بلاگ

  • به اسلوپ‌ورس خوش آمدید

    هوش مصنوعی مولد توهمی نیست؛ چندجهانی است.

    تصویر گرافیکی نمای کالیدوسکوپی از چهار حباب گفت‌وگو که به‌صورت اشکال شبیه به چسب در اطرافشان تکرار می‌شوند.
    تصویر توسط بن کوته / The Atlantic

    بیل لوری، مدیر فروش، وقتی همکارش می‌پرسد که برای dinosaur کجا باید دخترش را ببرد، دچار سردرگمی می‌شود. «در حال برنامه‌ریزی برای بیرون بردن این دختر برای dinosaur هستید؟» لوری می‌پرسد. «درست است»، همکارش به‌طور کاملاً بی‌خیال پاسخ می‌دهد. لوری که اضطراب دارد می‌پرسد: «یک لحظه صبر کنید. شما می‌گویید dinosaur ؟ این چه‌نوع اصطلاحی است—به‌جای lunch گفتن dinosaur؟» وقتی لوری همان روز به خانه برمی‌گردد، همسرش در حین کره‌مالی یک لقمه نان، دربارهٔ پسر بیماری‌شان می‌گوید: «او خیلی رنگ‌پریده و به‌طرز عجیبی احتقان دارد—و وقتی «dinosaur» را برایش آوردیم، او به‌آن دست نزنید.» فروشنده کاملاً از کنترل در می‌آید.

    این همان پایهٔ «Wordplay»، اپیزودی از بازآفرینی دههٔ ۱۹۸۰ سری The Twilight Zone است. با پیشرفت زمان، اطرافیان لوری شروع می‌کنند به‌صورت‌ریخت‌گری به‌روزی سخن بگویند و واژگان آشنا را به‌شیوه‌های نا‌آشنا به‌کار ببرند. سرانجام، لوری خود را واگذار می‌کند تا انگلیسی را از کتاب حروف الفبای پسرش دوباره بیاموزد. در صحنهٔ آخر، او دست‌هایش را بر روی تصویری از یک سگ می‌گذارد که زیر آن کلمهٔ Wednesday چاپ شده است.

    «Wordplay» درسی دربارهٔ طبیعت خطا ارائه می‌دهد: تغییرات کوچک و ناچیز در نورم می‌توانند نسبت به تغییرات بزرگ و گسترده، گیج‌کننده‌تر و خطرناک‌تر باشند. به همین دلیل، این قسمت نیز چیزی دربارهٔ حقیقت و نادرستی در ChatGPT و سایر محصولات هوش مصنوعی مولد بیان می‌کند. امروز همه می‌دانند که مدل‌های زبانی بزرگ — یا LLMها، سامانه‌های پایهٔ چت‌بات‌ها — تمایل به اختراع دارند. آن‌ها پرونده‌های حقوقی ساختگی می‌سازند و نرم‌افزارهای غیرموجود را پیشنهاد می‌دهند. مردم این موارد را «توهم» می‌نامند و در نگاه اول این استعارهٔ منطقی به‌نظر می‌رسد: چت‌بات به‌نظر می‌رسد دچار توهم است، با اطمینان چیزهای غیرواقعی را به‌عنوان واقعی می‌پذیرد.

    اما این تصور نادرست است. Hallucination به این معنی است که اشتباهی تحت باور نادرست انجام می‌شود. اما یک LLM باور ندارد که اطلاعات «نادرست» که ارائه می‌دهد، حقیقت باشد؛ LLM اصلاً «باور» ندارد. در عوض، یک LLM پیش‌بینی کلمهٔ بعدی در یک جمله را بر پایهٔ الگوهایی که از مصرف حجم عظیمی از متن یاد گرفته، انجام می‌دهد. LLM فکر نمی‌کند و نمی‌داند؛ بلکه یک الگوی جدید را بر پایهٔ تفسیر الگوی قبلی می‌سازد. یک چت‌بات صرفاً زنجیره‌ای از حدس‌های قابل‌اعتماد است.

    خواندن: سراب هوش مصنوعی

    در «Wordplay»، لوری دیوانه نمی‌شود چون کذب به او گفته نمی‌شود—همکار و همسر او واقعاً فکر می‌کنند که واژهٔ lunch برابر با dinosaur است، همان‌طور که گاهی یک چت‌بات ادعا می‌کند چسپ بر روی پیتزا باشد. لوری دیوانه می‌شود چون دنیایی که در آن زندگی می‌کند به‌نوعی کمی اشتباه است، عمیقاً آشناست اما گاهی با بی‌معنایی‌هایی که بقیه به‌عنوان عادی می‌پذیرند، تکان‌خورده می‌شود. واژگان قدیم با معانی جدید ساخته می‌شوند.

    هوش مصنوعی چیزها را اختراع می‌کند، اما نه به معنای توهم، یعنی دیدن چیزی که وجود ندارد. Fabrication می‌تواند به معنی «دروغ گفتن» یا «ساختن» باشد. یک LLM کار دوم را انجام می‌دهد. او نثر جدیدی از مواد خام آماری نثرهای پیشین می‌سازد. پروندهٔ حقوقی اختراسی و نرم‌افزار ساختگی، در جهان واقعی وجود ندارند اما به‌عنوان موجودات معتبر—حتی قابل‌پذیر—در یک جهان موازی شناخته می‌شوند. به عبارت دیگر، آن‌ها fictional هستند.

    چت‌بات‌ها قانع‌کننده‌اند زیرا جهان‌های تخیلی که ارائه می‌دهند، بسیار باورپذیرند. این باورپذیری ناشی از کار پیش‌بینی فوق‌العاده مؤثر یک LLM است. این حقیقت نه تنها وقتی که چت‌بات‌ها خطاهای آشکار می‌سازند صادق است، بلکه وقتی که به درخواست‌های تخیّلی پاسخ می‌دهند نیز صادق است. این سازوکار منحصربه‌فرد به استعاره‌ای بهتر نیاز دارد: این نه hallucinatory است بلکه multiversal. وقتی هوش مصنوعی مولد اطلاعات ساختگی را ارائه می‌کند، مسیر به واقعیتی دیگر را برای کاربر باز می‌کند؛ به‌جای توهم، چندجهانی می‌شود. داستان‌های تخیلی که به وجود می‌آیند، اگرچه کوچک و بی‌معنی‌اند، می‌توانند به‌راحتی پذیرفته شوند.

    ارزش چندجهانی‌گری — که ایدهٔ انشعاب و نسخه‌های جایگزین واقعیت را بیان می‌کند — پیش‌تر به‌عنوان موضوعی در فیزیک نظری، علمی‌تخیلی رمزی و فرهنگ پاپ حاشیه‌ای محسوب می‌شد. اما به‌تدریج در رسانه‌های عمومی جای گرفت. چندجهانی‌ها در دنیای سینمایی مارول به‌طور فراوان ظاهر می‌شوند. Rick and Morty یکی از آن‌هاست، همان‌طور که Everything Everywhere All at Once و Dark Matter نیز دارند. جهان‌های جایگزینی که در داستان‌ها به تصویر کشیده می‌شوند، انتظاری از شگفتی چندجهانی می‌گذارند؛ شامل کرم‌چاله‌ها و دروازه‌های به سوی جهان‌های فیزیکی موازی. به‌نظر می‌رسد به‌جای این‌گونه شگفتی‌ها، ما با چت‌بات‌های ساده روبه‌رو شده‌ایم، اگرچه ایدهٔ پایه‌ای همان است. پروندهٔ حقوقی ناموجودی که هوش مصنوعی پیشنهاد می‌کند، می‌تواند could در یک جهان بسیار مشابه به جهان ما، موازی باشد. همان‌طور که نرم‌افزار تخیلی نیز می‌تواند وجود داشته باشد.

    ماهیت چندجهانی متن تولیدی توسط LLM به‌راحتی قابل‌مشاهده است وقتی از چت‌بات‌ها برای ترکیب مفهومی، یعنی ترکیب نوآورانهٔ موضوعات بی‌ربط، استفاده می‌کنیم. می‌توانم از ChatGPT بخواهم شعری به سبک چارلز بوکوفسکی دربارهٔ لبوبو بنویسد و او خطوطی چون: «کارمند گفت، they call it art toy، / گویی این توضیحی می‌داد. / سی دلار برای یک گوبلین که می‌خندد / گویا می‌داند جهان قبلاً تمام شده.» را ارائه می‌دهد. اگرچه با قطعیت می‌دانم بوکو چنین شعری ننوشته است، نتیجه قابل‌پذیر است؛ می‌توانم دنیایی ممکن را تصور کنم که در آن شاعر و اسباب‌بازی گوبلین همزیستی دارند و این محتوا از ملاقات آن‌ها به‌دست آمده است. اما ارزیابی این‌گونه برای هر جمله یا ارجاعی که یک LLM می‌دهد، کاری گرانبالا است — به‌ویژه هنگامی که کارایی بالاتر یکی از دلایل استفاده از LLM است. چت‌بات‌ها میدان را با جهان‌های ممکن پر می‌کنند — «slopworlds»، می‌توانیم این‌گونه نام ببریم، که با هم یک اسلوپ‌ورس را می‌سازند.

    خواندن: مشکل واقعی توهم هوش مصنوعی

    اسلوپ‌ورس با پیشرفت LLMها تشدید می‌شود. این را در چارچوب داستان‌های چندجهانی در نظر بگیرید: ترسناک‌ترین یا عجیب‌ترین جهان‌های جایگزین، آن‌هایی هستند که به‌طرز شگفت‌انگیزی شبیه به جهان شناخته‌شده‌اند، با تغییرات کوچک. در «Wordplay»، زبان برای بیل لوری تهدیدآمیزتر است؛ چرا که واژگان آشنا مفاهیم خود را تغییر داده‌اند، نه این‌که زبان انگلیسی به‌طور کلی با زبانی دیگر جایگزین شده باشد. در Dark Matter، نسخه‌ای از شیکاگو به‌عنوان بیابان ویران در یک جهان موازی، به‌وضوح خلاف واقع است—و به‌این دلیل کمتر عجیب است نسبت به جهان موازی‌ای که در آن همسر شخصیت اصلی کار هنری خود را رها نکرده تا فرزندان داشته باشد. جهان‌های موازی که به‌طرز چشمگیری از واقعیت پذیرفته‌شده دور می‌شوند، به‌راحتی به‌عنوان غیرمنطقی یا خیالی پردازش می‌شوند — همان‌طور که در Everything Everywhere All at Once جهان افراد انگشتانشان از هات‑داگ ساخته شده است — در حالی که جهان‌های آشنا درس‌های ظریف‌تری دربارهٔ احتمالات، امکان و پشیمانی منتقل می‌کنند.

    جهان‌های نزدیک، مانند آنچه لوری در The Twilight Zone تجربه می‌کند، می‌توانند حس همدلی و اضطراب ایجاد کنند؛ حقیقت عجیبی که زندگی می‌تواند تقریباً مشابه باشد اما به‌صورت عمیق متفاوت. اما این تکنیک تنها به این دلیل کار می‌کند که مخاطب می‌داند این جهان‌ها خلاف واقع هستند (و این‌ را می‌داند چون داستان‌ها به‌صورت صریح آن را نشان می‌دهند). این‌گونه برای چت‌بات‌های هوش مصنوعی صادق نیست؛ آن‌ها این معما را به‌عنوان ناشناخته رها می‌کنند. بدتر از آن این است که LLMها به‌جای جهان‌های داستانی، جهان‌های کارکردی هستند—آن‌ها ایده‌ها، نمادها و راه‌حل‌هایی تولید می‌کنند که در واقع به‌کار گرفته می‌شوند.

    اینترنت پیش از ظهور LLMها، کاربران را به این وضعیت عادت داده بود. وقتی در گوگل چیزی را جستجو می‌کنید، وب‌سایت‌های ظاهر شده لزوماً بهترین یا دقیق‌ترین‌ها نیستند، بلکه پربازدیدترین‌ها (به‌همراه برخی که برای ارتقاء هزینه پرداخت کرده‌اند) هستند. اطلاعات آن‌ها might درست باشد، اما برای رسیدن به بالای فهرست نیازی به صحت ندارند. جستجو برای کالاها در آمازون یا سایر فروشگاه‌های آنلاین نتایجی از این نوع می‌دهد، اما لزوماً درست‌ترین‌ها نیستند. به‌همین‌منظور، سایت‌های شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک، X و تیک‌تاک محتوایی را ارائه می‌دهند که ممکن است جذاب باشد، اما در هیچ‌یک از جنبه‌های درست بودن تضمین نیست.

    مردم پیش از آمدن اینترنت نیز توسط رسانه‌ها فریب می‌خوردند، اما پس از ورود اینترنت این فریب‌زدگی به‌طور چشمگیری افزوده شد. در دو دههٔ اخیر، تقریباً همهٔ چیزهایی که افراد به‌صورت آنلاین می‌بینند، می‌تواند نادرست، غیرقابل اعتماد یا به‌طور کلی از واقعیت جدا شده باشد. هر کاربر اینترنتی مجبور است تجزیه‌وتحلیل‌های احتمالی خود را برای هر آنچه می‌بیند انجام دهد و قابلیت پذیرش آن را برای خطرات فریب یا تقلب ارزیابی کند. اسلوپ‌ورس به سادگی این وضعیت را گسترش می‌دهد — و به‌طور گسترده، تا هر کلامی.

    در مواجهه با مشکلاتی که اسلوپ‌ورس ایجاد می‌کند، طرفداران هوش مصنوعی احتمالاً همان استدلالی را که دربارهٔ توهم‌ها می‌گویند، مطرح می‌کنند: این‌که در نهایت، داده‌ها، فرآیندهای آموزشی و معماری بهبود خواهند یافت، دقت افزایشی خواهد داشت و شکاف‌های چندجهانی کاهش می‌یابد. شاید همین‌طور باشد.

    اما یک احتمال بدتر و شاید محتمل‌تر وجود دارد: این‌که هرچند فناوری پیشرفت می‌کند، این پیشرفت تنها به‌صورت اسمی خواهد بود؛ به‌گونه‌ای که جهان‌های چندجهانی متعدد ناشی از هر تعامل چت‌بات، به‌تدریج دشوارتر از واقعیت قابل تمایز شوند. ترسناک‌ترین کابوس‌های در داستان‌های چندجهانی زمانی رخ می‌دهند که یک واقعیت جایگزین دقیقاً همان‌طور است، به‌استثنای یک نکتهٔ کوچک، که ممکن است بی‌اهمیت باشد یا اینکه می‌تواند همه چیز را به‌طور کامل تغییر دهد.

  • دهارمندرا، دختر هما مالینی، آنا دیول به‌جای خواستن اموال لوکس، آرزو داشت این را از پدرش به ارث ببرد

    اسطوره بالی‌وود، دهارمندرا که به «هی‑من» مشهور بود، در ۲۴ نوامبر ۲۰۲۵ درگذشت. دخترش، آنا دیول به‌خاطره‌انگیزی آموزش‌های عشق و محبت پدرش را به یاد می‌آورد و خاطره‌ای از دوران کودکی که به‌صورت ناگهانی به مزرعهٔ او رفته بود، گرامی می‌دارد. بیش از همه، آنا می‌خواهد ارث‌برامدنی‌اش خودروی فیات کلاسیک پدرش باشد؛ نماد خاطرات گرانبهای او.

    دهارمندرا، دختر هما مالینی، آنا دیول به‌جای خواستن اموال لوکس، آرزو داشت این را از پدرش به ارث ببرد

    بالی‌وود یکی از ستارگان عزیز خود را در ۲۴ نوامبر ۲۰۲۵ از دست داد؛ زمانی که اسطوره دهارمندرا، که به‌محبت «هی‑من» صنعت شناخته می‌شود، درگذشت. لبخند لطیف، قلب گرم و جذابیت بی‌زمان او نسل‌های بسیاری از عاشقان سینما را شکل داد و میراثی به جا گذاشت که حتی در غیاب او نیز می‌درخشد.

    در ادامه ادای احترام‌ها، به یاد یک خاطرهٔ احساسی می‌افتیم که یک‌بار توسط دخترش آنا دیول به اشتراک گذاشته شد. این یادآور این است که گرانبهاترین ارثیه‌ها، نه املاک بزرگ یا ثروت‌اند، بلکه یادگاری‌های کوچک پر از عشق هستند.

    ستاره‌های بی‌تاون پس از وفات دهارمندرا به خانه سنی دیول سر زدند!

    زندگی خانوادگی دهارمندرا با محبت

    دهارمندرا در سال ۱۹۸۰ با هما مالینی ازدواج کرد. دختر اولشان، اشا دیول، یک سال پس از ازدواج به دنیا آمد و چهار سال بعد، دختر دومشان، آنا، به‌دنیا رسید. اگرچه خانواده‌شان همواره مورد توجه عموم قرار می‌گرفت، پیوند عاطفی دهارمندرا با دخترانش گرم و پایدار باقی ماند.

    ارزش‌هایی که آنا از پدرش به ارث برد

    آنا با عشق دربارهٔ ارزش‌هایی که پدرش به او آموزش داد، صحبت کرد. او گفت: «پدرم همیشه به من می‌آموخت که مهربان باشم. او همواره می‌گفت: «موضوع عشق و محبت است». او به من یاد داد که خوشحال، سالم و قوی باشم. شاید این سخن ساده به نظر برسد، اما معنای بسیار عمیق‌تری دارد.»

    آنا تمایل به ارث‌بردن اولین خودروی پدرش را ابراز کرد

    هنگامی که از او پرسیدند چه چیزی از پدرش می‌خواهد به ارث ببرد، آنا به‌جای فکر کردن به پول، شهرت یا تجلل، فوراً گفت: «فیات پدرم». او توضیح داد: «من دوست دارم اولین خودروی پدرم، فیات او، را به ارث ببرم. این خودرو زیبا و کلاسیک است و مطمئنم که پدرم هزاران خاطره در آن دارد. فقط می‌خواهم این را به‌عنوان مال خود داشته باشم.»

    خاطره‌ای از کودکی که نشان‌دهندهٔ پیوند نزدیکشان است

    آنا همچنین خاطره‌ای از سال‌های اولیه زندگی‌اش که برایش ارزشمند است، به اشتراک گذاشت. او گفت: «من شش ساله بودم که او به مزرعه‌اش در لونوالا می‌رفت. او پیش از رفتن، برای گفتن خداحافظی به ما سر زد. ناگهان گفتم: «من هم می‌خواهم بروم…». او بلافاصله چمدان‌هایم را جمع کرد و من را با خود برد. او در ماشین، من را بر زانوهایش نشست. این یکی از بهترین خاطراتی است که با او دارم و همیشه با عشق به یاد خواهم آورد.»

    آخرین فیلم دهارمندرا

    آخرین حضور روی پرده سینما توسط دهارمندرا در فیلم «ایکیس» است؛ انتشار پس از مرگ که قرار است در ۲۵ دسامبر ۲۰۲۵ به اکران برسد. این فیلم به کارگردانی سریام رگاوان و با بازی آگاستیا ناندا و جایدیپ آلاوت ساخته شده است.

  • نگاهی ویژه پشت پرده‌ی بلندپروازانه‌ترین فیلم علمی‑تخیلی ۲۰۲۵ در تیز‑فیچر جدید [انحصاری]

    تصویر سفارشی برای مصاحبهٔ گرتا لی به عنوان ایو کیم روی یک لایت‌سیکل در ترون: آرس.
    تصویر سفارشی برای مصاحبهٔ گرتا لی به عنوان ایو کیم روی یک لایت‌سیکل در ترون: آرس.
    عکس توسط جفرسون چاکون

    پس از فرار از گرید در اوایل فصل پاییز، ترون: آرس با سرعت به تاریخ انتشار دیجیتال خود نزدیک می‌شود. امروز، سایت Collider نگاهی انحصاری به یکی از ویژگی‌های ویژهٔ فیلم که در نسخه خانگی گنجانده شده است، ارائه می‌دهد؛ این بخش شامل گفتگوهایی با بازیگران فیلم می‌باشد. ترون: آرس از دو‌۲ دسامبر ۲۰۲۵ به‌صورت دیجیتال برای اجاره یا خرید در دسترس خواهد بود و دی‌وی‌دی، بلو‑ری و نسخهٔ ۴K آن در ۶ ژانویه ۲۰۲۶ منتشر می‌شود.

    در کلیپ جدید، گرتا لی ترون را «فرنچایز خنک‌ترین تمام دوران» می‌نامد و از هم‌بازی جودی تورنر‑اسمیت می‌پرسد آیا برای ایفای نقش در فیلم اضطراب داشته است؛ او که داشت، تجربه را «شگفت‌انگیز» می‌داند. در همین حال، ستارهٔ جارد لتو (که همچنین تهیه‌کنندهٔ فیلم است) دربارهٔ علاقهٔ دوران کودکی‌اش به ترون با ستارهٔ اصلی ترون، جف بریجز گفت‌وگو می‌کند؛ او که اکنون در هر سه فیلم این فرنچایز حضور دارد. برای بریجز، برگشت به گرید پس از ۴۳ سال از ساخت اولین فیلم «سورئال» است. می‌خواهید بیشتر؟ برای به‌دست آوردن ترون: آرس باید آن را زمانی که ماه آینده به دنیای دیجیتال واقعی می‌رسد، خریداری کنید.

    سایر بازیگران موجود در «ترون: آرس» چه کسانی هستند؟

    لتو نقش آرس، برنامهٔ هوشمند اصلی از دنیای دیجیتال گرید را ایفا می‌کند؛ برنامه‌ای که توسط تکنولوژیست شرور جولیان دالیینگر (ایوان پیترز) به دنیای واقعی آوردند تا به‌عنوان یک سوپرسالن به کار گرفته شود. او ترجیح می‌دهد سرنوشت خود را خود انتخاب کند و در رقیب دالیینگر، ایو کیم (لی) همپیمان پیدا می‌کند؛ کسی که می‌خواهد دنیای دیجیتال گرید را برای اهداف صلح‌آمیز به کار گیرد. آن‌ها از دالیینگر و برنامهٔ هم‌پیمان آرس، آتنا (تورنر‑اسمیت) فرار می‌کنند؛ آتنا برای هدف خود تردیدی ندارد. امید واحد ایو و آرس شاید کیوان فلین (جف بریجز) باشد؛ اولین انسانی که وارد گرید شد. در این فیلم همچنین حسن مینه‌اج و آرتورو کاسترو به‌عنوان همکاران ایو، گیلیان اندرسون به‌عنوان مادر جولیان و کامرون موناغن به‌عنوان برنامهٔ دیگری از گرید حضور دارند.

    ترون: آرس سومین فیلم از فرنچایز ترون است. این سری با فیلم ۱۹۸۲ «ترون» که توسط استیون لیزبرگر نوشته و کارگردانی شد، آغاز شد؛ اگرچه در زمان خود موفقیت عظیمی نداشت، اما به تدریج به دلیل جلوه‌های ویژه پیشرفته‌اش، پیروپیشۀ خاصی پیدا کرد. در این فیلم، فلین برنامه‌نویس کامپیوتری است که توسط رقیب شرکتی به گرید فرستاده می‌شود. ادامهٔ این سری، فیلم ۲۰۱۰ «ترون: لِگَسی» بوده که به کارگردانی اولین فیلمساز جوزف کوسینسکی می‌پردازد؛ این فیلم به دنبال ماجراجویی پسر فلین است که در جستجوی پدر گمشده‌اش به گرید می‌رود.

    ترون: آرس از تاریخ ۲ دسامبر ۲۰۲۵ به‌صورت دیجیتال برای اجاره یا خرید در دسترس خواهد شد و دی‌وی‌دی، بلو‑ری و نسخهٔ ۴K آن در تاریخ ۶ ژانویه ۲۰۲۶ منتشر می‌شود. برای به‌روزرسانی‌های بعدی به سایت Collider سر بزنید.

  • گریجا اوک دربارهٔ شهرت یک شبه، برچسب «عشق‌ورزی ملی» و پیام‌های ناخوشایند می‌گوید: «کسی حتی نرخ‌ام را پرسید: قیمت یک ساعت زمان‌گذاری چه‌ست؟»

    بازیگر مراتی گریجا اوک، که به‌تازگی با سادگی‌اش، ساری آبی‌اش و گفت‌وگوهای صریح دربارهٔ تجارب شخصی‌اش دل‌ها را به دست آورد، سرانجام دربارهٔ طوفان شهرت ناگهانی خود صحبت کرد. در مصاحبه‌ای تازه، این هنرپیشه دربارهٔ تبدیل شدن به ستارهٔ اینترنتی یک‌شبه، واکنش خانواده‌اش و اثرات ناخوشایند محبوبیت ویرال گفت.

    گریجا اوک دربارهٔ شهرت یک شبه، برچسب «عشق‌ورزی ملی» و پیام‌های ناخوشایند می‌گوید: «کسی حتی نرخ‌ام را پرسید: قیمت یک ساعت زمان‌گذاری چه‌ست؟»

    «هرگز فکر نمی‌کردم چنین اتفاقی بیفتد»

    در پاسخ به واکنش فراوانی که ویدیوهای گفتگویی‌اش دریافت کرد، گریجا به لالنتاپ گفت: «هرگز فکر نمی‌کردم چنین اتفاقی رخ دهد. هیچ‌کس این‌چنین چیزها را پیشاپیش نمی‌داند.»

    عکس هوش مصنوعی دست‌کاری‌شدهٔ گریجا اوک در شبکه‌های اجتماعی ویرال شد و این بازیگر نگران شد! گریجا اذعان کرد که از واکنش‌های فراوان، به‌ویژه سیل ناگهانی پیام‌های مستقیم، خوشش می‌آید. «هرگز این‌قدر پیام مستقیم دریافت نکرده‌ام. کسی به من نوشت: «آیا می‌خواهید معشوق من باشید، خانم؟» جالب است چون هم درخواست است و هم احترام؛ چرا که او همچنان «خانم» می‌گوید.»

    یک جدال وجود دارد — اینکه آیا این شخصیت را محترم می‌شماریم یا به‌صورت جنسی‌سازی می‌کنیم. جالب است ببینیم مردم شما را در چه جایگاهی می‌گذارند.

    واکنش خانواده: «ما سرگرم شدیم»

    گریجا فاش کرد که همسر و خانواده‌اش این اشتیاق ناگهانی را به‌طور خونسردانه پذیرفتند. «خوشبختانه تمام خانواده‌ام در این حوزه فعال‌اند. پس خواندن نظرات عجیب یا خبرهای ویرال برای ما تازه نیست. هیچ‌کس آزرده نشد؛ بلکه این‌را خنده‌دار یافتیم.»

    پسر او در زمان اوج پخش محتوا در یک سفر مدرسه‌ای بود. وقتی او را برگرفتم، حتی والدین دیگران نیز دربارهٔ این موضوع مشغول گفتگو بودند. «همه پرسیدند چه اتفاقی افتاده است چون پست‌هایم همه‌جا بود. وقتی پسرم پرسید، سعی کردم برایش توضیح دهم که ویروسی بودن هیچ منطق واقعی ندارد؛ فقط یک موج است که به‌تدریج در حال رشد است و به‌یک توپ برفی تبدیل می‌شود که به‌سرعت بزرگ‌تر می‌شود.»

    سپس او پرسید: «آیا حالا تغییر می‌کنی؟ نسخهٔ قبلی‌ات دیگر نیست؟ آیا این گریجا ۲٫۰ است؟ آیا اکنون باید به‌صورت درست با تو صحبت کنم؟» ما خندیدیم و به او گفتم که چنین چیزی رخ نمی‌دهد.

    «معشوق ملی»؟ این برایم کارهای اضافه‌ای به‌دست نمی‌آورد

    گریجا با خنده برچسب «معشوق ملی» را رد کرد. «کسی پرسید آیا چیزی تغییر کرده است. من گفتم نه — من پیشنهاد کارهای اضافه‌ای دریافت نکرده‌ام.»

    او افزود که قبلاً در پودوچری برای یک سفر سرفینگ برنامه‌ریزی‌شده حضور داشت. «من آب را دوست دارم. برای اولین بار سرفینگ می‌آموزم. این استراحت حس خوبی به من داد.»

    «تصاویر دستکاری‌شده‌ام در حال گسترش هستند… این برای همیشه در اینترنت باقی می‌ماند»

    اما همراه با شهرت، جنبهٔ تاریک نیز ظاهر شد — تصاویر دستکاری‌شده و به‌صورت جنسی‌سازی‌شده‌ای از او در فضای آنلاین پخش شد. «تصویرم دستکاری می‌شود. برخی عکس‌ها به‌گونه‌ای ویرایش می‌شوند که لباس‌هایم ناپدید شوند. برخی ویدیوها مرا در حال انجام کارهای عجیبی نشان می‌دهند. این‌ها برای همیشه بر روی اینترنت باقی می‌مانند. پسرم امروز از شبکه‌های اجتماعی استفاده نمی‌کند، اما روزی خواهد کرد.»

    او تأکید کرد که حتی اگر مردم بدانند این تصاویر تقلبی هستند، تأثیر همچنان یکسان باقی می‌ماند. «همه می‌دانند این‌ها ویرایش شده‌اند. حتی پسرم روزی خواهد فهمید. اما وقتی حتی برای لحظه‌ای آن‌ها را ببیند، به‌طور فوری به‌آن فکر می‌کند. این اثر همان‌گونه است.»

    گریجا به نظرات افرادی که پرسیدند چرا به تصاویر دستکاری‌شده اعتراض می‌کند، در حالی که قبلاً صحنه‌های صمیمی روی پرده داشته است، پاسخ داد: «تفاوتی بین آنچه من انتخاب می‌کنم و آنچه بدون رضایت من انجام می‌شود وجود دارد. مردم به‌درک حق‌نمایی زنان ندارند. اگر بخواهم دست کسی را بگیرم، به این معنا نیست که هرکسی می‌تواند دست من را بگیرد.»

    او گفت که احساس می‌کرد باید صدا کند. «بی‌گفتن چیزی درست به‌نظر نمی‌رسید. بنابراین یک ویدیو ساختم. در شبکه‌های اجتماعی، شما یک حرف می‌زنید و باید ده حرف دیگر را گوش دهید — این طبیعت بازی است.»

    «مردم از من نرخ‌ام را پرسیده‌اند… ناشناسی به مردم شجاعت می‌دهد»

    گریجا همچنین برخی پیام‌های ناخوشایند دریافت‌شده را فاش کرد. «کسی گفت: «می‌توانم برای شما هر کاری انجام دهم، فقط فرصت بدهید». حتی کسی نرخ‌ام را پرسید — «قیمت یک ساعت وقت‌گذاشتن چیست؟». پیام‌های مشابه بسیار وجود دارد.»

    او اشاره کرد که ناشناسی آنلاین باعث می‌شود مردم جسارت بیابند. «اگر همین افراد را در دنیای واقعی می‌دیدید، حتی نگاه نمی‌کردند. پشت یک پرده، مردم هرچیزی می‌گویند. در مقابل شما، با محبت و احترام حرف می‌زنند.»

    با اندیشیدن به تناقض بین جسارت آنلاین و ادب آفلاین، گریجا گفت: «این یک حوزهٔ عجیب است. می‌توان دربارهٔ این‌که چقدر باید این فضای مجازی را جدی در نظر بگیریم، بحث بزرگی داشت.»

    علیرغم چالش‌ها، او از محبت فراوانی که به سمتش می‌آید، قدردانی کرد.

  • نقد فیلم Rhino – تام هاردی به سبک دیوید اتنبرگ در مأموریتی برای نجات کرن‌های کنیا

    این بازیگر در این مستند، که به بررسی تلاش‌های یک پاسدار محلی برای محافظت از یک گروه کرن در برابر شکارچیان – و از کشته شدن توسط یکدیگر می‌پردازد، نقش روایتگری کمی حواس‌پرت دارد.

    کات کلارک

    در اینجا داستان موفقیت نادری از حیات‌وحش را می‌بینیم. جمعیت کرن سیاه جهان به‌ سختی بیش از شش هزار عدد می‌رسد، زیرا کرن‌ها به‌دلیل از دست رفتن زیستگاه و شکار غیرقانونی به‌آستانه انقراض رسیده‌اند. اما تلاش‌های حفاظتی باعث رونق دوباره کرن‌ها در کنیا شده است؛ اعداد آن‌ها در پناهگاه‌های محصور که «محافظت‌گاه» نامیده می‌شوند، توسط افراد بومی اداره می‌شوند و شکارچیان را از ورود منع می‌کنند، در حال افزایش است.

    تام هاردی روایت‌گری کمی حواس‌پرت به این مستند می‌افزاید، در حالی که به‌سبک دیوید اتنبرگ، با اندکی شیوهٔ اکتشافگر نجیب‌زادهٔ قرن نوزدهم صدا می‌کند. فیلم با این حقیقت شروع می‌شود که در سه سال گذشته، ۱٬۹۰۰ کرن در سراسر آفریقا شکار شده‌اند؛ اما در کنیا هیچ‌یک از آن‌ها شکار نشده است. در محافظت‌گاه بورانا، با پاسدار ارشد کاریزماتیک رامسون کیلوکو آشنا می‌شویم؛ مردی که هر کرن را در قلمرو خود تنها از رد پا و خراش‌های گوشش می‌شناسد.

    اما کرن‌های کنیا به تدریج قربانی موفقیت خود می‌شوند. افزایش تعداد آن‌ها در محافظت‌گاه‌ها سبب رقابت بین نرها می‌شود؛ مردانی که برای حفظ قلمرو خود تا حد مرگ می‌جنگند. تضاد عجیبی به وجود می‌آید: کرن‌هایی که از شکارچیان محافظت شده‌اند، به‌دنبال یکدیگر می‌کشند؛ به همین دلیل برنامه‌ای برای انتقال ۲۱ کرن به فاصلهٔ ۱۰۰ مایلی به محافظت‌گاه لوئسابا تدوین می‌شود—یک استراتژی پرخطر، طبق گفته‌ها. تلاش مشابهی در گذشته به فاجعه منجر شد؛ تمام ۱۱ کرن منتقل‌شده جان خود را از دست دادند.

    اما پیش از اینکه بتوان کرن‌ها را جابه‌جا کرد، کنیا دچار خشکسالی شد؛ وضعیتی که برای ساکنان محلی که زیست‌موفقیتشان به کشاورزی و دامداری وابسته است، فاجعه‌آفرین بود. دسته‌های قهرمانان دزد به مزرعه‌ها ترس می‌اندازند و شکار غیرقانونی در حال افزایش است. به‌طرز عجیبی، فیلم به تهدیدات ناشی از بحران آب و هوایی برای گونه‌های در حال انقراض نمی‌پردازد. اگر برای روایتگری هاردی فضای بیشتری برای توضیح فراهم می‌شد، می‌توانستم با صدای او بیشتر زندگی کنم؛ و احتمالاً بدون برخی انتخاب‌های موسیقی، از جمله یک نسخهٔ بیش از حد احساسی از Knocking on Heaven’s Door.

    ● فیلم Rhino از ۲۸ نوامبر در سینماهای بریتانیا به نمایش می‌رسد.

  • آخرین مأموریت فرضی تام کراوس به عنوان ایتن هانت، مأموریت ناممکن — محاسبه نهایی، تاریخ پخش در سرویس استریمینگ را دریافت کرد

    زمان فرا رسیده.

    محاسبه نهایی سرانجام به سرویس استریمینگ می‌پیوندد. آخرین حضور فرضی تام کراوس به عنوان ایتن هانت در «مأموریت ناممکن — محاسبه نهایی» به‌صورت انحصاری از تاریخ ۴ دسامبر بر روی Paramount+ در دسترس خواهد بود، دقیقاً در زمان مناسب برای تماشای ویژه تعطیلات.

    در کنار کراوس، فیلم شامل اعضای بازگشتی سیمون پِگ و هایلی اتول، شیا ویگام، آنجلا باسِت، وینگ رامس، ایاسی موراِلس و پام کلیمنتیف است. بازیگرانی نو نیز به جمع پیوسته‌اند، از جمله ترامِل تیلمان، هانا ودینگهم، کتی اوبراین، نیک اوفرمن و هولت مک‌کالانی.

    این فیلم، هشتمین قسمت از یک سلسله ۲۹ ساله است که با «مأموریت ناممکن» اثر برایان دو پالما در ۱۹۹۶ آغاز شد. این اثر پس از پایان «مأموریت ناممکن — دِد رِیکننگ» ادامه می‌یابد و ردی‌روی ایتن هانت و همکارانش را نشان می‌دهد که سعی می‌کنند برنامه هوش مصنوعی فوق‌العاده قدرتمند «Entity» را پیش از آنکه مخالفان به دست آن برسند، نابود کنند.

    «محاسبه نهایی» در جشنواره فیلم کن ۲۰۲۵ در یک نمایش غیررقابتی به نمایش آمد و سپس پس از چند روز، در تاریخ ۲۳ مه در سینماها عرضه شد. جالب این است که آخرین باری که کراوس پیش از آن با پروژه‌ای در کن حضور داشته، برای «تاپ گان: ماوریک» در ۲۰۲۲ بود، بنابراین خنده‌دار (به‌طرز عالی) است که حضورهای اخیر او در این جشنواره معتبر برای پروژه‌های تجاری اکشن پرانرژی بوده‌اند.

    کریس مک‌کواری فیلم را از فیلمنامه‌ای که به همراه اریک جندرسن نوشت، کارگردانی کرد. او پیش از این سه قسمت قبلی از سلسله را کارگردانی کرده بود — «ملت سرکش» (Rogue Nation) به‌سال ۲۰۱۵، «فالوآوت» (Fallout) به‌سال ۲۰۱۸ و «دِد رِیکننگ» (Dead Reckoning) به‌سال ۲۰۲۳ — بنابراین دیدن او در هدایت آخرین حضور کراوس به‌عنوان جاسوس برتر، تجربه‌ای خوشایند بود.

    نقد IGN از «مأموریت ناممکن – محاسبه نهایی» امتیاز ۶ از ۱۰ را دریافت کرد. ما گفتیم: «صحنه‌های اکشن هیجان‌انگیزند، اما لحن صابونی باعث می‌شود که عظمت فیلم همچنان دست نیافتنی بماند برای مأموریت ناممکن – محاسبه نهایی». حتماً مقالهٔ «توضیح پایان مأموریت ناممکن – محاسبه نهایی» در سایت IGN را بخوانید تا ببینید آیا واقعاً این پایان سری فیلم‌های تام کراوس در مأموریت ناممکن است.

  • پشت صحنهٔ انیمیشن دستی سیم‌تلفن در اینکریدبلز

    دیو مولینز نشان می‌دهد صحنه قبل از تدوین نهایی چگونه بود.

    احتمالاً تا کنون چندین بار اینکریدبلز را تماشا کرده‌اید، اما آیا تصاویری از پشت پردهٔ تولید دیده‌اید؟ می‌توانید این کار را انجام دهید، به لطف انیماتور دیو مولینز که فیلم‌برداری از سیم‌تلفن استفاده‌شده در فیلم را پیش از تکمیل به‌اشتراک گذاشت.

    صحنه‌های هلن که با سیم بازی می‌کرد به‌صورت دستی انیمیشن‌سازی شد و مولینز اعتراف کرد که تقریباً او را به مرگ نزدیک کرد؛ این امر با توجه به موقعیت‌های متعددی که سیم باید در آن‌ها قرار می‌گرفت، تعجب‌آور نیست.

    شما فرصتی عالی برای مطالعهٔ بیشتر دربارهٔ انیمیشن از این متخصص برنده جوایز دارید؛ او آماده است تا در X/Twitter به پرسش‌های شما دربارهٔ کار خود پاسخ دهد.

    در آنجا می‌توانید از دیگر پروژه‌های او لذت ببرید و نگاهی به پشت صحنهٔ انیمیشن بیندازید:

    انیماتورهای نوپا باید به طرح‌های اولیهٔ شوالیه‌های گوینور، نماهای پیش‌انتشار از فیلم‌های DreamWorks و نکاتی دربارهٔ انیمیشن‌سازی چرخهٔ دویدن نگاهی بیندازند.

  • تارا رید «آماده برای پیگرد قانونی» پس از ادعای مخدرسازی در بار هتل

    پلیس در روزمونت، ایلی‌نویس در حال بررسی این حادثه است پس از اینکه بازیگر گزارش پلیس ارائه داد.

    لس آنجلس، کالیفرنیا - ۱ نوامبر: تارا رید در رونمایی از محصولات مراقبت پوستی درجه پزشکی ARTISA در گروتو لا در تاریخ ۱ نوامبر ۲۰۲۵ در لس آنجلس، کالیفرنیا حضور یافت. (عکس توسط ویویین کیللیئا/گتی ایمیجز برای JOPR / ARTISA Medical Grade Skincare)
    تارا رید در یک رویداد در لس آنجلس در نوامبر ۲۰۲۵ حضور یافت. Vivien Killilea/Getty Images

    تارا رید در ایلی‌نویس گزارش پلیس ارائه داد پس از اینکه ادعا کرد نوشیدنی‌اش در بار هتل در حومه شیکاگو آخر هفتهٔ گذشته مخدر شده بود. او گفت «آماده برای پیگرد قانونی» هر کسی که در این حادثهٔ ادعایی نقش داشته باشد؛ پلیس روزمونت در حال بررسی این موضوع است که رولینگ استون تأیید می‌کند.

    این گزارش پلیس تا کنون جامع‌ترین روایت رید از آنچه که در شنبهٔ گذشته، ۲۲ نوامبر، پیش از اینکه به‌طور مختصر به بیمارستان منتقل شود، اتفاق افتاد، ارائه می‌دهد. رید برای یک مراسم امضای افراد مشهور در منطقهٔ شیکاگو حضور داشت و شب پیش، در بار هتل یک نوشیدنی سفارش داد. رید گفت لابی پر از افرادی بود که «به‌ظاهر یوتیوبر» بودند، که «دستگاه‌هایشان را بیرون آورده بودند و تمام صحنه مشکوک به نظر می‌رسید، اما من نمی‌دانستم چه اتفاقی در حال رخ دادن است».

    پس از سفارش یک لیوان شراب در بار، رید گفت مردی پیش او آمد و خود را «اینفلوئینسر و یوتیوبر بسیار موفق» معرفی کرد؛ او با گروهی در لابی همراه بود. او کنار رید نشست، با او گفتگو کرد و وقتی رید گفت می‌خواهد برای سیگار کشیدن بیرون برود، اینفلوئینسر گفت همراه او خواهد رفت.

    «ما برای یک سیگار بیرون رفتیم، شماره‌ها را رد و بدل کردیم و پس از بازگشت، یک دستمال کاغذی روی نوشیدنی من بود»، رید طبق گزارش پلیس گفت. «سپس آخرین چیزی که به یاد می‌آورم این بود که آن نوشیدنی را نوشیدم و یک زوج را در کنار‌مان می‌دیدم. بعدی که به یاد می‌آورم این است که حدود هشت ساعت یا بیشتر بعد، در بیمارستان بیدار شدم و نمی‌دانستم کجا هستم یا چه اتفاقی رخ داده است. کاملاً از حافظه‌ام محو شدم و هیچ چیزی را به یاد ندارم.»

    رید گفت نماینده‌اش «به‌نحوی بیمارستانی که به آن منتقل شده بود را پیدا کرد» و برای او رفت. او ادعا کرد که بیمارستان به او گفت «آزاد به رفتن است» و هیچ «فرم رهایی یا اسناد ترخیص» به او نداده است. نماینده رید او را به هتل بازگرداند، جایی که کیف خود را گرفت و چک‑اوت انجام داد.

    رید ادعا کرد که اینفلوئینسر که در کنار او نشست، بعداً ویدئوهای او را از هتل پس از ادعای مخدرسازی برایش پیامک کرد (که ظاهراً به ویدئوهای به‌دست‌آمده توسط TMZ اشاره دارد که رید را در حین لحن‌دار کردن کلمات و سقوط از صندلی چرخدار نشان می‌دهد، پیش از آن که تیم پزشکی او را بر روی یک داربست منتقل کرد). رید گفت فکر می‌کرد اینفلوئینسر «در حال اخاذی است، می‌گوید می‌تواند انتشار ویدئوها را متوقف کند».

    گزارش پلیس با این جمله به پایان رسید که اینفلوئینسر «به من گفت که من برای او نیروهای امنیتی صدا زدم و او نیز تأیید کرد که من تنها یک نوشیدنی داشتم».

    با وجود بستری شدن، رید همچنان در مراسم امضای کتاب در روز یکشنبه، ۲۳ نوامبر حضور یافت، جایی که با طرفداران خود که بلیت برای ملاقات با او خریداری کرده بودند، عکس گرفت. یک برگزار‌کنندهٔ این رویداد به رولینگ استون گفت: «اگرچه او دیر کرد، اما حضور یافت»، آدلستین می‌گوید. «به‌هیچ‌وجه چیزی منفی نشنیدم. او واضحاً بسیار مؤدب و خوش‌رو بود و برای همه خوش‌آمدگو بود.»

  • شایعات: رانبی‌ر کاپور با پرابهاس به بازی می‌پردازد!

    شایعات: رانبی‌ر کاپور با پرابهاس به بازی می‌پردازد!

    همکاری‌های تل‌وود و بالیوود به‌تدریج شایع می‌شوند، چرا که فیلمسازان به‌دنبال جذب بازار سراسری هند هستند.

    اگرچه ترکیب NTR و هریتیک روشن در باکس‌آفیس موفق نشد، اما گرایش به حضور ستارگان در نقش‌های کوتاه (کامیوی) همچنان در حال رشد است.

    جدیدترین شایعات نشان می‌دهد که ابرستاره بالیوود رانبی‌ر کاپور ممکن است با پرابهاس همکاری کند.

    پروژه بزرگ سندیپ ردی وانگا به نام «اسپیریت» که به‌دست پرابهاس رهبری می‌شود، به‌تازگی رونمایی شد.

    هم‌اکنون، اینترنت پر از گفتگو درباره حضور ویژه رانبی‌ر کاپور در این فیلم است؛ این حضور او و پرابهاس را برای اولین بار در صحنه به هم می‌پیوندد.

    با این حال، این نقش طولانی نخواهد بود – انتظار می‌رود رانبی‌ر کاپور به‌صورت یک حضور کوتاه (کامیوی) ظاهر شود.

    رانبی‌ر کاپور رابطه‌ای نزدیک با سندیپ ردی وانگا دارد؛ آن‌ها با هم فیلم بلاک‌باکس «انیمال» را به ثمر رسانده‌اند.

    پس از تکمیل «اسپیریت»، سندیپ به دنباله‌ای به نام «انیمال پارک» می‌پردازد.

  • فیلمبرداری «عامل مخفی» با «جاز بصری» در حرکت می‌ماند

    سینماگر ایوگنی الکساندرووا در مصاحبه‌ای با IndieWire دربارهٔ به‌کارگیری اصول مستند و حس دستی در فیلم معمایی دههٔ ۷۰ کلیبر مندونسا فیلو می‌گوید. توسط ماریا ای. گیتس

    فیلمبردار «عامل مخفی» — ساخت

    ماریا ای. گیتس

    عامل مخفی، (به‌نام O AGENTE SECRETO)، واغنر مورا (سمت راست)، ۲۰۲۵. © نئون / تقدیم از مجموعهٔ Everett
    «عامل مخفی»تقدیم از مجموعهٔ Everett

    ایوگنی الکساندرووا، سینماگری متولد روسیه و مقیم پاریس، چشم دقیق و حس حرکت خود را به‌صورت یکسان در مستندها و فیلم‌های روایت‌گونه به‌کار گرفته است؛ از جمله در فیلم کمدی ترسناک «بالکونت‌ها» که به‌کارگردانی نومی مرلان و با همکاری سلین سکیاما نوشته شده، و مستند برجسته سونیا بنس‌لاما «ماخ‌ت»، و هم‌اکنون در فیلم «عامل مخفی» کلیبر مندونسا فیلو؛ فیلمی که برگزیده برتر برای نمایندگی برزیل در دسته بهترین فیلم بین‌المللی اسکار سال جاری است.

    این انتخاب تا حد زیادی به خاطر جذابیت بصری کار الکساندرووا پشت دوربین است، و این جذابیت بصری نشانگر درک شهودی الکساندرووا از فیلمنامه مندونسا فیلو است.

    اکثراً در سال ۱۹۷۷، این حماسهٔ تاریخی‑سیاسی از عناصر نوآر و تریلر برای ایجاد حس دائمی ترس استفاده می‌کند و داستان آرماندو (واغنر مورا)، استاد مخفی‌باز که زندگی‌اش پس از هدف قرارگیری توسط دیکتاتوری نظامی برزیل به کلی واژده شده، را دنبال می‌کند. آرماندو که در طول کارناوال به رسیفی می‌رسد، شغلی در آرشیو ثبت‌نام اجتماعی شهر می‌پذیرد، همان‌طور که تحت نام مستعار مارسیلو مخفی می‌شود.

    وقتی به او یک هدفِ قتل تعیین می‌شود، آرماندو در برابر زمان می‌جنگد تا مدرکی برای وجود مادر مرحوم خود بیابد و سپس با امید به فرار از کشور به‌همراه پسر جوان خود، فرناندو، بپردازد. همان‌طور که در «تصویر ارواح»؛ نامهٔ عاشقانه مندونسا فیلو به سینماها و سالن‌های فیلم‌ساز دوران کودکی‌اش، او به‌دقت رسیفی دههٔ ۷۰ را با لمسی مهربان در «عامل مخفی» بازسازی می‌کند.

    مندونسا فیلو، با استناد به فیلم پیشین الکساندرووا که در برزیل ضبط شده است؛ یعنی «نارا نورمانده» و درامای رشد و بلوغ ۲۰۲۳ «تیائو» تحت عنوان «بی‌قلب»، به الکساندرووا اعتماد کرد تا این جهان لمسی را به‌صورت زنده به تصویر بکشد. اگرچه او یک غیر‌برزیلی است، الکساندرووا از نگاه exotic به کار خود می‌گریزد. او در مصاحبه‌ای با IndieWire در جشنواره فیلم ویرجینیا در ماه اکتبر که در آن جایزهٔ «Craft Award برای فیلمبرداری» را دریافت کرد، گفت: «من به‌ندرت به‌صورت تصویری فکر می‌کنم؛ بیشتر به معنای کاری که انجام می‌دهم فکر می‌کنم». او افزود: «به همین دلیل شاید من کم‌توجه به زیبایی‌شناسی باشم و بیشتر به معنای داستان و به این که برای شخصیت‌ها به‌عنوان انسان‌ها چه معنا دارد، صرف‌نظر از مکانشان، توجه می‌کنم.»

    در حقیقت، او حس‌زدگی مستند را به کارهای داستانی می‌آورد. الکساندرووا می‌گوید که هنگام فیلمبرداری مستند، با واقعیت روبرو می‌شویم، که «یادآوری خوبی برای داستان‌پردازی است، چرا که ما معمولاً فهرست شات‌ها تهیه می‌کنیم، نور را برنامه‌ریزی می‌کنیم، مسیرهای دولی می‌گذاریم؛ اما سپس واقعیت به وقوع می‌پیوندد که ممکن است متفاوت از تصور ما باشد و حتی زیباتر و جالب‌تر باشد.»

    واغنر مورا در «عامل مخفی»
    واغنر مورا در «عامل مخفی»ویکتور جوکا

    این کمک می‌کند هنگامی که با کارگردانی کار می‌کنید که واقعاً می‌خواهد ابزارهای سینمایی جالب برای روایت داستان به‌کار گیرد، مفید است. الکساندرووا از این که مندونسا فیلو هرگز از وجود دوربین به عنوان بخشی اساسی از روایت صرف‌نظر نمی‌کند، قدردانی کرد. به‌همراه پالت رنگی گرم فیلم، تکنیک‌های مخصوص دوره‌ای مانند زوم‌ها و شات‌های دوپتر تقسیم‌شده به کار رفته‌اند تا بیننده را مستقیماً به ذهنیت یک شخصیت در هر لحظه‌ای ببرند. او افزود: «خواندن فیلمنامهٔ کلیبر برای اولین بار، چون از اتحاد جماهیر شوروی می‌آیم، با من هم‌نوا شد. بنابراین می‌توانستم واقعاً حس کنم فیلمنامه درباره چه می‌گوید.»

    در یکی از صحنه‌های بسیار خارق‌العادهٔ فیلم، شخصیتی مقاله‌ای در روزنامه دربارهٔ پای جدانده می‌خواند که ادعا می‌شود این پا مکان محبوبی برای گردهمایی شبانه را مورد حمله قرار داده است – پوشش بی‌منطقی که ادارات پلیس فاسد برای خشونت دولتی در طول کارناوال ارائه می‌دهند. این صحنه در یک حرکت یکپارچه فیلمبرداری شده است؛ پا را دنبال می‌کند که در پارک تاریک به هرج و مرج می‌انجامد. این صحنه با حس تقویت‌شده نور و تاریکی شبیه یک کتاب کمیک فیلمبرداری شده و الکساندرووا آن را یکی از صحنه‌های استعاری‌ترین فیلم می‌نامد.

    با این حال، همکاران می‌خواستند حس زنده‌ای از دوره بسازند؛ حتی تا رنگ سیمان روی پیاده‌راه‌ها را دقیقاً همان رنگی که در سال ۱۹۷۷ بود، به دست آورند. اگرچه مندونسا فیلو در فیلم‌های قبلی‌اش از لنزهای سری C پان‌اویژن استفاده کرده بود، الکساندرووا پیشنهاد کرد که از سری B پان‌اویژن استفاده کنند که دقیقاً از همان دوره می‌باشد. الکساندرووا گفت: «این لنزها واقعاً به روشنایی واکنش نشان می‌دهند و وقتی رنگ‌های بسیار تاریک و بسیار روشن به هم می‌رسند، انحرافات ظاهر می‌شوند و همچنین می‌توانند تصویر را منحرف کنند.»

    در مورد روند اخیر سینماتوگرافی بسیار صاف که «هیچ‌چیزی بیش از حد روشن یا کم نور نیست»، الکساندرووا گفت که «من دینامیک نورها را به یک پالت بسیار محدود محدود نمی‌کنم. به‌جای آن، کارگردان فیلم‌برداری ترجیح می‌دهد وقتی نور به‌سختی می‌درخشد. من همچنین سایه‌های عمیق را دوست دارم و فکر می‌کنم این به تصویر شخصیت می‌بخشد»، گفت الکساندرووا.

    واغنر مورا «عامل مخفی»
    واغنر مورا در «عامل مخفی»MK2 Films

    این حس جاز بصری در صحنه‌هایی که فیلمبرداری دستی به‌کار رفته، احساس می‌شود؛ مانند صحنهٔ بازگشت زمانی که آرماندو و همسرش فاتیمه با فاشیسم در حال ظهور در یک شام سرنوشت‌ساز درگیر می‌شوند. الکساندرووا تصمیم گرفت به‌دست‌گیری بروید، چون انرژی بازیگر آلیس کاروالیو، که نقش فاتیمه را ایفا می‌کند، به صحنه می‌آورد؛ فاتیمه همسر مرحوم آرماندو، یک دانشمند و رادیکال سیاسی نیز بود. او گفت: «وقتی با دوربین دستی کار می‌کردم، ارتباط قوی‌تری با او داشتم. او یک زن است و من هم زنم؛ بنابراین می‌توانستم از طریق کلمات او، پیامی را که می‌خواست برساند احساس کنم، چرا که در این شام مورد پذیرش قرار نگرفته بود. او به‌عنوان منشی رفتار می‌شد در حالی که در واقع یک دانشمند بود. و حس می‌کردم «برو دختر!» و واقعا در آن لحظه با او همدلی می‌کردم.»

    الکساندرووا این حس شهودی را در تمام مدت فیلمبرداری «عامل مخفی» احساس می‌کرد. اگرچه بیشتر صحنه‌های مورا با دوربین ثابت فیلمبرداری شده بودند، الکساندرووا می‌گوید که با واقعیت روبروست، که «یادآوری خوبی برای داستان است، چرا که ما معمولاً فهرست شات‌ها را می‌نویسیم، نور را برنامه‌ریزی می‌کنیم، مسیرهای دولی می‌گذاریم، اما سپس واقعیت رخ می‌دهد که ممکن است متفاوت از تصور ما باشد و حتی زیباتر و جذاب‌تر باشد.»

    الکساندرووا همچنین برای برخی از صحنه‌های امروزی بسیار استریلی که در آن دانشجویان دربارهٔ سرنوشت آرماندو می‌آموزند و نسخه‌های متنی برای آرشیوی دانشگاهی می‌نویسند، از دست‌گیرهٔ دوربین استفاده کرد. اگرچه مندونسا فیلو و الکساندرووا دربارهٔ این تغییر رادیکال، از جمله فیلمبرداری این صحنه‌ها با آیفون، بحث کردند؛ در نهایت تصمیم گرفتند همان تجهیزات را به کار ببرند ولی رنگ‌ها را در صحنه و پس‌تولید به‌صورت متفاوتی پردازش کنند. این کار اثر فاصله‌گیری ایجاد می‌کند؛ گرما و شادابی گذشته را از واقعیت سرد و کلینیکال زمان حاضر جدا می‌کند. الکساندرووا گفت: «این بسیار جالب است، این مقایسهٔ نحوهٔ واقعی بودن افراد و چگونگی به‌خاطره سپاریدشان.»

    نئون فیلم «عامل مخفی» را چهارشنبه، ۲۶ نوامبر به اکران می‌گذارد.