بلاگ

  • ساول یانگ از نکس نیوز عکس‌های مورد علاقه‌اش از سال ۲۰۲۵ را به اشتراک می‌گذارد

    ساول یانگ از نکس نیوز عکس‌های مورد علاقه‌اش از سال ۲۰۲۵ را به اشتراک می‌گذارد

    ساول یانگ – نکسویل نیوز سنتینل

    • در طول ۲۶ سال کار به‌عنوان خبرنگار تصویری، تغییرات زیادی رخ داده است
    • او می‌نویسد: «روش عکاسی ممکن است تغییر کرده باشد، اما لحظات شگفت‌انگیز زندگی‌هایی که من عکاسی می‌کنم، همان‌گونه باقی مانده‌اند.»

    ۱ ژوئن ۱۹۹۹ اولین روز من به‌عنوان عکاس خبری معتبر نکسویل نیوز سنتینل بود. در طول این ۲۶ سال تغییرات زیادی رخ داده است. برای مثال، دیگر ده‌ها رول فیلم را در جیب‌هایم حمل نمی‌کنم. سه رول فیلم امکان گرفتن حدود صد عکس را می‌داد. اکنون این کارت‌های کوچک به‌عرض یک اینچ را حمل می‌کنم که می‌توانند هزاران تصویر را بر روی یک کارت ثبت کنند. این توانایی هنوز هم مرا شگفت‌زده می‌کند.

    متأسفانه توانایی گرفتن تعداد بیشتری عکس به این معنا نیست که عکاسی بهتری داشته باشم. برای من، کمیت برابر با کیفیت نیست؛ فقط به این معناست که برای یافتن یک تصویر خوب، باید از میان تعداد بیشتری عکس نامناسب بگذرم.

    اگرچه این می‌تواند ناامیدکننده باشد، اما هنوز هم از کار به‌عنوان خبرنگار تصویری به‌طوردیی لذت می‌برم. داشتن کاری که به‌صورت شخصی در زندگی مردم حضور داشته باشد نادر است. از ورزشکاران در حال بازی تا نوجوانانی که در جشن فارغ‌التحصیلی می‌رقصند، همواره افتخاری است که می‌توانم عکس‌های آن‌ها را بگیرم.

    سال پر از لحظات شگفت‌انگیز و زیبا بود. در ژانویه، هزاران حلقهٔ گل را در قبرستان نظامیان ایالت ایسترن تنسی در Lyons View Pike مشاهده کردم. این چشم‌اندازی دیدنی بود. این حلقه‌های گل توسط برنامهٔ Wreaths Across America بر روی هر سنگ قبر نصب شده بودند.

    در آوریل، دختر یک دوست قدیمی را داشتم که به‌طرزی زیبا بر روی زمین رقص جشن فارغ‌التحصیلی سالیانه‌اش می‌رقصید. همدوی بچه‌ای که زمانی می‌شناختم، اکنون به زنی شگفت‌انگیز تبدیل شده است. در اوت، الّا، لابرادوری که در بازی‌های فوتبال مدرسهٔ راهنمایی ایندرسن کنتی، توپ kickoff را می‌آورد، را عکاسی کردم. اولین بار تصویر او را در ۲۰۱۹ ثبت کردم؛ امسال او بازنشستگی می‌گیرد.

    در نهایت، در نوامبر شاهد این بودم که تیم فوتبال حرفه‌ای محلی، One Knoxville SC، قهرمان لیگ یک USL شد؛ این اولین قهرمانی برای این تیم و برای من بود.

    روش عکاسی ممکن است تغییر کرده باشد، اما لحظات شگفت‌انگیز زندگی‌هایی که من عکاسی می‌کنم، همان‌گونه باقی مانده‌اند.

    ساول یانگ از نکس نیوز عکس‌های مورد علاقه‌اش از سال ۲۰۲۵ را به اشتراک می‌گذارد
    حلقه‌های گل بر روی سنگ‌قبرها در قبرستان نظامیان ایالت ایسترن تنسی در ۵ ژانویهٔ ۲۰۲۵ در نکسویل. این حلقه‌ها یک ماه پیش توسط داوطلبان شرکت‌کننده در رویداد سالانهٔ ملی Wreaths Across America نصب شده بودند.
    مراسم رقص سالانهٔ آکادمی L&N STEM در ۲۶ آوریل یکی از بسیاری از رویدادهایی بود که نکس نیوز در سال ۲۰۲۵ عکاسی کرد.
    سگی هوادار شهرستان ایندرسن به نام الّا، در طول مسابقه فوتبال دبیرستانی TSSAA بین ایندرسن کنتی و کاتولیک نکسویل در کلینتون در تاریخ ۲۸ اوت ۲۰۲۵، پایهٔ kickoff را دریافت می‌کرد.
    هافبک One Knox، سیورت هاوگلی (۳)، پس از گل زدن در برابر Charlotte Independence در مسابقه‌ی پلی‌اؤت لیگ یک USL در تاریخ ۲ نوامبر ۲۰۲۵ در پارک Covenant Health جشن می‌گیرد.
    کاتولیک نکسویل پیروزی خود بر ایندرسن کنتی را در مسابقه فوتبال دبیرستانی TSSAA در تاریخ ۲۸ اوت ۲۰۲۵ در کلینتون جشن می‌گیرد.
    عکاس نکس نیوز، ساول یانگ، در فوریهٔ ۲۰۲۵ از یک آناناس در مکانی در کاستاریکا می‌نوشد.

    با اشتراک در نکس نیوز، از همهٔ اتفاقات سال ۲۰۲۶ در نکسویل باخبر شوید: subscribe.knoxnews.com.

  • ونوس ویلیامز با بازیگر و مدل آندریا پری در مراسم پالم بیچ ازدواج کرد

    ونوس ویلیامز با بازیگر و مدل آندریا پری در مراسم پالم بیچ ازدواج کرد

    ونوس ویلیامز با بازیگر و مدل آندریا پری در مراسم پالم بیچ ازدواج کرد
    ونوس ویلیامز و بازیگر آندریا پری ماه گذشته در مراسم جوایز CFDA در موزه تاریخ طبیعی آمریکا در شهر نیویورک حضور داشتند. عکس: گیلبرت کاراسکیلو/GC Images
    • عروسی پس از جشن پنج روزه در فلوریدا برگزار شد
    • آندریا پری یک بازیگر و مدل ایتالیایی متولد دانمارک است
    • ویلیامز برنامه دارد برای فصل سی و سوم تور WTA بازگردد

    ونوس ویلیامز در آخر هفته با بازیگر و مدل آندریا پری ازدواج کرد؛ این خبر را ستاره تنیس روز سه‌شنبه در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد.

    ویلیامز، ۴۵ ساله، و پری در پالم بیچ، فلوریدا ازدواج کردند، پس از جشن پنج روزه‌ای که خانواده و دوستان نزدیک را در بر می‌گرفت. این زوج پیش از این، مراسمی غیررسمی در ایتالیا در اوایل سال برگزار کردند.

    بر اساس IMDb، پری یک بازیگر و مدل ایتالیایی است که در دانمارک به دنیا آمده. این دو در هفتهٔ مد میلان در سال ۲۰۲۴ با هم آشنا شدند و در ژانویهٔ ۲۰۲۵ نامزدی خود را اعلام کردند.

    ویلیامز برای اولین بار در ماه ژوئیه، هنگامی که در مسابقات DC Open رقابت می‌کرد، به پری اشاره کرد؛ او در این مسابقه دومین زنی شد که در دوران Open و در سن پیشرفته توانست یک مسابقه تک‌نفره سطح تور را ببرد. پس از پیروزی، ویلیامز در مصاحبه‌ای روی زمین از نامزدی‌اش که در میان تماشاچیان حضور داشت، تشکر کرد.

    پست به‌اشتراک‌گرفته توسط Vogue Weddings (@vogueweddings)

    این ازدواج در حالی رخ می‌دهد که ویلیامز همچنان یکی از طولانی‌ترین دوران‌های حرفه‌ای در تاریخ تنیس را ادامه می‌دهد. او به مدت ۱۶ ماه در هیچ مسابقه‌ای شرکت نکرده بود، سپس در واشنگتن بازگشت و اعلام کرده است که قصد دارد در فصل سی و سوم متوالی تور WTA که از ژانویه در اوکلند آغاز می‌شود، بازی کند.

    ویلیامز هفت بار قهرمان تک‌نفرهٔ گرند اسلم بوده و پیشین شمارهٔ یک جهان بود. فراتر از تنیس، او همچنان یک شخصیت برجسته در حوزهٔ مد و فرهنگ است. در اوایل این ماه اعلام شد که ویلیامز به‌عنوان رئیس مشترک مت گالا ۲۰۲۶ همراه با بیونسه، نیکول کیدمن و سردبیر ارشد وُگ، آنا وینتور، حضور خواهد یافت.

    بر اساس گزارش Vogue که نخست جزئیات مراسم عروسی این زوج را منتشر کرد، عروسی پالم بیچ این دو پس از چند روز برنامه، شامل مراسم خصوصی در دادگاه روز جمعه صبح و جشن بزرگ‌تری در روز شنبه برگزار شد.

    ویلیامز پس از ازدواج، هیچ تغییری در برنامهٔ رقابتی خود اعلام نکرده است.

  • گذشت با جسارت می‌خواند، می‌لرزد و می‌تکان می‌زند در عهد آن لی

    گذشت با جسارت می‌خواند، می‌لرزد و می‌تکان می‌زند در عهد آن لی

    آمندا سیفرید مسحورکننده، در نقش اصلی فیلم زندگی‌نامه‌ای شاکر حضور دارد؛ فیلمی که حس واقعی تجارب مذهبی شاداب قرن هجدهم را به تصویر می‌کشد.

    توسط کارولین سیده

    گذشت با جسارت می‌خواند، می‌لرزد و می‌تکان می‌زند در عهد آن لی
    عکس: سرچ‌لایت پیکچرز

    هدف اکثر آثار تاریخی این است که گذشته را آشنا سازند؛ خطی بین شیوهٔ زندگی گذشته و امروز می‌کشند تا پیوستگی در تجربهٔ انسانی را جست‌وجو کنند. اما نویسنده‑کارگردان مونا فاستوولد در درام تاریخی خود عهد آن لی هدف متفاوتی دارد. اگر گذشته بر فرکانسی متفاوت می‌لرزد که تقریباً حس دنیای بیگانه‌ای را می‌آورد؟ اگر به‌طور واقعی می‌خواند؟

    این فیلم در نهایت پیوستگی در تجربهٔ انسانی را می‌یابد، اما مسیر جسورانه و گمراه‌کننده‌ای برای رسیدن به آن می‌پیماید. این اثر با فیلمبرداری بر روی ۷۰ میلی‌متری و به‌هم‌انداختن نقش مسحورکنندهٔ آمندا سیفرید به‌عنوان بنیان‌گذار نام‌دار دین شاکر، عهد آن لی حس واقعی تجارب مذهبی شاداب قرن هجدهم را برای افراد درون آن‌ها بازتاب می‌دهد، نه صرفاً ظاهر آن‌ها از بیرون. به این معناست که رؤیاهای لرزان «کویکرهای لرزان» به شماره‌های موزیکال پرشور تبدیل می‌شوند که مملو از تنفس ریتمیک و رقص‌های پرکاشنی هستند؛ سرودهای کرال ملایم همراه با نغمه‌ای از ناله‌های دایره‌ای در میدسومار. و همچنین به‌دقت به واقعیت‌های خشن گذشته نگاه می‌کند. در زمانی که برای زنی از دست دادن چهار نوزاد پیش از اولین تولدشان عادی نبود، دین کمتر به‌عنوان مجموعه‌ای از اصول اخلاقی عمل می‌کرد و بیشتر به‌عنوان میخی برای بقا به کار می‌رفت؛ یعنی همچون یک میلهٔ پشتیبانی که افراد برای زنده ماندن به آن می‌گرند.

    این تجربهٔ آن لی است؛ دومین بزرگ‌سال از هشت برادر و خواهر که در دوران احیای انجیلی در انگلستان به دنیا آمد. از «همزیستی جسمانی» ناراحت و مشتاق یافتن هدفی در میان یکنواختی سرنوشت‌اش، او به جنبش نوظهور شاکر روی می‌آورد؛ جنبشی که به‌دلیل اعترافات علنی دردناک و به‌ویژه اجازه دادن به زنان برای خطابه‌گری شناخته می‌شد. در واقع شاکران بر این باورند که خدا هم مرد و هم زن است—اندیشه‌ای رادیکال برای منچستِر در میانهٔ قرن هجدهم. پس از آن‌که آن لی در حین اعتصاب گرسنگی در زندان، «دیده‌های شگفت‌انگیز و تجلیات الهی» را تجربه کرد، به دو اصل ریشه‌دار باور می‌کند: زنا منبع تمام شرورهاست و او بازگشت دوم مسیح است.

    فاستوولد و سیفرید می‌دانند که آن دارای ویژگی‌های رهبری یک فرقه است؛ او اعلام می‌کند همه شاکران باید سوگند عفت بدهند تا گناهان خود را پاک سازند. قدرت متقاعدسازی او آن‌قدر قوی است که برادر کوچکترش ویلیام (لوئیس پولمن) و گروهی کوچک از شاکران را برانگیخته می‌کند تا زندگی‌های پیشین خود را رها کرده و در آمریکا شروعی نو داشته باشند، جایی که او باور دارد ذهن‌های دنیای نو بیشتر قابل انعطاف برای ایده‌های او خواهند بود. چشمان روشن و وسع‌پهن و سوب‌نوای پر زخم سوپرانو که پیش از این سیفرید را به یک جوان جذاب تبدیل کرده بود، اکنون برای انتقال شدت عمیق و تعهد بی‌تزلزل به باورهایش به کار رفته است. «من توسط خدای قادرمتعال مأمور شدم تا انجیل ابدی را به آمریکا موعظه کنم. و یک فرشته به من، این‌جا، این خانه را فرمان داد»، او هنگامی که صاحب‌خانه او را سلام می‌کند، مونولوگ می‌کند.

    با این حال، عهد آن لی نیز رویکردی غیرقضیه‌آمیز برای درک آن اتخاذ می‌کند، همان‌گونه که او ممکن است خود را درک می‌کرد. اجرای دردناک سیفرید نشان می‌دهد که در فراخوان عفت آن، نشانه‌ای از واکنش به تروما وجود دارد؛ تمایلی برای بازپس‌گیری حس اختیار برای زنان در زمانی که بدن‌هایشان مال خودشان نبود. اگرچه او قاطع است که هر کس که از حفظ عفت امتناع کند باید گروه را ترک کند، اما به همان اندازه پافشاری دارد که پیروانش حق دارند مسیر را به‌صورت آزادانه انتخاب کنند و نه تحت فشار. او برده‌داری را می‌ستزد، کار سخت و جامعه‌پذیری را ارج می‌نهد، بر این باور است که کودکان بدون گناه به دنیا می‌آیند و به جای جنگ، صلح‌دوستی را تشویق می‌کند. «مقدس‌گاه ما عشق است»، شاکران به‌طور واقعی در زیر مه ماه فریاد می‌زنند، در حالی که کلیساهای زیبا را در دشت‌های خلوت می‌سازند. فلسفهٔ آن همزمان رادیکال و سالم است. طبیعتاً مدت کوتاهی طول می‌کشد تا کسی او را جادوگر صدا بزند.

    دوگانگی در زندگی آن وجود دارد، همان‌طور که دوگانگی در شاکران نیز دیده می‌شود—دینی که در آن خدا هم مرد و هم زن است؛ جایی که عشق تشویق می‌شود اما سکس ممنوع؛ و ذات این دین به گونه‌ای است که اعضای جدید هرگز به‌صورت زادگاه به آن ملحق نمی‌شوند. فاستوولد این تضادها را بدون تلاش برای اصلاحشان می‌نگرد. در عوض، عهد آن لی نیز این حس دوگانگی را در آغوش می‌گیرد. روایت از سوی پیرو وفادار، خواهرو مریم (توماسین مک‌کنزی) حقایق زندگی آن را مانند یک بیوپیک ساده‌وار بیان می‌کند، در حالی که فیلم خود بسیار عجیب‌تر است—پر از صحنه‌های فراموش‌نشدنی همچون رقص دعایی بر عرش کشتی که در شرایط آب و هوایی مختلف جریان دارد یا مونتاژ تاریک از سکس، تولد و مرگ (همه به لطف رقصان‌ساز سلیا رولسون‑هال و آهنگ‌ساز دنیل بلمبرگ). فیلم‌نامه‌ای که فاستوولد و شریکش، کارگردان برتالیست بریدی کوربت، نوشته‌اند، به سطحی شگفت‌انگیز از رسمی‌گری تاریخی در زبان و دینامیک‌های رابطه‌ای می‌پردازد. با این حال کل پروژه به‌وضوح حس مدرن بودن را در تجرب‌گرایی صرفاً رسمی خود نشان می‌دهد.

    انرژی پرشور و شهوانی نیمهٔ اول فیلم، آن را به یکی از جذاب‌ترین تجربه‌های سینمایی سال تبدیل می‌کند و اگرچه نیمهٔ دوم، که آرام‌تر و با سبک‌مندتر است، برای به‌دست آوردن همان حس پیش‌برد تلاش می‌کند، اما هدف خاصی نیز در این دارد. به‌اندازهٔ فاستوولد، آن زنی بود که در دنیایی کثیف و آشوب‌ناک به‌دنیا آمده بود و آرزوی احساس نظم و آرامش داشت—و با تمام نیرو برای خود این را طلب کرد. در این مسیر، او موفق شد به دین نوپایی ساختاری بدهد که برای رشد پس از مرگش (اگرچه نه تا امروز) ضروری باشد. بالاتر از اصول مذهبی‌اش، انجیل واقعی آن، ایده‌ایست که «برای هر چیز جایگاهی وجود دارد و هر چیز در جای خود باشد». و اگرچه عهد آن لی انتظار وفاداری به این ایدئولوژی را ندارند، اما به‌طور حتمی به این باور احترام می‌گذارد.

    کارگردان: Mona Fastvold
    نویسنده: Mona Fastvold, Brady Corbet
    بازیگران: Amanda Seyfried, Thomasin McKenzie, Lewis Pullman, Tim Blake Nelson, Christopher Abbott, Stacy Martin, Matthew Beard, Scott Handy, Viola Prettejohn, Jamie Bogyo, David Cale
    تاریخ انتشار: ۲۵ دسامبر ۲۰۲۵

  • گواهی‌نامه‌های مرگ راب راینر و همسرش تأیید می‌کند که پس از «دقایق» و «آسیب‌های ناشی از چاقوی چندگانه» درگذشتند؛ فرزندان می‌گویند مراسم یادبود «در تاریخ دیگری» برگزار خواهد شد

    گواهی‌نامه‌های مرگ راب راینر و همسرش تأیید می‌کند که پس از «دقایق» و «آسیب‌های ناشی از چاقوی چندگانه» درگذشتند؛ فرزندان می‌گویند مراسم یادبود «در تاریخ دیگری» برگزار خواهد شد

    گواهی‌نامه‌های مرگ راب راینر و همسرش تأیید می‌کند که پس از «دقایق» و «آسیب‌های ناشی از چاقوی چندگانه» درگذشتند؛ فرزندان می‌گویند مراسم یادبود «در تاریخ دیگری» برگزار خواهد شد
    Getty Images

    گواهی مرگ رسمی این زوج تأیید می‌کند که راب و میشل راینر «دقایق» پس از دریافت «جراحات ناشی از نیروی برندهٔ چندگانه» درگذشتند.

    راب، ۷۸ ساله، بازیگر افسانه‌ای که به کارگردان تبدیل شد، و همسرش میشل، ۷۰ ساله، در تاریخ ۱۴ دسامبر در خانهٔ برنت‌وودشان پیدا شدند. گواهی مرگ علت را «با یک چاقو، توسط شخص دیگری» ذکر کرده و زمان بین حمله و مرگ را «دقایق» نشان می‌دهد. راب در ساعت ۳:۴۵ بعدازظهر و میشل در ساعت ۳:۴۶ بعدازظهر همان روز کشف شدند. طبق گواهی مرگ، بدن‌هایشان سوزانده شد. پسرشان، نیک، ۳۲ ساله، بازداشت شده و به دو اتهام قتل متهم شده است.

    راب و میشل راینر در زمانی که او در حال کارگردانی فیلم کمدی رمانتیک «زمانی که هری با سلی آشنا شد» بود، با هم آشنا شدند و چند ماه پس از آن، در سال ۱۹۸۹، ازدواج کردند. آن‌ها سه فرزند داشتند: نیک، رومی و جیک. راب همچنین در طول اولین ازدواجش با پنی مارشال، دختر خود، تریسی، را به فرزندخواندهٔ خود پذیرفت.

    بدن‌های راب و میشل توسط رومی پیدا شد؛ به گزارش نیویورک‌تایمز، رومی پس از این که یک ماساژور نتوانست به این زوج دسترسی پیدا کند، به خانه دعوت شد. نیک همان شب دستگیر شد.

    جیک و رومی برای اولین بار دربارهٔ مرگ والدین‌شان در تاریخ ۱۷ دسامبر اظهار نظر کردند. آن‌ها در بیانیه‌ای گفتند: «کلمات حتی نمی‌توانند درد غیرقابل توصیف را که ما در هر لحظهٔ روز تجربه می‌کنیم، بیان کنند. از دست دادن هولناک و ویرانگر والدینمان، راب و میشل راینر، چیزی است که هیچ‌کس نباید هرگز تجربه کند. آن‌ها نه تنها والدین ما بودند، بلکه بهترین دوستان ما نیز بودند.»

    از آن پس آن‌ها بیانیه‌ای به نشریه People ارسال کردند تا از «انبوهی از عشق و حمایت» که دریافت کردند، تشکر خود را ابراز کنند. جیک و رومی افزودند که مراسم یادبودی به نام راب و میشل در «تاریخ دیگری» برگزار خواهد شد.

    راب راینر، پسر نویسنده‑کارگردان‑کمدین مشهور کارل راینر، در سریال کمدی ۱۹۷۱ «All in the Family» بازی کرد و سپس فیلم‌های مانند «This Is Spinal Tap»، «When Harry Met Sally»، «A Few Good Men» و «Stand by Me» را کارگردانی کرد. آخرین فیلم راب، «Spinal Tap II: The End Continues»، اوایل امسال منتشر شد.

  • انحصاری: حداقل ۲ نمایش در تک‌سینماها، ۵ نمایش در سینماهای دو‑صفحه‌ای، ۶ نمایش در مالتی‌پلكس‌های سه‌صفحه‌ای – استراتژی انتشار Tu Meri Main Tera Main Tera Tu Meri فاش شد

    انحصاری: حداقل ۲ نمایش در تک‌سینماها، ۵ نمایش در سینماهای دو‑صفحه‌ای، ۶ نمایش در مالتی‌پلكس‌های سه‌صفحه‌ای – استراتژی انتشار Tu Meri Main Tera Main Tera Tu Meri فاش شد

    دو روز تا انتشار فیلم Tu Meri Main Tera Main Tera Tu Meri به بازی کارتیک آریان و آننیا پاندی باقی مانده است و هیجان به‌تدریج به‌دلیل ظاهر تازه، جذابیت جوانانه، موسیقی و بازیگری در حال افزایش است. پیش‌فروش این فیلم از آخر هفته آغاز شد و در این مقاله، Bollywood Hungama به خوانندگان درباره تقاضایی که تیم توزیع داخلی Dharma Productions در مقابل سینماهای تک‌سکنی و مالتی‌پلكس‌ها ارائه کرده است، اطلاع خواهد داد.

    انحصاری: حداقل ۲ نمایش در تک‌سینماها، ۵ نمایش در سینماهای دو‑صفحه‌ای، ۶ نمایش در مالتی‌پلكس‌های سه‌صفحه‌ای – استراتژی انتشار Tu Meri Main Tera Main Tera Tu Meri فاش شد
    انحصاری: حداقل ۲ نمایش در تک‌سینماها، ۵ نمایش در سینماهای دو‑صفحه‌ای، ۶ نمایش در مالتی‌پلكس‌های سه‌صفحه‌ای – استراتژی انتشار Tu Meri Main Tera Main Tera Tu Meri فاش شد

    یک منبع تجاری به Bollywood Hungama گفت: «تیم فیلم Tu Meri Main Tera Main Tera Tu Meri می‌داند که Dhurandhar هنوز غیرقابل‌توقف است و در ایام کریسمس که فیلم آن‌ها به سینماها می‌رسد، مخاطبان عظیمی پیدا خواهد کرد. همچنین می‌دانند که Avatar: Fire And Ash چندین نمایش و صفحه سینما را به خود اختصاص داده است. بنابراین درخواست کرده‌اند نمایش عادلانه و معتدل داشته باشند، با در نظر گرفتن واقعیت‌ها.»

    منبع ادامه داد: «تیم توزیع فیلم Tu Meri Main Tera Main Tera Tu Meri حداقل ۲ نمایش در سالن‌های تک‌سکنی درخواست کرده است. در مالتی‌پلكس‌های دو‑صفحه‌ای، درخواست ۵ نمایش کرده‌اند. مالتی‌پلكس‌های سه‑، چهار‑، پنج‑ و شش‑صفحه‌ای به ترتیب باید به‌صورت روزانه ۶، ۸، ۱۲ و ۱۴ نمایش داشته باشند. در نهایت، برای مالتی‌پلكس‌های هفت صفحه و بیشتر، تیم فیلم درخواست ۱۶ نمایش کرده است. این حداقل تعداد نمایش‌های درخواست‌شده است.»

    منبع سپس گفت: «با وجود این درخواست‌های عادلانه، تیم فیلم برای دریافت تعداد نمایش موردنظر با مشکل مواجه است. تا ساعت ۹:۰۰ صبح روز ۲۳ دسامبر، تنها سینماهایی که چهار صفحه یا بیشتر دارند، رزرو را باز کرده‌اند و آن هم فقط برای یک صفحه. سینماهای تک‌سکنی و سینماهای دو و سه‌صفحه‌ای هنوز شروع به فروش بلیت نکرده‌اند چرا که مذاکرات ادامه دارد. خوشبختانه، Avatar: Fire And Ash در تک‌سینماها انتشار نیافته و بنابراین این سالن‌ها باید نمایش‌ها را فقط بین Dhurandhar و فیلم رمانتیک کمدی تقسیم کنند. ولی حتی این هم به دلیل تقاضای مداوم برای Dhurandhar که پس از ۱۸ روز هم کاهش نیافته، چالشی ایجاد کرده است. علاوه بر این، هر دو فیلم Dhurandhar و Avatar: Fire And Ash بیش از ۳ ساعت طول می‌کشند. بنابراین در مالتی‌پلكس‌ها، تقسیم نمایش‌ها بین این سه فیلم نیز چالشی خواهد بود.»

    یک کارشناس صنعت اظهار کرد: «ما شاهد این بوده‌ایم که توزیع‌کنندگان ناعادلانه رفتار می‌کنند و سینماها را مجبور به نمایش ۱۰۰٪ فیلم‌های خود می‌سازند. با در نظر گرفتن این موضوع، تحسین می‌کنیم کاران جوهر و تیم او را به‌خاطر رفتار معقول و عملی و عدم درخواست تعداد زیاد نمایش. همچنین، Tu Meri Main Tera Main Tera Tu Meri دارای ستاره نوظهوری چون کارتیک آریان است و در ژانری است که مخاطب زیادی دارد. بنابراین، امید است سینماها به این فیلم فرصتی بدهند.»

    همچنین بخوانید: Tu Meri Main Tera Main Tera Tu Meri با مشکل حق‌کپی‌رایت مواجه؛ Trimurti Films دعوی خود را به دادگاه عالی بمبئی علیه Dharma Productions کاران جوهر به دلیل استفاده از «Saat Samundar Paar» می‌برد

    برچسب‌ها : Ananya Panday, Bollywood, Bollywood News, Dharma Productions, Exclusive, Karan Johar, Kartik Aaryan, News, Revealed, Sameer Vidwans, Trimurti Films, Tu Meri Main Tera Main Tera Tu Meri

  • لطفاً صبر کنید

    در حال برقراری اتصال امن هستیم.

    این وب‌سایت از یک سرویس امنیتی برای محافظت در برابر حملات آنلاین استفاده می‌کند. ما مرورگر شما را بررسی می‌کنیم تا یک اتصال امن برقرار کنیم و ایمنی شما را حفظ کنیم.

  • همهٔ امتیازهایی که نتفلیکس به‌واسطهٔ موفقیت «استرینجر تینگز» به خود می‌گیرد

    همهٔ امتیازهایی که نتفلیکس به‌واسطهٔ موفقیت «استرینجر تینگز» به خود می‌گیرد

    نوشتهٔ چرِل ادی

    زمان مطالعه: ۳ دقیقه

    همهٔ امتیازهایی که نتفلیکس به‌واسطهٔ موفقیت «استرینجر تینگز» به خود می‌گیرد
    Vecna از تمام حمایت‌های شما سپاسگزار است. © نتفلیکس

    تقریباً ده سال می‌شود از زمانی که نتفلیکس یک سریال اصلی را عرضه کرد که io9 به‌دلیل ارجاعات آشکار به استیون اسپیلبرگ و استیفن کینگ به آن علاقه‌مند شد. در ابتدا، اما مطمئن نبودیم که آیا این سریال به‌ اندازهٔ «io9» است تا مورد پوشش قرار گیرد. آیا واقعاً شامل عناصر علمی‑تخیلی و ترسناک واقعی است یا تنها یک برنامهٔ سرگرم‌کنندهٔ کوچک دربارهٔ بچه‌های دههٔ ۸۰ است که با دوچرخه‌هایشان ماجراجویی می‌کنند؟

    به وضوح، پنج فصل پس از آن می‌دانیم که استرینجر تینگز یک سریال کاملاً متمرکز بر عناصر فراطبیعی است و به یک پدیدهٔ فرهنگی عظیم تبدیل شده است که به‌طور منظم جایگاه درخشان خود را در فهرست ۱۰ برتر نتفلیکس پشت سر می‌گذارد. نه تنها مسیرهای شغلی جدیدی ایجاد کرد (به یاد دارید که زمانی وینونا ریدر و متیو مودین بزرگ‌ترین اسامی در بازیگری بودند؟) بلکه محبوبیت آن به حوزه‌های موسیقی، بازی‌ها و حتی غذا نیز سرایت کرده است.

    به‌همراه یک مجموعهٔ تازه از آمارها که نشان می‌دهد رتبه‌های استرینجر تینگز به‌طور پیوسته در حال افزایش هستند — این ارتقا توسط پنجمین و آخرین فصل که این هفته سه قسمت تازه منتشر می‌کند — نتفلیکس یک بیانیهٔ مطبوعاتی منتشر کرده تا تأثیر این سریال را فراتر از شمارش شگفت‌انگیز بازدیدها بررسی کند. (اگر کنجکاو باشید، فصل‌های ۱ تا ۴ «تا به‌حال بیش از ۱٫۲ میلیارد بازدید داشته‌اند، که بیشترین بازدید برای هر سریال نتفلیکس است»؛ در همین حال، اولین بخش از فصل پنجم «در حال حاضر به ۱۰۲٫۶ میلیون بازدید جهانی رسیده است و همهٔ پنج فصل هنوز در فهرست ۱۰ برتر این هفته حضور دارند».)

    یادداشتی سرگرم‌کننده در این بیانیه صحنه‌های پر بازپخش سری را برجسته می‌کند؛ اولین آن تسخیر نانسی توسط Vecna در فصل چهارم، قسمت هفت (که شامل برخی جزئیات مهم دربارهٔ برنامه‌های آیندهٔ Vecna است) و دوئت بزرگ «داستان بی‌پایان» بین دو دوست‌دور داستین و سوزی در فصل سوم، قسمت هشت.

    ما پیش از این می‌دانستیم که آهنگ ۱۹۸۵ کیت‌بوش «Running Up That Hill» پس از استفادهٔ مکرر در فصل چهارم به موفقیت‌پذیری برتر در چارت‌ها دست یافت؛ این آهنگ همچنین در فصل پنجم دوباره به کار رفته است. آهنگ دیگری که به‌ویژه از فصل پنجم بهره‌مند شد، «Upside Down» دایانا راس است که «افزایش ۱٬۲۵۰٪ی در پخش‌های جهانی نسل Z را مشاهده کرد».

    در حالی که تمام نسل‌های دیگر در اضطراب منتظرند تا ببیند آیا بازگشت کامل دیسکو اتفاق خواهد افتاد یا نه، افزایشی قابل‌توجه در پخش آهنگ‌های «I Think We’re Alone Now» تiffany (چون ستارگان پاپ می‌دانند دربارهٔ هیولاها، هالی!)، «Mr. Sandman» گروه Chordettes (که به‌دلیل Halloween II به یک قطعهٔ اصلی ترس تبدیل شده بود) و «Fernando» از ABBA نیز مشاهده شده است؛ این آهنگ دقیقاً مناسب یک مادر شراب‌دوست برای حمام حبابی قبل از مبارزه با دموجورگان است.

    بیانیهٔ مطبوعاتی نتفلیکس نیز موفقیت محصولات جانبی متعددی از استرینجر تینگز را برجسته می‌کند، از جمله بیسکویت‌های Chips Ahoy پرشده با کرم قرمز (در این بیانیه به Peanut Butter Boppers یا به‌طور عجیبی به Eggo waffles اشاره‌ای نشده است)، کفش‌های Dunk Low نایکی که لوگوی وارونه دارند، کتاب‌ها و کمیک‌ها، و تجربهٔ غوطه‌ورانهٔ استرینجر تینگز: تجربه.

    همان‌طور که این نمایش به‌تدریج به‌پایان می‌رسد (سه قسمت در کریسمس عرضه می‌شوند، سپس فینال بزرگ در شب سال نو برگزار می‌شود)، به‌نظر می‌رسد قطار محصولات تجاری برای استرینجر تینگز همچنان ادامه خواهد داشت (آیا مجموعهٔ لگوی خانه کریل را دیده‌اید؟) — و نتفلیکس احتمالاً پیش از دیدن آخرین صحنه از Vecna، رکوردهای جدیدی در بازدیدها خواهد شکست. بدون شک ترانه‌های ریترو بیشتری در ادامهٔ فصل برمی‌گردند. به‌علاوه، اسپین‑آف انیمیشنی که سال آینده منتشر می‌شود، به حفظ تب استرینجر کمک خواهد کرد.

    آیا می‌خواهید اخبار بیشتری از io9 داشته باشید؟ زمان انتظار برای جدیدترین انتشارهای مارول، استار وارز و استار ترک را بررسی کنید، ببینید چه برنامه‌ای برای دنیای DC در فیلم و تلویزیون وجود دارد و تمام آنچه برای دانستن آیندهٔ دکتر هو نیاز دارید.

  • درآمد گیشه: «آواتار: آتش و خاکستر» پیش از تعطیلات کریسمس از ۴۵۰ میلیون دلار عبور کرد

    درآمد گیشه: «آواتار: آتش و خاکستر» پیش از تعطیلات کریسمس از ۴۵۰ میلیون دلار عبور کرد

    درآمد گیشه: «آواتار: آتش و خاکستر» پیش از تعطیلات کریسمس از ۴۵۰ میلیون دلار عبور کرد
    استودیوی 20th Century

    «آواتار: آتش و خاکستر» پس از یک هفته اکران، ۴۵۰ میلیون دلار درآمد جهانی کسب کرده است که شامل ۱۱۹ میلیون دلار در گیشه داخلی و ۳۳۱ میلیون دلار در بازارهای خارجی می‌شود.

    در روز سه‌شنبه، سومین سفر جیمز کامرون به پاندورا ۱۶٫۵ میلیون دلار در شمال‌امریکا و ۳۴٫۳ میلیون دلار در سطح بین‌المللی جمع‌آوری کرده است. این فروش‌های میانی هفته نشان‌دهنده حفظ ثابت فروش از آخر هفته افتتاحیه است و پیش‌بینی می‌کند که دوره تعطیلات کریسمس که یکی از شلوغ‌ترین دوره‌های سال برای رفتن به سینما است، به‌خوبی پیش رود.

    «آواتار: آتش و خاکستر» برای رسیدن به ۷۵ تا ۸۰ میلیون دلار در چارچوب تعطیلات چهار روزه هدف‌گذاری کرده است که کافی خواهد بود تا جایگاه شماره یک در شمال‌امریکا را حفظ کند. این در حالی است که سه فیلم جدید — درام‌کمدی ورزشی A24 به کارگردانی تیموتی شالامِت با نام «Marty Supreme»، درام موسیقایی Focus Features به نام «Song Sung Blue» و کمدی فاجعه‌ای سونی به نام «Anaconda» — وارد ترکیب سینمایی می‌شوند. این فیلم‌ها تا شب عید کریسمس (یعنی قبل از کریسمس) اکران نمی‌شوند؛ بنابراین استودیوهای مربوطه تا روز پنج‌شنبه، یعنی روز کریسمس، آمار فروش را گزارش نخواهند داد.

    در همین حال، دنباله انیمیشنی دیزنی «Zootopia 2» پیش‌بینی می‌شود که تا تعطیلات کریسمس همچنان نیرویی قدرتمند باقی بماند. تا به امروز این اثر پُرمحبوب خانوادگی ۱٫۳ میلیارد دلار درآمد جهانی کسب کرده است که شامل ۹۹۳ میلیون دلار شگفت‌انگیز در بازارهای خارجی می‌شود. «Zootopia 2» مدت‌ها پیش از فیلم اصلی ۲۰۱۶ در درآمدهای گیشه پیشی گرفته است و به‌زودی تنها دومین فیلم انیمیشن تاریخ (بعد از «Inside Out 2») خواهد شد که درآمد بین‌المللی بیش از ۱ میلیارد دلار داشته باشد.

    پیش از کریسمس، دیزنی هدیه‌ای به شکل یک نقطه عطف بزرگ در گیشه اکران کرد. به‌دلیل موفقیت‌های جذب‌کننده مخاطب عمومی همچون «Zootopia 2» و «Lilo & Stitch»، این استودیو برای اولین بار از زمان کووید به ۶ میلیارد دلار فروش بلیت جهانی — شامل ۲٫۳ میلیارد دلار در بازار داخلی و ۳٫۶۵ میلیارد دلار در بازارهای بین‌المللی — دست یافت و این پنجمین بار در تاریخ است که به این رقم می‌رسد.

  • حقیقت در تخیل: آنچه فیلیپ پولمن در مجموعهٔ «مواد تاریک او» طی ۳۰ سال به ما آموخت

    نویسندهٔ «آتناستیک مذهبی» به‌عنوان مخالف سی. اس. لوئیس شناخته می‌شد. اما دو سه‌گانه‌اش – که امسال به پایان رسید – جشن انسانیت و تخیل بودند.

    بیست سال پیش برای اولین بار به باغ گیاه‌شناسی اکسفورد سر زدم. در میان مسیرهای پیچ‌دود که با گل‌ها احاطه شده بود، حدود نیمی از مسیر، یک نیمکت زیر یک درخت ایستاده بود که تقریباً شبیه به سایر نیمکت‌های پارک بود. آیا این همان بود؟ در فکر می‌کردم.

    مدت طولانی زمان نداشت که سؤال کنم. نگاه دقیق‌تر کلمات و تصاویری را نشان داد که بر روی تخته‌های چوبی آن حک شده بودند، همه در خطوط مشابهی: «لیرا + ویل»، آن‌ها می‌گفتند؛ یا: «پنتالایمون» و «کیِرجاوا». بین بال‌پایه نیمکت و صندلی، تکه‌ای تا شده از کاغذ با پیام دست‌نویس تشکر مخفی بود.

    این پنج سال پس از انتشار «آمبر اسپایگلِس»، رمان نهایی از سه‌گانهٔ «مواد تاریک او»، شد؛ این همان نیمکت در مرکز پایان دل‌سوز کتاب بود. امروز به آنجا سر بزنید و شک نکنید که اهمیت ادبی آن واضح است: مجسمه‌ای از دو شخصیت آن، پنتالایمون شکل‌حیوان و کیرجاوا، در سال ۲۰۱۹ پشت نیمکت نصب شد.

    پس از «مواد تاریک او»، پولمن «کتاب گرد و غبار» را نوشت؛ یک سه‌گانهٔ دوم که در همان جهان‌ها می‌گذرد. در اکتبر، کتاب نهایی این سه‌گانه «میدان گل رز» منتشر شد و زمان خوانندگان با لیرا سیلور‌تونگ، قهرمان این سری فانتزی، به پایان رسید. این نقطهٔ پایان یکی از دستاوردهای بزرگ ادبی دهه‌های اخیر است: گاردین «آمبر اسپایگلِس» را در فهرست ۱۰ کتاب برتر قرن ۲۱ خود قرار داد و بی‌بی‌سی، نیوز‌ویک و دیگر نشریات معتبر ارزیابی‌های مشابهی ارائه دادند. سه‌گانهٔ اصلی الهام‌بخش یک فیلم، یک سریال BBC/HBO، یک تولید تئاتر ملی و یک آهنگ کیت بش بوده است. دو سه‌گانه و کتاب‌های همراهشان بیش از ۴۹ میلیون نسخه فروخته‌اند؛ نسخهٔ اصلی به ۴۰ زبان ترجمه شده است. بسیاری از کودکان اکنون نام لیرا دارند (به‌ویژه فرزند اد شیران).

    اگر موفقیت سه‌گانهٔ اول – و نقد آن به مذهب سازمان‌یافته – پولمان را، به گفتهٔ ستون‌نویس بریتانیایی پیتر هیچنز، به‌عنوان «ضد‑سی. اس. لوئیس، همان کسی که اگر آتئیست‌ها دعا می‌کردند، برایشان دعا می‌کردند»، شناساند، سه‌گانهٔ دوم نسبت به عقلانیت بیش از حد هشدار می‌دهد – یا همان‌طور که نویسندهٔ فانتزی دیگر، لو گروسمن، بیان کرد: «چه می‌شود اگر بیش از حد در مسیر مخالف پیش بروید». سی سال پس از انتشار «نورهای شمالی» (در آمریکا با عنوان «قطب‌نمای طلایی») ، سه‌گانهٔ دوم درک ما از دنیای لیرا را گسترش داد و به‌نوبهٔ خود به ما کمک می‌کند تا به مسائل خود پردازیم.

    «مواد تاریک او» داستان سفر یک دختر تقریباً دوازده ساله بین جهان‌ها را روایت می‌کند؛ ابتدا برای نجات دوستی به این سفر می‌پردازد اما در نهایت به اسرار کائنات می‌رسد و سعی می‌کند آن‌ها را نجات دهد. در این مسیر، با تهدیدهای یک سازمان مذهبی قدرتمند و همچنین والدین خود مواجه می‌شود و عاشق ویل، پسری از دنیای ما، می‌شود. او با جادوگران، خرس‌های سخن‌گو و دانشمندانی که به مطالعهٔ مادهٔ تاریک می‌پردازند، روبرو می‌شود و شاید دو عنصر به یادماندنی این سری را نیز می‌شناسد: دیمون‌ها و گرد و غبار. هر شخص یک دیمون دارد؛ یک همراه حیوانی که از نظر فیزیکی جداست اما در اصل بخشی از اوست و نمایانگر بخشی از هویت اوست. گرد و غبار مادهٔ آگاهی است؛ ذرات عمدتاً نامرئی که در حین رشد و خودآگاهی در اطراف افراد جمع می‌شود و لیرا را در حین استفاده از دستگاه حقیقت‌خوانی‌اش، الیتئومتر یا همان قطب‌نمای طلایی، هدایت می‌کند.

    مردی که زیر یک درخت ایستاده است
    فیلیپ پولمن

  • چگونه سازندگان «طاعون» ترس‌های اوایل نوجوانی را از طریق موسیقی و فیلمبرداری به تصویر می‌کشند

    چگونه سازندگان «طاعون» ترس‌های اوایل نوجوانی را از طریق موسیقی و فیلمبرداری به تصویر می‌کشند

    چگونه سازندگان «طاعون» ترس‌های اوایل نوجوانی را از طریق موسیقی و فیلمبرداری به تصویر می‌کشند
    با تشکر از The Space Program، جشنواره فیلم کن

    صرف‌نظر از عنوان هشداردهنده، می‌توانست به‌منطقی شروع به تماشای «طاعون» چارلی پولینگر کند و گمان کرد که این یک درام رشد نوجوانی (YA) است — نسخهٔ مدرن «۴۰۰ ضربه» یا «خوش‌آمدگویی به خانه عروسک» مردانه، دربارهٔ گروهی از پسران نوجوان که تابستان خود را در یک اردوگاه پلو آبی می‌گذرانند. اما همان‌طور که فیلم پیش می‌رود، نه تنها روایت آن به‌تدریج تاریک‌تر می‌شود، بلکه ظاهر و حس فیلم به‌نحوی که به‌نازیبانه مخاطب را از حس امنیت پویا دور می‌کند و به تاریک‌ترین حوزه‌های روانی اوایل نوجوانی می‌برد.

    به‌دلیل تنظیم فیلم در یک اردوگاه پلو آبی، بخش عمده‌ای از آن در اطراف و داخل یک استخر سرپوشیده رخ می‌دهد. هر کسی که صبح زود به یک YMCA رفته باشد، نور فلورسنت سخت این فضاها را می‌شناسد. بر این اساس، دو بخش اول فیلم روشن و پرنور هستند و گاهی به‌نظر می‌رسد که تقریباً استریل شده‌اند.

    در شات ابتدایی، دوربین کاملاً در استخر غوطه‌ور می‌شود و اولین از چندین شات زیرآبی را معرفی می‌کند که پسران به داخل آب می‌پرند، پاهایشان می‌چرخند و سكونی آب را می‌شکنند. در حالی که آبی شست‌وشو شده با کلر استخر بی‌چون و چرا واضح است، فیلمبردار استیون برِکون می‌گوید او و پولینگر سعی داشتند از شات‌های زیرآبی کلیشه‌ای دوری کنند. «شات زیرآبی کلاسیک یک تبلیغ عطر است که زنی در لباس‌های پهن و جریان‌دار می‌پوشد و پرتو نوری شبیه به نور خدایان بر آن می‌تابد»، برِکون به Variety می‌گوید. «این اصلاً به آنچه ما می‌خواستیم این ماده به‌نظر برسد نزدیک نیست و ما در واقع از تمرکز عمیق، مانند یک نقاشی، الهام گرفته بودیم.»

    برای به‌دست آوردن شات‌های زیرآبی، برِکون توضیح می‌دهد که اپراتور دوربین در زیر سطح آب بود و دستورها را از طریق بلندگوها دریافت می‌کرد. «به‌طور اساسی می‌توانستم از طریق یک میکروفن بزرگ که زیرآب قرار داشت با او صحبت کنم؛ بنابراین دستورهای کج‌وباز می‌آمد و او فقط با سر تکان دادن «بله» یا «نه» تأیید می‌کرد که من را شنیده است.»

    حتی وقتی دوربین کمتر ثابت می‌شود و دور پسرانی که در آب می‌خرند می‌چرخد، به‌نظر می‌رسد به‌صورت تصادفی بالا و پایین می‌جنبد، برِکون می‌گوید که این کار دقیق‌تر از آنچه به‌نظر می‌رسد برنامه‌ریزی شده بود. او می‌گوید دوربین «روی یک سازه شناوری است که می‌توانید آن را به‌سطحی دقیق تنظیم کنید که تقریباً نیمی در آب و نیمی خارج باشد. و با فشار دادن آن روی سطح میان این پسرها و تمام پرتاب‌های آب، انرژی بسیار آشوب‌گری دارد»، اما «به‌طور بسیار دقیق نقشه‌برداری شده بود. در لحظه هیچ‌گونه جستجوی زیادی وجود نداشت چون ما باید با پسرها خیلی ایمنی می‌داشتیم. می‌دانید، نجات‌بازها در هر گوشه‌ای از قاب حضور داشتند.»

    ظاهر دستی این سکانس توسط صدا و نمرهٔ موسیقی تکمیل می‌شود که به‌صورت همزمان هر بار که دوربین زیر آب می‌رود و دوباره به سطح می‌آید، صدای موسیقی را قطع و وصل می‌کند. «من تقریباً مطمئنم که حذف واقعی صدای موسیقی توسط دیمین (Volpe) و دیو (Paterson) در بخش صدا انجام شد. اما من در آنجا بودم. در آن جلسات حاضر شدم»، آهنگساز جوهان لنکس به Variety می‌گوید.

    در حالی که فیلمبرداری به‌تدریج از روشنایی فریبندهٔ یک رمان رشد (Bildungsroman) به تاریکی یک فیلم ترسناک تبدیل می‌شود، موسیقی از ابتدای فیلم با احساس اضطراب‌زا ثابت می‌ماند و به مخاطبان می‌گوید که همه چیز برای این گروه از کودکان خوب نیست. «موسیقی ترسناک است، اما به‌طور دیوانه‌وار عجیب هم است»، لنکس می‌گوید. «ما می‌خواستیم از ابتدا این‌طور هشدار بدهیم که چیزهای بی‌منطق و دیوانه‌وار قرار است اتفاق بیافتند.»

    انرژی تهدیدآمیز توسط ویژگی‌های سورئال و گاهی حدی موسیقی تقویت می‌شود. «فقط صدای من را می‌شنوید که در این میکروفن فریاد می‌زنم»، لنکس ادامه می‌دهد و خاطرنشان می‌کند که اگرچه موسیقی در تمام طول فیلم عجیب است، اما افزایشی‌های ظریف در طول پیشرفت فیلم وجود دارد. «فکر نمی‌کنم در یک‑سوم یا نصف اول فیلم سازهای زهی حضور داشته باشند. سپس این صداهای خشن و پرنرمی که از سازهای زهی می‌آیند، بر روی وکال‌ها می‌چسبند و در نهایت جایگزین آن‌ها می‌شوند دقیقاً همان‌وقت که لذت به‌نوعی تمام می‌شود»، لنکس توضیح می‌دهد. «به‌علاوه، این صداهای درون‌ساز تنش‌زا که به‌صورت افزایشی در راهروها می‌جوشند نیز وجود دارد. فکر می‌کنم در اوایل فیلم یک صدای کوتاه‌تر وجود دارد و سپس یک صدای حدود سه یا چهار دقیقه طولانی در انتها پخش می‌شود.»

    در تصویر و صدای «طاعون» شکاف‌های واضحی از قالب تیره‌وار آن وجود دارد. به‌ویژه وقتی که بچه‌ها در نیمهٔ فیلم به‌خفای شب بیرون می‌روند، یک تک‌شات طولانی دستی آنها را در یک کوچه به‌جشن می‌گیرد.

    «احتمالاً این صحنه بیش‌ترین نسخهٔ افراطی آنچه من «sandbox» می‌نامم است»، برِکون می‌گوید. «در اینجا خطوط کلی وجود داشتند که به‌خوبی تنظیم و نقشه‌برداری شده بودند، اما درون آن فقط آشفتگی بود که به آن‌ها اجازه می‌داد به هر جهتی بروند. از نظر رویکرد واقعی، من تمام تلاشم را کردم تا ما را به تعهد به یک ناحیهٔ بیش از ۱۸۰ درجه برسانم، فکر می‌کردیم دور می‌زنیم و طرف دیگر را می‌گیریم، اما بچه‌ها در حلقه می‌چرخیدند و همه چیز را انجام می‌دادند، بنابراین خیلی سریع به یک ناحیهٔ ۳۶۰ درجه تبدیل شد که چالش‌هایی به همراه داشت. به‌عنوان فیلمبردار، می‌خواهید همه در نور پس‌زمینه باشند و نمی‌خواهید لحظات زیادی نور جلو داشته باشید. بنابراین سعی می‌کردم با صحنه‌ای که در مقابل‌مان پیش می‌رفت هماهنگار شوم، اما هیچ‌وقت نسخه‌ای از من که فکر کنم «واااو، صبر کنید، این طرز نمایشی نیست که می‌خواهم» وجود نداشت. به‌جای آن، حس می‌شد «نه، بچه‌ها به ما می‌گویند چه باید باشد».

    صحنه در نقطه اوج خود می‌رسد وقتی که یکی از پسران یک سی‌دی را در یک بوم‌باکس می‌اندازد و یک آهنگ پاپ ایتالیایی پخش می‌شود. اگرچه این آهنگ می‌تواند به‌راحتی به‌عنوان یک قطعهٔ نادر اما مناسب در صحنه شناسایی شود، اما در واقع یک قطعهٔ اصیل است که لنکس برای فیلم ساخته است. «بیایید خودمان یک چیز بنویسیم. چرا نه؟»، لنکس می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که «دنیای صوتی فیلم ۹۰٪ از یک چیز تشکیل شده و سپس این چیز دیگر وارد می‌شود. این عمدی است. نمی‌تواند بیشتر از این با سایر موارد مخالف باشد. من واقعا آن را به‌عنوان یک ساختار و شکل دوست دارم.»

    آهنگ با عنوان «Corsa Notturna» نام دارد و شامل صدای ایتالیایی یک کودک است. این یکی از معدود صدای‌های موزیک‌نامه‌ای است که به خود لنکس تعلق ندارد. این آهنگ دوباره در پایان فیلم بازمی‌گردد، در یک صحنه رقص که بار دیگر تکنیک‌های نوآورانهٔ دوربین را به نمایش می‌گذارد.

    در حین رقص آزادانهٔ شخصیت اصلی، ما با او می‌چرخیم تا وقتی که یک اثر منحصربه‌فرد بروز می‌کند و به‌نظر می‌رسد که چرخش ادامه دارد در حالی که به‌طور یکپارچه بین پسر و نمایهٔ چرخان او برش می‌زند. اما برِکون توضیح می‌دهد که این شات اصلاً برش نیافته است. تیم یک آینهٔ شش‌وجهی چرخان ساخته بود که بازیگر درون آن ثابت بود، به‌طوری که گاه‌به‌گاه در شات معکوس ظاهر می‌شد در حالی که حرکت دایره‌ای به‌سوی بیرون حفظ می‌شد.

    «وقتی که او قسمتی از تصویر می‌شود و از نگاه مردم به سوی او تا فقط او می‌پیچد، به‌طور واقعی سرعت می‌گیرد. او دیگر خود نمی‌چرخد و شروع می‌کند که وضعیت لحظه‌ای را ارزیابی کند، اما این با این واقعیت که این آینه به‌سرعت بیشتری می‌چرخد، متناقض است»، برِکون می‌گوید. این یک اثر «ترانس‑ف‑ایکسینگ» است که فیلم را به‌پایان می‌رساند و به‌طور مؤثری داستان را که سرگیجه می‌کشد، در بر می‌گیرد.

    تأثیرات «طاعون» متنوع هستند. برِکون و لنکس اشاره می‌کنند که از «Raw»، «Carrie» و «The Shining» الهام گرفته‌اند، اما همچنین از «Full Metal Jacket»، «۸ ½»، «The Dark Knight» و «Superbad» برای شکل‌گیری ظاهر و صدا استفاده کرده‌اند. نتیجهٔ کار چیزی کاملاً منحصر به فرد است: یک فیلم ترسناک رشد و بلوغ که به بررسی جنبه‌های اجتماعی، روانی و جسمی تجربهٔ بزرگ‌شدن می‌پردازد.

    «طاعون» در ماه مه در جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد. شرکت IFC حقوق توزیع آن را در ماه اوت به‌دست آورد و فیلم را در تاریخ ۲۴ دسامبر در سینماها به اکران می‌رساند.