که عمدتاً در سال ۱۹۷۷، دوران دیکتاتوری نظامی برزیل، می‌گذرد، وگنر مورا به‌عنوان شخصیت مرکزی ظاهر می‌شود.

    مردی با موهای تیره و ریش، به‌ضد یک ساختمان تکیه‌دار است، کنار یک خودرو زرد، زیر آسمان ابری. او پیراهن کوتاه‌دست روشن‌رنگ به تن دارد.
    وگنر مورا در «جاسوس مخفی». اعتبار… نئون
    جاسوس مخفی
    انتخاب سرنقد نیویورک تایمز
    کارگردان: کلبر مندونسا فیلو
    جنایی، درام، معما، هیجان‌انگیز
    R
    ۲ ساعت ۳۸ دقیقه

    آثاری که به مقاومت در برابر ستم می‌پردازند به ندرت خنده و شادی را به‌وجود می‌آورند و قطعاً کمتر اندامی از یک پای خورده‌شده را به شوخی تبدیل می‌کنند. در آخرین شاهکار خود، «جاسوس مخفی»، کارگردان برزیلی کلبر مندونسا فیلو حس آزادی‌خواهی را به‌کار می‌گیرد و در میان ترس، خنده می‌یابد. فیلم که در سال ۱۹۷۷، در دوران دیکتاتوری نظامی برزیل آغاز می‌شود، عمدتاً از راهروهای قدرت سیاسی دور می‌ماند و به‌جای آن در نور خورشید و بر روی زمین می‌گذرد؛ جایی که مردم در لحظهٔ حاضر و در مکانِ جاری زندگی می‌کنند. برخی کارناوال را با پای برهنه جشن می‌گیرند و با شادی در خاک می‌رقصند، در حالی که دیگران به‌دلیل خشونت سرنگون می‌شوند و خونشان در خاک می‌ریزد.

    حس ناامیدی در مارسیلو، شخصیت افسرده‌ای که توسط وگنر مورا به‌خوبی به تصویر کشیده شده، واضح است؛ او پس از آغاز فیلم، به شهر رسیفی می‌رسید. او پیش‌تر استاد دانشگاه بوده و به‌دنبال پناه به این شهر شمال‌شرقی در سواحل اقیانوس اطلس سفر کرده است. در آنجا خانه‌ای نو می‌سازد و وضعیت‌اش به‌تدریج، به‌همراه گذشته‌اش، واضح می‌شود. فقدان همسرش، فاطیما (آلیس کاروالهو) که به‌طرز تراژیک درگذشت، بر او سنگینی می‌کند؛ در حالی که پسر جوانشان، فرناندو (انزو نونز)، کودکی شاد که با پدربزرگ و مادربزرگ مادری‌اش در رسیفی زندگی می‌کند، به‌نظر می‌رسد پیوند محکم‌ترین مارسیلو به آینده باشد.

    نوشته و کارگردانی شده توسط مندونسا فیلو، این داستان به‌صورت دوربرگردان مسیر مارسیلو را در رسیفی، پایتخت ایالت پرنامبوکو، پیگیری می‌کند. این شهر مکانی است که کارگردان بارها به آن بازگشته است؛ از جمله در «آکوارئوس» (۲۰۱۶). همچنین مرکز «تصاویر اشباح» (۲۰۲۴) است؛ مدیتیشنی پر احساس دربارهٔ فضاهای جسمی و ذهنی که او در آن‌ها ساکن بوده، که از اتاق‌هایی آغاز می‌شود که مادرش به خانه تبدیل کرده بود و برای او دروازه‌ای به دنیای وسیع‌تر شد.

    سایه‌های تهدید‌آمیز بر فراز آن جهان در «جاسوس مخفی» حاکم‌اند، حتی اگر نور خیره‌کنندهٔ خورشید، معادل گرمای پیوندهای دوستانه‌ای باشد که مارسیلو پس از ورود به رسیفی می‌سازد. اولین ارتباط او با دونا سباستیانا (تانیای ماریا) است؛ زنی کوچک و پرند‌مانند که صدای عمیق و خشنش بوی سیگارهای فیلتر نشده و ویسکی صاف دارد. او ارتباط نزدیک برای تعدادی از پناهندگان سیاسی دیگر در این ساختمان است؛ مرکز پرجنب‌وجوشی که با وجود وضعیت اضطراری و اضطراب فراریان همچنان فعال است. هنگامی که مارسیلو می‌رسد، برخی افراد خارج از ساختمان، همراه با مردان، زنان و کودکان دیگر، کارناوال را جشن می‌گیرند؛ موسیقی می‌نوازند، می‌رقصند، می‌نوشند و خوش می‌گذرانند. این گروه شاداب، نیروی زندگی‌اش به‌عنوان تندی به نیروهای بزرگ‌تر و قاتل که در حال کار هستند، ظاهر می‌شود.

    دیکتاتوری در «جاسوس مخفی» همواره حضور دارد؛ دوره‌ای که مندونسا فیلو با تواضع کمینه‌گرانه در ابتدای فیلم به‌عنوان «دوره‌ای از خرابکاری بزرگ» معرفی می‌کند و از طریق تجربه‌های واقعی شخصیت‌ها به‌وضوح نمایان می‌شود. کمی پس از اسکان مارسیلو، او کار در یک دفتر شناسایی دولتی را آغاز می‌کند؛ فضایی بی‌روح که دیوارهای آن با پرتره‌های رئیس‌جمهور برزیل، ارنستو گیزل، چهارمین از پنج رهبر نظامی این دوران، تزئین شده‌اند. در یک صحنه، مارسیلو روزنامه‌ای می‌خواند؛ صفحه‌ای که سرخط آن «بحث دربارهٔ دموکراسی» به‌دوربین نشان داده شده است. او نیازی به خواندن دربارهٔ واقعیتی که در آن زندگی می‌کند، که عمدتاً با ترس اما گاهی با لحظات شادی همراه است، ندارد.

  • چرا این ستاره بالیوود از فیلم‌های جنوب هند دوری می‌کند

    چرا این ستاره بالیوود از فیلم‌های جنوب هند دوری می‌کند

    سنیل شتی دلیل اینکه چرا به‌ندرت در فیلم‌های جنوب هند ظاهر می‌شود، با این‌که منگالوری است، فاش کرد.

    بازیگر گفت که اگرچه پیشنهادهای متعددی دریافت می‌کند، اما آن‌ها را نمی‌پذیرد؛ چرا که قهرمانان بالیوود معمولاً در سینمای جنوب در نقش‌های منفی به کار گرفته می‌شوند.

    در گفت‌وگو با The Lallantop، سنیل گفت: «من از جنوب پیشنهاد دریافت می‌کنم، اما یک روند وجود دارد؛ می‌بینید که قهرمانان هندی بیشتر به‌صورت نقش‌های منفی پیشنهاد می‌شوند. آن‌ها می‌خواهند ما را به‌عنوان ضدقهرمانان قدرتمند به تصویر بکشند، چون این کار برای صفحه نمایش و مخاطب مؤثر است. این چیزی است که من ترجیح نمی‌دهم.»

    او افزود که فقط برای نشان دادن همکاری با این سوپراستار، با راجینیکانت کار کرد. سنیل همچنین اخیراً در نقش کوچکی در فیلم Jai ظاهر شد و گفت این کار را برای حمایت از تیم انجام داد.

    او گفت: «امروزه مانع زبانی وجود ندارد. اگر مانعی باشد، به دلیل محتواست. اگر محتوا خوب باشد، تمام مرزها را می‌پیماید.»

    در همین حال، سنیل شتی به‌زودی به‌عنوان مجری برنامه «Bharat Ke Super Founders» در Amazon MX Player ظاهر می‌شود.

    این سریال واقع‌گرایانه با ریسک بالا، بنیان‌گذاران نویدبخش استارتاپ‌های هند را که در مقابل رهبران برتر تجاری پروژه‌های خود را ارائه می‌دهند، به نمایش می‌گذارد؛ این برنامه با تعهد سرمایه‌گذاری به‌مقدار ۱۰۰ کرور روپیه پشتیبانی می‌شود.

    به‌عنوان مجری و مربی، سنیل تجربه، رهبری آرام و باور عمیق به توانمندی‌های کارآفرینی هند را به این برنامه می‌آورد. او افزود که این برنامه «افراد تحول‌ساز که آینده را می‌سازند» را گرامی می‌دارد.

    در زمینه فیلم، سنیل شتی همچنین قرار است در «هرا فری ۳» و «Welcome To The Jungle» ظاهر شود.

  • ادامه‌نامه‌ها لغو شدند: انیمیشن دیزنی به خلق فیلم‌های اصلی باز می‌گردد

    جودی هوپس در «زوتوپیا ۲»، السا در «فروزن ۲» و موآنا در «موآنا ۲».

    اعتبار: استودیو انیمیشن والت دیزنی

    استودیو انیمیشن والت دیزنی به‌طور آرام تأیید کرد که به شکل کلاسیک خود باز می‌گردد و برای هواداران فیلم‌های اصلی می‌سازد. این افشاگری در حالی می‌آید که می‌توان آن را «دورهٔ ادامه‌نامه‌ها» نامید؛ دوره‌ای که استودیو در آن نظرات بسیار مثبت و فروش‌های چشمگیر را در اکران شکرگزاری خود، زوتوپیا ۲ (2025)، به‌دست آورده است.

    آیا تمام فیلم‌های دیزنی اکنون ادامه‌نامه هستند؟

    دلیل تمرکز دیزنی و پیکسار بر ادامه‌نامه‌ها و بازسازی‌ها در سال‌های اخیر به‌راحتی قابل درک است. فیلم‌های زنده‌اکشن لیلو و استیچ (2025)، موآنا ۲ (2024)، Inside Out ۲ (2024) و فروزن ۲ (2019) همگی با موفقیتی چشمگیر در گیشه روبه‌رو شدند و جزو پرپخش‌ترین‌ها در Disney+ هستند. در حالی که برخی فیلم‌های اصلی نظیر اینکنتو (2021) به‌طوری شگفت‌انگیز موفق شدند، دیگران مثل دنیای عجیب (2022) و Wish (2023) به‌طرز شدیدی شکست خوردند.

    کلاَد جستجوگر (جیک گیلن‌هال) با سگ لگند. اعتبار: دیزنی
    اعتبار: دیزنی

    البته هر ادامه‌نامه، شاخه‌پروژه یا بازسازی زنده‌اکشن موفق نبود؛ اِهٔ، به شما اشاره می‌کنم، لایت‌یر (2022) و سفیدبرف (2025). با این حال واضح است که دیزنی تصمیم گرفته است افزودن به یک مجموعهٔ محبوب، ریسک کمتری نسبت به سرمایه‌گذاری در داستان‌های اصلی دارد.

    پس از اکران زوتوپیا ۲، شرکت چندین بازسازی یا ادامه‌نامه در برنامهٔ انتشار خود دارد، از جمله زنده‌اکشن موآنا (2026)، داستان اسباب‌بازی ۵ (2026) و فروزن ۳ (2027). بازیگران اصلی فروزن (2013) پیشاپیش برای فیلم چهارمین از مجموعهٔ «پرنسس دیزنی» تعهد کرده‌اند، اما تاریخ انتشار هنوز اعلام نشده است.

    با وجود موفقیت آشکار در گیشهٔ اکثر ادامه‌نامه‌ها، طرفداران به‌تدریج از محتوای تکراری املاک فکری (IP) خسته شدند. آن‌ها آماده‌اند که استودیو انیمیشن والت دیزنی دوباره ریسک کند و شاید حتی دوره‌ای نوین از رنسانس دیزنی را به ارمغان آورد؛ دوره‌ای که شبیه به همان دوره‌ای است که شاهکارهای کلاسیکی همچون پری دریایی (۱۹۸۹)، زیبایی و هیولا (۱۹۹۱) و شاه‌شیر (۱۹۹۴) را به وجود آورد. در نهایت، به‌نظر می‌رسد دیزنی به حرف‌های مخاطبان گوش داده است.

    دوران جدیدی برای انیمیشن والت دیزنی

    خانواده لینکسلی در زوتوپیا ۲
    اعتبار: استودیو انیمیشن والت دیزنی

    شرکت والت دیزنی پیش‌تر وعده داد که برنامهٔ «تولید بیش‌تر نسبت به کیفیت» که تحت نظارت مدیرعامل باب چاپک تدوین شده بود، بازنگری کند؛ برنامه‌ای که منجر به انتشار مستمر سریال‌های جدید با نقدهای ضعیف در Disney+ شد. مارول، لوسی‌فیلم، پیکسار و استودیو انیمیشن والت دیزنی همگی تحت این تغییرات تحت‌تأثیر قرار گرفتند و پروژه‌های متعددی که در دست توسعه بودند، از جمله یک سریال انیمیشنی مبتنی بر «پرنسس و قورباغه» (۲۰۰۹)، لغو شدند.

    اکنون استودیو انیمیشن والت دیزنی در حال تغییر مسیر است. در مصاحبه‌ای با نیویورک تایمز دربارهٔ کار نوشتن و کارگردانی زوتوپیا ۲، جرد بوش وعده داد که یک داستان انیمیشنی اصلی در سال ۲۰۲۸ به سینماها می‌آید.

    بازیگران «زوتوپیا ۲»
    اعتبار: استودیو انیمیشن والت دیزنی

    «این یک دنیای انسانی نیست»، بوش گفت که دربارهٔ سبک هنری یا طرح داستان فیلم حرفی نزد. «این بسیار سبک متفاوتی است نسبت به کارهای معمول ما.»

    جرد بوش تأیید کرد که استودیو انیمیشن والت دیزنی در سال ۲۰۲۸ یک فیلم اصلی عرضه خواهد کرد.

    «این دنیای انسانی نیست. این سبک بسیار متفاوتی نسبت به کارهای معمول ماست.»

    (منبع: @nytimes)

    جرد بوش تأیید کرد که استودیو انیمیشن والت دیزنی در سال ۲۰۲۸ یک فیلم اصلی عرضه خواهد کرد.

    «این دنیای انسانی نیست. این سبک بسیار متفاوتی نسبت به کارهای معمول ماست.»

    (منبع: @nytimes) pic.twitter.com/XhHA4scsmG

    — بورد واک تایمز (@BoardwalkTimes) ۲۶ نوامبر ۲۰۲۵

    در پاسخ به پرسشی درباره این‌که آیا دیزنی فیلمی به سبک انیمه، مشابه «شکارچیان شیطان کی‌پاپ» (۲۰۲۵) نتفلیکس، امتحان خواهد کرد، بوش افزود که «بسیار – خیلی» زمان را صرف تفکر درباره «تحول» در سبک‌های هنری کرده است.

    یک اجرا در «شکارچیان شیطان کی‌پاپ»
    اعتبار: نتفلیکس

    مقاله اشاره کرد که استودیو انیمیشن وال‌ت دیزنی سعی دارد به دورانی بازگردد که فیلم‌های اصلی‌اش پشت سر هم به موفقیت دست یافتند:

    «موفقیت‌های انیمیشنی اصلی برای دیزنی حیاتی هستند، زیرا این شرکت را در ارتباط با خانواده‌ها تازه نگه می‌دارد و «چرخ‌دندهٔ مشهور» شرکت را تقویت می‌کند. این اصطلاح به روش‌های درآمدزایی دیزنی از شخصیت‌هایش به صورت بی‌پایان اشاره دارد — از فیلم‌ها تا محصولات مصرفی، خدمات پخش و پارک‌های تفریحی.»

    این سؤال مطرح می‌شود: «آیا انیمیشن دیزنی می‌تواند جادوی خود را بازگرداند؟» متأسفانه، ممکن است طرفداران مجبور شوند تا سال ۲۰۲۸ صبر کنند تا پاسخ را پیدا کنند.

    در یک فیلم جدید و اصلی استودیو انیمیشن والت دیزنی چه می‌خواهید ببینید؟ ایده‌های خود را در نظرات با Inside the Magic به اشتراک بگذارید!

  • سینتیا اری‌وو پس از از دست دادن صدا، با اجرای قدرتمند خود رژه شكرگزاری ماسی ۲۰۲۵ را آغاز کرد

    اری‌وو با اجرای آهنگ «Feeling Good» اثر نینا سیمون، مراسم را افتتاح کرد

    تامی مک‌آردل، هدی فیلیپس

    سی ان بی سی: سینتیا اری‌وو در رژه شكرگزاری ماسی
    سینتیا اری‌وو در رژه شكرگزاری ماسی – NBC

    نکات مهم

    • سینتیا اری‌وو رژه شكرگزاری ماسی ۲۰۲۵ را در روز پنج‌شنبه، ۲۷ نوامبر آغاز کرد
    • اجرای اری‌وو در رژه، ۱۰ روز پس از این بود که به دلیل از دست دادن صدا، از اکثر مصاحبه‌ها در پیش‌نمایش Wicked: For Good نیویورک صرف‌نظر کرد
    • او آهنگ «Feeling Good» اثر نینا سیمون را به‌همراه اسکاتینگ (آواز بی‌کلام) اجرا کرد

    ال‌فابا خود نیز برای افتتاح رژه شكرگزاری ماسی ۲۰۲۵ حضور دارد.

    Wicked: For Good؛ ستاره سینتیا اری‌وو روز پنج‌شنبه، ۲۷ نوامبر، در شهر نیویورک ظاهر شد تا با افتتاح رژه، روز شكرگزاری را جشن بگیرد. این بازیگر و خواننده برنده جوایز تونی و گرمی، هنگام آغاز رژه، آهنگ «Feeling Good» اثر نینا سیمون را (به همراه اسکاتینگ) اجرا کرد؛ این اتفاق ده روز پس از از دست دادن صدا و به‌دلیل آن، در پریمیر Wicked: For Good نیویورک از اکثر مصاحبه‌های مطبوعاتی خودداری کرد.

    اری‌وو تنها با یک پیانوی همراه اجرا کرد. او پوشاکی یک‌دست رنگ سرمه‌ای، مناسب برای تعطیلات پاییزی، به تن داشت. کت بلند سرمه‌ای‌اش با کلاهی که بر سر داشت، هماهنگ بود و هنگام آواز خواندن، جواهرات فراوانی بر تن کرده بود.

    سی ان بی سی: سینتیا اری‌وو در رژه شكرگزاری ماسی
    سینتیا اری‌وو در رژه شكرگزاری ماسی – NBC

    پس از اجرا، اری‌وو با هدا کتب و سافانا گاتری گفت‌وگو کرد تا درباره Wicked: For Good و کتاب تازه‌اش Simply More: کتابی برای هر کسی که به او گفته‌اند بیش از حد است صحبت کند. او همچنین برنامه‌های شكرگزاری خود را به‌صورت طعنه‌آمیز فاش کرد (هشدار اسپویلر: او در حال استراحت است).

    استودیو یونیورسال پیش از نمایش نخستین Wicked در نیویورک در ۱۷ نوامبر، اعلام کرد که اری‌وو صدا را از دست داده است؛ هم‌بازی او آرایانا گرانده نیز در همبستگی با اری‌وو، از اکثر مصاحبه‌های مطبوعاتی در این رویداد خودداری کرد، زیرا قبلاً بیشتر مصاحبه‌های خود را برای ترویج دو‌قسمتی Wicked با اری‌وو انجام می‌داد. هر دو زن در قرقرهٔ قرمز (red carpet) برای عکاسی حضور یافتند و به‌طور مختصر در یک لایو‌استریم برگزار شده در پریمیر شرکت کردند.

    هنگامی که اری‌وو به‌تنهایی در برنامه The Tonight Show برای ترویج فیلم، چهارشنبه، ۱۹ نوامبر، ظاهر شد، هنوز با صدای آرامی صحبت می‌کرد. او در همان مصاحبه گفت: «او هنوز در دسترس نیست، اما حضور دارد». سپس افزود: «او کمی جذاب است».

    اری‌وو جز ۲۸ موزیسین و خواننده‌ای است که در رژه شكرگزاری روز شكرگزاری حضور دارند، از جمله بستا ریمز، کالم اسکات، کریستوفر جکسون، کولبی کایلات، سیرا، لینای ویلسون، تیانا تیلور و دیگران.

    Wicked: For Good هم‌اکنون در سینماها به نمایش گذاشته شده است.

    مقالهٔ اصلی را در People بخوانید

  • چرا رئیس‌جمهور ترامپ هرگز به “ساوت‌پارک” حمله نمی‌کند

    سخن‌چینی کمدی سنترال از رئیس‌جمهور، در دورهٔ جدید قسمت‌ها، هم بی‌پرواترین و هم درخشان بوده است. اما رئیس‌جمهور به‌طوری غیرمعمولی در این باره ساکت مانده است.

    «ساوت‌پارک» فصل ۲۷، قسمت ۵؛ «تضاد منافع»
    «ساوت‌پارک» فصل ۲۷، قسمت ۵: «تضاد منافع».«ساوت‌پارک» فصل ۲۷، قسمت ۵؛ «تضاد منافع»

    چند ماه پس از شکل‌گیری دومین دولت ترامپ و فراوانی فرمان‌های اجرایی رئیس‌جمهور که شروع به ایجاد اثرات سردیزهٔ احتمال استبداد کرد، ساوت‌پارک بی‌باکانه با لحظه‌ای تقریباً باور نکردنی و تکان‌دهنده آغاز کرد. در دل بیابان، بازیگری که نقش رئیس‌جمهور ایالات متحده را ایفا می‌کند، عاری از لباس و آفتاب‌سوخته، در حالی که مشتاق نجات رای‌دهندگان آمریکایی از وسوسه است، به پیام تأییدی گوش می‌دهد که از آلت تناسلی کوچک و سخنگوش می‌آید. چند ماه پس از آن، دنبالهٔ جدید ساوت‌پارک به‌نظر می‌رسد که با به‌دنیا آمدن ضد مسیح توسط رهبر جهان آزاد از طریق رابطهٔ نامشروعش با شیطان به پایان برسد. در این بین، تصویر ترامپ در ساوت‌پارک که به‌صورت سر بر‌قلم‌چوبی ناآرام، زن‌باز، خودخواه و فریبکار به تصویر کشیده شده است، تلاش‌های مخفیانه‌ای برای سقط جنین فرزند نازای او انجام داده، معاونش را در اتاق‌خواب لینکلن به رختخواب کشانده و سپس رسانه‌ها را فریب داد تا باور کنند ضبط تصویر این ملاقات صرفاً یک دیپ‌فیک ساده بوده است.